صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حجاب، ارزش است يا روش

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304

    حجاب، ارزش است يا روش




    كساني‌ كوشيده‌اند از طريق‌ فاصله‌ انداختن‌ ميان‌ ارزشها با روش‌ تحقق‌ عيني‌ آنها، ميان‌ حجاب‌ با عفاف، تفكيك‌ نموده‌ و حجاب‌ را غير ضروري‌ مي‌خوانند و حفظ‌ عفت‌ را بدون‌ حجاب‌ نيز ممكن‌ مي‌دانند. اينك‌ ما اين‌ تلاش‌ را ارزيابي‌ مي‌كنيم:
    تحليل‌ واژه:

    -1 معناي‌ لغوي: عفاف‌ با فتح‌ حرف‌ اول، از ريشه‌ "عفت" است‌ و راغب‌ اصفهاني‌ در مفردات(1) خود، عفت‌ را معني‌ مي‌كند:
    «العفة‌ حصول‌ حالةٍ‌ للنفس‌ تمتنع‌ بها عن‌ غلبة‌ الشهوة».

    (عفت، پديد آمدن‌ حالتي‌ براي‌ نفس‌ است‌ كه‌ به‌ وسيلة‌ آن‌ از فزون‌ خواهي‌ شهوت‌ جلوگيري‌ شود).

    طريحي‌ نيز در مجمع‌ البحرين(2) مي‌آورد:

    «عَفَّ‌ عن‌ الشيِء اي‌ امتنع‌ عنه‌ فهو عفيفٌ».

    (عفاف‌ از چيزي‌ ورزيد يعني‌ از آن‌ امتناع‌ ورزيد پس‌ او عفيف‌ است).

    و ابن‌ منظور در لسان‌العرب(3) مي‌نويسد:

    «اللفة: الكف‌ عما لا يحل‌ و لايجمل».

    (عفت: خويشتن‌ داري‌ از آنچه‌ حلال‌ و زيبا نيست).

    شرتوني‌ لبناني‌ نيز در اقرب‌ الموارد(4) مي‌نويسد:



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    «عَفٍّ‌ الرجل: كَفَّ‌ عما لا يحل‌ و لا يجمل‌ قولاً‌ او فعلأ وامتنع».‌ (عفاف‌ ورزيد يعني‌ در گفتار و كردار از آنچه‌ حلال‌ نيست‌ دوري‌ جست‌ و خويشتن‌داري‌ نمود).

    پايه‌ عفاف، خويشتن‌داري‌ است‌ و ردپايي‌ از جنسيت‌ يا اختصاص‌ به‌ جنس‌ خاص‌ (زن) در معني‌ لغوي‌ عفاف، وجود ندارد.


    -2 معناي‌ عرفي: در ادب‌ پارسي، "عفاف" از نظر معنا و گويش، تفاوت‌ يافته‌ است.

    در لغت‌نامة‌ دهخدا(5) چنين‌ آمده‌ است:

    «عفاف: پارسايي‌ و پرهيزگاري، نهفتگي، پاكدامني، خويشتن‌ داري».

    دكتر معين‌ در فرهنگ‌ فارسي‌ معين(6) آورده‌ است:

    «عفاف: پارسايي، پرهيزگاري، پاكدامني، در تداول‌ غالباً‌ به‌ كسر اول‌ تلفظ‌ مي‌كنند.»

    بنابراين‌ در گويش‌ فارسي، عفاف‌ به‌ كسر اول‌ و به‌ معني‌ "پاكدامني" به‌ كار مي‌رود.

    -3 معناي‌ اصلاحي: در تفكر اسلامي، عفاف، واژه‌اي‌ با بار معنايي‌ خاص‌ برگرفته‌ از آيات‌ و روايات، و گونه‌اي‌ منش‌ است‌ همراه‌ با كُنِش‌ رفتاري‌ و گفتاري.

    عفاف‌ در قرآن: در قرآن‌ چهار بار از ريشة‌ عفاف، استفاده‌ شده‌ است:

    -1 سورة‌ بقره‌ - 273: «يحسبهم‌ الجاهل‌ اغنياًء من‌ التعفف»؛

    (نا آگاه‌ گمان‌ مي‌برد كه‌ اينان‌ توانگرند زيرا عفاف‌ مي‌ورزند). در اين‌ آيه، كنش‌ بزرگ‌ منشانه، عفاف‌ است، خويشتن‌داري، عزت‌ نفس‌ و امتناع‌ از دست‌ نياز دراز كردن.

    ویرایش توسط صدیقه طاهره : ۱۳۹۲/۱۱/۰۷ در ساعت ۱۳:۱۷


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    12 روز 14 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «‌ بد نیست در ابتداء نظر رهبر انقلاب را در مورد چادر بیاوریم »
    من مي‌گويم چادر، هم بهترين نوع حجاب است و هم يک نشانه ملي ماست که هيچ منافاتي با هيچ نوع تحرکي از زن ندارد. اگر واقعا کار اجتماعي وکار سياسي و کار فکري به معناي تحرک باشد، لباس رسمي زن مي‌تواند چادر باشد که بهترين نوع حجاب است. البته مي‌توان محجبه بود ولي چادر نداشت منتها همين‌جا هم بايد آن مرز را پيدا کرد.
    عده‌اي از چادر فرار مي‌کنند به خاطر اين که هجوم تبليغاتي غرب دامن گيرشان نشود. اما از چادر فرار مي‌کنند به آن حجاب واقعي بدون چادر هم رو نمي‌آ‌ورندچون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار مي‌دهد.
    تصور نکنيد اگر مافرضاً چادر را کنار گذاشتيم آن مقنعه کذايي را.. درست کرديم دست از سر ما بر مي‌دارند، آنها به اين چيزهاي قانع نيستند بلکه مي‌خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان را در اينجا مثل زمان شاه که زن اصلاً حجاب و پوشش نداشت عمل شود.
    رضاخان اين مرد قلدر نادان بي‌سواد آمد و خود را در اختيار دشمن قرار داد. يکباره لباس اين کشور را عوض کرد، بسياري از سنتهاي مردم را تغيير داد، دين را ممنوع کرد...
    شما ببنيد در وضع امروز چقدر رسواست که يک پادشاهي يکباره لباس ملي يک کشور را عوض کند شما به اقصي نقاط دنيا مثل هند سفر کنيد. ملتها لباس ملي خودشان را دارند وبه آن افتخار مي‌کننند و از آن احساس سرشکستگي هم نمي‌کنند ولي آنها آمدند يکباره لباس ملي اين ملت را ممنوع کردند. چرا با اين لباس نمي‌شود عالم شد! و حال اين که بزرگترين دانشمندان ايراني که آثار آنها هنوز در اروپا تدريس مي‌شود با همين فرهنگ، لباس و در همين محيط پرورش يافتند. مگر لباس چه تاثيري دارد؟
    اين چه حرف و منطق مسخره‌اي است که مطرح کردند؟ آنها لباس يک ملت را عوض کردند؟ چادر را از سرزنها برداشتند و گفتند با چادر غيرممکن است که زني عالم و دانشمند بشود و در فعاليت اجتماعي شرکت بکند! سوال من اين است که با برداشتن چادر در کشور ما زنها تا چه اندازه در فعاليتهاي اجتماعي شرکت کردند؟ مگر در دوران رضاخان و پسرش فرصتي داده شد تا زنهاي ما در فعاليتهاي اجتماعي شرکت کنند.
    زنهاي ايراني زماني وارد فعاليت اجتماعي شدند و کشور را با دستهاي تواناي خود متحول کردند و مردهاي اين کشور را به دنبال خود به ميدان مبارزه کشيدند که چادر سرشان کردند

    ویرایش توسط تذکره : ۱۳۹۲/۱۱/۰۷ در ساعت ۲۳:۳۸


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    12 روز 14 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حجاب ارزش یا روش ؟
    در قرآن چهار بار از ریشه عفاف استفاده شده است: 1. سوره بقره – آیه 273:
    «ناگاه گمان می برد كه اینان توانگرند زیرا عفاف می ورزند». در این آیه، كنش بزرگ منشانه، عفاف است، خویشتن داری، عزت نفس و امتناع از دست نیاز دراز كردن.

    2. سوره نساء – آیه 6:
    درباره شناخت زمان رشد و بلوغ یتیمان، به سرپرستان سفارش می كند كه از دست یازی به اموال یتیمان خودداری كنند و عفاف ورزند. این آیه نیز خویشتن داری را عفاف خوانده است.

    3. سوره نور – آیه 32:
    «و كسانی كه اسباب زناشویی نمی یابند، پاكدامنی ورزند تا آنكه خداوند از بخشش خویش توانگرشان گرداند». در این آیه خویشتن داری (استعفاف) را به رام كردن قوه جنسی اطلاق فرمود است.

    4. سوره نور – آیه 60:
    «و زنان یائسه ای كه امید زناشویی ندارند، گناهی نیست كه جامه ها (چادرها)یشان را فروگذارند به شرط آنكه زینت نمایی نكنند و اگر پاكدامنی بورزند (و چادر را فرو نگذارند) بهتر است و خداوند، شنوای داناست»

    در زبان پارسی، از خویشتن داری در امور جنسی و شره نبودن، به پاكدامنی تعبیر می كنند كه بخشی از گستره معنایی «عفاف» است زیرا عفاف، مطلق خویشتن داری را گویند همانگونه كه در آیات یاد شده، از خویشتن داری در امور اقتصادی و مالی نیز با كلمه استعفاف و تعفف یاد شده است. اینك آیا می توان گفت: عفاف، صرفاً همان حالت درونی و نفسانی است و به بروز خارجی و اجتماعی آن حالت نفسانی، ربطی ندارد!؟ از منظر قرآن، چنین نیست؛ بلكه به دلیل اهمیت نحوه بروز عفاف، این واژه به «ظهور خویشتن داری» نظر دارد.
    در آیه نخست، حالت رفتاری مسلمان فقیر را به نمایش می گذارد كه جگونه خود را بی نیاز جلوه می دادند، با رفتاری عفیفانه و بزرگ منشانه. در آیه دوم، دست یازی به اموال یتیمان را غیرعفیفانه معرفی می كند. در سومین آیه، خویشتن داری و مراقبت از فرو رفتن در شهوات جنسی را استعفاف می داند و آیه چهارم، زنان سالخورده را سفارش می كند كه عفاف ورزند و چادر از سر فرو نگذارند، یعنی عفاف را برابر با «حجاب» گرفته است.
    بنابراین عفاف از منظر تفكر اسلامی، هم رویه ای درونی دارد كه حالتی نفسانی جهت كنترل و جهت دهی به شهوت است و هم رویه ای بیرونی كه نشانه هایش در رفتار و گفتار هویدا می شود تا حالت درون را به نمایش بگذارد. در روایات اسلامی نیز «عفاف» به معنای «خویشتن داری» است كه در كردار و گفتار آشكار باشد.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    مرحوم‌ شيخ‌ عباس‌ قمي‌ در سفينه‌ البحار()آورده‌ است: "و يطلق‌ في‌ الاخبار غالباً‌ علي‌ عفة‌ الفرج‌ و البطن‌ و كفها عن‌ مشتهياتهما المحرمه". (در روايات، عفاف، بيشتر به‌ معني‌ خويشتن‌داري‌ نسبت‌ به‌ شكم‌ و شهوت‌ به‌ كار مي‌رود، و بازداشتن‌ ايندو از فزون‌ خواهي‌ حرام). علي(ع) مي‌فرمايند: "العفاف‌ زهادة"()؛ (عفاف‌ زهد ورزي‌ و خويشتن‌داري‌ است). و "العفة‌ تضعف‌ الشهوة"()؛ (خويشتن‌داري‌ شهوت‌ را ناتوان‌ مي‌سازد). رابطة‌ "عفت" با "شهوت": در روايات‌ و آيات، ميان‌ "شهوت‌پرستي" و "عفت"، تقابل‌ جد‌ي‌ برقرار شده‌ و به‌ دينداران، آموزش‌ داده‌ مي‌شود كه‌ شهوت‌پرستان، عفيف‌ نيستند ولي‌ به‌ نظر مي‌رسد كه‌ معمولاً‌ تنها بخشي‌ از گسترة‌ معنايي‌ شهوت‌پرستي، مورد نظر برخي‌ دينداران‌ واقع‌ شده‌ است. معناي‌ لغوي‌ "شهوت": راغب‌ در مفردات مي‌نويسد: "اصل‌ الشهوه‌ نزوعُ‌ النفس‌ الي‌ ما تريده‌ و ذلك‌ في‌ الدنيا ضربان، صادقة‌ و كاذبة. فالصادقة‌ ما يختل‌ البدن‌ من‌ دونه‌ كشهوة‌ الطعام‌ عند الجوع‌ و الكاذبة‌ ما لا يختل‌ من‌ دونه". (اصل‌ شهوت، كه‌ كشش‌ و اشتياق‌ نفس‌ است‌ به‌ آنچه‌ اراده‌ كند، در دنيا بر دو گونه‌ است: حقيقي‌ و غيرحقيقي؛ اشتياق‌ حقيقي‌ آنست‌ كه‌ بدن‌ بدون‌ تأمين‌ آن‌ آسيب‌ مي‌بيند؛ همانند اشتياق‌ به‌ غذا هنگام‌ گرسنگي. و اشتياق‌ به‌ كاذب‌ آنست‌ كه‌ بدن‌ بدون‌ تأمين‌ آن‌ آسيب‌ نمي‌بيند). طريحي‌ در مجمع‌ البحرين مي‌آورد: "الشهوات‌ بالتحريك‌ جمع‌ شهوة، و هي‌ اشتياق‌ النفس‌ الي‌ شييء". (شهوات‌ جمع‌ شهوت، به‌ معني‌ اشتياق‌ نفس‌ به‌ چيزي‌ است). دهخدا در لغت‌نامه مي‌نويسد: "شهوت: آرزو و ميل‌ و رغبت‌ و اشتياق‌ و خواهش‌ و شوق‌ نفس‌ و حصول‌ لذت‌ و منفعت" و فريد وجدي() در دائرة‌ المعارف‌ تعريف‌ مي‌كند: "الشهوه‌ حركة‌ النفس‌ طلباً‌ للملائم"؛ (شهوت‌ حركت‌ نفس‌ است‌ در جستجوي‌ آنچه‌ موافق‌ و سازگار است).


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    اين‌ معني، جنبة‌ عملي‌ "شهوت" را نيز دربردارد در نتيجه، شهوت، معنايي‌ عام‌ دارد. در اصطلاح‌ قرآن نيز شهوت‌ به‌ معني‌ عام‌ به‌ كار مي‌رود: "زين‌ للناس‌ حب‌ الشهوات‌ من‌ النسأ و البنين‌ و القناطير المقنطرة‌ من‌ الذ‌هب‌ و الفضة‌ و الخيل‌ المسومة‌ و الانعام‌ و الحرث‌ ذلك‌ متاعٌ‌ الحيوة‌ الدنيا..."؛ (عشق‌ به‌ خواستينها از جمله‌ زنان‌ و فرزندان‌ و مال‌ هنگفت‌ اعم‌ از زر و سيم‌ و اسبان‌ نشاندار و چارپايان‌ و كشتزاران، در چشم‌ مردم‌ آراسته‌ شده‌ است: اينها بهرة‌ زندگاني‌ دنياست). معناي‌ اصطلاحي‌ شهوت: غالباً‌ به‌ خواهش‌ و اشتياق‌ جنسي‌ انسان، شهوت‌ گفته‌ مي‌شود و شهوتراني‌ را در بخش‌ كوچكي‌ از گسترة‌ اميال‌ نفس‌ به‌ كار مي‌برند حال‌ آنكه‌ در تحليل‌ قرآن‌ و روايات، "شهوت‌ به‌ معني‌ عام" در برابر "عفت‌ به‌ معني‌ عام" قرار دارد. خواهش‌ نفس‌ و تلاش‌ براي‌ برآوردن‌ آن‌ ميل، در برابر خويشتن‌داري‌ در طاعت‌ خواهشهاي‌ نفساني‌ است. انسان‌ شهوت‌پرست‌ از كردار و گفتارش‌ پيداست. از كوزه، همان‌ برون‌ تراود كه‌ در اوست. انسان‌ عفيف‌ و با اصالت‌ نيز از سخن‌ و كنش‌ او هويدا است. عفاف، تنها پاكدامني‌ جنسي‌ نيست. شهيد مطهري‌ در "تعليم‌ و تربيت‌ در اسلام" مي‌گويند: "عفاف‌ يعني‌ آن‌ حالت‌ نفساني‌ يعني‌ رام‌ بودن‌ قوه‌ شهواني‌ تحت‌ حكومت‌ عقل‌ و ايمان. عفاف‌ و پاكدامني‌ يعني‌ تحت‌ تأثير قوة‌ شهواني‌ نبودن، شره‌ نداشتن. يعني‌ جزو آن‌ افرادي‌ كه‌ تا در مقابل‌ يك‌ شهوتي‌ قرار مي‌گيرند بي‌اختيار مي‌شوند، و محكوم‌ اين‌ غريزة‌ خود هستند، نبودن. اين‌ معني‌ عفاف‌ است."


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    " ‌ويژگي‌هاي‌ مفهوم‌ عفاف:

    عفاف‌ و خويشتن‌داري، در برابر فزون‌ خواهي‌ شهواني‌ و كشش‌ نفساني، چه‌ ويژگي‌هائي‌ دارد:
    -1 خصلتي‌ انساني‌ است.
    -2 حالتي‌ دروني‌ است. -
    3 نشانه‌هاي‌ بيروني‌ دارد
    -4در رفتار و گفتار بروز مي‌كند
    . 5- با رفتار و نشانه‌هاي‌ متناقض، سازگار نيست.
    -6 نه‌ از موضع‌ ناتواني‌ بل‌ از بلنداي‌ عزت‌ و اقتدار، صورت‌ مي‌بندد.


    عفاف، خويشتن‌داري‌ با علائم‌ و نشانه‌هاي‌ رفتاري‌ و گفتاري‌ است‌ و وجود آن‌ بستگي‌ به‌ وجود نشانه‌هاي‌ آن‌ دارد پس‌ حفظ‌ عفاف‌ بدون‌ رعايت‌ نشانه‌هاي‌ آن‌ ممكن‌ نيست. عفت‌ نمي‌تواند يك‌ امر صرفاً‌ دروني‌ باشد و هيچ‌ علامت‌ بيروني‌ نداشته‌ باشد. بخشي‌ از تفاوت‌ در نشانه‌هاي‌ خويشتن‌داري‌ زن‌ و مرد، از تفاوت‌ در خلقت‌ آنها سرچشمه‌ مي‌گيرد و يكي‌ از نشانه‌هاي‌ عفاف، پوشش‌ است. عفاف‌ بدون‌ رعايت‌ پوشش، قابل‌ تصور نيست. نمي‌توان‌ به‌ زن‌ يا مردي، "عفيف" گفت‌ در حالي‌ كه‌ عريان‌ يا نيمه‌ عريان‌ در انظار عمومي‌ ظاهر مي‌شود گرچه‌ تفاوت‌ رفتارهاي‌ انساني‌ و حيواني، ريشه‌ در تفاوت‌ خلقت‌ و فطرت، گرايشها و منش‌ها دارد. در اسلام‌ از نشانه‌هاي‌ برجستة‌ "عفاف" مي‌توان‌ به‌ پوشش‌ اسلامي‌ (حجاب) اشاره‌ نمود. شهيد مطهري‌ در مسئله‌ حجاب‌ مي‌نويسد:

    "وقتي‌ زن‌ پوشيده‌ و سنگين‌ از خانه‌ بيرون‌ رود و جانب‌ عفاف‌ و پاكدامني‌ را رعايت‌ كند افراد فاسد و مزاحم‌ جرأت‌ نمي‌كنند متعرض‌ آنها شوند. ايشان‌ در ذيل‌ آية‌ 61 سورة‌ نور چنين‌ مي‌نويسد: "از جملة‌ "ان‌ يستعففن‌ خيرٌ‌ لهن" مي‌توان‌ يك‌ قانون‌ كلي‌ را استنباط‌ كرد و آن‌ اينست‌ كه‌ از نظر اسلام‌ هر قدر زن‌ جانب‌ عفاف‌ و ستر (پوشش) را مراعات‌ كند پسنديده‌تر است‌ و رخصتهاي‌ تسهيلي‌ و ارفاقي‌ كه‌ به‌ حكم‌ ضرورت‌ دربارة‌ وجه‌ وكفين‌ و غيره‌ داده‌ شده‌ است، اين‌ اصل‌ كلي‌ اخلاقي‌ را نبايد از ياد برد." نشانه‌ بودن‌ "حجاب" براي‌ "عفاف" گريزناپذير است. پوشش، نشان‌ عفاف‌ است. "عفت‌ و حيا، خصلتي‌ انساني‌ است‌ كه‌ تاريخ‌ بر نمي‌تابد و مورد پذيرش‌ تمامي‌ انسانها بود، و هست. و انسانهاي‌ بزرگ‌ و اديان‌ آسماني‌ نيز بدان‌ توصيه‌ كرده‌اند. در شريعت‌ اسلامي‌ نيز بر آن‌ تأكيد فراوان‌ شده‌ است. همين‌ خصلت‌ انساني‌ يكي‌ از فلسفه‌هاي‌ اصلي‌ پوشش‌ آدمي‌ بوده‌ است" در خصوص‌ اندازة‌ وابستگي‌ پوشش‌ با حجاب، استاد مطهري‌ مي‌نويسند: "حيا و عفاف‌ از ويژگيهاي‌ دروني‌ انسان‌ است‌ و حجاب‌ به‌ شكل‌ و قالب‌ و نوع‌ و چگونگي‌ پوشش‌ بر مي‌گردد. تفاوت‌ باطن‌ و ظاهر يا روح‌ و جسد و يا گوهر و صدف‌ را مي‌توان‌ به‌ عنوان‌ تمثيل‌ در اين‌ زمينه‌ به‌ كار برد. به‌ گمان‌ ما اينها دو حقيقت‌ هستند و ميزان‌ وابستگي‌ اين‌ دو نياز به‌ تأمل‌ دارد" استاد حجاب‌ و پوشش‌ را نشانة‌ عفاف‌ مي‌داند: -1 ايشان‌ در تحليل‌ آية‌ 59 سورة‌ احزاب، خداوند به‌ پيامبر دستور مي‌دهد كه‌ به‌ همسران‌ و دختران‌ و زنان‌ مؤ‌من‌ فرمان‌ دهيد جلباب‌ (پارچه‌اي‌ كه‌ تمام‌ بدن‌ را بپوشاند) به‌ خود گيرند، مي‌نويسند: "بنابراين‌ در اين‌ فراز قاعده‌اي‌ كلي‌ بيان‌ شده‌ كه‌ زن‌ مسلمان‌ چنان‌ رفت‌ و آمد كند كه‌ علائم‌ وقار و عفاف‌ از او هويدا باشد."



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    -2 و نيز: "حجاب‌ و پوشش‌ تنها يك‌ تكليف‌ است‌ و نشانة‌ يك‌ خصلت‌ انساني‌ يعني‌ عفاف
    " -3 و: "حجاب‌ و پوشش‌ نشانگر عفت‌ است"
    -4 و نيز: "قرآن‌ عفت‌ دختران‌ شعيب‌ را در حال‌ چوپاني‌ و آب‌ دادن‌ به‌ گوسفندان‌ در جمع‌ مردان‌ بازگو مي‌كند.


    عفت‌ مريم‌ را در معبدي‌ كه‌ همگان‌ چه‌ زن‌ و چه‌ مرد به‌ پرستش‌ مي‌آيند، مي‌ستايد".آيا عفت‌ دختران‌ شعيب‌ و عفت‌ مريم(س) همان‌ رعايت‌ خويشتن‌داري‌ و دارابودن‌ نشانه‌هاي‌ آن‌ در كردار و گفتارنيست؟‌


    5 - و: "متانت‌ در سلوك‌ ظاهري‌ و در انتخاب‌ پوشش‌ از عفاف‌ دروني‌ خبر مي‌دهد."

    اگر وابستگي‌ حجاب‌ با عفاف‌ قطعي‌ نشود نمي‌توان‌ در استدلال‌ براي‌ حجاب، از ارتباط‌ "نشانه" و "واقعيت" سخن‌ گفت. ‌تفكيك‌ "عفاف" از "حجاب"! گفتيم‌ كه‌ پوشش، ارتباط‌ بنيادي‌ با عفاف‌ داشته‌ و نمي‌شود كسي‌ طرفدار حيا و عفاف‌ باشد ولي‌ با اصل‌ پوشش‌ مخالف‌ باشد. پوشش‌ اسلامي‌ كاملترين‌ گونة‌ رعايت‌ عفاف‌ است. اگر بين‌ حجاب‌ و عفاف، جدايي‌ اندازيم‌ دو مشكل‌ عمده‌ رخ‌ مي‌نمايد:

    -1 جدايي‌ بين‌ عفاف‌ و حجاب‌ تا كجا مي‌تواند پذيرفتني‌ باشد؟ ملاك‌ و معيار تبيين‌ اين‌ جدايي‌ و اندازه‌ و شكل‌ رعايت‌ پوشش‌ براي‌ حفظ‌ عفاف‌ چه‌ چيزي‌ خواهد بود؟ و نيز مي‌پذيريم‌ كه‌ ممكن‌ است‌ افرادي‌ عفيف‌ و پارسا باشند اما حجاب‌ را به‌ گونه‌اي‌ كه‌ مورد توصية‌ شارع‌ است‌ دارا نباشد ولي‌ به‌ اين‌ امر هم‌ بايد توجه‌ كرد كه‌ اين‌ جدايي‌ تا كجا مي‌تواند ادامه‌ يابد؟"

    -2 با پذيرفتن‌ جدايي‌ عفاف‌ از حجاب‌ تنها دليل‌ لزوم‌ حجاب‌ بر زنان‌ هرزگي‌ و هوسبازي‌ مردان‌ خواهد بود: "اگر زنان‌ بدون‌ حجاب، عفيف‌ و پاك‌ هستند، آيا مردان‌ نيز چنين‌اند، و هوسبازي‌ نمي‌كنند و از هرزگي‌ دست‌ برمي‌دارند."



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    قانونگذار ضمن‌ توجه‌ به‌ حال‌ و روانشناسي‌ مردان، براي‌ زنان‌ در باب‌ پوشش‌ بدن، قانونگذاري‌ مي‌كند و با همه‌جانبه‌نگري‌ و نگاهي‌ متعالي‌ به‌ زن‌ و مرد، خويشتن‌داري‌ را براي‌ هردو توصيه‌ مي‌كند حجاب‌ از مسلمات‌ احكام‌ اسلام‌ است‌ و با توجه‌ به‌ آيات‌ و روايات، جدايي‌ حجاب‌ و عفاف، قابل‌ تصور نيست. ‌خودنمائي‌ و تحريك‌ مردان‌ (تبرج) آيا حضور زنانة‌ زن‌ در جمع‌ مردان‌ با تشديد ديدگاه‌ جنسيت‌مدار و تأكيد بر تفاوت‌ جنسي‌ از طريق‌ آرايش‌ و زينت‌ نمايي‌ مي‌تواند باعث‌ نگاه‌ انساني‌ به‌ زن‌ باشد؟ آيا تمايل‌ و گرايش‌ به‌ زيبا نمايي‌ در جمع‌ مردان‌ و بي‌ميلي‌ در زيبا نمايي‌ در كانون‌ گرم‌ خانواده، مي‌تواندنشانة‌ عفت‌ باشد؟! اين‌ ديدگاه‌ كه‌ بدون‌ حجاب‌ و با آرايش‌ و جلوه‌گري‌ مي‌توان‌ حضوري‌ انساني‌ (و نه‌ جنسي) در جامعه‌ داشت‌ و عفيف‌ بود، به‌ شوخي‌ بيشتر شبيه‌ است‌ تا سخني‌ قابل‌ دفاع. امكان‌ ندارد كسي‌ با تمام‌ توان، ديدة‌ ديگران‌ را به‌ زنانگي‌ و صفات‌ جنسي‌اش‌ فرابخواند و در همان‌ حال‌ از آنها بخواهد كه‌ به‌ ظاهر من‌ ننگريد و به‌ درون‌ من‌ بنگريد كه‌ انساني‌ عفيف‌ و خويشتن‌دار هستم!! خود او نيز اگر در وجدان‌ خود لختي‌ بيانديشد، خود را عفيف‌ نخواهد دانست‌ زيرا ظاهر، نشان‌ باطن‌ است‌ و حق‌ و باطل، نشانه‌هاي‌ متفاوت‌ دارند. نمي‌توان‌ نشانة‌ باطل‌ بر پيشاني‌ حق‌ زد و يا حق‌ را در باطل‌ جست.

  11. تشکر


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    ‌فريبكاري‌ مردانه، بردگي‌ زنانه‌ روزگاري‌ نه‌ چندان‌ دور، زن‌ را به‌ جرم‌ زن‌ بودن‌ در خانه‌ حبس‌ مي‌كردند و شايد سخت‌گيري‌ آنچناني‌ در گذشته، سهل‌انگاري‌ اين‌ چنين‌ در روزگار جديد را فرا روي‌ بشر قرار داده‌ و زنان‌ را در انظار عمومي‌ به‌ حراج‌ گذارده‌ است. در گذشته، جسم‌ زن، دربند خشونت‌طلبي‌ مرد بود و اين‌ بار، روح‌ زن‌ در اسارت‌ فريبكاري‌ او است، مردان‌ تمامت‌ خواهي‌ كه‌ آزمندي‌ و شهوت‌پرستي‌ آنان‌ غرب‌ را فراگرفت‌ و شرق‌ را تهديد مي‌كند امروز اگر هم‌ جسم‌ زن، در حبس‌ نباشد اما در آغوش‌ هوس‌ بازي‌ مردان‌ تبه‌كار و آزمند اسير است‌ و روح‌ و فكر زن، زنداني‌ زندانهاي‌ بزرگتر براي‌ التذاذ مردان‌ فاسد. چه‌ طرفه‌ حديثي‌ كه‌ اسارتي‌ اين‌ چنين‌ را "آزادي‌ زن" بناميم. فمينسيم، تهمتي‌ است‌ بر تارك‌ رنج‌كشيدة‌ زن‌ غربي‌ كه‌ زنان‌ شرقي‌ را نيز به‌ خود فرا مي‌خواند. چه‌ زماني‌ مرد حاضر مي‌شود از همة‌ مزاياي‌ جنسي‌ خود در طول‌ تاريخ‌ دست‌ بردارد؟ مگر همين‌ مرد مدرن‌ نبود كه‌ نيروي‌ كار مردان‌ را براي‌ فن‌ آوري‌ و صنعت‌ پيشرفته‌اش‌ كافي‌ نمي‌ديد و با فريب‌ كاري‌ و نيرنگ‌ نيروي‌ كار زنان‌ و مصرف‌ بي‌اندازة‌ استعدادهاي‌ زنانة‌ آنان‌ دست‌ يافت. "امروزه‌ كه‌ مردان‌ موفق‌ شده‌اند با نامهاي‌ فريبندة‌ آزادي‌ و تساوي‌ و غيره‌ اين‌ حائل‌ را بردارند، زن‌ را در خدمت‌ كثيف‌ترين‌ مقاصد خويش‌ گرفته‌اند. بردگي‌ زن‌ امروز بيشتر به‌ چشم‌ مي‌خورد."

  13. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود