صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مراد از روح انسان چه روحی است.

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    462
    تشکر:
    1
    حضور
    11 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    14

    مراد از روح انسان چه روحی است.




    عرض سلام و ادب و احترام.


    خداوند در بعضی از آیات فرموده است انسان را خلق کردم و از روح خویش در او دمیدم.


    سوره حجر آيه 29 و ديگري در سوره ص آيه 72

    فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ :
    پس چون او را درست كردم و از روح خويش در آن دميدم سجده‏كنان براى او بيفتيد.



    سوال اول :

    آیا این روح ، روحی از وجود خود خدا است. یا مراد از این روح یک روح مقدس است که از جانب خدا بر پیکر آدم دمیده شده است؟



    سوال دوم :

    این روح از حقیقت خداست یا از حقیقت انسان است.



    سوال سوم :

    این روح ماده است یا مجرد



    سوالات بعدی را بعد از پاسخ این سوالات مطرح میکنم.



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    604
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    10 روز 13 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با نام الله




    مراد از روح انسان چه روحی است.




    کارشناس بحث: استاد میقات



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتظر منتقم فاطمه(س) نمایش پست
    عرض سلام و ادب و احترام.


    خداوند در بعضی از آیات فرموده است انسان را خلق کردم و از روح خویش در او دمیدم.


    سوره حجر آيه 29 و ديگري در سوره ص آيه 72

    فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ :
    پس چون او را درست كردم و از روح خويش در آن دميدم سجده‏كنان براى او بيفتيد.






    «فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ»
    هنگامى كه كار آن را به پايان رساندم، و در او از روح خود (يک روح شايسته و بزرگ) دميدم، همگى براى او سجده كنيد. (حجر، 29؛ ص، 72)



    با سلام و درود

    چند نکته تفسیری

    1. نفخ، دميدن در چيزى است. هنگامى كه خداوند، روح را در بدن آدم وارد ساخت، در حقيقت، روح را در آن دميد.

    در اين جا روح آدم را اضافه به خودش مى ‏كند، براى اين كه مقام آدم را بالا ببرد. (مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏6، ص 516)


    2. مراد از ايجاد روح در آدمى، معنايش اين نيست كه روح مانند باد كه در جسم باد كرده، داخل است، در بدن آدمى داخل باشد، بلكه معنايش ارتباط دادن و بر قرار كردن رابطه ميان بدن و روح است.

    روح، امر وجودى است كه فى نفسه يک نوع اتحاد با بدن دارد و آن اين است كه متعلق به بدن است؛ و در عين حال يک نوع استقلال هم از بدن دارد به طورى كه هر وقت تعلقش از بدن قطع شد از او جدا مى ‏شود.

    در آيه مورد بحث اگر روح را به خود نسبت داده و اضافه كرده به منظور تشريف و احترام بوده، و از باب اضافه لامى است كه اختصاص و ملكيت را مى ‏رساند. (ترجمه الميزان، ج ‏12، ص 227 و 228)


    3. روح انسانی، مجرد از ماده است و تعلقش به بدن تعلق تدبيری است، و پس از زوال روح حيوانى كه بخار است، تعلقش قطع می شود و در قبر همين روح تعلق می گيرد بدون روح حيوانى، و پرسش و سؤال می شود از او.

    و چون كسانى كه سؤال كردند، معناى مجرد را درک نمى ‏كنند، لذا جواب اين ها "قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي" است. (أطيب البيان في تفسير القرآن، ج ‏8، ص 301)


    4. «وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي»؛ و از تو درباره «روح» سؤال مى‏ كنند، بگو روح از فرمان پروردگار من است. (اسراء، 85)

    این که گفته شد روح از عالم امر است، معنایش این است که روح، موجود مجرد است و در پیدایش متوقف بر ماده و مادیات نیست، بلکه با امر و مشیت الهی دفعتاً موجود می‏ شود.
    چنان که قرآن می ‏فرماید: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»؛ فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، تنها به آن می ‏گوید: موجود باش، آن نیز بی درنگ موجود می ‏شود. (یس، 82)

    5. امر از "عالم امر" می ‌آيد. عالم امر فاقد زمان و مكان، به مفهوم عام رايج آن است؛ آفريدن در عالم امر، آنی است، و تدريجی نميی باشد. در اين عالم، وجود هر موجودي به صورت مستقيم، تنها مستند به خدای تعالی است.

    نقطه مقابل عالم امر، عالم خلق است كه مقيد به قيود زمان و مكان بوده، از انرژی و ماده تشكيل شده است؛ خلق در عالم خلق تدريجی است. در اين عالم، وجود هر موجودی به صورت غير مستقيم و با وساطت علل و اسباب، مستند به خدای تعالی است.

    علامه طباطبایی(ره) در این باره چنین بیان می کنند:

    امر عبارت است از وجود هر موجود از اين نقطه نظر كه تنها مستند به خدای تعالی است، و خلق عبارت است از وجود همان موجود از جهت اين كه مستند به خدای تعالی است با وساطت علل و اسباب.

    امر خدا عبارت از كلمه ايجاد او است، و كلمه ايجاد او همان فعل مخصوص به او است، بدون اين كه اسباب وجودی و مادی در آن دخالت داشته و با تاثيرات تدريجی خود در آن اثر بگذارند، اين همان وجود مافوق نشئه مادی و ظرف زمان است، و روح به حسب وجودش از همين باب است، يعنی از سنخ امر و ملكوت است. (ترجمه الميزان، ج 13، ص 273)


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتظر منتقم فاطمه(س) نمایش پست

    سوال اول :

    آیا این روح ، روحی از وجود خود خدا است. یا مراد از این روح یک روح مقدس است که از جانب خدا بر پیکر آدم دمیده شده است؟



    سوال دوم :

    این روح از حقیقت خداست یا از حقیقت انسان است.



    سوال سوم :

    این روح ماده است یا مجرد




    بنا بر مطالب فوق می توان گفت:

    1. خداوند بسیط است و مرکب نیست و جزیی ندارد؛ لذا این روح، جزیی از وجود حق تعالی نیست بلکه انتسابش به خداوند به جهت شرافت و بزرگی و عظمت آن است.

    2. روح، مخلوق خداوند و موجودی مستقل از بدن آدمی است. انسان موجودی مادی است ولی روح، موجودی مجرد است.

    3. روح از عالم امر و از مجردات است.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برخی از موارد استعمال روح در قرآن


    گاهى به معنى روح مقدسى است كه پيامبران را در انجام رسالتشان تقويت مى‏كرده:
    «وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ»؛ ما دلائل روشن در اختيار عيسى بن مريم قرار داديم و او را با روح القدس تقويت نموديم. (بقره، 253)

    گاه به نيروى معنوى الهى كه مؤمنان را تقويت مى ‏كند اطلاق شده:
    «أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ»؛ آنها كسانى هستند كه خدا ايمان را در قلبشان نوشته و به روح الهى تاييدشان كرده است. (مجادله، 22)

    زمانى به معنى فرشته مخصوص وحى آمده و با عنوان امين توصيف شده:
    «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى‏ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ»؛ اين قرآن را روح الامين بر قلب تو نازل كرد تا از انذار كنندگان باشى. (شعراء، 193)

    و گاه به معنى فرشته بزرگى از فرشتگان خاص خدا يا مخلوقى برتر از فرشتگان آمده:
    «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ»؛ در شب قدر فرشتگان، و روح، به فرمان پروردگارشان براى تقدير امور نازل مى‏شوند. (قدر، 4)

    و گاه به معنى قرآن يا وحى آسمانى آمده است:
    «وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا»؛ اين گونه وحى به سوى تو فرستاديم، روحى كه از فرمان ما است. (شورى، 52)

    و بالآخره زمانى هم به معنى روح انسانى آمده است:
    «ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ»؛ سپس آدم را نظام بخشيد و از روح خود در آن دميد. (سجده، 9)

    ___________
    (تفسير نمونه، ج‏12، ص 251)


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    روح از نگاه روایات


    از امام باقر و امام صادق علیهما السلام در تفسير آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ» چنين نقل شده:
    "إِنَّمَا الرُّوحُ خَلْقٌ مِنْ خَلْقِهِ نَصْرٌ وَ تَأْيِيدٌ وَ قُوَّةٌ يَجْعَلُهُ اللَّهُ فِي قُلُوبِ الرُّسُلِ وَ الْمُؤْمِنِين‏"؛ روح از مخلوقات خداوند است بينايى و قدرت و قوت دارد، خدا آن را در دل هاى پيغمبران و مؤمنان قرار مى ‏دهد.(توحيد صدوق، ص 171؛ نورالثقلين، جلد 3، ص 216)

    در حديث ديگرى از يكى از آن دو امام بزرگوار نقل شده كه فرمودند: "هِيَ مِنَ الْمَلَكُوتِ مِنَ الْقُدْرَة"؛ روح از عالم ملكوت و از قدرت خداوند است.(نورالثقلين، جلد 3، ص 216)

    هم چنین در بخشى از روايات كه از طرق اهل بيت علیهم السلام در تفسير این آيه رسيده مى ‏بينيم كه روح به معنى مخلوقى برتر از جبرئيل و ميكائيل معرفى شده كه با پيامبر صلی الله علیه وآله و امامان همواره بوده است و آنان را در خط سيرشان از هر گونه انحراف باز مى ‏داشت. (كافی، ج ‏1، ص 273؛ نورالثقلين، جلد 3، ص 215)


    نکته:

    اين روايات با تفسير آيه راجع به روح انسانی، نه تنها مخالفتى ندارند، بلكه هماهنگ هستند، چرا كه روح آدمى مراتب و درجاتى دارد، آن مرتبه ‏اى از روح كه در پيامبران و امامان است مرتبه فوق العاده والايى است، كه از آثارش معصوم بودن از خطا و گناه و نيز آگاهى و علم فوق العاده است و مسلما چنين مرتبه‏ اى از روح از همه فرشتگان برتر خواهد بود حتى از جبرئيل و ميكائيل. (تفسير نمونه، ج ‏12، ص 253)

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۲/۱۰/۲۵ در ساعت ۱۹:۳۷

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    462
    تشکر:
    1
    حضور
    11 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    14




    عرض سلام و ادب و احترام خدمت جناب کارشناس گرامی.

    ممنون بابت پاسخ زیبایتان.

    بازهم اگر سوالی بودن مطرح میکنم.



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    462
    تشکر:
    1
    حضور
    11 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    14



    به نام خدا

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست
    این که گفته شد روح از عالم امر است، معنایش این است که روح، موجود مجرد است و در پیدایش متوقف بر ماده و مادیات نیست، بلکه با امر و مشیت الهی دفعتاً موجود می‏ شود.
    چنان که قرآن می ‏فرماید: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»؛ فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، تنها به آن می ‏گوید: موجود باش، آن نیز بی درنگ موجود می ‏شود. (یس، 82)
    عرض سلام خدمت کارشناس گرامی.


    این سخن شما به نوعی تولد و پیدایش روح را میرساند.

    حال سوالی دیگر

    آیا این روح مرگ هم دارد ؟؟ اگر دارد مرگش چگونه است؟؟

    آیا مانند جسم میمیرد یا به نوعی دیگر؟

    مثلا زمانی که فرشته مرگ میاید جسم را میکشد یا روح را !؟

    اگر صرفا جان جسم را میگیرد ، این روح چه میشود ؟

    وجان روح را چه کسی میگیرد!؟


    پیشاپیش از پاسختان تشکر میکنم.



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    12 روز 14 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    روح بعد از مرگ آدمي به كجا مي‌رود؟
    در پاسخ این سوال پرسشگر بزرگوار عرض می کنیم:
    الف- بر اساس آيات و روايات مختلف و متعدد روح انسان بعد از جدایی از بدن در هنگام مرگ وارد عالمي به نام برزخ مي‌شود و برزخ در لغت عرب به جایي گفته مي‌شود كه حد فاصل بين دو چيز باشد و چون عالم بعد از مرگ ، بين زندگي موقت دنيا و حيات جاويدان عالم آخرت است، در قرآن و روايات، آن عالم به نام برزخ خوانده مي‌شود(1)
    بر اساس جهان بيني مكتب پيامبران الهي، با سپري شدن ايام زندگي دنيا و فرارسيدن مرگ، روح آدمي از بدن جدا مي‌شود و به عالم برزخ منتقل مي‌گردد و در آن سراي به حيات خويش ادامه مي‌دهد، اگر متوفي از گروه پاكان و نيكان باشد به پاداش اعمال خوب خود در آن عالم متنعم است و اگر از گروه بدان و گناهكاران باشد به كيفر كارهاي ناپسند خويش معذب خواهد بود، و اين وضع هم چنان باقي و برقرار است تا زماني كه قيامت برپا گردد، مردم به فرمان الهي از قبرها برانگيخته شوند و براي رسيدگي به حساب‌هاي خود در محكمة عدل الهي حضور يابند.(2)
    ب- گرچه در ميان مردم برخي كشورها مثل هندوستان نظريه‌اي به نام تناسخ مطرح شده و آنها گمان كرده‌اند كه ارواح مجدداً در قالب بدن‌هاي ديگري به دنيا باز مي‌گردند، اين نظريه به تدريج توجه عده بسياري از مردم جهان را به خود جلب نموده و عده‌اي آن را باور كرده‌اند. اما اين پندار كاملا بي‌اساس بوده و برخلاف ره‌آورد معارف آسماني به خصوص قرآن كريم است، لذا يكي از دانشمندان در اين باره گفته است: طبق مكتب پيامبران الهي، قضاء حكيمانه حضرت باري تعالي در نظام عمومي عالم بر اين تعلق گرفته است كه روح بشر پس از مرگ دوباره به دنيا و دار تكليف باز نگردد و زندگي جديدي را در اين جهان آغاز ننمايد، بلكه هم چنان در عالم برزخ بماند تا قيامت برپا گردد و به سراي جاودان آخرت منتقل شود... بازگشت به دنيا براي انجام كارهاي خوب و به دست آوردن شرايط هم‌زيستي با ارواح عاليه از نظر مكتب اسلام و سنت آفرينش سخني است نادرست و قرآن شريف تحقق چنين امري را با صراحت ناشدني و غيرقابل وقوع اعلام نموده است.(3)
    بنابراين روح بعد از مرگ انسان اجازه ورود به دنيا را به معناي ياد شده ندارد.

    پی نوشت:
    1. گفتار فلسفي، معاد از نظر روح و جسم ، نشر هيئت نشر معارف اسلامي، 1360 ش،بخش 1، ص 263 .
    2. همان، ص 263.
    3. همان، ص 266 ـ 270.
    ویرایش توسط تذکره : ۱۳۹۲/۱۱/۰۳ در ساعت ۲۲:۵۷


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    462
    تشکر:
    1
    حضور
    11 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    14






    عرض سلام و ادب و احترام خدمت کارشناس گرامی تذکره

    و سپاس بابت پاسختان.


  12. تشکرها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود