صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152

    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"




    بسم الله..



    «لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینَ» بقره آیه 177


    نیکی (تنها) این نیست که به هنگام نماز صورت خود را به سوی مشرق و مغرب کنید بلکه نیکوکار کسی است که به خدا و روز

    رستاخیز و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران ایمان آورد و مال خود را با تمام علاقه ای که به آن دارد به خویشاوندان و یتیمان و از کارافتادگان و … انفاق کند… .


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"


    قرآن ذکر است ...
    بعضی آدمها هم عامل ذکرند



    آدم که می بیندشان یاد خدا می افتد ... یاد ِ همه ی الحمدالله های قضا شده اش



    یادش می افتد که چقدر کم شاکر بوده ... یادش می افتد که چقدر کم زکات سلامتیش را داده



    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"






    میدانی گرمای امید یعنی چه؟

    یعنی فراموش نکنی که خدا اون بالاست


    پس تا میتونی برای دیگران امید باش

    تا وقتی تورو ببینن یاد خدا بیفتن


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"





    دست نیازمندی را گرفتم برای لحظه ای کوتاه،


    و صدایی شنیدم که مرا لرزاند!



    صدای خنده خدا
    را شنیدم واضح تر از صدای نفسهایم...!


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"

    ویرایش توسط منتظران ظهور : ۱۳۹۲/۱۱/۰۵ در ساعت ۰۰:۰۵
    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152




    نگاه متبسم دل پر درد

    بهترین خوشبختی ها یاری به دیگران است


    بیاید به فکر معلولان باشیم....


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"



    اعتراف میکنم آدم هایی رو میشناسم که با دیدن همچین بچه هایی

    به زمین و زمان فحش میدن و همه رو مقصر میدونن

    در حالی که خودشون هیچوقت کوچکترن قدمی برای کمک بهشون برنداشتن


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"



    نمی دانم تا به حال چه قدر به معلولین اندیشیدیم ؟

    معلولینی که هیچ گاه مانند دیگر افراد پذیرفته شده ی جامعه ، جایی در روابط اجتماعی شهروندان ندارند

    کسانی که ما هرگز به عنوان یک انسان معمولی باورشان نمی کنیم

    همان هایی که تنها کمی طبیعت رفتاری شان با دیگران تفاوت دارد و به خاطر همین تفاوت باید همراه با

    خانواده شان از جامعه طرد شوند
    همان ها که به بهانه کوچک ترین چیزی لبخند بر لبانشان می نشیند و به مجرد لبخند کوچکی برای ات دست

    تکان می دهند


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"

    ویرایش توسط منتظران ظهور : ۱۳۹۲/۱۱/۲۹ در ساعت ۱۱:۳۳
    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    435
    مورد تشکر
    16 پست
    حضور
    4 روز 5 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    به بهانه مروان 4 ساله و میلیون ها کودک مشابه او
    مروان 4 ساله به هنگام فرار از سوریه به همراه خانواده اش به طرف مرز اردن از خانواده اش جدا مانده بود وباقی مسافت تا مرز اردن را تنهایی طی کرده بود.
    انتشار تصویر کودک سرگردان و تنها سوریه ای در حالی که به همراه خانواده از صحنه جنگ داخلی سوریه گریخته و پس از جدا شدن از خانواده به طور اتفاقی و تنها به امدادرسانان بین المللی مستقر در مرز اردن رسیده است، احساسات کاربران شبکه توییتر در سراسر جهان را برانگیخته است.

    به گزارش عصر ایران تصاویر این کودک 4 ساله سوری روز گذشته نخست در صفحه توییتر " اندرو هارپر" عضو تیم امدادرسان بین المللی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل مستقر در مرز اردن و سوریه منتشر شد، این کودک در حالی که یک بسته پلاستیکی را تنها در مرز سوریه و اردن حمل می کرد به امدادرسانان سازمان ملل برخورد کرد. " کوپر" در صفحه اش نوشت : او اندکی پس از رسیدن به مرز سوریه و اردن به مادرش در این سوی مرز پیوست.

    مروان 4 ساله به هنگام فرار از سوریه به همراه خانواده اش به طرف مرز اردن از خانواده اش جدا مانده بود وباقی مسافت تا مرز اردن را تنهایی طی کرده بود.


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"

    فارغ از اینکه مروان به کدام گروه و دسته درگیر در صحنه جنگ داخلی نزدیک است، او تنها یک کودک 4 ساله است که در همه آیین و سنن و عرف های مرسوم در 4 گوشه جهان هنوز مسئول اعمال خود نیست، اما در اثر شرایطی که به او تحمیل شده ، زندگی اش در مخاطره قرار گرفته است و چه بسا شانس زیادی آورده که در راه رسیدن به مرز سوریه و اردن به گروه های "جگر خوار" برخورد نکرده است.

    طبق گزارش های سازمان ملل مروان ؛ یکی از 1 میلیون کودک آواره جنگ داخلی سوریه و 2 میلیون بزرگسال آواره است که در طی 3 سال گذشته در اثر جنگ و کشتار مجبور به ترک خانه و زندگی خود شده اند.

    او احتمالا خاطرات کودکی ندارد و از زمانی که چشم گشوده فضایی اضطراب آلود و جنگی را تجربه کرده است.

    اوبه احتمال زیاد صدها و هزاران بار به صورت وقت و بی وقت صدای موشک و بمب، فروریختن ساختمان ها و فریاد و ضجه شنیده است و خاطره کودکی برای او ملغمه ای از لحظه های ترس و اضطراب با مخلوطی از مهر و محبت مادری است.

    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"

    دنیا به مروان و میلیون ها مروان دیگر در گوشه کنار جهان که قربانی خشونت ها و جنگ های بزرگان بر سر پول و قدرت و ایدئولوژی اند، بدهکار است و تک تک ما انسان ها یک دنیای فارغ از تعصب و خشونت و سرشار از انسانیت به مروان و دهها میلیون کودک مشابه او بدهکاریم.

    جهان باید در عصر فضای مجازی و اینترنت و ماهواره و حقوق بشر و ...از آنچه در سوریه و دیگر نقاط درگیر جنگ داخلی می گذرد شرمسار باشد. بیش از 7 میلیارد انسان ساکن روی کره زمین نتوانسته اند جلوی خون ریزی 3 ساله در سوریه رابگیرند و نماینده سازمان ملل و اتحادیه عرب پس از نشست بین المللی ناکام اخیر در سوییس درباره بحران سوریه، از مردم سوریه به دلیل تداوم این رنجی که می برند و ادامه مرارت هایی که می کشند تنها توانست عذرخواهی کند!

    معلوم نیست آیا در آینده بار دیگر شاهد مروان خوش شانسی که بتواند خود را از جهنم جنگ داخلی سوریه برهاند و از " دریای مواج مرگ و خون" به "ساحل سختی "برسد، خواهیم بود یا نه ؟ اما مانده ایم از خوش شانسی او برای رسیدن به نیروهای کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و در نهایت آغوش مادرش خوشحال باشیم یا بر حال او و میلیون ها کودک کمابیش مشابه او در سرتاسر جهان که قربانی خشونت و تعصب و جنگ اند اشک بریزیم!


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    2,350
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    28 روز 16 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    14



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتظران ظهور نمایش پست


    نگاه متبسم دل پر درد

    بهترین خوشبختی ها یاری به دیگران است


    بیاید به فکر معلولان باشیم....


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"



    اعتراف میکنم آدم هایی رو میشناسم که با دیدن همچین بچه هایی

    به زمین و زمان فحش میدن و همه رو مقصر میدونن

    در حالی که خودشون هیچوقت کوچکترن قدمی برای کمک بهشون برنداشتن


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"



    نمی دانم تا به حال چه قدر به معلولین اندیشیدیم ؟

    معلولینی که هیچ گاه مانند دیگر افراد پذیرفته شده ی جامعه ، جایی در روابط اجتماعی شهروندان ندارند

    کسانی که ما هرگز به عنوان یک انسان معمولی باورشان نمی کنیم

    همان هایی که تنها کمی طبیعت رفتاری شان با دیگران تفاوت دارد و به خاطر همین تفاوت باید همراه با

    خانواده شان از جامعه طرد شوند
    همان ها که به بهانه کوچک ترین چیزی لبخند بر لبانشان می نشیند و به مجرد لبخند کوچکی برای ات دست

    تکان می دهند


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"

    بله واقعا همه ی ما اینقدر تعلقات دنیوی برای خودمون درست کردیم که نمیتونیم کمک موثری در این موارد باشیم

    میدونید من از هیچ کاری واسه یه همچین بچه هایی دریغ نخواهم کرد ولی وقتی نگاهی به شرایطم میکنم جایی رو باز نمیبینم

    تابلو میگه این مرکز در استان خوزستانه

    جستجو کردم چند مرکزی که در تهرانه فاصله ی زیادی با ما داره و در مسیر تردد من هم نیست و با توجه به محدودیت ها و معذوریت هایی که وجود داره

    عملا ً کاری نمیتونم بکنم .

    در مورد کمک مالی،مراکز بسیاری در این زمینه فعالند

    اون چیزی که این افراد نیاز دارند کمک و رفع نیاز عاطفی ست

    کسی که با عشق و علاقه اونها رو همراهی کنه .





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    2,350
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    28 روز 16 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    14



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبد آبق نمایش پست
    به بهانه مروان 4 ساله و میلیون ها کودک مشابه او
    مروان 4 ساله به هنگام فرار از سوریه به همراه خانواده اش به طرف مرز اردن از خانواده اش جدا مانده بود وباقی مسافت تا مرز اردن را تنهایی طی کرده بود.
    انتشار تصویر کودک سرگردان و تنها سوریه ای در حالی که به همراه خانواده از صحنه جنگ داخلی سوریه گریخته و پس از جدا شدن از خانواده به طور اتفاقی و تنها به امدادرسانان بین المللی مستقر در مرز اردن رسیده است، احساسات کاربران شبکه توییتر در سراسر جهان را برانگیخته است.

    به گزارش عصر ایران تصاویر این کودک 4 ساله سوری روز گذشته نخست در صفحه توییتر " اندرو هارپر" عضو تیم امدادرسان بین المللی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل مستقر در مرز اردن و سوریه منتشر شد، این کودک در حالی که یک بسته پلاستیکی را تنها در مرز سوریه و اردن حمل می کرد به امدادرسانان سازمان ملل برخورد کرد. " کوپر" در صفحه اش نوشت : او اندکی پس از رسیدن به مرز سوریه و اردن به مادرش در این سوی مرز پیوست.

    مروان 4 ساله به هنگام فرار از سوریه به همراه خانواده اش به طرف مرز اردن از خانواده اش جدا مانده بود وباقی مسافت تا مرز اردن را تنهایی طی کرده بود.


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"

    فارغ از اینکه مروان به کدام گروه و دسته درگیر در صحنه جنگ داخلی نزدیک است، او تنها یک کودک 4 ساله است که در همه آیین و سنن و عرف های مرسوم در 4 گوشه جهان هنوز مسئول اعمال خود نیست، اما در اثر شرایطی که به او تحمیل شده ، زندگی اش در مخاطره قرار گرفته است و چه بسا شانس زیادی آورده که در راه رسیدن به مرز سوریه و اردن به گروه های "جگر خوار" برخورد نکرده است.

    طبق گزارش های سازمان ملل مروان ؛ یکی از 1 میلیون کودک آواره جنگ داخلی سوریه و 2 میلیون بزرگسال آواره است که در طی 3 سال گذشته در اثر جنگ و کشتار مجبور به ترک خانه و زندگی خود شده اند.

    او احتمالا خاطرات کودکی ندارد و از زمانی که چشم گشوده فضایی اضطراب آلود و جنگی را تجربه کرده است.

    اوبه احتمال زیاد صدها و هزاران بار به صورت وقت و بی وقت صدای موشک و بمب، فروریختن ساختمان ها و فریاد و ضجه شنیده است و خاطره کودکی برای او ملغمه ای از لحظه های ترس و اضطراب با مخلوطی از مهر و محبت مادری است.

    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"

    دنیا به مروان و میلیون ها مروان دیگر در گوشه کنار جهان که قربانی خشونت ها و جنگ های بزرگان بر سر پول و قدرت و ایدئولوژی اند، بدهکار است و تک تک ما انسان ها یک دنیای فارغ از تعصب و خشونت و سرشار از انسانیت به مروان و دهها میلیون کودک مشابه او بدهکاریم.

    جهان باید در عصر فضای مجازی و اینترنت و ماهواره و حقوق بشر و ...از آنچه در سوریه و دیگر نقاط درگیر جنگ داخلی می گذرد شرمسار باشد. بیش از 7 میلیارد انسان ساکن روی کره زمین نتوانسته اند جلوی خون ریزی 3 ساله در سوریه رابگیرند و نماینده سازمان ملل و اتحادیه عرب پس از نشست بین المللی ناکام اخیر در سوییس درباره بحران سوریه، از مردم سوریه به دلیل تداوم این رنجی که می برند و ادامه مرارت هایی که می کشند تنها توانست عذرخواهی کند!

    معلوم نیست آیا در آینده بار دیگر شاهد مروان خوش شانسی که بتواند خود را از جهنم جنگ داخلی سوریه برهاند و از " دریای مواج مرگ و خون" به "ساحل سختی "برسد، خواهیم بود یا نه ؟ اما مانده ایم از خوش شانسی او برای رسیدن به نیروهای کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و در نهایت آغوش مادرش خوشحال باشیم یا بر حال او و میلیون ها کودک کمابیش مشابه او در سرتاسر جهان که قربانی خشونت و تعصب و جنگ اند اشک بریزیم!
    دنیای متمدن غربی برای کودکان چه به ارمغان آورده؟

    به عوض شادی و نشاط کودکانه ،یا باید اینگونه با مهاجمان آدم کش مواجه شوند

    و یا اینکه

    اگر در رفاه مالی هستند به جهت پست فطرتی و منفعت طلبی عده ای با برهنگی ها و بلوغ زود رس همراه شوند.








  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    بسم الله..

    إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَ الْمُصَّدِّقَاتِ وَ أَقْرَضُواْ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعَفُ لَهُمْ وَ لَهُمْ أَجْرٌ كَرِيمٌ :

    همانا مردان و زنانی که در راه خدا به فقراء صدقه و احسان کنند و به خدا قرض نیکو دهند ،

    خدا احسان آنها را چندین برابر سازد و پاداش با لطف و کرامت نیز عطا کند
    ( حدید/18)


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"


    گاهی از پروانه ها یادی کنیم



    به دنبال خــــــدا نگرد!

    خدا در بيابانهاي خالي از انسان نيست،

    خدا در جاده هاي بي انتها نيست،

    خدا در دستي ست كه به ياري ميگيري،


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"


    نقص جسمم هر روز بیشتر میشود دیگران آه میکشند و غمگین میشوند

    دریغ از اینکه آرزوی من اینست که از درون زیبا باشم

    آرزویم اینست که روحم زیبا باشد، نه جسم فانی!

    زیبایی جسم هم خوب است، اما زیبایی روح، جاودانیست!

    شاید شما شعار بخوانیدش، ولی من این آرزو را عشق میخوانم

    به قول عامیانه تر، ای کاش جسمم هر روز کج و کوله تر شود

    ولی مسیرم از سوی حق ، کج و کوله نشود


    آمین..


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"



    این روزها همه از دردها ، کوه میسازند


    از بیماریها ، طوفان می سازند


    با دیدن معلولان آه می کشند


    گذراندن لحظات با معلولان ، برایشان سخت است


    ولی من

    خدا را شکر میکنم که در اوج تنهایی

    تنها یارم خداست و لاغیر..


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"




    ویرایش توسط منتظران ظهور : ۱۳۹۳/۰۱/۱۴ در ساعت ۱۴:۲۸
    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    گاهی آنقدر حسرت نداشته هایمان را میخوریم ؛

    که یادمان می رود
    شکرگزارداشته هایمان باشیم ...

    پروردگارا.. ببخش ما را


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"


    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    شاید نیاز این بچه ها به کمکهای غیر نقدی شما خیلی زیادتر از حد تصورتون باشه

    مطمئن باشید که خدا لطف شما را به این بچه ها هرگز فراموش نمی کنه .


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"


    میدانی گرمای امید یعنی چه؟



    یعنی فراموش نکنی که خدا اون بالاست


    پس تا میتونی برای دیگران امید باش


    تا وقتی تورو ببینن یاد خدا بیفتن

    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"

    برای زیارت خدا لازم نیست

    به مساجد، زیارتگاهها وسرزمین وحی برویم

    خدا را می توان در
    شاد کردن چشمان این کودکان

    زیارت کرد


    ویرایش توسط منتظران ظهور : ۱۳۹۳/۰۳/۱۱ در ساعت ۱۸:۲۴
    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152




    گاهی خدا می خواهد با دست تو دست دیگر بندگانش را بگیرد


    وقتی دستی را به یاری می گیری،


    بدان که دست دیگرت در دست خداست...


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"


    نیکوکاری بهره ای ماندنی و غنیمتی پایدار است. بالاترین زراعت و سودآورترین سرمایه است.

    نیکی کردن پاسخ گفتن به ندای «اللّه» است؛ خداوندی که هیچ عملی را بی جواب نمی گذارد

    و به نیکوکاران وعده پاداش در دنیا و آخرت داده است. او خود فرموده است پاداش نیکی را ضایع نمی کند

    او توانگر و بخشنده ای است که مقابل هر عمل نیکی، چندین برابر آن پاداش می دهد.


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"

    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    435
    مورد تشکر
    16 پست
    حضور
    4 روز 5 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0

    گزارشی تکان‌دهنده از یک محله در تهران




    رضا، ۱۲ساله است، ۶ خواهر و برادر دارد. خانه‌شان حمام ندارد. دو هفته یک‌بار حمام می‌روند؛ حمامی که از هر نفر، ۴ هزار و ۵۰۰ تومان می‌گیرد. «اینجا قبلا حموم داشت اما از وقتی خرابش کردن، مجبوریم برای حمام به جای دورتری بریم.» مادر رضا هم شپش دارد، خواهرانش هم. خودش ولی ندارد. موهایش را از ته زده‌اند.
    سرشان پر از جانور است. جانورهای ریز خاکستری و سفید. یا شپش است، یا تخمش که لابه‌لای موهای نرمشان، جا خوش کرده. تخم‌های سفیدرنگ، چیزی شبیه شوره. جانورانی که زنده‌اند، راه می‌روند، خونشان را می‌مکند و می‌خارند. آنقدر که گاهی سرشان را زخم می‌کند.
    خیلی از کودکان کار «لب خط» شپش دارند؛ کودکان کم سن و ‌سال خیابانی آن‌طرف‌تر از میدان «شوش». جایی که چند مرکز مهم تجاری، روزانه میلیاردها تومان کاسب می‌شوند، بدون اینکه بدانند کودکان لب خط، به خاطر فقر و نبود بهداشت، با شپش‌ها زندگی می‌کنند. شپشی که به خیال ما این روزها به سختی در سر کسی پیدا می‌شود، حالا به راحتی لابه‌لای موهای کودکان چهار پنج ساله فقیرترین منطقه تهران دیده می‌شود.
    کودکان این محله فقر و گرسنگی دارند، محرومیت دارند. در معماری نداشته خانه‌های این محله که کم از بیغوله نیست، حمام جایی ندارد. اگر هم داشته باشد، آنقدر شلوغ و کثیف است که نرفتن را به رفتنش ترجیح می‌دهند. دستشویی‌هایشان هم همین وضع را دارد. به جای حمام اتاقکی می‌سازند و از خانواده‌ای اجاره می‌گیرند تا خرج موادشان درآید.
    حمام رفتن در این محله، داستانی دارد. هر بار باید یک خانواده دور هم جمع شوند، وسایلشان را در کیسه کنند و مسافتی را پیاده بروند تا به حمام برسند. آنها وقت این کارها را ندارند، اگر دو هفته یک‌ بار نوبت به حمام کردنشان برسد خوب است. آنها که حمام دارند، لژنشین محله هستند، هر کسی را هم به خانه‌شان راه نمی‌دهند، فقط فامیل و نزدیکان.
    در جمع کوچک کودکان کار لب خط که جمعیت دانشجویی امام علی (ع) برایشان خانه علم درست کرده، دختران، موهای بلندی ندارند. خیلی‌ها موهایشان را از ته زده‌اند. اگر رفتارهای دخترانه‌شان نباشد، تفاوتی با پسرها ندارند. روسری‌های گلدار کج و کوله‌شان مدام از سرشان می‌افتد، محکم گره می‌زنند.
    بیا این پست را بخوان..."نترس تنهایی ام واگیر دار نیست"
    «زینب روسریتو سرت کن.» صدای مربی می‌آید. دیگر کلافه شده. سنشان به روسری سر کردن نمی‌رسد اما چاره‌ای نیست. سرشان پر از شپش است. نباید به دیگران منتقل شود. در همین هفته‌های گذشته دو مربی خانه علم جمعیت امام علی (ع) که هفته‌ای سه روز برای این کودکان کلاس‌های آموزشی دارند، شپش گرفته‌اند. نمی‌شود کاری کرد. این کودکان آنقدر آویزان مربی‌ها می‌شوند و آنقدر آنها را بغل می‌کنند که نمی‌شود شپش‌ها را کنترل کرد.
    از سر و کول هم بالا می‌روند، با همان روسری‌ها. زهره شریفی مددکار جمعیت، «زینب» را صدا می‌زند. لابه‌لای موهایش را نگاه می‌کند. فرق اول را که باز می‌کند، رشک‌ها را می‌بیند. کابینت‌ها را پر کرده‌اند از شامپوهای ضد شپش. یکی به او می‌دهد و شماره تلفنش را روی کاغذی می‌نویسد. «به مادرت بگو به من زنگ بزنه.» این راه چاره نیست.

    مادران این کودکان وضع بدتری دارند. موهای رنگ‌کرده بلوندشان، پر از همین شپش‌هاست. نه کوتاه می‌کنند، نه درمانش. اصلا برایشان مهم نیست. از همین مادر هم به دختر منتقل می‌شود؛ در خانه‌هایی که چندین نفر روی یک بالش و تشک می‌خوابند، جایی که روسری‌ها رد و بدل می‌شود و خاله، دخترخاله، همسایه و ... لباس‌های همدیگر را می‌پوشند.
    در لباس‌ها، ملحفه‌ها و رختخواب‌های این کودکان شپش‌ها جولان می‌دهند. آنها با این جانوران زندگی مسالمت‌آمیز دارند. شپش جزو زندگی معمولی این خانواده‌هاست. این را شریفی می‌گوید. «زنان این محله موهایشان را بلوند و روشن می‌کنند اما به بهداشتشان توجهی نمی‌کنند. فقط شپش هم نیست، عفونت‌های قارچی و بیماری‌های زنانه هم اینجا بیداد می‌کند.» این ماجرا تنها برای مادران و زنان نیست، دختران کم‌سن و‌ سال هم از این بیماری‌ها رنج می‌برند. در گوشی به هم می‌گویند. می‌دانند که نباید همه بدانند.
    شریفی از وضع بهداشت شخصی ساکنان این محله ناراحت است. «خیلی از این کودکان حتی لباس زیر به تن ندارند. از ۲۰ نفر، شاید یکی از آنها لباس زیر تنش کرده باشد. به همین خاطر آنها به شدت مستعد بیماری‌ها هستند.»
    جمعیت امام علی (ع) برای بهداشت زنان و دختران «لب خط»، قرار است طرح مادرانه داشته باشد. به گفته مددکار جمعیت، در کنار بهداشت شخصی، بهداشت اجتماعی در این محله، کاملا فراموش شده. «توالت خانه‌هایشان خیلی کثیف و آلوده است. همه اینها باعث انتقال بیماری‌ها می‌شود.»

    همین هم باعث شده که میزان بیماری‌های ویروسی، روزبه‌روز در میان این کودکان زیاد شود؛ کودکان کاری که سر چند چهارراه آن طرف‌تر، گردو و دستمال و فال می‌فروشند. گردوهایی که با همان دست‌ها و در همان خانه‌هایی که موش‌ها در آن جولان می‌دهند، شکسته می‌شوند.
    رضا، ۱۲ساله است، ۶ خواهر و برادر دارد. خانه‌شان حمام ندارد. دو هفته یک‌بار حمام می‌روند؛ حمامی که از هر نفر، ۴ هزار و ۵۰۰ تومان می‌گیرد. «اینجا قبلا حموم داشت اما از وقتی خرابش کردن، مجبوریم برای حمام به جای دورتری بریم.» مادر رضا هم شپش دارد، خواهرانش هم. خودش ولی ندارد. موهایش را از ته زده‌اند.
    این کارها را جمعیت امام علی (ع) برایشان کرده. دوشنبه هفته پیش که کارشناس بهداشت آمد، موهای خیلی از دختران را به خاطر همین شپش‌ها کوتاه کرد و سر پسرها را هم از ته تراشیدند. همان روزی که خیلی از بچه‌ها، از حمام کردن فرار کردند.
    «آیدا» هم ۱۲‌ سال دارد. کمی که شالش عقب می‌رود، تخم شپش‌ها از روی ساقه موهایش خودنمایی می‌کند. موهای پرپشتش، کوتاه شده بود اما باز هم فایده‌ای نداشت. «یک‌ بار از شامپوی ضد شپش استفاده کردم، یک‌ بار دیگه هم مونده. اما هنوز خوب نشدم.» گردوفروشی می‌کند. دست‌های سیاهش را نشان می‌دهد. خودش همه را می‌شکند و سر چهارراه‌ها می‌فروشد. می‌گوید شپش را از بچه‌های عمه‌اش گرفته. «شامپو می‌زنم، شپش‌ها کم می‌شن، اما وقتی بچه‌های عمه‌م می‌یان، باز هم شپش‌هام زیاد می‌شن. خیلی ناراحتم، پیش دوستام کوچیک شدم.»
    خانه آیدا حمام دارد اما می‌گوید: «مادرم اجازه نمی‌ده کسی به خونه‌مون برای حمام کردن بیاد. یک‌ بار فاطمه اومد ازش عفونت گرفتم.» این را در گوشی می‌گوید. «لیلا» هم می‌گوید که عفونت دارد.
    «فاطمه» موهای بلندی دارد. هنوز موردی از شپش روی سرش پیدا نشده اما مشکوک به این بیماری است. آنها حمام ندارند اما خودش می‌گوید «هر روز موهامو زیر آب می‌شورم.» وضع بهداشت محله‌شان اذیتش می‌کند؛ موش‌ها و سوسک‌هایی که از خانه‌هایشان بالا می‌روند و زباله‌هایی که دیگر جوی آب‌ها را پر کرده‌اند. آنها در محله‌شان حتی سطل زباله هم ندارند. می‌گوید: «همسایه‌هامون همه‌شون شپش دارن.» این را با اکراه می‌گوید. فاطمه دستمال و فال می‌فروشد. دخترانی که با او کار می‌کنند هم شپش دارند.
    کودکان زیر ۵‌ سال هم از این شپش‌ها دارند، حتی آنهایی که هنوز کار نمی‌کنند. سپیده، مربی‌شان است. او به کودکان پنج شش ساله آموزش می‌دهد. «یاد دادن رعایت بهداشت فردی به این کودکان سخت است. مجبوریم با شعر و بازی، این مسائل را به آنها آموزش دهیم. مشکل اینجاست که بیشتر آنها خانواده‌هایی دارند که اصلا این مسائل را رعایت نمی‌کنند.»
    کودکان کار لب خط، با همه اینها، باز هم خوشحالند. جانورانی که روی سرشان رژه می‌روند، ذره‌ای از شادی‌شان کم نکرده. آنها می‌دانند چه بیماری‌هایی دارند.
    «در این محله از همان اول، بهداشت، محلی از اعراب نداشته.» شریفی اینها را می‌گوید. «خانواده این کودکان از چادرنشینی، صحراگردی و خشت‌نشینی کم‌کم به شهرها آمده‌اند. نام خانوادگی خیلی از آنها هم غربتی، چادرنشین و صحراگرد است، به همین علت رعایت مسائل بهداشتی خیلی برایشان مهم نیست.» خانه بهداشت، کمی آن طرف‌تر از محله لب خط است اما هیچ کاری برای آنها نکرده. این مددکار از آنها گلایه دارد. «نه شهرداری منطقه ۱۵ و نه حتی خانه بهداشت صفاری، به این محله رسیدگی نمی‌کنند. هر چه شناسایی شده‌اند، کار جمعیت امام علی (ع) بوده.»
    مجبورند به خاطر شیوع بالای عفونت دستگاه تناسلی در میان دخترها، آموزش‌های جداگانه‌ای به آنها بدهند. آنها مشکلات بهداشتی زیاد دارند. پسرها کمتر شپش دارند. موهایشان کوتاه است. کوتاه کوتاه، تقریبا کچلند. دختران به سختی راضی به این کار می‌شوند. آن هم در فرهنگ غربتی‌ها که مو برایشان مهم است و دخترانشان از چهار پنج سالگی موهایشان رنگ می‌شود. مثل مادرانشان. شریفی از کاری که دوشنبه هفته گذشته در خانه علم لب خط برای این کودکان انجام دادند، صحبت می‌کند. «هفته پیش اینجا روز بهداشت داشتیم. دوازده سیزده کودک خانه علم را که شپش داشتند، حمام بردیم و از شامپوی ضد شپش برایشان استفاده کردیم.» اینجا ۴۵ کودک دارد. تعدادشان خیلی بیشتر از اینهاست اما دیگر خانه جایی ندارد. کلاس‌ها پر است. «شاید فقط ۲۰‌ درصد بچه‌های اینجا حمام داشته باشند. بقیه حمام بیرون می‌روند.» شریفی اینها را می‌گوید و ادامه می‌دهد: «واقعا نمی‌شود همه اینها را اینجا حمام کنیم. با این همه باز هم یک روز در هفته، سعی می‌کنیم تا برنامه بهداشت داشته باشیم.» اینجا گروه بهداشت و درمان دارد؛ کسانی که هفته‌ای یک روز می‌آیند، بهداشت و تغذیه کودکان را بررسی می‌کنند.
    خانه علم لب خط، نوپاست و پنج شش ماهی بیشتر از راه‌اندازی‌اش نمی‌گذرد. ساختمان دو طبقه کوچک و تنگ؛ لب خیابان رجب‌نیا. در آبی‌رنگ‌اش زنگ هم ندارد. تمام مخارجش را خیران می‌دهند. حتی پول شامپوهای ضد شوره ۴ ‌هزار تومانی که دو بار بیشتر نمی‌شود استفاده کرد. خانواده کودکان کار، برای این چیزها پول نمی‌دهند. برایشان هم مهم نیست. نه فقط شپش که حتی سلامت دخترانشان. روزی صد، صدو پنجاه ‌هزار تومان درآمد دارند اما خرج موادشان می‌کنند.
    اینجا لب خط که نه، ته خط است. با اینکه جایی، خیابانی، کوچه‌ای در دل پایتخت است اما هیچ جایش شبیه شهر نیست. جایی که روزانه هزاران نفر از جلوی آن گذر می‌کنند اما جرأت ورود به آنجا را ندارند. ساکنان این محله برایشان غریبه هستند؛ همان‌ها که ظهر، زیر آفتاب، جلوی در خانه‌هایشان زیرانداز انداخته و همه چیز را می‌پایند. زنانی با موهایی رنگ‌کرده و کلیپس‌هایی که به‌ سان دختران این روزهای شهر، به موهایشان فرم داده‌اند. اینجا را خیلی‌ها به فراموشی سپرده‌اند. کارشناسان شهرداری و وزارت بهداشت که سالی یک‌ بار هم آن طرف‌ها پیدایشان نمی‌شود.
    همه اینها بیخ گوش ساکنان خیابان خراسان و ری رخ می‌دهد؛ کسانی که جدای از سکونت در منطقه جنوب شهر، وضع مالی چندان بدی ندارند و خیلی‌هایشان بازاری‌هایی هستند که وضع مالی خوبی دارند. هیچ‌کس غربتی‌ها را نمی‌خواهد. کسانی که فقر فرهنگی بیشتر از بی‌پولی، خون زندگی‌شان را مثل همان شپش‌ها می‌مکد. شریفی می‌گوید: «لب خط، جزو ناحیه یک منطقه ۱۵ شهرداری به شمار می‌رود اما شهرداری این منطقه کمترین توجهی هم به این محله ندارد.» جوی‌ها پر از زباله است. تل زباله ته هر کوچه، دیگر بخشی از هویت نداشته آن شده.
    در جوی‌ها همه چیز پیدا می‌شود. از سرنگ گرفته تا پوست هندوانه، همه در جوی‌های پرآب و کثیف شناور است. جایی که موش‌ها و سوسک‌ها و‌ هزار جور مگس و حشره دیگر، روزگار می‌گذرانند. یکی از مغازه‌داران می‌گوید: «هفته پیش خودمان سم می‌ریختیم، موش‌ها کم شدند.» اینها را با هزینه شخصی پرداخت کردند.

    ماموران شهرداری همان موقع از راه می‌رسند. برای بررسی وضع ساختمانی که درحال بازسازی است و وسایل ۵ خانواده مستاجرش، در کوچه رها شده. آنها کاری به کثیفی و تعفن ندارند. آنها آمده‌اند مجوز ساخت را ببینند! می‌گویند: «برای این محله نمی‌شود کاری کرد.» ساکنان این محله با همین زباله‌ها و بوی تعفن آن، با انواع بیماری‌های ویروسی و انگلی، با شپش‌ها و عفونت‌ها ... صبح را شب و شب را صبح می‌کنند. آنها هم هر شب، به رسم شب‌های دیگر، سطل‌های کثیف زباله‌شان را در همان جوی‌ها خالی می‌کنند. جوی‌هایی که شاید هفته‌ای یک‌ بار خالی شود. شاید هم نشود.

    منبع: روزنامه شهروند/ زهرا جعفرزاده


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۳۰, ۱۳:۰۹
  2. """آشنایی با حدیث *انا مدینه العلم و علی بابها*
    توسط seyed yasin در انجمن تاویل قرآن
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۱۲/۱۴, ۱۲:۵۷
  3. "تنهایی" یعنی چی؟
    توسط حباب در انجمن سایر موارد
    پاسخ: 38
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۰۹, ۱۱:۴۶
  4. رونمایی از نرم افزار ویژه تلفن همراه "مبلغین"
    توسط ابو محمد در انجمن حوزه و روحانيت
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۵/۲۷, ۱۶:۰۶
  5. "نخ" و "برنز" ؛ روانگردانهایی که جوانان را تهدید می کنند
    توسط hadimha در انجمن نوجوان ، جوان و جامعه
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۸۷/۰۸/۱۸, ۱۱:۰۲

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود