جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ستون های نگه دارنده آسمان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ستون های نگه دارنده آسمان




    با سلام و عرض ادب.
    لطفا در حل شبه ی زیر مرا راهنمایی کنید.
    با تشکر.



    إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَلَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِيمًا غَفُورًا (41 فاطر)
    ترجمه: همانا خدا آسمانها و زمین را نگاه می دارد تا نیفتند و اگر بیفتند غیر از خدا هیچ کس آن ها را نگاه نمی دارد.

    این تصور غلط در افسانه های بسیار قدیم بشری نیز وجود دارد. مثلا در تائوئیسم آمده است که پانگو (pangu) زمین و آسمان را از هم جدا کرد و بین زمین و آسمان ایستاد و آسمان را برافراشت. [1] تصور محمد، مثل هر انسان بی اطلاع دیگر، این بوده که آسمان و زمین هر دو باید بیفتند و ساده ترین جواب یک انسان متدین اینست که خدا آنها را نگه می دارد. دقت کنید در این آیات یک غلط مهم وجود دارد و آن اینکه گوینده گمان می کرده چیزی نمیتواند در فضا معلق باشد و همه ی اشیاء به سمت پائین می خواهند بیفتند و طبعا زمین و آسمان هر دو باید بیفتند و خدا باید آن ها را نگه دارد. در صورتیکه این تصور غلط است. بین اجسام نیروی جاذبه وجود دارد و مثلا اگر زمین از حرکت باز ایستد، زمین بسرعت به سمت خورشید خواهد رفت و با آن برخورد می کند در صورتیکه در تصور ما خورشید بالاست نه پائین. از نظر فیزیکی انرژی ناشی از جاذبه و انرژی جنبشی، اجرام آسمانی را در مسیر و موضع خاصشان سوق می دهند. مثلا جاذبه می خواهد زمین را بر خورشید بکوبد و نیروی گریز از مرکز ناشی از حرکت دورانی زمین می خواهد زمین را از خورشید دور کند. برآیند این دو نیرو زمین را در مسیر خاصش نگه می دارد.

    در آیه زیر قرآن نگه داری آسمان را به ستون نسبت داده است:
    خَلَقَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها وَأَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ وَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ (10 لقمان)
    ترجمه: آسمانها را بی هیچ ستونی که آن را ببینید خلق کرد (یعنی آسمان ها دارای ستون ها نامرئی نگهدارنده ای هستند که شما نمی بینید).

    محمد گمان می کرده که آسمانها سقفهای سنگینی هستند که ستونهای نامرئی آن ها را نگه می دارند تا بر زمین نیفتند. که این تصور از دو جهت غلط است. اولا، آسمان چیزی نیست که ستون بخواهد و ثانیا، ستونی برای نگهداری کرات وجود ندارد. لازم به ذکر است که بعضی اندیشمندان یونانی مثل Anaximander (قرن ششم قبل از میلاد، بیش از هزار سال قبل از محمد) متوجه شده بودند که اجرا آسمانی نیازی به ستون ندارند و نیروهائی آن ها را در تعادل نگه می دارند. [2] محمد حتی به درک این دانشمند یونانی 1200 سال قبلش نیز نرسیده بوده است.
    بعضی افراد که می خواهند به هر قیمتی برای قرآن معجزه تراشی کنند، گفته اند منظور از ستونهای نامرئی، نیروی جاذبه است. اما نیروی جاذبه بر خلاف ستون عمل می کند، چون ستون با نیروی جاذبه مقابله می کند. بنابراین منظور از ستون نمی تواند نیروی جاذبه باشد. ما به کمک معجزه تراشان می آئیم و می گوئیم شاید منظور از ستون، نیروی گریز از مرکز باشد. اما بازهم غلط است چون نیروی گریز از مرکز سعی دارد شیء را در یک خط مستقیم به پیش براند که با ستون جور در نمی آید. و باز هم اگر فرض کنیم منظور از ستون، تعادل بین نیروی جاذبه و گریز از مرکز باشد، باز هم غلط است. چون اولا: تعادل ایندو یعنی گریز از مرکز و نه جاذبه بتنهائی. در اصطلاح فیزیک، جمع برداری ایندو نیرو بدست می آید که شیء سماوی را در جهت خاصش (مثلا دورانی) پیش می راند. یعنی باز چیز نگهدارنده ی واقعی (ستون) نمی ماند چون عملکرد ستون در جهت پائین است که همجهت با جمع برداری دو نیرو نیست. ثانیا در بسیاری از موارد تعادلی بین ایندو نیرو وجود ندارد. مثلا یک سنگ آسمانی در مسیر حرکتش هر گاه به کره ای نزدیک شود تحت تاثیر جاذبه ی کره، می تواند تغییر جهت دهد یا با کرده تصادم کند. یا دور شدن سریع کهکشانها از یکدیگر، غلبه ی انرژی جنبشی بر جاذبه ی بین کهکشانها را نشان میدهد در حالیکه در فضای بیکران معلقند. بهر روی با هیچ استدلالی نمی توان ستون نامرئی را به معجزه چسباند، بلکه این برداشت یک انسان ساده ی بی اطلاع است که گمان می کند هر چیزی اگر نگاه داشته نشود می افتد. پس زمین و آسمان هم باید بیفتند. اما چون نمی افتند باید چیزی آن ها را نگه دارد که خداست یا ستون یا هردو. دیدیدم که همه ی این خیالات غلط است.
    نکته ی مهم دیگری که باید به معجزه تراشان یادآوری کرد این است که قرآن را باید با قرآن و سنت فهمید نه با خیالپردازی. نه در قرآن و نه در سنت کوچکترین اشاره ای به جاذبه وجود ندارد. اگر محمد در جائی از قرآن یا سنت، نیروی جاذبه را مطرح کرده بود قطعا کار بزرگی کرده بود مثل نیوتون، که تازه آنهم معجزه نبود چنانکه نیوتون معجزه نکرد.

    [1] Bodde, Dark. 1961. "Myths of Ancient China", in Mythologies of the Ancient World, ed. by Samuel Noah Kramer, pp. 367-408.
    [2] J.P. Vemart (1982) Les origins de la pensee grecque. PUF Pariw. p 128, J.P. Vemart (1982) The origins of the Greek thoyght. Comell University Press

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مرتضی98 نمایش پست
    إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَلَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِيمًا غَفُورًا (41 فاطر)
    ترجمه: همانا خدا آسمانها و زمین را نگاه می دارد تا نیفتند و اگر بیفتند غیر از خدا هیچ کس آن ها را نگاه نمی دارد.

    این تصور غلط در افسانه های بسیار قدیم بشری نیز وجود دارد. مثلا در تائوئیسم آمده است که پانگو (pangu) زمین و آسمان را از هم جدا کرد و بین زمین و آسمان ایستاد و آسمان را برافراشت. [1] تصور محمد، مثل هر انسان بی اطلاع دیگر، این بوده که آسمان و زمین هر دو باید بیفتند و ساده ترین جواب یک انسان متدین اینست که خدا آنها را نگه می دارد. دقت کنید در این آیات یک غلط مهم وجود دارد و آن اینکه گوینده گمان می کرده چیزی نمیتواند در فضا معلق باشد و همه ی اشیاء به سمت پائین می خواهند بیفتند و طبعا زمین و آسمان هر دو باید بیفتند و خدا باید آن ها را نگه دارد. در صورتیکه این تصور غلط است. بین اجسام نیروی جاذبه وجود دارد و مثلا اگر زمین از حرکت باز ایستد، زمین بسرعت به سمت خورشید خواهد رفت و با آن برخورد می کند در صورتیکه در تصور ما خورشید بالاست نه پائین. از نظر فیزیکی انرژی ناشی از جاذبه و انرژی جنبشی، اجرام آسمانی را در مسیر و موضع خاصشان سوق می دهند. مثلا جاذبه می خواهد زمین را بر خورشید بکوبد و نیروی گریز از مرکز ناشی از حرکت دورانی زمین می خواهد زمین را از خورشید دور کند. برآیند این دو نیرو زمین را در مسیر خاصش نگه می دارد.
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    آیه 41 سوره فاطر درباره تدبیر الهی بر عالم آفرینش است و اشاره دارد همانگونه که خدا به نحو خاصی این آسمان و زمین را آفریده تدبیر آنها را هم برعهده دارد.
    عالم آفرینش همان گونه که مخلوق خداست باید تحت تدبیر او اداره شود این تدبیر به واسطه و طبق سبب و مسبب در عالم اجرا می گردد همانگ.نه که برای تولد و رشد یک نوزاد علل و عوامل متفاوتی دخالت دارند و این نحوه تاثیرشان را از خالق خود دارند این نظام کیهانی نیز برای سر پا ایستادن دارای قواعد و قوانین خاص و تحت تدبیر الهی( نظامات علی و معلولی) اداره می شود
    از دیر زمان برای انسان ها این سوال مطرح بود که با این که هر سقفی برای ایستایی خود بر سطح نیاز به ستون دارد چگونه این آسمان با این همه ستاره ها و سیارات بر پا ایستاده و هیچ تکیه گاهی ندارد. در مکتب های مختلف برای این سوال جواب هایی مطرح شده و در پی رفع این سوال کنجکاوانه بودند پس طبیعی است که جواب ها در این باره متفاوت باشد.
    برای هر انسان موحدی که خدا را قبول داشته باشد شکی نیست که این آسمان و زمین را خدا آفریده است پس از تفکر در آسمان و زمین شگفتی های فراوانی در آن دیده و سوالاتی داشته اند .
    اما برای همه موحدین این مسلم است که خدا خالق این نظام است .
    خدا نیز کارهای خود را با اسباب و علل انجام می دهد حال برای بر افراشتن این نظام آسمان و زمین قوانینی به کار برده و هر گوشه از آن را طبق تدبیر حکیمانه خود مرتبط با دیگر اجزا قرار داده است .
    و شکی نیست که این عالم که خلقش به دست اوست و تدبیرش به ید توانای اوست و چرخش این نظام الهی طبق طراحی حکیمانه اوست زوالش نیز به ید اراده اوست "اگر نازی کند در هم فرو ریزند قالبها"
    به قول فلاسفه علت محدثه علت مبقیه نیز هم هست یعنی علت باید در تمام طول هستی علت به او التفات داشته باشد و آن را تدبیر نماید.
    در آیه به این توحید ربوبی توجه می دهد و می فرماید
    إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا
    خدا آسمانها و زمين را نگه می دارد تا زوال نيابند ، و اگر به زوال گرايند ، هيچ يک از شما جز او نمی تواند آنها را نگه دارد هر آينه خدا بردبار و آمرزنده است.زمین و آری این که آسمان در مدار خود و تمام سیارات و ستارگان در مسیر خود حرکت می کنند همه و همه طراحی و فعل الهی و در ید قدرت الهی است .
    همان گونه که خدا این ها را خلق کرده می تواند آنها را از هم فرو پاشد. و کسی نمی تواند مانع آن شود چرا که خدا قادر علی الاطلاق است.
    نکته : در متن سوال آیه را اشتباه ترجمه کرده بودند و طبق این اشتباه اشکالی مطرح کرده بودند که آسمان بر زمین می افتد
    در حالی که آیه دارد "ان تزولا" یعنی زایل شود.
    البته در آیات دیگر هست آن تقع علی الارض و آن هم به اعتبار مخاطب است چرا که مخاطب قرآن افرادی بودند که آسمان را فرای زمین می دیدند و تصورشان این بود که آسمان بر روی زمین افراشته شده است
    خدا از همین تصور مشهود استفاده کرده و به بیان ربوبیت و تدبیر خدا بر عالم پرداخته است.

    حال این که در هنگام زوال این قواعد تنظیم کننده فاصله کرات چه اتفاقی در واقع می افتد اصلا مورد بحث نیست بلکه نفوسی که برای این اذعان باید تربیت شوند بر زمینی هستند که آسمان را فوق می یابند از همین باب "ان تقع علی الارض" بیان داشته است .

    نقل قول نوشته اصلی توسط مرتضی98 نمایش پست
    در صورتیکه این تصور غلط است. بین اجسام نیروی جاذبه وجود دارد و مثلا اگر زمین از حرکت باز ایستد، زمین بسرعت به سمت خورشید خواهد رفت و با آن برخورد می کند
    این قواعد و قوانین را جز خدا چه کسی نهاده است اصلا چه کسی زمین و آسمان را به این کیفیت آفریده است؟؟
    بدون شک خدا
    پس همو که این ها را آفریده بر این نظم وسیاق خاص، آنها را هم با قرار دادن این نحوه چرخش و نیروی گرانشی و جازبه از زوال نگه داشته است.


    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۲/۱۱/۱۷ در ساعت ۱۰:۴۰
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مرتضی98 نمایش پست
    در آیه زیر قرآن نگه داری آسمان را به ستون نسبت داده است:
    خَلَقَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها وَأَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ وَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ (10 لقمان)
    ترجمه: آسمانها را بی هیچ ستونی که آن را ببینید خلق کرد (یعنی آسمان ها دارای ستون ها نامرئی نگهدارنده ای هستند که شما نمی بینید).

    محمد گمان می کرده که آسمانها سقفهای سنگینی هستند که ستونهای نامرئی آن ها را نگه می دارند تا بر زمین نیفتند. که این تصور از دو جهت غلط است. اولا، آسمان چیزی نیست که ستون بخواهد و ثانیا، ستونی برای نگهداری کرات وجود ندارد. لازم به ذکر است که بعضی اندیشمندان یونانی مثل Anaximander (قرن ششم قبل از میلاد، بیش از هزار سال قبل از محمد) متوجه شده بودند که اجرا آسمانی نیازی به ستون ندارند و نیروهائی آن ها را در تعادل نگه می دارند. [2] محمد حتی به درک این دانشمند یونانی 1200 سال قبلش نیز نرسیده بوده است.
    بعضی افراد که می خواهند به هر قیمتی برای قرآن معجزه تراشی کنند، گفته اند منظور از ستونهای نامرئی، نیروی جاذبه است. اما نیروی جاذبه بر خلاف ستون عمل می کند، چون ستون با نیروی جاذبه مقابله می کند. بنابراین منظور از ستون نمی تواند نیروی جاذبه باشد. ما به کمک معجزه تراشان می آئیم و می گوئیم شاید منظور از ستون، نیروی گریز از مرکز باشد. اما بازهم غلط است چون نیروی گریز از مرکز سعی دارد شیء را در یک خط مستقیم به پیش براند که با ستون جور در نمی آید. و باز هم اگر فرض کنیم منظور از ستون، تعادل بین نیروی جاذبه و گریز از مرکز باشد، باز هم غلط است. چون اولا: تعادل ایندو یعنی گریز از مرکز و نه جاذبه بتنهائی. در اصطلاح فیزیک، جمع برداری ایندو نیرو بدست می آید که شیء سماوی را در جهت خاصش (مثلا دورانی) پیش می راند. یعنی باز چیز نگهدارنده ی واقعی (ستون) نمی ماند چون عملکرد ستون در جهت پائین است که همجهت با جمع برداری دو نیرو نیست. ثانیا در بسیاری از موارد تعادلی بین ایندو نیرو وجود ندارد. مثلا یک سنگ آسمانی در مسیر حرکتش هر گاه به کره ای نزدیک شود تحت تاثیر جاذبه ی کره، می تواند تغییر جهت دهد یا با کرده تصادم کند. یا دور شدن سریع کهکشانها از یکدیگر، غلبه ی انرژی جنبشی بر جاذبه ی بین کهکشانها را نشان میدهد در حالیکه در فضای بیکران معلقند. بهر روی با هیچ استدلالی نمی توان ستون نامرئی را به معجزه چسباند، بلکه این برداشت یک انسان ساده ی بی اطلاع است که گمان می کند هر چیزی اگر نگاه داشته نشود می افتد. پس زمین و آسمان هم باید بیفتند. اما چون نمی افتند باید چیزی آن ها را نگه دارد که خداست یا ستون یا هردو. دیدیدم که همه ی این خیالات غلط است.
    نکته ی مهم دیگری که باید به معجزه تراشان یادآوری کرد این است که قرآن را باید با قرآن و سنت فهمید نه با خیالپردازی. نه در قرآن و نه در سنت کوچکترین اشاره ای به جاذبه وجود ندارد. اگر محمد در جائی از قرآن یا سنت، نیروی جاذبه را مطرح کرده بود قطعا کار بزرگی کرده بود مثل نیوتون، که تازه آنهم معجزه نبود چنانکه نیوتون معجزه نکرد.
    در باره ستون ها هم مانند جواب قبل: بشر در تطول زندگی خود برایش این سوال بوده که چرا آسمان بر فراز زمین بدون ستون ایستاده است
    خدا از همین سوال بشر کمال استفاده را برای بیان تدبیر الهی بر آفرینش کرده و این واقعه را به خالق آسمان و زمین نسبت داده و این توازن و نظم و قاعده را بیان محسوسی بیان می فرماید و از آن به ستون که نزد عرف جا افتاده است تعبیر می کند.
    همان قواعدی که در اجرام سماوی برای بر پا ایستادن و چرخش و در مدارات ایجاد کرده همان را به نام ستون ها نا مرئی معرفی می نماید.

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    253
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 18 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    بحث مفصلی اینجا انجام شده از نظر علمی

    http://www.askdin.com/thread32762.html
    از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن ....... فردا که نیامده است فریاد مکن
    برگذشته و نامده بنیاد مکن .............حالی خوش باش و عمر بر باد نکن


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی موضوع




    سوال1:
    در آیه زیر نه داشتن از نیافتادن آسمان بر روی زمین را به خدا نسبت داده است این یک باور سطحی است برای کسانی که نیروی جاذبه و دافعه و گریز از مرکز کرات آسمانی را کشف نکرده بودند و آن را به خدا و نیرو های ماورایی نسبت می دادند در حالی که امروزه قوانین عالم کشف شده و دیگر نیازی به این حرف ها نیست.
    إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَلَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِيمًا غَفُورًا (41 فاطر)
    ترجمه: همانا خدا آسمانها و زمین را نگاه می دارد تا نیفتند و اگر بیفتند غیر از خدا هیچ کس آن ها را نگاه نمی دارد.


    جواب:
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    آیه 41 سوره فاطر درباره تدبیر الهی بر عالم آفرینش است و اشاره دارد همانگونه که خدا به نحو خاصی این آسمان و زمین را آفریده تدبیر آنها را هم برعهده دارد.
    عالم آفرینش همان گونه که مخلوق خداست باید تحت تدبیر او اداره شود این تدبیر به واسطه و طبق سبب و مسبب در عالم اجرا می گردد همانگ.نه که برای تولد و رشد یک نوزاد علل و عوامل متفاوتی دخالت دارند و این نحوه تاثیرشان را از خالق خود دارند این نظام کیهانی نیز برای سر پا ایستادن دارای قواعد و قوانین خاص و تحت تدبیر الهی( نظامات علی و معلولی) اداره می شود
    از دیر زمان برای انسان ها این سوال مطرح بود که با این که هر سقفی برای ایستایی خود بر سطح نیاز به ستون دارد چگونه این آسمان با این همه ستاره ها و سیارات بر پا ایستاده و هیچ تکیه گاهی ندارد. در مکتب های مختلف برای این سوال جواب هایی مطرح شده و در پی رفع این سوال کنجکاوانه بودند پس طبیعی است که جواب ها در این باره متفاوت باشد.
    برای هر انسان موحدی که خدا را قبول داشته باشد شکی نیست که این آسمان و زمین را خدا آفریده است پس از تفکر در آسمان و زمین شگفتی های فراوانی در آن دیده و سوالاتی داشته اند .
    اما برای همه موحدین این مسلم است که خدا خالق این نظام است .
    خدا نیز کارهای خود را با اسباب و علل انجام می دهد حال برای بر افراشتن این نظام آسمان و زمین قوانینی به کار برده و هر گوشه از آن را طبق تدبیر حکیمانه خود مرتبط با دیگر اجزا قرار داده است .
    و شکی نیست که این عالم که خلقش به دست اوست و تدبیرش به ید توانای اوست و چرخش این نظام الهی طبق طراحی حکیمانه اوست زوالش نیز به ید اراده اوست "اگر نازی کند در هم فرو ریزند قالبها"
    به قول فلاسفه علت محدثه علت مبقیه نیز هم هست یعنی علت باید در تمام طول هستی علت به او التفات داشته باشد و آن را تدبیر نماید.
    در آیه به این توحید ربوبی توجه می دهد و می فرماید
    إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا
    خدا آسمانها و زمين را نگه می دارد تا زوال نيابند ، و اگر به زوال گرايند ، هيچ يک از شما جز او نمی تواند آنها را نگه دارد هر آينه خدا بردبار و آمرزنده است.زمین و آری این که آسمان در مدار خود و تمام سیارات و ستارگان در مسیر خود حرکت می کنند همه و همه طراحی و فعل الهی و در ید قدرت الهی است .
    همان گونه که خدا این ها را خلق کرده می تواند آنها را از هم فرو پاشد. و کسی نمی تواند مانع آن شود چرا که خدا قادر علی الاطلاق است.
    نکته : در متن سوال آیه را اشتباه ترجمه کرده بودند و طبق این اشتباه اشکالی مطرح کرده بودند که آسمان بر زمین می افتد
    در حالی که آیه دارد "ان تزولا" یعنی زایل شود.
    البته در آیات دیگر هست آن تقع علی الارض و آن هم به اعتبار مخاطب است چرا که مخاطب قرآن افرادی بودند که آسمان را فرای زمین می دیدند و تصورشان این بود که آسمان بر روی زمین افراشته شده است
    خدا از همین تصور مشهود استفاده کرده و به بیان ربوبیت و تدبیر خدا بر عالم پرداخته است.

    حال این که در هنگام زوال این قواعد تنظیم کننده فاصله کرات چه اتفاقی در واقع می افتد اصلا مورد بحث نیست بلکه نفوسی که برای این اذعان باید تربیت شوند بر زمینی هستند که آسمان را فوق می یابند از همین باب "ان تقع علی الارض" بیان داشته است .


    سوال2:

    در آیه زیر قرآن نگه داری آسمان را به ستون نسبت داده است:
    خَلَقَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها وَأَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ وَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ (10 لقمان)
    ترجمه: آسمانها را بی هیچ ستونی که آن را ببینید خلق کرد (یعنی آسمان ها دارای ستون ها نامرئی نگهدارنده ای هستند که شما نمی بینید).
    این تصور از دو جهت غلط است. اولا، آسمان چیزی نیست که ستون بخواهد و ثانیا، ستونی برای نگهداری کرات وجود ندارد. لازم به ذکر است که بعضی اندیشمندان یونانی مثل Anaximander (قرن ششم قبل از میلاد، بیش از هزار سال قبل از اسلام) متوجه شده بودند که اجرا آسمانی نیازی به ستون ندارند و نیروهائی آن ها را در تعادل نگه می دارند.
    امروزه در علوم جدید یافته ایم که این نیروهای کرات بر هم است که آنها را از در هم ریختگی حفظ می کند


    جواب:
    در باره ستون ها هم مانند جواب قبل: بشر در تطول زندگی خود برایش این سوال بوده که چرا آسمان بر فراز زمین بدون ستون ایستاده است
    خدا از همین سوال بشر کمال استفاده را برای بیان تدبیر الهی بر آفرینش کرده و این واقعه را به خالق آسمان و زمین نسبت داده و این توازن و نظم و قاعده را بیان محسوسی بیان می فرماید و از آن به ستون که نزد عرف جا افتاده است تعبیر می کند.
    همان قواعدی که در اجرام سماوی برای بر پا ایستادن و چرخش و در مدارات ایجاد کرده همان را به نام ستون ها نا مرئی معرفی می نماید.


    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  7. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود