صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سيري در سيره فردي و اجتماعي امام حسن عسكري (علیه السلام)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13

    سيري در سيره فردي و اجتماعي امام حسن عسكري (علیه السلام)




    عبدالكريم تبريزي امام حسن عسكري عليه‏السلام در روز جمعه هشتم ربيع الثاني سال 232 هجري قمري در مدينه منوره چشم به جهان گشود. پدر بزرگوار آن حضرت امام هادي عليه‏السلام و مادر مكرمه‏اش بانوي عارفه‏ايست كه به نام‏هاي «سليل»، «حديثه» و «سوسن» خوانده مي‏شود.1 مدت امامت امام حسن عسكري عليه‏السلام شش سال بود كه از سال 254 هجري قمري شروع و در سال 260 با شهادت آن حضرت پايان يافت. امام حسن عسكري عليه‏السلام در طول مدت زندگاني و به ويژه در دوران امامت خويش به واسطه مبارزه با طاغوت‏هاي زمان در تبعيد و زندان و تحت نظر به سر مي‏برد و سرانجام در هشتم ربيع الثاني سال 260 و در 28 سالگي در شهر سامراء و توسط احمد معتمد، پانزدهمين خليفه عباسي به طرز مرموزي مسموم و به شهادت رسيد.2 زندگي آن حضرت در دوران شش تن از خلفاي ستمگر عباسي سپري شد كه به ترتيب جعفر متوكل، محمد منتصر، ابوالعباس احمد مستعين، ابو عبدالله معتز، محمد مهتدي و احمد معتمد مي‏باشد.
    از آنجايي كه امام عسكري عليه‏السلام را در محّله عسكر ـ كه محل سكونت سپاهيان ترك عباسي بود ـ جاي داده بودند به آن حضرت عسكري مي‏گويند.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    حضرت حجة‏بن الحسن امام زمان عليه‏السلام يگانه فرزند و جانشين امام حسن عسكري عليه‏السلام است كه بعد از آن حضرت سكاندار كشتي ولايت و امامت گرديد و امروزه آفتاب وجودش در پشت پرده غيب قرار گرفته است و به اراده خداوند متعال ظهور نموده و جهان را با نور وجودش پر از عدل و داد خواهد ساخت.
    در مورد امامت امام عسكري عليه‏السلام روايات متعددي از ائمه معصومين عليهم‏السلام نقل شده است كه يكي از آن روايات چنين است: يحيي بن يسار قنبري مي‏گويد: امام هادي عليه‏السلام چهار ماه قبل از شهادت خويش به فرزندش امام حسن عسكري عليه‏السلام وصيت كرد و به امامت و خلافت او اشاره نمود و در آن حال مرا به همراه عده‏اي از دوستان و شيعيان بر آن گواه گرفت.3 در اين نوشتار فرازهايي از ويژگي‏هاي برجسته فردي واجتماعي آن حضرت را مي‏خوانيم:

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13




    1 ـ عبادت امام عسكري عليه‏السلام همانند پدران گرامي خود در توجه به عبادت خدا نمونه بود. آن حضرت به هنگام نماز از هر كاري دست مي‏كشيد و چيزي را بر نماز مقدم نمي‏داشت. ابوهاشم جعفري در اين مورد مي‏گويد: روزي به محضر امام يازدهم مشرف شدم، امام مشغول نوشتن چيزي بود، وقت نماز رسيد، امام نوشته را كنار گذاشته و به نماز ايستاد...4 عبادت امام عسكري آن چنان قلب‏ها را مجذوب خود مي‏نمود كه ديگران را به ياد خدا مي‏انداخت و حتي افراد گمراه و منحرف رابه راه صحيح هدايت نموده و اهل عبادت و تهجد مي‏نمود و بدترين افراد در اثر جذبه ملكوتي آن بزرگوار به بهترين انسان‏ها تبديل مي‏شدند.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13




    روزي برخي از عباسيان از صالح بن وصيف (رئيس فرماندهان نظامي مهتدي عباسي) خواستند كه بر امام عسكري عليه‏السلام سختگيري نمايد. او گفت: دو نفر از بدترين و سختگيرترين زندانبانان خود را بر ابو محمدابن الرضا (امام عسكري عليه‏السلام ) گماشته‏ام، امّا آن دو در اثر معاشرت با او منقلب شده و در عبادت و مناجات به مراحل عالي قدم گذاشته‏اند. سپس آندو زندانبان را فراخوانده و در حضور عباسيان از حالات امام عسكري عليه‏السلام سؤال كرد و آنان گفتند: ما چه بگوييم در مورد كسي كه روزها روزه مي‏گيرد و همه شب به عبادت مي‏ايستد و به غير ذكر و سخن خدا هيچ سخن ديگري بر زبان نمي‏آورد و هنگامي كه به ما نظاره مي‏كند، بر بدن ما لرزه افتاده و كنترل خود را از دست مي‏دهيم! وقتي عباسي‏ها چنين ديدند منقلب شده و برگشتند.5 2 ـ سخاوت از آنجا كه امامان معصوم عليهم‏السلام برترين نمونه و اسوه كامل صفات عاليه انساني بودند، رفتار آنان در همه ابعاد مي‏تواند براي پيروانشان درس‏آموز باشد. و يكي از آن صفات زيبا، سخاوت است. ما در مورد سخاوت امام عسكري عليه‏السلام فقط به نقل يك روايت بسنده مي‏كنيم:

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13




    محمد بن علي مي‏گويد: زماني بر اثر تهيدستي كار زندگي بر ما سخت شد. پدرم گفت: بيا با هم به نزد ابو محمد (امام عسكري عليه‏السلام ) برويم. مي‏گويند او مردي بخشنده است و به جود و سخاوت شهرت دارد. گفتم: او را مي‏شناسي؟ گفت: نه، او را هرگز نديده‏ام.
    با هم به راه افتاديم. در بين راه پدرم گفت: چقدر خوب است كه آن بزرگوار دستور دهد به ما 500 درهم بپردازند! تا با آن نيازهايمان را برطرف كنيم. دويست درهم براي لباس، دويست درهم براي پرداخت بدهي و صد درهم براي مخارج ديگر!
    من پيش خود گفتم: كاش براي من هم سيصد درهم دستور دهد كه با صد درهم آن يك مركب بخرم و صد درهم براي مخارج و صد درهم براي پوشاك باشد تا به كوهستان (در اطراف همدان و قزوين) بروم. هنگامي كه به سراي امام رسيديم، غلام آن حضرت بيرون آمده و گفت: علي بن ابراهيم و پسرش محمد وارد شوند. چون وارد شده و سلام كرديم، امام به پدرم فرمود: «يا عَلِيُّ! ما خَلَّفَكَ عَنّا اِلي هذَا الوَقْتِ؟؛ اي علي! چرا تا كنون نزد ما نيامده‏اي؟» پدرم گفت: اي آقاي من! خجالت مي‏كشيدم با اين وضع نزد شما بيايم.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    وقتي از نزد آن حضرت بيرون آمديم، غلام آمده و كيسه پولي را به پدرم داد و گفت: اين پانصد درهم است، دويست درهم براي پوشاك، دويست درهم براي بدهي و صد درهم براي مخارج ديگر. آنگاه كيسه‏اي ديگر درآورده وبه من داد و گفت: اين سيصد درهم است، صد درهم براي خريد مركب و صد درهم براي پوشاك و صد درهم ديگر براي ساير هزينه‏ها، اما به كوهستان نرو بلكه به سوراء برو... .6 3 ـ زهد و ساده‏زيستي كامل بن ابراهيم مدني در مورد زهد و ساده زيستي امام عسكري عليه‏السلام مي‏گويد: جهت پرسيدن سؤالاتي به محضر آن حضرت شرفياب شديم. هنگامي كه به حضورش رسيديم، ديدم آن گرامي لباسي سفيد و نرم به تن دارد. پيش خود گفتم: وليّ خدا و حجت الهي خودش لباس نرم و لطيف مي‏پوشد و ما را به مواسات و همدردي با برادران ديني فرمان مي‏دهد و از پوشيدن چنين لباسي باز مي‏دارد. امام در اين لحظه تبسم نمود و سپس آستينش را بالا زد و من متوجه شدم كه آن حضرت پوشاكي سياه و زبر بر تن نموده است. آن‏گاه فرمود: «يا كامِلُ! هذا لِلّهِ وَ هذا لَكُمْ؛ اين لباس زبر براي خداست و اين لباس نرم كه روي آن پوشيده‏ام براي شماست!7» 4 ـ جذب عواطف و صيد دل‏هاي مشتاق فضائل و كمالات معنوي آن حضرت موجب شده بود كه دوست و دشمن شيفته آن حضرت شده و از صميم قلب به آن حضرت ارادت بورزند و وجود گرامي امام را خواسته يا ناخواسته محترم شمارند. به دو نمونه در اينجا اشاره مي‏كنيم:
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13




    1 ـ احمد بن عبيدالله بن خاقان قمي نماينده خليفه عصر و متصدي خراج شهر قم بود. او با اينكه يكي از دشمنان سرسخت و از آزار دهندگان اهل بيت عليهم‏السلام بود، در مورد ويژگي‏هاي اخلاقي امام حسن عسكري عليه‏السلام مي‏گويد: من در شهر سامراء هيچ كس از علويان را ازلحاظ رفتار و وقار و پاكدامني و نجابت و بزرگواري برتر از ابومحمد ابن الرضا (امام عسكري عليه‏السلام ) نه ديدم و نه شناختم. او در ميان خاندان خويش و قبيله بني هاشم و سرلشكران و وزيران و ساير مردم و حتي در ميان سالخوردگان و اشراف محترم‏تر و عزيزتر از همه بود، اين حقيقت را من با چشم خودم مشاهده كردم.
    روزي در كنار پدرم ـ كه يكي از افراد سرشناس دستگاه خلافت بود ـ ايستاده بودم و در آن روز پدرم جلسه عمومي داشت وهمه افراد را به حضور مي‏پذيرفت. ناگهان نگهبانان خبر آوردند كه ابو محمد، ابن الرضا دم در ايستاده است. پدرم با صداي بلند گفت: اجازه دهيد وارد شود.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    من از اين گفت و گو شگفت زده شدم، زيرا تا آن لحظه نديده بودم كه در حضور پدرم جز خليفه و وليعهد وي، كس ديگري را با كنيه به او معرفي نمايند. سپس تازه جواني گندمگون، خوش قامت، زيباروي و با اندامي موزون، با جلال و وقار ويژه وارد اتاق شد. پدرم با ديدن وي از جاي برخاست و چند قدم به استقبالش رفت، با آنكه تا آن لحظه نديده بودم كه چنين رفتاري را با يك نفر هاشمي و يا يكي از فرماندهان لشكري نشان داده باشد. چون نزديكش رسيد، دست بر گردن او انداخته و از صورت و سينه‏اش بوسيده و دستش را گرفت و در روي تخت خود نشانيد وخودش نيز پهلوي او نشست و با او به گفت و گوي صميمانه پرداخت.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13




    پدرم در ضمن صحبت به او «فدايت شوم» مي‏گفت. از برخورد احترام‏آميز پدرم با اين جوان ناشناس هر لحظه بر حيرتم افزوده مي‏شد. هنگام خداحافظي پدرم با احترام فوق العاده او را بدرقه كرده و او رفت.
    احمد بن خاقان در ادامه مي‏افزايد: بعد از رفتن او، من به غلامان پدرم گفتم: اين چه كسي بود كه او را در حضور پدرم با كنيه ياد كرديد و پدرم با او اين چنين رفتاري محترمانه داشت؟!

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13




    گفتند: او يكي از علويان است كه به او حسن بن علي مي‏گويند وبه ابن الرضا معروف است. شگفتي من بيشتر شد. هنگام شب وقتي پدرم تنها شد، به او گفتم: پدر! اين جوان كه صبح او را ديدم چه كسي بود كه نسبت به او چنين احترام نمودي و در گفت و گوي با او «فدايت شوم» مي‏گفتي؟! و خودت و پدر و مادرت را فدايش مي‏ساختي؟ گفت: «پسرم! او امام رافضيان است، او حسن بن علي است كه به ابن الرضا معروف است.» آنگاه پدرم بعد از اندكي سكوت درادامه سخنانش چنين گفت: پسر جان! اگر حكومت از دست خلفاء بني عباس بيرون رود، هيچ كس از بني هاشم جز او سزاوار آن نيست و اين به جهت فضيلت، پاكدامني، زهد و پرهيزگاري و اخلاق شريف و شايستگي ذاتي اوست. اگر پدر او را ديده بودي، مردي بزرگوار، نجيب و شخصيت با فضيلتي را ديده بودي.» با شنيدن اين سخنان انديشه و نگرانيم دو چندان شد و خشمم نسبت به پدر افزون گشت. به نظرم سخنان پدر اغراق‏آميز مي‏آمد و بعد از آن دلم مي‏خواست در مورد حسن بن علي پرس و جو كنم و پيرامون شخصيت وي كاوش و بررسي نمايم. از هيچ يك ازبني هاشم و سران سپاه ونويسندگان و قاضيان و فقيهان و ديگر افراد، درباره حسن بن علي سؤالي نكردم مگر آنكه او را نزد آنان در نهايت بزرگي و ارجمندي يافتم. مقام بلند و سخنان نيك و تقدم بر فاميل و ساير بزرگان، از جمله ويژگي‏هايي بود كه من از زبان آنان در ستايش حسن بن علي شنيدم. بعد از اين، ارزش و مقام وي در نظرم بزرگ آمد و فهميدم كه دوست و دشمن او را به نيكي ياد كرده و مي‏ستايند.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود