صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلنوشته ای با شهدا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    584
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دلنوشته ای با شهدا




    سلام دوستان هرکس دلنوشته یا شعری یامتن زیبایی برای شهدا داره اینجا حرف دلشو باهاشون بگه لطفا ان شالله که خود شهدا اون دنیا شفاعتمونو بکنن ودستمونو بگیرن آمین

    اتل متل یه بابا
    که اون قدیم قدیما
    حسرتشو می خوردن
    تمامی بچه ها

    *

    اتل متل یه دختر
    دردونه باباش بود
    بابا هرجا که می رفت
    دخترش هم باهاش بود

    *

    اون عاشق بابا بود
    بابا عاشق اون بود
    به گفته بچه ها:
    بابا چه مهربون بود

    *

    یه روز آفتابی
    بابا تنها گذاشتش
    عازم جبهه ها شد
    دخترو جا گذاشتش

    *

    چه روزای سختی بود
    اون روزای جدایی
    چه سالهای بدی بود
    ایام بی بابایی

    *
    چه لحظه سختی بود
    اون لحظه رفتنش
    ولی بدتر ازاون بود
    لحظه برگشتنش

    *

    هنوز یادش نرفته
    نشون به اون نشونه
    اون که خودش رفته بود
    آوردنش به خونه

    *

    زهرا به او سلام کرد
    بابا فقط نگاش کرد
    ادای احترام کرد
    بابا فقط نگاش کرد

    *

    خاک کفش بابا را
    سرمه توچشاش کرد
    بابا جونو بغل زد
    بابا فقط نگاش کرد

    *

    زهرا براش زبون ریخت
    دو صد دفعه صداش کرد
    پیش چشاش ضجه زد
    بابا فقط نگاش کرد

    *

    اتل متل یه بابا
    یه مرد بی ادعا
    براش دل می سوزونن
    تمامی بچه ها


    *

    زهرا به فکرباباست
    بابا توفکر زهرا
    گاهی به فکر دیروز
    گاهی به فکر فردا

    *

    یه روز می گفت که خیلی
    براش آروز داره
    ولی حالا دخترش
    زیرش ، لگن می ذاره

    *

    یه روز می گفت : دوست دارم
    عروسیتو ببینم
    ولی حالا دخترش
    می گه به پات می شینم

    *

    می گفت : برات بهترین
    عروسی رو می گیرم
    ولی حالا می شنوه
    تا خوب نشی نمی رم

    *

    وقت غذا که میشه
    سرنگ را بر می داره
    یک زرده تخم مرغ
    توی سرنگ می ذاره

    *

    گوشه ی لپ بابا
    سرنگ رو می فشاره
    برای اشک چشمش
    هی بهونه میاره

    *

    عضه نخوره بابا جون
    اشکم مال پیازه
    بابا با چشماش میگه :
    خدا برات بسازه

    *

    هر شب وقتی بابا رو
    می خوابونه توی جاش
    با کلی اندوه و غم
    می ره سرکتاباش

    *

    " حافظ" رو برمی داره
    راه گلوش می گیره
    قسم می دهد حافظو
    " خواجه ! " بابام نمیره

    *

    دو چشمشو می بنده
    خدا خدا می کنه
    با آهی از ته دل
    حافظو وا می کنه

    *

    فال و شاهد و فالو
    به یک نظر می بینه
    نمی خونه ، چرا که
    هر شب جواب همینه

    *

    اون شب که از خستگی
    گرسنه خوابیده بود
    نیمه شب ، چه خواب
    قشنگی رو دیده بود

    *

    تو خواب دیدش تو یک باغ
    تو یک باغ پر از گل
    پر از گل و شقایق
    میون رودی بزرگ

    *

    نشسته بود تو قایق
    یه خرده اون طرف تر
    میان دشت و صحرا
    جایی از اینجا بهتر ...

    *

    بابا سوار اسبه
    مگه میشه محاله ...
    بابا به آسمون رفت
    تا پشت یک در رسید....

    ویرایش توسط yasbanoo : ۱۳۹۲/۱۰/۲۶ در ساعت ۰۰:۵۴
    هرگز کاری را که در زندگی واقعی انجام نمی‌دین، در اینترنت هم انجام ندین. گاهی به گــناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم
    فضـــای مجـــازی هم محضــــر خداست...
    در روز حســـاب تمام این سایتا، کلیک ها، یاهو مسنجرا، آی دیها
    چت روما به حرف میان و گواهی می دن به کارامـون.
    نکنه که شرمنده شـــیم

    امـــان از لحظه غفلت که خدا شاهد است و بس
    گـاهــــی روی مانیتور کامپیوتـــر بچسبانیم
    ورود شیطان ممـــنوع....


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    584
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اتل متل یه بابا

    دلیر و زار و بیمار

    اتل متل یه مادر

    یه مادر فداكار

    اتل متل بچه‌ها

    كه اونارو دوست دارن

    آخه غیر اون دوتا

    هیچ كسی رو ندارن

    مامان بابا رو می‌خواد

    بابا عاشق اونه

    به غیر بعضی وقتا

    بابا چه مهربونه

    وقتی كه از درد سر

    دست می‌ذاره رو گیجگاش

    اون بابای مهربون

    فحش می‌ده به بچه‌هاش

    همون وقتی كه هرچی

    جلوش باشه می‌شكنه

    همون وقتی كه هرچی

    پیشش باشه می‌زنه

    غیر خدا و مادر

    هیچ‌كسی رو نداره

    اون وقتی كه باباجون

    موجی می‌شه دوباره

    دویدم و دویدم

    سر كوچه رسیدم

    بند دلم پاره شد

    از اون چیزی كه دیدم

    بابام میون كوچه

    افتاده بود رو زمین

    مامان هوار می‌زد

    شوهرمو بگیرین

    مامان با شیون و داد

    می‌زد توی صورتش

    قسم می‌داد بابارو

    به فاطمه، به جدش

    تو رو خدا مرتضی

    زشته میون كوچه

    بچه داره می‌بینه

    تو رو به جون بچه

    بابا رو كردن دوره

    بچه‌های محله

    بابا یه هو دوید و

    زد تو دیوار با كله

    هی تند و تند سرش رو

    بابا می‌زد تو دیوار

    قسم می‌داد حاجی رو

    حاجی گوشی رو بردار

    نعره‌های بابا جون

    پیچید یه هو تو گوشم

    الو الو كربلا

    جواب بده به گوشم

    مامان دوید و از پشت

    گرفت سر بابا رو

    بابا با گریه می‌گفت

    كشتند بچه‌هارو

    بعد مامانو هلش داد

    خودش خوابید رو زمین

    گفت كه مواظب باشین

    خمپاره زد، بخوابین

    الو الو كربلا

    پس نخودا چی شدن؟

    كمك می‌خوایم حاجی جون

    بچه‌ها قیچی شدن

    تو سینه و سرش زد

    هی سرشو تكون داد

    رو به تماشاچیا

    چشماشو بست و جون داد

    بعضی تماشا كردن

    بعضی فقط خندیدن

    اونایی كه از بابام

    فقط امروزو دیدن

    سوی بابا دویدم

    بالا سرش رسیدم

    از درد غربت اون

    هی به خودم پیچیدم

    درد غربت بابا

    غنیمت َنبرده

    شرافت و خون دل

    نشونه‌های مرده

    ای اونایی كه امروز

    دارین بهش می‌خندین

    برای خنده‌هاتون

    دردشو می‌پسندین

    امروزشو نبینین

    بابام یه قهرمونه

    یه‌روز به هم می‌رسیم

    بازی داره زمونه

    موج بابام كلیده

    قفل در بهشته

    درو كنه هر كسی

    هر چیزی رو كه كشته

    یه روز پشیمون می‌شین

    كه دیگه خیلی دیره

    گریه‌های مادرم

    یقه تونو می‌گیره

    بالا رفتیم ماسته

    پایین اومدیم دروغه

    مرگ و معاد و عقبی

    كی میگه كه دروغه؟

    شعر از زنده یا د ابوالفضل سپهر

    هرگز کاری را که در زندگی واقعی انجام نمی‌دین، در اینترنت هم انجام ندین. گاهی به گــناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم
    فضـــای مجـــازی هم محضــــر خداست...
    در روز حســـاب تمام این سایتا، کلیک ها، یاهو مسنجرا، آی دیها
    چت روما به حرف میان و گواهی می دن به کارامـون.
    نکنه که شرمنده شـــیم

    امـــان از لحظه غفلت که خدا شاهد است و بس
    گـاهــــی روی مانیتور کامپیوتـــر بچسبانیم
    ورود شیطان ممـــنوع....


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    584
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آي قصه قصه قصه
    نون و پنير و پسه
    هيچ تا حالا شنيدي
    تانکا بشن قناصه؟

    ميدوني بهضي وقتا
    تانکا قناصه بودن
    تا سري رو مي ديدن
    اون سر و مي پپروندن

    سه راه شهادت کجاست؟
    ميدو ني دوشکا چيه؟
    ميدوني تانک يعني چي؟
    يا آر.پي. جي زن کيه؟

    آر.پي.جي زن بلند شد
    "وما رَميتَ " رو خوند
    تانک اونو زودتر زد
    يه جفت پوتين ازش موند

    يه بچه بسيجي
    اونور ميدونه مين
    زير شنيهاي تانک
    له شده بود رو زمين

    خودم تو ديده باني
    با دوربين قرارگاه
    رفيقمو مي ديدم
    تو گودي قتلگاه

    آر.پي.جي تو سرش خورد
    سرش که از تن پريد
    خودم ديديم چند قدم
    بدون سر مي دويد

    هيچ مي دوني يه گردان
    که اسمش الحديده
    هنوزم که هنوزه
    گم شده ناپديده

    اتل متل توتوله
    چشم تو چشم گلوله
    اگر پاهات نلرزيد
    نترسيدي، قبوله

    ديدم که يک بسيجي
    نلرزيد اصلا پاهاش
    جلو گلوله وايساد
    زل زده بود تو چشاش

    گلوله هم اومد و
    از دو چشم مردونه
    گذشت و يک بوسه زد
    بوسه اي عاشقونه

    عاشقي يعني اينکه
    چشمهايي که تا ديروز
    هزار تا مشتري داشت
    چِندش مياره امروز

    اما غمي نداره
    چون عاشق خداشه
    به جاي مردم، خدا
    مشتري چشاشه

    هرگز کاری را که در زندگی واقعی انجام نمی‌دین، در اینترنت هم انجام ندین. گاهی به گــناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم
    فضـــای مجـــازی هم محضــــر خداست...
    در روز حســـاب تمام این سایتا، کلیک ها، یاهو مسنجرا، آی دیها
    چت روما به حرف میان و گواهی می دن به کارامـون.
    نکنه که شرمنده شـــیم

    امـــان از لحظه غفلت که خدا شاهد است و بس
    گـاهــــی روی مانیتور کامپیوتـــر بچسبانیم
    ورود شیطان ممـــنوع....


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    584
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عشق تفسیر بسیجی بودن است



    تحت تاثیر بسیجی بودن است



    ای بسیجی های صاف بی و ریا



    پس کجا رفتند مردان خدا ؟



    باز شعرم سوی جبهه می رود



    سوی بانه سوی فکه می رود



    سوی مردان دلیر و با خدا



    آن شهیدان که شدند از ما جدا



    در میان خیمه بی سر می شدند



    توی سنگرها کبوتر می شدند



    روزها در جبهه مشغول عدو



    نیمه شبها با خدا در گفت و گو



    توی سنگر یکه تازی کرده اند



    با گلوله عشق بازی کرده اند



    بی سر و بی دست و بی پا می شدند



    در مبان دجله پیدا می شدند



    وای از وقتی که سرها می رسید



    آن زمانی که خبرها می رسید



    جمله ها دارند غم می آورند



    واژه ها دارند کم می آورند



    باز ما ماندیم و یک دل خاطرات



    دست و پاهایی که مانده در فرات

    هرگز کاری را که در زندگی واقعی انجام نمی‌دین، در اینترنت هم انجام ندین. گاهی به گــناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم
    فضـــای مجـــازی هم محضــــر خداست...
    در روز حســـاب تمام این سایتا، کلیک ها، یاهو مسنجرا، آی دیها
    چت روما به حرف میان و گواهی می دن به کارامـون.
    نکنه که شرمنده شـــیم

    امـــان از لحظه غفلت که خدا شاهد است و بس
    گـاهــــی روی مانیتور کامپیوتـــر بچسبانیم
    ورود شیطان ممـــنوع....


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    584
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز !

    دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود !

    جبهه
    بوی ایمان میداد


    واینجا ایمانمان بو میدهد

    الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم

    بصیرمان کن تا از مسیر برنگردیم و آزادمان کن تا اسیر نگردیم !!



    شادی روح شهدا صلوات

    هرگز کاری را که در زندگی واقعی انجام نمی‌دین، در اینترنت هم انجام ندین. گاهی به گــناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم
    فضـــای مجـــازی هم محضــــر خداست...
    در روز حســـاب تمام این سایتا، کلیک ها، یاهو مسنجرا، آی دیها
    چت روما به حرف میان و گواهی می دن به کارامـون.
    نکنه که شرمنده شـــیم

    امـــان از لحظه غفلت که خدا شاهد است و بس
    گـاهــــی روی مانیتور کامپیوتـــر بچسبانیم
    ورود شیطان ممـــنوع....


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    584
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اشعار در مورد شهدای گمنام:

    حرفی نمیزنی چرا «بابای جعبه ای»؟

    خسته شدم بیرون بیا «بابای جعبه ای»

    لطفا بلندتر کمی فریاد هم بزن

    این جا نمی رسد صدا «بابای جعبه ای»

    با ان قَدَت تو جا شدی آنجا ببین مرا

    جا میشوم ببر مرا «بابای جعبه ای»

    قد عروسکم شده ای باور کن ای عزیز

    من‌‌ مادرت قبول؟ ها؟ «بابای جعبه ای»

    بابا عروسکی چرا لالا نمی کنی؟

    شب شد لالا لالا «بابای جعبه ای»

    هرگز کاری را که در زندگی واقعی انجام نمی‌دین، در اینترنت هم انجام ندین. گاهی به گــناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم
    فضـــای مجـــازی هم محضــــر خداست...
    در روز حســـاب تمام این سایتا، کلیک ها، یاهو مسنجرا، آی دیها
    چت روما به حرف میان و گواهی می دن به کارامـون.
    نکنه که شرمنده شـــیم

    امـــان از لحظه غفلت که خدا شاهد است و بس
    گـاهــــی روی مانیتور کامپیوتـــر بچسبانیم
    ورود شیطان ممـــنوع....


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    584
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شعری از استاد مهدی آذر یزدی درباره شهدای گمنام

    مرد آزاده را بسي سهل است / کز همه چيز بگذرد جز نام
    از سر جاه و مال برخيزد / جان دهد نيز در ره اسلام
    جان عزيز است و دين عزيزتر است / وانچه از جان گذشته جانان است
    آن که آگاه از شهادت خويش / جان فدا مي‌کند، شهيد آن است
    از شهيدان کريمتر کس نيست / در نظرگاه خلق و خالق نيز
    بعد از آن هر که نيز در راه است / تا کند جان فدا هموست عزيز
    آدمي ليک خوشدل از نام است / بي نشان جان سپردن آسان نيست
    وانکه در بند نام نيز نبود / در دلش جز صفاي ايمان نيست
    گرچه فرجام کار يکسان است / دل مردم به يادگار خوش است
    ماندن نام شخص آخر نيز / بر سر لوحه مزار خوش است
    اي بسا کار باقيات‌الخير / در جهان هست بهر ماندن ياد
    معبد و مرقد و کتاب و کلام / اثري از حضور بي فرياد
    هر کسي نام خويش دارد دوست / نام هر کس نشان بودن اوست
    نام نيک است آنچه مي‌ماند / ياد نيکو قرين نام نکوست
    ياد نام‌آوران به نام کنند / نام اگر نيست، ياد چون باشد
    دل ز گمنامي شهيد سعيد / گرچه سنگ است غرق خون باشد
    آن که بي‌نام مي‌کند ايثار / هست نزديکتر ز قرب اله
    اي خوشا در گذشتن از همه چيز / بي‌نشان خالصا لوجه‌الله
    وقت ايثار جان به گمنامي / هست يکسر نشان حق جويان
    رهروان طريقه اخلاص / وحده‌لا‌شريک‌له گويان
    در شگفتم آن چگونه دل است / دل در يافته پيام الست
    دل در باخته به عشق وصال / دل پرداخته ز هر چه که هست
    يک سر و صدهزار سر همراز / يک تن و صدهزار تن همراه
    همه از بي‌نشاني اش رنجور / همه از سرفرازي‌اش آگاه
    ياد او زنده تا ابد بر جاي / نام او رفته پيام او مانده
    برتر از هر چه جهان هستند / درس جانبازي و شرف خوانده
    اي شهيد بزرگوار که کرد / همتت جان فداي دين و وطن
    کشور از توست در امان از خصم / دوست از توست ايمن از دشمن
    اي رها کرده هر چه دنيايي است / پدر و مادر و زن و فرزند
    رفته تا عرش کبريا تنها / همه با حيرت و تو با لبخند
    دم فرو بسته جان گرفته به دست / گشته بي‌نام و بي‌نشان مفقود
    از تصلاي دوستان محروم / با تولاي خالق معبود
    جان به قربان چون تو قرباني / دل فداي تو باد و همگامان
    جان تو در جوار حضرت حق / اجر تو با خداي گمنامان
    گر نداري مزار باکي نيست / جاي آرامگاه تو دل ماست
    تو در مشکلات حل کردي / آنچه رد جان ماست، مشکل ماست
    ما ز روي تو تا ابد خجليم / که تو واصل شدي و ما به رهيم
    گر نداريم پاس همت تو / در دل از شرم خود چگونه رهيم
    آفرين بر تو آفرين خداي / اي جوانمرد نام رفته ز ياد
    آفرين خداي بر پدري / که تو پرورد و مادري که تو زاد
    گرچه گمنام رفتي از دنيا / خود ز نام‌آوران شدي معدود
    از من اي نيک‌نام بر تو سلام / از من اي زنده‌ياد بر تو درود

    هرگز کاری را که در زندگی واقعی انجام نمی‌دین، در اینترنت هم انجام ندین. گاهی به گــناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم
    فضـــای مجـــازی هم محضــــر خداست...
    در روز حســـاب تمام این سایتا، کلیک ها، یاهو مسنجرا، آی دیها
    چت روما به حرف میان و گواهی می دن به کارامـون.
    نکنه که شرمنده شـــیم

    امـــان از لحظه غفلت که خدا شاهد است و بس
    گـاهــــی روی مانیتور کامپیوتـــر بچسبانیم
    ورود شیطان ممـــنوع....


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نمیدونم شهدا چی میبینند موقع شهادت که اون دنیا هم برا ی تکرارش حاضرند برگردند به دنیا فقط برای تجربه ی مجدد شیرینی لحظه ی شهادت !جالبه نه؟اللهم ارزقناتوفیق الشهادت فی سبیلک بگو امین یارب العالمین


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    584
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خیلی حال میده یه بچه خوشگل دنیا بیاری

    خیلی حال میده تو کودکی همه جا از ادبش و تو بزرگی از اخلاق و صفا و صمیمیتش حرف بزنند

    خیلی حال میده به سنین جوانی که رسید وقتی نگاش کنی دلت بره

    خوشگل،خوشتیپ،آقا

    ولی از همه اینا باحال تر می دونی چیه؟

    اینه که وقتی بعد چندین سال چشم انتظاری استخونای پسر خوشتیپتُ

    بیارن، کفن ُبگیری سمت آسمون و آروم بگی :

    اللهم تقبل منا هذا القلیل ..
    هرگز کاری را که در زندگی واقعی انجام نمی‌دین، در اینترنت هم انجام ندین. گاهی به گــناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم
    فضـــای مجـــازی هم محضــــر خداست...
    در روز حســـاب تمام این سایتا، کلیک ها، یاهو مسنجرا، آی دیها
    چت روما به حرف میان و گواهی می دن به کارامـون.
    نکنه که شرمنده شـــیم

    امـــان از لحظه غفلت که خدا شاهد است و بس
    گـاهــــی روی مانیتور کامپیوتـــر بچسبانیم
    ورود شیطان ممـــنوع....


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    584
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ندیدم آینه ای چون لباس خاکیها
    همان قبیله که بودند غرق پاکیها
    دلیل غربتشان اهل خاک بودن ماست
    نه بی مزار شدنها نه بی پلاکیها
    به آسمان که رسیدند رو به ما گفتند
    زمین چقدر حقیر است آی خاکیها....

    هرگز کاری را که در زندگی واقعی انجام نمی‌دین، در اینترنت هم انجام ندین. گاهی به گــناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم
    فضـــای مجـــازی هم محضــــر خداست...
    در روز حســـاب تمام این سایتا، کلیک ها، یاهو مسنجرا، آی دیها
    چت روما به حرف میان و گواهی می دن به کارامـون.
    نکنه که شرمنده شـــیم

    امـــان از لحظه غفلت که خدا شاهد است و بس
    گـاهــــی روی مانیتور کامپیوتـــر بچسبانیم
    ورود شیطان ممـــنوع....


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود