صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بانو مجتهده امین

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    1,461
    صلوات
    1390
    تعداد دلنوشته
    23
    مورد تشکر
    14 پست
    حضور
    20 روز 17 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بانو مجتهده امین




    زندگی نامه عارفه عالمه بانو امین(ره)
    حاجيه خانم سيده نصرت بيگم امين معروف به بانوی مجتهده اصفهانی نصرت امين در سال 1265 هجرى شمسى در شهر اصفهان ديده به جهان گشود. از چهار سالگى به مكتبخانه رفت تا به فراگيرى قرآن و زبان فارسى بپردازد و اين زمانى بود كه در زمينه تحصيل علوم و معارف دينى بالاتر از سطح روخوانى قرآن هيچ مجال و زمينه اى براى حضور زنان نبود؛ بخصوص در سالهاى 1280 به بعد كه تحصيل علم براى پسران هم آسان و ميسر نبود تا چه رسد به دختران. او در 15 سالگى به ازدواج و همسرى پسر عمويش درآمد.
    اما زندگى خانوادگى و تربيت فرزندان در فراگيرى دانش او اثرى نگذاشت و آن چنان در جهت كسب علوم دينى از خود جديت نشان داد كه موافقت و مساعدت اطرافيان بويژه همسر خويش را براى ادامه تحصيلات در علوم دينى، فقه و اصول و زبان عربى به دست آورد و همزمان به فراگيری حکمت و فلسفه مبادرت ورزيد. در اين زمان او بيست ساله بود.
    مهمترين استاد ايشان كه فقه و اصول و حكمت را به وى آموخت، آيت الله نجف آبادى بود. بانو امين از زمان كودكى كه اهل ذوق و تفكر و تدبر در موجودات و آثار حق تعالى و از عشاق پروردگار كريم بود، در حين تحصيل حكمت به كشف و شهود نيز نائل مى گرديد و در اين رابطه بهترين سند و گواه آثار تفسيرى ايشان كتاب اربعين الهاشميه و نيز نفحات الرحمانيه است.

    ویرایش توسط mohaddese18 : ۱۳۹۲/۱۱/۲۶ در ساعت ۲۱:۴۸
    امام صادق(ع):همانا مومن گناهی می کند و پس از بیست سال به یادش می آید. پس،از خدا راجع به آن گناه آمرزش می خواهد و خداوند بیامرزدش و هر آینه این امر توفیقی از جانب خدا برای اوست که او را مورد لطف و بخشش خویش قرار دهد. و همانا کافر گناهی می کند و همان ساعت آنرا فراموش می کند.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    1,461
    صلوات
    1390
    تعداد دلنوشته
    23
    مورد تشکر
    14 پست
    حضور
    20 روز 17 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درخشندگی در علم و عمل

    وی همواره بر طریق تحصیل علم، تهذیب و خود سازی و عرفان و مراقبت از خود بود تا اینکه در چهل سالگی نور اجتهاد در وجودش آشکار شد و با انتشار اولین کتاب به نام اربعین هاشمیه به زبان عربی که در آن چهل حدیث را در زمینه های مختلف کلامی، فلسفی، فقهی، اصولی و اخلاقی بسیار عمیق و زیبا تجزیه و تحلیل نموده

    و نظریه های بدیعی را مطرح نموده، نام ایشان در جوامع علمی مخصوصاً حوزه علمیه نجف زبانزد خواص گردید و کتاب اربعین در نظر علما و اندیشمندان بسیار ارزشمند و عمیق جلوه گر شد و علماء از آن استقبال شایانی کردند به طوری که آیت الله آقا سید محمد علی نجف آبادی استاد معقول و منقول ایشان در تأیید تشویق علمای نجف فرموده بود:
    «بانو امین (ره) هر چه در این کتاب نوشته اند از تراوشات فکری خودشان بوده است و ربطی به تعلیمات من ندارد.»
    از آن موقع مراجعات و پرسش ها از ایشان از اطراف و اکناف آغاز شد و علماء در صدد بر آمدند تا از او امتحان اجتهاد بگیرند و بدین ترتیب حاجیه خانم امین در مقام اولین مجتهده عصر خود قرار گرفت و تعدادی از بزرگان به وی اجازه اجتهاد دادند، همانند آیت الله شیخ محمد رضا نجفی، آیت الله شیخ محمد کاظم شیرازی، آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، آیت الله میرزا آقا اصطهباناتی و آیت الله شیخ مرتضی مظاهری و بعد از مدتی از طرف ایشان به برخی علما اعطای اجازه شد مانند:
    آیت الله سید شهاب الدین حسینی مرعشی نجفی، علامه سید عباس حسینی کاشانی صاحب معجم اعلام الشیعه، علامه شهید حاج سید محمد علی قاضی طباطبائی، علامه شیخ عبدالحسین امینی صاحب الغدیر، علامه خبیر سید محمد علی روضاتی، علامه شیخ عبد الله سبیتی صاحب کتاب تحت رایه الحق،حجه الاسلام شیخ زهیر الحسون، عالمه فاضله زینت السادات همایونی و...
    شیخ عبدالله سبیتی نویسنده عراقی در رابطه با کتاب اربعین و عظمت بانو می گوید: «کتاب اربعین هاشمیه در نزد من به مثابه رساله دکتری می باشد و الان ما شناختیم مقام این بانوی سیده را در علوم اسلامی، چه در مباحث معقول و چه منقول، همانا این فاضله به این مراتب عالی از علم رسیده در حالی که هرگز به مدرسه ای خارج از خانه نرفت و همواره در چهار دیواری خانه بود و متصل به اساتیدی غیر از اساتیدی که به خانه ایشان می آمدند نبود ....»
    بانوی عالمه (ره) پیرامون این دوران چنین می نویسد:
    «موقعی که عمرش به چهل رسید قوه استنباط احکام از روی دلائل تفصیلی برایش حاصل شد پس از بعضی علماء اعلام درخواست اجازه، اجتهاد نمود. بعد از آن که او را در بعضی مسائل اصول و فروع آزمایش نمودند، به او اجازه دادند تا به آنچه که خود بر طبق روش های رایج بین بزرگان، استنباط نموده عمل کند و نیز به او اجازه دادند که روایاتی را که به استناد طرق خاص به ائمه (علیهم السلام) می رسد و صحیح است، از آنها نقل کند.
    در چنین موقعی از حضیض تقلید به اوج اجتهاد و از ذلت تبعیّت، به عزت استقلال رسید و در معرفت مبدأ و معاد، جامع دو کمال خویش در حد امکان گردید. بعد از این مرحله مشتاق شد که بعضی از اندوخته های ذهنش را به دیگران برساند، پس به تألیف و تصنیف مشغول شد.
    او دارای تألیفات مختلفی است که از آن جمله استاربعین الهاشمیه، مخزن اللئالی فی فضیلة مولی الموالی، سیر و سلوک در روش اولیاء و طریق سیر سعدا، معاد یا آخرین سیر بشر، اخلاق و راه سعادت»

    یادنامه بانوی مجتهده، ص 14

    بانوی نمونه، ص 106

    مقدمه النفحات الرحمانیه، ص 11 و 12

    نام چهار کتاب دیگر ایشان در این نوشته ذکر نشده که عبارتند از روش خوشبختی، النفحات الرحمانیه، جامع الشتات و مخزن العرفان که تفصیل آن در بررسی آثار ایشان می آید.

    ترجمه نوشته استاد زندگانی بانوی ایرانی، ص 274 و 273


    امام صادق(ع):همانا مومن گناهی می کند و پس از بیست سال به یادش می آید. پس،از خدا راجع به آن گناه آمرزش می خواهد و خداوند بیامرزدش و هر آینه این امر توفیقی از جانب خدا برای اوست که او را مورد لطف و بخشش خویش قرار دهد. و همانا کافر گناهی می کند و همان ساعت آنرا فراموش می کند.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    1,461
    صلوات
    1390
    تعداد دلنوشته
    23
    مورد تشکر
    14 پست
    حضور
    20 روز 17 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوران کهولت و پیری
    بانو امین (ره) اگر چه به جهت محفوظ بودن و مصونیت از تعرض جوّ آلوده زمان خود و همین طور تهاجم غربی و کشف حجاب رضا خانی اکثر دوران جوانی خود را در خانه سپری کرد و همه تحصیلات خود را در آنجا گذراند ولی با تلاش شبانه روزی، در صدد رسیدن به غنای علمی و کمالات عرفانی و فرهنگ سازی بود. او به اصل و اساس دین توجه داشت و نجات جامعه خصوصاً بانوان و قرار دادن آنها در مسیر دین و معرفت الهی از دغدغه های مهم او بود. بر همین اساس بعد از گذارندن دوران رسیدن به کمالات علمی و معنوی وارد عرصه تألیف، تصنیف، تبلیغ، تربیت شاگرادن و فعالیت های فرهنگی و اجتماعی شد و در این راه همواره، از امدادهای الهی و کمک های غیبی بهره مند بود.در مصاحبه با ايشان مي گويند :
    «آنچه در علوم و معنویات، غیر از بحث الفاظ فهمیده ام بیشتر از همین راه ها بوده و در نوشته هایم کمتر از امور خارجی کمک گرفته ام، نمی گویم از غیب خبر دارم و از حال و باطن کسی، اما اغلب معنویات و معارف خود را از استاد فرا نگرفته ام، بلکه از همین حالات به دست آورده ام و غالب نوشته هایم با ارشاد خداوند و کمک او بوده است.»
    در قسمت دیگر مصاحبه می فرماید:
    «در موقعیت امروز آن چه برای زنان در درجه اول اهمیت قرار دارد، این است که با نفس و دلخواهی های خود در مورد زر و و زیور و طرز لباس پوشیدن خود و به مدل های گوناگون در آمدن، مبارزه کنند. با این که این کار مشکل به نظر می رسد ولی در نتیجه به کمالات معنوی زودتر نائل می شوند. پس بهترین جهاد حفظ پوشش زنان است.
    همان طور که در کتاب روش خوشبختی نوشته ام سعادت شما (خواهران) به دو جنبه جسمانی و روحانی بستگی دارد که باید مراقب هر دو باشید. باید در صدد تکمیل صفات نیک و انسانی بر آئید و از صفات بارز زن همان پاکدامنی و عفت است.
    زنان تا حد امکان باید خود را در مقابل چشم مردان نا پاک و پلید قرار ندهند. زیرا شرافت زن نزد تمام عقلا در جامعه، در عفت اوست.
    من مخالف تحصیل کردن خانم ها نیستم، تحصیل کنند و علم بیاموزند لکن با حفظ نفس و آبروی اسلام، پاره کردن حجاب در حقیقت پاره کردن اوراق قرآن است. چون قرآن به حجاب حکم می کند و خلاف آن را عمل کردن، حکم خدا و پیامبر را زیر پا گذاشتن است لازمه مسلمانی، معتقد بودن و عمل کردن به دستورات قرآن است و سعادت شما نیز در این کار است. در مورد سعادتمند شدن فیثاغورث گفته: کمترین از مردم راه خوشبخت شدن را می شناسند، اکثریت بازیچه هوی و هوس شده، نوبت به نوبت دستخوش امواج مخالفت گشته و در روی دریائی که ساحل ندارد، چرخ می زنند و مانند کوران در مقابل توفان، نه حس مطاوعت دارند و نه تاب مقاومت.
    امر مهم دیگر در انسان خصوصاً در زنها مبارزه با صفات مکر و حسد است که بیشتر در آنان وجود دارد و باید حتی الامکان سعی بشود که این صفت مذموم را از خود دور کنند.
    در پایان باید بگویم: ای بانوان و دوشیزگان عزیز بدانید که هیچ خوشبختی به قدر آرامش دل نیست و سعادت حقیقی بر روی فضیلت بنا شده است.
    آیا فضیلت و آرامش روح را چه وقت می توان به دست آورد؟ البته زمانی چنین سعادتی نصیب انسان خواهد گردید که در این بی پایان زندگی دنیا، دست آویزد به ریسمان محکم توحید. همان طور که قرآن کریم می فرماید:
    «فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی لانفصام لها و الله سمیع علیم، الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا اولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون.»
    سعادت واقعی در اثر ایمان و یکتا پرستی و تقوی پدید خواهد آمد و اگر شما خواهان سعادت دنیا و آخرت هستید، پیرو قرآن و قدم به قدم به سوی حق پا گذارید، آن گاه خوشبختی را احساس خواهید کرد.»
    بانو علویه همایونی یکی از شاگردان برجسته ایشان که سال های بسیاری، شرف افتخار حضور در محضر استاد ربانی و عارفه نورانی را داشته، درباره ایشان چنین می گوید:
    «پس از طی مسافت چهل ساله و رشد و تکامل (اذا بلغ اشدّه و بلغ اربعین سنة)و پس از آزمون های گوناگون، نوبت به امامت و پیشوایی و ثمر بخشی می رسد (و اذ ابتلی ابراهیم ربّه بکلمات فاتمّهنّ) و او باید وارد اجتماعات بشری شود و درب منزل خود را به روی افراد جامعه بگشاید و برای هدایت آنها تلاش بی وقفه را آغاز کند و در مقابل همنوعان خویش احساس وظیفه نماید و بگوید و بنویسد و هشدار دهد و به راهنمایی و هدایت آنها بپردازد.
    که: (یا ایها الانسان انک کادحٌ الی ربّک کدحاً فمُلاقیه)
    در این زمانه است که جماعت زنان مبدأ فیض را به دست آورده و گم شده خویش را پیدا کرده اند که در تمام هفته از فیض وجود و مواعظ و آموزش بی دریغ او بهره می گیرند و او نیز با نیت خالصانه خود به یاری آنها می شتابد و عطش معنوی آنها را با ذخائر علمی و معنوی خود فرو می فشاند.
    زنان شهر اصفهان در پرتو وجود او شور و نشاطی داشتند و در کنار حضرتش احساس آرامش می کردند صبح چهارشنبه (روزهای درس تفسیر ایشان) با نشاط ویژه ای گروه گروه بانوان محجبه به در خانه او سلام می دادند. زیرا می دانستند که او آینه خداشناسی، آینه تقوا، آینه صداقت و صفا، آینه اعمال شایسته و اخلاق انسانی است ...»
    در همین ایام بود که از وی آثار متعددی منتشر شد و در پی آن بسیاری از اندیشمندان، علماء عرفا و شخصیت های برجستگی فرهنگی ملاقات ها و دیدارهایی با او داشتند و بعد از سالهای زیاد ریاضت و عبادت تحمل رنجها، ملاقات ها و سختی ها در این سیر الی الله و سفر از عالم فناء به عالم بقاء، ضعف عمومی و ناتوانی جسمی بانو را فرا می گیرد و مانع حضور او در فعالیت های اجتماعی و مکتب فاطمه (سلام الله علیها) یکی از آثار با برکت وی در تربیت شاگردان و بانوان نمونه بود، می شود.
    فروغ السادات عروس فداکار، خوب و متدین ایشان از هیچ کوشش و خدمتی به وی دریغ نکرد و همچون پروانه ای گردا گرد وجود مادر روحانی و استاد ملکوتیش می چرخید و از او مراقبت می کرد. بانو با مشاهده این همه زحمت و فداکاری به او می گفتند:
    «فروغ خانم من بهشت را برای تو تضمین می کنم.»
    تنها فرزند ایشان به مادر می گوید: «مادر شما یک زن عالمه، فاضله و موحده به تمام معنی هستید، چرا باید این قدر زجر و درد بکشید»؟! بانو با نهایت آرامش می گوید:
    «صوفی نشود صافی تا در نکشد جامی؛ پسرم من باید خالص شوم، اینها امتحان الهی است و باید امتحان پس داد.»
    خانم غازی از شاگردان ایشان می گوید در روزهای آخر عمرشان که به دیدنشان رفتم فرمودند: «من دیشب خدمت جدم رسول الله (صلی الله علیه وآله) رسیدم و مرتبه نفس مطمئنه را مشاهده کردم ...» آن گاه گریه می کردند و می گفتند: «من نمی خواستم برگردم ولی نمی دانم چه شد که به زندگی برگشتم. دیشب از جدم رسول الله خواستم که حضرت علی (علیه السلام) را ملاقات کنم یک دفعه در باز شد و حضرت امیر (علیه السلام) وارد شدند، دستم را روی شانه حضرت انداختم، گفتم یا مولا امیرالمؤمین من می خواهم خدمت شما برسم، حضرت لبخندی زدند و فرمودند تو هستی ...» خلاصه ایشان مرتباً گریه می کردند و می گفتند: چرا من برگشتم؟ من به آن نفس مطمئنه رسیده بودم.
    عارفان که جام حق نوشیده اند رازها دانسته و پوشیده اند
    هر که اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند
    سرانجام روز موعود و لقاء الهی فرا می رسد اول ماه مبارک رمضان 1403 هـ . ق مطابق با 23 خرداد ماه 1362 هـ . ش بانو در بستر احتضار است و بعد از مدتی خاموشی چشم های بسته وی باز می شود و لب هایش شروع به حرکت می کند. چشم هایی که در خلوت شب های بسیار در مناجات با پروردگارش می گریست و شب ها را در عبادت خدایش به بیداری به سرمی برد. و لب هایی که سال های متمادی ذکر خدا بر آن جاری بود، هم اکنون آخرین کلمات را در عالم دنیا زمزمه می کند و وحدانیت محبوب و معبودش و رسالت جدّش و ولایت پدرش بر زمزمه های خاموشش جاری می شود.
    در همان هنگام صدای اذان مؤذن بلند بود الله اکبر، الله اکبر، اشهد ان لا اله الا الله، چشمان بانو به آسمان دوخته می شود، اشهد ان محمداً رسول الله دیده پر نورش به قبله متمایل می شود. اشهد ان امیرالمؤمنین علیاً ولی الله و این ندای ملکوتی آخرین جمله ای بود که در این عالم فانی در گوش او طنین انداز شد. و عاقبت این بانوی آسمانی حاجیه خانم امین به ملکوت اعلی پیوست و جان تقدیم جانان نمود و بدرود حیات ظاهری دنیا بگفت و در جوار رحمت الهی قرار گرفت. روحش شاد و یادش جاودانه باد.
    زمانه بگذرد و نام نیک جاوید است خوش آن که نام نکوئی زخود به دهر گذاشت
    «من عمل صالحاً من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنُحیینّهُ حیاة طیبة و لنجزینّهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون»
    «هر کس کار شایسته ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می داریم و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام می دادند خواهیم داد.»
    هر کس که گفت خاک در دوست توتیاست گو این سخن معاینه در چشم ما بگو
    بر این فقیر نامه آن محتشم بخوان با این گدا حکایت آن پادشاه بگو
    جان پرور است قصه ارباب معرفت رمزی برو بپرس و حدیثی بیا بگو

    مشاهیر زنان اصفهان

    کسی به طاغوت (بت و شیطان و هر موجود طغیانگر) کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست و خداوند شنوا و داناست. خداوند ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند، آنها را از ظلمت ها به سوی نور بیرون می برد (اما) کسانی که کافر شدند اولیای آنها طاغوت ها هستند، که آنها را از نور به سوی ظلمت ها بیرون می برند، آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند بود. بقره / 256 و 257

    مشاهیر زنان اصفهان، ص 100 و 101

    هنگامی که به رشد کامل خود و به چهل سالگی برسد. احقاف / 15

    هنگامی که خداوند ابراهیم را با وسائل گوناگونی آزمود و او به خوبی از عهده این آزمایش ها بر آمد. بقره / 124

    ای انسان! تو به سوی پروردگارت با سختی فراوان در تلاش هستی و سرانجام او را ملاقات خواهی کرد. انشقاق / 6

    زندگانی بانوی ایرانی، ص 9 و 10

    همان، ص 138 و 137

    مجموعه مقالات اولین کنگره بزرگداشت بانو برگرفته از سخنان تنها یادگار ایشان حاج محمد علی معین امین

    خانم غازی از شاگردان ایشان در این رابطه می گوید وقتی به منزل آن بزرگوار می رفتم اهل خانه می گفتند خانم تا صبح در حال گریه و دعا بوده است ولی ایشان می گفتند من که به جایی نرسیدم شب تا صبح فقط بیدارم. مقدمه معاد یا آخرین سیر بشر، ص 17

    اقتباس از زندگانی بانوی ایرانی، ص 143 و 142

    نحل/ 97
    امام صادق(ع):همانا مومن گناهی می کند و پس از بیست سال به یادش می آید. پس،از خدا راجع به آن گناه آمرزش می خواهد و خداوند بیامرزدش و هر آینه این امر توفیقی از جانب خدا برای اوست که او را مورد لطف و بخشش خویش قرار دهد. و همانا کافر گناهی می کند و همان ساعت آنرا فراموش می کند.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    1,461
    صلوات
    1390
    تعداد دلنوشته
    23
    مورد تشکر
    14 پست
    حضور
    20 روز 17 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شاگردان بانو (ره)
    شاگردان بانو را می توان به شش گروه تقسیم کرد:
    شاگردانی که به طور منظم از اول شرح امثله تا مدارج علمی بالا در حوزه های مختلف چون عرفان و فلسفه و غیره در محضر بانو بوده اند مانند علویه همایونی که این بانوی فاضله 50 سال از عمر شریف خود را در برابر کرسی استادی ایشان زانو زد.شاگردانی که برخی از کتاب ها را بدون ترتیب خاصی نزد ایشان تلمذ نموده اند و در درس ایشان حاضر بوده اند مثل خانم غازی که بعد از فوت بانو به تبلیغ وسیعی در شهر اصفهان مشغول شد و کتابهای بانو را در جلسات متعدد برای بانوان شیفته علم و معنویت می خواند و در واقع یکی از کسانی است که همواره در ارائه تفکر صحیح و همه جانبه ایشان کوشش فراوانی داشته و سخنگوی ایشان بوده است.
    کسانی که علاوه بر شاگردی آن استاد فرزانه، خود از اساتید اولیه مکتب فاطمه (سلام الله علیه و آله) بوده اند.
    خواهرانی که از شاگردان اولیه مکتب فاطمه (سلام الله علیها) و اولین دستاورد این مکتب و مرام بودند.
    بانوانی که در جلسات چهارشنبه (تفسیر) شرکت کرده و پرورش یافته وعظ و خطابه بانو بودند.
    بانوانی که علاوه بر شرکت در جلسات چهارشنبه همیشه همراه و ملازم بانوی ایرانی بودند و ساعات زیادی از عمر خود را در محضر بانو بوده و از ایشان استفاده می کردند. زندگانی بانوی ایرانی، ص 203


    امام صادق(ع):همانا مومن گناهی می کند و پس از بیست سال به یادش می آید. پس،از خدا راجع به آن گناه آمرزش می خواهد و خداوند بیامرزدش و هر آینه این امر توفیقی از جانب خدا برای اوست که او را مورد لطف و بخشش خویش قرار دهد. و همانا کافر گناهی می کند و همان ساعت آنرا فراموش می کند.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    1,461
    صلوات
    1390
    تعداد دلنوشته
    23
    مورد تشکر
    14 پست
    حضور
    20 روز 17 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اجازات بانو (ره)
    الف) دریافت اجازات1-آیت الله شیخ محمد رضا نجفی (مسجد شاهی اصفهانی)«... سیده دانشمند و شریف، گوهر گران قدر مستور، میوه درختی که ...
    کتاب ارجمندش را که اربعین الهاشمیه نامیده بود، به من هدیه کرد، اگر امر نامگذاری به بنده سپرده می شد، من، آن را «فاطمیه» می نامیدم.
    این کتاب را گنجینه ای از گوهرهای گران بها یافتم که از آن بهره های فراوان به دست می آید. تألیفی که به شهادت هر مؤلفی در برگیرنده انواع علوم و زنده کننده آثار و سنن و رسوم اسلامی است...
    ... به ایشان اجازه دادم که روایت کند از من... »«... سیده دانشمند و شریف، گوهر گران قدر مستور، میوه درختی که ...
    کتاب ارجمندش را که اربعین الهاشمیه نامیده بود، به من هدیه کرد، اگر امر نامگذاری به بنده سپرده می شد، من، آن را «فاطمیه» می نامیدم.
    این کتاب را گنجینه ای از گوهرهای گران بها یافتم که از آن بهره های فراوان به دست می آید. تألیفی که به شهادت هر مؤلفی در برگیرنده انواع علوم و زنده کننده آثار و سنن و رسوم اسلامی است...
    ... به ایشان اجازه دادم که روایت کند از من... »2- آیت الله شیخ محمد کاظم شیرازی
    «...ایشان از بنده اجازه خواست. من بعضی از آنچه را که ایشان در پاسخ به سؤالات امتحانی فقه و اصول و نیز شرح هایی که بر برخی اخبار نوشته بود، دیدم. پس از آن که به شهادت تنی چند از بزرگان مورد اطمینان، ثابت شد که آنها از اوست، مراتب فضل و طول ید وی در علوم معقول و منقول و نیز دستیابی ایشان به مرتبه ای ازمراتب اجتهاد را دریافتم...
    ... و باید خدای را بر این نعمت گرامی و مرتبه عالی سپاس گوید. بر او باد اجتهاد و نگهداری جانب احتیاط...»3-آیه الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی
    آیه الله حاج شیخ عبدالکریم حائری در حاشیه اجازه فوق می نویسد:
    «آنچه را آقای محمد کاظم شیرازی نوشته اند، صحیح است. امیدوارم آن بانو مرا از دعای خیر، در جاهایی که گمان اجابت می رود، فراموش نکند...»4-آیت الله میرزا آقا اصطهباناتی
    «... ایشان از این حقیر، اجازه خواست و این بنده از وی، در مسائل فقه و اصول کسب اطلاع نمودم. پاسخ های ارسالی که به گواهی تعدادی از بزرگان مورد اطمینان، ثابت می کرد، آن جواب ها از خود ایشان است، از طول ید و کثرت اطلاعات و وجود قوه استنباط و دستیابی ایشان به درجه ای از اجتهاد خبر می داد.
    ... توصیه ام به ایشان این است که در موارد شبهات جانب احتیاط را رها نکند، زیرا این راه، نگاه دارنده انسان است و امیدوارم که مرا از دعای خیر فراموش نکند.»5- آیت الله شیخ مرتضی مظاهری6- آیت الله مرعشی نجفیب) اعطای اجازات
    1- آیه الله العظمی مرحوم سید شهاب الدین حسینی مرعشی نجفی
    «... عالم علامه، فاضل مؤید العلماء عاملین، سید سند... از این جانب اجازه خواست. پس از استخاره از خداوند تعالی، به ایشان اجازه دادم که روایت کند از من هر چه را که روایتش برای من صحیح است...
    ... به ایشان سفارش می کنم که در سفارشات امیر المؤمنین بسیار تفکر کند، و در سخنان آن حضرت در نهج البلاغه بعد از آیه (الهئکم التکاثر) زیاد تأمل کند. کسی نیست که آن را نصب العین خود قرار دهد، مگر دنیا و همه آنچه در اوست، نزد او همانند بال مگس پست و بی ارزش گردد...»
    2- علامه سید عباس حسینی کاشانی (صاحب معجم اعلام الشیعه و ده ها کتاب دیگر)
    3- علامه شهید حاج سید محمد علی قاضی طباطبایی
    4- علامه خبیر سید محمد علی روضاتی
    5- علامه شیخ عبدالحسین امینی (صاحب الغدیر و شهداء الفضیله و سیرتنا و سنتنا و...)
    6- علامه شیخ عبدالله سبیتی (صاحب کتاب تحت رأیه الحق، ابوذر غفاری، سلمان فارسی...)
    7- حجه الاسلام و المسلمین شیخ زهیر الحسون
    8- مجلله عالمه فاضله زینت السادات همایونی (دختر مرحوم سید رحیم، مترجم اربعین الهاشمیه)
    9- استاد والا مقام سید مصلح الدین مهدوی بانوی نمونه، ص97- 95 ـ شرح حال ایشان در کتاب الاجازه الکبیره ، رقم 226، ص 181
    همان، ص97 و 98 ـ شرح حال ایشان در کتاب المسلسلات ص 288 و کتاب الاجازه الکبیره ، رقم 259، ص 212
    همان، ص99 و 100 ـ شرح حال ایشان در کتاب المسلسلات، ص 150 و کتاب الاجازه الکبیره ، رقم 102، ص 84
    همان، ص102 و 103 ـ المسلسلات فی الاجازات، ص 453 و شرح حال ایشان در کتاب المسلسلات فی الاجازات ص 249 و کتاب الاجازه الکبیره ، رقم 2، ص 8
    شرح حال ایشان در کتاب الاجازه الکبیره ، رقم 272، ص 223
    شرح حال ایشان در کتاب الاجازات و المسلسلات
    همان، ص106 و 10
    امام صادق(ع):همانا مومن گناهی می کند و پس از بیست سال به یادش می آید. پس،از خدا راجع به آن گناه آمرزش می خواهد و خداوند بیامرزدش و هر آینه این امر توفیقی از جانب خدا برای اوست که او را مورد لطف و بخشش خویش قرار دهد. و همانا کافر گناهی می کند و همان ساعت آنرا فراموش می کند.

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    1,461
    صلوات
    1390
    تعداد دلنوشته
    23
    مورد تشکر
    14 پست
    حضور
    20 روز 17 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ملاقات های بزرگان با بانو (ره)
    شهید مطهری (ره) جریان دیدار بانوی ایرانی را سال ها بعد در جلسه درس خود چنین بیان می کند:
    «از بانو مجتهده امین سؤالی کردم و وقتی او شروع به پاسخگویی کرد دیدم که من باید دست و پای خود را جمع کنم.»
    سید هاشم حداد یکی دیگر از ملاقات کنندگان بانوی ایرانی بود. او عارف وارسته ای بود که در کربلاء زندگی می کرد. در کتاب «روح مجرد که شرح زندگی و حالات این عارف کامل و برجسته است نوشته اند:

    «رفقا و دوستان بسیار از شخصیت و کمالات مرحومه مخدره، بانو علویه هاشمی اصفهانی، نزد ایشان (سید هاشم حداد) تمجید و تحسین می کردند بالاخص از مکاشفات عرفانی و درجات توحیدی وی داستان هایی بیان کرده بودند از این رو ایشان میل به دیدار و گفتگوی با او را داشتند. حاج آقا شرکت با یکی از علمای اصفهان، جهت دیدار با این بانو وقت گرفتند و سید هاشم حداد و جمعی از علماء به منزل بانوی ایرانی رفتند. نزدیک به دو ساعت تا ظهر وقت داشتند.
    آیت الله تهرانی، نویسنده کتاب روح مجرد می نویسد:
    ما را در اتاق پذیرایی وارد کردند. مخدره محترمه ای عفیفه با چادر سفید که در آن هنگام هشتاد ساله می نمود به درون اتاق آمدند و خوش آمد گفتند و پس از پذیرایی، از هویت و محل سکونت آقای حداد سؤال نمودند.
    عارف وارسته، آقای حداد، از آیت الله تهرانی می خواهند که درباره توحید با این علویه سخن بگوید، نه درباره علوم و مسائل فقهی یا اصولی و تفسیری. نویسنده در خواست آقای حداد را این گونه بیان می کند:
    منظورشان این بود که وقت مجلس به بیهوده و سخن های معمولی و تعارفات عادی نگذرد و از این مجلس مقدار درجات و سیر توحیدی و عرفان عملی وی مشخص شود. از این رو من باب بحث را گشودم و سؤالاتی نمودم که آن مخدره پاسخ می دادند و پاسخ هایشان مناسب و مورد پسند بود.
    حدود یک ساعت این عالم ربانی در منزل بانوی ایرانی بودند و از «کیفیت اضمحلال و نیستی سالک پس از فنای اسم در فنای ذات» و «اصل الوجود» و بالاخره از«حقیقت نقطه الوحده بین فوقی الاحدیه و الواحدیه» و وحدت مقام ولایت کلیه ائمه معصومین (علیهم السلام) با ذات اقدس خداوندی صحبت شد و سپس سید هاشم حداد و همراهان آنجا را ترک کردند.»
    بانو نور الحاجیه (یکی از چهره های قرآنی قم) در مورد ملاقات خود با بانوی ایرانی می گوید:
    «آن روز من حدود 48 سال داشتم و عشق و شوق فراوانی به قرآن و علوم قرآنی در درون خویش می دیدم. شنیده بودم که در اصفهان بانوی بزرگواری که اهل فقه و حکمت و تفسیر است، به هدایت مردم می پردازد و تصمیم گرفتم نزد او روم تا از انفاس قدسی او نوری برگیرم. یک روز که ایشان کلاس داشتند رفتم و پس از جلسه تفسیر به یک اتاق راهنمایی شدم تا ایشان آمدند. حال جسمی ایشان خوب نبود. دو نفر زیر بغل ایشان را گرفته و به سوی اتاق آوردند. زن نورانی و متواضعی بود. گویی می دانستند که من در قم جلساتی دارم و قرآن یاد می دهم، به ایشان گفتم که نور الحاجیه هستم و ایشان سری تکان دادند به این معنی که می شناسم.
    گفتم: حاجیه خانم! من در قم جلساتی دارم و قرآن درس می دهم آمده ام تا از راهنمایی های شما استفاده کنم، دستوری، فرمایشی و نصیحتی اگر بفرمائید، ممنون خواهم شد. فرمودند: خانم! خیلی خوب است که شما در قم این جلسات را دارید چون در آنجا چنین چیزی وجود ندارد و زنان از این نعمت بی بهره اند. خوب کاری می کنید ادامه دهید که در آینده در قم پیشرفت هایی به وجود آید و من امید دارم که قم پیشرفت می کند. گفتم: رهنمودی اگر بفرمائید ممنون خواهم شد. فرمودند: این صرف و نحو را شما از امثله آغاز کنید تا خانم های مبتدی خوب استفاده کنند، بعد از امثله،صرف و نحو را یاد بدهید. چون حال خانم خوب نبود خیلی نماندم. یک ساعت نزد ایشان بودم و پرسش هایی کردم و ایشان پاسخ دادند. خوب به یاد دارم که از اینکه قبل از ازدواج و در دوران جوانی برای شاگردی نزد ایشان نیامده بودم بسیار پشیمان و ناراحت شدم. به راستی که زن بزرگی بودند. متأسفانه از آنجا که جزئیات دیدار خودرا یادداشت نکردم امروز همه موارد آن را به یاد نمی آورم و نمی توانم بیش از این در مورد ایشان سخن بگویم.»
    آیت الله حائری شیرازی ملاقات خود را با ایشان چنین بیان می کنند:
    «سابقه آشنایی بنده با نام بانو امین بر می گردد به زمانی که یکی از همسایگان ما به نام ذوالریاستین کتاب «اخلاق و راه سعادت» بانو امین را به پدرم هدیه کرد. این کتاب که ترجمه «طهاره العراق ابن مسکویه» بود و حاشیه های زیبایی توسط بانوی ایرانی بر آن زده شده بود مورد توجه من قرارگرفت و با شناختی که از همسایه خود داشتم و می دانستم ایشان از دراویش فرقه نعمت الهی است تصمیم گرفتم با شخصیت بانوی ایرانی بیشتر آشنا شوم و اگر چه کتاب های دیگر ایشان را هم خوانده بودم، اما ملاقات با ایشان را ضروری می دانستم تا شک موجود در ذهنم در مورد صوفیه بودن بانو امین را یا زایل کرده و یا تبدیل به یقین کنم. می خواستم با عرفان اسلامی از دیدگاه یک عارف آشنا شوم از این رو زمینه دیدار با ایشان را فراهم کردم. در این دیدار همراه با آقای شیخ رسول پناهنده به خدمت بانو رسیدیم. پس از این دیدار فهمیدم که ایشان یک نفر پایبند به حفظ حدود الهی و مخالف با هرگونه سلیقه گرایی و استناد به لا حجت است. ایشان در عین حال که عارف بودند به حجت هم استناد می کردند و از محدوده شرع و کلام شارع قدمی فراتر نمی گذاشتند. بنده بسیاری از عرفا را دیده بودم که در سخنان خود به لاحجت و خواب و اهلام و... استناد می کردند و از سوی دیگر فقها زیادی را نیز مشاهده می کردم که تنها در حدود حجت صحبت کرده و از آن فراتر نمی رفتند و احساس می کردم کسی که بتواند این دو را با هم جمع کند، کمتر یافت می شود ولی بانو که جامع بود و هم پایبند به استدلال عقلی و هم اهل الهامات قلبی و اشراقات بود، این یأس و نومیدی را ازبنده دور کرد. در آن زمان من جوان بودم و بانو سن زیادی داشتند، از این رو به ایشان عرض کردم: خانم! اگر بنده را قابل می دانید نصیحتی بفرمائید. فرمودند: پسرم! آنچه را می دانی عمل کن.
    این ملاقات معنوی و درس آموز هرگز از صفحه ذهن من پاک نخواهد شد.»
    آیت الله حائری شیرازی در مورد رفتار بانوی ایرانی در این دیدار می گوید:
    «وقتی وارد منزل شدیم، ایشان با نهایت متانت و بزرگواری پذیرای ما بودند در حالی که چادر سفید خال داری به سر کرده بودند و چارقد سفیدی هم به سر داشتند با حوصله به سخنان ما گوش داد، و پرسش های ما را پاسخ دادند.»
    ملاقات دیگر، دیدار بانو و علامه طباطبایی (ره) مفسر کبیر قرآن بود که اهمیت زیادی داشت. این دیدار در فضایی آکنده از معنویت و اخلاص صورت می گیرد. البته مرحوم علامه دیدارهای زیادی با بانوی ایرانی داشته اند که شرح یکی از آنها به نقل از دکتر سید عبد الوهاب طالقانی که از شیفتگان علوم قرآنی و تفسیر بوده و خود نیز ملاقات های فردی زیادی با این بانوی فرهیخته داشته است، بیان می شود. ایشان می گوید:
    «یازدهم مهر ماه سال 1356 مرحوم علامه با همسر خویش به اصفهان آمده و در منزل مرحوم حاج آقا منصور زاده، یکی از وعاظ مشهور، بودند و ایشان برای دیدار بانو امین اظهار علاقه و ارادت می کردند. آقای جواد امین، که از بستگان بانوی ایرانی بود، زمینه ملاقات این دو بزرگوار را فراهم کرد. در این دیدار علاوه بر مرحوم علامه و همسرشان، شیخ رضا ناطق که از وعاظ مشهور اصفهان هستند و بنده نیز حضور داشتم. به منزل بانو که وارد شدیم ایشان با متانت و وقار خاصی در حالی که بسیار محجبه بودند ما را پذیرفتند. دقایق، یکی پس از دیگری می گذشت و علامه و بانو در کمال سکوت نشسته بودند. آقای ناطق به بنده گفتند: چنین مجلسی که دو مفسر و فیلسوف در آن حضور دارند حیف است با سکوت طیّ شود. شما سؤالی بپرسید تا باب سخن گشوده شود و ما از محضر این دو بزرگوار استفاده کنیم. بنده از مرحوم علامه در مورد «مخلصین» سؤال کردم که چه کسانی هستند و چرا قرآن کریم آنان را از دیگران استثناء کرده است؟
    حضرت علامه فرمود: بندگان مخلص بر حسب اعمالشان جزا داده نمی شوند از این رو حساب آنها از سایرین کاملاً جدا بوده و شیطان هم در برابر آنها بیچاره است.
    پرسیدم: چگونه می توان به این درجه رسید و مخلص شد؟
    فرمودند: همیشه باید به یاد خدا باشید «فاذکرونی اذکرکم». برای خلاصی از هر وسوسه شیطانی و گمراهی، خدای تعالی را یاد کنید.
    گفتم: بهترین اذکار چیست؟
    مرحوم علامه و بانوی ایرانی به یکدیگر نگریسته و سپس فرمودند: لا اله الا الله از بهترین اذکار است.
    از قلب سلیم پرسیدم که در سوره شعراء به آن اشاره شده است.
    بانو فرمودند: قلب سلیم قلب لا یکون فیه الا الله.
    قلب سلیم قلبی است که در آن غیر خدا نباشد و مخلصین هم دارای قلب سلیم هستند.
    پرسیدم: آیا امکان دارد کاری کنم که حجاب ها کنار رود و به کشف و شهود نایل شویم؟ اگر می شود چگونه؟
    فرمودند: بله حتماً می شود: «و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الارض لیکون من الموقنین»
    جلسه دیدار از ساعت 10 تا 12 به طول انجامید و بسیار با صفا و معنویت و پر بار بود. در پایان ملاقات، بانوی ایرانی به هر کدام از ما یک جلد کتاب نفیس و ارزشمند «النفحات الرحمانیه» را هدیه کردند و ما با رضایت از این ملاقات ایشان را ترک کردیم.
    آن روز پس از اتمام جلسه و شناخت مقام والای ایشان احساس کردم که بر من واجب است تا در اصفهان هستم بیشتر از محضر بانوی ایرانی استفاده معنوی کنم و از آن به بعد ملاقات های زیادی با ایشان داشتم.
    منزل بانو در خیابان شهید مطهری فعلی قرار داشت و در خانه همیشه باز بود و علما و مردم با گفتن یک «یا الله» به منزل وارد شده و بانو را ملاقات می کردند. یک سال پس از دیداری که در جوار علامه با بانوی ایرانی داشتیم، به ملاقات ایشان رفتم. وقتی وارد منزل شدم و به اتاق مخصوص ملاقات های بانو رفتم. ایشان را دیدیم که روی تخت خوابیده بودند، من روی زمین نشسته و گفتم:
    بانو! برایم دعا کنید که از وسوسه های شیطانی دور باشم و در مسیر معنویت با اخلاص کامل قدم گذارم، دعا کنید در این راه به جایی برسم.
    بانو پاسخی ندادند و من بار دیگر همین سخن را گفتم و باز پاسخی نشنیدم. برای سومین بار پرسیدم و بانو ساکت بودند. بغضی سنگین گلویم را می فشرد، گفتم: بانو! آیا در من شقاوتی می بینید که در برابر درخواست من ساکت هستید؟!
    بانو فرمودند: آخر آقای محترم هیچ راهی را ائمه اطهار (علیهم السلام) بر ما پوشیده نگذاشته اند و همه راه ها را معین و مشخص نموده اند. آیا شما این راه ها را رفته اید و می خواهید برسید که من دعا کنم؟ یک شبه نمی توان به جایی رسید و ره صد ساله را طیّ کرد. این راه، راه عمل است، آنچه را معصومین (علیهم السلام) دستور داده اند انجام دهید، به یقین می رسید. «و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» جهاد و کوشش کنید تا راه هدایت را هموار سازیم. آیا شما مجاهده کرده اید و سبل ارائه نشده یا نرفته می خواهید برسید؟! آقا! هر کس را به حسب ظرفیت خودش راه می دهند. پس از بیان این سخنان، دکتر طالقانی که به یاد ملاقات معنوی خود با بانوی ایرانی افتاده و متأثر شده بود با حالت خاصی می گوید:
    این سخنان در سرنوشت و زندگی من تأثیر فراوانی داشت و هرگز آن دیدار و سخنان آسمانی بانو را فراموش نخواهم کرد.»
    زندگانی بانوی ایرانی، ص63 و7


    ویرایش توسط mohaddese18 : ۱۳۹۲/۱۱/۲۶ در ساعت ۲۱:۵۷
    امام صادق(ع):همانا مومن گناهی می کند و پس از بیست سال به یادش می آید. پس،از خدا راجع به آن گناه آمرزش می خواهد و خداوند بیامرزدش و هر آینه این امر توفیقی از جانب خدا برای اوست که او را مورد لطف و بخشش خویش قرار دهد. و همانا کافر گناهی می کند و همان ساعت آنرا فراموش می کند.

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    1,461
    صلوات
    1390
    تعداد دلنوشته
    23
    مورد تشکر
    14 پست
    حضور
    20 روز 17 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا
    گمان نکنید اگر شما شیک و مد و بدون حجاب از منزل بیرون آئید شرافت مند می شوید و مردها بنظر تقدیس به شما نگاه می کنند ، همان کسانی که شما را خانم خطاب می کنند این ها روی اصل قوای شهوانی است و نگاه آنها نگاه شهوت آمیز است ، نه روی اصل فضیلت ، همان که با صورت بشاش شما را استقبال می کند و بشما دست می دهد و احترام می گذارد در دلشما را خانم بی عفت می داند و اگر قدری با غیرت باشد هیچ وقت امثال شما را به همسری نمی گیرد.
    بانو مجتهده امین

    خواهر ، تو مسلمان ومسلمان زاده ای و مقدسات مذهب در تمام ملل محترم است خود را هدف تیر چشم های ناپاک بعض مردهای بی عفت قرار مده در خانه خود بنشین و مشغول انجام وظیفه خدا پسند خود باش و سعادت خود را تامین نما و مواظب باش که مبادا از آن زنهائی باشی که در حدیث حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرموده:آخرالزمان که بدترین زمانها است زن هائی ظاهر می شوند با زینت نمایان و لباس پوشده اند ولی برهنه اند وآنها از دین خارجند داخل در فتنه و فسادند و بشهوات مایلند و در جهنم جاویدانندو نیز سعی نما که از آن زنهائی نباشی که بعمل رکیک تو دریای غضب پروردگار بتلاطم آید و بر مسلمان ها بلاء نازل گردد.
    چنان چه در حدیث از رسول اکرم است که فرموده : وقتی کشف حجاب گردید زن ها مثل مردهای جوان از منزل بیرون آمدند و احکام قرآن تغییر داده شد منتظر بلاء باشید که بلاء بر شما می ریزد همان طوری که باران از ابر می ریزند آن وقت منتظر قیام قطب الاقطاب باشید.
    ظاهراً مراد از قطب الاقطاب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است و این که فرموده زنها مثل مردهای جوان بیرون می آیند شاید مقصود این باشد که زن ها لباس مردهای جوان را می پوشند و موهای سر خود را مثل مدهای جوان کوتاه می کنند و بر زین که در بسیاری از اخبار اشاره دارد سوار می شوند و باین وضع بدون روپوش و حجاب از منزل بیرون می آیند وای بحال مردم آن زمان که اشخاص پرهیزکار نیز بآتش آنها می سوزند و چاره ای ندارند.
    تو که خانم عفیفه مجلله هستی و هیچ قصد سوئی نداری چه داعی داری که مال خود و مال شوهر خود را صرف مد و تجملات گوناگون نمائی و هر روزی با چه زحمات فوق العاده ای خود را زینت داده مثل یک نفر مغازه دار صبح که می شود متاع خود را زینت می دهد و در معرض نمایش مشتری ها می گذارد ، خود را در معرض نمایش مرد و زن قرار می دهی و چون در هر نظر گناه علی حده ای است حساب کن از منزل که بیرون می آئی تا برگردی چقدر گناه کرده ای.
    ببین پیشوای ما بتول اطهر (فاطمه سلام الله علیها) دختر پیغمبر صلی الله علیه و آله در جواب پدر بزرگوارش چه می گوید وقتی آن جناب از اصحاب سئوال فرمود: آیا برای زن چه عملی ازهمه چیز بهتر است. کسی نتوانست جواب گوید خبر بفاطمه سلام الله علیها رسید می گوید: برای زن چیزی بهتر از این نیست که او مردی را نبیند و مردی او را نبیند

    ویرایش توسط mohaddese18 : ۱۳۹۲/۱۱/۲۶ در ساعت ۲۱:۲۸
    امام صادق(ع):همانا مومن گناهی می کند و پس از بیست سال به یادش می آید. پس،از خدا راجع به آن گناه آمرزش می خواهد و خداوند بیامرزدش و هر آینه این امر توفیقی از جانب خدا برای اوست که او را مورد لطف و بخشش خویش قرار دهد. و همانا کافر گناهی می کند و همان ساعت آنرا فراموش می کند.

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    1,461
    صلوات
    1390
    تعداد دلنوشته
    23
    مورد تشکر
    14 پست
    حضور
    20 روز 17 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کنگره بین‌المللی بانو مجتهده امین با حضور آیت‌الله محمدصادق حائری استاد اخلاق، حجج اسلام عبدالحسین خسروپناه رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، محمدحسن اختری رئیس مجمع جهانی اهل بیت(ع)، سیدمحمد قائم‌مقامی استاد حوزه و دانشگاه و جمعی از مهمانان خارجی صبح امروز(چهارشنبه 16 بهمن ماه) در باشگاه شرکت نفت برگزار شد.
    *مردان بزرگ با حضور زنان بزرگ موفق شدندآیت‌الله حائری شیرازی استاد اخلاق به عنوان نخستین سخنران با اشاره به نقش بانوان در تربیت انسان بیان داشت: در اسلام هرجا مردان بزرگی برخاستند به کمک زنان بزرگ کار را پیش بردند، رسول خدا(ص) با خدیجه(س)، علی(ع) با فاطمه(س) و حسنین(ع) با زینب کبری(س) توانستند اهداف الهی خود را اجرا کنند.وی با تأکید بر اینکه در انقلاب اسلامی چنین نیازی احساس می‌شد،‌ افزود: چقدر خوب بود ما در ردیف امام راحل(ره) چنین شخصیتی داشتیم، در قبل از انقلاب بانو امین حضور داشتند،‌این در حالی است که امام(ره) می‌گفت: در کجا دیده شده زن با بچه بغل به میدان توپ و تانک بیاید که امت ما آمده است.
    *زنان امور خویش را در دست بگیرند/ تکریم واقعی زنان با حضور همراه با حیا تحقق می‌یابدآیت‌الله حائری شیرازی خاطرنشان کرد: این مسأله یک توقع ضروری و حیاتی برای انقلاب است و الان هم در کنار رهبر انقلاب باید در بین بانوان همراه معادلی داشته باشیم. چرا باید بانو امین به صورت استثنا مطرح باشد؟! چرا قانون عام جامعه نباشد؟!وی با اشاره به اینکه بانوان خودشان را دست کم می‌گیرند و هرچه مردان تلاش کنند زنان ورود پیدا نکنند، نمی‌توانند این مسأله را حل کنند، ادامه داد: جامعه زنان باید کمبودشان را خود برطرف کنند و این یک امر عقلی است، هر جامعه‌ای باید تکریم خودش را احیا کند و تکریم زنان را فقط زنان می‌توانند احیا کنند.
    *نمونه‌ای قرآنی مبنی بر اهمیت جایگاه زن در تحولات عرفانیآیت الله حائری شیرازی با اشاره به آیاتی از سوره آل عمران«إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ، فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّی وَضَعْتُهَا أُنثَى وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَیْسَ الذَّکَرُ کَالأُنثَى وَإِنِّی سَمَّیْتُهَا مَرْیَمَ وِإِنِّی أُعِیذُهَا بِکَ وَذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ» در مورد نمونه کم خودبینی در زنان ابراز داشت:‌ زن عمران شخصیتی والایی است، یک موحد تمام عیار است و از عبارتی که در دعا به کار می برد پیدا است این شخصیت ممتاز است، این شخصیت ممتاز دچار این خود کم بینی است «رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ» این عبارت را یک موحد تمام عیار می‌تواند بیان کند.وی افزود: « إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ » معنای این کلام این نیست که خدایا تو شنوایی و دانایی بلکه می‌گوید خدایا تو تنها سمیع و علیم به ذات هستی، کسی که در توحید به اینجا رسیده که در عالم یک سمیع و یک علیم می‌بیند، اما در شناخت خود گرفتار این معنا می‌شود که در مقام هدیه خدا مرد را برای خدمت به دین خود می‌پذیرد!
    *برای سلوک عرفانی انسان باید از خود عبور کنداین استاد اخلاق با اشاره به اینکه چه زیباست انسان خودش را برای خدا وقف کند، اظهار داشت: اگر کسی در مسیر سیر و سلوک می‌خواهد پذیرفته شود، لازمه‌اش رشد است، بنابراین کسی که می‌خواهد پیش خدا برود، باید از خود عبور کند و مشکل انسان همین عبور از خودش است.وی با بیان اینکه شهیدان اگر به مقامی رسیدند به واسطه مادرانشان بوده است، ادامه داد: در گذشته بانوانی بودند که وارد عرصه سیر و سلوک شدند و در اثر این ممارست و تلاش‌هایشان به جاهای بسیار رفیع دست یافتند، در واقع علمای بزرگ اسلام شاگرد مادرانشان بودند.
    *جایزه‌ای که خداوند به امام حسین(ع) بخشید/ دفاع مکتبی استاد اخلاق از بانو مجتهده امینآیت‌الله حائری همچنین به تفاوت امام حسین(ع) با حضرت ابراهیم(ع) و حضرت اسماعیل(ع) اشاره کرد و گفت: اگر خداوند زمزم را جایزه حضرت ابراهیم(ع) در کنار خانه خودش(بیت‌الله الحرام) قرار داده است، جایزه‌ای که به خاطر صبر امام حسین(ع) به او داده است، در کنار قلب مؤمن اشک را قرار داده است، در واقع جایزه حسین بن علی(ع) چشمه‌ای در کنار بیت الله است، به همین جهت او را قتیل العبرات می‌خوانند.وی در انتهای سخنانش بیان داشت: من در این سخنانم از بانو امین دفاع شخصی نکردم، بلکه به دفاع مکتبی پرداختم.

    ویرایش توسط mohaddese18 : ۱۳۹۲/۱۱/۲۶ در ساعت ۲۱:۵۳
    امام صادق(ع):همانا مومن گناهی می کند و پس از بیست سال به یادش می آید. پس،از خدا راجع به آن گناه آمرزش می خواهد و خداوند بیامرزدش و هر آینه این امر توفیقی از جانب خدا برای اوست که او را مورد لطف و بخشش خویش قرار دهد. و همانا کافر گناهی می کند و همان ساعت آنرا فراموش می کند.

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    1,461
    صلوات
    1390
    تعداد دلنوشته
    23
    مورد تشکر
    14 پست
    حضور
    20 روز 17 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وصیتنامه ایشان:
    این بانوی شریف سراسر از حدیث نبوی و دعوت به جاده مستقیم حق و پرهیزکاری و ... است. ایشان در خلال
    سفارشات، آیات قرآنی را به تناسب سخنان خویش آورده و این نشان‏دهنده دید عمیق و پیوند دیرینه این مجتهده با قرآن وزندگی است. البته هدف از نگاشتن وصیت را به‏گونه‏ای می‏داند که بر طبق فرمایش پیامبر اکرم(ص) هر کس که در هنگام مرگ وصیت خود را به بهترین وجه انجام ندهد این نشانه نقص در عقل و مروت او است.حجت‏الاسلام امین در بدو سفارش خویش همه برادران و خواهران مؤمن خود را به پرهیزکاری فرا می‏خواند و اینکه در هیچ حال اعم از آسایش و تندرستی، سختی و مرض، در نعمت و تنگدستی، در عافیت و آفت‏زدگی و در فقر و بی‏نیازی ... نبایستی از یاد خدا غفلت نمود و با قلب و زبان همیشه به یاد او بود ... سپس این آیه شریفه را از سوره 24 به عنوان گواه بارزی بر این مدعا می‏آورد ...«رِجالٌ لا تُلْهِیهَمْ تجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکر اللّه‏ِ وَ اِقَامِ الصَّلوةِ وَ ایتَاءِ الزَّکَوةِ یَخَافُونَ یَوْما تَتَقَلَّبُ فِیهِ القُلُوبُ وَ الأَبْصارُ لِیَجزِیَهُمُ اللّه‏ُ اَحْسَنَ مَا عَمِلوُاْ وَ یَزِیدَهُمْ مِن فَضْلِهِ».همچنین بعد از آوردن دو آیه دیگر مشابه آن، انسانها را به فرا گرفتن دانش توأم با تقوا فرا می‏خواند. از دیدگاه وی، دانشی که به کسب و نظر حاصل می‏شود علم رسمی است و نور و ضیائی از آن حاصل نمی‏شود. چنان که شیخ بهایی (قدس‏سره) گفته است:علم رسمی سر به سر قیل است و قال نه از آن کیفیتی حاصل نه حالسپس ما را به تحصیل معرفت و محبت الهی و امیدواری به ملاقات خدای سبحان سفارش می‏کند که: «واستَقِمْ کما اُمِرْتَ» [سوره شوری / آیه 14 [ثابت قدم باش چنان که فرموده شدی ... در پاره‏ای از همین وصیتنامه، ایشان راه شناخت خدا و کسب رضای او را منحصر به پیروی از فرستاده او محمد(ص) و محبت نزدیکان و یارانش می‏داند که: «بِنا عُرِفَ اللّه‏ُ و بِنا عُبِدَاللّه‏ُ، لَوْ لا نا ما عُرِفَ اللّه‏»نیز مخالفت با تمایلات نفس، اصلاح امور مسلمین، احسان نسبت به همنوعان، شکستن شهوات نفسانی در اثر ریاضت و زحمت و ... تماما دال بر نصایح مشفقانه این مرحومه بزرگوار نسبت به بندگان خدا در امر احیای حدود الهی است. چه در اغلب وصیتنامه‏ها معمولاً سفارشاتی راجع به ارث و میراث و رسیدن حق هر صاحب حقی به مال خویش از سوی متوفی نسبت به بستگان می‏شود لکن وصیتنامه این عالمه جلیله برای اعتصام به ریسمان محکم الهی و احیاء ارزشهای اسلامی، آن هم برای تمامی افراد اجتماع می‏باشد نظیر متن وصیتنامه الهی ـ سیاسی امام راحل خمینی کبیر(ره) و بدین لحاظ این قبیل وصیتنامه‏ها سرمشق و الگوی تمام عیاری برای سعادت همه ما انسانهاست تا برحسب مقتضیات خویش از آنها برای نیل به سر منزل مقصود ره‏توشه‏ها برگیریم.
    امام صادق(ع):همانا مومن گناهی می کند و پس از بیست سال به یادش می آید. پس،از خدا راجع به آن گناه آمرزش می خواهد و خداوند بیامرزدش و هر آینه این امر توفیقی از جانب خدا برای اوست که او را مورد لطف و بخشش خویش قرار دهد. و همانا کافر گناهی می کند و همان ساعت آنرا فراموش می کند.

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    1,461
    صلوات
    1390
    تعداد دلنوشته
    23
    مورد تشکر
    14 پست
    حضور
    20 روز 17 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اجازه اجتهاد

    همان گونه که اشاره شد مرحوم بانو امین از برخی علمای بزرگوار اجازه اجتهاد دریافت کرده بود که در اینجا به ذکر ترجمه متن اجازه مرحوم آیت‏اللّه‏ اصطهباناتی بسنده می‏کنیم:بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم
    1. الحمدللّه‏ِ رَبِّ العالَمین وَ اَفْضَلُ الصَلَوات وَ اَکْمَلُ التَّحیاتِ عَلی اَشْرفِ الانبیاءِ وَ المرسلینَ وَ اَکْمَل السُفَراءِ وَ المُبَلَّغینَ مُحَّمد(ص) و آلِهِ الکَهْفِ الحَصینِ وَ غیاثِ المُضطَّرِ المستکین وَ لَعْنَة اللّه‏َ عَلی اعدائِهِم اَبَدَ الاَبَدینِ وَ دَهْر الداهِرینَ.
    2. بانوی گرامی، شریف، اصیل، عالم عامل، جامع علوم عقلی و نقلی، گوهر روزگار و حجت زنان زمان، دختر مرحوم حاج سید محمد علی امین التجار اصفهانی ـ طاب ثراه ـ از کسانی است که مدت مدیدی از عمر عزیز و زمان درازی از زندگی گرانقدرش را در تحصیل علوم شرعی و معارف دینی و تکمیل مکارم اخلاق حسنه و تحقیق و تنقیح قواعد فقه و اصول گذرانده است تا جایی که به مراتب عالی علم و دانش نایل آمد و از کسانی گردید که او را با انگشت به یکدیگر نشان می‏دادند.
    3. ایشان از این حقیر اجازه خواست و این بنده از وی در مسائل فقه و اصول کسب اطلاع نمودم. پاسخهای ارسالی، که به گواهی تعدادی از بزرگان مورد اطمینان ثابت می‏کرد آن جوابها از خود ایشان است، از طول ید و کثرت اطلاعات و وجود قوه استنباط و دستیابی ایشان به درجه‏ای از اجتهاد، خبر می‏داد. پس بر ایشان باد عمل به احکامی که به روش شناخته شده بین علمای اسلام، استنباط می‏کند و این فضل و موهبتی الهی است که خداوند به هر کس از زنان و مردان که بخواهد عطا می‏کند و چه نیکو سروده است:
    4. فَلَو کُنَّ النساءُ کَمِثلِ هذه لَفَضَّلتِ النساءُ عَلَی الرجال
    5. فَلا تأنیثُ اِسمِ الشَّمسِ عارٌ وَ لا التَذکیرُ فخرُ للهلالِ(18)
    6. باید خدای را بر این نعمتها و بخششهای گرانقدر که به او عطا کرده است سپاسگزار باشد. به ایشان اجازه دادم که روایت کند از من آنچه را که روایتش برای من صحیح است. به طرقی که مشایخ و دانشمندان جامع علوم ـ که خدا مقامشان را در بهشت عالی گرداند ـ منتهی گردد.
    7. ... توصیه‏ام به ایشان این است که در موارد شبهات جانب احتیاط را رها نکند زیرا این راه، نگاهدارنده انسان است و امیدوارم که مرا از دعای خیر فراموش نکند.
    8. صفر الخیر 1354
    9. ابراهیم حسینی شیرازی اصطهباناتی

    امام صادق(ع):همانا مومن گناهی می کند و پس از بیست سال به یادش می آید. پس،از خدا راجع به آن گناه آمرزش می خواهد و خداوند بیامرزدش و هر آینه این امر توفیقی از جانب خدا برای اوست که او را مورد لطف و بخشش خویش قرار دهد. و همانا کافر گناهی می کند و همان ساعت آنرا فراموش می کند.

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود