جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خشونت و قرآن

  1. #1
    بی خدا
    شروع کننده موضوع

    خشونت و قرآن




    در بیش از 50 آیه از قرآن تاکید میکند که از من بترسید :
    و از من بترسید اگر اهل ایمانید (آل عمران 175)
    در قرآن لغت هلاک کردن 73 بار در بیش از 60 آیه به اشکال مختلف آن به کار رفته است :
    یهلک 5 - هلک 4 - اهلکنا 17 - مهلک 3 - یهلکون 2- نهلک 2 - المهلکین 1- فاهلکنا 1-فاهکلو 2- اهلکت 1- فاهلکه 1- فاهلکناهم 3 - اهلکناها 4
    - مهلکی 1 - اهلک 8 - مهلوکوا 1 - تهلکنا 1- مهلکم 1- فتهکلنا 1- لیهلک 2 -مهلکوها 1- اهلکناهم 4 - یهلکنا1 - اهلکنی 1- لنهکن 1- التهلکنا -لمهلکهم 1 - هالک 1- اهلکتهم 1-
    که خداوند در آنجا به شرح سرگذشت اقوام و مردمانی که آنها را قتل عام کرده است ، میپردازد :
    چه بسیار اهالی شهرها که بر هلاک آنها عذاب فرستادیم آنگاه که در آسایش شب یا خواب صبحگاه بودند ( اعراف 4)
    پیش از اهل مکه هم ما اهل شهری که ایمان نیاوردند ، همه را هلاک کردیم، آیا اهل مکه ایمان خواهند اورد (انبیاء 6)
    و اهل دیاری که ما هلاک گردانیدیم زندگانی بر آنها حرام و هرگز به دنیا باز نخواهند گشت ( انبیاء 95)
    آیا ما پیشینیان را هلاک نکردیم ( مرسلات 16)
    و از پی آن هم قومی دیگر را نیز هلاک میکنیم ( مرسلات 17)
    ما برای هر یک از این طوایف پند ها و مثلها زدیم و همه را هلاک کردیم (فرقان 39)
    و ما اقوام و مللی را پیش از شما به کیفر ظلمشان سخت به دست هلاکت سپردیم و با آنکه پیامبرانی با آیات و معجزات بر آنها آمد باز هیچ ایمان نیاوردند ، ما هم اینگونه مردم عنود زشت بد عمل را به کیفر میرسانیم (یونس 13)
    چه بسیاری از ملل و اقوامی را بعد از نوح به جرم کفر و عصیان هلاک کردیم (اسراء 17)
    هیچ شهر و دیاری در روی زمین نیست جز آنکه پیش از ظهور روز قیامت اهل آن شهر را یا هلاک کرده یا به عذاب سخت معذب مبکنیم، این حکم در کتاب علم ازلی حق مسطور است ( اسراء 58)
    در صورتی که ماپیش از این با کافران چه کرده ، بسیاری رت که داراتر و خوشتربودند همه را هلاک گردانیدیم (مریم 74)
    و چه بسیار اقوامی از اهل عناد را که پیش از این معاندین هلاک ساختیم ، آیا چشم تو دیگر به احدی از آنها خواهد افتاد ، یا کمترین صدایی از آنان در دنیا تا ابد خواهی شنید ( مریم 98)
    همانا ما پس از آن که طوایفی از امم گذشته را به کیفر کفر هلاک کردیم به موسی برای بصیرت و رحمت و هدایت خلق کتاب تورات را عطا کردیم باشد که مردم راه خداپرستی پیش گیرند ( قصص 43)
    آیا آن طوایف و قبایلی را که ما پیش از این مردم کنونی هلاک کردیم و اینان به جای آنها رفت و آمد میکنند ، هلاک انها موجب هدایت و عبرت اینان نگردید ، البته در این هلاک آیات پند و عبرت است آیا باز هم سخن نمیشنوند ( سجده 36)
    خدا قوم عاد را در اول هلاک ساخت ( نجم 50)
    خدا قوم ثمود را هلاک ساخت ( نجم 51)
    و پیش از اینان قوم نوح را هلاک ساخت ( نجم 52)
    خدا قوم لوط را هلاک ساخت ( نجم 53)
    آیا اینان بهترند یا قوم تُبَع و اقوام پیش از او که چون بسیار مردم بدکاری بودند ما همه را هلاک ساختیم (دخان 37)
    آیا ندیدید چه بسیار طوایفی را پیش از اینها هلاک کردیم که دیگر ابدآ به دیار اینان باز نگشتند ( یس 31)
    آیا از گذشتگان که ما همه را هلاک کردیم عبرت نگرفتند ( طه 128)
    ما پیش از اینها طوایف بسیاری را به هلاکت رساندیدیم وآن هنگام فریادها کردند و هیچ راه نجاتی ب رآنها نبود (ص 3)
    و چقدر طوایفی را پیش از اینها هلاک کردیم که با قهرو قوت تر از اینان بودند ( ق 36)

    ما چه بسیار اهل شهر و دیار را که در اطراف شما بودند همه را هلاک کردیم و آیت عبرت برای مردم گردانیدیم تا مگر به درگاه خدا بازگردند ( احقاف 27)
    و ما قویترین سرکشان را به عقوبت هلاک کردیم و شرح حال پیشینیان گذشت (زخرف 8 )
    ما بسیاری از پیشینیان امثال شما را هلاک کردیم آیا کیست که از آن پند و عبرت بگیرد ( قمر 50)
    آیا ندیدید ما پیش از ایشان چه بسیار گروهی را هلاک نمودیم ( انعام 6)
    همانطور که خوی فرعونیان و پیش از آنان بر این شد که آیات خدای خود را تکذیب کردند ما هم آنها را به کیفر گناهانشان هلاک نمودیم و فرعونین را به دریا غرق کردیم ( انفال 54)
    رسول حق را تکذیب کردند و ما آنها را هلاک کردیم و بیشتر آنان به خدا ایمان نیاوردند ( شعراء 139)
    ما هم بر هلاک آن قوم عاد باد تندی در ایام نحس شوم فرستادیم تا به آنها عذاب ذلت وخِذلان را در دنیا بچشانیم در صورتی که خواری عذاب آخرت بیش از دنیاست ( فصلت 16
    نیز لغت عذاب به معنی مجازات و شکنجه به تعداد 365 مرتبه در مجموع بیش از 300 آیه در اشکال مختلف آن به کار رفته است :
    عذاب 154 - العذاب 86 - یعذب 9 - بعذاب 13 - عذبا 39 - عذب 3 - تعذب 1 - معذبین 1 - تعذب 1- تعذاب 1 - لعذاب 5 - عذابه 3 - معذبهم 2 - لیعذب1 - معذبوها 1 - نعذبه 1 - عذابهما 1 - عذابها 2 - لیعذبه 1 - لعذبنا 1 - عذبناها 1 - فاعذبهم 1 - فیعذبهم 1 - عذابی 9 - تعذبهم 2 -
    یعذبکم 4 - اعذبه 2 - بالعذاب 6 - بمعذبین 3 - المعذبین 1 - یعذبهم 6 - بعذابکم 1-
    که در آنجا خداوند تهدید به سخت ترین عذاب ها میکند ، روش های مختلف شکنجه ها و عذاب هایی را که به کار میبرد را شرح میدهد و به کار بردن انواعی از آنان را به مؤمنان آموزش میدهد :
    و اگر بنگری سختی حال کافران را هنگامی که فرشتگان جان آنها را گرفته و بر پشت آنها تیغ میزنند و میگویند بچشید طعم عذاب سوزنده را ( انفال 50)
    همان طور که سرگذشت فرعونیان پیش از این بر این شد که آیات خدا را تکذیب کردند و ما هم آنها را به کیفر گناهانشان هلاک نمودیم ( انفال 54)
    خدا بر شما شراره های آتش و مس گداخته فرود آرد تا هیچ نصرت و نجاتی نیابید ( رحمان 35)
    پس با چه حال سختی روبرو شوند هنگامی که فرشتگان جانشان بگیرند و بر پشت آنها تازیانه ی قهر زنند ( محمد 27)
    کافران را لباسی از آتش دوزخ به قیامت بریده اند و بر سر آنان آب سوزان حمیم جهنم فرو ریزد ( حج 19)
    تا پوست بدنشان و آنچه در درون آنهاست به آن آب سوزان گداخته شود (حج 20)
    و گرز گران و عمودهای آهنین بر سر آنها مهیا باشد ( حج 21)
    هرگاه خواهند از دوزخ بدر آیند و از اندوه آن نجات یابند ، فرشتگان عذاب ، آنان را به دوزخ برگردانند و گویند باز عذاب آتش سوزان را بچشید ( حج 22)
    بر آن کافران آتشی سرپوشیده احاطه خواهد کرد (بلد 20 )
    آنها در عذاب باد سَموم و آب جوشان باشند ( واقعه 42)
    از پی گردنکش عنود آتش دوزخ خواهد بود و آب که می آشامد ، آب پلید چرکین است (ابراهیم 16)
    چون گردن هایشان با غل و زنجیر کشیده شود ( مؤمن 71)
    شما ای گمراهان از درخت زقوم تلخ جهنم خواهید خورد تا انکه شکم را از آن پر سازید ( واقعه 52-53)
    آنگاه همه از آب گرم جهنم مینوشید بدانسان که شتران تشنه آب می آشامند (واقعه 54-55)
    تا به حمیم دوزخ در افکنند سپس در آتش افروخته شوند( مؤمن 72)
    که آن آب پلید را پیوسته می آشامد و هیچ گوارای او نشود و از هر جانب مرگ به وی روی آور شود ولی نمیمیرد تا دائم در عذاب سخت معذب باشد ( ابراهیم 17)
    روزی که طلا و نقره در آتش دوزخ گداخته شود و پیشانی و پشت و پهلوی آنها را به آن داغ کنند ( توبه 35)
    آنان که به آیات خدای خود کافر شدند جزای آنها عذاب دردناک دوزخ است ( جاثیه 11)
    همانا درخت زَقوم جهنم قئت و غذای بدکاران است ( دخان 43-44)
    که ان غذا در شکمشان چون مس گداخته میجوشد ( دخان 45)
    پس از آن آب جوشان بر سرش فرو ریزد ( دخان 48)
    که از عذاب خدا هیچ کس ایمن نخواهد بود ( معارج 28)
    وای بر کافران از آتش قهر و عذاب سخت خدا ( ابراهیم 2)
    ما هم بر هلاک آن قوم عاد باد تندی در ایام نحس شوم فرستادیم تا به آنها عذاب ذلت وخِذلان را در دنیا بچشانیم در صورتی که خواری عذاب آخرت بیش از دنیاست ( فصلت 16)
    باید شما مؤمنان هر یک از زنان و مردان زنا کار را به صد تازیانه مجازات و تنبیه کنید و هر گز در بارهء آنان در دین خدا ترحم و رعفت روا ندارید ، اگر به روز قیامت ایمان دارید و باید عذاب آن بدکاران را جمعی از مؤمنان مشاهده کنند ( نور 2)
    کشتن انسان از مکرر ترین و مهمترین موضوعات اشاره شده در قرآن است .
    لغت قتل در اشکال مختلف آن 158 مرتبه در بیش از 130 آیه بکار رفته است که در بیش از 20 آیه خداوند مستقیما امر به کشتن انسانها میدهد :
    هر جا مشرکان را یافتید به قتل رسانید و از شهر هایشان برانید (بقره 191)
    بکشید در راه خدا که خدا به گفتار و کردار خلق شنوا و داناست ( بقره 244)
    شما ای اهل ایمان کافران را بکشید و با آنان کارزار کنید تا خدا آنان را بدست شما عذاب کند و خوار گرداند (توبه 14)
    آنان در دین شما تمسخر و طعن زنند ، آنان را بکشید که انان را سوگند استواری نیست ، تا از ترس شمشیر از طعن زدن به اسلام بس کنند ( توبه 12)
    خدا جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده ، آنها که در راه خدا جهاد کنند و دشمنان دین را به قتل رسانند و یا خود کشته شوند ( توبه 111)
    ای اهل ایمان هر که از اهل کتاب ( یهودی و نصاری ) که ایمان به خدا و روز قیامت نیاورده و آنچه را خدا و رسولش حرام کرده ، حرام نمیدانند بکشید تا آنگاه با ذلت تواضع به اسلام جزیه دهند ( توبه 29)
    و یهود و نصاری گفتند مسیح پسر خداست این سخنان را که اینها بر زبان میرانند خود را به کیش کافران مشابه میکنند ، خدا آنان را بکشد ( توبه 30)
    ای اهل ایمان با کافران از هر که به شما نزدیک تر است شروع کنید و انان را بکشید ، و باید کفار در شما درشتی و نیرومندی و قوت پایداری حس کنند و بدانید که خدا همیشه یار پرهیزکاران است ( توبه 123)
    اگر در راه خدا کشته شوید به سوی خدا گردآورده میشوید ( آل عمران 158)
    اگر در راه خدا کشته شوید در آن جهان به رحمت و آمرزش خدا نائل شوید و ان بهتر از هر چیزیست که در حیات دنیا در حیات دنیا برای خود فراهم توان آورد (آل عمران 157)

    و آن گروه از مشرکان را ( از یهودان ) که پشتیبان و کمک مشرکان بودند خدا از حصار و سنگرهاشان فرود آورد و در دلشان از شما مسلمین ترس افکند تا آن گروهی از آنها را به قتل رسانیدهو گروهی را اسیر گردانیدند ( احزاب 26)
    این مردم پلید بدکردار راندهء درگاه خداوند هستند با هر جا یافت شومند آنان را گرفته و جدآ بکشید ( احزاب 61)
    مؤمنان باید در راه خدا ، آنان را که حیات مادی دنیا را بر آخرت برگزیدند بکشند و هر کس در جهاد در راه خدا کشته شد و یا فاتح گردید زود باشد که او را در بهشت ابدی اجری عظیم دهیم ( نساء 74)
    اهل ایمان در راه خدا و کافران در راه شیطان میجنگند ، پس شمامؤمنان با دوستان شیطان قتال کنید که مکر و سیاست شیطان بسیار سست و ضعیف است (نساء 76)
    ای مؤمنان کافران را بکشید که در زمین فتنه و فساد دیگری نماند و آئین همه دین خدا گردد (انفال 39)
    ای مؤمنان نه شما بلکه خدا کافران را کشت و ای رسول چون تیری افکندی نه تو بلکه خدا افکند ( انفال 17)
    شما مؤمنان چون با کافران روبرو شدید باید آنان را گردن زنید ( محمد 4)
    ای کشته باد انسان چرا تا این حد کفر میورزد ( عبس 17)
    همانا کیفر آنان که با خدا و رسول او به جنگ برخیزند و در زمین به فساد کوشند جز این نباشد که انها را به قتل رسانند یا به دار کشند و یا دست و پایشان به خلاف ببرند ، یا با نفی بلد و تبعید از سرزمین صالحان دور کنند ، این ذلت و خواری عذاب دنیوی انهاست و اما در آخرت باز در دوزخ به عذابی بزرگ معذب خواهند بود ( مائده 33)
    تنبیه کردن و زدن از خفیف ترین رفتار های خشونت آمیز است که خداوند زدن زنان را توسط مردان مجاز دانسته است :
    زنانی که از مخالفت و نا فرمانی آنان بیمناکید ابتدا آنان را موعظه کنید اگر مطیع نشدند از خوابگاه آنان دوری کنید ، اگر مطیع نشدند آنان را به زدن تنبیه کنید (نساء 34)

    شمار آیه های خشونت آمیز ، که در ارتباط با کشتن ، عذاب و شکنجه دادن ، قتل عام کردن است از700 آیه تجاوز میکند .
    بیش از 50 درصد از 3000 مجموع آیه های باقیمانده قرآن نیز به نوعی در ارتباط با آیه های خشونت آمیز اند .
    بطوری که به سختی امکان پذیر است صفحه ای از این کتاب را باز کرد و آثاری از خشونت در آن نیافت .


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنْ الأَسْرَى إِنْ يَعْلَمْ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْرًا يُؤْتِكُمْ خَيْرًا مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ( (أنفال: 70).
    «اي پيامبر، به اسيراني که در دست شما هستند بگو اگر خداوند بداند که در دلهاي خود نيت خيري داريد بهتر از آنچه که از شما گرفته شده، به شما خواهد داد و گناهانتان را مي‌آمرزد که خداوند بسي آمرزنده و مهربان است».

    )وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ( (بقره: 190)
    «با کسانيکه به جنگ شما مي‌آيند، در راه خدا پيکار کنيد و تجاوز روا مداريد که خدا تجاوزگران را دوست نمي‌دارد».

    اين آية شريفه، سه قيد براي جنگ ذکر نموده نخست آنکه: مسلمانان در راه خدا بجنگند (نه براي دنياطلبي و غنيمت‌يابي)! دوّم آنکه: مسلمانان با کساني بجنگند که براي پيکار با ايشان آمده‌اند (نه کساني که سر جنگ با آنها ندارند)! سوّم آنکه: مسلمانان به هيچکس تجاوز روا ندارند يعني زنان و کودکان و پيران و کساني را که اهل جنگ نيستند همه را محترم شمرند چنانکه طبري از ابن عبّاس (پسر عموي پيامبر) آورده که در تفسير آية مزبور گفت:
    «لاتَقتُلُوا النِّساءَ وَلا الصِّبيانَ ولا الشَّيخَ الکَبيرَ ولا مَن أَلقي إِلَيکُمُ السَّلَمَ وَکَفَّ يدَهُ، فَإِن فَعَلتُم هذا فَقَدِ اعتَدَيتُم». (تفسير طبري، ذيل آية 190 از سورة بقره)
    يعني: «زنان و کودکان و پيرمردان و کسي که اظهار صلح به شما مي‌کند و دست از جنگ باز مي‌کشد، هيچکدام را نکشيد که اگر چنين کرديد بي‌ترديد تجاوز نموده‌ايد».

    )وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ( (أنفال: 61).
    «اگر دشمنان به صلح تمايل نشان دادند تو نيز بدان متمايل شو و بر خدا توکّل کن که او شنوا و دانا است».



    ویرایش توسط dokhtareaseman : ۱۳۸۷/۰۵/۱۹ در ساعت ۱۹:۴۷

  4. تشکرها 3


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امام صادق (ع) نقل می کند که رسول خدا (ص) مسلمانان را از قتل زنان و کودکان در زمان جنگ و در سرزمین دشمن نهی نموده است ، مگر این که آنها نیز به جنگ دست ببرند : « حتی زنی که در جنگ مشارکت داشت تا آنجا که می توانی از کشتن وی چشم پوشی کن » .

    امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل می کند که فرمود : « و لا تسبوا اهل الشرک ، مشرکان را فحش و ناسزا نگویید »

    امام صادق (ع) از امام علی (ع) نقل می کند که رسول خدا (ص) مسلمانان را از ریختن سم در سرزمین مشرکان نهی می کرد. این روایت نشان می دهد که هر گونه کاربرد مواد شیمیایی در جنگ ممنوع است ، رسول خدا (ص) حتی آتش زدن درختان و محصولات کشاورزی را نیز ممنوع اعلام می کردند .

    پیامبر (ص) وقتی که معاذ بن حبل و ابوموسی اشعری را به یمن اعزام می کرد به آنان فرمود : « تشاورا و تطاوعا و یسرا و بشرا و لا تنفرا ، با هم مشورت کنید ، همیاری نمایید ، کارها را آسان نشان دهید ( به مردم در مورد اسلام ) بشارت و مژده دهید و ایجاد نفرت نکنید »

    امام صادق فرمود : پیامبر اسلام (ص) هنگامی که می خواست سپاهی برای جنگ اعزام کند ، آنان را فرا می خواند و در برابرشان می نشست و می فرمود : « با نام خدا و برای خدا و در راه خدا سفر را آغاز کنید ، نیرنگ و حقه نزنید ، مثله نکنید ، سالخوردگان ، کودکان و زنان را نکشید ، درختی را نبرید مگر مجبور شوید »

    امام علی (ع) در سفارش به لشکریان خود در جنگ صفین پس از این که سفارش نمود ، آغازگر جنگ نباشید ، فرمود : « فراریان را نکشید ، ناتوان ها را ضربت نزنید ، مجروحان را به قتل نرسانید ، با اذیت و آزار زنان را به هیجان نیاورید ، اگر چه آنها به شما دشنام دهند و متعرض آبروی شما گردند »

    پیامبر اسلام (ص) فرمود : « از کشتن پیران و کودکان مشرکان دست نگه دارید »



  6. تشکرها 4


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سُهَیل بن عَمرو در جنگهای بسیار با پیامبر روبرو شد و در فتنه‌های گوناگون دخالت داشت. در «بَدر» به اسارت مسلمین درآمد و با «فدیه» آزاد شد، در «حُدَیبِیه» بعنوان نمایندة مشرکین از سوی آنها نزد پیامبر آمد. در فتح مکّه از پای ننشست و مردم را به جنگ با رسول خدا -صلى الله علیه وآله وسلم- فراخواند و بگزارش ابن اسحق، او و صَفوان وعِکرِمَه در محل «خَندَمَه» گروهی را برای پیکار با پیامبر گرد آورده بودند! (سیرة ابن هشام، ج 2، ص 407)


    چنین کسی، با آن پیشینة تابناک! همینکه دید پیامبر اکرم با فتح و ظفر به مکّه وارد شد ناگزیر از رسول خدا -صلى الله علیه وآله وسلم- أمان خواست. واقدی با اسنادش از خود سهیل چنین نقل می‌کند:


    «سُهَل بن عَمرو گفت: همینکه پیامبر خدا -صلى الله علیه وآله وسلم- با پیروزی به شهر مکّه درآمد، من خود را بدرون خانه‌ام افکندم و در را بروی خویش بستم و پسرم عبدالله را بسوی پیامر فرستادم و به او گفتم که برای من از محمّد امان بگیر، زیرا که من از کشته‌شدن خاطر آسوده ندارم. و پیشینة خود را نزد محمّد و یارانش بیاد آوردم که هیچکس بدسابقه‌تر از من نبود! من در روز «حُدَیبِیه» با پیامبر برخوردی داشتم که کسی بدان گونه با وی روبرو نگشت. و صلح نامة حُدَیبِیه را (که آنرا نقض کردیم)! من امضاء کرده بودم. با این همه، در جنگ «بَدر» و «اُحُد» نیز حضور داشتم و در تمام حرکات قریش بر ضدّ پیامبر، شریک بودم»


    واقدی، دنبالة ماجری را بدین صورت گزارش می‌نماید:


    «عبدالله فرزند سُهَیل، به حضور رسول خدا -صلى الله علیه وآله وسلم- رسید و پرسید: ای پیامبر خدا آیا به پدرم زینهار می‌دهی؟ پیامبر پاسخ داد: آری، او در امانِ خدا است. از خانه‌اش بیرون آید! سپس رسول خدا -صلى الله علیه وآله وسلم- به اطرافیان خود گفت: هر کس که سُهَیل بن عَمرو را دید با تندی به وی نگاه نکند، سهیل باید از خانه‌اش بیرون آید، به جان خودم او از خِرَد و شرف بهره دارد و روا نیست کسی همچون سهیل، اسلام را نشناسد، بی‌گمان او دریافته آیینی که بدان پایبند است وی را سودی ندهد».


    عبدالله از حضور پیامبر بیرون رفت و خود را به پدر رسانید و از گفتار رسول خدا -صلى الله علیه وآله وسلم- آگاهش کرد، سهیل گفت:



    «به خدا سوگند که او در خُردی و بزرگی همواره اهل نیکی بوده است»!.


    با این همه، سهیل در پذیرفتن اسلام گامی به پیش می‌نهاد و گامی به پس برمی‌داشت! چنانکه در جنگ «حُنَین» با پیامبر همراهی کرد ولی در آن هنگام هنوز مشرک بود تا آنکه در «جِعِّرانَه» مسلمان شد».

    ویرایش توسط dokhtareaseman : ۱۳۸۷/۰۵/۱۹ در ساعت ۱۹:۱۱

  8. تشکرها 4


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ابوعَزَّه جُمَحی مردی فتنه‌انگیز و فرصت‌طلب و دشمن پیامبر اسلام بود، وی در «بدر» به همراه مشرکان قریش، به جنگ مسلمین آمد و اسیر شد. قانون اسلام دربارة اسیران، چانکه در متن قرآن آمده، قانونی بسیار کریمانه است. قرآن مجید می‌فرماید:

    «چون (در جنگ) با کفار روبرو شدید آنانرا گردن زنید تا هنگامی که بسیاری از ایشان را کشتید آنگاه بند اسارت را محکم کنید. سپس یا بر آنان منّت نهید (آزادشان سازید) و یا از ایشان تاوان بگیرید تا آنکه جنگ، بارهای سنگین خود را فرو نهد...»(سوره محمد آیه 4)
    این آیة کریمه در عین آنکه مسلمان را به مقاومت جنگی در برابر کفّار مهاجم تشویق می‌کند، آزادی اسیران جنگ را نیز تضمین می‌نماید زیرا که دستور می‌دهد یا از راه بخشش و بزرگواری و یا از طریق گرفتن غرامت، اسیران را آزاد کنند. (مگر آنکه اسیر جنگی، اسیر عادی نبوده و دست به جنایتهای بزرگی زده باشد که در این صورت کشته خواهد شد).
    بنابر همین قانون، پیامبر ارجمند اسلام -صلى الله علیه وآله وسلم- بدون آنکه از ابوعَزّه تاوانی بگیرد، وی را آزاد ساخت. زیرا که به گزارش واقدی، أبوعزّه به پیامبر گفت:

    یعنی: «ای محمّد، من پنج دختر دارم که از مال دنیا چیزی ندارند، پس مرا بر آنها ببخش»!(المغازی ج 1 ص 111)

    رسول خدا -صلى الله علیه وآله وسلم- نیز بر ابوعزّه رحم آورد و اورا رها کرد تا به دخترانش بپیوندد، ابوعزّه بهنگام آزادی، نگاهی به پیامبر افکند و گفت:

    یعنی: «من با تو پیمان استوار می‌بندم و قول می‌دهم که هرگز به جنگت نیایم و انبوه مردم را بر ضد تو گرد نیاورم»(آدرس قبلی)


  10. تشکرها 4


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    « ای پیامبر، به اسیرانی که در دست شما هستند بگو اگر خداوند بداند که در دلهای خود نیت خیری دارید بهتر از آنچه که از شما گرفته شده، به شما خواهد داد و گناهانتان را می‌آمرزد که خداوند بسی آمرزنده و مهربان است»(سوره انفال)
    «دشمنی با گروهی شما را وادار نکند که درباره آنها عدالت نورزید، عدالت را رعایت کنید که به پرهیزکاری نزدیکتر است»(سوره مائده-آیه 8)
    ------------------------------------------------------------------------
    پیغمبر اسلام-ص- فرمودند:"سفارش به نیکی را درباره اسیران بپذیرید"
    منبع:
    سیره ابن هشام ج 1 ص 645- تاریخ طبری ج 2 ص 460


    ابن اسحق در ماجرای جنگ با «هَوازِن» آورده است:
    یعنی: «از اسیران هوازن 6000 تن به همراه رسول خدا -صلى الله علیه وآله وسلم- بودند»(سیره ابن هشام-ج2)

    و مورّخان باتّفاق، نوشته‌اند که چون نمایندگان هوازن از پیامبر درخواست عفو نمودند، رسول خدا -صلى الله علیه وآله وسلم- به آنان سفارش کرد که شما پس از نماز جماعت درخواست خود را بازگو کنید تا من همة یارانم را به آزاد ساختن اسیرانشان برانگیزم و به نمایندگان مزبور فرمود در حضور نمازگزاران بگویند: ما از پیامبر می‌خواهیم که نزد مسلمانان میانجی شود و از مسلمانان می‌خواهیم که نزد پیامبر میانجیگری کنند تا همة اسیران ما آزاد گردند.
    نمایندگان هوازن چنانکه پیامبر دستور داده بود، خواهش خود را پس از نماز نیم‌روز، تکرار نمودند و رسول خدا بلادرنگ اعلام داشت که اسیران من و اُسَرای فرزندان عبدالمطلب همگی آزادند! مهاجران نیز فریاد برآوردند: اسیران ما، جملگی از آن پیامبرند! انصار در پی ایشان ندا در دادند: همة اسیران ما از آن رسول خدا هستند! بدین گونه تمام أسراء از بند اسارت رهایی یافتند و برخی از یاران پیامبر که مقاومت نشان می‌دادند با وعدة نیک رسول خدا -صلى الله علیه وآله وسلم- اسیران خود را آزاد کردند
    این اقدام پیامبر، اولاً موجب شد که یارانش بدلخواه و با رضایت، أسرای جنگی را رها ساختند و کینه ای از آنان در دلشان باقی نماند. و ثانیاً سبب گردید که شش هزار تن از مرد و زنِ هوازن بت‌پرستی را ترک نمودند و با میل و رغبت، به آئین توحید روی آوردند


    رهبر منافقان مدینه، عبدالله بن أُبَی بود. پیامبر بزرگوار اسلام -صلى الله علیه وآله وسلم- این مرد را با همه کارشکنی‌هایش تحمّل می‌کرد. حتی پس از مردنش تصمیم گرفت بر جنازه او نماز گزارد ولی وحی إلهی وی را از اینکار بازداشت و به روایتی، وحی پس از نماز پیامبر بر عبدالله آمد و رسول خدا را از دعاکردن بر منافقان منع نمود.در زمان حیات عبدالله، بارها کسانی چون عمر بن خطّاب ودیگران از رسول اکرم اجازه خواستند تا وی را بکشند اما پیامبر رحمت، این کار را روا نشمرد، پسر عبدالله بن أُبَی به پیامبر گفت: اگر می‌خواهی پدرم را بکشی خود مرا مأمور کن
    پیامبر در پاسخ او فرمود:
    «نه! بلکه با وی مدارا می‌کنیم و تا هنگامی که با ما بسر می‌برد به نیکی با او رفتار خواهیم کرد».


  12. تشکرها 4


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    711
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خداوند در برابر آزار و اذيت مشرکين چهاردستور به پيغمبر و مومنين داده است
    دستور اول : دستور به صبر >>> فاصبر علي ما يقولون يعني اي پيغمبر در برابر بدگوئي و زخم زبان آنان صبر پيشه کن ( طه / 130 )
    دستور دوم : دستور به بخشش و ناديده گرفتن اذيت و آزار >>> فاعفوا و اصفحوا يعني بديهاي آنان را ببخشيد و اصلا ناديده بگيريد ( بقره / 109 )
    دستور سوم : دستور به صبر در ريختن خون آنان >>> کفوا ايديکم يعني از ريختن خون مشرکين دست برداريد ( نساء /77 )
    دستور چهارم : دستور به جهاد و ريختن خون آنان >>> اقتلوهم حيث ثقفتموهم يعني بکشيد آنها را هر جا که آنها را يافتيد ( بقره / 191 )
    دستور چهارم به هنگامي صادر شد که مشرکين و کفار کار را به جائي رساندند که از هر نوع آزار و اذيتي در حق مسلمانان دريغ نکردند همچنانکه در خود آيات قران اين مطلب ديده ميشود مثلا در آيه 39 سوره حج ميگويد : اذن للذين يقاتلون بانهم ظلموا يعني به انها که قتال ميکنند اجازه داده شد چون به آنها ظلم شده بود .
    اکثرکسانيکه اسلام را دين خشونت معرفي ميکنند تمسک به آيات جهاد کرده اند که درصدرآن همين آيه 191 سوره مبارکه بقره است .

    بررسي آيه 191 سوره بقره
    با بررسي آيه 190 و 191 سوره بقره فهميده ميشود که : اين دستور خداوند وقتي صادر شد که کفار مکّه بعضي از مسلمانان را کشتند و بعضي ديگر را از خانه هايشان بيرون کردند چرا که در اين دو آيه ميفرمايد : و قاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونکم يعني بکشيد در راه خدا آنهائي که عده اي از شما را کشتند . و همچنين ميفرمايد : اخرجوهم حيث اخرجوکم يعني آنها را از خانه هايشان بيرون کنيد بجهت آنکه آنها شما را از خانه هايتان بيرون کردند .
    در ادامه آيه ، خداوند متعال افعال مشرکين اعم از قتل و اخراج مسلمانان از خانه هايشان را نوعي فتنه معرفي کرده و ميفرمايد : والفتنة اشدّ من القتل يعني فتنه ( کشتن مسلمانان و آزار و اذيت آنان ) بد تر است از قتل کفار و مشرکين يعني اگر قتل اين عده از مشرکين کار بدي باشد ، بدتر آنستکه اين عده مشرکين بر مسلمانان سيطره پيدا کرده و آنان را به قتل برسانند و بقيه را نيز از خانه هايشان بيرون کنند .
    از تمام کسانيکه به اين آيات اشکال کرده و آن را نوعي خشونت معرفي ميکنند سوال ميکنيم که اگر عده اي نزديکانتان را به قتل برسانند و شما را از خانه هايتان بيرون کنند آيا شما دست روي دست خواهيد گذاشت تا اينکه حکم قتل شما را نيز صادر کنند يا اينکه در صدد دفاع بر خواهيد آمد ؟؟ و اگر دفاع کنيد خشونت به حساب مي آيد ؟؟

    خلاصه : با بررسي آيات قرآن به اين نتيجه ميرسيم که دستور قتل کفار و مشرکين ، دستور ابتدائي نبوده بلکه اين دستور در پي کشته شدن عده اي از مسلمانان بدست مشرکيني صادر شده که از هيچ نوع آزار و اذيتي در حق مسلمانان اباء نداشتند . بنا بر اين آيه در صدد بيان دفاع مسلمانان از خود در برابر قتل و آزار و اذيت مشرکين است .

  14. تشکرها 2


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    همین جناب بی خدا ؟
    باز هم توصیه می کنم در نحوه بحث عقلی و منطقی تان تجدید نظر بفرمایید ، پاسخ مباحث علمی را با طعن و تمسخر نمی دهند ، قبلا هم خدمتتان عرض کرده بودم که تمسخر و حاشیه روی ، راهی برای فرار از پاسخگویی است ، شما که ماهها تحقیق و بررسی کردید حیف نیست از این موقعیت استفاده نکنید و پاسختان را نفرمایید و به همین یک سطر حاشیه قناعت نکنید ؟
    اگر اسلام دین خشونت بود 13 سال در مکه مسلمانان با رنج و تعب دست و پنجه نرم نمی کردند ، شاید توقع و یا بهتر بگویم تلقی شما از عدم خشونت اینستکه مسلمانان بنشینند تا یک به یک سلاخی شوند و هر گونه ستمی بر آنان رفت در مقام دفاع بر نیایند تا از نر شما خشونت نباشد . منطق شما می تواند مفهوم دفاع را درک کند ؟ شما در خانه خود نشسته اید و یک نفر بیاید و بخواهد خانه را بر سرتان خراب کند و متعرض شما بشود می روید و دستش را می بوسید ؟ چه عقلانیتی ؟ یا تاریخ اسلام و جنگهای مسلمین را نخوانده اید یا در درک مفهوم دفاع مشکل دارید یا چسباندن وصله خشونت به اسلام را برای مقصد دیگری لازم می دانید ؟
    والا حرف منطقی را می پذیرفتید .

  16. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود