جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سپاه تشنه طالوت چرا نبايد آب بياشامد

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۶
    نوشته
    303
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سپاه تشنه طالوت چرا نبايد آب بياشامد




    سلام
    در جريان جنگ طالوت و سپاهش با جالوتيان ، در قران آمده كه جناب طالوت در هنگام حركت لشگر به آنها گفته كه به رودخانه اي مي رسيم و نبايد از آب آن بياشاميد .
    خب بنظر منطقي تر است كه يك لشگري كه براي جنگ مي روند حداقل سيراب باشند ، از يك لشگز تشنه و خسته چه كاري بر مي آيد ؟ اين دستور به چه منظوري بود ؟
    يارب نظر تو برنگردد


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    طالوت ازقبل به آنها خبر داد بود كه در ادامه راه، به نهر آبى خواهيم رسيد كه مايه امتحان شماست و خداوند شما را با آن امتحان خواهد كرد هر كس از آن نخورد از من است و هر كس بخورد از من نيست مگر اينكه به اندازه كف دست بخورد كه مانعى ندارد. اين سخن از طالوت ارتباط او را با عالَم وحى نشان مى‏دهد حال يا او خود پيامبر بود و يا با پيامبرى ارتباط نزديك داشت همان پيامبرى كه او را به فرماندهى سپاه بنى‏ اسرائيل منصوب كرد.
    لشگريان، به وسيله نهر آبى كه به آن رسيدند، لشكريان امتحان شدند چون همگى تشنه بودند بيشترشان از آن آب سير خوردند و تنها گروه اندكى به دستور طالوت عمل كردند و فقط به اندازه كف دست خوردند. خداوند مى‏خواست به اين وسيله صبر و استقامت آنها را آزمايش كند و افراد با ايمان و با استقامت را از بقيه جدا كند و چنين شد. آنها پس از عبور از آب دو دسته شدند گروهى كه اكثريت بودند گفتند: ما توان رويارويى با سپاه جالوت را نداريم و گروهى ديگر كه در اقليت بودند ولى به خدا و روز قيامت اعتقاد داشتند، گفتند: چه بسا كه گروه اندكى با اذن خدا بر گروه بسيارى غلبه كرده‏اند و خدا با صابران است و با گفتن اين سخن به بقيه نيز روحيه مى‏دادند



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یکی از داستان های درس آموز قرآن قصه طالوت و جالوت است که در سوره ی بقره و در هفت آیه بیان شده است.

    طالوت مردی دانشمند، زیرک و قدرتمند بود که از طرف حضرت اشموئیل که پیامبر بود، به فرماندهی سپاهی گماشته شد تا به جنگ جالوت ستمگر برود.

    حضرت داوود نیز در سپاه طالوت حضور داشت و او بود که جالوت را با سنگ کشت. اصل داستان را باهم می خوانیم:
    پس از درگذشت موسى وهارون، قوم بنى‏اسرائیل روز به روز ضعیف تر شدند و صندوق عهد را که یادگار حضرت موسی (ع) و بسیار مقدس بود از دست دادند.

    صندوق عهد همان صندوقی بود که مادر حضرت موسی، زمانی که به دنیا آمد او را در آن گذاشت و در رود نیل انداخت و این صندوق در دربار فرعون بود تا این که به دست بنی اسرائیل رسید و حضرت موسی اشیایی از جمله الواح مقدس که احکام خدا را برآن نوشته بود و زره خود را در آن می گذاشت و دست به دست میان پیامبران و قوم بنی اسرائیل می گشت.
    آن ها فراز و نشیب های بسیارى دیدند از جمله اینکه دربرهه‏اى از زمان دشمنان بر آنها غلبه کردند و آنها را از خانه و کاشانه‏شان بیرون راندند و فرزندان آنها را به اسیرى گرفتند و قوم بنى‏اسرائیل ذلیل و آواره شدند در این هنگام خداوند پیامبرى بر آنها فرستاد که نام او یا شمعون و یا یوشع و یا اشموئیل بود. آنها که از این ذلت و در بدرى خسته شده بودند، گرد آن پیامبر جمع شدند و از وى خواستند که آنها را سر و سامان دهد و براى آنها فرماندهى تعیین کند که تحت فرمان او با دشمنان خود بجنگند. آن پیامبر که از سستى و ضعف نفس این گروه آگاه بود به آنها گفت: آیا شما به راستى این آمادگى را دارید؟ و اگر من کسى را به فرماندهى برگزینم شما واقعاً تحت فرمان او و به دستور او مردانه جنگ خواهید کرد؟ آنها که از شکست خود رنج مى‏بردند، به پیامبر خود قول دادند که شجاعانه بجنگند و گفتند: چگونه تن به جنگ ندهیم در حالى به ما ظلم شده و از خانه و کاشانه خود رانده شده‏ایم؟
    طالوت چوپان فقیرى بود که از هیچ شهرت و معروفیتى برخوردار نبود ولى شخص بسیار لایق و کاردانى بود و از لحاظ جسمى و کاردانى بر دیگران برترى داشت

    با اینکه این قول را به پیامبر دادند ولى در وقت عمل بسیارى از آنها با بهانه‏هاى واهى از جنگ سر باز زدند و این روش همیشگى بنى‏اسرائیل بود و آنها قومى بهانه‏جو بودند. ولى به هر حال پیامبرشان براى آنها فرماندهى انتخاب نمود که نام او طالوت بود. طالوت چوپان فقیرى بود که از هیچ شهرت و معروفیتى برخوردار نبود ولى شخص بسیار لایق و کاردانى بود و از لحاظ جسمى و کاردانى بر دیگران برترى داشت و آن پیامبر از جانب خدا دستور داشت که طالوت را به فرماندهى برگزیند. ولى آنها گفتند: طالوت قدرت مالى ندارد و ما از او براى فرماندهى شایسته‏تر هستیم .ولى پیامبر گفت: خدا او را بر این کار برگزیده است و او را از لحاظ جسمانى و علم و دانش فزونى داده است و یک نشانه براى شایستگى او این است که به زودى «تابوت عهد» یا همان صندوق مقدسى را که یادگارهاى موسى و هارون را دارد و مایه آرامش شماست، به شما بازپس مى‏گرداند. این تابوت را دشمنان بنى‏اسرائیل از آنها گرفته بودند. همانگونه که پیامبر گفته بود، طالوت صندوق عهد را به آنها برگرداند و آنها فرماندهى او را قبول‏کردند.
    طالوت به جمع آورى نیرو پرداخت و آنها را سازماندهى کرد و براى جنگ با دشمنان آماده ساخت. طالوت با سپاه خود به سوى دشمن حرکت کرد در بین راه سپاهیان تشنه شدند طالوت به آنها گفت: به زودى به نهر آبى خواهیم رسید ولى شما حق ندارید بیش از یک مشت از آن آب بخورید و بدینگونه مى‏خواست فرمان بردارى واستقامت و قدرت اراده آنها را آزمایش کند اما وقتى به آن نهر آب رسیدند جز اندکى از آنها، همگى از آن آب سیر خوردند و بدینگونه ضعف اراده خود را نشان دادند.طالوت آن اکثریتى را که از فرمان او سرپیچى کرده بودند رها کرد و با گروه اندکى به راه خودادامه داد. وقتى آنها با سپاه عظیم دشمن روبرو شدند، بعضى از آنها به طالوت گفتند: ما قدرت رویارویى با این سپاه را نداریم ولى بعضى از آنها گفتند: با همین تعداد اندک با آنها مى‏جنگیم.
    فرماندهى سپاه دشمن را شخصى به نام «جالوت» بر عهده داشت. او میان دو لشگر آمد و مبارز طلبید. جوانى به نام «داود» در لشگر طالوت بود او جالوت را هدف قرار داد و سنگى به پیشانى او زد، جالوت درجا کشته شد و کشته شدن او رعب و وحشت فراوانى میان سپاهیان او به وجود آورد و آن لشگر شکست خورد و بنى‏اسرائیل پیروز شدند.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فَلَمَّا فَصَلَ طالُوتُ بِالْجُنُودِ قالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَليكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاَّ قَليلاً مِنْهُمْ فَلَمَّا جاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالَ الَّذينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرينَ (249بقره )
    چون طالوت سپاهش را به راه انداخت، گفت: خدا شما را به جوى آبى مى‏آزمايد: هر كه از آن بخورد از من نيست، و هر كه از آن نخورد يا تنها كفى بياشامد از من است. همه جز اندكى از آن نوشيدند. چون او و مؤمنانى كه همراهش بودند از نهر گذشتند، گفتند: امروز ما را توان جالوت و سپاهش نيست. آنانى كه مى‏دانستند كه با خدا ديدار خواهند كرد، گفتند: به خواست خدا چه بسا گروه اندكى كه بر گروه بسيارى غلبه كند، كه خدا با كسانى است كه پاى مى‏ فشرند
    طالوت مى‏خواست بداند انبوه لشكر تا چه اندازه، فرمان او را اطاعت مى‏كنند، به ويژه اينكه آنها با ترديد و دودلى و حتى اعتراض، رهبرى او را پذيرفته بودند، گر چه در ظاهر تسليم شده بودند ولى شايد هنوز در باطن، شك و ترديد بر دلهاى آنها حكومت مى‏كرد، به همين دليل مامور مى‏شود كه آنها را امتحان كند، تا روشن شود، آيا اين سربازان كه مى‏خواهند در برابر شمشير آتشبار دشمن بايستند، توانايى تحمل مقدارى تشنگى را دارند يا نه؟




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    طالوت مى‏خواست بداند انبوه لشكر تا چه اندازه، فرمان او را اطاعت مى‏كنند، به ويژه اينكه آنها با ترديد و دودلى و حتى اعتراض، رهبرى او را پذيرفته بودند، گر چه در ظاهر تسليم شده بودند ولى شايد هنوز در باطن، شك و ترديد بر دلهاى آنها حكومت مى‏كرد، به همين دليل مامور مى‏شود كه آنها را امتحان كند، تا روشن شود، آيا اين سربازان كه مى‏خواهند در برابر شمشير آتشبار دشمن بايستند، توانايى تحمل مقدارى تشنگى را دارند يا نه؟
    ولى اكثريت آنها- همانطور كه در شرح داستان قبلا خوانديم و در آيه مورد بحث به طور فشرده به آن اشاره شده از بوته اين امتحان سالم بيرون نيامدند، چنان كه قرآن مى‏گويد:" آنها همگى جز عده كمى از آنها، از آن آب نوشيدند" (فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ).
    و به اين ترتيب، دومين تصفيه در ارتش طالوت انجام يافت، زيرا" تصفيه اول" همان بود كه به هنگام اعلام بسيج عمومى گفته بود كسانى كه تجارت يا بناى نيمه‏كاره و امثال آن دارند، همراه من نيايند.
    سپس مى‏افزايد:" هنگامى كه او (طالوت) و افرادى كه به وى ايمان آورده بودند (و از بوته آزمايش سالم به در آمدند)، از آن نهر گذشتند گفتند: امروز ما (با اين جمعيت اندك) توانايى مقابله با جالوت و سپاهيان او را نداريم" (فَلَمَّا جاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ).
    اين جمله به خوبى نشان مى‏دهد كه همان گروه اندك كه از آزمايش تشنگى سالم به در آمدند همراه او حركت كردند، ولى همانها نيز وقتى فكر كردند كه به زودى در برابر ارتش عظيم و نيرومند جالوت قرار مى‏گيرند فريادشان از كمى نفرات بلند شد و اين سومين مرحله آزمايش بود، زيرا تنها گروه كوچك‏ترى از اين گروه اندك، اعلام آمادگى و وفادارى كامل كردند،
    تفسير نمونه، ج‏2، ص: 244


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    192
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 17 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    3



    به نظرم همانطور که اطاعت از ولی الله واجب است اطاعت از جانشینش هم واجب میشه

    اگه نظرم اشتباه است بهم بگید

    باتشکر فراوان


    خدایا دوست داریم
    کمکمون باش تا همیشه برای مکالمه با خدا آنلاین باشیم


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    462
    تشکر:
    1
    حضور
    11 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    14



    بسم الله الرحمن الرحیم
    نقل قول نوشته اصلی توسط نتگرد نمایش پست
    سلام
    در جريان جنگ طالوت و سپاهش با جالوتيان ، در قران آمده كه جناب طالوت در هنگام حركت لشگر به آنها گفته كه به رودخانه اي مي رسيم و نبايد از آب آن بياشاميد .
    خب بنظر منطقي تر است كه يك لشگري كه براي جنگ مي روند حداقل سيراب باشند ، از يك لشگز تشنه و خسته چه كاري بر مي آيد ؟ اين دستور به چه منظوري بود ؟
    سلام.

    دلیلش امحتان الهی بود.تا مشخص شود ایمان چه کسی حقیقی است و چه کسی تظاهر میکند.

    زیرا: بهشت را به بها میدهند نه به بهانه.



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سپاه تشنه طالوت چرا نبايد آب بياشامد؟ (جمع بندی سوال)

    طالوت مى‏خواست بداند انبوه لشكر تا چه اندازه، فرمان او را اطاعت مى‏كنند، به ويژه اينكه آنها با ترديد و دودلى و حتى اعتراض، رهبرى او را پذيرفته بودند، گر چه در ظاهر تسليم شده بودند ولى شايد هنوز در باطن، شك و ترديد بر دلهاى آنها حكومت مى‏كرد، به همين دليل مامور مى‏شود كه آنها را امتحان كند، تا روشن شود، آيا اين سربازان كه مى‏خواهند در برابر شمشير آتشبار دشمن بايستند، توانايى تحمل مقدارى تشنگى را دارند يا نه؟
    ولى اكثريت آنها- همانطور كه در شرح داستان قبلا خوانديم و در آيه مورد بحث به طور فشرده به آن اشاره شده از بوته اين امتحان سالم بيرون نيامدند، چنان كه قرآن مى‏گويد:" آنها همگى جز عده كمى از آنها، از آن آب نوشيدند" (فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ).
    و به اين ترتيب، دومين تصفيه در ارتش طالوت انجام يافت، زيرا" تصفيه اول" همان بود كه به هنگام اعلام بسيج عمومى گفته بود كسانى كه تجارت يا بناى نيمه‏كاره و امثال آن دارند، همراه من نيايند.
    سپس مى‏افزايد:" هنگامى كه او (طالوت) و افرادى كه به وى ايمان آورده بودند (و از بوته آزمايش سالم به در آمدند)، از آن نهر گذشتند گفتند: امروز ما (با اين جمعيت اندك) توانايى مقابله با جالوت و سپاهيان او را نداريم" (فَلَمَّا جاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ).
    اين جمله به خوبى نشان مى‏دهد كه همان گروه اندك كه از آزمايش تشنگى سالم به در آمدند همراه او حركت كردند، ولى همانها نيز وقتى فكر كردند كه به زودى در برابر ارتش عظيم و نيرومند جالوت قرار مى‏گيرند فريادشان از كمى نفرات بلند شد و اين سومين مرحله آزمايش بود، زيرا تنها گروه كوچك‏ترى از اين گروه اندك، اعلام آمادگى و وفادارى كامل كردند،
    تفسير نمونه، ج‏2، ص: 244


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مقامی عظیم در سایه‌‌ی اطاعت از حق


    سپاه تشنه  طالوت چرا نبايد آب بياشامد
    در بین صفات و كمالاتی كه یك انسان می تواند پیدا نماید ظاهرا عبودیت و بندگی خدا از همه بالا تر باشد حتی از رسالت و امامت و امثال آن. فلذا ما در نماز، قبل از شهادت به رسالت، شهادت به عبودیت پیامبر صلی الله علیه واله می دهیم و می گوییم: « أشهد أن محمدا عبده و رسوله » گویی پیامبر صلی الله علیه واله قبل از این كه رسول باشد عبد است و اساسا این عبودیت او بوده است كه وی را به مقام رسالت رسانده چنانچه همین مقام عبودیت و بندگی بوده است كه او را به معراج و آسمان برده چرا كه خداوند در همین رابطه می فرماید:
    « سبحان الذی أسری بعبده لیلا ... » (1) .
    پاك و منزه است آن خدایی كه بنده خود را در شب به سمت مسجد الحرام سیر داد!
    و عبودیت و بندگی نیست چیزی جز اطاعت محض از مولی و ربّ به همین خاطر ما در زیارتنامه مأثور حضرت عباس علیه السلام اولین چیزی را كه نسبت به آن حضرت بیان می كنیم عبودیت است كه تفسیر آن همان اطاعت از خدا و رسول و امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین صلوات الله علیهم می باشد .
    « السلام علیك أیها العبد الصالح المطیع لله و لرسوله و لأمیرالمومنین و الحسن و الحسین » (2) .
    فلذا امام خمینی رضوان الله علیه در مورد مقام عبودیت می فرمایند:
    « كدام شخصیت مى‏تواند ادعا كند كه عبد اللَّه است و از همه عبودیتها بریده است، جز انبیاى عظام و اولیاى معظم ... » (3) .
    حال اگر فقط انبیاء عظام و اولیای معظم می توانند ادعای عبودیت نمایند چگونه خواهد بود حال و مقام كسی كه همان انبیا و اولیای معظم برای او مقام عبودیت و بندگی را ادعا كنند ؟!
    حضرت عباس علیه السلام كسی است كه ائمه معصوم ما صلوات الله علیهم این مقام را برای او ذكر نموده اند!
    گفتیم كه تفسیر عبودیت همان اطاعت محض از اوامر و دستورات است و دیدیم كه این معنی در زیارتنامه اباالفضل علیه السلام نیز مورد اشاره واقع شد چرا كه بعد از این كه فرمود: عبد صالح، فرمود: مطیع خدا و رسول ! در اینجا قصد داریم كمی در این رابطه بنگاریم.
    اطاعت بدون چون چرا از دستورات هر كسی ، بندگی نسبت به او محسوب می شود حال اگر آن شخص خدا بود یا از طرف خدا دستور می داد آن بندگی ، بندگی خداست و اگر آن دستور دهنده از طرف شیطان و هواهای نفسانی و بر اساس آن دستور می داد ، اطاعت از او ، بندگی و پرستش آن شخص و بندگی شیطان می باشد !

    اطاعت خدا یا شیطان

    خداوند در قرآن، یهود و نصارای را مورد سرزنش قرار داده است كه چرا علمای خود را كه همان احبار و راهبان باشند ، مورد پرستش قرار داده اند و آنها را به عنوان رب اتخاذ كرده و برایشان ربوبیت قائل شده اند:
    « قاتلهم الله أنی یۆفكون اتخذوا أحبارهم و رهبانهم أربابا من دون الله ... » (4) .
    خداوند آنها را بكشد چرا دروغ می گویند ؟! آنها احبار و رهبان خود را به عنوان رب اتخاذ نموده اند!!
    در چند حدیث از امام باقر و صادق علیهما السلام در ذیل این آیه آمده است كه : « والله ما صلوا لهم و لاصاموا ولكن أطاعوهم فی معصیة الله » یا « ولكنهم أحلوا لهم حراما و حرموا لهم حلالا فاتبعوهم » یا « فعبدوهم من حیث لا یشعرون » (5) .
    یعنی به خدا قسم كه یهود و نصاری علمای خود را نمی پرستیدند به این شكل كه برای آنها نماز بخوانند یا روزه بگیرند یا در مقابلشان سجده یا ركوع بكنند. پس چرا خداوند فرمود: آنها علمای خود را رب پنداشتند ؟
    به این دلیل كه بدون چون و چرا از آنها اطاعت و تبعیت كردند مثلا حلالها را بر آنها حرام نمودند یا حرامها را بر آنها حلال نمودند و آنها اطاعت كردند و در حقیقت آن احبار و رهبان را كه غیر از خدا بودند بدون آن كه متوجه شوند پرستیدند!
    نتیجه این كه اطاعت بدون چون چرا از دستورات هر كسی، بندگی نسبت به او محسوب می شود حال اگر آن شخص خدا بود یا از طرف خدا دستور می داد آن بندگی، بندگی خداست و اگر آن دستور دهنده از طرف شیطان و هواهای نفسانی و بر اساس آن دستور می داد، اطاعت از او، بندگی و پرستش آن شخص و بندگی شیطان می باشد!
    چنانچه در حدیث امام باقر علیه السلام آمده است:
    « من أصغی إلی ناطق فقد عبده فإن كان الناطق یۆدی عن الله عز و جل فقد عبد الله و إن كان الناطق یۆدی عن الشیطان فقد عبد الشیطان » (6) .
    عبودیت و بندگی نیست چیزی جز اطاعت محض از مولی و ربّ به همین خاطر ما در زیارتنامه مأثور حضرت عباس علیه السلام اولین چیزی را كه نسبت به آن حضرت بیان می كنیم عبودیت است كه تفسیر آن همان اطاعت از خدا و رسول و امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین صلوات الله علیهم می باشد

    هر كس كه به سخن گویی گوش فرا دهد به حقیقت او را پرستیده است حال اگر آن سخن گو از طرف خدا ادا می نماید و سخن می گوید گوش دهنده خدا را پرستیده و اگر سخنگو از طرف شیطان سخن می گوید و حرفهایش شیطانیست گوش دهنده شیطان را پرستیده و در واقع نهی خداوند از پرستش شیطان در سوره یس همان نهی از پیروی از دستورات شیطان است!
    باز در مورد شأن و جایگاه عبودیت و اطاعت و فرمانبرداری خوب است به این حدیث قدسی توجه نماییم:
    « یابن آدم أنا حی لا أموت أطعنی فیما أمرتك حتی أجعلك حیا لاتموت یابن آدم أنا أقول للشیء كن فیكون أطعنی فیما أمرتك أجعلك تقول للشیء كن فیكون » (7) .
    ای فرزند آدم من زنده ای هستم كه مرگ ندارم اگر مرا در اوامرم اطاعت كنی تو را مثل خودم حی لا یموت قرار خواهم داد و من هر چرا كه اراده كنم به صرف اراده تحقق میابد تو نیز اگر از دستوراتم اطاعت كنی به گونه ای می شوی كه اگر اراده كنی به صرف اراده ات اشیاء موجود می شوند!
    حال معنای این جمله در زیارتنامه عباس علیه السلام را بهتر می فهمیم :
    « السلام علیك أیها العبد الصالح المطیع لله ... » !!

    پی نوشت ها:
    1-سوره اسراء / آیه اول .
    2- كامل الزیارات ص441 .
    3- صحیفه امام ج14 ص348 .
    4- سوره توبه /31 .
    5- محاسن برقی ج1 ص246 .
    6- كافی ج6ص434.
    7- مستدرك الوسائل ج11ص258و259 .



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    در جريان جنگ طالوت و سپاهش با جالوت، در قران آمده كه جناب طالوت در هنگام حركت لشگر به آنها گفته كه به رودخانه ای می رسيم و نبايد از آب آن بياشاميد.
    خب بنظر منطقی تر است كه يك لشگری كه براي جنگ می روند حداقل سيراب باشند، از يك لشگز تشنه و خسته چه كاری بر می آيد؟ اين دستور به چه منظوری بود؟


    پاسخ:
    طالوت مى ‏خواست بداند انبوه لشكر تا چه اندازه، فرمان او را اطاعت مى‏ كنند، به ويژه اينكه آنها با ترديد و دو دلى و حتى اعتراض، رهبرى او را پذيرفته بودند، گر چه در ظاهر تسليم شده بودند ولى شايد هنوز در باطن، شك و ترديد بر دل هاى آنها حكومت مى‏ كرد، به همين دليل مأمور مى ‏شود كه آنها را امتحان كند، تا روشن شود، آيا اين سربازان كه مى‏ خواهند در برابر شمشير آتشبار دشمن بايستند، توانايى تحمل مقدارى تشنگى را دارند يا نه؟
    ولى اكثريت آنها_ همانطور كه در شرح داستان قبلا خوانديم و در آيه مورد بحث به طور فشرده به آن اشاره شده_ از بوته اين امتحان سالم بيرون نيامدند، چنان كه قرآن مى‏ گويد:
    «فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ»؛ آنها همگى جز عده كمى از آنها، از آن آب نوشيدند.

    به اين ترتيب، دومين تصفيه در ارتش طالوت انجام يافت، زيرا " تصفيه اول" همان بود كه به هنگام اعلام بسيج عمومى گفته بود كسانى كه تجارت يا بناى نيمه‏ كاره و امثال آن دارند، همراه من نيايند.
    سپس مى ‏افزايد: " هنگامى كه او (طالوت) و افرادى كه به وى ايمان آورده بودند (و از بوته آزمايش سالم به در آمدند)، از آن نهر گذشتند گفتند: امروز ما (با اين جمعيت اندك) توانايى مقابله با جالوت و سپاهيان او را نداريم «فَلَمَّا جاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ»

    اين جمله به خوبى نشان مى‏ دهد كه همان گروه اندك كه از آزمايش تشنگى سالم به در آمدند همراه او حركت كردند، ولى همان ها نيز وقتى فكر كردند كه به زودى در برابر ارتش عظيم و نيرومند جالوت قرار مى‏ گيرند فريادشان از كمى نفرات بلند شد و اين سومين مرحله آزمايش بود، زيرا تنها گروه كوچك‏ ترى از اين گروه اندك، اعلام آمادگى و وفادارى كامل كردند.(1)

    ________
    (1) تفسير نمونه، ج‏2، ص: 244.


    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۴/۲۲ در ساعت ۱۱:۱۶ دلیل: همکار ویراستار تدوین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود