صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن و فرهنگ زمانه(پژوهشی نو در قرآن)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    45
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شاد يك شبهه درباره فرهنگ زمانه بودن قرآن




    قرآن جلوه‏اى از عصر و زمان نزول به خود گرفته است و در برخى آيات به مسايلى اشاره مى‏كند كه نشانگر عصر خاص و مردم جزيرة العرب مى‏باشد. طرح اين شبهه اين پرسش را به وجود آورده است كه مفهوم انعكاس اين مطالب در كتابى آسمانى و نازل شده از سوى خداوند، آيا با جاودانگى و جهانى بودن آن سازگار است؟ آيا طرح موضوعات محدود به قوم و زمانى خاص در قرآن موجب محدوديت رسالت نمى‏گردد؟
    به عبارت ديگر اگر كسى بگويد قرآن بازتاب فرهنگ عصر جاهليت و مردم حجاز است‏يا يك درجه بالاتر تعاليم قرآن متاثر از عادات و رسوم آن عصر و دستورات آن در پاسخ به مشكلات اجتماعى و انسانى آن زمان بوده، چگونه مى‏تواند با خواسته‏ها و آمال و نيازهاى عصر حاضر مطابقت داشته باشد و چگونه مى‏تواند كتابى جاويدان و جذاب و هدايتگر باشد و از همه مهمتر اين مساله چگونه مى‏تواند با وحى بودن قرآن سازگار باشد؟

  2. تشکر

    ***

  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10

    شاد نقل قول : يك شبهه درباره فرهنگ زمانه بودن قرآن




    نقل قول نوشته اصلی توسط كاربرجديد نمایش پست
    قرآن جلوه‏اى از عصر و زمان نزول به خود گرفته است و در برخى آيات به مسايلى اشاره مى‏كند كه نشانگر عصر خاص و مردم جزيرة العرب مى‏باشد. طرح اين شبهه اين پرسش را به وجود آورده است كه مفهوم انعكاس اين مطالب در كتابى آسمانى و نازل شده از سوى خداوند، آيا با جاودانگى و جهانى بودن آن سازگار است؟ آيا طرح موضوعات محدود به قوم و زمانى خاص در قرآن موجب محدوديت رسالت نمى‏گردد؟
    به عبارت ديگر اگر كسى بگويد قرآن بازتاب فرهنگ عصر جاهليت و مردم حجاز است‏يا يك درجه بالاتر تعاليم قرآن متاثر از عادات و رسوم آن عصر و دستورات آن در پاسخ به مشكلات اجتماعى و انسانى آن زمان بوده، چگونه مى‏تواند با خواسته‏ها و آمال و نيازهاى عصر حاضر مطابقت داشته باشد و چگونه مى‏تواند كتابى جاويدان و جذاب و هدايتگر باشد و از همه مهمتر اين مساله چگونه مى‏تواند با وحى بودن قرآن سازگار باشد؟
    به زبان قوم سخن گفتن اين مشكل را ندارد كه معارف بلند وحيانى محدود به زمانى خاص شود و با جامعيت و جاودانگى قرآن تباينى داشته باشد. زيرا معانى و حقايق از سوى خدا نازل شده است، اما حروف و كلمات و فرهنگ استفاده از مفاهيم، از آن بشر است. هر پيامبرى ناچار است مقصود خود را در قالب كلماتى بريزد كه در ميان آن مردم رايج است. بگذريم از اين نكته كه قرآن در زمانى خاص نازل شد و در موقعيت جغرافيايى خاصى واقع گرديد، كه مى‏بايست تحولى عميق در رفتارها و باورها ايجاد كند و انقلابى انسانى در آن محيط به وجود آورد لذا مى‏بايست واقعيتها، نيازها و پرسشهاى آنان را در نظر بگيرد، اما با همه اينها قرآن به اسباب نزول 460 حادثه اشاره كرده است، اما در ميان 6236 آيه بخشى عظيم را به بيان مسائل كلى اعتقادى، اخلاق و احكام عملى توجه داده كه همه آنها دستورات كلى، جاويدان و زوال ناپذير است، و خوشبختى و سعادت همه را خواهان است و در قالب زمانى خاص قرار نمى‏گيرد.
    از نكات قابل توجه در دعوت انبيا، بويژه پيامبر خاتم، توجه به شرايط مخاطبان و خصوصيات اقليمى آنان است. زيرا گفتيم قرآن در مرحله نخست در خطاب به مردم و جامعه آن عصر نازل شده و آنها مورد توجه بوده‏اند، بنابراين بسيار طبيعى است كه نيازهاى آن مردم در نظر گرفته شود و البته مردم حجاز از نظر سياسى حكومت قبيله‏اى و محدود به گروههاى بدوى و نظام ادارى بسيط و عقب‏مانده داشته و حكومتى استوار و تجربه‏اى قوى از نظر مديريت اجتماعى و سياسى نداشته، از نظر فرهنگى عاليترين تجلى عرب عصر جاهليت، ادبيات و در راس آنها شعر جانشين علم، حكمت و فلسفه بوده و بهترين سخنان و عميقترين مطالب در قالب نثر مسجع و شعر آورده مى‏شده است. موقعيت اقتصادى جزيرة العرب با دامدارى و زراعت اداره مى‏شده و فعاليت عمده اقتصادى تجارت و جا به جا كردن كالا در مناطق يمن و شامات و عرضه كردن آن در فصل حج در منطقه مكه بوده است. به همين دليل بخشى از معلومات و فرهنگ علمى و گفتار آنان در ارتباط تنگاتنگ با فعاليتهاى اقتصادى مردم بوده است. شرايط اجتماعى مردم عصر پيامبر نيز مناسب با نظام قبيله‏اى عرب بوده و همراه با خصوصيات مناسب چنين فرهنگى شكل گرفته، عقايد خرافى، كشمكش قبيله‏اى و جنگ و خونريزى، مردسالارى، تحقير شخصيت زن، و در عوض احترام به رئيس قبيله مهمان دوستى و حميت و غيرت نمونه‏هايى از خصوصيات محيط اجتماعى آنان بوده است.
    از سوى ديگر، محيط نزول قرآن در ميان دو قدرت توانمند و متمدن روم و ايران قرار داشته و از اين دو فرهنگ متاثر شده است. در اينجاست كه قرآن ظهور مى‏كند و آموزه‏هايش ناظر به شرايط اعتقادى، اجتماعى، فرهنگى و سياسى و جغرافيايى شكل مى‏گيرد و با زبان و فرهنگ آنان ارتباط برقرار مى‏كند.

  5. تشکر

    ***

  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۶
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : يك شبهه درباره فرهنگ زمانه بودن قرآن




    فکر می کنم این پاسخ کوتاه قانع کننده باشد که
    اکثر آیات قرآن عمومیت دارد و مخصوص زمان و مکان خاصی نیست.
    اما دسته ای از آیات که مختص زمان و مکان نزول به نظر می رسد، تنزیل و ظاهر آن مربوط به موارد خاص است اما تأویل آن بر زمان ها و مکان های دیگر قابل انطباق است.
    خلاصه اینکه تأویل و تفسیر قرآن این شبهه را برطرف می کند.

    برای همین است که قرآن به تنهایی مشکل گشای جوامع بشری نیست و نیازمند مفسر است. و مفسر واقعی و فصل الخطاب ائمه علیهم السلام هستند.

  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27

    قرآن و فرهنگ زمانه(پژوهشی نو در قرآن)




    مقدمه
    قرآن کریم آخرین پیام آسمانى است که بر بشریت نازل گشته و در محیطى بر انسان‏ها فرود آمده که آن‏ها سرگشته و حیران در وادى جهل و تعصب و فرهنگشان آمیخته‏اى از عناصر صحیح و غیر صحیح بوده است؛ چرا که از طرفى، اعراب جزیرة العرب وارثان حضرت ابراهیم و اسماعیل (علیهماالسلام) و دین حنیف بودند و بنابراین، عناصر فرهنگى الهى و مفیدى مثل حج داشتند. اما از طرف دیگر، در طول اعصار متمادى و با دورى از انبیاى الهى (علیهم السلام) به تدریج، خرافات و عناصر باطل در فرهنگ آنان رسوخ کرده بود.



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    در این نوشتار، رابطه قرآن با فرهنگ آن زمان عرب مورد بررسى قرار مى‏گیرد و در این راستا، به دو دیدگاه مهم در مورد این مطلب اشاره مى‏شود:

    اول: تاثیرپذیرى کامل قرآن کریم از فرهنگ عصر نزول؛

    دوم: قبول عناصر مثبت فرهنگ و طرد عناصر منفى آن.

    دیدگاه اول: تاثیرپذیرى کامل قرآن کریم از فرهنگ عصر نزول
    از سخنان برخى نویسندگان و خاورشناسان (مستشرقان) این‏گونه بر مى‏آید که قرآن کاملا تسلیم فرهنگ عصر نزول - یعنى، صدر اسلام - بوده و به عبارت دیگر، قرآن فرهنگ زمان خویش را - که همان فرهنگ جاهلى عرب و آمیخته با خرافات ضد علمى بوده - پذیرا شده و خدا آن‏ها را در متن قرآن وارد کرده است. این تا حدودى شبیه نظریه‏اى است که در زمینه تاثیر فرهنگ زمانه در نویسندگان تورات و انجیل گفته شده است. [1] البته در مورد قرآن، برخى از نویسندگان این دیدگاه را کاملا پذیرفته [2] و برخى دیگر با ذکر مثال‏هایى، تاثیرپذیرى را به‏طور گسترده طرح کرده و با احتیاط از آن سخن‏گفته‏اند. [3]



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    مثال‏ها و نمونه‏ها
    1- فرهنگ بازرگانى حاکم بر عربستان قرن هفتم میلادى: این فرهنگ در قرآن کریم نیز بازتاب یافته و الفاظ و مفاهیم کلیدى آن نظیر ربح، ضرر، تجارت، بیع، شرا، اشترا، کنز، وزن، ترازو و... از قرآن کریم سر بر آورده است. [4]

    2- آرزواندیشى پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) و مردم: برخى (از مستشرقان) که به مکتب روان‏شناسى فروید نیز اعتقاد دارند، تصویر بهشت و نعمت‏هاى آن از آب روان، درختان سبز و خرم و سایه‏هاى آن‏ها و بوستان‏هاى پر از میوه‏هایى هم‏چون خرما، انگور و انار را حاکى از آرزو اندیشى (wishful thinking) مردم آن روزگار و - العیاذب الله - شخص رسول - الله(صلّى اللّه علیه و آله) مى‏دانند. [5]

    3- شان نزول‏ها: پدیده‏اى که حاکى از راه یافتن بخشى از زندگى و فرهنگ مردم معاصر با نزول قرآن در قرآن کریم است مساله اسباب نزول یا شان نزول است که مثال‏هاى متعددى دارد. قریب دویست آیه در قرآن کریم شان نزول دارد. این پدیده‏ها و رویدادها و یا حتى سؤال‏ها و جنگ‏ها و توطئه دشمنان و حتى نذر حضرت على (علیه السلام) و حضرت فاطمه (علیها السلام) در سوره دهر، همگى موجب گردیده تا به تناسب آن‏ها، آیه یا آیاتى از قرآن نازل شود. [6]

    4- احکام امضایى اسلام: احکامى که در گذشته و جاهلیت‏به صورت دیگرى سابقه داشته و شارع اسلام آن را با تغییر و تحولى در قرآن کریم آورده است؛ مانند: حج که آیینى ابراهیمى است و در اسلام، با اضافات و کاستى‏هایى امضا(تصویب) شده است. همچنین است ایلا، ظهار و لعان. [7]



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    5- قالب‏هاى زبانى - ادبى و شیوه‏هاى بیانى: برخى از آداب و عادات زبانى زمان نزول قرآن در قرآن کریم دیده مى‏شود؛ مانند:سجع(که همان فاصله در قرآن است) و استفاده از ابزارهاى تاکید مثل سوگندها یا نمونه‏هایى از نفرین یا چیزهایى که به دلیل ضیق دامنه زبان، به ناچار، باید آن را شبیه به دشنام دانست؛ مانند:

    - قتل الانسان ما اکفره (عبس:17)؛مرده باد انسان که چه‏قدر کفر مى‏ورزد.

    - تبت یدا ابى لهب وتب(لهب:1): بریده باد دستان ابولهب.

    - عتل بعد ذلک زنیم(قلم:13)؛ متکبرندو خشن باآن‏که حرام‏زاده و بى اصل نسب‏اند. [8]

    6- از تشبیهات معهود مردم و لسان قوم استفاده کردن: گاهى قرآن از عادات و رسم زبانى معهود استفاده کرده و به اصطلاح، بر طبق زبان قوم (لسان قوم - ابراهیم: 4) سخن گفته است؛ مانند:

    طلعها کانه رؤوس الشیاطین(صافات:65)؛ (درخت زقوم) میوه‏اش گویى سرهاى شیاطین است. [9]

    قرآن همان تعبیرات جارى عرب را به‏کار برده که اعراب از باب تغلیب، خطابشان با مذکر بوده و از این‏رو، غالب آیات‏الاحکام خطاب به مردان است و منظور آن نبوده که زن‏ها شامل احکام نبوده‏اند. [10]

    7- استفاده از واژگان قرضى (وام واژه‏ها) در زبان عربى صدر اسلام: در قرآن بیش از دویست واژه غیر عربى (واژه‏هاى دخیل) [11] و از جمله، نزدیک به پنجاه واژه فارسى دیده مى‏شود. [12]

    براى مثال، لغت هندى زنجبیل از طریق فارسى و لغت یونانى یا لاتین بلد و قلم از طریق سریانى وارد عربى شده و سپس در قرآن آمده است. [13]



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    8- نظریه‏هاى علمى زمانه: اگر در قرآن کریم، هیئت بطلمیوسى یا طب جالینوسى منعکس باشد، نباید انکار کرد و اگر پیشرفت علم، هیئت بطلمیوسى و طب جالینوسى را ابطال نمود، نباید نتیجه گرفت که احکامى از قرآن را ابطال کرده است؛ زیرا قرآن فرهنگ زمانه را بازیافته است، نه لزوما و در همه موارد، حقایق ازلى و ابدى را. [14] و در جاى دیگر، مساله هفت آسمان را از همین باب مى‏دانند. [15]

    در ماجراى محاجه حضرت ابرهیم (علیه السلام) با نمرود نیز او خطاب به نمرود مى‏فرماید: پروردگار من خورشید را از مشرق بیرون مى‏آورد. اگر تو راست مى‏گویى از مغرب بیرون آر.(بقره: 258) در این بیان، حرکت خورشید و سکون زمین مفروض گرفته شده است. [16]

    9- جن: در قرآن کریم سخن از وجود جن نیز به میان آمده و سوره‏اى به نام جن و در شرح ایمان آوردن بعضى از آن‏ها و استماع مجذوبانه آنان از آیات قرآنى هست، حال آن‏که بعید است علم یا عالم امروزى قایل به وجود جن باشد. [17] سوره جن هفتاد و دومین سوره قرآن است.

    10- مجنون: با این‏که دیوانگى یک بیمارى است، ولى قرآن آن را بر اساس فرهنگ زمان صدر اسلام به عنوان کسى که در اثر لمس شیطان دیوانه شده بیان مى‏کند: الذین یاکلون الربا لایقومون الا کمایقوم الذى یتخبطه الشیطان من‏المس(بقره: 275)؛ کسانى که ربا مى‏خورند، (در قیامت، از قبرها) برنخیزند، جز مانند آن‏که به واسطه لمس شیطان دیوانه شده است.

    11- تعبیر حورالعین (سیاه چشم): در قرآن این تعبیر به کار رفته است؛ چون جمال زن در جامعه عربى در چشمان درشت و سیاه بود. اما اگر این آیه در اروپا نازل مى‏شد، مى‏فرمود: زنان چشم زاغ و مو بور.



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    12- چشم زخم: قرآن دست کم، دو بار - یک بار به تلویح (یوسف: 8 -67) و یک بار به تصریح تمام - از چشم زخم سخن گفته است:

    و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعوا الذکر و یقولون‏انه لمجنون(قلم: 51)؛ و بسیار نزدیک بود که کافران چون قرآن را شنیدند، تو را با دیدگانشان آسیب برسانند و مى‏گویند که او دیوانه است.

    مفسرانى مثل میبدى، ابوالفتوح رازى و قرطبى مى‏نویسند که این آیه به چشم‏زخم اشاره دارد و در میان قبایل عرب (به‏ویژه قبیله بنى اسد) رایج بوده است.

    در دائرة المعارف دین آمده است که اعتقاد به تاثیر شوم چشم بد، جهانى است. [18]

    اگر از نظر علم، امروز یا فرداى جهان، به‏طور قطعى اثبات شودکه چشم‏زخم صرفاتلقین وتوهم است، درآن صورت ممکن است‏بعضى معاندان و مدعیان بگویند: ملاحظه کنید، این هم یک مورد دیگر از موارد اختلاف و مخالفت قرآن با علم. [19]

    13- توصیف بهشت: قرآن در آیات بسیارى، بهشت را با درختان و جوى آب و مانند آن توصیف مى‏کند و این

    براى اعراب جزیرة العرب که غالبا در بیابان‏هاى خشک بودند، جذابیت داشته است و بنابراین، مخاطب و مکان در تعبیرات در نظر گرفته شده، در حالى که همین تعبیرات درشمال ایران و اروپا جاذبه چندانى ندارد.



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    14- سحر: در قرآن مجید، بارها به سحر اشاره شده است؛ یک بار، به اجمال (بقره:102) و بار دیگر، به صورت صریح:

    قل اعوذ برب الفلق من شر ما خلق... و من شر النفاثات فى‏العقد(فلق: 1-4) بگو به پروردگار فروزنده صبح روشن پناه مى‏برم از شر آن‏چه آفرید... و از شر زنان افسونگر دمنده در گره‏ها.

    حال‏اگر علم امروز یا فردا به نحوى قطعى، تجربى و منطقى، واهى بودن سحررابه‏اثبات برساند،در آن صورت، مدعیان خواهند گفت: این هم یک مورد دیگر از مخالفت قرآن با علم. [20]

    پس بهتر است در مواردى مثل: جن، چشم زخم و سحر بگوییم که خداوند مثل پدیدارگرایان امروز، درباره واقع و حقیقت زیان تاریکى شب یا رشک رشک‏بران یا چشم‏زخم چشم‏زنان و یا واقعیت ابدى هیئت بطلمیوسى و طب جالینوسى خاموش است، ولى چون دست‏کم، براى آن‏ها موجودیت فرهنگى (حضور در فرهنگ زمانه) قایل است، بر وفق آن رفتار مى‏کند یا واکنش نشان مى‏دهد. بنابراین وضع و موضعش نقض و ابطال بر نمى‏دارد.

    [21]

    15- روح: یکى از نویسندگان این‏گونه نگاشته است: روح در زبان تازى، مناسب با جغرافیاى خشک و تفتیده جزیرة العرب، از ماده ریح (باد، نسیم) و نمادى مناسب براى دمیده شدن گوهرى برتر از زندگى در موجودى از این جهان خاکى است...

    سپس با ذکر آیه و نفخت فیه من روحى (حجر:29) مى‏نویسد: بدین ترتیب، شاید نتیجه گرفته شود که روح واقعا موجودى جدا و متمایز از بدن انسان نیست، بلکه فقط به عنوان تشبیه و تمثیل و به صورت کنایى آورده شده است. [22]



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود