صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ضوابط و قواعد ترجمه قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    4,100
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    41 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    0
    گالری
    171

    ضوابط و قواعد ترجمه قرآن




    چکيده:
    اين مقاله به بررسي ضوابط ترجمه قرآن مي پردازد. نويسنده در آغاز به تعريف ضوابط ترجمه پرداخته و سپس ضوابط ترجمه را به دودسته تقسيم مي کند.
    1- ضوابط مؤثر در اعتبار ترجمه مثل وجود شرايط خاص در مترجم، دوري جستن از اعمال رأي و رعايت مباني و اصول. 2- ضوابط مؤثر در کمال ترجمه.
    نويسنده در اين راستا از عناوين زير نام مي برد:
    سلاست ترجمه، امانت در ترجمه، جداسازي متن از توضيحات، رعايت علايم سجاوندي، اختصار در ترجمه، نظم در ترجمه، توجه به دلالت آيه، گزينش نزديک ترين معادل،‌انتقال بار عاطفي و سبک بيان، توجه به ارتباط بخش هاي متن، ترجمه نکردن آيات متشابه و حروف مقطعه، چاپ متن قرآن در ترجمه، توضيح در پاورقي.
    مقصود از ضوابط و قواعد ترجمه، قوانين حاكم بر ترجمه است كه رعايت آنها در استوارى و كمال ترجمه موثر است و گاهى عدم رعايت برخى از آنها ترجمه را بى‏اعتبار مى‏سازد.





  2. کانون گفتگوی قرآنی

    کانون گفتگوی قرآنی

    لیست موضوعات جهت اطلاع رسانی

  3. لیست موضوعات تصادفی این انجمن :
  4.  

  5. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    4,100
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    41 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    0
    گالری
    171



    فنّ ترجمه همچون تفسير، داراى ضوابط و قواعد خاص خويش است كه اين ضوابط دو گونه است:

    1) ضوابط موثر در اصل اعتبار ترجمه

    مهم‏ترين اين ضوابط عبارتند از:

    1 - ترجمه قرآن توسط مترجم داراى شرايط انجام گيرد.
    2 - در ترجمه قرآن از ترجمه و تفسير به رأى پرهيز شود.
    3 - در ترجمه قرآن مبانى و اصول آن رعايت شود.

    1
    -
    رعايت نكردن اين ضوابط در ترجمه قرآن، آن را نامعتبر مى‏سازد، چرا كه اگر مترجم داراى شرايط نباشد مثلاً شرايط مفسّر قرآن را نداشته باشد تفسير و ترجمه بدون علم و تخصص مى‏كند كه يكى از مصاديق تفسير به رأى و حرام و ممنوع است. و همين گونه اگر كسى مبانى و اصول ترجمه را رعايت نكند در بيشتر موارد به ورطه ترجمه به رأى مى‏لغزد.
    البته ممكن است بگوييم: هر چند كه همه مترجمان نيكوست كه ضوابط ياد شده را در ترجمه رعايت كنند اما تأثير خاص اين ضوابط مخصوص ترجمه قرآن است. يعنى ممكن است كسى ترجمه به رأى در آثار افلاطون انجام دهد و موجب بى اعتبار شدن ترجمه خويش گردد و كارى غير اخلاقى به شمار آيد. اما اين مطلب حرام شرعى به شمار نيايد، اما در ترجمه قرآن، ترجمه به رأى، همچون تفسير به رأى حرام است چون نسبت دادن چيزى به خدا و نوعى افتراء است.
    دو. ضوابط و قواعد مؤثر در استوارى و كمال ترجمهبيشتر اين ضوابط و قواعد، مخصوص ترجمه قرآن نيست؛ بلكه لازم است كه در تمام ترجمه‏ها رعايت شود، تا ترجمه استوار و دقيق و با كمال‏تر شود، اما رعايت نكردن اين ضوابط موجب بى اعتبارى ترجمه نمى‏شود. البته اين ضوابط و قواعد به صورت حداقلّى و ناخودآگاه توسط همه مترجمان رعايت مى‏شود، ولى رعايت كامل آنها لازم است.

    ویرایش توسط کیمیای محبت : ۱۳۹۲/۱۱/۱۷ در ساعت ۱۷:۰۷


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    4,100
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    41 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    0
    گالری
    171



    برخى از مهم‏ترين اين قواعد و ضوابط عبارتند از:

    1 - سلاست ترجمه (سادگى و روانى):

    ترجمه قرآن بر اساس تعريفى كه از مخاطب آن مى‏شود شكل مى‏گيرد و سطح علمى آن مشخص مى‏شود و سبك‏هاى مختلفى پيدا مى‏كند،2 اما در همه اقسام ترجمه مى‏توان به دو زبان سخن گفت:
    اول: زبان ثقيل، مشكل و پيچيده همراه با اصطلاحات فنى و علمى.
    دوم: زبان ساده، روان و سليس كه براى مخاطب، زودياب و خوش فهم باشد، و بتواند در كوتاه‏ترين زمان و به راحتى پيام كلام را درك كند.
    روشن است كه ترجمه بايد علمى، استوار و صحيح باشد، ولى اين مطالب با رعايت سادگى و روانى و سلاست منافات ندارد.
    آية اللَّه مكارم شيرازى در پى نوشت ترجمه خود، بر روان، گويا و در عين حال دقيق و محكم بودن ترجمه پافشارى مى‏كند و يادآور مى‏شود كه از زبان روزمره توده مردم استفاده كرده است.
    3
    دكتر بى آزار شيرازى نيز «روان بودن» را لازمه هر ترجمه مى‏شمارد.
    4
    برخى نويسندگان نيز نوشته‏اند كه: «از به كارگيرى اصطلاحات علمى و فنى در ترجمه قرآن بايد پرهيز كرد زيرا ترجمه براى عموم است».
    يادآورى: به كار بردن اصطلاحات علمى و فنى در ترجمه براى مخاطبان عام، مناسب نيست، اما اگر سبك ترجمه، سبك فنى و علمى باشد مثلاً ترجمه براى متخصصين خاص (در آيات پزشكى - كيهان‏شناسى - فقهى) انجام گيرد، در اين موارد استفاده از اصطلاحات فنى بدون اشكال بلكه لازم است. البته مناسب است در ابتداى ترجمه اين مطلب گوشزد شود.
    و نيز هيئت علماى الأزهر در مورد ترجمه قرآن تأكيد كرده‏اند كه: «تا آنجا كه ممكن است تفسير (= ترجمه تفسيرى) خالى از اصطلاحات و مباحث علمى باشد؛مگر آنچه را كه فهم آيه مى‏طلبد.
    5

    ویرایش توسط کیمیای محبت : ۱۳۹۲/۱۱/۱۷ در ساعت ۱۷:۰۲


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    12 روز 14 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شرایط عام مترجم :

    این شرایط به دو بخش تقسیم می‏ شود:
    الف: شرایط لازم هر مترجم که در تحقق اصل ترجمه دخالت دارد و نبود آنها به اصل ترجمه ضربه می‏زند. این شرائط عبارتند از:

    آگاهی از زبان مبدأ و مقصد

    صاحبنظران و مولفان ترجمه بر این شرط پافشاری کرده‏اند(1) از جمله آیة اللّه‏ خوئی؛ در مورد شرایط مترجم می‏نویسند: «باید در ترجمه تسلّط و احاطه کامل به لغتی باشد که قرآن از آن به زبان دیگر منتقل می‏شود.»(2)
    البته مقصود از آگاهی و تسلط در اینجا، تسلط بر زبان و قواعد آن بصورت مطلوب و نسبی است نه تخصص ادیبانه(3).
    از این رو برخی صاحب نظران از این شرط این گونه تعبیر کرده‏اند: «تسلّط به زبان و ادبیات سرزمین مادری و ظرایف و ریزه کاری‏های آن.»(4)
    و در مورد ترجمه قرآن آگاهی از لغت عرب، صرف، نحو، معانی و بیان لازم است همانطور که تسلّط نسبی بر ادبیات زبان مقصد مثلاً زبان فارسی برای مترجم فارسی زبان لازم است.


    آگاهی از موضوع ترجمه

    برای ترجمه هر متن شناخت موضوع و ابعاد آن ضروری است و گرنه مترجم در ترجمه اصطلاحات با مشکل جدّی روبرو می‏شود. این شرط مورد تاکید برخی صاحب نظران و مترجمان بنام است.(5) در ترجمه قرآن نیز شناخت قرآن و محتوا و اهداف هدایتگرانه‏ی آن لازم است.

    پرهیز از پیشداوری

    هر مترجم دارای بینش‏های خاص مذهبی، کلامی، فقهی و تفسیری است از این رو در قید پیش فرض‏های ذهنی خود است و با عینک خاص خویش به متنِ موردِ ترجمه، می‏نگرد، البته این پیش فرض‏ها دو دسته هستند:
    اول: پیش فرض‏های ضروری هر متن، که لازم است در ترجمه‏ی آن مورد توجه قرار گیرد. از این پیش فرض‏ها با عنوان «مبانی ترجمه» یاد می‏شود.
    دوم: پیش فرض‏های غیر ضروری، مثل پیش فرض‏های فلسفی، سیاسی، اجتماعی و دیدگاههای شخصی که هر مترجم دارد اما دخالت آنها در متن نه تنها مفید نیست بلکه گاهی زیان‏آور است.
    برای مثال کسی که طرفدار مکتب جبر است و یا کسی که طرفدار اختیار و آزادی مطلق انسان است اگر دیدگاه خود را در ترجمه اعمال کند، موجب می‏شود که برخی آیات از ترجمه واقعی خود دور شوند.
    البته جلوگیری از رسوخ پیش فرض‏ها و دیدگاههای مترجم در ترجمه بسیار مشکل است، ولی مترجم می‏تواند با دقت بیشتر، تاثیر این عناصر را در ترجمه به حداقل برساند.
    آیة اللّه‏ معرفت، مفسّر گرانقدر قرآن در این مورد می‏نویسند: «مترجم باید خود را از هر گونه خواسته‏های درونی که ساخته محیط یا باورهای تقلیدی اوست، آزاد ساخته، صرفا درصدد فهم مفاد آیات بدون هر گونه آرایه باشد.»(6)


    ب: شرایط کمال مترجم

    یعنی شرایطی که برای مترجم لازم است ولی بصورت طبیعی حداقل آن در هر مترجم وجود دارد اما وجود حداکثری آنها موجب کمال ترجمه می‏شود و ارزش ترجمه را بالا می‏برد.

    روشمندی در ترجمه

    در این مورد یوجین نایدا کارشناس کتاب مقدس، می‏گوید: «مترجم نه تنها باید محتوای آشکار پیام را بفهمد بلکه ظرایفی را که از حیث سبک، رنگ و بوی پیام را تعیین کرده است تشخیص دهد(7).
    پس مترجم لازم است قبل از شروع ترجمه روش‏ها و سبک‏ها را بشناسد و روش و سبک خود را مشخص سازد و در آن مسیر حرکت کند. و گرنه ترجمه او ناهمگون و مضطرب می‏شود و گرفتار لغزش‏های روش شناختی می‏گردد.


    توانایی نویسندگی

    هر مترجم لازم است هنر نویسندگی داشته باشد، یعنی مترجم مطالب متن را به زبان مبدأ درک کند سپس آنها را به لباس زبان مقصد در آورد و با قلمی مناسب نگارش و به خواننده عرضه نماید. از این رو لازم است مترجم، نویسنده باشد و قلمی شیوا و روان داشته باشد. و گرنه نمی‏تواند مقصود و پیام متن را به زبان دوم بخوبی منتقل کند.

    تمرین و ممارست

    ترجمه نیاز به تمرین عملی دارد، یعنی آموختن روش‏ها و قواعد نظری ترجمه کافی نیست بلکه لازم است که مترجم، در عمل آزموده شود. بارها بنویسد و لغزش‏های خود را ببیند و اصلاح کند و دوباره بنویسد تا متنی درخور خلق کند و مترجمی توانا شود.
    آیة‏اللّه‏ مشکینی نیز در پایان ترجمه خویش، در شرایط مترجم به نوعی همین مطلب را یاد آور شده‏اند که: «از لوازم موفقیت مترجم، تأمل در ترجمه‏های انجام شده توسط دیگر مترجمان محترم است...باید از تجربه‏های آنان استفاده کرد.»(8)


    اعمال ذوق و سلیقه (هنرمندی در ترجمه)(9)

    ترجمه نیازمند اعمال ذوق و سلیقه است. مترجم، هنرمندی است که با نوآوری و زیبا سازی ترجمه اثری هنری می‏آفریند.
    به عبارت دیگر ترجمه علاوه بر دقت و صحت، لازم است زیبا باشد تا ترجمه‏ای درخور قرار گیرد.
    البته برخی درمورد این شرط مبالغه کرده و نوشته‏اند: «مترجم چیره دست باید به اندازه نویسنده‏ای که اثرش را برای ترجمه برگزیده است ذوق داشته باشد، و یا دست کم ذوقش از نوع ذوق نویسنده اصلی باشد.»(10)


    آگاهی از بار عاطفی واژه‏ ها و جمله ‏ها

    یوجین نایدا، کارشناس کتاب مقدس در مورد شرایط مترجم می‏گوید: «مترجم نه تنها باید محتوای آشکار پیام را بفهمد، بلکه دقایق معانی را نیز باید درک کند، بار عاطفی واژه‏ها را دریابد.»(11)

    مراجعه پیوسته به منابع

    مترجم باید در ترجمه از تکیه بر ذهنیات خودداری کرده و به علم اجمالی نسبت به معانی واژه‏ها و تفسیر آیات بسنده ننموده، بلکه پیوسته به منابع و مآخذ رجوع کند.
    البته این مطلب در ترجمه قرآن و مراجعه به کتاب‏های لغت از اهمیت بیشتری برخوردار است بطوری که برخی مترجمان فریب ظاهر برخی واژه‏های به ظاهر آسان و روشن را می‏خورند و به منابع لغوی برای درک معانی واژه‏ها و ریشه‏یابی آنها مراجعه نمی‏کنند و گرفتار لغزش می‏شوند(12).


    دانستن ضرب المثل‏ها، هرگاه مترجم، دست اندرکار ترجمه متون ادبی باشد

    تذکر: این شرط می‏تواند به آگاهی از موضوع ترجمه باز گردد.

    دانستن اصطلاحات و لغات مربوط، در مورد ترجمه‏ های علمی

    تذکر: این شرط به مبحث آگاهی از موضوع ترجمه باز می‏گردد.

    آشنائی با فرهنگ، آداب، تاریخ و جغرافیای مربوط به مردمی که به آن زبان سخن می‏گویند.


    10ـ آشنائی با سبک‏ شناسی و نقد اصول کلام و جز آن

    تذکر: این شرط نیز می‏ تواند به روشمندی مترجم باز گردد.

    11ـ آشنائی با علوم جنبی نظیر جامعه‏ شناسی، روانشناسی و جز آن(13)

    تذکر: شاید این شرط برای مخاطب‏شناسی لازم باشد ولی حداقل آن کافی است.
    12ـ استاد محمد عبدالغنی حسن در کتاب «فن ترجمه در ادبیات عربی» شرایط دیگری نیز برای مترجم از دیدگاههای مختلف بصورت مفصل آورده است از جمله «قدرت بیان ـ تخصص در ترجمه ـ شناخت موضوع ـ آشنائی و تسلّط ـ انعکاس روح و احساس مؤلّف در ترجمه ـ رام کردن زبان ـ رعایت اسلوب(14).

    پی نوشت:
    1ـ تاریخ ترجمه قرآن در جهان، دکتر جواد سلماسی زاده، ص 12 و اصول و مبانی ترجمه قرآن، علی نجار، ص 31.
    2ـ البیان فی تفسیر القرآن، ص 6 ـ 505.
    3ـ نقش مترجم، ترجمه سعید باستانی، برگزیده مقالات نشر دانش، ص 30.
    4ـ دکتر بهرام طوسی، مقاله «آیا می‏توان فن ترجمه را آموزش داد؟»، مجموعه مقالات کنفرانس بررسی مسائل ترجمه، ص 170.
    5ـ اصول و مبانی ترجمه قرآن، علی نجار، ص 32 و کیهان فرهنگی، مرداد 63، ص 16، احمد آرام.
    6ـ تاریخ قرآن، محمد هادی معرفت، ص 200.
    7ـ نقش مترجم، ترجمه سعید باستانی، برگزیده مقالات نشر دانش، ص 30.
    8ـ ترجمه آیة‏اللّه‏ مشکینی، موخره (سخن مترجم)، ص 613.
    9ـ در تکمیل این بخش از مجله مترجم، ش 10، صفحه‏های 45، 56، 202 و 197 استفاده شد.
    10ـ درباره ترجمه، مقاله یوجین نایدا، ص 24 (ایشان از آقای نابوک Nabokov حکایت می‏کند.)
    11ـ نقش مترجم، ترجمه سعید باستانی، برگزیده مقالات نشر دانش، ص 30.
    12ـ آسیب‏شناسی ترجمه فارسی قرآن کریم در واژه و ساختار، امیر مسعود صفری، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه امام صادق علیه‏السلام ، ص 89.
    13ـ پنج مورد اخیر برگرفته از مقاله «آیا می‏توان فن ترجمه را آموزش داد»، دکتر بهرام طوسی، مجموعه مقالات کنفرانس بررسی مسائل ترجمه، ص 170.
    14ـ فن ترجمه در ادبیات عربی، محمد عبدالغنی حسن، ترجمه دکتر عباس عرب، ص 47 ـ 58.


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    12 روز 14 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شرایط خاص مترجم قرآن

    مترجم قرآن لازم است که شرایط عام ترجمه را دارا باشد، ولی علاوه بر آن لازم است که شرایط ویژه‏ ای نیز داشته باشد، چرا که ترجمه قرآن، یک ترجمه ساده نیست بلکه از طرفی ترجمه کلام خداست و دقت‏ ها و شرایط خاص خود را می‏ طلبد و از طرف دیگر ترجمه قرآن با تفسیر پیوند خورده و شرایط ویژه دارد.

    1ـ دارا بودن شرایط مفسّر قرآن

    از آنجا که ترجمه قرآن نوعی تفسیر است و درصدد بیان معانی آیات و مقاصد آنهاست، از این رو لازم است که مترجم قرآن تمام شرایط مفسر قرآن را داشته باشد. از جمله:
    ـ آگاهی از ادبیات عرب، برای فهم ظاهر کلام الهی در قرآن.
    ـ آگاهی از سنت پیامبر(ص) و اهل بیت علیهم‏السلام و علوم مرتبط آن مثل رجال، درایة و فقه الحدیث، برای بدست آوردن قرائن نقلی در ترجمه و تفسیر آیات.
    ـ آگاهی از برهان‏ ها و حکم‏ ها و قرائن عقلی برای تفسیر و ترجمه آیات متناسب با آنها.
    ـ آگاهی از علوم قرآن، برای تشخیص آیات مکی و مدنی، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و...
    ـ آگاهی از شأن نزول آیات، برای فهم قرائن تاریخی و جغرافیایی که در تفسیر و ترجمه آیه تأثیر دارد.
    ـ آگاهی از علوم تجربی برای فهم آیاتی که اشارات علمی دربردارد. البته با رعایت شرایط خاص تفسیر علمی و به دور از تحمیل نظریه‏ های علمی بر قرآن.
    ـ آگاهی از علم اصول الفقه، برای بدست آوردن قواعد عرفی و عقلائی محاوره در فهم آیات.
    ـ آگاهی از علم فقه، برای فهم و ترجمه و تفسیر آیات الاحکام.
    ـ آگاهی از تاریخ قبل از اسلام (تاریخ جاهلیت) و تاریخ اسلام، برای بدست آوردن قرائن تاریخی که در فهم آیات تأثیر دارد.
    ـ مراجعه به تفاسیر گذشتگان برای بدست آوردن قرائن و دیدگاههای مفسران در تفسیر آیه.
    ـ آگاهی از تاریخ ادیان و کتاب مقدس (تورات و انجیل و ملحقات آنها) برای فهم انحرافات آنها و بدست آوردن قرائن لازم در اشارات آیات قرآن به یهود و مسیحیت و ادیان دیگر، (بدون ورود در اسرائیلیات)(15).
    تذکر1: شاید بتوانیم که برخی از موارد فوق را به آگاهی مترجم از زبان مبدأ و موضوع ترجمه بازگردانیم، ولی از آنجا که این موارد، جزئی از شرایط مفسر و مترجم نیز هست در اینجا یکباره شماره کردیم.
    تذکر2: روشن است که وجود هر کدام از موارد فوق در مترجم، در ترجمه او تأثیر مثبت دارد و عدم هر کدام از آن موارد تأثیر منفی در ترجمه دارد. بلکه ترجمه قرآن بدون داشتن این موارد، منتهی به ترجمه به رأی می‏ شود که نوعی تفسیر به رأی است. چون اقدام به ترجمه و تفسیر قرآن بدون علم و بدون توجه به قرائن عقلی و نقلی می‏شود که از مصادیق بارز تفسیر به رأی است.
    برخی صاحبنظران بصورت پراکنده به شرط فوق و موارد آن اشاره کرده‏اند که در ذیل می ‏آید:
    آیة‏اللّه‏ خوئی در مورد شرایط ترجمه قرآن می‏ نویسند:
    «در ترجمه قرآن، فهمیدن قرآن شرط است و فهم آن منحصر در امور سه گانه زیر است:
    1- مفهوم لفظی که عرب فصیح از ظاهر آن می‏فهمد.
    2- حکم عقل و فطرت سالم.
    3- تفسیری که از معصوم رسیده است.»(16)
    آیة‏اللّه‏ معرفت در مورد شرایط مترجم می‏نویسند: «باید دانش دینی مترجم در حدی باشد که بتواند قبل از ترجمه هر آیه‏ای به تفاسیر معتبر مراجعه کند و به آنچه خود در آغاز از آیه استنباط می‏کند اکتفا نکند.»(17)
    و نیز ایشان در جای دیگر می‏ نویسند: «و من ثمّ یجب ان تتوفّر فی المترجم صلاحیة هذا الشأن بالاحاطة الکاملة علی مزایا اللغتین الکلامیة، واقفا علی اسرار البلاغة و البیان فی کلتا اللغتین، عالما بمواضع نظرات صاحب المقال الاصل، عارفا بالمستوی العلمی الذی حواه الکلام الاصل، قادرا علی افراغ تمام المعنی و کماله ـ بممیّزاته و دقائقه ـ فی قالب آخر یحاکیه و یماثله جهد الامکان.»(18)
    هیئتی از علمای الازهر به ریاست مفتی بزرگ مصر در مورد ترجمه قرآن تشکیل شد سپس روش ترجمه تفسیری را مورد تایید قرار داد ودر این مورد دستورالعملی صادر کرد که در بخشی از آن آمده است:
    1- اسباب النزول را بعد از بحث از صحت آن ذکر کنند وبرای فهم آیه از آن کمک بگیرند.
    2- اول هر سوره نوشته شود که آن سوره مکّی است یا مدنی، یا چه آیه‏ای در آن سوره مکی و چه آیه‏ای مدنی است.
    3- تا آنجا که ممکن است تفسیر (ترجمه تفسیری) خالی از اصطلاحات و مباحث علمی باشد مگر آنچه را که فهم آیه می‏ طلبد.(19)
    یکی از نویسندگان معاصر در مورد شرایط مترجم می‏نویسد: «با توجه به اینکه ترجمه از تفسیر مشکل‏تر است، مترجم قرآن کریم باید صاحب بینش تفسیری مخصوصا تفسیر المیزان و سایر تفاسیر باشد که بتواند قبل از ترجمه هر آیه‏ای به تفاسیر معتبر مراجعه کند و به آنچه خود در آغاز از آیه استنباط می‏کند اکتفا نکند.»(20)
    و در جای دیگر علم اشتقاق، صرف، نحو، علوم بلاغی، علم قرائات، کلام، اصول الفقه، اسباب النزول و قصص، ناسخ و منسوخ، تفسیر، الدرایة و فقه الحدیث، تاریخ و آگاهی از علم فقه و سایر علوم جنبی را از پیش نیازهای ترجمه برمی‏ شمارد(21).
    آیة‏اللّه‏ مشکینی نیز در مؤخره ترجمه قرآن خویش، به بیان شرایط مترجم پرداخته است(22).

    پرهیز از ترجمه به رأی :

    همانطور که گذشت ترجمه قرآن نوعی از تفسیر است و تفسیر به رأی جایز نیست بلکه از گناهان کبیره است.(23) یعنی مترجم قرآن نمی‏تواند بدون توجه به قرائن عقلی و نقلی به ترجمه قرآن بپردازد.
    این مطلب یکی از مبانی تفسیر و ترجمه قرآن نیز هست و رعایت آن شرط مترجم قرآن است و گرنه ترجمه او معتبر نخواهد بود.
    آیة اللّه‏ خوئی، در این مورد می‏نویسند: «نظریات شخصی که بعضی مفسّرین در تفاسیرشان می‏آورند، از این موازین (ظاهر لفظ ـ حکم عقل ـ روایات) خارج است و آن از تفسیر به رأی است و از اعتبار ساقط می‏باشد و سزاوار نیست که مترجم و مفسّر به آن اتّکال پیدا کند.»(24)
    آیة اللّه‏ مشکینی نیز می‏گوید: «صرف برگرداندن لغتی به لغت دیگر در ترجمه کفایت نمی‏کند بلکه سبب خطا و اشتباه می‏گردد.»(25)
    دکتر ذهبی در مورد شرایط مترجم در ترجمه تفسیری، استقلال به رأی در فهم معانی قرآن را مطرح می‏کند:
    «اول: مترجم دارای شرایط تفسیر باشد. اما هنگامی که استقلال به رأی در فهم معانی قرآن داشته باشد و یا بر تفسیری تکیه کند که از اصول معتبر اخذ نشده باشد ترجمه او جایز و معتبر نیست.
    دوم: مترجم از میل به عقاید منحرف و مخالف قرآن دور باشد.»(26)

    طهارت روحی و رعایت آداب و اخلاق و احکام :

    دکتر بی آزار شیرازی نیز در این مورد به آیه لا یَمَسُّهُ اِلا الْمُطَهَّرُونَ(27) استناد جسته و می‏ گوید: «در ترجمه قرآن نیز طهارت و تقوا و لطف و توفیق الهی شرط اساسی درک حقایق متن قرآن و انتقال آن به زبان مقصد است.(28)
    یوجین نایدا، سرپرست موسسه ترجمه کتاب مقدس به زبان‏های دنیا، می ‏نویسد: «در ترجمه کتاب مقدس، بسیاری از مترجمان برجسته، ضرورت اتکال بر لطف و عنایت الهی را به عنوان شرط اساسی ترجمه برای مترجم مورد تاکید قرار داده‏اند. مترجمانی چون جروم، واپکلیف، لوتر، تیندال و فردریک سی، گرانت، بارها به این اتّکال اشاره کرده‏ اند.»(29)
    تذکر: البته رعایت این شروط برای مترجم قرآن سزاوار است ولی شرط تحقق ترجمه قرآن نیست بلکه شرط کمال ترجمه است.

    کار گروهی در ترجمه قرآن :

    ترجمه قرآن دارای ابعاد مختلف است که تخصص در تمام ابعاد آن معمولاً برای یک نفر ممکن نیست و یا توجه به تمام ابعاد ادبی، علوم قرآنی، تفسیری، زبان شناختی زبان قرآن و زبان مقصد و... از عهده یک نفر ساخته نیست.
    از این رو لازم است که ترجمه قرآن توسط گروهی متخصص صورت گیرد و از حالت فردی خارج شود.
    نخستین کار گروهی در ترجمه و تفسیر قرآن، از علمای ماوراء النهر (بین سال‏های 350 ـ 365) گزارش شده است، که به دستور منصور بن نوح سامانی، تفسیر طبری به فارسی ترجمه شد.(30)
    البته این ترجمه در حقیقت ترجمه تفسیر است نه ترجمه خالص قرآن.
    سپس از ترجمه قرآن زین العابدین رهنما یاد شده که ترجمه خود را برای صد و پنجاه نفر از شخصیت‏های اسلامی فرستاد و نظر سنجی کرد، ولی همانطور که نویسنده اعتراف کرده، جمعی بودن این ترجمه چندان روشن نیست.(31)
    بنابراین در حقیقت اولین ترجمه جمعی قرآن بصورت رسمی توسط نگارنده و جمعی از قرآن پژوهان انجام گرفت که در سال 1383 ش منتشر شد.
    برخی صاحبنظران در عصر ما به این مهم توجه کرده و این کار گروهی را پیشنهاد کردند.
    از جمله آیة‏اللّه‏ معرفت در مورد شرایط ترجمه و مترجم بر این مطلب تاکید می‏کند که ترجمه زیر نظر هیأت متخصصی باشد که به علوم مختلف اشراف کافی داشته باشند. تا متن مترجم از خطا و انحراف مصون باشد.(32)
    اینان برآنند که: «ترجمه بی غلط یک رؤیاست»(33) و هیچ کس به تنهایی از عهده ترجمه قرآن بر نمی‏آید، و ترجمه آکادمیک از قرآن یک ضرورت است.(34) چرا که ترجمه قرآن نیاز به بیست نوع دانش و فن دارد که هر کدام از آنها از عهده یک فرد برنمی‏آید، و نیاز به کار گروه‏های سه تا پنج نفری با تخصص‏هایی از این قبیل دارد:
    گروه سرپرست، گروه مشاوران، گروه علوم وفنون قرآنی، گروه تاریخ صدر اسلام، گروه صرف ونحو و اشتقاق، گروه لغت و مفردات قرآن، گروه کتاب‏شناسی قرآن، گروه متخصص حدیث، گروه متخصص در زبان و ادبیات عرب، گروه متخصص در زبان و ادبیات فارسی، گروه متخصص در ترجمه و زبان‏شناسی، گروه متخصص در فقه مذاهب اسلامی، گروه متخصص در علم کلام، گروه متخصص در تفسیر، گروه متخصص در کتاب مقدس، گروه ویراستاران ترجمه‏های قرآن، گروه مقابله گران با چند ترجمه منتخب، گروه تهیه و تدوین، گروه آماده سازی ترجمه نهایی برای تولید، گروههای متخصص در علوم طبیعی (طب القرآن، طب روحانی قرآن، باستان‏شناسی قرآن، جامعه‏شناسی قرآن، سنن تاریخی قرآن، جغرافیای تاریخی قرآن، سبک‏شناسی قرآن، 21. گروه متخصص در اصول الفقه مذاهب مختلف اسلامی)، گروه متخصص در زبان‏های دیگر (انگلیسی، فرانسه، آلمانی، روسی) برای مقابله ترجمه نهایی، گروه پنجاه نفری از خوانندگان پیشتاز.(35)

    ترجمه همراه با تفسیر و متن قرآن باشد :

    آیة اللّه‏ معرفت در مورد شرایط ترجمه می‏نویسند: «لازم است متن ترجمه شده قرآن کنار متن عربی قرار بگیرد تا مراجعه کننده در صورت مواجه شدن با اشکال بدان مراجعه کند و این توهم پیش نیاید که ترجمه می‏تواند جای قرآن را بگیرد.»(36)
    دکتر ذهبی در مورد شرایط مترجم قرآن می‏نویسد: «رابعا: ان یکتب القرآن اولاً، ثم یوتی بعده بتفسیره، ثم یتبع هذا بترجمته التفسیریه حتی لایتوهم متوهم ان هذه الترجمه ترجمة حرفیة للقرآن.»(37)

    پی نوشت:
    15ـ در مورد شرایط مفسر نک: الاتقان فی علوم القرآن، سیوطی، ج 2، ص 213 ـ 215 و درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، از نگارنده، ص 61 به بعد و تفسیر صحیح آیات مشکل قرآن، جعفر سبحانی، ص 292 به بعد.
    16ـ البیان فی تفسیر القرآن، ص 505.
    17ـ تاریخ قرآن، ص 200.
    18ـ التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، ج 1، ص 116.
    19ـ مجله الازهر، ش 70، ص 8 ـ 649 و مناهل العرفان، زرقانی، ج 2، ص 65.
    20ـ اصول و مبانی ترجمه قرآن، علی نجار، ص 31.
    21ـ ر. ک. همان، ص35 ـ 38.
    22ـ ر. ک. ترجمه قرآن آیة‏اللّه‏ علی مشکینی، موخره (سخن مترجم)، ص 612 ـ 613.
    23ـ عن رسول اللّه‏ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله : من قال القرآن برأیه فلیتبوء مقعده من النار (سنن ترمذی، ج 5، ص 199) عن الرضا7 عن آبائه... قال اللّه‏ جل جلاله: ما آمن بی من فسّر برأیه کلامی (عیون الاخبار الرضا علیه‏السلام ، صدوق، ج 1، ص 116).
    24ـ البیان فی تفسیرالقرآن، ص 505.
    25- ترجمه قرآن آیة‏اللّه‏ مشکینی، موخره (سخن مترجم)، ص 612 ـ 613.
    26ـ التفسیر و المفسرون، ج 1، ص 29 ـ 30.
    27ـ واقعه / 79.
    28ـ قرآن ناطق، ج1، ص2 ـ 361.
    29. درباره ترجمه، مقاله «Toward ascience of Translation» اثر یوجین نایدا، ص 25.
    30ـ ترجمه تفسیر طبری، به اهتمام حبیب یغمائی، ج1، ص5.
    31. پیوست‏های ترجمه قرآن، بهاء الدین خرمشاهی، چاپ دوم، ص629، رحلی.
    32. تاریخ قرآن، محمد هادی معرفت، ص199 و 200.
    33. مجله بیّنات، مقاله رؤیای ترجمه بی غلط قرآن، بهاءالدین خرمشاهی، سال اول، ش3، ص64.
    34. همان، ش 1، ص 77 مقاله ضرورت ترجمه آکادمیک از قرآن، دکتر احمد احمدی.
    35. قرآن ناطق، ج1، ص5 ـ 94 و فصلنامه حوزه و دانشگاه، سال دوم، ش5، ص66 و پیوست‏های ترجمه قرآن، بهاءالدین خرمشاهی، ص629 ـ 630، رحلی، چاپ دوم و اصول و مبانی ترجمه قرآن، علی نجار، ص33.
    36. تاریخ قرآن، محمد هادی معرفت، ص 200.
    37. التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، ج 1، ص 30.
    ویرایش توسط تذکره : ۱۳۹۲/۱۱/۱۸ در ساعت ۰۰:۴۲


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    4,100
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    41 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    0
    گالری
    171



    2 - امانت در ترجمه:

    ترجمه مطلوب، ترجمه پايبند است، يعنى محتوا و ظرايف لفظى كلام، به صورت كامل در ترجمه منعكس شود، و كم و زياد نگردد.
    به عبارت ديگر مترجم بر اساس ديدگاه و گرايش‏هاى كلامى، سياسى و... در ترجمه عمل نكند و ترجمه قرآن را آئينه افكار و سليقه‏هاى شخصى خويش ننمايد. و به بيان حسنين هيكل نويسنده مصرى در هنگام ترجمه، تأليف جديد نكند.
    البته گاه براى فهماندن بهتر معناى كلام، مترجم ناچار مى‏شود كه برخى مطالب را به ترجمه بيفزايد كه در اين موارد آنها را در داخل پرانتز يا كروشه مى‏گذارد تا با متن اصلى مخلوط نشود.

    و نيز برخى مترجمان ممكن است مطالب جزيى (مثل حروف عطف و...) را از زبان مقصد حذف كنند يا معادلى براى آن نيابند كه در اين موارد لازم است اين مبنا و مطلب را در مقدمه ترجمه اعلام كنند. و موارد ترجمه ناشده را در فهرستى جداگانه اعلام نمايند.

    يكى ديگر از نمادهاى امانت در ترجمه، اعلام منابع و متون مورد استفاده در ترجمه است. استفاده از متن ترجمه‏هاى ديگر و تجربيات آنها امرى طبيعى و ضرورى است ولى اعلام نكردن آنها در مقدمه يا انكار آنها، امرى خلاف اخلاق و اصل امانت دارى است. و گاهى نوعى سرقت علمى به شمار مى‏آيد.


  10. تشکر


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    4,100
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    41 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    0
    گالری
    171



    3 - جداسازى متن ترجمه از توضيحات اضافى:

    يكى از قواعد ترجمه، جداسازى متن از توضيحات به وسيله پرانتز يا علائم مشابه است، تا خواننده بتواند ميان كلام الهى و كلام مترجم تفاوت بگذارد و اشتباه نشود.

    مثال: «وَمَا يَعْلَمُ تأويلهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» (آل عمران/7)

    فيض الاسلام: «در حالى كه (كسى) جز خدا و راسخون يعنى استواران و توانايان در علم و دانش (پيغمبر و ائمه معصومين صلوات اللَّه عليهم اجمعين) تأويل و معناى آيات متشابه را نمى‏دانند.»

    مثال ديگر: «فَمن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِن بِاللَّهِ» (بقره /256)

    فيض الاسلام: «پس كسى كه به طاغوت يعنى به هر معبود و پرستيده شده‏اى جز خدا كافر شود. و به خدا ايمان آورد».
    مثال ديگر: «هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ» (بقره/29)

    بهبودى: «او همان خدايى است كه نعمتهاى زمين را براى مهمانى شما مردم آفريد سپس به سوى آسمان پركشيد و گازهاى آسمانى را در قالب هفت پيكر آسمانى پيراست...»

    در اين مثال‏ها لازم بوده كه مواردى كه توضيح مترجم است در پرانتز گذاشته مى‏شد و از متن جدا مى‏گشت.


  12. تشکر


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    4,100
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    41 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    0
    گالری
    171



    4 - رعايت علائم نگارشى و سجاوندى (ويرايش):

    يكى از قواعد ترجمه در عصر حاضر، رعايت علائم نگارشى مانند ويرگول، نقطه، پرانتز، كروشه و...، بر اساس كاربردهاى صحيح هر كدام و يا اعلام موارد كاربرد توسط مترجم است.

    عدم رعايت اين قاعده موجب لغزش در فهم ترجمه يا ابهام آن مى‏شود، از اين رو ضرورت ويرايش ترجمه روشن‏تر مى‏شود.

    مثال: «قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ» (بقره/217)
    فولادوند: بگو: «كارزار در آن، گناهى بزرگ و [بازداشتن از] راه خدا.»

    در اين ترجمه واژه «گناهى» اضافه مترجم است كه لازم است داخل پرانتز قرار گيرد ولى قرار نگرفته است و واژه «بازداشتن» معادل «صدّ» است كه در متن آيه است و لازم است بيرون از كروشه باشد.

    مثال ديگر: «إنّ الَّذيِنَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ ءَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لاَيُؤْمِنُونَ» (بقره/6)
    فولادوند: در حقيقت كسانى كه كفر ورزيدند - چه بيمشان دهى، چه بيمشان ندهى - برايشان يكسان است؛ [آنها ]نخواهند گرويد.»

    در اين ترجمه جمله «چه بيمشان دهى و چه بيمشان ندهى» بعنوان جمله معترضه آمده است در حالى كه جزء اصلى جمله است.
    مثال ديگر: «خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَ عَلَى سَمْعِهِمْ وَ عَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ» (بقره/7)

    معزّى: «مهر نهاد خدا بر دلهاشان و بر گوش ايشان و برديدگان ايشان پرده‏اى».
    در اين ترجمه لازم بود كه بعد از «برگوش ايشان» ويرگول آيد سپس جمله «و بر ديدگان ايشان پرده‏اى» آيد تا معلوم شود كه پرده مربوط به چشم‏ها است.

    از طرف ديگر زياده روى در استفاده از علائم نگارشى نيز گاه خسته كننده است و لزومى ندارد:

    مثال: «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماوَاتِ وَ الأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمُ» (توبه /36)

    فولادوند: در حقيقت، شماره ماه‏ها نزد خدا، از روزى كه آسمانها و زمين را آفريده، در كتاب ]علم[ خدا، دوازده ماه است، از اين [دوازده ماه]، چهارماه، [ماه] حرام است.

    در اين ترجمه كه بخشى از آيه است علامت «كاما و كاما نقطه» هفت بار تكرار شده است كه لزومى ندارد.

    ویرایش توسط کیمیای محبت : ۱۳۹۲/۱۱/۱۸ در ساعت ۱۷:۳۷

  14. تشکر


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    4,100
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    41 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    0
    گالری
    171



    5 - اختصار در ترجمه:

    يكى از تفاوت‏هاى ترجمه و تفسير، مختصر بودن ترجمه و مفصل بودن تفسير است. البته در ترجمه تفسيرى (= ترجمه آزاد) برخى توضيحات ضرورى در پرانتز اضافه مى‏شود. اما نبايد اين مطلب به حد افراط برسد به طورى كه ترجمه به اندازه يك تفسير، مفصل شود؛ همان‏طور كه گاه در ترجمه مرحوم فيض الاسلام ديده مى‏شود. رعايت اين قاعده، مرز ترجمه و تفسير را مشخص و روشن مى‏سازد.

    البته در اينجا لازم است به دو نكته توجه شود:

    اول اينكه مترجم تلاش نمايد (بويژه در روش ترجمه تفسيرى آزاد) كه دخالت عناصر تفسيرى را به حداقل برساند و از توضيحات اضافى بكاهد.

    دوم اينكه هرگاه اختصار كلام با روان بودن ترجمه در تعارض بود، روان بودن و خوش فهم بودن ترجمه را بر اختصار مقدم دارد و ترجمه را همراه با توضيحات كوتاه داخل پرانتز و... بياورد.


  16. تشکر


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    4,100
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    41 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    0
    گالری
    171



    6 - نظم و همگونى در ترجمه:


    معادل يابى در ترجمه كارى لازم، دقيق و طاقت فرساست، و همسان سازى معادل‏هاى كلمات كارى دشوارتر است، ولى به هر حال ضرورى است، چرا كه اين همسان سازى، نظم كلمات و آيات و همگونى آنها را در ترجمه منعكس مى‏سازد. و يكى از نقدهايى كه معمولاً به ترجمه‏ها زده مى‏شود عدم رعايت اين قاعده است.
    بنابراين در تركيب‏ها و جمله‏ها و كلمات مشابه، لازم است كه از پيش معادل‏يابى دقيق انجام شود و بر اساس آن سراسر ترجمه عمل و يكسان سازى شود.
    مثال: واژه «انّ» در فارسى حدود 12 معادل دارد: همانا، بدرستى، براستى، در حقيقت، در واقع، به تحقيق، هر آينه، قطعاً، حتماً، بى شك، بى ترديد، البته.
    مترجم قرآن وظيفه دارد كه از قبل معادل «انّ» را انتخاب كند يا اگر براساس كاربردهاى مختلف آن چند معادل انتخاب مى‏كند، اعلام نمايد، تا نظم همگونى كلمات و آيات در ترجمه منعكس و روشن شود.
    براى مثال: انّ + لام تأكيد = قطعاً (مثل هود /9 و 10) و لام تأكيد = حتماً (مثل هود /118).
    برخى نويسندگان با طرح «يكسانى و هماهنگى ترجمه قرآن»، ابعاد آن را اين گونه برشمرده است:
    الف: يكسانى در ترجمه اسم‏ها و فعل‏ها (مثل: حكيم، حليم، غفور...)
    ب: يكسانى در ترجمه حروف (مثل: من بعضيه، كم استفهامى، لام جحود و...)
    ج: يكسانى در ترجمه تعبيرها و تركيب‏هاى مشابه (مثل: متاع الحيوة الدنيا...)
    د: يكسانى در ترجمه جملات مشابه (مثل: ثم استوى على العرش و...)
    ه: يكسانى در ترجمه آيات مشابه (مثل: فباى آلاء ربكما تكذبان...)
    و: يكسانى در ترجمه ساخت‏هاى نحوى قرآن (مثل مفعول له، جمله حاليه و...)
    ز: يكسانى در ترجمه الگوهاى بيانى (مثل هل عسيتم -ها انتم هؤلاء...)
    ح: يكسانى در تقديرهاى مترجم و ويرايش و نثر ترجمه.(6)
    مثال: «وَ لاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذينَ ظَلَمُوا إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ» در ترجمه الهى قمشه چند گونه ترجمه شده است (هود /37) «و درباره ستمكاران كه البته بايد غرق شوند ديگر سخن مگوى»
    )مومنون /27): «و به شفاعت ستمكاران )حتى فرزند نااهلت) با من سخن مگو (و تقاضايى مكن) كه البته آنها بايد همه غرق شوند.»
    مثال ديگر: «بالبينات و الزّبر»: در ترجمه شاه ولى اللَّه محدث دهلوى چند گونه ترجمه شده است:
    (آل عمران/184) «حجت‏ها و صحيفه‏ها»
    (نحل /44) «دلائل و كتاب‏ها»
    (فاطر /25) «نشانه‏هاى واضح و نامه‏هاى الهى»
    تذكر: البته در مورد معادل يابى لازم است به وجوه و نظائر و مترادف‏ها توجه ويژه شود.

    ویرایش توسط کیمیای محبت : ۱۳۹۲/۱۱/۱۹ در ساعت ۲۱:۴۱

  18. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود