صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا خداوند در قرآن، ابوجهل و ابولهب و هم کیشانشان را مشرک خطاب می کند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    107
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا خداوند در قرآن، ابوجهل و ابولهب و هم کیشانشان را مشرک خطاب می کند؟




    ابوجهل و ابولهب ‏و تمام مردم آنزمان به "الله تعالی" ایمان و اعتقاد داشتند و هیچگاه گمان نمی کردند که آن ‏بتهای سنگی خدایشان باشد! چنانکه صراحتا قرآن می فرماید: ‏‏« وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ» (لقمان 25). ‏
    یعنی: و هرگاه از آنان سؤال کنی: «چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟» مسلّماً می‏گویند: ‏‏«اللّه».‏
    ‏«وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ» (زخرف 9).‏
    یعنی: هر گاه از آنان بپرسی: «چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟» مسلّماً می‏گویند: ‏‏«خداوند قادر و دانا آنها را آفریده است»!‏
    ‏« وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّن نَّزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ مِن بَعْدِ مَوْتِهَا لَیَقُولُنَّ اللَّهُ ». (عنکبوت ‏‏63).‏
    یعنی: و اگر از آنان بپرسی: «چه کسی از آسمان آبی فرستاد و بوسیله آن زمین را پس از ‏مردنش زنده کرد؟ می‏گویند: «اللّه».‏
    بنابراین آنها به وجود الله متعال و خالق بودنش اعتقاد داشتند، اما چرا با اینکه به الله متعال و ‏اینکه او خالق آسمانها و زمین است اقرار می کردند و قرآن کریم نیز این مطلب را تایید می ‏کند، اما خدای متعال در قرآن به آنها مشرک می گفت؟
    برو ای گدای مسکین در خانه خدا زن
    .که علی همیشه میزد در خانه خدا را


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    604
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    10 روز 13 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با نام الله




    چرا خداوند در قرآن، ابوجهل و ابولهب و هم کیشانشان را مشرک خطاب می کند؟




    کارشناس بحث: استاد

    :طاها:


    ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۹۲/۱۱/۰۸ در ساعت ۱۱:۴۱ دلیل: :طاها: درست است نه طاها


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0





    با عرض سلام و ادب خدمت دوستان گرامی مخصوصا پرسشگر محترم

    شرک نقطه مقابل توحيد است. توحید دارای مراتبی است و در مقابل هر مرتبه، شرکی همرتبه آن وجود دارد. در ذیل مراتبی از توحید را یادآور میشویم و به معنای مقابل هر یک (شرک) نیز اشاره میکنیم.

    1.توحید در ذات: یعنی خداوندی که واجب الوجود و مبدا جهانی هستی است فقط یکی است. نقطه مقابل این معنا شرک ذاتی است که قایل به بیش از یک خدا هستند. بعضى از ادیان به دو خدا (ثنويت) يا سه خدا (تثليث) و يا چند خداي مستقل از يكديگر قائل بوده اند.

    2.توحید در صفات: یعنی صفات کمالی خداوند زاید بر ذات او نیست. نقطه مقابلش شرک صفاتی است که قایل است صفات خداوند، زائد بر ذات اوست و نه عين ذات او.

    3.توحید در خالقیت: یعنی استقلال در خالقیت فقط برای خداست و موجودی غیر او اگر هم در آفرینش چیزی دخالت دارد به اذن خدا و به واسطه او و در طول خالقیت خداست. نقطه مقابل آن شرک در خالقیت است که قایل است برخى مخلوقات خدا به صورت مستقل و در عرض خدا، دارای
    خالقيت هستند.

    4.توحید در ربوبیت: یعنی خداوند حتی یک لحظه هم از تدبیر جهان دست نکشیده است. نقطه مقابل آن شرک در ربوبیت است که قایل است خداوند پس از آنکه مخلوقات را خلق کرد امر تدبیر امور آنها را به دیگران واگذار نمود و خود در تدبیر امور نقشی ندارد.
    قابل ذکر است توحید در ربوبیت خود دارای فروعی است همچون:
    توحید در حاکمیت: یکی از فروع توحید در ربوبیت است و به این معناست که حاکمیت بر اموال و جانهای موجودات اصالتاً و حقیقتاً برای خداست و مجوز این تصرف و حدود و شرایط آن را فقط باید خدا معین کند. نقطه مقابل این معنا شرک در حکومت است یعنی خدا نقشی در حاکمیت جهان ندارد.
    توحید در طاعت: یکی از فروع توحید در ربوبیت است و به این معناست که یعنی اطاعت و فرمانبرداری اصالتا و حقیقتا تنها از آن خداست و غیر خدا تنها با اجازه خداوند میتواند فرمانروا باشد و دیگران نیز به اجازه الهی باید از او فرمانبرداری کنند. نقطه مقابلش نیز شرک در اطاعت است یعنی وجود فرماندهانی در عرض وجود خدا و عدم نقش خدا در فرمانبرداری از آنها.
    توحید در تشریع: یکی دیگر از فروع توحید در ربوبیت است و به این معناست که وضع قوانین و بایدها و نبایدها اصالتا و ذاتا حق خداست و اوست که به دیگران این حق را تفویض میکند. در نقطه مقابل، شرک در تشریع است یعنی غیر از خدا هم موجوادت دیگر بصورت مستقل میتوانند قانونگذار باشند و خداوند دخالتی در این مورد ندارد.
    5.توحید در عبادت: یعنی پرستش تنها و تنها شایسته خداست و فقط او را باید پرستید و هیچ مخلوقی شایسته پرستش نیست. نقطه مقابل این توحید، شرک در عبادت و پرستش است. برخى از انسانها در مرحله پرستش، چوب، سنگ، ماه، ستاره، خورشيد، درخت و... را مى‏پرستیده اند. اين نوع از شرك، فراوان بود و هنوز هم در گوشه و كنار جهان يافت مى‏شود.

    بعد از این مقدمه، به سراغ پاسخ سوال شما میرویم.

    مشركين عرب گرچه به الله به عنوان یگانه مبدا جهان هستی معتقد بودند (توحید ذاتی) اما دچار انواع دیگری از شرک بودند از قبیل شرک در ربوبیت و عبادت:

    آنها غير از خدا، چيزهايى را مى‏پرستند كه نه به آنان زيان مى‏رساند، و نه سودى مى‏بخشد و مى‏گويند: «اينها شفيعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آيا خدا را به چيزى خبر مى‏دهيد كه در آسمانها و زمين سراغ ندارد؟!» منزه است او، و برتر است از آن همتايانى كه قرار مى‏دهند (یونس/18)

    آگاه باشيد كه دين خالص از آن خداست، و آنها كه غير خدا را اولياى خود قرار دادند و دليلشان اين بود كه: «اينها را نمى‏پرستيم مگر بخاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند»، خداوند روز قيامت ميان آنان در آنچه اختلاف داشتند داورى مى‏كند خداوند آن كس را كه دروغگو و كفران‏كننده است هرگز هدايت نمى‏كند! (زمر/3)


    آيا آنها حكم جاهليّت را (از تو) مى‏خواهند؟! و چه كسى بهتر از خدا، براى قومى كه اهل يقين هستند، حكم مى‏كند. (مائده/50)

    در پناه حق



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    12 روز 14 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    صداي دلنواز قرآن ،‌و استماع سران شرك
    ابوجهل و ابوسفيان و اخنس بن شريق ،‌سه نفر از سران شرك و از سرسخت‌ترين دشمنان رسول خدا (ص) بودند و از اينكه آيات قرآن مردم را به اسلام جذب مي‌كرد، بسيار ناراحت بودند و در صدد خاموش كردن اين فروغ فروزان تلاش بسيار به كار مي‌بردند،‌ولي نتيجه‌اي نمي‌گرفتند. روزي هر سه (هر كدام جداگانه بي‌آنكه ديگري بفهمد) تصميم گرفتند در پناه تاريكي و به صورت كاملاً‌مخفيانه كنار ديوار منزل پيامبر (ص) بروند،‌و آيات قرآن را بشنوند. آن شب هر سه نفر آنها به گونه‌اي مجذوب آيات الهي شدند كه متوجه گذشت زمان نگشتند و هنگامي كه مشاهده كردند،‌آسمان كم‌كم روشن مي‌شود ، از بيم رسوائي و اينكه ديگران متوجه حضور آنها بشوند ترسان و لرزان به سوي خانه‌هاي خود حركت كردند. اتفاقاً ‌در راه هر سه نفر به همديگر برخورد كردند و خود را سرزنش كردند كه اين چه كاري است كه ما انجام مي‌دهيم؟ و اگر مسلمانان راز ما را بفهمند چه خواهند گفت؟ حتماً بيشتر شيفته اسلام مي‌شوند. به خاطر همين موضوع با هم پيمان بستند كه ديگر اين كار را تكرار نكرده و اطراف خانه محمد (ص) پيدايشان نشود. اما شب بعد،‌دوباره جاذبه معنوي قرآن آنها را از رختخوابشان بلند كرد. مثل شب قبل،هر كدام به گوشه‌اي از اطراف خانه پيامبر خزيدند و تا نيمه‌هاي شب به استماع آيات قرآن پرداختند و وقتي هوا كم‌كم روشن شد ،‌برخاستند تا به خانه خود بروند. اتفاقاً‌در راه براي بار دوم به هم رسيدند و باز همديگر را سرزنش كردند و سرانجام با تأكيد بسيار پيمان بستند كه ديگر آن كار را تكرار نكنند ، ولي در شب ديگر باز همان جريانات تكرار گرديد و ....
    روز كه شد،"اخنس" عصا به دست به منزل ابوسفيان رفت و درباره‌ي قرآن سخن گفت و مطالبي بينشان رد و بدل شد ، سپس به خانه ابوجهل رفت ،‌پس از گفتگو ( كه معلوم بود به حقانيت قرآن پي برده‌اند اما تكبر و رياست دنيا و لجاحت مانع نجات آنها است) سرانجام ابوجهل گفت: سوگند مي‌خوريم كه به محمد (ص) ايمان نياوريم گويي اخنس مي‌خواست،‌ابوسفيان را از ايمان آوردن به اسلام،‌منصرف سازد.

    پی نوشت:

    منبع : ماهنامه قُرآن ليلةُالقَدر ش 50


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    107
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با توجه به انواع شرک و نگاهی به آیات قرآن در مورد رفتار مشرکین مکه حداقل نتیجه ای که میتوان گرفت این است که آنها شرک در عبادت داشته اند.
    چون به فرموده قرآن:
    دعا عبادت است، چنانکه خداوند تبارک و تعالی دعا را عبادت نامیده فرمودند: )وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتـَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ((60) سورة غافر.
    پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا (دعای) شما را بپذیرم! کسانی که از عبادت من تکبّر می‌ورزند به زودی با ذلّت وارد دوزخ می‌شوند!»

    ومی فرماید:*ادْعُواْ رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْیَةً إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ* سوره أعراف:55
    (با حالت زاری و پنهانی و در دل پروردگار خویش را بخوانید براستی او تجاوزگران را دوست ندارد).
    دعا کردن عبادت است به همین دلیل دعا کردن از غیر الله شرک به اوست. چون تنها کسی که شایسته دعا نمودن و عبادت کردن است و می توان به او امید داشت تنها خدایی می باشد که هیچ شریکی ندارد.
    حال که دانستیم دعا کردن، عبادت است و شب و روز، با حالت خوف و امید او را می خوانیم و عبادت می کنیم پس اگر در همان حال دعایمان را نزد پیامبری یا یکی دیگر از مخلوقات ببریم در حقیقت در عبادت خداوند متعال کس دیگر را شریک نموده ایم.

    در این آیه خداوند دعا را به عبادت تفسیر نمودند. و چون جاهلیت اهل مکه دعا کردن خود را نزد غیر خدا می بردند ، در حقیقت عبادت را برای غیر خدا انجام می دادند.
    و فلسفه کار خود را چنین بیان می کردند که:
    مَا نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِیُقَرِّبُونَا إِلَی اللَّهِ زُلْفَی((3) سورة الزمر
    ما این (بتها) را نمیپرستیم مگر برای اینکه ما را بدرگاه خدا مقرب گردانند
    و همچنین می گفتند:
    هَؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ((18) سورة یونس
    اینها میانجی های ما در نزد خدایند
    به زعم خودشان خدا را می پرستیدند، اما با بردن دعاهای خود نزد غیر خدا ، دچار شرک در عبادت شدند.
    به همین خاطر است که خداوند در قرآن در آیات فراوانی بندگانش را از بردن دعا نزد غیر خودش نهی کرده است و به بندگانش چنین می فرماید:
    وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِ‌يبٌ ۖ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْ‌شُدُونَ ﴿186﴾ البقره
    و هنگامی که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند، (بگو من نزدیکم! دعای دعا کننده را، به هنگامی که مرا می‌خواند، پاسخ می‌گویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)!
    « وَلا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا یَنْفَعُکَ وَلا یَضُرُّکَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّکَ إِذًا مِنَ الظَّالِمِینَ ‏‏* وَإِنْ یَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا کَاشِفَ لَهُ إِلا هُوَ وَإِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَنْ ‏یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ» [یونس:106-107] ‏
    ‏( و به جای الله کسی و چیزی را پرستش مکن و صدا نزن که به تو نه سودی می رساند و نه ‏ضرری اگر چنین کنی از ستمکاران و مشرکان خواهی شد، و اگر الله زیانی به تو برساند هیچ ‏کس جز او نمی تواند آن را بر طرف گرداند، و اگر بخواهد خیری به تو برساند، هیچ کس نمی ‏تواند فضل و لطف او را از تو برگرداند، الله تعالی فضل و لطف خود را شامل هر کس از ‏بندگانش که بخواهد می کند و او دارای مغفرت و مهر فراوان است).‏
    و همچنین
    « إِن تَدْعُوهُمْ لَا یَسْمَعُوا دُعَاءَکُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَکُمْ وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یَکْفُرُونَ بِشِرْکِکُمْ وَلَا ‏یُنَبِّئُکَ مِثْلُ خَبِیرٍ»(فاطر 14)‏
    یعنی: اگر آنها (معبودان) را بخوانید صدای شما را نمی‏شنوند، و اگر (بر فرض‌ و تقدیر) ‏بشنوند (باز) به شما پاسخ نمی‏گویند؛ و روز قیامت، شرک شما را منکر می‏شوند، و هیچ کس ‏مانند (خداوند آگاه و) خبیر تو را (از حقایق) با خبر نمی‏سازد!‏
    « وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا»‏ (جن/ 18)‏.
    ‏ یعنی: و مساجد از آن الله است پس همراه با الله کسی را (به فریاد و دعا) نخوانید.

    و می‌فرماید:« وَمَنْ یَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الْکَافِرُونَ»‏
    ‏ یعنی: و هر کس معبود دیگری با الله (به فریاد یا دعا) بخواند، مسلماً هیچ دلیلی بر آن نخواهد ‏داشت؛ حساب او نزد پروردگارش خواهد بود، به یقین که کافران رستگار نخواهند شد. ‏‏(مؤمنون/ 117)‏
    و می فرماید: « إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» (فاتحه 5). ‏
    ‏«تنها تو را می‌پرستیم‌ و تنها از تو یاری‌ می‌خواهیم‌» یعنی‌: فقط تو را به‌ عبادت‌ واستعانت‌ ‏مخصوص‌ می‌گردانیم‌، نه‌ غیر از تو را نمی‌پرستیم‌ و نه‌ از غیر تو یاری ‌می‌خواهیم
    الله فرموده است: « وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ یَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا یَسْتَجِیبُ لَهُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ (5) » [احقاف:5]
    (چه کسی گمراه تر از کسی است که افرادی را به فریاد بخواند و پرستش کند که (اگر) تا روز قیامت (هم ایشان را به فریاد بخواند و پرستش کند) پاسخش نمی گویند و اصلاً آنان از پرستشگران و به فریاد خوانندگان غافل و بی خبرند).

    الله تعالی در قرآن به ما امر نموده چنانکه الله را دوست داریم و به وی محبت می ورزیم،پس از دستورات رسولش صلی الله علیه وسلم اطاعت نماییم و سنتهایش را بجای آوریم:
    قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ_ آل عمران 31. «بگو اگر الله را دوست دارید از من پیروی کنید تا الله نیز شما را دوست داشته باشد
    رسول الله صلی الله علیه و سلم در تمامی زندگی خود غیر از خدا را نخواسته، و هیچ کس از او چنین کاری ندیده، نه در صلح و نه در آشتی، نه در وقت جنگ و نه در وقت شادی و مسرت، و نه در خوشی و خرمی و نه در شدت و سختی، هیچ گاه دعای خود را نزد انبیا و اولیا گذشته نبرده است و به چنین کاری سفارش هم نکرده است.



    برو ای گدای مسکین در خانه خدا زن
    .که علی همیشه میزد در خانه خدا را


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    462
    تشکر:
    1
    حضور
    11 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    14



    بسم الله الرحمن الرحیم
    نقل قول نوشته اصلی توسط saman.jamaly نمایش پست
    ابوجهل و ابولهب ‏و تمام مردم آنزمان به "الله تعالی" ایمان و اعتقاد داشتند و هیچگاه گمان نمی کردند که آن ‏بتهای سنگی خدایشان باشد! چنانکه صراحتا قرآن می فرماید: ‏‏« وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ» (لقمان 25). ‏
    یعنی: و هرگاه از آنان سؤال کنی: «چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟» مسلّماً می‏گویند: ‏‏«اللّه».‏
    ‏«وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ» (زخرف 9).‏
    یعنی: هر گاه از آنان بپرسی: «چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟» مسلّماً می‏گویند: ‏‏«خداوند قادر و دانا آنها را آفریده است»!‏
    ‏« وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّن نَّزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ مِن بَعْدِ مَوْتِهَا لَیَقُولُنَّ اللَّهُ ». (عنکبوت ‏‏63).‏
    یعنی: و اگر از آنان بپرسی: «چه کسی از آسمان آبی فرستاد و بوسیله آن زمین را پس از ‏مردنش زنده کرد؟ می‏گویند: «اللّه».‏
    بنابراین آنها به وجود الله متعال و خالق بودنش اعتقاد داشتند، اما چرا با اینکه به الله متعال و ‏اینکه او خالق آسمانها و زمین است اقرار می کردند و قرآن کریم نیز این مطلب را تایید می ‏کند، اما خدای متعال در قرآن به آنها مشرک می گفت؟
    سلام.

    اولا جایی نیامده است که ابوجهل و ابولهب خدا را قبول داشتند. قبول خدا در ازای قبول پیغمبرش است.
    و اطیعوالله و رسوله از خداوند و رسولش اطاعت کنید انفال 46
    اگر شما بگویید خدا را قبول دارم ولی پیغمبرش را قبول ندارم یعنی خدا را قبول ندارید. و این جور افراد منافق هستند. مانفقان کسانی هستند که در باطن کافراند.

    و اما پیرامون. ابولهب به تحریک همسرش پیغمبر را مسخره میکرد.و بارها مورد آزار و اذیت پیغمبر شدند.


    ابولهب کسی بود که همواره پیغمبر(ص) را مورد آزار و اذیت قرار می داد.و به او دشنام میداد.
    روزی که پیغمبر(ص) عشیره اقربین خود را برای اولین بار دعوت کرد ابولهب آمد و گفت : با كمال بي‏شرمي در پاسخ پیغمبر (ص) گفت تبا لك - خسران و هلاكت بر تو باد.
    آنگاه این سوره نازل گشت.و هلاکت او را بر خودش برگرداند.و طبق این آیه قدرت و اموال او هم نمی تواند به فریادش برسد.

    و ابولهب و همسرش که این چنین دشنام و ناسزا میگفتند یک سمبل شدند برای تمام افرادی که برنبی خدا(ص) جسارت میکنند تا قیامت.و زنانی که در این راه همسرانشان را یاری کنند هیزم آن عذاب می شوند.

    تفسیر المیزان سوره مسد


    ویرایش توسط منتظر منتقم فاطمه(س) : ۱۳۹۲/۱۱/۱۰ در ساعت ۱۶:۵۷


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    107
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مشرکین مکه اساساّ به ذات خداوند متعال ایمان داشته وآنرا انکار نمیکردند.
    واقرار می کردند که الله سبحانه وتعالی خالق آسمانها و زمین و انسانها وجنها است وماه وستارگان را آفریده وبه گردش درمی آورد و تمامی مخلوقات وموجودات آسمانی وزمینی را خلق نموده است.
    اساسًا مشرکین مکه به وجود دو خدا ایمان نداشتند زیرا از نگاه آنان الله یک ذات بود وبس
    مشرکین مکه گرچه خداوند را با صفات ذکر شده قبول داشتند اما معبودان دیگر ازجمله احبار ورهبان واولیاء را نیز اله می گفتند بنابراین میتوان گفت بین الله واله فرق قائل بودند.
    مشرکین مکه زمانی مخالفت خود را باپیامبر اکرم (ص) آغاز کردند که آن حضرت(ص) فرمود بجز خداوند متعال اله دیگری وجود ندارد والله واله یک ذات است اما مشرکین این گفته را نمی پذیرفتند که فقط یک معبود یعنی الله رب آنان باشد وبلکه معتقد بودند که معبودان وبتها واسطه بین آنان والله است.

    پس از آنکه پیامبر(ص) به مشرکین فرمود که بزرگان واولیاء وبتها ِاله ومعبود نیستند وحاجات ونیازهای شما را برطرف نمی کنند مخالفت ودشمنی مشرکین علیه آنحضرت(ص) آغاز گردید. واینجا بود که تهمتها و ناسزاگویی ها به سوی پیامبر (ص) سرازیر شد وآنحضرت را کاهن مجنون وشاعر وکذاب نامیدند.
    باید گفت که ازآیات قرآن کریم دلایل محکمی وجود دارد که مشرکین خداوند را قبول داشتند چنانچه الله می فرماید :
    ولئن سالتهم من خلق السموات والارض وسخر شمس والقمر لیقولن الله فانی یوفکون
    .
    سوره عنکبوت آیه 61 ترجمه: اگر از ایشان یعنی مشرکین سوال کنی چه کسی خالق زمین وآسمانها است وچه کسی خورشید وماه را مسخر کرده است خواهند گفت الله پس به کجا باز می گردند.
    از آیات فوق ثابت می گردد که مشرکین خداوند را با صفات ربوبی قبول داشتند چنانچه خداوند در آیه 63 در کلام مبارکش می فرماید:
    ولئن سالتم من نزل من السماء ماء فاحیا به الارض بعد موتها لیقولن الله قل الحمدلله بل اکثرهم لایعقلون ولئن سالتم من خلق السموات والارض لیقولن خلقهن العزیز العلیم.
    ترجمه:
    اگر از ایشان سوال کنی چه کسی آب را از آسمان نازل فرموده وزمین را بعد از پژمرده شدنش زنده وشاداب گردانید خواهند گفت الله بگو ستایش خدا را است اما بیشتر آنان نمی فهمند و اگر از ایشان بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را آفرید خواهند گفت خداوند عزیز وعلیم آنها را آفریده است.
    پس مشرکین خداوند را در آفرینش آسمانها وزمین غالب وتوانا وعلیم می دانستند.
    ولئن سالتم من خلقهم لیقولن الله : اگر از ایشان بپرسی چه کسی همه مخلوقات وموجودات را آفریده خواهند گفت الله.
    پس مشرکین اقرار می کردند که خالق آسمانها وزمین وانسان ها وجن ها و فرشتگان خداوند متعال است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط منتظر منتقم فاطمه(س) نمایش پست
    اولا جایی نیامده است که ابوجهل و ابولهب خدا را قبول داشتند.
    باید چی گفت؟
    برو ای گدای مسکین در خانه خدا زن
    .که علی همیشه میزد در خانه خدا را


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    462
    تشکر:
    1
    حضور
    11 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    14



    نقل قول نوشته اصلی توسط saman.jamaly نمایش پست
    مشرکین مکه اساساّ به ذات خداوند متعال ایمان داشته وآنرا انکار نمیکردند.
    به نظر شما اگر کسی بگوید من خدا را قبول دارم. آنگاه رسولش را مسخره کند و باعث آزار و اذیت رسول خدا (ص) شود. خدا را در باطن قبول دارد.

    آیت منافقین را که انشاء الله مطالعه فرمودید. منافقین کسانی هستند که اظهار به دین داری میکنند ولی در باطن کافراند.

    مشرک کسی است که خدا را قبول ندارد. چگونه مشرکین مکه خدا را قبول دارند!؟
    بعدشم کسی که بت میپرستد یعنی برای خدا شریک قائل شده است و کسی که برای خدا شریک قائل شود هیچگاه خدا را قبول ندارد.

    آمریکا امروز میگوید ما به دنبال حقوق بشر هستیم و میگوید ما خدا را قبول داریم. چون آمریکا گفت ما خدا را قبول داریم فسادش را باید نادیده گرفت و..............


    شما که آیه 61 سوره عنکبوت را بیان فرمودید ای کاش تا آیات پایانی با دقت مطالعه میکردید.

    در آیه 65 سوره عنکبوت آمده است :

    "این مردم مشرک چون به کشتی نشینند (و به دست امواج خطر افتند در آن حال) تنها خدا را به اخلاص کامل در دین می‌خوانند، و چون از خطر دریا به ساحل نجاتشان رساند (باز به خدای یکتا) مشرک می‌شوند."
    آیه 65 سوره عنکبوتدوست عزیز طبق این آیه مشرکین برای منافع خودشان میگویند الله خدا است.

    نام مشرک روی آن است. مشرک به کسی گفته میشود که در زمانی که در خطراست و از بیم جانش میگوید خدای ما الله است.
    اما همین که خود را در ایمنی میابند دوباره مشرک میشوند.
    به همین دلیل به آنها میگویند مشرک.


    به همین دلیل است که میگوییم مشرک خدا را قبول ندارد. و خدا در آیات قرآن به این امر اشاره فرمود.



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    107
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتظر منتقم فاطمه(س) نمایش پست
    مشرک کسی است که خدا را قبول ندارد.
    احتراما عرض میکنم به این بحث ادامه نمی دهم.
    نمیشود برای اثبات بدیهیات جدل کرد.
    همین تعریفی که شما از مشرک ارائه می دهید را از دوستانی که اندک اطلاعات دینی داشته باشند بپرسید.

    اصلا امکان دارد کسی که به هیچ عنوان اصل خدا را قبول ندارد مشرک باشد؟!

    همین که قرآن آنان را مشرک خطاب کرده بزرگترین دلیل بر معتقد بودن آنان به الله است.

    در ضمن از این همه ایاتی که در مورد اعتقاد آنان به الله است چه برداشتی می کنید؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط :طاها: نمایش پست
    مشركين عرب گرچه به الله به عنوان یگانه مبدا جهان هستی معتقد بودند


    یک راه دیگر هم به نظرم می آید برای اینکه متوجه شوید ابولهب و ابوجهل و هم کیشانشان به الله معتقد بودند، آن هم این است که شما بفرمایید چرا خداوند آنها را مشرک خطاب می کند؟
    با جواب دادن به این سوال موضوع برایتان روشن می شود.
    ویرایش توسط saman.jamaly : ۱۳۹۲/۱۱/۱۰ در ساعت ۱۹:۳۱
    برو ای گدای مسکین در خانه خدا زن
    .که علی همیشه میزد در خانه خدا را


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    462
    تشکر:
    1
    حضور
    11 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    14



    نقل قول نوشته اصلی توسط saman.jamaly نمایش پست
    احتراما عرض میکنم به این بحث ادامه نمی دهم.
    نمیشود برای اثبات بدیهیات جدل کرد.
    همین تعریفی که شما از مشرک ارائه می دهید را از دوستانی که اندک اطلاعات دینی داشته باشند بپرسید.

    اصلا امکان دارد کسی که به هیچ عنوان اصل خدا را قبول ندارد مشرک باشد؟!

    همین که قرآن آنان را مشرک خطاب کرده بزرگترین دلیل بر معتقد بودن آنان به الله است.

    در ضمن از این همه ایاتی که در مورد اعتقاد آنان به الله است چه برداشتی می کنید؟

    یک راه دیگر هم به نظرم می آید برای اینکه متوجه شوید ابولهب و ابوجهل و هم کیشانشان به الله معتقد بودند، آن هم این است که شما بفرمایید چرا خداوند آنها را مشرک خطاب می کند؟
    با جواب دادن به این سوال موضوع برایتان روشن می شود.

    چرا دوست داری قضیه رو جنایی کنی.
    مشرک میگوید خدا را قبول دارم. اما در باطن کافر است ، زیرا شریک قرار دادن برای خدا کفر است.



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود