جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خاطرات امام خامنه ای از حضرت امام خمینی(ره)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161

    خاطرات امام خامنه ای از حضرت امام خمینی(ره)




    خاطرات امام خامنه ای از حضرت امام خمینی(ره)



    متن خاطره‌ی رهبر انقلاب اسلامی:

    من ميخواهم عرض بكنم به جوانان عزيزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، كه حرف ميزنند، مينويسند، اقدام ميكنند؛ كاملاً رعايت كنيد.

    اينجور نباشد كه مخالفت با يك كسى، ما را وادار كند كه نسبت به آن كس از جاده‌ى حق تعدى كنيم، تجاوز كنيم، ظلم كنيم؛ نه، ظلم نبايد كرد. به هيچ كس نبايد ظلم كرد.

    من يك خاطره از امام نقل كنم. ما يك شب در خدمت امام بوديم. من از ايشان پرسيدم نظر شما نسبت به فلان كس چيست - نميخواهم اسم بياورم؛ يكى از چهره‌هاى معروف دنياى اسلام در دوران نزديك به ما، كه همه نام او را شنيدند، همه ميشناسند - امام يك تأملى كردند، گفتند: نميشناسم. بعد هم يك جمله‌ى مذمت‌آميزى راجع به آن شخص گفتند. اين تمام شد.

    من فرداى آن روز يا پس‌فردا - درست يادم نيست - صبح با امام كارى داشتم، رفتم خدمت ايشان. بمجردى كه وارد اتاق شدم و نشستم، قبل از اينكه من كارى را كه داشتم، مطرح كنم، ايشان گفتند كه راجع به آن كسى كه شما ديشب يا پريشب سؤال كرديد، «همين، نميشناسم». يعنى آن جمله‌ى مذمت‌آميزى را كه بعد از «نميشناسم» گفته بودند، پاك كردند.

    ببينيد، اين خيلى مهم است. آن جمله‌ى مذمت‌آميز نه فحش بود، نه دشنام بود، نه تهمت بود؛ خوشبختانه من هم بكلى از يادم رفته كه آن جمله چه بود؛ يعنى يا تصرف معنوى ايشان بود، يا كم‌حافظگى من بود؛ نميدانم چه بود، اما اينقدر يادم هست كه يك جمله‌ى مذمت‌آميزى بود. همين را ايشان آن شب گفتند، دو روز بعدش يا يك روز بعدش آن را پاك كردند؛ گفتند: نه، همان نميشناسم. ببينيد، اينها اسوه است؛ «لقد كان لكم فى رسول‌اللَّه اسوة حسنة».
    خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران در حرم امام خمينى (ره) - ۱۳۸۹/۰۳/۱۴

    http://farsi.khamenei.ir/page?id=24798


    خاطرات امام خامنه ای از حضرت امام خمینی(ره)



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    عبد صالح | انقلاب قرآن

    پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR خاطره‌ای از اولین روزهای بازگشت حضرت امام خمینی رحمه‌الله در سال ۱۳۵۷ به كشور و ماجرایی درباره‌ی انس ایشان با كلام‌الله مجید را منتشر كرد.

    بخشی از فایل صوتی خاطره‌ی رهبر انقلاب برای اولین بار پس از سی و سه سال در این برنامه منتشر می‌شود.

    http://farsi.khamenei.ir/page?id=25068

    متن خاطره‌ی رهبر انقلاب اسلامی:

    بیانات در جلسه درس تفسیر قرآن كریم ۱۳۶۰/۱۱/۰۹
    امام كه آمده بودند ايران - سال ۵۷ - خب ما اوّل يك نظر امام را ديديم، سالى كه ايشان، روزى كه ايشان وارد شدند آن‌جا زيارت كرديم

    امام را بعد هم شب كه آمدند مدرسه‌ى رفاه يك نظر ديديم، نزديك هم نرفتم كه مبادا مزاحمشان بشويم كه همه‌ى دورشان را گرفته بودند، مى‌بوسيدند، من گفتم، من يك نفر حداقل اذيت نكنم امام را، نرفتم،[گفتم] بعد مى‌رويم خدمت امام.

    فردا شبش بود ظاهراً، يا يكى دو شب بود كه آن مدرسه‌ى علوى بودند، فرستادند ما را خواستند، بنده و بقيه‌ى برادرانى كه عضو شوراى انقلاب بوديم ماها را خواستند. من وارد اتاق شدم، سر شب بود ديدم امام نشستند پشت قرآن دارند قرآن مى‌خوانند.

    حالا كِى است؟ دو سه روز بعد از ورود امام، آن روزهايى كه شماها لابد يادتان هست در خيابان ايران و آن محوطه‌ى اطراف چه خبر بود از جمعيت و ولوله‌ى جمعيت.

    امام مراجعات به او شده، آمده‌اند، رفته‌اند. حالا غير از اين‌كه مردم آمده‌اند مراجعه كردند، افراد خصوصى، سياستمداران، روحانيون، - نمى‌دانم - دوستان قديمى، افراد متفرقه آمدند خدمت امام، يكى پيشنهاد كرده، يكى پرسيده، يكى چيزى گفته، مرتب مشغول بود امام. سرشب ايشان در اين همه غوغا كه حالا بعدش هم باز يك عدّه‌اى بخواهند ملاقات كنند، يك عدّه‌اى كار دارند، تا آخر شب باز امام كار داشت، در همه‌ى اين غوغاها بعد از نماز مغرب و عشا ايشان نشسته بودند در يك اتاق تنها انگار كه در اين دنيا هيچ خبرى نيست قرآن را باز كرده بودند، مشغول قرآن خواندن بودند. يعنى امام یك روز هم قرآن خواندن يادشان نمى‌رفت؛ مرتب قرآن مى‌خواند. ببينيد اين دل با قرآن آشناست كه اين‌جورى است.

    خاطرات امام خامنه ای از حضرت امام خمینی(ره)




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    صراحت و شفافیت در اصول انقلاب

    بیانات مقام معظم رهبری در دیدار فرماندهان و كاركنان نیروی هوایی ارتش:

    آن چيزى كه ميتواند استقلال را تأمين بكند براى انقلاب اسلامى ما، تكيه‌ى صريح و شفّاف بر مبانى انقلاب است.
    همچنان‌كه امام بزرگوار اين‌جور بود؛
    امام از اوّل شروع نهضت، همه‌ى حرف خود را صريح، بدون ابهام بيان كرد.

    از اوّل، امام رژيم طاغوتىِ موروثىِ استبدادىِ سلطنتى را نفى كرد، ملاحظه نكرد.
    امام بصراحت بيان كرد كهنظام اسلامى بايد سرِ كار بيايد؛ پرده‌پوشى نكرد.

    امام در قضيّه‌ى مقابله‌ى با شبكه‌ى صهيونيستىِ خطرناكى كه بر دنيا ميخواهد حكومت بكند، هيچ ملاحظه‌اى نكردند،
    حرفى را پوشيده نگذاشتند، صراحتاً در مقابل صهيونيسم موضع گرفت.

    امام در اينكه ما با نظام سلطه مخالفيم، هيچ پرده‌پوشى نكرد.
    براى همين است كه شما مى‌بينيد انقلاب بعد از گذشت ۳۵ سال بر اصول و مبانى و بر ريل حقيقى خود استوار و پابرجا است؛
    انقلاب عوض نشد،
    حرف خود را عوض نكرد،
    راه خود را عوض نكرد،
    هدفهاى خود را عوض نكرد؛
    خيلى مهم است.


    ۱۳۹۲/۱۱/۱۹

    http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=25260
    

    خاطرات امام خامنه ای از حضرت امام خمینی(ره)



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    عبد صالح | فرزند روح‌الله

    پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در ششمین قسمت از مجموعه چندرسانه‌ای عبدصالح، با عنوان «فرزندان روح‌الله» خاطره‌ای از عطوفت و رأفت حضرت امام خمینی رحمه‌الله نسبت به خانواده شهدا را بازنشر میكند.

    http://farsi.khamenei.ir/page?id=25380

    لینک در آپارات | http://www.aparat.com/v/20aH7

    خاطرات امام خامنه ای از حضرت امام خمینی(ره)



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    4,100
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    41 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    0
    گالری
    171



    ازآمریکا می ترسید؟

    متن خاطره‌ی رهبر انقلاب اسلامی:

    من و آقاى هاشمى و يك نفر ديگر -كه نمى‌خواهم اسم بياورم- از تهران به قم خدمت امام رفتيم تا بپرسيم بالاخره اين جاسوسان را چه كار كنيم؛ بمانند، يا نگه‌شان نداريم؛ به خصوص كه در دولت موقت هم جنجال عجيبى بود كه ما اينها را چه كار كنيم!
    وقتى كه خدمت امام رسيديم و دوستان وضعيت را شرح دادند و گفتند مثلاً راديوها اين‌طور مى‌گويند؛ امريكا اين‌طور مى‌گويد؛ مسئولان دولتى اين‌طور مى‌گويند؛ ايشان تأملى كردند و سپس با طرح يك سؤال واقعى پرسيدند: «از امريكا مى‌ترسيد؟»؛ گفتيم نه؛ گفتند پس نگه‌شان داريد!
    بله، آدم احساس می‌كرد كه اين مرد خودش از اين شُكوه ظاهرى و مادى و اين اقتدار و امپراتورى مجهز به همه چيز، حقيقتاً ترسى ندارد. نترسيدن او و به چيزى نگرفتن اقتدار مادى دشمن، ناشى از اقتدار شخصى و هوشمندانۀ او بود. نترسيدن هوشمندانه، غير از نترسيدن ابلهانه و خواب‌آلوده است؛ مثلاً يك بچه هم از يك آدم قوى يا يك حيوان خطرناك نمى‌ترسد؛ اما آدم قوى هم نمى‌ترسد؛ منتها انسانها و مجموعه‌ها در قوّت خودشان دچار اشتباه مى‌شوند و قوّتهايى را نمى‌بينند.
    بیانات در ديدار اعضاى دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت ۱۳۷۸/۱/۲۸

    خاطرات امام خامنه ای از حضرت امام خمینی(ره)
    اوائل انقلاب، سى و يكى دو سال قبل از اين، در يك قضيه‌ى بسيار مهمى، من و دو نفر ديگر كه آن روز عضو شوراى انقلاب بوديم، از تهران رفتيم قم خدمت امام - امام آن وقت هنوز در قم بودند، تهران نيامده بودند - تا نظر ايشان را نسبت به آن قضيه و اقدام مهم بپرسيم. وقتى قضيه را براى ايشان شرح داديم، امام رو كردند به ما، گفتند از آمريكا ميترسيد؟ گفتيم نه. گفتند پس برويد اقدام كنيد. ما هم آمديم اقدام كرديم و موفق شديم. اگر ترس آمد، اگر طمع آمد، اگر غفلت آمد، اگر گرايشهاى انحرافى پا در ميان گذاشت، كارها مشكل خواهد شد.

    بیانات در ديدار شركت‌كنندگان در اجلاس جهانی اساتيد دانشگاه‌هاى جهان اسلام و بيدارى اسلامى‌ ۱۳۹۱/۰۹/۲۱



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    امام خامنه ای:
    عبد صالح | آخرین ذکر

    ایشان تا آخرین لحظات حیاتشان، ذکر و نماز و دعا را از دست ندادند. حاج احمد آقا فرزند عزیز حضرت امام می‌گفتند: پیش از ظهر روز آخر حیات امام(رحمه‌الله)، ایشان روی تخت دایماً نماز می‌خواندند. مدتی گذشت، بعد پرسیدند: ظهر شده است؟ گفتم: بلی. آن وقت خواندنِ نماز ظهر و عصر با نوافلش را شروع کردند. بعد از اتمام نماز، مشغول ذکر گفتن شدند و تا لحظاتی که در حالت اغما بسر می‌بردند، مرتب پشت سر هم می‌گفتند: «سبحان‌الله و الحمدلله و لااله‌الّاالله والله‌اکبر، سبحان‌اللَّه و الحمدللَّه ولااله‌الّاالله والله‌اکبر». این کار برای ما درس است. ما که رهبرمان را دوست داریم، باید به کارها و روحیات او توجه کنیم و از آن درس بگیریم. ۱۳۶۸/۰۳/۱۸

    عبد صالح | آخرین ذکر
    آپارات | عبد صالح | آخرین ذکر

    خاطرات امام خامنه ای از حضرت امام خمینی(ره)



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود