جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا از بین صفات خداوند تنها صفت عدل، جزء اصول دین است ؟؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    462
    تشکر:
    1
    حضور
    11 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    14

    پرسش چرا از بین صفات خداوند تنها صفت عدل، جزء اصول دین است ؟؟




    بسم الله الرحمن الرحیم


    ضمن عرض سلام و خسته نباشید.


    چرا بین تمام صافت خدا ، مانند ( رحیم ، کریم ، جبار ، رئوف و ..... ) صفت عدل خدا از اصول دین است.

    اصول دین : توحید ، عدل ، نبوت ، امامت و معاد


    چرا نگفتند : توحید ، نبوت ، امامت ، معاد ، رحیم (( کریم ، جبار و .....))



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با این كه عدل یكی از صفات خداوند است، در عین حال به جهت بعضی از ویژگی‏ها آن را جزء اصول دین می‏شمارند. علت اساسی مسئله آن است كه اوایل اسلام در میان مسلمانان عده‏ ای پیدا شدند كه موضوع "عدل" را در مورد خداوند به این نحو كه بیان شد، انكار كردند. آن‏ها "اشاعره" پیروان ابوالحسن اشعری بودند. آن‏ها می‏گفتند: اساساً نه عدالت و نه ظلم درباره خداوند مفهومی ندارد.

    خداوند هر كاری كند، عین حق و عدالت است. حتی اگر از آن‏ها سؤال می‏شد: آیا اگر خداوند تمام پیامبران و نیكوكاران و مردم صالح را به دوزخ بفرستد و تمام بدكاران و جانیان را به بهشت ببرد، ظلم نیست، با كمال صراحت می‏گفتند: نه، هر كاری او بكند، عین عدالت است. اصلاً ظلم و عدالت یعنی چه؟ او "فعال ما یشاء" است.
    این‏ها به گمان خود می‏ خواستند با این طرز عقیده تقدیس كامل‏تری نسبت به ساحت مقدس خدا كرده باشند، و این را یك نوع توحید كامل می‏پنداشتند، غافل از این كه این منطق چنان هرج و مرج در مسایل مذهبی و امور مربوط به عقاید دینی به وجود می‏آورد كه حساب نخواهد داشت و بنیان اعتقادات را بر پایه عقل متزلزل می‏كند، زیرا در این صورت هیچ چیز شرط هیچ چیز نخواهد بود. نه لازم است در جهان خلقت نظم و حسابی باشد و نه پیامبران خدا امتیازاتی از نظر روحی و علمی و اخلاقی بر دیگران داشته باشند.

    در برابر این دسته افراطی، پیروان "اصل عدالت" كه به نام عدلیه نامیده می‏شوند، برای مشخص ساختن خود در مقابل آن گروه "عدل" را كه یكی از صفات خدا است، به طور مستقل در شمار اصول عقاید مذهبی شمردند تا مطلب كاملاً روشن و آشكار باشد و جای هیچ تردید و ابهامی باقی نماند. چاره‏ ای جز این نبود و گرنه عدالت خدا مانند سایر صفات او است.
    صفت عدل الهی تاثیر مستقیم و زیادی در رفتار و کردار و اندیشه بشر به عنوان اشرف مخلوقات داشته تا جایی که عدم پایبندی به عدل الهی به سلب اختیار از انسان و تفکر جبرگرایی منجر می شود.
    دیگر صفات الهی دارای این مناقشه ها نبوده و همچنین نقش پر رنگی در تفکرات دینی بشر نداشته و کمتر موجب جدایی فرقه های اسلامی از هم شده است از همین رو عدل الهی در زمره اصول اعتقادی ما قرار گرفت.

    البته باید دانست که اصول مشترکی که بین همه مسلمان ها و حتی ادیان دیگر است که همان اصول دین است سه اصل اساسی توحید نبوت و معاد است و دو اصل امامت و عدل از اصول مذهب شیعه و از مختصات اوست که با این دو اصل از بقیه فرق متمایز است.
    والسلام

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    112
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    3 روز 7 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    3
    گالری
    0




    به نام الله

    عرض سلام خدمت همه.

    یکی دیگر از دلایل این امر که عدل خدا از اصول دین به شمار میاید برای این است که عدل تمام صفت دیگر خدا را در برمیگیرد.

    بعضی از معانی عدل :
    عدل در معاني مختلفي از قبيل؛ قصد، ميانه در امور، وضع و قرار دادن هر چيزي در جايگاهش، موزون بودن و تساوی ، رعايت حقوق افراد و عطا کردن به هر ذي حق.حکمت و ..................

    استاد مطهري مي فرمايند [عدل الهي به معناي] رعايت استحقاق ها در افاضه وجود و امتناع نکردن از افاضه و رحمت به آنچه امکان وجود يا کمال دارد................................عدل خداوند عبارت است از اين که خداوند فضلش را از هيچ موجودي در حدي که امکان تفضل به آن موجود باشد دريغ نمي دارد (مجموعه آثار شهيد مطهري، ج 1، ص 82 - 81).



    مثلا این امر که خدا در برابر مومنین رحیمانه برخورد میکند از عدل خداست.
    بخشندگی خدا از عدل خداست.
    حکیم بودن خدا ، دوری از انجام عملی که برخلاف حکمت و مصلحت باشد.
    غفوریت ، الرحمن ، الرحیم و.................... همه از عدل خدا سرچشمه میگیرند.

    تمام صفات خدا در چهارچوب عدل و عدالت است.
    مثلا بعضی از رفتارها را زنان نباید انجام دهند ، بعضی از رفتارها را مردان نباید انجام دهند ، تمام این مسائل از حکت خداست.
    آیا حکت خدا از عدل او خارج است یا عین عدالت است!قطعا در چهارچوب عدالت است.

    وقتی امام عاشقان غائب است ، اطاعت ازخامنه ای واجب است.
    خدایا تمام موانع ظهور
    حضرت مهدی(عج) را از میان بردار.
    حتی اگر آن مانع
    من
    باشم
    امام خامنه ای (مدظله العالی) :
    آنجایی که احساس میکنید دستگاه مرکزی اختلالی دارد و نمیتواند درست مدیریّت کند، آنجا آتش‌به‌اختیارید؛ یعنی باید خودتان تصمیم بگیرید، فکر کنید، پیدا کنید، حرکت کنید، اقدام کنید.
    آرزویم را نوشتم شهادت!


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,079
    صلوات
    18000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    25 پست
    حضور
    28 روز 22 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    80



    با تشکر از پاسخ های زیبای دوستان عزیز
    عقیده ای که بنده در مورد ذکر عدل در اصول دین دارم بر این است که:
    1. عدل صفت نیست بلکه شکل و حالتی از انجام کار ها و امور است. عادل یک صفت به شمار می آید یعنی فردی که دارای عدالت و عدل در امور است.
    2. عدل نه به معنی اجرای احکام قضایی و برقراری عدالت بلکه تعادل داشتن در انجام امور زندگی و عدم افراط و تفریط است. (البته این موضوع در یکی از جلسات دکتر مفتح که اسنادش از سوی دانش آموزان ایشان به دست بنده رسیده، موجود است، بیان شده است و بنده هم بر این عقیده ام!)
    با تشکر
    شر به ماهيت وجودي خود، وجود ندارد.
    بلكه شر تنها تعريفي از نبودن خير است.
    شر زماني است كه عشق، خدا، ايمان، و ... در دل ما نباشد.

    آلبرت اينشتين


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    چرا در بین این همه صفاتی که خدا دارد فقط عدل را جزء اصول دین می دانیم چرا نمی گوییم توحید نبوت امامت معاد رحمانیت رحیمیت و ...؟؟؟


    پاسخ:
    با این كه عدل یكی از صفات خداوند است، در عین حال به جهت بعضی از ویژگی‏ ها آن را جزء اصول دین می‏ شمارند. علت اساسی مسئله آن است كه اوایل اسلام در میان مسلمانان عده‏ ای پیدا شدند كه موضوع "عدل" را در مورد خداوند به این نحو كه بیان شد، انكار كردند. آن‏ها "اشاعره" پیروان ابوالحسن اشعری بودند. آن‏ها می‏ گفتند: اساساً نه عدالت و نه ظلم درباره خداوند مفهومی ندارد.(1)

    خداوند هر كاری كند، عین حق و عدالت است. حتی اگر از آن‏ها سؤال می‏ شد: آیا اگر خداوند تمام پیامبران و نیكوكاران و مردم صالح را به دوزخ بفرستد و تمام بدكاران و جانیان را به بهشت ببرد، ظلم نیست، با كمال صراحت می‏ گفتند: نه، هر كاری او بكند، عین عدالت است. اصلاً ظلم و عدالت یعنی چه؟ او "فعال ما یشاء" است.(2)
    این‏ها به گمان خود می‏ خواستند با این طرز عقیده تقدیس كامل‏ تری نسبت به ساحت مقدس خدا كرده باشند، و این را یك نوع توحید كامل می ‏پنداشتند، غافل از این كه این منطق چنان هرج و مرج در مسایل مذهبی و امور مربوط به عقاید دینی به وجود می‏ آورد كه حساب نخواهد داشت و بنیان اعتقادات را بر پایه عقل متزلزل می‏ كند، زیرا در این صورت هیچ چیز شرط هیچ چیز نخواهد بود. نه لازم است در جهان خلقت نظم و حسابی باشد و نه پیامبران خدا امتیازاتی از نظر روحی و علمی و اخلاقی بر دیگران داشته باشند.(3)

    در برابر این دسته افراطی، پیروان "اصل عدالت" كه به نام عدلیه نامیده می‏ شوند، برای مشخص ساختن خود در مقابل آن گروه "عدل" را كه یكی از صفات خدا است، به طور مستقل در شمار اصول عقاید مذهبی شمردند تا مطلب كاملاً روشن و آشكار باشد و جای هیچ تردید و ابهامی باقی نماند. چاره‏ ای جز این نبود و گرنه عدالت خدا مانند سایر صفات او است.
    صفت عدل الهی تاثیر مستقیم و زیادی در رفتار و کردار و اندیشه بشر به عنوان اشرف مخلوقات داشته تا جایی که عدم پایبندی به عدل الهی به سلب اختیار از انسان و تفکر جبرگرایی منجر می شود.(4)
    دیگر صفات الهی دارای این مناقشه ها نبوده و همچنین نقش پر رنگی در تفکرات دینی بشر نداشته و کمتر موجب جدایی فرقه های اسلامی از هم شده است از همین رو عدل الهی در زمره اصول اعتقادی ما قرار گرفت.

    البته باید دانست که اصول مشترکی که بین همه مسلمان ها و حتی ادیان دیگر است که همان اصول دین است سه اصل اساسی توحید نبوت و معاد است و دو اصل امامت و عدل از اصول مذهب شیعه و از مختصات اوست که با این دو اصل از بقیه فرق متمایز است.(5)

    ____________
    (1) ملل و نحل، آیت الله سبحانی، ج 2، ص 332
    (2) فرهنگ فرق اسلامی، محمدجواد مشکور، ص 54.
    (3) آموزش عقاید، آیت الله مصباح یزدی، ص 161.
    (4) فرهنگ فرق اسلامی، محمدجواد مشکور، ص 54.
    (5) ترجمه بدایة المعارف، ج 1، ص 112.


    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۷/۱۷ در ساعت ۰۵:۲۰ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ✿^؟؟^✿بیت المال را جــدی بگیرید!✿^؟؟^✿
    توسط neginsabz در انجمن اخلاق
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۹/۱۲, ۱۴:۰۸
  2. جمع بندی قیامت چه زمانی رخ می دهد؟؟!!
    توسط taslim در انجمن قیامت
    پاسخ: 41
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۶/۲۰, ۰۸:۱۹
  3. سجده به غیرخدا حرام نیست؟؟(سجده برادران به یوسف)
    توسط منتقد کوچولو در انجمن آیات الاحکام
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۷:۵۱
  4. در خدا باوری و دین داری عقل مقدم است یا ایمان؟؟
    توسط paul در انجمن ادیان و فرق در قرآن
    پاسخ: 15
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۲۲:۰۷
  5. چرا افضل اعمال ؟؟
    توسط حکمتی فرد در انجمن مهدویت و امام زمان در قرآن
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۵/۰۴, ۱۱:۰۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود