صفحه 1 از 11 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آشــنــایــی بــا اصـــطـلاحـــات « تـــجـــویـــــد »

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281

    آشــنــایــی بــا اصـــطـلاحـــات « تـــجـــویـــــد »






    آشــنــایــی بــا اصـــطـلاحـــات  « تـــجـــویـــــد »


    با سلام بر رهروان راستين قرآن كريم،‌ آناني كه همة‌ ايام را در حال تعليم و تعلّم و به كارگيري احكام نوراني قرآن بوده و در اعتلاي هر چه بيشتر قرآن كريم و نظام قرآني جمهوري اسلامي تلاش و كوشش مي‌كنند.


    سلام به تمام پاسداران قرآن، آنان كه قرآن را در سينه‌هاي خود از حفظ داشتند و در نبرد با اهريمنان و مستكبران، محافظ قرآن شدند.سلام و درود بر حضرت امام خميني(قدس سره)، آن بزرگ پاسدار قرآن كه راه و رسم حفاظت و محافظت از قرآن را به ما آموخت.


    هدف از تهية اين مجموعه، آموزش علم ‌«تجويد» است. علم تجويد، طرز تلفظ صحيح حروف و كلمات قرآن را به ما مي‌آموزد كه نتيجة آن صحيح خواندن و عدم تغيير معاني آيات مي‌باشد؛ همچنين با رعايت دستورهاي تجويدي مي‌توان قرآن را به طرز دلنشين و زيبا قراءت كرد. اين مسأله در آيات قرآن و احاديث زيادي اشارت رفته است كه در اينجا چند مورد به عنوان زينت كلام ياد مي‌شود: «وَرَتِّلِ الْقُرآنَ تَرْتيلاً» قرآن را به طور شمرده و روشن بخوان.


    اين آيه ما را به شمرده و با تأنّي خواندن كلام خدا دعوت مي‌كند. امام علي ـ عليه السّلام ـ در تفسير اين آيه مي‌فرمايد: «اَلتَّرتيلُ اَداءُ الْحروفِ وَ حِفظُ الْوُقُوفِ؛[1] ترتيل عبارت از اداء صحيحِ حروف و وقف كردن در محل وقفها است.


    از اين كلام اميرمؤمنان ـ عليه السّلام ـ نتيجه گرفته مي‌شود كه ترتيل همان علم تجويد است كه در برگيرندة صحيح اداء كردن حروف (و در نتيجه صحيح خواندن كلمات و تغيير ندادن معاني آيات) و رعايت قواعد وقف و ابتدا مي‌باشد.


    رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: اِقْرَؤُوا الْقُرآنَ بِاَلْحانِ الْعَرَبِ وَ اَصْواتِها؛[2] قرآن را با لهجه و صوت عربي بخوانيد.


    از اين رو روانيست قرآن را با لهجه و لحن غير عربي خواند. اگر بخواهيم قرآن را با لحن و صوت عربي بخوانيم بايد علم تجويد بدانيم.


    پيامبر اسلام در جاي ديگر مي‌فرمايد: لِكُلِّ شَيءٍ حِلْيَةٌ وَ حِلْيَةُ القرآنِ الصَّوْتُ الْحَسَنُ؛[3] براي هر چيزي زينتي است و زينت قرآن صداي نيكو است.



    يك نكته مهم:
    به نظر مي‌رسد دانستن مقداري از قواعد علم تجويد (بعضي از مخارج حروف و برخي از صفات) براي هر مسلماني لازم است؛ چرا كه هر كسي موظف است حداقل؛ نمازهاي پنج‌گانة خود را صحيح بخواند و اين جز با دانستن مقداري از اين علم شريف ميّسر نيست؛ زيرا نمازهايي كه حروف و كلمات آن به طور صحيح ادا نشود؛ مقبول درگاه الهي نيست. در اين رابطه نظر خوانندگان محترم را به مسألة شماره 1000 رساله حضرت امام خميني(قدس‌سرّه) جلب مي‌نماييم: «اگر يكي از كلمات حمد يا سوره را نداند، يا عمداً آنرا نگويد يا به جاي حرفي، حرف ديگر بگويد مثلاً به جاي «ض»، «ظ» بگويد يا جايي كه بايد بدون زير و زبر خوانده شود، زير و زبر بدهد، يا تشديد را نگويد، نماز او باطل است.»



    حالا با توجه به فتواي حضرت امام(ره) و ديگر مجتهدان يادآور مي‌شويم كه هنگام تلفّظ بعضي از حروف بايد دقّت داشت كه با حروف مشابه خود اشتباه نگردد؛ زيرا باعث تغيير معناي كلمه مي‌شود. در ذكرهاي نماز، چنين كلماتي يافت مي‌شود كه بايد آنها را به طور صحيح ادا كرد وگرنه نماز باطل مي‌شود. براي نمونه به چند مورد اشاره مي‌كنيم:



    اشتباه صحيح
    هَمْد = هلاك شده حَمْد = ستايش
    سَمَد = كود زراعتي صَمَد = بي‌نياز
    سَلِّ = شمشير بكش صَلِّ = درود فرست



    اميد است مربّيان عزيز با راهنماييهاي استادان و مربيان محترم و سعي و تلاش خود بتوانند قرآن را بدون غلط، روان، زيبا و دلنشين قرائت كنند.


    خداوند همة ما را عالم و عامل به قرآن بگرداند و قلبهاي ما را ظرف معارف قرآن قرار دهد و به نور قرآن منّور بگرداند.
    قابل ذکر است که مجموعه مذکور برگرفته ار کتاب آموزش تجويد،نوشته آقايان شهيدي، حبيبي و علامي است.

    --------------------------------------------------------------------------------
    [1] . حليه القرآن، «2»، ص 23.
    [2] . اصول كافي، مترجم، ج 4، كتاب فضل‌القرآن.
    [3] . قرآن در احاديث اسلامي، ص 58.

    ویرایش توسط *عرفانی* : ۱۳۹۳/۰۵/۲۶ در ساعت ۱۱:۱۳


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    اِبدال



    به كسر همزه به معنای عوض كردن است، و در اصطلاح علم تجوید، بدل كردن تاء تأنیث به «هاء» و كلمات منصوب به الف است.

    تاء تأنیث مانند: صلوه ـ زكوه ـ فَاكِهَه ـ مَرَّه ـ حُمْرَه كه در حال وقف به جای تاء (ه) هاء (ه) تلفظ می‌شود مثلاً صَلوه می‌شود صَلوه.
    [1]


    البته در كلمات: تَوریه و تُقیه و امثال آن بعضی با ابدال و برخی بدون ابدال می‌خوانند.



    و نیز كلماتی كه در رسم الخط قرآن با تاء مبسوطه (یعنی كشیده) نوشته شده‌اند به همان تاء وقف می‌گردند. مانند: جَنّاتٌ ـ اَلبَیّناتُ ـ بِالْآیاتِ ـ ثَمَراتِ ـ سُنّت. مثلاً جَنّاتٌ می‌شود جنَّاتْ.
    [2]



    و كلمات منصوب مثل: رَحِیماً ـ شَكُوراً ـ مَاءً ـ مُسَمّیً ـ بَیَاتاً به هنگام وقف، تنوین به الف بدل می‌گردد رَحیماً می‌شود رَحِیماً.
    [3]


    إبدال یكی از اقسام وقف است.




    آشــنــایــی بــا اصـــطـلاحـــات  « تـــجـــویـــــد »

    1]
    . سوره بقره، آیه 3.
    [2]
    . سوره نساء، آیه 57.
    [3]
    . سوره احزاب، آیه 33.

    ویرایش توسط *عرفانی* : ۱۳۹۲/۱۱/۰۳ در ساعت ۱۹:۲۷


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    اِثْبات







    به معنی باقی گذاردن حرف آخر كلمه‌ای كه می‌خواهند بر آن وقف كنند (موقوفٌ علیها) می‌باشد. مانند: وَاقٍ[4] ـهَادٍ كه در اصل وَاقِیٌ و هَادِیٌ بوده و حرف یاء به سبب اعلال، حذف شده است.




    ابن كثیر به این شیوه وقف كرده، گر چه وقف به اسكان و حفظ رسم الخط قرآن بهتر است. یعنی وقف به صورت وَاقِیْ و هَادِیْ. اثبات از اقسام وقف می‌باشد.






    آشــنــایــی بــا اصـــطـلاحـــات  « تـــجـــویـــــد »

    [4] . سوره غافر، آیه 21.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    اختِلاس





    «اختلاس» به معنی ربودن با شتاب و عجله است و آن ضد اشباع می‌باشد. و در اصطلاح علم تجوید، ربودن و طلب شتاب در حركت هنگام تلفظ حرف است.


    به طوری كه نه متحرك و نه ساكن گفته شود. بدین معنی كه ربودن یك سوم حركت ضمه و كسره و باقی گذاردن دو سوم دیگر را در حال وصل، اختلاس می‌گویند.


    و در این حالت آن كلمه با صوت و صدای خفی و پنهان ادا می‌شود كه در اختلاف قرائات بكار می‌رود.



    مانند: فَسَیَكْفیكَهُمُ اللهُ[5] كه ضمه هاء كلمه آخر اختلاس می‌شود و نِعِمّا[6] كه در اصل «نِعْمَ ما» است، كه میم اول ساكن بوده و در میم دوم ادغام شده و با اختلاس خوانده می شود.








    آشــنــایــی بــا اصـــطـلاحـــات  « تـــجـــویـــــد »

    [5] . سوره بقره، آیه 137.
    [6] . سوره بقره، آیه 271.



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    اخفاء






    هر گاه بعد از تنوین یا نون ساكنه یكی از حروف پانزده گانه زیر قرار گیرد، چه در یك كلمه یا دو كلمه باشند، تنوین و نون ساكنه، اخفاء شده و با غُنّه طبیعی (خفیف) ادا می‌گردد.

    زیرا مخرج نون با مخارج حروف مزبور نه چندان فاصله دارد، كه مانند حروف حلقی اظهار شود، و نه آن قدر نزدیك است، تا مثل حروف یرملون ادغام گردد، بلكه میان اظهار و ادغام كه همان «اخفاء» است ادا می‌شود. در این حالت زبان به مخرج نون گذارده نمی‌شود و باید صدا را اندكی كشید، تا اخفاء حاصل گردد، و قرّاء ترك غُنّه را در حال اخفاء جایز نمی‌دانند.



    علامت اخفاء حرف «ف» یا یك نقطه است كه در بعضی قرآنها بالای آن حرف می‌گذارند.


    حروف پانزده گانه عبارتند از:


    1. تاء مانند: اَنْتُم ـ جَنّاتٍ تَجری
    2. ثاء مانند: اُنْثی ـ صَبّاً ثُمَّ[7]

    3. جیم مانند: یُنجی ـ غَسّاقاً جزاءً[8]
    4. دال مانند: اَنْداداً ـ كَأساً دِهَاقاً[9]


    5. ذال مانند: اَنذِرْهُم[10] ـ حكیمٌ ذلِكَ
    6. زاء مانند: مَنْزِلاً ـ مُبارَكَهٍ زَیتُونَهٍ

    7. سین مانند: مِنْسأتِهِ[11] ـ خَالِصاً سَابِغاً
    8. شین مانند: أنْشأنَا ـ صَبّارٍ شكُور[12]

    9. صاد مانند: یَنصُرُ ـ رِیحاً صَرْصَراً[13]
    10. ضاد مانند: مَنْضُود ـ مُسْفِرهٌ ضَاحِكَهٌ[14]

    11. طاء مانند: فَانْطَلَقَ ـ صَعیداً طَیّباً[15]
    12. ظاء مانند: اُنْظُرْ ـ ظِلّاً ظَلِیلاً[16]

    13. فاء مانند: اَنفُسَهُمْ ـ خَالِداً فِیهَا[17]
    14. قاف مانند: یُنقذونَ ـ سَمِیعٌ قَرِیبٌ[18]

    15. كاف مانند: مِنكُم ( كِتابٌ كَریمٌ.[19]





    آشــنــایــی بــا اصـــطـلاحـــات  « تـــجـــویـــــد »


    [7] . سوره عبس، آیه 25 و 26.
    [8] . سوره نباء، آیه 25.
    [9] . سوره نباء، آیه 25.
    [10] . سوره مریم، آیه 39.
    [11] . سوره سباء، آیه 34.
    [12] . سوره شوری، آیه 33.
    [13] . سوره فصلت، آیه 16.
    [14] . سوره عبس، آیه 39.
    [15] . سوره نساء، آیه 43.
    [16] . سوره نساء، آیه 57.
    [17] . سوره نساء، آیه 14.
    [18] . سوره سباء،‌ آیه 50.
    [19] . سوره نمل، آیه 29.



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    4,100
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    41 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    0
    گالری
    171




    اِدْغام





    ادغام مصدر باب افعال است و به معنای داخل كردن حرفی در حرف دیگر می‌باشد. به طوری كه اثری از حرف

    اول باقی نماند و زبان فقط یك مرتبه در ادای آن برداشته شود و یك حرف مشدّد تلفظ گردد.

    حرف اول را «مُدغم» ادغام شده و حرف دوم را «مُدغَمٌ فِیهِ» ادغام شده در آن می‌نامند.

    حالت اول: آن است كه حرف اول و دوم متماثل باشند مانند:

    قدْ دَخَلوا [25] كه دال اول در دوم ادغام و یك دال مشدد تلفظ می‌شود مانند: قَدَّخَلُوا


    حالت دوم: آن است كه حرف اول و دوم مانند هم نباشند كه، در این صورت باید ابتدا حرف اول، را لفظاً از

    جنس حرف دوم نمود، و سپس مانند حالت اول دو حرف را در یكدیگر ادغام كرد مانند:
    مِنْ لَدُن كه نون

    ساكن كلمه اول لفظاً به لام كلمه دوم تبدیل می‌گردد و دو حرف «لام» در هم ادغام و یك لام مشدّد ادا

    می‌شود مانند:
    مِلّدُنْ[26]


    فایده و منظور از ادغام تسهیل و روانی در تكلّم است. علامت ادغام تشدید (ـّ) است كه در بعضی از قرآنها

    بالای «مدغمٌ فیه» گذاشته می‌شود.

    [25]
    . سوره مائده، آیه 61.
    [26]
    . سوره هود، آیه 11.

    ویرایش توسط *عرفانی* : ۱۳۹۳/۰۵/۲۷ در ساعت ۱۰:۱۱


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    ادغام



    ادغام بر دو نوع است: ادغام كبیر و ادغام صغیر

    ادغام كبیر


    ادغام كبیر آن است كه «مُدغم» و «مدغمٌ فیه» متحرك باشند كه در این صورت اولی را ساكن و در دوم ادغام می‌كنند.
    و چون در این نوع ادغام یك عمل بیشتر از ادغام صغیر انجام می‌گیرد (یعنی ساكن كردن مُدغم) بدین سبب آن را اذغام كبیر نامیده‌اند.
    ادغام كبیر بر دو نوع است:


    1. هر گاه مُدغم و مُدغمٌ فیه متماثل و در یك كلمه قرار داشته باشند، و مطابق قواعد صرفی ادغام شده باشند، ادغام آن لازم است مانند: مَدَّ (گسترد) ضَالّینَ
    [20]
    (گمراهان) كه در اصل مَدَدَ و ضالِلینَ بوده است.
    2. چنانچه مُدغم و مدغمٌ فیه در دو كلمه قرار داشته باشند، خواه متماثل یا متجانس یا متقارب باشند، بعضی قرّاء ادغام را جایز دانسته‌اند، مانند: سَیَقُولُ لَكَ ـ یَعْلَمُ ما ـ ذَلِكَ كَتَبْنَا.




    ادغام صغیر
    آن است كه مُدغم ساكن و مدغمٌ فیه متحرك باشد كه در این صورت اولی را در دومی ادغام می‌نمایند مانند: فَاضْرِبْ بِهِ كه به صورت فَاضْرِبِّهِ تلفظ می‌شود.
    ادغام صغیر بر سه قسم است: متماثل ـ متجانس ـ متقارب. ادغام حروف متماثل: هر گاه دو حرف مانند هم پهلوی یكدیگر قرار گیرند اعم از آن كه در یك یا دو كلمه قرار داشته باشند، ادغام آنها لازم است و آن را ادغام متماثلین می‌نامند مانند: قُلْ لَهُم ـ مِنْ نارِهِ.

    ادغام حروف متجانس
    : هر گاه دو حرف متجانس، یعنی حرفی كه از جهت مخرج حروف یكی باشند، ولی در صفات (مانند شجری ـ نطعی ـ ذولقی و اَسَلی
    [21]
    ) متغایر باشند، پهلوی هم قرار گیرند، اعم از آن كه در یك یا دو كلمه باشند، ادغام آنها لازم است، و آن را ادغام متجانسین می‌گویند مانند: وَجَدْتُ (یافتم) ـ حَصَدْتُمْ
    [22]
    (درو كردید).


    ادغام حروف متقارب: چنانچه دو حرف متقارب یعنی دو حرفی كه مخرجشان نزدیك هم است پهلوی هم واقع شوند، چه در یك كلمه باشد یا در دو كلمه، ادغام آنها جایز است و آن را ادغام متقاربین می‌گویند. مگر در مواردی كه در اثر ادغام، تغییری در معنا عارض شود، و یا كلام ثقیل و از فصاحت خارج گردد مانند: اِذْتَأذّنَ
    [23]
    (هنگامی كه اعلام نمود) ـ اِذْزَیَّنَ (وقتی كه زینت داد) ـ قَدْ جاءَ (به تحقیق آمد). قابل ذكر است كه ادغام متجانسین و متقاربین در حروف حلقی و شفهی ثقیل و از فصاحت بدور است مانند: فَاصْفَح‏ْ عَنْهُمْ
    [24]
    (پس از كافران اعراض كن).


    و نیز همزه و الف در هیچ حرفی ادغام نمی‌شود و هیچ حرفی هم در آنها ادغام نمی‌گردد.




    آشــنــایــی بــا اصـــطـلاحـــات  « تـــجـــویـــــد »

    20]
    . سوره حمد، آیه 7.
    [21]
    . برای شناخت بیشتری به عناوین حروف حلق و حروف دهان مراجعه شود.
    [22]
    . سوره یوسف، آیه 47.
    [23]
    . سوره اعراف، آیه 167.
    [24]
    . سوره زخرف، آیه 89.

    ویرایش توسط *عرفانی* : ۱۳۹۳/۰۵/۲۷ در ساعت ۱۰:۱۱

  9. تشکر


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    اِذْلاق


    مصدر باب اِفعال است و به معنی تندی و تیزی و روانی زبان می‌باشد. شش حرف از حروف الفبا دارای این صفت هستند كه عبارتند از: (ل ـ ن ـ ز ـ ف ـ ب ـ م) و جهت سهولت یادگیری و به خاطر سپردن، آنها را در كلمات زیر جمع كرده‌اند: فَرَّ مِنْ لُبٍّ (از عقل فرار كرد).




    این حروف را كه به تندی و سرعت اداء می‌شوند حروف مُذْلِقَه می‌گویند. به اعتبار آن كه سه حرف اول (لِثوی) از كنار و تیزی سر زبان و سه حرف آخر (شفهی) از كنار لبها خارج می‌شوند.




    آشــنــایــی بــا اصـــطـلاحـــات  « تـــجـــویـــــد »

    ویرایش توسط *عرفانی* : ۱۳۹۳/۰۵/۲۷ در ساعت ۱۰:۱۱

  11. تشکر


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    اِسْتِعَاذه



    در حقیقت پناه بردن به خداوند از شر و نقشه‎های شیطان است، مستحبّ است پیش از آغاز قرائت قرآن، قاری به خداوند پناه ببرد، چنانكه قرآن مجید می‎فرماید: فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ(یعنی هنگامیكه اراده خواندن قرآن نمائی از شیطان رانده شده به خدا پناه ببر).


    اهل معنا مقدم داشتن استعاذه را بر بِسْمِله و خواندن قرآن، تخلية قبل از تَحليه (زينت دادن) دانسته‎اند. يعني ابتدا شيطان و هواهاي نفساني را از درون زدودن و سپس آماده پذيرفتن نور هدايت الهي شدن است.
    استعاذه به طريق مختلف نقل شده كه به چند مورد اشاره مي‎شود:



    ـ اَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ.
    ـ اَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ اِنَّ اللهَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ.
    ـ اَعُوذُ بِالسَّمِيعِ الْعَلِيمِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ
    ـ نَسْتَعِيذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ.



    صحيح‎ترين استعاذات فوق استعاذه اوّل است كه مشهور نيز مي‎باشد.


    آشــنــایــی بــا اصـــطـلاحـــات  « تـــجـــویـــــد »

    ویرایش توسط *عرفانی* : ۱۳۹۳/۰۵/۲۷ در ساعت ۱۰:۱۲

  13. تشکر


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    اِسْتِعْلاء



    این كلمه مصدر باب استفعال مي‎باشد و به معناي طلب بلند كردن است.


    هفت حرف از حروف الفبا داراي اين صفت هستند كه عبارتند از:
    (خ ـ ص ـ ض ـ ط ـ ظ ـ غ ـ ق)
    .


    اين حروف را مُسْتَعْلِيَه مي‎گويند زيرا هنگام اداي آنها دهان پر از صدا مي‎شود، و صوت و زبان ميل به كام بالا پيدا مي‎كنند و با تفخيم و غلظت تلفظ مي‎شوند.


    بعضي اين حروف را «مُفَخَّمَه» نيز ناميده‎اند. ولي مشهور آن است كه اين حروف را مُستعلية مي‎نامند.



    آشــنــایــی بــا اصـــطـلاحـــات  « تـــجـــویـــــد »

    ویرایش توسط *عرفانی* : ۱۳۹۳/۰۵/۲۷ در ساعت ۱۰:۱۲

  15. تشکر


صفحه 1 از 11 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود