صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ای کربلای ایران....سلام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    2,072
    صلوات
    25000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    61 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ای کربلای ایران....سلام




    طلاییه

    ای کربلای ایران....سلام


    سلام برشهدا خدامیدونه چقدر دلتنگم....بقول یکی از بچه ها:اینجاکجاست!؟!بهشته!!!!*همه این پرچم هارو میبینی...همشون کلی حرف دارن...خنده داره نه!؟*جدی میگم وقتی کنارشون می ایستی از وجب به وجب این خاک ها برات حرف میزنن...الکی نیست به اینجا میگن طلاییــــــــهطـــلایــیـــه!؟!تا نری ببینی باورت نمیشه.آه غروب طلاییه...
    بخدا یکبار امتحان کافیه-تاشهدا دیوونت کنن-آی ک وقتی بادلت بازی میکنن-دعوت نامه هارو اگ گرفتین محکم بگیریدشون ک از دستتون نیفته...
    من ازپارساله دارم روزشماری میکنم ک کی میشه من برم....
    باید ببینی-لمس کنی-بشنوی-تاببینی دنیا دسته کیه...
    معجزشو دیدم ک چ ها بمن کرد...





    تو سبز رفتی ، من زرد ماندم






    قدم هایم را بلندتر برداشتم ، چند قدم مانده به او از پشت سرش گفتم :سلام بابا .سر بلند کرد و به عقب برگشت . با لحن شادی گفت : سلام مامانم خوبی کجایی؟

    گفتم : تو غسالخونه ام .

    بیل را رها کرد و از گودال قبر بالا آمد .آویزان گردنش شدم و بوسیدمش . او هم مرا بوسید .دست هایش را که تا چند لحظه پیش بیل می زدند ، گرفتم و به کف و پشت دستانش که از سختی و شدت کار قرمز و زمخت شده بود ، دست کشیدم . چند بار آنها را بوسیدم .بابا هی میگفت نکن.زشته جلوی مردم . بعد پرسید چکار میکنی اونجـا؟
    گفتم : کار که زیاده شهدا خیلی اند.
    باز پرسید: نمیترسی؟
    گفتم اولش میترسیدم ولی حالا دیگه ترسم ریخته . با این حال یه وقتایی یه حالی میشم بهم میریزم .
    گفت: این ها هم مثل ما انسانند. ترس نداره .اینها هم زنده بودند مثل ِ ما ، ولی الان زنده ترن . فرقمون اینه که اینها رفتند به دیار باقی و ما موندیم تو دنیای فانی ...


    قسمتی از کتاب "دا" نوشته ی سیده زهرا حسینی


    هرکسی خاطره ای داره از راهیان نور-همین راهیان عشق- دارند رو بنویسند-این ایام ایامه رفتن ب مناطق جنگیه-بریم ک خودمون رو بسازیم....




    بسم رب الشهدا
    هرکس شهید حق شد، همراه با حسین است

    آری مسیر عشق از، عبـــاس تـــا حسین است

    در کربـــــلای این عصــــر، سوگنــــد بر ابوالفضل

    «لبیک یا خامنـــــــه ای لبیک یا حسین است»

    ویرایش توسط راهیان عشق : ۱۳۹۲/۱۱/۰۸ در ساعت ۰۰:۱۸
    خدایا دلم شهادت میخواهد...
    مردن رو که همه بلدن...

    کمکم کن طوری زندگی کنم که لایق باشم...


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    2,072
    صلوات
    25000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    61 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    این متنه پایین رو هرکی رفته کانال کمیل حتما خوندش...

    کانال بهشت


    امـــروز روز پنجـــم اســت کــه در محــاصــره ایــم !
    آب را جیــره بنـــدی کــرده ایـــم !
    نــان را جیــره بنــدی کــرده ایم !
    عطــش همــه را هــلاک کــرده جــزء شهــدا را
    کــه حــالا کنــار هــم در انتهــای کـــانال خــوابیــده انــد !
    شهــدا دیگــر تشنــه نیستنـــد ! فــدای لـبِ تشنــه ات
    پســـر فــاطمــــه (س) ... !

    این آخرین دست نوشته ی یکی از شهدای کانال کمیل است کانالی که مسیری شد بین زمین
    وآسمان.کانالی که وقتی میخواهی بدانی چقدر با آسمان فاصله داری باید فاصله خودت با شهدایش
    رابسنجی. کانالی که قسمتی دیگر از کربلای حسین است وحتما باید در زیارت شهدایش السلام
    علیک یا انصار ابی عبدالله بخوانی .
    کانال کمیل یک کانال نیست یک پنجره است روبه بهشت . کانال کمیل خود بهشت است.

    ســاعتهــــای آخــر ِمقــاومــتِ بچــه هــا در کــانال ، بی سیــم چــیءِ گــردانِ حنظلــه ،حــاج همــت
    را خــواســت .حـاجی آمــد پــای بیسیـــم ،صــدای ضعیــف و پــر از خش خش را از آن ســوی
    خــط شنیــدیــم کـــه میگــویــد ،بــاطــری بی سیــم دارد تمــام میشــود !عــراقــی ها عـن قـریب مـا
    را خــلاص مــی کننـــد .مــن هــم خـــداحـافظی میکنــم.

    حـاج همـّـت کــه قــادر بــه شکستــن محــاصــرهء تیـپ هــای تــازه نـَـفَـس دشمــن نبــود ،
    همــانطــور کــه بــه پهنــای صـورت اشک می ریخـت ،گفــت : بـی سیــم را قــطع نکــن... حــرف
    بـزن..هـر چــه دوســت داری بگــو ! فقــط تمـــاس خــودت را قطــع نکـــن !صــدای بی سیــم چــی را
    شنیـــدم کــه مـی گفــت :ســلام مــا را بــه امــام بـرســانیـــد . از قــولِ مــا بــه امــام بگــوئیــد ؛
    همـــانطــور کـه فــرمــوده بــودیــد ؛حسیــن وار مقــاومت کــردیــم ،مــانــدیــم و تــا آخــریــن نفــر
    جنگیدیــم...

    ........................
    پ ن
    مدتیست کانال کمیل وگردان حنظله همه ی شب وروزم را گرفته . باید کاری بکنم .صدایم میزنند



    فدای لب های تشنه ات ای پسر فاطمه...

    یاحسین
    خدایا دلم شهادت میخواهد...
    مردن رو که همه بلدن...

    کمکم کن طوری زندگی کنم که لایق باشم...


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    2,072
    صلوات
    25000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    61 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ای کربلای ایران....سلام

    شهید گمنام چه کردی با معشوقت که او تو را فقط برای خود میخواست و من چقدر عاشقت شدم،عاشق غربتت،عاشق گمنامیت،عاشق قبر بی نام و نشانت....
    خدایا دلم شهادت میخواهد...
    مردن رو که همه بلدن...

    کمکم کن طوری زندگی کنم که لایق باشم...


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    2,072
    صلوات
    25000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    61 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    لحظه ی پرواز.....

    ترکشها شکمشو پاره کرده بودند،ولی اصرار داشت ،بشینه...

    به روبه رو خیره شده بود.

    مانع از نشستن اش شدم.

    در گوشم گفت:آقا اینجاست،چه جوری بخوابم؟

    وبعد پر کشیدو...

    شهید شد.


    خدایا دلم شهادت میخواهد...
    مردن رو که همه بلدن...

    کمکم کن طوری زندگی کنم که لایق باشم...


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    2,072
    صلوات
    25000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    61 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ای کربلای ایران....سلام

    نمی دانم چقدر از گردان حنظله می دانی؟! سیصد نفر در یکی از کانال ها محاصره شدند و اکثراً با آتش مستقیم دشمن یا تشنگی مفرط به شهادت رسیدند. در آن موقعیت، عراقی ها مدام با بلندگو از نیروها می خواستند که تسلیم شوند و بچه ها در جواب با آخرین رمق خود، فریاد تکبیر سر می دادند. آن شب آنان فریاد سر دادند اما سر تسلیم فرود نیاورند. گرچه فکه از لحاظ نظامی، پیروزی آن چنانی به خود ندید، اما قصه مقاومت رزمنده ها در شرایط بسیار سخت جنگی و تشنگی مفرط، کربلایی دیگر را برای این مملکت رقم زد و در واقع اذن دخول سرزمین فکه، همین «تشنگی» است. در یادداشت های باقی مانده از یکی از شهیدان گردان حنظله آمده است: «امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم. آب را جیره بندی کرده ایم. نان را جیره بندی کرده ایم. عطش همه را هلاک کرده، همه را جز شهدا، که حالا کنار هم در انتهای کانال خوابیده اند. دیگر شهدا تشنه نیستند. فدای لب تشنه ات پسر فاطمه(س)!»
    ویرایش توسط راهیان عشق : ۱۳۹۲/۱۱/۰۸ در ساعت ۰۰:۱۳
    خدایا دلم شهادت میخواهد...
    مردن رو که همه بلدن...

    کمکم کن طوری زندگی کنم که لایق باشم...


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    2,072
    صلوات
    25000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    61 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ای کربلای ایران....سلام
    خدایا دلم شهادت میخواهد...
    مردن رو که همه بلدن...

    کمکم کن طوری زندگی کنم که لایق باشم...


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    2,072
    صلوات
    25000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    61 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ای کربلای ایران....سلام
    خودش را انداخته روی مین منوری
    بدنش کباب شده بود اما به پهنای صورت افتاد بود
    خط باریک خون از گوشه ی لبش قلط می خورد
    دریغ از یک آخـــــــــــــــــــــــــ ـــ . . .

    ویرایش توسط راهیان عشق : ۱۳۹۲/۱۱/۰۸ در ساعت ۰۰:۱۵
    خدایا دلم شهادت میخواهد...
    مردن رو که همه بلدن...

    کمکم کن طوری زندگی کنم که لایق باشم...


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    2,072
    صلوات
    25000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    61 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم.
    آب را جیره بندی کرده ایم. نان را جیره بندی کرده ایم.
    عطش همه را هلاک کرده، همه را جز شهدا، که حالا کنار هم در انتهای کانال خوابیده اند.
    دیگر شهدا تشنه نیستند. فدای لب تشنه ات پسر فاطمه(س)

    ای کربلای ایران....سلام
    ای کربلای ایران....سلام

    خدایا دلم شهادت میخواهد...
    مردن رو که همه بلدن...

    کمکم کن طوری زندگی کنم که لایق باشم...


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    2,072
    صلوات
    25000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    61 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راز های عالم عجیبند....اگر که نبود اسمش راز نمیشد....
    ما چه می دانیم؟
    چه می دانیم که راز بیست و یک چیست؟
    حاج سید علی دوامی جانشین گردان مسلم بن عقیل (ع) سپاه کربلای مازندران
    متولد 21 رمضان _ شهادت : 21 رمضان
    سن : 21 سال
    ما از راز های عالم چه میدانیم؟
    خدایا دلم شهادت میخواهد...
    مردن رو که همه بلدن...

    کمکم کن طوری زندگی کنم که لایق باشم...


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    2,072
    صلوات
    25000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    61 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    خدایا دلم شهادت میخواهد...
    مردن رو که همه بلدن...

    کمکم کن طوری زندگی کنم که لایق باشم...


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود