صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علم كلام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13

    علم كلام




    علم كلام
    درس اول : تعريف علم كلام
    مجموع تعليمات اسلامى سه بخش است
    يـكـى از علوم اسلامى ، علم كلام است . علم كلام علمى است كه درباره عقائد اسلامى ، يعنى آنـچه از نظر اسلام بايد بدان معتقد بود و ايمان داشت بحث مى كند، به اين نحو كه آنها را توضيح مى دهد و درباره آنها استدلال مى كند و از آنها دفاع مى نمايد.
    عـلمـاء اسـلامـى مـى گـويند: مجموع تعليمات اسلامى سه بخش است : الف - بخش عقايد، يـعـنـى مـسـائل و مـعـارفـى كـه بايد آنها را شناخت و بدانها معتقد بود و ايمان آورد، مانند مـسـاءله تـوحـيـد، صـفـات ذات بـارى تـعـالى ، نـبـوت عـامـه و خـاصـه و بـرخـى مـسـائل ديـگـر. و البـتـه فـرق اسـلامـى در ايـنـكـه چـه چـيـزهـايـى از اصول دين است و لازم است به آنها ايمان و اعتقاد داشت تا حدودى اختلاف نظر دارند.
    ب - بخش اخلاق ، يعنى مسائل و دستورهايى كه درباره ((چگونه بودن )) انسان از نظر صفات روحى و خصلتهاى معنوى است . از قبيل : عدالت ، تقوا، شجاعت ، عفت ، حكمت ، استقامت ، وفا، صداقت ، امانت و غيره .
    ج - بـخـش احـكـام ، يـعـنـى مـسـائل مـربـوط بـه كـار و عـمـل كـه چـه كـارهـايـى و چـگـونـه بـايـد انـجـام شـود، از قـبـيـل نـماز، روزه ، حج ، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر، بيع ، اجاره ، نكاح ، طلاق ، تقسيم ارث و غير.
    عـلمى كه متصدى بخش اول است علم كلام است ، و علمى كه عهده دار بخش دوم است علم اخلاق ناميده مى شود ، و علمى كه بخش سوم را بر ذمه دارد علم فقه نام گرفته است .
    در ايـن تـقـسـيـم آنچه مقسم واقع شده است ((تعليمات اسلامى )) است يعنى چيزهايى كه جـزو مـتن اسلامى است ، نه علوم اسلامى كه امورى راهم كه مقدمه اى است بر تحقيق درباره تعليمات اسلامى شامل مى گردد مانند ادبيات ، منطق و احيانا فلسفه .
    ثـانـيـا در ايـن تـقـسـيـم جـهـت ارتـباط تعليمات اسلامى با ((انسان )) مورد توجه قرار گـرفـتـه است ، چيزهايى كه مربوط است به عقل و انديشه انسان ((عقايد)) خوانده شده اسـت و چـيـزهـايـى كـه مـربـوط است به خلق و خوى انسان ((اخلاق )) خوانده شده است و چيزهايى كه مربوط است به عمل و كار انسان ((فقه )) نام گرفته است .
    هـمـچـنـانـكه در درسهاى كليات علم فقه خواهيم گفت ، علم فقه هر چند از آن وجهه نظر كه فـقـهـا بـحـث مـى كـنـنـد يـك عـلم اسـت ، از وجـهـه ديـگـر مشتمل بر علوم متعدده است .
    بـه هـر حـال عـلم كـلام ، عـلم عـقـائد اسـلامـى اسـت . در گـذشـتـه بـه آن ، عـلم ((اصول دين )) يا علم ((توحيد و صفات )) هم مى گفته اند.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    آغاز علم كلام
    درباره آغاز علم كلام و اينكه از چه وقت در ميان مسلمين پديد آمد نمى توان دقيقا اظهار نظر كـرد. آنـچـه مـسـلم اسـت ايـن اسـت كـه در نـيـمـه دوم قـرن اول هـجـرى پـاره اى از مـسـائل كـلامـى از قـبـيـل بـحـث جـبـر و اخـتـيـار و بـحـث عـدل در مـيـان مـسـلمين مطرح بوده است و شايد نخستين حوزه رسمى اين مباحث حوزه درس حسن بصرى متوفا در 110 هجرى است .
    در مـيـان مـسـلمـيـن دو شـخـصـيـت از شـخـصـيـتـهـاى نـيـمـه دوم قـرن اول نـام بـرده مـى شـود كـه سـخـت از اختيار و آزادى انسان دفاع مى كرده اند: معبد جهنى و غـيـلان دمـشـقـى . در مـقـابـل ، افرادى بوده اند كه طرفدار عقيده جبر بوده اند. معتقدان به اختيار و آزادى به نام ((قدرى )) و منكران آن به نام ((جبرى )) معروف شدند.
    تـدريـجـا مـوارد اخـتـلاف ايـن دو دسـتـه بـه يـك سـلسـله مـسـائل ديـگـر در الهـيـات ، طـبـيـعـيـات و اجـتـمـاعـيـات و بـرخـى مـسـائل مـربـوط بـه انـسـان و مـعـاد كـشـيـده شـد و مـسـاءله جـبـر و اخـتـيـار يـكـى از مـسـائل مـورد اخـتـلاف بـود. قـدريـون در ايـن دوره هـا به نام ((معتزله )) خوانده شدند و جبريون به نام ((اشاعره )).
    مستشرقين و اتباع آنها اصرار دارند كه آغاز بحثهاى استدلالى در جهان اسلام را از اينجا و يا امثال آن بدانند.
    امـا حـقـيـقـت اين است كه بحث استدلالى درباره اصول اسلامى از خود قرآن كريم آغاز شده اسـت و در سـخـنـان رسـول اكـرم (ص ) و مـخـصوصا در خطب اميرالمؤ منين على (ع ) تعقيب و تفسير شده است ، گو اينكه سبك و اسلوب اين مباحث با سبك و اسلوبى كه متكلمين اسلامى داشتند متفاوت است .

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    تحقيق يا تقليد
    قـرآن كـريـم ، ايـمان را بر پايه تعقل و تفكر گذاشته است . قرآن همواره مى خواهد كه مـردم از انـديـشـه بـه ايـمان برسند. قرآن در آنچه بايد به آن مؤ من و معتقد بود و آنرا شـنـاخـت ((تـعـبـد)) را كـافـى نـمـى دانـد. عـليـهـذا در اصـول ديـن بـايد منطقا تحقيق كرد. مثلا اينكه خداوند وجود دارد و يكى است مساءله اى است كه منطقا بايد به آن پى برد، و همچنين اينكه حضرت محمد صلى الله عليه و آله پيامبر خـدا اسـت ايـن بـاعـث شـد كـه عـلم اصـول ديـن از هـمـان قـرآن اول پايه گذارى شود.
    پـيوستن اقوام و ملل مختلف به اسلام با يك سلسله افكار و انديشه ها، و همزيستى مسلمين بـا اربـاب ديـانـات ديـگـر از قـبيل يهوديان و مسيحيان و مجوسيان و صابئين ، و مجادلات مـذهـبـى كـه مـيـان مـسـلمـيـن و آن فـرقـه هـا رخ مى داد، و خصوصا پيدايش گروهى به نام ((زنـادقـه )) در جـهان اسلام كه به طور كلى ضد دين بودند با توجه به آزاديى كه خلفاى عباسى (در حدودى كه با سياست برخورد نداشت ) داده بودند، و پيدايش ‍ فلسفه در عالم اسلامى كه به نوبه خود شكوك و شبهاتى بر مى انگيخت ، موجب شد كه بيش از پيش ضرورت تحقيق در مبانى ايمانى اسلامى و دفاع از آنها در ميان مسلمين احساس شود و موجب ظهور متكلمان برجسته اى در قرنهاى دوم و سوم و چهارم گرديد.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    اولين مساءله
    ظـاهـرا اوليـن مـسـاءله اى كـه در مـيـان مـسـلمـيـن مـورد بـحـث و قـيـل و قال ولم و لانسلم واقع شد مساءله ((جبر و اختيار)) بود، و اين بسيار طبيعى بود، زيـرا اولا ايـن مـسـاءله چون با سرنوشت انسانها مربوط است مورد علاقه هر انسان بالغ الفـكـرى اسـت . شـايـد جـامـعـه اى يـافـت نگردد كه مردمش به مرحله بلوغ فكرى رسيده بـاشـنـد و ايـن مـسـاءله در آن جامعه طرح نشده باشد. ثانيا قرآن مجيد آيات زيادى در اين زمينه دارد كه محرك انديشه ها در اين مساءله اساسى مى گردد (1).
    عليهذا دليلى ندارد كه ما در جستجوى منشاء ديگرى براى طرح اين مساءله در جهان اسلامى بـشـويـم . مـسـتـشـرقـيـن ، مـعمولا براى اينكه اصالت علوم و معارف اسلامى را نفى كنند، كـوشـش دارنـد بـه هـر نحو هست براى همه علومى كه در ميان مسلمين پديد آمده ريشه اى از خـارج از دنـيـاى اسـلام ، خـصـوصا از دنياى مسيحيت بيابند. از اينرو كوشش دارند به هر نـحـو هـسـت ريشه اصلى علم كلام را از خارج بدانند همچنانكه نظير اين كار را در مورد علم نحو، عروض (و شايد معانى ، بيان و بديع ) و عرفان اسلامى كرده اند.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    بحث جبر و اختيار كه ضمنا بحث قضا و قدر هم هست ، يعنى از آن جهت كه به انسان مربوط است ((جبر و اختيار)) است و از آن جهت كه به خدا مربوط است ((قضا و قدر)) است ، خود بـحـث عـدل را بـه مـيـان آورد، زيـرا رابـطـه آشـكـار ميان جبر و ظلم از يك طرف و اختيار و عدل از طرف ديگر ديده مى شد.
    بـحـث عـدل ، بحث حسن و قبح ذاتى افعال را به ميان آورد، و اين بحث به نوبه خود بحث عـقـل و مـسـتـقـلات عـقـليه را به ميان كشيد، و اينها همه بحث ((حكمت )) يعنى غايت و غرض حـكـيـمانه داشتن ذات بارى را موجب شد(2) و كم كم بحث به توحيد افعالى و سپس به توحيد صفاتى كشيده شد كه بعدها در اين باره توضيح خواهيم داد.
    صـف آرايـى مـيـان بـحـثـهـاى كلامى بعدها خيلى توسعه و دامنه پيدا كرد، به بسيارى از مسائل فلسفى كشيده شد از قبيل بحث در جواهر و اعراض و تركب جسم از اجزاء لا يتجزى و مـسـاءله ((خـلا)) و غـيـره . زيـرا مـتـكـلمـيـن طـرح ايـن مـسـائل را بـه عـنـوان مـقـدمـه اى بـراى مـسـائل مـربـوط بـه اصول دين خصوصا مسائل مربوط به مبدا و معاد لازم مى شمردند.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    از ايـنـرو بـسيارى از مسائل كه در قلمرو فلسفه بود در قلمرو علم كلام هم قرار گرفت . فلسفه و كلام مسائل مشترك زيادى دارند.
    اگـر كـسـى كـتـب كـلام را خـصـوصـا كـتب كلاميه اى كه از قرن هفتم به بعد تاءليف شده مـطالعه كند مى بيند اكثر مسائل كلامى اسلامى همانها است كه فلاسفه خصوصا فلاسفه اسـلامـى در كـتـب خـود طـرح كـرده انـد. فـلسـفـه اسـلامـى و كلام اسلامى در يكديگر زياد تاءثير كرده اند.
    يـكـى از آن تـاءثـيـرات ايـن اسـت كـه كـلام بـراى فـلسـفـه مسائل جديدى جبرا مطرح ساخت و فلسفه نيز موجب شد دائره كلام وسعت يابد به اين معنى كـه ضـرورت طـرح بـسـيارى از مسائل فلسفى در قلمرو كلام لازم شناخته شد. شايد به يـارى خـدا مـا بعدا توفيق بيابيم و نمونه هايى از هر دو قسم كه به آنها اشاره كرديم بياوريم .

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    كلام عقلى و كلام نقلى
    عـلم كـلام در عـيـن ايـنـكـه يـك علم استدلالى و قياسى است ، از نظر مقدمات و مبادئى كه در استدلالات خود به كار مى برد مشتمل بر دو بخش است : عقلى و نقلى .
    بـخـش عـقـلى كـلام ، مـسـائلى اسـت كـه مـقـدمـات آن صـرفـا از عـقـل گـرفـتـه شـده است و اگر فرضا به نقل استناد شود به عنوان ارشاد و تاييد حكم عـقـل اسـت ، مـثـل مـسـائل مـربـوط بـه تـوحـيـد و نـبـوت و بـرخـى از مـسـائل مـعـاد. در ايـنـگـونـه مـسـائل اسـتـنـاد بـه نـقل كتاب و سنت كافى نيست ، صرفا از عقل بايد استمداد شود.
    بـخـش نـقلى كلام ، مسائلى است كه هر چند از اصول دين است و بايد به آنها مؤ من و معتقد بود، ولى نظر به اينكه اين مسائل فرع بر نبوت است ، نه مقدم بر نبوت و نه عين آن ، كـافـى اسـت كـه از طـريـق وحـى الهـى يـا سـخـن قـطـعـى پـيـامـبـر مـطـلب اثـبـات شـود، مـثـل مـسـائل مـربـوط بـه امـامـت (البـتـه بـه عـقـيـده شـيـعـه كـه امـامـت را از اصول دين اسلام مى داند) و اكثر مسائل مربوط به معاد.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    درس دوم : موضوع علم كلام
    علم كلام اسلامى علمى است كه درباره اصول دين اسلام بحث مى كند
    در تـعـريـف عـلم كـلام اسـلامـى كـافـى اسـت كـه بـگـوئيـم عـلمـى اسـت كـه دربـاره اصـول ديـن اسـلام بـحـث مـى كـنـد، بـه ايـن نـحـو كـه چـه چـيـز از اصـول دين است و چگونه و با چه دليل اثبات مى شود، و جواب شكوك و شبهاتى كه در مـورد آن وارد مـى شـود چـيـسـت ؟ در كـتـب منطق و فلسفه بحثى هست راجع به اينكه هر علمى مـوضـوعـى خـاص دارد و تـمـايـز مـسـائل هـر عـلمـى از مسائل علم ديگر به حسب تمايز موضوعات آن علوم است .
    البـتـه ايـن ، مطلب درستى است . علومى كه مسائل آنها وحدت واقعى دارند چنين است . ولى مـانـعـى نـدارد كـه عـلمـى داشـتـه بـاشـيـم كـه وحـدت مـسـائل آن اعـتـبـارى بـاشـد و مـوضـوعـات متعدده و متباينه داشته باشد و يك غرض و هدف مشترك منشاء اين وحدت و اعتبار شده باشد.
    عـلم كـلام از نـوع دوم اسـت ، يـعـنـى وحـدت مسائل كلامى ، وحدت ذاتى و نوعى نيست بلكه وحـدت اعـتـبارى است . از اينرو ضرورتى ندارد كه در جستجوى موضوع واحدى براى علم كلام باشيم .

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    عـلومـى كـه وحـدت مـسـائل آنـهـا وحـدت ذاتـى اسـت ، امـكـان نـدارد كـه از نـظـر مسائل متداخل باشند، يعنى برخى مسائل ميان آنها مشترك باشد، ولى علومى كه وحدت آنها اعتبارى است و يا يك علم كه وحدت مسائلش ‍ اعتبارى است با علمى ديگر كه وحدت مسائلش ذاتى است ، هيچ مانعى ندارد كه از نظر مسائل مـتـداخـل بـاشـنـد. عـلت تـداخـل مـسـائل فـلسـفـى و كـلام و يـا مسائل روانشناسى و كلام و يا مسائل اجتماعى وكلام همين امر است .
    بـرخـى از عـلمـاى اسلامى در صدد بر آمده اند براى علم كلام موضوع و تعريفى بيابند نـظـيـر مـوضوع و تعريفى كه براى علوم فلسفى هست ، و نظريات مختلفى در اين زمينه ابـراز كرده اند. و اين اشتباه است . زيرا موضوع مشخص داشتن مربوط است به علومى كه مـسـائل آن عـلوم وحـدت ذاتـى دارنـد، امـا عـلومـى كـه مسائل آنها وحدت اعتبارى دارند نمى توانند موضوع واحدى داشته باشند. در اينجا بيش از اين نمى توان بحثى كرد.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نامگذارى
    يك بحث ديگر اين است كه چرا اين علم به نام ((كلام )) ناميده شد و در چه زمانى اين نام به آن داده شد؟ برخى گفته اند به اين سبب كلام ناميده شد كه قدرت دارنده خود را سخن و اسـتـدلال فـزونـى مـى دهد. برخى مى گويند از آن جهت كلام ناميده شد كه روش و عادت عـلمـاء ايـن فـن ايـن بـود كـه در كـتـب خـود سـخـن خـود را بـا تعبير ((الكلام فى كذا)) و ((الكـلام فـى كذا)) آغاز مى كردند. بعضى گفته اند از آن جهت كلام ناميده شد كه سخن در اطراف مباحثى بود كه به عقيده اهل حديث درباره آنها بايد سكوت كرد. و بعضى گفته انـد كـه ايـن نـام آنگاه به ميان آمده كه بحث مخلوق بودن و يا مخلوق نبودن كلام الله ميان مـسـلمين طرح گرديد و صف آرائى شديدى شد و مردم زيادى كشته شدند و به همين مناسبت آن دوره را دوره ((مـحـنـت )) نـامـيـده انـد. يـعـنـى چـون در دوره مـحـنـت اكـثـر مـبـاحـثـات اصـول ديـنـى در اطـراف حـدوث و قـدم كـلام الله دور مـى زد، عـلم اصـول ديـن به نام ((علم كلام )) ناميده شده . اينها وجوهى است كه در وجه تسميه ((علم كلام )) گفته شده است .

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود