صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تناقض در قران:آیا ابلیس فرشته است یا جن؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    110
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 12 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تناقض در قران:آیا ابلیس فرشته است یا جن؟




    در یک آیه قران به روشنی ابلیس رو فرشته معرفی می کنه و در آیه ای دیگر ابلیسو جن.
    ولی نمی شه که ابلیس هم فرشته باشه و هم جن!(یا زمانی فرشته بوده و بد جن شده)
    كانَ مِنَ الْجِنّ: «ابلیس از طائفه جنّ بود» --->ابلیس جن بود
    “واذ قلنا للملایکة اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس.”و زماني كه گفتيم به ملائكه به آدم سجده كنند پس همه سجده كردند مگر ابليس----ابلیس فرشته بود
    بعضی می گویند که استثنا شدن ابلیس از بین ملایکه نشان دهنده ‏ى فرشته بودن ابلیس نیست!!!بلکه نشان دهنده این است که ابلیس به واسطه‏ ى عبادتهایش میان ملایک و در صف آنها بوده است.این بعضی ها این ادعایی را که کردند بر چه منطق و بر چه اساسی آن را بیان کرده اند؟آیا مدرکی بر صحتش دارند؟فرشته بودن مثل خصلتی همچون مجاهد بودن نیست.مثلا می توان گفت،به مجاهدین گفتیم که سجده کنند پس همه سجده کردند مگر ابلیس....(ابلیس می تواند با اینکه جن باشد مجاهد بوده و بعد از خطایی دیگر واجد شرایط مجاهد بودن نباشد...)ولی فرشته بودن فرق می کند.فرشته یک جنس است.اینکه ابلیس را خدا فرشته معرفی می کند.یعنی از جنس فرشته است.و کسی که از جنس فرشته است نمی تواند به جنس دیگری مثل جن تبدیل شود.
    این تناقض قران را چطور می توان رد کرد؟

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    604
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    10 روز 13 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با نام الله




    تناقض در قران:آیا ابلیس فرشته است یا جن؟





    کارشناس بحث: استاد هدی



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ(بقره/34)
    باسلام
    در ابتدا بايد يك مقدمه از يك قاعده در زبان عربي را متذكر شوم و سپس وارد بحث مي شويم :
    استثنای متصل استثنایی است که در آن مستثنی منه و مسثنی هم جنس اند: «جاء التلامذةُ إلّا أخاک» در عبارت فوق «أخاک» (مستثنی) با «التلامذة» (مستثنی منه) هم جنس اند.
    استثنای منقطع استثنایی است که در آن مستثنی منه و مستثنی از یک جنس نیستند: «جاء القومُ إلّا حمارَهُم» در مثال بالا «حمار» (مستثنی) از جنس «القوم» (مستثنی منه) نیست بلکه «حمار» حیوان است و افراد «قوم» انسان.

    با اين توضيح و مقدمه به سراغ آيه 34 سوره مباركه بقره مي رويم :
    وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْإِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ
    با توجه به آيه 50 سوره مباركه كهف : فسجدوا الا ابليس كان من الجن
    كه به جن بودن ابليس تصريح شده است ، استثناي بكار رفته در آيه 34 سوره بقره ،استثناي منقطع است (1) يعني نشان دهنده غير همجنس بودن دو گروه ملائكه و ابليس است ، لذا هيچ تناقضي وجود ندارد و جمله ي فسجدوا الا بليس بيانگر همجنس بودن ملائكه با ابليس نيست همانگونه كه جمله «جاء القومُ إلّا حمارَهُم» بيانگر همجنس بودن حمار با قوم نيست .

    (1)- ر.ك تفسير تسنيم ، ج 3 ، ص 279
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    110
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 12 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کارشناس عزیز سپاس از پاسخگوییتون.من به زبان عربی خیلی آگاهی ندارم...کاش قاعده عربی ای که متذکر شدید رو کمی بیشتر شرح می دادین و واسش مثالی از قران می آوردید...مثالی که شما زدید: جاء القومُ إلّا حمارَهُم---نمی دانم درست معنی اش را فهمیده ام یا نه...اگر درست فهمیده باشم این مثال شما مصداقی از برای مثالی که من از قران آوردم نیست.در مثال شما گفته شده (حمارَهُم) و جمله ابهامی ندارد.خواهشن کمی بیشتر در مورد قواعد عربی که ذکر کردید توضیح دهید و مثال آشکاری که مشابه آیه 34 بقره باشد بزنید(البته از قران)(چرا که من و فکر کنم اکثر کاربران زیاد به قواعد عربی آشنایی نداریم)
    یعنی مثلا طبق این قاعده موجود در زبان عربی،اگر من به یک عرب زبان جمله زیر را بگویم آن عربی زبان اگر نکته سنج باشد طبق آن قاعده عربی برایش جای تردید است که آیا این ابلیس فرشته است یا چیزی غیر از فرشته؟
    واذ قلنا للملایکة اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس(بقره 34)
    یا
    فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ(الحجر/30)همه فرشتگان، بي استثنا، سجده کردند...
    إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى أَنْ يكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ(الحجر/31)جز ابليس، که ابا کرد از اينکه با سجده‌کنندگان باشد.
    آیا نباید خدا در تمامی آیات مشابه آیه ای که ذکر کردم(آیه 34 سوره بقره)بی ابهام تر سخن می گفت
    (با تذکر این نکته که مثلا یک عرب زبان کافر نمی داند به واقع ابلیس چه موجودیست و از چه جنسی است.
    (خواهشن مثالی می آورید از آیات قران باشد)با تشکر
    ویرایش توسط منطقی : ۱۳۹۲/۰۹/۲۳ در ساعت ۱۹:۰۷
    انسان چه راحت فریب می خورد
    هیچ چیز را باور نکنید مگر آن که خودتان تحقیق و برای آن ادله عقلانی پیدا کنید.

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نقل قول نوشته اصلی توسط منطقی نمایش پست
    کارشناس عزیز سپاس از پاسخگوییتون.من به زبان عربی خیلی آگاهی ندارم...کاش قاعده عربی ای که متذکر شدید رو کمی بیشتر شرح می دادین و واسش مثالی از قران می آوردید...مثالی که شما زدید: جاء القومُ إلّا حمارَهُم---نمی دانم درست معنی اش را فهمیده ام یا نه...اگر درست فهمیده باشم این مثال شما مصداقی از برای مثالی که من از قران آوردم نیست.در مثال شما گفته شده (حمارَهُم) و جمله ابهامی ندارد.خواهشن کمی بیشتر در مورد قواعد عربی که ذکر کردید توضیح دهید و مثال آشکاری که مشابه آیه 34 بقره باشد بزنید(البته از قران)(چرا که من و فکر کنم اکثر کاربران زیاد به قواعد عربی آشنایی نداریم)
    شما اگر به زبان عربي آشنايي نداريد برايتان قران و غير قران از ادبيات عرب فرقي نمي كند ، پس چرا اصرار داريد كه حتما از قران نمونه اي بياورم ؟ البته مشكلي نيست فقط اين اصرار شما بر عدم آشناييتان به زبان عربي و از طرف ديگر اينكه مثال ديگري از قران آورده شود كمي ابهام انگيز و سوال برانگيز است !!!
    "حمارهم" برايتان ابهامي ندارد زيرا شما پيش زمينه ذهني منفي يا سوالي از اين مساله نداريد اما در خصوص جريان ملائكه و ابليس بدليل اينكه تصورتان اين است كه تناقض گويي شده ، استثناي موجود در آيه 34 را از نوع متصل گرفته ايد بعد با آيه 50 سوره كهف ، در تناقض مي بينيد .
    نقل قول نوشته اصلی توسط منطقی نمایش پست
    یعنی مثلا طبق این قاعده موجود در زبان عربی،اگر من به یک عرب زبان جمله زیر را بگویم آن عربی زبان اگر نکته سنج باشد طبق آن قاعده عربی برایش جای تردید است که آیا این ابلیس فرشته است یا چیزی غیر از فرشته؟
    مطمئن باشيد شما با يك عرب زبان به چنين مشكلي برنخواهيد خورد ، آنان زبان خودشان را بهتر از بنده و شما مي دانند بويژه اگر طرفتان نكته سنج و اهل علم باشد .
    نقل قول نوشته اصلی توسط منطقی نمایش پست
    آیا نباید خدا در تمامی آیات مشابه آیه ای که ذکر کردم(آیه 34 سوره بقره)بی ابهام تر سخن می گفت
    ابهامي وجود ندارد ، ابليس و ملائكه در يك جايگاه مشخصي بودند ، فرمان سجده رسيد ، همه سجده كردند جز ابليس ، مثل اينكه شما و خانواده و دوچرخه تان در راه باشيد ، اتوبوس همه را سوار كند جز دوچرخه شما را . كجاي اين مساله ابهام دارد ؟!!! بنظر مي رسد سوال و پرسش از آن ابهام داشته باشد نه خود مساله !!!!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط منطقی نمایش پست
    خواهشن مثالی می آورید از آیات قران باشد
    اين هم مثالي از آيات قران :
    فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنسَأَتَهُ...(سباء/14) پس چون مرگ را بر او مقرر داشتيم جز جنبنده‏ اى خاكى [=موريانه] كه عصاى او را [به تدريج] مى‏خورد [آدميان را] از مرگ او آگاه نگردانيد

    در اين آيه هم "دابةالارض=موريانه" از جنس آدميان نيست و استثناي موجود در آيه ، منقطع است درست مانند آيه 34 سوره مباركه بقره .
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    110
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 12 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگر خواهش کردم که از قران مثال بیاورید از برای این بود که می خواستم بدانم که آیا قران در جای دیگری از قران دقیقا مشابه آیه 34 بقره از این قاعده (به طور مشابه)استفاده کرده اند یا نه.تا از این راه به چند نتیجه برسم،مثلا ثابت شود که بعضی ها که خود را محقق می دانند احتمالا از روی دشمنی به آیه 34 بقره ایراد گرفته ولی به دیگری نه!تا از این راه به متعصب بودن یا به اشتباه بودن شیوه کار آن محققان پی ببرم...از طرفی قران کتابی است که در آن قواعد دستوری عربی می گویند به طور دقیق رعایت شده،پس مثال زدن از آن اعتماد بیشتری را جلب می کند...چرا مرا متهم می کند که من با دیدی یک سو و جریان گرفته به این تناقض نیگاه می کنم و مثلا می گویید حمارهم را مبهم نمی بینم چرا که پیش زمینه منفی از آن ندارم؟....!حمارهم دارای (هم)ضمیر متصل است(و از طرفی هر عرب زبان دوران پیامبر می دانست حمار یعنی چه درحالی که ابلیس را نمیشناخت).اگر مثالی را که زدید را ترجمه کنم(اگر درست بتوانم ترجمه کنم)باید بگوییم جاء القومُ إلّا حمارَهُم یعنی که همه قوم آمدند مگر خرانشان(یا چهارپایانشان)پس می بینید(اگر درست ترجمه کرده باشم)این جمله با آیه 34 بقره مانند نیست(با ذکر این نکته که ابلیس برا عرب زبان دوره پیامبر شناخته شده نبود!) و لی اگر می گفتید که جاء القومُ إلّا حمار(یا الحمار)آنوقت باید انتظار می داشتیم که حتما الحمار هم از جنس قوم باشد...می بینید من در مورد قواعد عربی با تردید حرف می زنم،اگر شما آن قاعده عربی را بیشتر شرح می دادد و مثالی عین آیه 34 بقره می آوردید من بدور از تعصب دست به نتیجه گیری صحیح تر می زدم.شاید البته شما خودتان هم از آن قواعد اطلاعی دقیق ندارید.....واقعا آن مثالی که زدید(سبا آیه14) را با آیه 34 بقره یکی میدانید؟خوانند گان خود قضاوت کنند...خدا به فرشتگان امر می کند که سجده کنند پس همه سجده کردند جز ابلیس..پس ابلیس فرشته است.من و بیشتر افراد این طور برداشت می کنیم حالا شما می گویید ابهامي وجود ندارد ، ابليس و ملائكه در يك جايگاه مشخصي بودند ، فرمان سجده رسيد ، همه سجده كردند جز ابليس ، مثل اينكه شما و خانواده و دوچرخه تان در راه باشيد ، اتوبوس همه را سوار كند جز دوچرخه شما را . كجاي اين مساله ابهام دارد ؟!!! بنظر مي رسد سوال و پرسش از آن ابهام داشته باشد نه خود مساله !!!!! ... بگذارید خوانند خود قضاوت کنند....مثلا (در حالی که سوسن نام گلی است که در میان درختان روییده است)اگر من البته در زبان فارسی بگویم که همه درختان آتش گرفتند مگر سوسن مسخره نیست؟کاش شما از آن قواعد بیشتر حرف بزنید و یک نمونه و مثال دقیقا مشابه با آیه 34 بقره که در قران وجود دارد از برای آن بزنید.آیه سبا 14 مانند و مشابه آیه 34 بقره نیست از نظر من.حالا اگر فکر می کنید من بی ربط حرف می زنم و شما جواب کاملی تا الان داده اید دیگر پاسخی ندهید و بگذارید خوانندگان قضاوت کنند....در تفسیر المیزان نوشته شده:...و بنابر آنچه گذشت نسبت کتمان بهمه ملائکه دادن ، با اينکه تنها يک نفر از آنان بنام ابليس کفر درونى خود را پنهان کرده بود...!
    ویرایش توسط منطقی : ۱۳۹۲/۰۹/۲۴ در ساعت ۲۰:۱۴

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اشکال در سیوه بیان ایه است ایه باید میگفت به ملایکه و ابلیس گفتیم به ادم سجده کنید همه سجده کردند جز ابلیس!!
    هر کس دیگری جای شیطان بود باید در جواب این سوال که چرا سجده نکردی میگفت من که فرشته نیستم و تو فرشتگان را خطاب کردی!!!
    اینجا ابلیس جزو فرشتگان شمرده شده وگرنه این شکل خطاب منطقی نیست !!
    حالا یک مثال:
    چوپان سگهایش را صدا کرد که بیایید همه امدند جز گربه!!
    چون گربه یک موجود متفاوت است چنین خطابی درست نیست و احمقانه است برای هر شنونده ای !!!
    ولی اگر بگوییم چوپان سگهایش را صدا زد همه امدند جز خال خالی!!
    همه میدانند که این منطقی است !!
    پس خطاب اولی در حالتی درسته که گربه را بفرض نوعی سگ بدانیم باز هم تاکید میکنم بفرض!!
    پس در این ایه ابلیس جزو فرشتگان باشد تا این خطاب عاقلانه باشد!!!

  10. تشکر


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    با سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط منطقی نمایش پست
    اگر خواهش کردم که از قران مثال بیاورید از برای این بود که می خواستم بدانم که آیا قران در جای دیگری از قران دقیقا مشابه آیه 34 بقره از این قاعده (به طور مشابه)استفاده کرده اند یا نه.تا از این راه به چند نتیجه برسم،مثلا ثابت شود که بعضی ها که خود را محقق می دانند احتمالا از روی دشمنی به آیه 34 بقره ایراد گرفته ولی به دیگری نه!تا از این راه به متعصب بودن یا به اشتباه بودن شیوه کار آن محققان پی ببرم...از طرفی قران کتابی است که در آن قواعد دستوری عربی می گویند به طور دقیق رعایت شده،پس مثال زدن از آن اعتماد بیشتری را جلب می کند...چرا مرا متهم می کند که من با دیدی یک سو و جریان گرفته به این تناقض نیگاه می کنم و مثلا می گویید حمارهم را مبهم نمی بینم چرا که پیش زمینه منفی از آن ندارم؟
    زيرا اين دو مثال دقيقا مانند هم هستند و شما به دليل اينكه نسبت به تغيير ماهيتي ابليس و فرشتگان سوال داريد و نسبت به اين امر خالي الذهن نيستيد آنرا متفاوت از مثال قوم و حمار مي دانيد كه در ادامه عرض خواهم كرد . وگرنه اين اتهام نيست بزرگوار بلكه يك تبيين از ذهنيت شماست.
    نقل قول نوشته اصلی توسط منطقی نمایش پست
    حمارهم دارای (هم)ضمیر متصل است(و از طرفی هر عرب زبان دوران پیامبر می دانست حمار یعنی چه درحالی که ابلیس را نمیشناخت).اگر مثالی را که زدید را ترجمه کنم(اگر درست بتوانم ترجمه کنم)باید بگوییم جاء القومُ إلّا حمارَهُم یعنی که همه قوم آمدند مگر خرانشان(یا چهارپایانشان)پس می بینید(اگر درست ترجمه کرده باشم)این جمله با آیه 34 بقره مانند نیست(با ذکر این نکته که ابلیس برا عرب زبان دوره پیامبر شناخته شده نبود!) و لی اگر می گفتید که جاء القومُ إلّا حمار(یا الحمار)آنوقت باید انتظار می داشتیم که حتما الحمار هم از جنس قوم باشد...می بینید من در مورد قواعد عربی با تردید حرف می زنم،اگر شما آن قاعده عربی را بیشتر شرح می دادد و مثالی عین آیه 34 بقره می آوردید من بدور از تعصب دست به نتیجه گیری صحیح تر می زدم.شاید البته شما خودتان هم از آن قواعد اطلاعی دقیق ندارید.....واقعا آن مثالی که زدید(سبا آیه14) را با آیه 34 بقره یکی میدانید؟خوانند گان خود قضاوت کنند...
    ما كه منظورمان از استثناي منقطع يا متصل اين نيست كه ضمير متصل داشته باشد يا نداشته باشد . ببينيد استثنا در زبان عرب اينگونه است كه يك حكم كلي را بر جماعتي بار مي كنند آنگاه يك نفر را از آن حكم خارج مي كنند مثل "همه آمدند غير از زيد" اين حالت كلي استثنا در زبان عربي است اما استثنا در زبان عربي حالات گوناگوني دارد ، منقطع دارد ، متصل دارد ، مفرغ دارد . استثناي متصل استثنايي نيست كه ضمير متصل داشته باشد –مانند آنچه شما در خصوص حمار گفتيد اصلا ربطي به ضمير متصل ندارد – بلكه استثنایی است که در آن مستثنی منه و مسثنی هم جنس اند مثل : "همه آمدند جز زيد "
    استثناي منقطع آن استثنايي را مي گويند كه در آن مستثنی منه و مستثنی از یک جنس نیستند: «جاء القومُ إلّا حمارَهُم» در اين مثال «حمار» (مستثنی) از جنس «القوم» (مستثنی منه) نیست بلکه «حمار» حیوان است و افراد «قوم» انسان. اينكه شما ضمير "هم" را هم برداريد ، حتي در اينصورت هم باز استثناي منقطع خواهيم داشت همان استثنا است منتها افراد ذيل آن حكم واحد ، از يك جنس نيستند مثل همين جريان سجده ي ملائكه الا ابليس .
    اين اسلوب ادبيات عرب است ، يك عرب زبان هرگز نتيجه نميگيرد كه پس حمار و انسان از يك جنسند . بنده هم موافقم كه قضاوت را به خوانندگان بسپاريم زيرا هر كس از قواعد زبان عربي مطلع باشد اين مساله را تصديق مي كند ، ماهم در فارسي اسلوبهاي بياني ايي داريم كه مثلا يك انگليسي زبان اگر با قواعد زباني حاكم بر ذهن خودش بخواهد آنرا پردازش كند ، به خطا خواهد رفت . خدا حفظشان كند ، استاد آموزش زبان عربي ما در دانشگاه آقاي دكتر آذرنوش بودند – از چهره هاي ماندگار – ايشان به چند زبان از جمله عربي و فرانسه مسلط بودند همواره به ما تاكيد مي كردند براي اينكه بتوانيد خوب عربي حرف بزنيد بايد عربي بيانديشيد[ يعني با قواعد عربي بيانديشيد و حرف بزنيد ] نه اينكه با قواعد فارسي بيانديشيد و بعد بخواهيد كلمات را ترجمه عربي كنيد و جايگذاري نماييد . الان شما دقيقا داريد همين كار را مي كنيد . ببينيد مثلا ما در فارسي مي گوييم" كتاب سبز" اما يك انگليسي زبان همين معنا و مفهوم را مي گويد green book"" اگر ما هم بخواهيم با اسلوب زبان خودمان اين جمله ي او را ترجمه كنيم مي گوييم " سبز كتاب " بعد مدعي مي شويم كه اين چه تركيب نامفهومي است .
    غرض از اين تطويل ، اين بود كه بايد با اسلوب حاكم بر هر زباني ، ادبيات و جملات آنان را بفهميم و اين مختص زبان عربي نيست .
    ضمنا ابليس را همه مي شناختند حتي مردم عهد حضرت موسي عليه السلام و قبل از آن در عهد ابراهيم خليل عليه السلام و حتي قبلش، نيازي هم به ديندار بودن كسي نبود ، مثلا خود كفار مكه به شياطين معتقد بودند البته به خداوند هم به عنوان خالق معتقد بودند و بتها را رب النوع مي دانستند ، پس ابليس معرف حضور همه بود .
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

  12. تشکر


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نقل قول نوشته اصلی توسط منطقی نمایش پست
    خدا به فرشتگان امر می کند که سجده کنند پس همه سجده کردند جز ابلیس..پس ابلیس فرشته است.من و بیشتر افراد این طور برداشت می کنیم حالا شما می گویید ابهامي وجود ندارد ، ابليس و ملائكه در يك جايگاه مشخصي بودند ، فرمان سجده رسيد ، همه سجده كردند جز ابليس ، مثل اينكه شما و خانواده و دوچرخه تان در راه باشيد ، اتوبوس همه را سوار كند جز دوچرخه شما را . كجاي اين مساله ابهام دارد ؟!!! بنظر مي رسد سوال و پرسش از آن ابهام داشته باشد نه خود مساله !!!!! ... بگذارید خوانند خود قضاوت کنند....

    1. مخاطبان اصيل در فرمان سجده، فرشتگان هستند و ابليس در ضمن آنان مندرج بود (1) البته ابليس خود مشمول اين خطاب بود : قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ...فرمود چون تو را به سجده امر كردم چه چيز تو را باز داشت از اينكه سجده كنى...(اعراف/12)
    2. ابليس فرشته نيست بلكه مندرج در جمع فرشتگان بود و مشمول اين امر شد.
    3. ابليس به تصريح قران كريم از جنيان است : اذ قلنا للملايكه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس كان من الجن... (و [ياد كن] هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم آدم را سجده كنيد پس [همه] جز ابليس سجده كردند كه از [گروه] جن بود ... (كهف /50) كجاي اين مساله تناقض است در حاليكه در يك آيه هم امر به سجده بيان مي شود و هم جن بودن ابليس ، پس آيا اين نشان از آن ندارد كه ما در درك برخي قواعد زبان عربي ، دچار ابهام شده ايم ؟



    نقل قول نوشته اصلی توسط منطقی نمایش پست
    مثلا (در حالی که سوسن نام گلی است که در میان درختان روییده است)اگر من البته در زبان فارسی بگویم که همه درختان آتش گرفتند مگر سوسن مسخره نیست؟
    شايد اين بيان شما به تنهايي گويا نباشد اما اگر بگوييد "همه درختان آتش گرفتند مگر سوسن كه يك گل است "ديگر اين ابهام هم مرتفع مي شود . خداوند هم فرموده به ملائكه امر كرديم سجده كنند همه سجده كردند مگر ابليس كه از جن بود .
    با ارائه ي آيه 50 سوره مباركه كهف كه هم به فرمان سجده به ملائكه تصريح دارد و هم به جن بودن ابليس ، اساس سوال شما در خصوص تناقض قران در باب اينكه ابليس فرشته بود يا جن پاسخ داده مي شود شايد اساسا نيازي نباشد كه به بحث استثناي موجود در ايه بپردازيد هر چند آن بحث هم نتيجه مي دهد فقط از اين باب عرض كردم كه اگر قواعد عربي برايتان دشوار است اما بدنبال رفع تناقض هم هستيد ، استناد به ايه 50 سوره مباركه كهف ، شايد از جهاتي مناسب تر باشد .

    (1)- تفسير تسنيم ،ج3 ،ص 288
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

  14. تشکر


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    110
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 12 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سپاس از پاسخ گویی.....راستش را بخواهید من قانع نشدم.البته نمی گویم مشکل از پاسخ شماست.شاید من منظور شما رو درست متوجه نمی شوم...من پاسخ های شما رو دوباره مرور خواهم کرد و با چند نفر دیگر نیز مشورت خواهم کرد و بیشتر قواعد عربی را مورد توجه قرار خواهم داد،تا بتوانم به درستی نتیجه بگیرم......فقط نکته ای را یادآور شوم.وقتی که من حرف از وجود تناقض در قران می زنم، پس این فرض را در نظر دارم که شاید این قران سخن خدا نباشد، ولی شما این فرض را گویا در نظر نمی گیرید و مثلا از برای اثبات بر حق بودن قران به خود قران رجوع می کنید(البته به شکلی که با مثال خواهم گفت)مثلا در میان دو نوع آیات تناقض وجود دارد،یکی میگوید که ابلیس فرشته است(هرچند شما قبول ندارید) و یکی می گوید که ابلیس جن و شما برای اینکه بگویید تناقض وجود ندارد مثلا آیه وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ را می آورید،در حالی که می شود اینطور هم برداشت کرد که حضرت محمد در ابتدا گفته ابلیس فرشته است، اما بعد به این نتیجه رسیده که فرشته بودن ابلیس معقول نیست(چرا که فرشتگان هیچگاه به ناجق کاری نمی کنند)پس آمده با آوردن آیاتی ابلیس را جن معرفی کرده و آیه وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ را نازل کرده که شبهات را بپوشد.(البته این نکته هم در نتیجه گیری کمک می کند که بفهمیم که کدام آیات از لحاظ زمانی زودتر نازل شده اند، این را هم اضافه کنم ما از خدا انتظار داریم بی ابهام سخن بگوید!!)....به هر حال در این باب حرفها زده شد،خوانندگان خود قضاوت خواهند کرد.......اما جدایی از اینها من یک سوال از کارشناس داشتم(یا هرکس دیگری که می تواند به سوالم پاسخ بدهد)و سوال این است:چه شکل و چه مدل تناقضی در قران اگر پیدا کنیم ثابت می شود قران سخن خدا نیست؟چرا که من به این نتیجه دارم می رسم که حتی اگر در قران آیه ای باشد که در آن به صراحت بیان شده باشد:ای اهل علم قران سخن خدا نیست، باز مفسران در تفسیر آیه کوشیده و همچنان می توانند قران را معجزه و سخن خدا بدانند!!!مثلا من اگر بگویم در قران آمده:اوست که زمین و آسمان را در شش روز افرید و عرش او بر آب است(هود 7) شبیه به خرافات و افسانه هاست (و همچنین شش روز خلق شدن دنیا متناقض با علم روز به حساب می آید و همان چیزی است که در تورات هم آمده است)طرفداران قران و مفسران به راحتی آن را توجیه میکنند و شاید به من لقب مشرک، کافر و متعصب بی خرد بدهند!!!!همچنین اگر بگویم:که لوط که پیامبر بود ناپسند است که دخترانش را به گروهی مشرک عرضه کند(برای رابطه جنسی) اما پیامبر اظهار داشته که لوط همچین کاری کرده:گفت: «دختران من حاضرند، اگر مي‌خواهيد کاری انجام دهيد »(الحجر/72)....باز مفسرا تلاش کرده و......(البته مثال ها زیادند)متاسفانه افرادی ناآگاه و (گاها بی خرد) از قران معجزه تراشی های علمی میکنند!در حالی که من فکر میکنم تا هیچ معجزه علمی ای در قران بیان نشده.(اگر کسی یک معجزه علمی از قران نشانم دهد،لطف بزرگی در حق من کرده و یک نفر را در ایمانش استوار کرده)من همیشه تلاشم بر آن بوده که به دور از تعصب به قضایا نیگاه کنم.و هر روزی که می گذرد بیشتر به این نکته پی می برم که(البته از نظر خودم که شاید اشتباه باشد) قران پر از تناقضات و ابهامات و سخنانی بی منطق و استدلال های غیر منطقی و... است که از خدا انتظار نمی رود همچین کتابی نوشته باشد....حال باز سوالم را تکرار می کنم:چه شکل و چه مدل تناقضی در قران اگر پیدا کنیم ثابت می شود قران سخن خدا نیست؟
    ویرایش توسط منطقی : ۱۳۹۲/۰۹/۲۵ در ساعت ۲۰:۴۹
    انسان چه راحت فریب می خورد
    هیچ چیز را باور نکنید مگر آن که خودتان تحقیق و برای آن ادله عقلانی پیدا کنید.

  16. تشکر


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود