جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نامه‌ ی سرگشاده ی دیگری از حاج اقا قرائتی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    4,100
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    41 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    0
    گالری
    171

    نامه‌ ی سرگشاده ی دیگری از حاج اقا قرائتی




    حجت‌الاسلام قرائتی استاد اخلاق و معلم قرآن، در آستانه فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و نزول قرآن، در نوشتاری به بیان جایگاه رفیع قرآن پرداخته و در ادامه از کم‌توجهی و بی‌مهری به این کتاب آسمانی گله کرده است.

    به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مجمع ناشران انقلاب اسلامی «منانشر»، حجت‌الاسلام محسن قرائتی در نامه‌ای سرگشاده با اشاره به دلایل بیست‌و‌سه‌گانه جایگاه پرمنزلت قرآن کریم، از مهجوریت و کم توجهی نسبت به این کتاب آسمانی انتقاد کرده و در ادامه پیشنهادهایی برای رفع این مشکل بیان می‌کند.


    متن کامل این نوشتار در پی می‌آید:


    بسم الله الرحمن الرحیم


    محضر مبارک علاقه‌مندان به قرآن کریم و مفاهیم بلند آن.


    جایگاه قرآن بر کسی پوشیده نیست زیرا:


    1. در بهترین شب تاریخ (شب قدر) نازل شده.


    2. بر قلب بهترین انسان نازل شده.


    3. قرآن نازل شد تا غافلان، هوشیار و نشستگان، به پا خیزند و بپا خاستگان بروند و روندگان بدوند.


    (خدای قرآن "قائما بالقسط"، هدف قرآن "لیقوم الناس بالقسط"، و به پیامبرش فرمان "قم" و به امتش "قوموا" و نمازش "اقیموا" و حجش "قیاما للناس" و رهبرش "قائم" و رستاخیزش "قیامت" است.یعنی قرآن کتاب تحرک و نشاط و رشد است.)


    4. قرآن هم چون دریا است که نگاه به آن،شنای در آن، ماهیگیری از آن، کشتیرانی در آن تا غواصی در آن، برای همه ی گروه ها، نوعی بهره دارد. و انسان را به ساحل خوشبختی می رساند و کسانی که عالم ترند، مثل غواصان، بهره ی بیشتری می برند.


    5. قرآن بزرگترین معجزه پیامبر است که حفظ آن واجب است.


    6. مأمور به تدبریم و از کسانی که در آن تدبر نمی کنند توبیخ شدید شده است (افلا یتدبرون القران...).


    7. قرآن نیاز به سند ندارد، مورد قبول همه فرقه‌های اسلامی است و در هر خانه مسلمان حداقل یک نسخه از آن وجود دارد.


    8. تنها کتاب آسمانی است که در آن تحریف صورت نگرفته و در آینده هم بیمه است. "انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون"، "لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه"


    9. شفاعت انسان ها گاهی مفید واقع نمی شود "فما تنفعهم شفاعه الشافعین " ولی شفاعت قرآن قطعا مفید است. "انه شافع مشفع"


    10. اگر بناست عمری صرف خواندن و دقت بشود کتاب خالق بر کتاب مخلوق مقدم است


    11. هر چه علم توسعه پیدا می کند عظمت قرآن شفاف تر می شود. هیچ آیه ای از آن، تاریخ مصرف ندارد؛ بلکه برای همیشه است


    12. دریایی است که به قعر آن دسترسی نیست؛ "بحر لا یدرک قعره"


    13. عجائب قرآن قابل شمارش نیست؛ "لا تحصی عجائبه"


    14. قرآن، میزان است و همه باید خودمان را با آن بسنجیم؛ حتی روایات باید با آن سنجیده شود و اگر حدیثی ضد قرآن بود آن را کنار می‌گذاریم


    15. به گفته روایات متعدد "قرآن و اهل بیت (ع)" حتی برای یک لحظه از هم جدا نیستند؛ "لن یفترقا"


    16. قرآن جامعیتی دارد که در خداشناسی، حیوان و آسمان را کنار هم می آورد؛ "افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت و الی السماء کیف رفعت"


    17. در سفارش به عدالت، تعادل کهکشان‌ها تا تعادل ترازوی میوه فروشی را با هم می بیند."و السماء رفعها و وضع المیزان الا تطفوا فی المیزان"


    18. در سوگند، هم به خورشید سوگند می‌خورد و هم به انجیر


    19. بزرگترین آیه آن آیه حقوقی است، همان گونه که بزرگترین نامه حضرت علی (ع) نامه سیاسی است


    20. در فرمان جهاد آن نیز توجه به عدالت شده است


    21. عدل و احسان قرآن از هم جدا نیست. دستور قتل قاتل را می دهد ولی نام برادری را از او حذف نمی کند. "فمن عفی له من اخیه شیء ..." یعنی حتی نسبت به قاتل کلمه عفو و برادر به کار می‌رود


    22. در مسائل حقوقی و مدیریتی و تربیتی و سیاسی و نظامی و خانوادگی و اقتصادی هزاران دستور دارد که در کتب دیگر نیست


    23. قرآن به اهل کتاب می گوید اگر کتاب آسمانی را به پا ندارید هیچ ارزشی ندارید و پوک هستید؛ "یا اهل الکتاب لستم علی شیء حتی تقیموا التوراة و الانجیل و ما انزل الیکم من ربکم"


    اما این قرآن مهجور است. تنها در حد سوگند به قرآن، رد کردن مسافر از زیر آن، تجوید و ترتیل و حفظ و کاشی کاری و تابلو و امثال آن به آن پرداخته شده است.


    سهم قرآن نه در حوزه ادا شد و نه در دانشگاه و نه در جامعه!


    برای تفقه بحمدالله حوزه ها فعالند ولی برای تدبر یا راکدند یا فعالیت کمی دارند.


    سال ها قبل اقرار بزرگانی از قبیل ملاصدرا، فیض کاشانی، امام خمینی(ره)، را که در اواخر عمر ناله ها سر دادند، در جزوه هایی منتشر کردم.


    به لطف خدا در این سال ها حرکت های خوبی در حوزه ها، سازمان و دفتر تبلیغات، ارشاد، مساجد، دانشگاه ها و ستاد تفسیر و رسانه های گروهی انجام شده است. گر چه کارهای انجام شده حرکت مقدسی است و کاری است مبارک ولی کافی نیست.


    به آرزوی روزی که ما برای نسل نو تفسیرهای مناسب که نیازهای ویژه آنان را بر آورده کند نوشته باشیم.


    به امید روزی که در هر منطقه‌ای دانشمندی قصه‌های قرآن را برای کودکان و بزرگان ما تحلیل کند.


    در انتظار روزی که تفسیر ساده، ولی پر محتوا، جزو دروس رسمی مدارس و دانشگاه ها شود.


    به امید روزی که منبرهای ما، به جای نقل برخی مطالب ضعیف و ... مملو از انوار قرآن باشد.


    به امید روزی که تفسیر را نیز علم بدانیم و اسرار قرآن را کشف کرده و دل‌ها را جذب کنیم.


    به امید روزی که از هر طلبه ای بپرسند چه می‌خوانی؟ بگوید تفسیر و مکاسب، تفسیر و لمعه!


    به امید آن که ما کتاب آسمانی را به پا داریم که آن نیز به پا داشتنی است: "ولو انهم اقاموا التورة و الانجیل و ما انزل الیهم"


    به امید روزی که بخشی از بودجه‌ها، مدارس، نیروها و درس‌های حوزوی صرف تربیت مفسر شود.


    همان گونه که برای روشنی نباید منتظر خورشید باشیم، برای قرآن نیز نباید منتظر دیگران باشیم.


    همان گونه که هر طلبه خودش سایر کتاب‌ها را می خواند و مباحثه می‌کند، کتب تفسیر را هم با مشورت برخی از بزرگان بخواند و مباحثه کند و از اساتید خود بخواهد همان گونه که سایر کتب را تدریس می کنند، تفسیر قرآن را نیز تدریس کنند.


    و تفسیر قرآن را نیز (همان گونه که مقام معظم رهبری خطاب به چند هزار روحانی در خراسان رضوی فرمودند) در همه سطوح درس اصلی خود قرار دهند.


    والسلام علیکم و رحمة الله


    محسن قرائتی


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    4,100
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    41 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    0
    گالری
    171



    نامه گلایه آمیز حجت‌الاسلام قرائتی به علمای حوزه علمیه قم از بی‌توجهی به قرآن در حوزه‌های علمیه
    نامه‌ ی سرگشاده ی دیگری از حاج اقا قرائتی

    حجت‌الاسلام و المسلمین محسن قرائتی طی نامه‌ای خطاب به حضرت آیت‌الله العظمی فاضل لنكرانی، از مهجوریت قرآن در بین مسلمانان و خصوصا حوزه‌های علمیه گلایه كرده و خواستار چاره‌اندیشی مراجع عظام در این‌خصوص شده است. به گزارش ایكنا، متن كامل این نامه به شرح ذیل می‌باشد: محضر مبارك حضرت آیت‌الله‌العظمی فاضل لنكرانی و مدرسین بزرگوار (دامت بركاتهم) سلام علیكمبا حذف مقدمات قرآن نور است ...قرآن نور است و «روحانی كم نور» یا «بی‌نور» چگونه «یخرج الناس من الظمات الی النور» خواهد بود؟همان‌گونه كه حضرت سلیمان ناله هدهدی را شنید و ترتیب اثر داد و بلقیس و منطقه بزرگی هدایت شدند، امید است شما هم ناله مرا بشنوید و ترتیب اثر دهید و بركاتش اگر خداوند متعال قبول كند، ذخیره قیامت باشد.از آیات قرآن، مبارك بودن، نور بودن، برهان بودن، تبیان، ذكر، موعظه و احسن‌الحدیث بودن را می‌دانیم، از آیه «فذكر بالقرآن» فهمیدیم كه بهترین راه موعظه قرآن است.و از آیه «احسن القصص» فهمیدیم كه بهترین داستان‌ها، داستان‌های قرآن است.و از این كه هم قرآن و هم ذات خداوند متعال كارآیی واحدی دارند، می‌فهمیم كه قرآن تجلی خداوند است و همان‌گونه كه تجلی خدا كوه را متلاشی كرد: «جعله دكا و خر موسی صعقاً»، قرآن نیز كوه را قطعه قطعه می‌كند: «لو انزلنا هذا القرآن علی جبل ...». ای كاش ...ای كاش نژاد تربیتی حوزه از روز اول با محوریت قرآن بود و به جای «ضرب زید عمراً» به ما یاد می‌دادند: «ضرب الله مثلا» و ای كاش در درس اخلاق، آیات اخلاقی قرآن محور بود و ای كاش بخشی از شهریه‌ها براساس محوریت قرآن بود.و از این كه فرموده‌اند «روایات را بر قرآن عرضه كنیم و در صورت تباین قطعی فاضربوه علی الجدار»، دانستیم كه محوریت با قرآن است.گو از حدیث «اقراء و ارقاء» دانستیم درجات قیامت نیز بر محور قرآن است.و از این كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در هنگامه جنگ به دلیل آن كه نفر دوم بیشتر قرآن می‌داند، پرچم را از دست یك نفر گرفته و به دیگری دادند و یا در جنگ احد ابتدا بر جنازه شهدایی كه بیشتر قرآن می‌دانستند نماز خواندند، فهمیدیم كه سیره نبوی براساس «قرآن محوری» است و امسال كه سال پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله وسلم) است و همه دستگاه‌های فرهنگی در برابر جسارت به پیامبر عزیز دست به كاری زده‌اند، نباید مهمترین تشكیلات فرهنگی و حوزه‌های علمیه از سایرین عقب بمانند و كاری برای پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله وسلم) نكنند.رسول عزیزی كه خداوند حدود 250 مرتبه در قرآن او را با كلمه «ربك» به خود نسبت داده در حالی كه هر یك از آسمان‌ها و زمین، انبیاء و مردم و مشارق و مغارب را چند باری به خود نسبت داده است.رسولی كه حتی نام اعضا و متعلقاتش در قرآن مطرح شده است: «قریتك، ثیابك، نساءك، بناتك، وجهك، صدرك، ظهرك، لسانك، عنقك، یدك، عینیك» را همه می‌دانیم.



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    4,100
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    41 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    0
    گالری
    171



    سوال قیامت یكی از مراجع بزرگ قم فرمود: اگر در قیامت سوال كنند آیا درتأمل‌های كفایه بیشتر وقت صرف كردید یا در آیات بیشتر تدبر كردید، پاسخ چیست؟!رسولی كه نه تنها از عصمت او، بلكه از اعضاء او نیز سخن به میان آمده است: زبانش معصوم: «ما ینطق عن الهوی»، قلبش معصوم: «ما كذب فوءاد ما رأی» و چشمش معصوم است: ما زاغ البصر.رسولی كه آسمان‌ها به خاطر اهل بیت او برپاست (و بكم یمسك السماء ان تقع علی الارض)، در حالی كه ما به هنگام خواب‌آلودگی حتی گردن و پلك چشم خود را نمی‌توانیم نگه داریم ولی آنان آسمان را نگه داشته‌اند.به هر حال هرچه داریم از او و اهل‌بیتش داریم و باید بیش از هر گروه دیگر حقش را با دعای «و اعنا علی تاءدیه حقوقه علی» ان‌شاءالله ادا نماییم، اما كارها چه می‌تواند باشد:ضرورت تلاش حوزه برای رفع مهجوریت قرآنكاری كه در شأن حوزه علمیه و مراجع عظام است، آن است كه حداقل یكی از غم‌های پیامبر را برطرف كنیم. با این كه حضرتش خبر از مظلومیت اهل بیتش داشت و حتی خبر شهادت آنان را بعد از خود می‌داد، ولی در قیامت شكایتش از مهجوریت قرآن است: «یا رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا».این شكایت قطعی است؛ چون با این كه زمان شكایت قیامت و آینده است با كلمه ماضی محقق‌الوقوع به كار رفته است (وقال الرسول)، این شكایت با كلمه اتخاذ عنوان شده یعنی با توجه و از روی عمد قرآن را مهجور كردند و نفرمود «كان القرآن عندهم مهجوراً». بنده خدمت بعضی از مراجع عظام كه مطلب را عرض كردم، فرمودند: من نیز مهجوریت قرآن را تا حدود زیادی قبول دارم.علماء عزیز و حضرت آیت الله العظمی فاضل:شما می‌دانید كه راضی كردن پیامبر و مهجوریت‌زدایی هر دو كار خداوند است. قبله عوض شد تا پیامبر راضی شود: «فلنولینك قبله ترضیها»، اعطاء مقام شفاعت به خاطر راضی كردن اوست: «و لسوف یعطیك ربك فترضی»، بگفته امام رضا (علیه السلام) ذیل آیه در تفسیر نورالثقلین، نماز واجب شد تا قرآن از مهجوریت بیرون بیاید و تكرار حدیث ثقلین در چندین مورد به خاطر محوریت قرآن و اهل بیت است.ای كاش نژاد تربیتی حوزه از روز اول با محوریت قرآن بود و به جای «ضرب زید عمراً» به ما یاد می‌دادند: «ضرب الله مثلا» و ای كاش در درس اخلاق، آیات اخلاقی قرآن محور بود و ای كاش بخشی از شهریه‌ها براساس محوریت قرآن بود. خدا را شكر كه نام تفسیر از درس جنبی‌بودن خارج شد.ای كاش خطباء با محوریت قرآن حرف می‌زدند و ای كاش قرآن را نور فكر و عمل و سیره خود قرار می‌دادیم.حضرات علماء:در قرآن دو رشته تحصیلی با نوعی توبیخ مطرح شده است: یكی تفقه و دیگری تدبر، لكن آیه تفقه با یك توبیخ (لو لا نفر ... لیتفقهوا) و آیه تدبر با دو توبیخ (یكی جمله افلا یتدبرون القرآن و دیگری جمله ‌ام علی قلوب اقفالها) آمده است و ای كاشر تفقه در غیر آیات‌الاحكام نیز رسمی می‌شد. نمی‌دانم چرا تدبری كه در قرآن با دو توبیخ همراه است، در حوزه جدی گرفته نشده است؟! فیض كاشانیعمرم رفت و در چند رشته تخصص داشتم و كتاب‌ها نوشتم ولی در هیچ‌یك از این علوم دارویی برای دردم و آبی برای عطشم نیافتم، بر خود ترسیدم و انابه كردم و به سراغ تدبر در قرآن رفتماگر در قیامت سوال كنند كه مدرسین حوزه كه مقدمات علمی بیشتری را در دست داشتند چرا سهم تدبر را ادا نكردند، چه پاسخی دارند؟یكی از مراجع بزرگ قم فرمود: اگر در قیامت سوال كنند آیا درتأمل‌های كفایه بیشتر وقت صرف كردید یا در آیات بیشتر تدبر كردید، پاسخ چیست؟!اگر سوال كنند محور شهریه‌ها و تشویق‌ها و شرح‌ها و حاشیه‌ها و عناوین، قرآن بود یا نه؟ جواب چیست؟!


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    4,100
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    41 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    0
    گالری
    171



    آیا اقرار ملاصدرا و فیض كاشانی و امام خمینی و دیگران برای حركت ما كافی نیست؟ملاصدرا درمقدمه تفسیر سوره واقعه، حدود یك صفحه ناله می‌زند كه: «عمرم رفت و در آخر فهمیدم كه چرا به سراغ قرآن نرفتم و به جای نور در سایه ایستاده بودم و خیال می‌كردم كسی هستم.»و فیض كاشانی بعد از ده‌ها كتاب و تحصیل در چند رشته در رساله انصاف خود می‌گوید: «عمرم رفت و در چند رشته تخصص داشتم و كتاب‌ها نوشتم ولی در هیچ‌یك از این علوم دارویی برای دردم و آبی برای عطشم نیافتم، بر خود ترسیدم و انابه كردم و به سراغ تدبر در قرآن رفتم.»و امام خمینی(ره) در جلد بیستم صحیفه نور در صفحه بیست می‌فرماید: «من به جد می‌گویم نه تعارف معمولی از این كه تمام عمرم را صرف قرآن نكردم تأسف می‌خورم.» بعد خطاب به طلاب و دانشگاهیان می‌گوید: «شما ای فرزندان اسلام بپا خیزید و قرآن را از مهجوریت نجات دهید، آن را مقصد اعلی قرار دهید تا مبادا در آخر عمر همچون من پشیمان شوید.»قرآن نور است و «روحانی كم نور» یا «بی‌نور» چگونه «یخرج الناس من الظمات الی النور» خواهد بود؟ آیا طلاب اهل سنت با قرآن مانوس‌تراند؟بیایید یك «نهضت قرآنی» در تمام سطوح انجام دهیم تا به ما نگویند طلاب اهل سنت با قرآن مانوس‌ترند. ما اگر به گرد پای پیامبر و اهل بیتش نمی‌رسیم و «لا یطمع فی ادراكه طامع»، حداقل به دختر كنیزی مثل فضه می‌رسیم كه بیست سال با قرآن حرف می‌زند.شاید دلیل آن‌كه واعظان ما روی منابر از تاریخ و شعر و رویا و الفاظ مترادف بیشتر استفاده می‌كنند آن است كه دستشان از قرآن و اهل‌بیت پر نیست!چرا فقهای ما حاضر نیستند تفسیر بگویند و اگر مرجعی مانند آیت الله العظمی خویی تفسیر شریف البیان را می‌نویسد به او فشار می‌آورند كه تفسیر شأن شما را پایین می‌آورد!حتما باید از دروس حوزوی كم نگذاریم ولی باید بدانیم كه حدود ده درصد بهره‌گیران از دروس عالیه به درجه اجتهاد می‌رسند ولی بهر‌ه‌گیران از دروس تفسیر نود درصد هستند. آیت الله العظمی مكارم از ساعات فراغت حوزه (بعد از نماز مغرب روز چهارشنبه وصبح‌های پنجشنبه و تابستان‌ها) استفاده و ما را دور خود جمع كرد و تفسیر شریف نمونه را نوشت و این شاگرد كوچك شما تفسیر نور را در طی چهارده سال لابه‌لای حدود سیصد سفر نوشتم و بدانیم كه هر كس در قرآن تدبر كند، نكات جدیدی به دست می‌آورد و این‌طور نیست كه همه نكات را در مجمع البیان و المیزان و فخر بدانیم، اگر چنین نبود خداوند به همه مردم دستور تدبر نمی‌داد. البته هر كس عالم‌تر است، لطائف بیشتری از آیات الهی در می‌یابد؛ همانگونه كه غواصان لولو و مرجان ازدریا استخراج می‌كنند. ولی معنای آن این نیست كه هر كس به درجه غواصی نرسیده است از این دریایی كه به فرموده حضرت علی علیه السلام «لایدرك قعره» بهره نگیرد. صدها میلیون نفر از نگاه به دریا، شنا در دریا، حمل و نقل دریایی و فضای دریا و ماهیان دریا بهره می‌گیرند و غواص هم نیستند. نباید به طلاب بگوییم كه اول ملا شویم بعد به سراغ قرآن برویم. همانگونه كه نباید بگوییم اول غواص شویم بعد به سراغ دریا برویم.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    4,100
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    41 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    0
    گالری
    171



    متأسفانه امروز كه به بزرگی پیشنهاد می‌شود در رادیو تفسیر یا نهج‌البلاغه بگوید، جواب می‌دهد كه شأن من گفتن درس خارج است نه تفسیر و نهج‌البلاغه. «انا لله و انا الیه راجعون.»به جای آنكه عزت را از كتاب عزیز و خدای عزیز بخواهیم، عزت را از دیگران طلب می‌كنیم: «ایبتغون عندهم العزه ان العزه لله جمیعا.»حضرت آیت الله العظمی فاضل و علمای حوزه:هرگز سخن از كم یا حذف كردن دروس حوزوی نیست كه هر كس كار برجسته‌ای انجام داده به نحوی شاگرد حوزه و الهام گرفته از آن است. بلكه سخن آن است كه آیا حق وحی را ادا كردیم یا نه؟ مگر نه آن است كه اشتغال یقینی، برائت یقینی می‌خواهد؟ مگر ما نسبت به قرآن اشتغال ذمه نداریم؟ و آیا با این بحث‌ها برائت پیدا می‌كنیم؟شما را به خدا آیا ما به آیه «خذ الكتاب بقوه» عمل كرده‌ایم؟شما را به خدا یك دهم تلاشی كه برای «فقیه‌پروری» می‌شود برای «مفسرپروری» می‌شود؟شما را به خدا در این نیم قرن شرح كفایه بیشتر نوشته شده یا تفسیر قرآن؟شما را به خدا قرآن در شأن خود قرار دارد و طلاب ما قرآن را علم می‌دانند یا سایر كتاب‌ها را؟مگر در حدیث نمی‌خوانیم: «من اراد العلم فلیثور القرآن»؟علماء عزیز. من شاگرد شما هستمَ، چرا باید تفسیر شاگرد شما ده میلیون جلد چاپ شود ولی كتاب دیگران چند هزار؟ ضرورت مفسر‌پروریشما را به خدا یك دهم تلاشی كه برای «فقیه‌پروری» می‌شود برای «مفسرپروری» می‌شود؟چرا باید شاگرد شما از تهران بیاید و از تابستان طلاب كه درس ندارند برای تفسیر استفاده كند و از تعطیلات و گرما و وقتهای مرده برای قرآن استفاده كند؟ آیا حق قرآن این است؟ای اساتید:همه ما قطعاً از دنیا می‌رویم: «انك میت و انا میتون»، آیا شفیع لازم داریم یا نه؟ و مگر شفیع ما قرآن نیست؟«شافع مشفع». بیایید یك «نهضت قرآنی» در تمام سطوح انجام دهیم تا به ما نگویند طلاب اهل سنت با قرآن مانوس‌ترند. ما اگر به گرد پای پیامبر و اهل بیتش نمی‌رسیم و «لا یطمع فی ادراكه طامع»، حداقل به دختر كنیزی مثل فضه می‌رسیم كه بیست سال با قرآن حرف می‌زند.چرا باید بیست بار قاریان بین‌المللی به ایران بیایند ولی یك بار مفسران دنیا به ایران نیامدند؟چرا در دانشگاه‌ها و مدارس ما قرآن جلوه لازم را ندارد؟ای علمای بزرگ:چند روز قبل به نجف رفتم و سراغ افراد قرآنی را گرفتم. در روزهای آخر پیرمردی حدود هفتاد ساله را آوردند كه در نجف تفسیر می‌گوید. او لباس روحانی نداشت. با خودم گفتم شاید عالم بی‌لباس است؛ اما بعد فهمیدم ایشان درس حوزه نخوانده و تاجر حبوبات است. ولی به خاطر آن‌كه در شهر نجف تفسیر نبود، به گفتن تفسیر قرآن روی آورده است.
    ویرایش توسط کیمیای محبت : ۱۳۹۲/۱۱/۱۹ در ساعت ۰۰:۳۷


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    4,100
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    41 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    0
    گالری
    171



    آیا اگر حضرت علی علیه السلام امروز بود، سر به چاه برده و ناله می‌كرد یا نه؟البته رشته تخصصی تفسیر بحمدالله راه افتاده اما علوم قرآن از قبیل شناخت تاریخ قرآن، ناسخ و منسوخ، محكم و متشابه، تحدی و كتابت و آشنایی با انواع تفسیر و مفسران وشیوه آنان، غیر از تدبر در قرآن است. این افراد به‌جای شنا، دور استخر می‌دوند. باید اگر غفلتی بوده در سال پیامبر اكرم از حضرتش عذرخواهی كنیم و هر كس به هر مقدار كه می‌تواند و در هر سطحی كه هست قرآن را از مهجوریت بیرون آورد.من شاگرد شما هستم، نه علم شما را دارم نه ایمان شما را. بلكه من خورده كاغذی هستم، ولی می‌دانم كه اگر كاغذ كوچكی آتش بگیرد، جنگل‌های انبوه را می‌سوزاند.اگر ناله من صادقانه و خالصانه و مورد قبول و امدادهای الهی باشد، كارساز خواهد بود. همان‌گونه كه «اوهن‌البیوت» در غار، «اشرف‌المخلوق» را حفظ كرد و كلاغ سیاهی معلم بشر شد: «فبعث الله غراباً». و همان‌گونه كه شن‌های ناقابل طبس هلی‌كوپترها را از كار انداخت. پس من به كوچكی و كم‌سوادی خودم نمی‌نگرم و به امداد الهی چشم می‌دوزم.حضرات علماء:«ربانی» در قرآنوظیفه حوزه‌ها تربیت عالم ربانی است و قرآن درباره كلمه «ربانی» می‌فرماید: «كونوا ربانیین بما كنتم تعلمون الكتاب و بما كنتم تدرسون».بخش تخصصی قوه قضاییه قم مرا دعوت كردند. در این بخش حدود صد نفر طلبه فاضل را برای قضاوت تربیت می‌كنند و علاوه بر آن گروهی دیگر در پژوهشكده كار علمی دارند. اما متأسفانه بعد فهمیدیم كه حتی یك آیه حقوقی قرآن جزء دروس آنان قرار نگرفته است. به یاد این شعر افتادم كه:هر چه بگندد نمكش می‌زنند وای به روزی كه بگندد نمكعلماء عزیز:رمز فقر ما كم اعتنایی به قرآن است؛ به دلیل آنكه قرآن می‌فرماید: «ولو انهم اقاموا التورات لاكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم». پس اگر قرآن اقامه شود به طریق اولی «لاكلوا» صورت خواهد گرفت. به هر حال قرآن ذكر است. «نحن نزلنا الذكر» و مردم جاهل به اهل ذكر ارجاع داده شده‌اند: «فاسئلوا اهل الذكر». مبادا ما از ذكر اعراض كنیم كه گرفتار نكبت خواهیم شد: «و من اعرض عن ذكری فان له معیشه ضنكا.»در خاتمه ناله و فریاد مرا ببخشید. از تقصیر و قصورهای فراوانم معذرت می‌خواهم و از خداوند می‌خواهم كه توفیق جبران آن‌ها را مرحمت فرماید تا بعد از مرگ به ما خطاب نشود: «پوچ هستید» كه قرآن می‌فرماید: «یا اهل الكتاب لستم علی شی حتی تقیموا التوراه و الانجیل و ما انزل الیهم».مبادا خدای ناخواسته با گرفتن لقب پوچی از طرف خداوند و دریافت ناله از طرف پیامبر اكرم (ص) (یا رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا» دست خالی به جهان باقی وارد شویم و قرآن شافع مشفع‌ ما، خود از ما شاكی باشد.والسلام محسن قرائتی
    ویرایش توسط کیمیای محبت : ۱۳۹۲/۱۱/۱۹ در ساعت ۰۰:۳۶


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    4,100
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    41 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    0
    گالری
    171

    گلایه قرائتی از نخواندن قرآن در عزاداری‌ها




    فارس- صبح امروز گردهمایی مشترک اعضای هیئت امنا، هیئت مدیره و مدیران شعب استانی بنیاد فرهنگی مهدی موعود با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی و سردار رحیم صفوی در مجتمع رسول اکرم(ص) تهران برگزار شد.

    * توجه به واجبات، خواندن قرآن و برپایی نماز در پرورش مهدی‌یاوران

    حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی مدیر بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه‌الشریف با اشاره به اینکه مدیران شعب استانی باید مواظب باشند که در دام سیاست و سرمایه‌داری وارد نشوند، اظهار داشت: از مکر مردمان بترسید، خداوند در آخرین سوره قرآن «ناس» و در آخرین کلمه قرآن «ناس» را بیان کرده است تا بگوید مواظب شر‌های مردم باید بود، لذا در جریان انتخابات مواظب باشید که وارد دام‌های سیاسی نشوید، گوش کنید که مقام معظم رهبری چه امری می‌فرمایند، آن را اجرا کنید.

    وی با بیان اینکه در کنار دوره‌های تربیت‌مربی مهدویت باید توجه کافی به انجام واجبات صورت گیرد، افزود: در کنار هر مجلس عزاداری برای امام حسین علیه‌السلام، محفل قرآنی برگزار شود، این طور نباشد که در تهران 6 هزار مجلس عزاداری باشد، اما قرآن خوانده نشود، لذا در کنار مسئله مهدویت، قرآن و نماز را بگنجانید.

    حجت‌الاسلام قرائتی با اشاره به اینکه با امام عصر ارواحناه فداه در هنگام ظهور اولین اقدامی که انجام می‌دهند، برپایی نماز است، خواستار توجه مدیران شعب استانی به زندگانی سایر ائمه معصومین علیه‌السلام شد و بیان داشت: استفاده از تمام ظرفیت‌های استانی برای گسترش فرهنگ مهدویت لازم و ضروری است، سعی کنید که با کشف استعدادها، دیگران را در این کار شریک کنید و هر کسی را که توانایی کمک برای فرهنگ مهدوی را دارد، وارد عرصه کنید، هنگامی که حضرت موسی به پیامبری رسید و خداوند به او فرمان داد که پیش فرعون برود، به خداوند فرمود که هارون برادرم را برای این کار همراه خود می‌آورم : «وَاجْعَل لِّی وَزِیرًا مِّنْ أَهْلِی، هَارُونَ أَخِی، اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی، وَأَشْرِکْهُ فِی أَمْرِی»، لذا از مردم برای نشر فرهنگ مهدویت مدد بگیرد.

    * شرکت زیر 60 درصد در انتخابات مجلس، ظلم به امام و نظام است

    رئیس بنیاد مهدی موعود خواستار مطالعه بیشتر مدیران استانی بنیاد و سفر‌های دورن استانی برای پیگیری کارهای مهدویت شد و اظهار داشت: اگر می‌خواهید موفق باشید شرطش این است که سفر داشته باشید، مفسری که در خانه کتاب تفسیر می‌نویسد،کتابش فروش نمی‌رود، اما مفسری که در میان مردم است و از خواسته‌های آنان آگاه است می‌تواند در کارش موفق‌ باشد، پس سفر کنید تا با دغدغه‌های مهدوی مردم آشنا شوید.

    رئیس ستاد اقامه نماز کشور با تاکید دوباره بر توجه ویژه مدیران به مطالعات علمی و صحیح خواندن قرآن، ادامه داد: یکی از نمونه‌های اعمال صالح، جایی است که مسلمان خشم کفار را در می‌آورد، که با شرکت حداکثری در انتخابات خشم آمریکا، اروپائیان و اسرائیل را در خواهیم آورد، شرکت زیر 60 درصد در انتخابات مجلس موجب شکست امامت و ولایت می‌شود، ظلم به امام و نظام است، خراب کردن خون شهداست.
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــ

    ویرایش توسط کیمیای محبت : ۱۳۹۲/۱۱/۱۹ در ساعت ۰۰:۳۸


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    4,100
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    41 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    0
    گالری
    171



    استــاد قرائتــی :

    هرچه هوا سردتــر شد ، لباست را ضخیم تــر میکنـی تا سرما بـه تــو نفوذ نکنــد


    هرچه جامعه ات فاسدتــر شد، تــو لباس تقوایـت را ضخیـم تـر کن تا بــه تــو نفوذ نکنــد

    و هرگز نــگو : محیط خرابــه ، منم خــراب شدم !!
    نامه‌ ی سرگشاده ی دیگری از حاج اقا قرائتی


  10. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود