جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چند سوال درباره واجب الوجود

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    چند سوال درباره واجب الوجود




    چند سوال درباره واجب الوجودبنام تو اي قرارهستيچند سوال درباره واجب الوجود


    هزار و يک نکته از قرآن کريم



    بخش توحيد

    قانون عليت و تاثير و تاثر در جهان
    ( لا اله الّا هو خالق کل شی ء )
    قرآن کريم درباره ی موجودات جهان، از آسمان و زمين و ستارگان و کوه ها و درختان و حيوان و انسان که دارای آثار و خواصی هستند و اين که نسبت اين آثار به موجودات، نسبت فعل به فاعل و معلول به علت است، همان نظريه ای را ابراز داشته که عقل و تجربه نيز آن را تاييد می کند. تمامی اجزای عالم، با همه اختلافی که در هويت ها و انواع دارند، هريک دارای فعل و اثری است و اين همان قانون عليت عمومی در اجزای جهان است. هرموجودی که از ناحيه ی وجود و عدمش مانند دو کفه ترازو مساوی است؛ يعنی، ممکن است موجود شود و ممکن است نشود، چنين موجودی، اگر وجود يافت، قطعاً به وسيله ی علتی وجود يافته و معلول علتی غير خودش است.
    قرآن کريم، اين قانون را تصديق کرده و در اثبات وجود صانع و ساي صفاتش، بدان استدلال می کند، و اگر اين قانون صحيح نبود و عقل و تجربه ی ما در تشخيص آن به خطا رفته بود، استدلال به آن صحيح نبود.- الميزان، ج 7 ، ص 309 -

    برگرفته از:
    هزار و يک نکته از قرآن کريم، پژوهش و نگارش؛ اکبر دهقان، مرکز فرهنگی درس هايی از قرآن، چاپ پنجم، 1384
    هزار و يک نکته به شرح ذيل تحقق پذيرفت:
    تفسير الميزان، 220 نکته
    تفسير نمونه، 120 نکته
    تفسير نور الثقلين، 80 نکته
    تفسير کبير، 80 نکته
    تفسير کشف الاسرار، 60 نکته
    تفسير موضوعی، 70 نکته
    تفسير نور، 70 نکته
    تفاسير و کتب ديگر، 200 نکته
    مولف کتاب، 101 نکته
    چند سوال درباره واجب الوجود

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۸۷/۰۵/۲۱ در ساعت ۰۳:۲۸ دلیل: اصلاح عنوان

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    توحيد- برهان عليت در اثبات واجب الوجود




    چند سوال درباره واجب الوجودبنام تو اي قرارهستيچند سوال درباره واجب الوجود


    هزار و يک نکته از قرآن کريم


    بخش توحيد

    برهان عليت در اثبات واجب الوجود
    ( أم خلقوا من غير شی ء أم هم الخالقون )
    اين آيه ی شريفه، اشاره به برهان معروف عليّت است که در فلسفه و کلام، برای اثبات وجود خداوند آمده است؛ يعنی جهانی که در آن زندگی می کنيم، بدون شک حادث است. زيرا همواره در تحول است و آن چه در حال تغيير و دگرگونی است، در معرض حوادث بوده و چنين چيزی قديم و ازلی نخواهد بود.
    اکنون اين سوال پيش می آيد که موجود حادث، از پنج حال بيرون نيست:
    1- بدون علت به وجود آمده است.
    2- خود علت خويش است.
    3- ساير معلولات جهان علت وجود آن است.
    4- اين جهان معلول علتی است که آن هم به نوبه ی خود، معلول علت ديگری است و تا بی نهايت پيش می رود.
    5- اين جهان مخلوق خداوند واجب الوجود است که هستی اش از درون ذات پاک اوست.
    باطل بودن چهار احتمال نخست روشن است. زيرا اولاً: پيدايش معلول بدون علت محال است، وگرنه هر چيزی در هر شرايطی بايد به وجود آيد، در حالی که چنين نيست. ثانياً: عليّت چيزی نسبت به خودش نيز محال است.چون مفهومش اين است که قبل از وجودش موجود باشد و اين اجتماع نقيضين است.
    همچنين احتمال سوم که ساير مخلوقات، خالق انسان باشد، نيز واضح البطلان است. زيرا مستلزم دور است، و نيز احتمال چهارم، يعنی امتداد سلسله ی علل و معلول ها تا بی نهايت نيز غير قابل قبول است. چون بی نهايت معلول، مخلوق است و نياز به خالق دارد، آيا بی نهايت صفر عدد می شود؟ يا از درون ظلمت نور بر می خيزد؟ يا از بی نهايت فقر و نياز، بی نيازی به وجود می آيد؟ بنابراين، راهی جز قبول احتمال پنجم؛ يعنی خالقيت واجب الوجود باقی نمی ماند، و از آنجا که رکن اصلی اين برهان، نفی احتمال اول و دوم است، قرآن مجيد به همان بسنده کرده است.- نمونه، ج 22 ، ص 453 .

    برگرفته از:
    هزار و يک نکته از قرآن کريم، پژوهش و نگارش؛ اکبر دهقان، مرکز فرهنگی درس هايی از قرآن، چاپ پنجم، 1384
    هزار و يک نکته به شرح ذيل تحقق پذيرفت:
    تفسير الميزان، 220 نکته
    تفسير نمونه، 120 نکته
    تفسير نور الثقلين، 80 نکته
    تفسير کبير، 80 نکته
    تفسير کشف الاسرار، 60 نکته
    تفسير موضوعی، 70 نکته
    تفسير نور، 70 نکته
    تفاسير و کتب ديگر، 200 نکته
    مولف کتاب، 101 نکته
    چند سوال درباره واجب الوجود


  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شاد جواب




    من مطالب شما رو نخوندم اما به این وبلاگ سر بزنید مطالب جالبی درمورد برهان علیت داره
    http://zandiq.persianblog.ir

  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    28
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    3



    از کجا باید علت وجود خودمونو بفهمیم؟
    چرا کسی خیلی بالا میره و دیگری از پرتگاه پرت میشه؟
    میشه روون تر توضیح بدی؟
    علت ومعلول که میگی یعنی چه؟
    یاعلی

  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    37
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام و عرض ادب
    این برهان در اصل کاملا صحیح است با این تعریف:
    هر پدیده ای در وجود داشتن،معلول ِ علت یا عللی است غیر از خود و غیر از عدم.
    پس در نهایت باید به علتی واجب رسید که قائم به ذات و مستقل و بعبارتی دارای کمال باشد وگرنه اصلا پدیده ها بوجود نمی آمدند.
    یعنی همین که ما وجود داریم یعنی این وجودِ ما که از خودمان نیست مسلماً باید از یک مبداءِ کامل که وجودش از خودش است آغاز شده است و تنها علتِ ما اوست و علل واسطه هیچ تاثیری در وجودبخشی ندارند.
    پس:
    1.علت العلل یک پدیده نیست تا بگوییم خود نیاز به علت دارد بلکه مبداء و حقیقتِ یگانۀ هستی است.
    2.علیت جهانشمول است و حقیقتِ آن از مبداء افاضه شده است و مبداء دارای کمال است و پدیده نیست.
    3.عدم ِ وجودِ علیت محال منطقی و حقیقی است،در جهان زیر اتمی نیز هیچ کس مدعی نشده که اثبات شده علیت صادق نیست بلکه برخی گمان نموده اند پیدا نکردن ِ علت دلیل بر عدم ِ وجودِ علت است و این نگاه بسیار غیر منطقی است و جمع بسیاری از فیزیکدانان کوانتوم نیز با آن مخالفند و ضمنا بسیاری از چیزهایی نیز که در گذشته های دور بی علت انگاشته می شدند اکنون بسیاری از علتهای آنها پیدا شده است.
    بنابر این پیدا نکردن ِ علت دلیل بر نبودن ِ علت نیست بلکه دلیل بر نقص ِ حواس یا علم ِ فعلی است.

    ضمناً غیر مادی بودن،ازلی بودن و بسیط بودن ِ علت العلل صحیح است اما در اینجا مورد بحث قرار نگرفته است یعنی همین که دیدیم علت العلل باید دارای کمال باشد همۀ اینها از آن حاصل شدند، اما جهتِ توضیح اشاره می شود :
    -یکی از دلایلیکه علت العلل نمی تواند ماده باشد این است که وصفِ ذاتی ِ ماده که حد و تعیّن است با وصفِ ذاتی ِ علت العلل که کمال و بی حدی و بی تعینی است در تناقض ذاتی است.
    -یکی از دلایلیکه علت العلل نمی تواند کل ِ جهان باشد نیز این است که کل ِ جهان چیزی نیست جز مجموع ِ ما موجوداتِ وابستۀ قائم به غیر ، پس امکان ندارد که مجموع ِ ما مستقل و قائم به ذات باشد.

    این برهان در اصل کاملا صحیح است اما برخی تقریرهای آن نادُرُست است همچون این تقریر که بگویند هرچیزی علتی دارد، و مسلم است که آنگاه خدا هم باید دارای علتی باشد تا بی نهایت.
    پس ما با تقریرهای نادُرُستِ آن کاری نداریم و اصل و اساس ِ آن را مدنظر قرار می دهیم.
    افرادی چون هیوم،راسل و ... نیز اولا چون تجربه گرا بودند (در مقابل عقل گرایان) ، قائل به این بودند که صرفاً آن چیزی قطعی است که تجربه شود نه چیزیکه الزاماً عقل آنرا تایید کند ولی عقل گرایان علیت را صحیح می دانستند چون آن چیزی را قطعی می دانستند که عقل آنرا تایید کند حتی اگر تجربه نشود.
    از همین ابتدا می بینیم که در فلسفه تجربه گرایی نامنصفانه است و عموماً هم پس از رنسانس در مقابله با افراطِ مذهبیون ِ قرون وسطی ایجاد شدند و بنیان معنویت و متافیزیکِ استدلالی را زدند.
    ضمنًا امثال راسل نیز گرفتار تقریرهای غلط از علیت بودند و اصل ِ آنرا مورد توجه قرار نمی دادند.
    با احترام تیر
    ویرایش توسط مدیر اجرایی : ۱۳۹۲/۱۱/۰۴ در ساعت ۱۷:۵۱

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چند سوال درباره واجب الوجود




    سلام.
    ببخشید راجب واجب الوجود چند تا سوال داشتم.
    اول اینکه چرا میگیم واجب تغیر نمیکنه. تا اونجا که من فهمید دلیلش اینه که واجب الوجود پس اگه تغیر کنه مثلا از حالت a بشه b اونوقت یه شروعی داشته (حالت a). نمیدونم اصلا درست فهمیدم یا نه.
    دوم اینکه اگر افعال خدا دارای تقدم و تاخر که هست ؟ ببینید مثلا ما میگیم آفرینش انسان بعد از جن بوده. پس خداوند ابتدا اجنه رو آفریده (هرچند زمان نبوده ولی این قبل و بعد که بوده). خدا هم که همیشه در حال انجام عملی هست ،‌ بنابر این اگه خدا از ازل بوده اولین فعلش چی بوده ؟‌ یعنی دقیقا مثل اون مثالی که میزنند برای تسلسل. فرض کنید یک ردیف انسان داشته باشیم. بهشون میگیم شما وقتی دستتون رو بیارید بالا که نفر سمت راستتون دستشو بیاره بالا. حالا اگه این صف اول نداشته باشه هیچ وقت دستی بالا نمیاد. حال اگه فعلی رو خدا اول انجام نداده باشه که نمیشه فعل بعدی انجام بشه که.
    فعلا همین دوتا . ممنون میشم راهنمایی کنید

  11. تشکرها 2


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammadali1375 نمایش پست
    اول اینکه چرا میگیم واجب تغیر نمیکنه. تا اونجا که من فهمید دلیلش اینه که واجب الوجود پس اگه تغیر کنه مثلا از حالت a بشه b اونوقت یه شروعی داشته (حالت a). نمیدونم اصلا درست فهمیدم یا نه.

    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    واجب الوجود همان گونه که از اسمش پیدا است شیئی است که وجود برای او ضروری است یعنی وجود را از کسی نگرفته است بلکه وجود از ذاتش است و به کسی نیاز ندارد این وجود صرف است یعنی بسیط است و هیچ نقطه خالی برای شدن جدید ندارد نه جزئی دارد نه نظیری .
    همچنین وجودی دیگر جایی برای تحویل و تحول و تغییر ندارد به عبارت دیگر این وجودی که بسیط است اگر بخواهد تغییر کند یا به جزءش تغییر می کند یا به کلش . جزء که ندارد کلش هم وجود است اگر بخواهد تغیر کند یا باید وجود شود که تحصیل حاصل است (تغییر معنا ندارد ) یا باید عدم شود که که واجب محال است معدوم شود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammadali1375 نمایش پست
    دوم اینکه اگر افعال خدا دارای تقدم و تاخر که هست ؟ ببینید مثلا ما میگیم آفرینش انسان بعد از جن بوده. پس خداوند ابتدا اجنه رو آفریده (هرچند زمان نبوده ولی این قبل و بعد که بوده). خدا هم که همیشه در حال انجام عملی هست ،‌ بنابر این اگه خدا از ازل بوده اولین فعلش چی بوده ؟‌ یعنی دقیقا مثل اون مثالی که میزنند برای تسلسل. فرض کنید یک ردیف انسان داشته باشیم. بهشون میگیم شما وقتی دستتون رو بیارید بالا که نفر سمت راستتون دستشو بیاره بالا. حالا اگه این صف اول نداشته باشه هیچ وقت دستی بالا نمیاد. حال اگه فعلی رو خدا اول انجام نداده باشه که نمیشه فعل بعدی انجام بشه که.

    در روایات درباره اولین خلق خدا بحث مصادیقی بیان شده است ؛ در کتاب کافی باب عقل آمده که " اول ما خلق الله العقل" یا در جایی پیامبر می فرماید: " اول ما خلق الله نوری" درباره این که این عقل و نور محمدیه چیست اقوال فلاسفه گوناگون است برخی از آن به حقیقت منبسط و برخی به عقل اول و صادر نخستین و.. تعبیر آورده اند و گفته اند که آن قدیم زمانی و حادث ذاتی است یعنی از لحاظ رتبه بعد از خدا و صادر از اوست اما زمانا از ازل بوده است.
    این اول و دومی که در مجردات است زمانی نیست بلکه از حیث رتبه است چرا که زمان در ماده معنا پیدا می کند و عالم مجردات خالی از بعد زمان اند چرا که حرکت در آنها راه ندارد و هر چه که باید باشد هست و بوده تقدم و تاخر در آنها رتبی است( مثالی که می تواند تقدم و تاخر رتبی را به ذهن نزدیک گرداند : دستی که دستگیره در را می چرخاند کدام زودتر حرکت می کند دست یا دستگیره: هر دو زمانا با هم حرکت می کنند ولی دست بر دستگیره حرکتش مقدم است رتبتا چرا که دست علت چرخیدن دستگیره است)
    پس در عالم مجردات که زمان مطرح نیست اما در عالم ماده به خاطر خاصیت زمان مندی ماده باید برای شدن چیزی شرایط و معدات آن فراهم شود و الا علت فاعلی آن فراهم است.
    اما در اباره تسلسلی که مثال آوردید باید عرض کنم که تسلسل آنگاه باطل است که در علل باشد و آفرینش عالم تسلسلش باطل نیست چرا که علت آن مشخص است خدا علت همه است اگر چه زمان آن را هم ندانیم.مانند عدد آیا عدد نهاینش مشخص است آیا تسلسل ندارد ؟ اما تسلسلش مشکلی ندارد.

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    سوال اول:
    چرا میگیم واجب تغیر نمیکنه. تا اونجا که من فهمید دلیلش اینه که واجب الوجود پس اگه تغیر کنه مثلا از حالت a بشه b اونوقت یه شروعی داشته (حالت a). نمیدونم اصلا درست فهمیدم یا نه.
    جواب:
    واجب الوجود همان گونه که از اسمش پیدا است شیئی است که وجود برای او ضروری است یعنی وجود را از کسی نگرفته است بلکه وجود از ذاتش است و به کسی نیاز ندارد این وجود صرف است یعنی بسیط است و هیچ نقطه خالی برای شدن جدید ندارد نه جزئی دارد نه نظیری .
    همچنین وجودی دیگر جایی برای تحویل و تحول و تغییر ندارد به عبارت دیگر این وجودی که بسیط است اگر بخواهد تغییر کند یا به جزءش تغییر می کند یا به کلش . جزء که ندارد کلش هم وجود است اگر بخواهد تغیر کند یا باید وجود شود که تحصیل حاصل است (تغییر معنا ندارد ) یا باید عدم شود که که واجب محال است معدوم شود.

    سوال:
    اگر افعال خدا دارای تقدم و تاخر که هست ؟ ببینید مثلا ما میگیم آفرینش انسان بعد از جن بوده. پس خداوند ابتدا اجنه رو آفریده (هرچند زمان نبوده ولی این قبل و بعد که بوده). خدا هم که همیشه در حال انجام عملی هست ،‌ بنابر این اگه خدا از ازل بوده اولین فعلش چی بوده ؟‌ یعنی دقیقا مثل اون مثالی که میزنند برای تسلسل. فرض کنید یک ردیف انسان داشته باشیم. بهشون میگیم شما وقتی دستتون رو بیارید بالا که نفر سمت راستتون دستشو بیاره بالا. حالا اگه این صف اول نداشته باشه هیچ وقت دستی بالا نمیاد. حال اگه فعلی رو خدا اول انجام نداده باشه که نمیشه فعل بعدی انجام بشه که.
    جواب:
    در روایات درباره اولین خلق خدا بحث مصادیقی بیان شده است ؛ در کتاب کافی باب عقل آمده که " اول ما خلق الله العقل" یا در جایی پیامبر می فرماید: " اول ما خلق الله نوری" درباره این که این عقل و نور محمدیه چیست اقوال فلاسفه گوناگون است برخی از آن به حقیقت منبسط و برخی به عقل اول و صادر نخستین و.. تعبیر آورده اند و گفته اند که آن قدیم زمانی و حادث ذاتی است یعنی از لحاظ رتبه بعد از خدا و صادر از اوست اما زمانا از ازل بوده است.
    این اول و دومی که در مجردات است زمانی نیست بلکه از حیث رتبه است چرا که زمان در ماده معنا پیدا می کند و عالم مجردات خالی از بعد زمان اند چرا که حرکت در آنها راه ندارد و هر چه که باید باشد هست و بوده تقدم و تاخر در آنها رتبی است( مثالی که می تواند تقدم و تاخر رتبی را به ذهن نزدیک گرداند : دستی که دستگیره در را می چرخاند کدام زودتر حرکت می کند دست یا دستگیره: هر دو زمانا با هم حرکت می کنند ولی دست بر دستگیره حرکتش مقدم است رتبتا چرا که دست علت چرخیدن دستگیره است)
    پس در عالم مجردات که زمان مطرح نیست اما در عالم ماده به خاطر خاصیت زمان مندی ماده باید برای شدن چیزی شرایط و معدات آن فراهم شود و الا علت فاعلی آن فراهم است.
    اما در اباره تسلسلی که مثال آوردید باید عرض کنم که تسلسل آنگاه باطل است که در علل باشد و آفرینش عالم تسلسلش باطل نیست چرا که علت آن مشخص است خدا علت همه است اگر چه زمان آن را هم ندانیم.مانند عدد آیا عدد نهاینش مشخص است آیا تسلسل ندارد ؟ اما تسلسلش مشکلی ندارد.

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود