صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سیمای پوشش در آیات

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    502 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304

    سیمای پوشش در آیات









    سیمای پوشش در آیات

    مقدمه

    پوشش شانى از شؤون انسانى است، كه عمرى به قدمت‏ خود انسان دارد. تا جايى‏كه مطالعات مردم شناسانه قد مى‏دهد، تلبس، دست كم سه نياز متفاوت ، حفاظت در مقابل سرما، گرما و برخى ديگر از عوارض طبيعى "نياز طبيعى"، حفظ عفت "نياز اجتماعى" و بالاخره آراستگى و زيبايى "نياز روانى" را در عرض‏ هم تامين مى‏كرده است. نوع پوشش در هر جامعه ، علاوه برخصوصيات جغرافيايى و طبيعى، موفقيت جنسى، سنى، شغلى ‏و ديگر عوامل اقتصادى و اجتماعى تابعى از فرهنگ و جهان‏بينى حاكم برآن جامعه است. تن‏پوش يك جامعه بيش ازآنكه تبلور سليقه ورزيها و تنوع طلب‏هاى بى‏حد و حصر انسانى ‏باشد، آئينه تمام‏نماى جهان‏بينى و ارزش‏هاى حاكم بر فرهنگ ‏يك جامعه است. البته نمى‏توان منكر شد كه عوامل شناخته و ناشناخته ديگرى نيز همواره وجود دارد كه افراد را به نقض ‏ارزش‏ها و عدم تمكين الگوهاى فرهنگى حاكم سوق مى‏دهد. اسلام به‏ عنوان يك مكتب جامع، ارزش‏هايى را متناسب با بينش‏هاى خود بر رفتارها و آداب فردى و اجتماعى دينداران، ازجمله پوشش آنها حاكم كرده و با توجه به ضرورتهاى طبيعى، اجتماعى و روانى معيارهايى را در كم و كيف لباس مدنظر قرارداده است كه برخى واجب و برخى مستحب مى‏باشند. طبيعى‏است عينيت‏يابى اين‏الگوها نيز همچون سايرين رهين علم وآگاهى به مطالبات دين و ميزان دغدغه خاطر در اجراى فرامين‏الهى است. در اين مقاله سعى ما برآن است تا در حد بضاعت‏ خود، ديدگاه اسلام را با استناد به آيات و رواياتى چند مطرح سازيم. اميد آنكه مقبول اهل نظر افتد. قل ‏للمؤمنين يغضوا من ‏ابصارهم ويحفظوا فروجهم ذلك ازكى ‏لهم ‏ان‏الله ‏خبير بما يصنعون و قل للمؤمنات يغضضن من ‏ابصارهن ويحفظن ‏فروجهن و لايبدين زينتهن الا لبعولتهن او آبائهن اوآباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنى‏اخوانهن او بنى‏اخوانهن ‏اونسائهن او ماملكت ‏ايمانهن او التابعين غيراولى‏الاربة من‏الرجال او الطفل الذين لم ‏يظهروا على عورات النساء ولايضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن و توبوا الى الله جميعا ايه المؤمنون لعلكم تفلحون.(نور:30-31)






  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    12 روز 14 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    براي لباس و پوشش در آیات قرآن، اهداف ذيل بيان شده است:
    الف - پوشاننده عورات و زشتي ها و فضايح: يواري سوءاتکم (اعراف، 26/ 7)
    سوآه جمع سوء ه، عبارت است از چيزي که ظهورش ناپسند است. (1)
    و آنچه انسان از ظهورش کراهت دارد. (2)
    کنايه از فروج، (3) و زشتي ها. (4)
    ب- زينت و زيبايي و وسيله حسن حال و پيشرفت: ريش (اعراف/ 26)، اصل ريش مجموع پر و پرندگان است که پوشش و لباس بدن آنهاست. (5) پري که به انتهاي تير مي بندند که به سرعت سير آن کمک مي کند، ريش نام دارد. (6)
    آقاي مصطفوي معتقد است ريش وسيله اي است که به وسيله آن بلندي و پيشرفت حاصل مي شود مثل پر پرواز پرندگان. اين علو و ترقي مي تواند مادي يا معنوي و روحاني باشد. (7)
    ج- حفظ و نگهداري از گرما و (سرما): تقيکم الحر (نحل، 81/ 16)
    با پوشيدن لباس، بدن و پوست از گرما و به تبع آن از سرما محافظت مي شود و لباس چون سپري بدن را از سوزش سرما و گرما حفظ مي کند.
    د- محافظ بدن از صدمه هاي جنگ و بلاها و سختي ها و خطرات: تقيکم بأسکم لکم (نحل/ 81) و علمناه صنعه لبوس لکم لتحصنکم من بأسکم (انبياء، 80/ 21)
    اين پوشش شامل زره و لباس هاي محافظ امروزي در برابر خطرات شيميايي و هسته اي نيز مي شود.
    از همان ابتداي خلقت و در داستان حضرت آدم (ع) پوشش و تمايل بشر به پوشانيدن عورات خود، از سوي قرآن کريم، مورد اشاره قرار گرفته است، از آنجا که اين بيان در قرآن کريم، تکرار شده است، ذهن متوجه اهميت خاص آن مي شود.

    پي نوشت :

    1. قاموس قرآن، به نقل از: المنار، 384/ 3.
    2. الميزان، 312/ 5.
    3. مفردات راغب القرآن/ 253.
    4. اقرب الموارد، 593/ 1.
    5. مونات/ 214.
    6. لسان العرب، 388/ 5.
    7. التحقيق في کلمات القرآن، 254/ 4.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    502 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    ترجمه آيات


    اى پيامبر، به مردان باايمان بگو كه نگاههاى خود را از زنان فروگيرند و فرجهاى خود را حفظ كنند (بپوشانند) اين كار براى آنهاپاكيزه ‏تر است. به درستى‏ كه خداوند به آنچه انجام مى‏دهند آگاه ‏است. و به زنان باايمان بگو كه چشمان خود را از مردان فروگيرند و دامنهاى خود را حفظ كنند (بپوشانند) و زينتهاى خود را آشكار نكنند مگر آنچه كه ضرورة ظاهر است و بايد كه گردن وسينه ‏هاى خود را با روسريهاى خود فرو بندند و زينتهاى خود را آشكار نكنند، مگر براى همسرانشان يا برادرانشان يا پسران‏ برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان آزاده يا كنيزان يا مردانى‏كه تمايلى به زنان ندارند يا اطفالى كه به عورت زنان آگاهى ‏ندراند. و زنها نبايد پاهاى خود را چنان برزمين بكوبند كه ‏زينتهاى مخفى آنها معلوم شود واى مؤمنان، به سوى خدا توبه ‏كنيد شايد رستگار شويد.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    502 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    تفسير مفردات آيه


    الغض: از نظر لغت، دومعناى عمده براى غض بيان شده ‏است، يكى نقصان و كم كردن و ديگرى بستن به چشم و هركدام از اين‏ دو معنا قابل تبيين به دو صورت مى‏باشد كه میتوان در مجموع ، چهار معنا براى غض بيان كرد:

    الغض: النقصان. (1)

    1- كم كردن ديد چشم، به اين صورت كه سر را به زير بيندازد و يا صورت را برگرداند.

    2- كم كردن، به معناى نگاه آنى كردن نه نگاه استقلالى.

    الغض: اطياق الجفن. (2)

    1- بستن چشم به صورت كامل و نگاه نكردن.

    2- بستن چشم به معناى انصراف و اعتنا نكردن.


    باتوجه به متعلقهاى مختلفى كه براى غض بصر مى‏توان‏گرفت و با توجه به اين مطلب كه استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد در قرآن، صحيح باشد،هر كدام از چهار معناى غض با توجه به يكى‏از متعلقها مى‏تواند صحيح باشد; مثلا اگر متعلق را فروج بگيريم، معناى آن، بستن چشم به طوركامل مى‏باشد و اگر متعلق را زن‏ يا مرد بگيريم معناى آن،كم‏كردن ديد يا آنى ‏نگاه ‏كردن مى‏باشد.

    الخمار: روسرى و هرچيزى ‏كه سر را بپوشاند (3) و از اين‏كه در آيه‏ كريمه دستور داده كه زنها به وسيله خمار گردن وسينه‏هاى خودرا بپوشانند، معلوم مى‏شود كه خمار، اضافه براين كه سر و موهارا مى‏پوشاند اطراف آن، مقدارى اضافه دارد كه بتوان به وسيله‏ آن گردن و سينه‏ ها را پوشاند و همان طور كه از شان نزول آيه نيزاستفاده مى‏شود، اطراف آن را قبلا پشت‏ سر مى‏انداختند. پس‏ خمار پارچه ‏اى بزرگتر از روسرى مى‏باشد.

    الفرج:
    به معناى شكاف است، اما در اضافه شدن به كلمه ‏اى ‏ديگر، معانى مختلفى دارد اگر به ضميريا اسم انسان اضافه شودبه معناى محل مخصوص و يا كنايه از عورتين است (4) و (5)

    عورة: هر چيزى را كه انسان حيا دارد كه آن را آشكار كند، عورة‏گويند (6) و اگر به ضمير انسان اضافه شود معناى همان محل‏ مخصوص را دارد.

    الزينه: چيزى كه به وسيله آن زينت مى‏كنند. (مايترين به) (7) معناى لغوى زينت ‏يا رواياتى كه زينت استثناء شده در آيه ‏كريمه را "انگشتر" معنا كرده سازگاراست اما با توجه به رواياتى‏كه زينت استثنا شده را مقدارى از بدن، مثل"صورت و دست"تعبير مى‏كند و با توجه به قول اكثر مفسرين كه معناى زينت را"مواضع زينت" گرفته ‏اند، مى‏توان در معناى لغوى زينت توسعه‏ داد كه هم شامل وسايل زينت‏ شود و هم شامل مواضع زينت كه‏ مقدارى از بدن باشد. «الزينة تحسين الشى‏ء بغيره من لبسه او حلية‏ او هيئة‏» (8)
    الجيب: در اصل، طوقه و گشادى سرلباس است ولى براى‏گردن و سينه ، كنايه آورده مى‏شود (9) و در آيه كريمه هم كه‏ جيوب به ضمير نساء اضافه شده ‏است، معلوم مى‏شود كه معناى‏آن، طوقه لباس نيست‏ بلكه منظور ، همان گردن زنان است كه‏ همان محل طوقه لباس است.

    الاربه: به معناى حاجت (10) و گاهى شديد منظور است. (11)



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    502 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    متعلق غض در آيه شريفه


    1- چون متعلق ذكر نشده‏ است ، ممكن است آن را مطلق آنچه كه ‏نگاه كردن به آن حرام است ‏بگيريم; (12) چنانچه صاحب‏ مجمع‏ البيان، تفسير كرده‏ا ند «عما لايحل لهم النظر اليه‏». (13)

    2- ممكن است ‏به قرينه جمله بعدى كه حفظ فروج است، متعلق ‏غض را فروج بگيريم; چنانچه مرحوم، علامه طباطبايى‏ فرموده‏ اند: «و على هذا يمكن‏ ان‏تقيد اولى ‏الجملتين ‏بنابنتها و يكون‏ مدلول الاه هو التهى عن ‏النظر الى‏ الفروج ‏» (14) .

    3- م ى‏توان به قرينه‏ مقابله دو آيه كه اولى خطاب به مردان و دومى خطاب به زنان‏ است، متعلق غض را در آيه اول، زنان و در آيه دوم، مردان‏ بگيريم و از شان نزول آيه نيز اين وجه بيشتر از دو وجه قبلى ‏استنباط مى‏ شود.



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    502 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    شان نزول آيه


    1- عن محمد بن يحى عن احمدبن محمد عن على‏بن الحكم عن‏ سيف ‏ابن عميره عن سعدالاسكاف عن‏ابى‏جعفر عليه ‏السلام قال:«استقبل شاب من الانصار امراة بالمدينة وكان النساء ينقنعن خلف ‏آذانهن فنظر اليها و هن مقبله فلما جازت نظر اليها و دخل فى زقاق ‏قد سماه بين فلان فجعل ينظر خلقها و اعترض وجهه عظم فى الحائط او زجاجه فشق وجهه فلما مضت المراه نظر فاذا الدماء تسيل على توبه‏ و صدره فقال والله لاتين رسول‏الله صلى‏الله‏ عليه‏ وآله و لاخيره فهبط جبرئيل عليه‏السلام بهذه الايه «قل‏ للمؤمنين ‏يغضوا من ‏ابصارهم‏»». (15)

    اين شان نزول، احتمال سوم در متعلق غض راتاييد مى‏كند; چون‏ صحبتى ‏از فروج ياكل‏ محرمات نيست ‏بلكه مورد، زن و مرد است.



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    502 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    مساله ملازمه


    قبل از ورود در بحث، مناسب است كه ابتدا، مساله ملازمه‏اى را كه در جريان بحث و استدلات، از آن گفتگو مى‏شود روشن كنيم. بين وجوب پوشش و نگاه، چهار صورت ملازمه، تصور مى‏شودكه بين دو مورد ، ملازمه ، عقلا و شرعا و عرفا ثابت است و بين ‏دو مورد، ملازمه‏اى نيست.

    1- وجوب ستر و پوشش، ملازم است ‏با حرمت نگاه. در هر مورد و موضعى كه امر به پوشش شده‏است، نگاه كردن به آن‏حرام است والا شرعا و عقلا و عرفا مناط و دليلى براى وجوب‏ پوشش به ‏نظر نمى‏رسد و كاملا روشن است كه مثلا زن بايد بدن‏خود را بپوشاند اما آيا در منزل كه هيچ فردى نيست ‏يا در حمام‏ نيز پوشاندن بدن واجب است‏يا خير؟ پس معلوم مى‏شود كه‏ وجوب پوشش، براى حفظ ‏از نگاه ‏است و معلوم‏ مى‏شود مواضعى‏كه وجوب پوشش دارد حرمت نگاه هم دارد.


    2- بين عدم وجوب پوشش و جواز نظر، ملازمه‏اى نيست; زيرا ممكن است ‏براى رفع حرج يا موارد ديگر، به عده‏اى ‏رخصت داده‏شده كه مواضعى از بدن را نپوشانند ولى به ديگران ‏نيز اجازه نگاه داده نشده ‏است; مثل مقدارى از بدن مرد كه‏ وجوب پوشش ندارد ولى نگاه كردن زن هم جايز نيست.


    3- بين جواز نگاه و عدم وجوب پوشش، ملازمه هست; زيرا اگر نگاه كردن جايز است، پس معلوم مى‏شودكه پوشش، واجب نيست ، به همان بيان سابق.


    4- بين عدم جواز نظر و وجوب پوشش ملازمه‏اى نيست. براى زن، نگاه به بدن مرد جايز نيست ولى براى مرد هم‏پوشاندن واجب نيست ، به همان بيان سابق.



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    502 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    در اين دو آيه ، موضوعات ذيل، اهم مسائل طرح شده مى‏باشند.


    1- مساله نگاه و به تعبير قرآن ، غض بصر.
    2- مساله ستر و پوشش و به تعبير آيه، حفظ فروج.
    3- مساله عدم جواز اطهار زينت ‏براى زنان به ضرب خمار.
    4- استثناى مقدارى از بدن ، از حكم وجوب پوشش، به ‏تعبير «الا ما ظهر منها».
    5- استثناى افرادى كه در مقابل آنها حكم الزامى پوشش از او براى زن، برداشته شده ‏است، به تعبير«الا لبعوتهن...».
    6- منع زنان از هرگونه عمل محرك و جلب كننده ،
    به تعبير«و لا يضربن بارجلهن...».



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    502 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    مساله نگاه


    اما در خصوص نگاه چند مساله دراين آيه، مورد بحث قرارگرفته‏است.
    1- حرمت نظر و نگاه به فروج (عورتين)
    2- حرمت نظر و نگاه مرد و زن اجنبى به يكديگر
    3- حرمت نظر و نگاه شهوانى مطلقا
    4- جواز نظر و نگاه به دست و صورت زن اجنبى



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    502 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    1- حرمت نظر و نگاه به فروج


    اولا، نگاه به عورتين، چه نگاه مرد به مرد يا مرد به زن يا بالعكس، تمام موارد حرام است. آيه كريمه مى ‏فرمايد: «يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم‏» به‏ دليل روايت كه مى ‏فرمايد: منظور از حفظ فروج در اين آيه، حفظ از نگاه است; يعنى بايد بپوشانند و هر موضعى از بدن كه واجب باشد پوشانده شود. مسلما نگاه به آن محل، حرام است; چون پوشاندن براى اين‏است كه ديده نشود، پس نگاه كردن به آن حرام است و همچنين‏ به دليل مقابله بين غض يصر و حفظ فرج كه اولا، نگاه مطرح ‏شده بعدا حفظ، معلوم مى‏شود كه منظور از حفظ ، همان حفظ از نگاه است (16) و شايد كلام امام عليه‏السلام هم اشاره به همين ‏مقابله باشد.

    استدلال قبل به آيه كريمه ، براى حرمت نگاه به عورتين از راه‏ ملازمه بين وجوب پوشش و حرمت نظر بود با توسل به جمله‏ حفظ فروج; اما خود جمله «يغضوا من ابصارهم يا بغضض من‏ ابصارهن‏» نيز دلالت ‏بر حرمت نظر به فروج (عورتين) دارد كه ‏متعلق غض را به قرينه حفظ فروج كه بلافاصله بعد از آن‏آمده‏ است‏ خود فروج بگيريم و معناى غض چشم، بستن باشد; پس آيه كريمه مى‏فرمايد: (امر مى‏كند) كه به عورتين نگاه نكنيد.اما صرف نظر از آيه، حرمت نگاه به عورتين بين فقها و مسلمين‏اجماعى است و قابل ترديد و تشكيك نيست.



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود