صفحه 3 از 6 نخست 12345 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: توفان نوح، افسانه يا واقعيت؟!!!

  1. #21

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    97
    مورد تشکر
    134 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نظرم اقای کوروش گرامی شما میتونید با مطالعه و بررسی جغرافیای زمین در دوره های زمین شناسی گذشته به این حقیقت دست پیدا کنید اینکه اینهمه دادوقال ندارد و در مورد حیوانات اونیکه امروزه ثابت شده میگه خیلی از گونه های جانوری از بین رفتند حالا شما غصه ی آدمهارو نمیخورید غصه ی حیوونارو میخورید!میدونید که نوح پس از طوفان دچار افسردگی شد به خاطرجمعیت زیادی از انسانها که از بین رفته بودند و خدا به نوح وحی کرد برای از بین بردن غمی که با او بود گفت تا انگور سیاه بخورد.ولی در کل از شما تشکر میکنم چون بحثهای جالبی میکنید و مطالعات خوبی هم دارید باز هم تشکر

  2. تشکرها 2


  3. #22

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    474 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و عرض ادب

    و لقد ترکناها آية فهل من مدّکر(سوره قمر، آيه 15)
    ”و ما آن کشتی را محفوظ داشتيم تا آيت عبرت شود، پس کيست که پند گيرد؟“
    در سال ۱۹۵۹، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود.
    تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود.

    عكس هوايي از شئ كشتي شكل
    دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد.
    ۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود.
    به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد:
    «زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد.
    از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۸، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد.
    بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟… آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟»

    تصوير ران ويت درپارك ملي كشتي نوح
    طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود. بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد.
    وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند.
    پارك ملي كشتي نوح
    تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟
    داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند.

    تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی
    اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد.
    …خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است…
    کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی
    آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است. باستان شناسان با کشف رگه ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند.

    تصویر برداری های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست. و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه۳۷)

    :salavat10:

    آگاه باشیم

    حسین(علیه السلام) را سهل انگاری منتظرانش به شهادت رساند که لعنت خدا بر آنان

    قال رسول الله (صلی علی محمد و آل محمد):
    زمانیکه در امتم بدعتها هویدا شد بر عالم است که علمش را آشکار کند ، هرکه نکند لعنت خدا بر او باد

  4. تشکرها 2


  5. #23

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    474 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم

    ...

    تصوير رادار اسكن از كشتي نوح
    به نظر می رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می کند.
    اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکاررفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می کند.
    در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود.
    کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «رادار اسکن» یا «اسکن های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند.

    و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه37)
    و کشتی بساز زیر نظر ما و مطابق وحی ما [
    قطعات كاملاً سنگي شده از قسمتهاي چوبي كشتي كه آثار حجاري و برش خوردگي دارند.
    در سال ۱۹۹۱، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد.
    این در حالی است که گمان می رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟
    لنگرهای کشتی هم کشف شد!
    بر بلندیهای تپه های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. این اجسام مثلثی شکل سنگی و نیمه صیقلی، شبیه به لنگرهای کشتی های باستانی بودند که «دراگ» نامیده می شدند. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی دانیم ولی حدس هایی در این زمینه وجود دارد.

    کشف شش وزنه یا لنگر کشتی، هر یک مجهز به سوراخی در بالای آن، حدس باستان شناسان را به یقین تبدیل کرد. این وزنه ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب شده بودند.
    اندازه کشتی نوح در کتاب مقدس ۳۰۰ ذراع یاد شده است. واحد ذراع در مصر قدیم در زمان حضرت موسی(ع) برابر با ۵۲.۷ سانتی متر بوده است. با محاسبه این رقم، عدد ۱۵۸.۴۶ متر بدست می آید.
    طول کشتی مورد کاوش توسط دو تیم مختلف در دو زمان اندازه گیری شد. رقم بدست آمده دقیقاً ۱۵۸.۴۶ متر را نشان می داد. این محاسبات، محققان را در ادامه کاوشها مصمم تر کرد…
    کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کرد
    روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است. [در کتاب مقدس که گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یک کلاغ را می فرستد که از فرستادن کلاغ نتیجه ای نمی گیرد و بعد از آن کبوتری را می فرستد- انصاف]
    درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده ترکی را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می کند نه باز می گردد.» [چارلز برلیتز در کتاب "کشتی گمشده نوح" (ترجمه احمد اسلاملو) نام این محل را "جایی که کلاغ نمی نشیند" ترجمه کرده است- انصاف]
    محل کنونی کشتی در دل کوههای آرارات از گذشته های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب "کشتی گمشده نوح" آمده نام این منطقه به «تمانین» (Temanin) معروف است که به معنی «هشت» است. شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که "نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت." همانطور که می بینیم بین کلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شکل و معنی شباهت زیادی وجود دارد- انصاف]
    در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی، در سمت چپ، تصویر رشته کوههایی دیده می شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است… در بالای سنگ کتیبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [کتاب مقدس، سرنشینان کشتی نوح را هشت نفر ذکر کرده است. در روایات شیعه نیز تعداد هشت نفر و هشتاد نفر، هر دو نقل شده است- انصاف] در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد.

    کتیبه یافت شده منتسب به حضرت نوح (ع)
    پیامبر اسلام فرمود: « هنگامی که خداوند اراده کرد قوم حضرت نوح را هلاک کند، به نوح فرمان داد کشتی بزرگی بسازد. جبرئیل نیز با میخ‌هایی برای ساختن کشتی فرود آمد. در میان انبوه میخ‌ها پنج میخ ویژه بود که درخشش خاصی داشت و بر روی هر یک نام یکی از پنج نور مقدس محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود.
    حضرت نوح هر کدام را بر می داشت، میخ همچون ستاره‌ای در تاریکی شب می درخشید. هنگامی که میخ پنجم را برداشت، پس از درخششی، اشکی از آن جاری شد.
    نوح از جبرئیل پرسید: « این میخ و اشک چیست؟»
    جبرئیل در پاسخ گفت: « این میخ حسین بن علی است.»
    حضرت نوح نیز هر یک را در یک طرف از کشتی کوبید.
    پیامبر فرمود: « در آیه « و حملنا علی ذات الواح و دسر » منظور از « الواح » چوب‌های کشتی و منظور از « دسر » ما هستیم. اگر ما نبودیم کشتی حرکت نمی کرد.»
    منابع:
    بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۳۲۲، حدیث ۱۴- امان الاخطار، ص ۱۰۷ و

    گزارش‌ باستان‌شناسی‌ شوروی‌ دربارة‌ کشتی‌ نوح
    بر اثر این‌ اکتشاف‌، ادارة‌ کلّ باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ برای‌ تحقیق‌ از چگونگی‌ این‌ لوح‌ و خواندن‌ آن‌، هیئتی‌ مرکّب‌ از هفت‌ نفر از مهمترین‌ باستان‌ شناسان‌ و اساتید خط‌ شناس‌ و زبان‌ دان‌ روسی‌ و چینی‌ را مأمور تحقیق‌ و بررسی‌ نموده‌ که‌ نام‌ آنها بدین‌ گونه‌ است‌:
    ۱ ـ پرفسور سولی‌ نوف‌، استاد زبان‌های‌ قدیمی‌ و باستانی‌ در دانشکدة‌ مسکو.
    ۲ ـ ایفاهان‌ خینو، دانشمند و استاد زبان‌شناس‌ در دانشکدة‌ لولوهان‌ چین‌.
    ۳ ـ میشانن‌ لوفارنک‌، مدیر کلّ آثار باستانی‌ شوروی‌.
    ۴ ـ تانمول‌ گورف‌، استاد لغات‌ در دانشکده‌ کیفزو.
    ۵ ـ پرفسور دی‌ راکن‌ استاد باستان‌ شناس‌ در آکادمی‌ علوم‌ لنین‌.
    ۶ ـ ایم‌ احمد کولا، مدیر تحقیقات‌ و اکتشافات‌ عمومی‌ شوروی‌.
    ۷ ـ میچر کولتوف‌، رئیس‌ دانشکدة‌ استالین‌.

    این‌ هیئت‌ پس‌ از ۸ ماه‌ تحقیق‌ و مطالعه‌ و مقایسة‌ حروف‌ آن‌ با نمونة‌ سائر خطوط‌ و کلمات‌ قدیم‌ متّفقاً گزارش‌ زیر را در اختیار باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ گذاشت‌:
    ۱ ـ این‌ لوح‌ مخطوط‌ چوبی‌ از جنس‌ همان‌ پاره‌ تخته‌های‌ مربوط‌ به‌ کاوش‌های‌ قبلی‌، و کُلاًّ متعلّق‌ به‌ کشتی‌ نوح‌ بوده‌ است‌؛ منتهی‌ لوح‌ مزبور مثل‌ سائر تخته‌ها آنقدرها پوسیده‌ نشده‌، و طوری‌ سالم‌ مانده‌ که‌ خواندن‌ خطهای‌ آن‌ به‌ آسانی‌ امکان‌ پذیر می‌باشد.
    ۲ ـ حروف‌ و کلمات‌ این‌ عبارات‌ به‌ لغت‌ سامانی‌ یا سامی‌ است‌ که‌ در حقیقت‌ اُمّ اللغات‌ (ریشة‌ لغات‌) و به‌ سام‌ بن‌ نوح‌ منسوب‌ می‌باشد.
    ۳ ـ معنای‌ این‌ حروف‌ و کلمات‌ بدین‌ شرح‌ است‌:
    توسّل‌ حضرت‌ نوح‌ به‌ پنج‌ تن‌ علیهم‌ السّلام‌ و أسامی‌ آنها بر کشتی‌
    «ای‌ خدای‌ من‌! و ای‌ یاور من‌!
    به‌ رحمت‌ و کرمت‌ مرا یاری‌ نما!
    و به‌ پاس‌ خاطر این‌ نفوس‌ مقدّسه‌:
    مُحمّد
    إیلیا (علیّ)
    شَبَر (حَسَن‌)
    شُبَیْر (حُسَین‌)
    فاطِمَه‌

    آنان‌ که‌ همه‌ بزرگان‌ و گرامی‌اند
    جهان‌ به‌ برکت‌ آنها برپاست‌.
    به‌ احترام‌ نام‌ آنها مرا یاری‌ کن‌!
    تنها توئی‌ که‌ میتوانی‌ مرا به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ کنی‌!»

    :salavat10:

    آگاه باشیم

    حسین(علیه السلام) را سهل انگاری منتظرانش به شهادت رساند که لعنت خدا بر آنان

    قال رسول الله (صلی علی محمد و آل محمد):
    زمانیکه در امتم بدعتها هویدا شد بر عالم است که علمش را آشکار کند ، هرکه نکند لعنت خدا بر او باد

  6. تشکر


  7. #24

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    474 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم

    ...

    بعداً دانشمند انگلیسی‌: این‌ ایف‌ ماکس‌، استاد زبان‌های‌ باستانی‌ در دانشگاه‌ منچستر، ترجمة‌ روسی‌ این‌ کلمات‌ را به‌ زبان‌ انگلیسی‌ برگردانید، و عیناً در این‌ مجلّه‌ها و روزنامه‌ها نقل‌ و منتشر گردیده‌ است‌:
    ۱ ـ مجلّة‌ هفتگی‌ «ویکلی‌ میرر» لندن‌، شمارة‌ مربوط‌ به‌ ۲۸ دسامبر ۱۹۵۳ م‌.
    ۲ ـ مجلّة‌ «استار انگلیسی‌» لندن‌، مربوط‌ به‌ کانون‌ دوّم‌ ۱۹۵۴ م‌.
    ۳ ـ روزنامة‌ «سن‌ لایت‌» منتشره‌ از منچستر، شمارة‌ مربوط‌ به‌ کانون‌ دوّم‌ ۱۹۵۴ م‌.
    ۴ ـ روزنامة‌ «ویکلی‌ میرر» تاریخ‌ یکم‌ شباط‌ ۱۹۵۴ م‌.
    ۵ ـ روزنامة‌ «الهدی‌» قاهره‌ مصر، تاریخ‌ ۳۰ مارس‌ ۱۹۵۳ م‌.
    سپس‌ دانشمند و محدّث‌ عالیمقام‌ پاکستانی‌ حکیم‌ سیّد محمود گیلانی‌ که‌ یک‌ موقع‌ مدیر روزنامة‌ «أهل‌ الحَدیث‌» پاکستان‌ (و نخست‌ از اهل‌ تسنّن‌ بوده‌ و بعداً از روی‌ تحقیق‌ به‌ آئین‌ تشیّع‌ گرائیده‌) آن‌ گزارش‌ را به‌ زبان‌ اُرْدو در کتابی‌ به‌ نام‌ «إیلیا مرکز نجات‌ ادیان‌ العالم‌» ترجمه‌ و نقل‌ کرده‌ است‌.
    آنگاه‌ مجلّة‌ «بذره‌» نجف‌ در شماره‌های‌ شوّال‌ و ذوالقعدة‌ ۱۳۸۵، سال‌ اوّل‌، صفحه‌ ۷۸ إلی‌ ۸۱ زیر عنوان‌: نامهای‌ مبارکی‌ که‌ حضرت‌ نوح‌ بدان‌ توسّل‌ جست‌، از اردو به‌ عربی‌ ترجمه‌ و نقل‌ کرده‌ است‌.
    لازم به تذکر است که لوح بدست آمده هم اکنون در موزه واتیکان در “رم” قرار دارد.
    در پایان اشاره به برخی نکات در تأیید تحقیقات:
    ۱- «کتاب مقدس» می گوید که کشتی نوح در ناحیه کوههای آرارات فرود آمده است.
    ۲- قرآن کتاب مقدس مسلمانان، می گوید که کشتی نوح بر روی کوه «جودی» نشسته است. کوهی که در حال حاضر کشتی مورد نظر بر آن قرار دارد به ترکی «کودی» داغ یا همان کوه «جودی» نام دارد. [در منابع اسلامی آمده است که محل کوه جودی در منطقه موصل است. مثلاً در کتاب «الدر المنثور» از امام کاظم(ع) نقل شده که «جودی کوهی است در موصل». رجوع به نقشه جغرافیایی نشان می دهد که نزدیکترین محل معروف و شناخته شده در عصر ائمه به کوه آرارات، منطقه موصل در شمال عراق است- انصاف] قضی الامر و استوت علی الجودی (سوره هود، آیه۴۴)
    ۳- آشور نصیربان دوم، پادشاه آشور (۸۵۹ – ۸۸۳ قبل از میلاد) مدعی بود که کشتی نوح در محلی به نام نیسیر پهلو گرفته است. در فاصله کمتر از ۵۰۰ یاردی محل کشتی، دهکده ای وجود دارد که اوزون گیلی نام دارد و پایین تر از آن بر روی نقشه های بسیار قدیمی، محلی به نام نیسیر یا نسیر مشاهده می شود.
    ۴- اسامی برخی اماکن در اطراف کوه آرارت نیز می تواند با ماجرای طوفان و کشتی نوح مرتبط باشد؛ خود کوه آرارات در میان ارمنی ها به کوه «ماسیس» معروف است که به معنی «مادر جهان» است، «نخجوان» به معنی «محل فرود» است، «اچمیادزین» به معنی «فرودگاه» یا «کسانی که فرود آمدند» است، «آرگوری» (Arghuri) نشان دهنده «پرورش درخت مو» است که می تواند یادآور کاشت درخت مو توسط حضرت نوح(ع) پس از پایان طوفان، آنطور که در کتاب مقدس به آن اشاره شده باشد، دهکده ای نزدیک به محل کشتی وجود دارد به نام «محشر» که می تواند یادآور مجازات جهانی مردم دنیا باشد- انصاف (به نقل از “کشتی گمشده نوح” صفحه ۱۷۱)]
    هم اینک دولت ترکیه با اعزام گروههای باستان شناس، کشتی را مورد حفاظت قرار داده و برخی از یافته های باستان شناسان برای حفاظت و مراقبت بیشتر، مورد توجه ویژه قرار گرفته اند. کشف چهار ستون فلزی فسیل شده که هرکدام ۱۲۰ سانتی متر طول دارند و از بخشهای مهم در ساخت کشتی بوده اند، از جمله این اشیاء است که هم اکنون در تملک وزارت معادن و فلزات ترکیه قرار دارد.
    در دل کوههای آرارات در نزدیکی مرزهای ایران و ترکیه، جسم عظیم فسیل شده ای قرنهاست که آرمیده و طوفان مهیب را پشت سرگذاشته است. کشتی بزرگ و مجهزی که یکی از پیامبران خدا را در رسالتش یاری داده است. این فسیل غول پیکر، راز و رمزهای بسیاری در دل خود نهفته دارد. ماجرای آن قرنهاست که مورد توجه بوده و دهها سال کانون کاوش ها و کنجکاویها خواهد بود. تحقیقات هم چنان ادامه دارد.
    منابع: مقاله ی “فسیل کشتی نوح” نوشته ی دکتر جاناتان گری، ترجمه ی کتايون افجه ای

    :salavat10:

    آگاه باشیم

    حسین(علیه السلام) را سهل انگاری منتظرانش به شهادت رساند که لعنت خدا بر آنان

    قال رسول الله (صلی علی محمد و آل محمد):
    زمانیکه در امتم بدعتها هویدا شد بر عالم است که علمش را آشکار کند ، هرکه نکند لعنت خدا بر او باد

  8. تشکر


  9. #25

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    49
    مورد تشکر
    75 پست
    حضور
    20 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    قصص قرآن




    سلام بر دوستان و اساتید عزیز

    من مطالب مفید تک تک دوستان و اساتید عزیز را مطالعه کردم و الحق که هم از مطالب مخالفان و هم از مطالب موافقان استفاده کردم. چند نکته به ذهن ناقص من می رسد که فکر می کنم بیان آن لازم باشد.

    1. "اثبات علمی" طوفان نوح و کلیه معجزات الهی کاری لغو است و به همین طریق "نفی علمی" معجزات الهی نیز به همین منوال کاری لغوتر است. تاکنون حتی یک معجزه الهی از طریق علمی ثابت نشده است و حتی یک معجزه الهی نیز از طریق علمی نفی نشده است. علت آن نیز واضح است : " علم بر تجربیات تکیه دارد و معجزه به هیچ وجه قابل تجربه نمی باشد". اصولا اگر معجزه قابل تجربه شدن و بررسی علمی بود دیگر "معجزه" نبود و یک پدیده یا Phenomenon یا Fact میبود.

    2. بارها از طرق مختلف شنیده ایم که گفته اند مثلا معجزه شق القمر از لحاظ علمی امکان ندارد و از طرف دیگر نیز شنیده ایم که برخی خواسته اند معجزه شق القمر را از لحاظ علمی ثابت کنند! در ابتدای قرآن کریم می خوانیم که قرآن برای کسانی نازل شده است که "یومنون بالغیب" هستند. کلید مساله در همین "یومنون بالغیب" نهفته است. اگر کسی دارای این صفت باشد "معجزه" به طور اتوماتیک برای او تعریف شده است و اگر دارای این صفت نباشد ساعتها صحبت با او راجع به معجزه کاری بی حاصل خواهد بود.

    3. دوستانی که سعی دارند بطریق علمی مثلا توفان نوح را انکار کنند از نظر علمی واقعا درست می گویند. اگر علم را قاضی قرار دهیم به هیچ عنوان نمی توان توفان نوح را ثابت کرد. اما مساله مهم این است که ادعای توفان نوح توسط کتاب یا کتبی ارائه شده که منطقه استدلالشان "ایمان" است و نه "علم". با علم تنها می توان در محدوده علم بحث کرد و با ایمان تنها می توان در محدوده ی ایمان بحث و استدلال نمود.

    4. از طرف دیگر دوستانی را داریم که در محدوده ی "ایمان" قصد دارند مثلا توفان نوح را برای کسانی که در محدوده ی "علم" هستند ثابت کنند غافل از اینکه اصول موضوعه علم با اصول موضوعه ایمان متفاوت است.

    5. این تفاوت باعث می شود که دو گروه نتوانند به زبان مشترکی برسند و بحثشان به طور کسل کننده ای بی نتیجه باشد.

    6. راه حل این است که ابتدا مشخص کنیم در کدام محدوده قصد بحث داریم و سپس اقدام به بحث و مناظره کنیم.


    از اینکه مصدع اوقات شدم معذرت خواهی می کنم.

    کوچک تمام دوستان
    ویرایش توسط سقراط حکیم : ۱۳۸۹/۰۴/۳۰ در ساعت ۱۲:۰۱

  10. تشکر


  11. #26

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    474 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سقراط حکیم نمایش پست
    سلام بر دوستان و اساتید عزیز

    من مطالب مفید تک تک دوستان و اساتید عزیز را مطالعه کردم و الحق که هم از مطالب مخالفان و هم از مطالب موافقان استفاده کردم. چند نکته به ذهن ناقص من می رسد که فکر می کنم بیان آن لازم باشد.

    1. "اثبات علمی" طوفان نوح و کلیه معجزات الهی کاری لغو است و به همین طریق "نفی علمی" معجزات الهی نیز به همین منوال کاری لغوتر است. تاکنون حتی یک معجزه الهی از طریق علمی ثابت نشده است و حتی یک معجزه الهی نیز از طریق علمی نفی نشده است. علت آن نیز واضح است : " علم بر تجربیات تکیه دارد و معجزه به هیچ وجه قابل تجربه نمی باشد". اصولا اگر معجزه قابل تجربه شدن و بررسی علمی بود دیگر "معجزه" نبود و یک پدیده یا Phenomenon یا Fact میبود.

    2. بارها از طرق مختلف شنیده ایم که گفته اند مثلا معجزه شق القمر از لحاظ علمی امکان ندارد و از طرف دیگر نیز شنیده ایم که برخی خواسته اند معجزه شق القمر را از لحاظ علمی ثابت کنند! در ابتدای قرآن کریم می خوانیم که قرآن برای کسانی نازل شده است که "یومنون بالغیب" هستند. کلید مساله در همین "یومنون بالغیب" نهفته است. اگر کسی دارای این صفت باشد "معجزه" به طور اتوماتیک برای او تعریف شده است و اگر دارای این صفت نباشد ساعتها صحبت با او راجع به معجزه کاری بی حاصل خواهد بود.

    3. دوستانی که سعی دارند بطریق علمی مثلا توفان نوح را انکار کنند از نظر علمی واقعا درست می گویند. اگر علم را قاضی قرار دهیم به هیچ عنوان نمی توان توفان نوح را ثابت کرد. اما مساله مهم این است که ادعای توفان نوح توسط کتاب یا کتبی ارائه شده که منطقه استدلالشان "ایمان" است و نه "علم". با علم تنها می توان در محدوده علم بحث کرد و با ایمان تنها می توان در محدوده ی ایمان بحث و استدلال نمود.

    4. از طرف دیگر دوستانی را داریم که در محدوده ی "ایمان" قصد دارند مثلا توفان نوح را برای کسانی که در محدوده ی "علم" هستند ثابت کنند غافل از اینکه اصول موضوعه علم با اصول موضوعه ایمان متفاوت است.

    5. این تفاوت باعث می شود که دو گروه نتوانند به زبان مشترکی برسند و بحثشان به طور کسل کننده ای بی نتیجه باشد.

    6. راه حل این است که ابتدا مشخص کنیم در کدام محدوده قصد بحث داریم و سپس اقدام به بحث و مناظره کنیم.


    از اینکه مصدع اوقات شدم معذرت خواهی می کنم.

    کوچک تمام دوستان

    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و عرض ادب

    بسیار زیبا فرمودید

    البته مواردی از نشانه های باقی مانده از معجزات به فرمایش الله در قران موجود می باشد

    :salavat10:

    آگاه باشیم

    حسین(علیه السلام) را سهل انگاری منتظرانش به شهادت رساند که لعنت خدا بر آنان

    قال رسول الله (صلی علی محمد و آل محمد):
    زمانیکه در امتم بدعتها هویدا شد بر عالم است که علمش را آشکار کند ، هرکه نکند لعنت خدا بر او باد

  12. #27

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    1,390 پست
    حضور
    12 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    : " علم بر تجربیات تکیه دارد و معجزه به هیچ وجه قابل تجربه نمی باشد". اصولا اگر معجزه قابل تجربه شدن و بررسی علمی بود دیگر "معجزه" نبود و یک پدیده یا Phenomenon یا Fact میبود.

    2. بارها از طرق مختلف شنیده ایم که گفته اند مثلا معجزه شق القمر از لحاظ علمی امکان ندارد و از طرف دیگر نیز شنیده ایم که برخی خواسته اند معجزه شق القمر را از لحاظ علمی ثابت کنند! در ابتدای قرآن کریم می خوانیم که قرآن برای کسانی نازل شده است که "یومنون بالغیب" هستند. کلید مساله در همین "یومنون بالغیب" نهفته است. اگر کسی دارای این صفت باشد "معجزه" به طور اتوماتیک برای او تعریف شده است و اگر دارای این صفت نباشد ساعتها صحبت با او راجع به معجزه کاری بی حاصل خواهد بود.

    3. دوستانی که سعی دارند بطریق علمی مثلا توفان نوح را انکار کنند از نظر علمی واقعا درست می گویند. اگر علم را قاضی قرار دهیم به هیچ عنوان نمی توان توفان نوح را ثابت کرد. اما مساله مهم این است که ادعای توفان نوح توسط کتاب یا کتبی ارائه شده که منطقه استدلالشان "ایمان" است و نه "علم". با علم تنها می توان در محدوده علم بحث کرد و با ایمان تنها می توان در محدوده ی ایمان بحث و استدلال نمود.

    .
    معجزه یک بعد طبیعی دارد و یک بعد غیر طبیعی بهرحال معجزه در چارچوب زمان و مکان اتفاق می افتد اینکه بر معجزه بودن فران استدلال میشود ایا بنظر شما بمعنای غیر تچربی بودن انست؟!!

    بیشتر معجرات مرتبط با علوم پیامبران است که ورای دانش معاصر خود بوده است. معجزه بمعنای خرلق عادت است نه بمعنای ماورایی بودن است ماورایی بودن ان معمولا مربوط به منشا انست و نه به عوارض ان
    اگر معجزه امری کاملا ماورایی باشد بنابراین ادمی نمیتواند انرا دریابد ببیند و بفهمد که به ان ایمان بیاورد

    و از انجا که معجزات بهرحال در محدوده زمان و مکان و در دنیای مادی و زمینی ما و برای ما روی میدهند دارای اثار و عوارضی طبیعی و مادی هستند
    طوفان نوح انچنان بزرگ بوده است که اثاری از ان در بین النهرین از خود برجای نهد از اینرو باستانشناسان در حفاری های خود به نکات قابل توجهی دست یافته اند

    نکات باستانشناسی :
    در فاصله سال های 1889 تا 1900 نخستین هیئت امریکایی که در عراف به حفار و کاوش مشغول شدند به یک صفحه ی گلی برخوردند که قصه سومری توفان در شهر «نیبور/نفر» بران نوشته شده بود و «ارنو پوبل» (Arno poepel) نخستین کسی بود که در سال 1914 انرا منتشر کرد. قدیمیترین داستان به لوحی برمیگردد در حدود 2600سال قبل از میلاد

    باستانشناسی این قصه
    اما ایا هم اکنون در عراق اثار و نشانه هایی باستانی که قصه سومری توفان را به اثبات برساند، وجود دارد ؟!
    «سرلئونارد وولی» در سال 1929 در کاوشهای خود در شهر اور به طبقه ای از گل و لای سیل اورد طوفانی (تقریبا به فاصله هشت گام) بر خورد و نظر به انباتگی این طبقه از گل و لای و تا حد زیادی همخوان ی زمان ان با نصوص سومری و در نظر داشتن این حقیقت که بر قسمت فوقانی و زیرین اثری واقع است که به روزگار تمدن «عبید» منیهی میشود به این نتیجه می رسد که ان دلیلی مادی بر توفان سومری است.
    همچنین نشانه هایی برجای مانده که نشان از ماقبل روزگار نخستین خاندان در جنوب عراق دارد . انگاه وولی در منطقه ای وسیع گرداگرد اور در ناحیه ای در شمال غربی برای یافتن گستره همین طبقه از لای سیل اوردبه کاوش پراخت و نتیجه او نیز مثبت بود و از حفاری خویش به این دیدگاه مشهور رسید که با توفانی که در کتابهای مقدس امده همخوانی دارد.
    باز دلایلی از الواح پادشاهان سومری و نگاشته هایی به خط میخی در دست است که به سال 2000 ق.م و یا به زمانی تعلق دارد که چندان متاخر از نیمه روزگار خاندان سوم اور (حوالی 2112-2015ق.م) نیست. شاید هم پیش از عهد «أتو حیجال» از خاندان پنجم ورکاء أکدی باشد. اگر چه چنین پیداست که انها را از روی الوحای کهن نگاشته اند که چه بسا قدمت ان به واپسین سالیان روزکار «اکدی» بر میگردد. در هر صورت این الواح در بردارنده دانستنی هایی تاریخی است که قدمت ان به اغازین روزگار تاریخی در عراق باستان و حتی پیش از ان بر میگردد[] رفرنس دهم
    انگاه این سند چنین مقرر میدارد که :
    وقتی فرمانروایی از اسمان فرو فرستاده شد در شهر اریدو بود.
    انگاه ان لوح از هشت پادشاه سخن میگوید که پیش از توفان در پنج شهر فرمانراویی کردند که عبارتند از :اریود؛ بادتیبیرا(تپه مدائن در نزدیکی تللو) لارک(ورکا در نزدیکی کوت العماره) سیبار (ابوحبه) و شورباک(تل فاره). این پادشاهان 200 تا 241 سال فرمان راندند و اخرین این پادشاهان -وبار - توتو - بودکه مدنی حکومت کرد انگاه پس از ان حادثه توفان اتفاق اقتاد و ان سرزمین سرار غرقه شد و پس از فرو نشتین توفان پادشاهی از اسمان به (کیش / تا احیمر کنونی در نزدیکی حله) و پس از نام شهرهایی که بر عراق فرمان رانده اند یاد میکند.به رعم امار و ارقام اسطوره ای که این سند از قبیل ان پایان روزگار اسطوره ای که این سند از قبیل مدت فرمانروایی پادشاهانش ارائه میدهد باز برما دوار است که بتوانیم از روی ان پایان روزگار اسطوره ای را از اغاز عصر تارخی باز ناسیم اما بی تردید از لابه لای این سند و توان به دانستنی های تاریخی دستی دست یافت با این حال انچه در این مقال در درجه نخست اهمیت قرار دارد این است که چنین سندی به روشنی از توفانی سخن میگویدکه مبان دو فرمانروایی پیش و پس از ان جدایی می اندازد چنانکه فرمانروایی دوم پس از وقوع توفان با نزول دوباره از اسمان به کیش انگاه به ورکا و اور اغاز میشود میتوان چنین استدلال کرد که لوح پادشاهان سومری رخداد توفان بزرگ را به مثابه قطع اسمترار تاریخ دیرین عراق می شمارد از این روی باید ان را حد فاصل میان روزگار ما قبل تاریخی و عصر تاریخی دانست.


    همچنین بسیار مهم است که به این موضوع اشاره کرد که نشانه های باستان شناسی که در طبقات دو شهر «أریدو» و « ورکاء» یافت شده اند حقیقت نصوص امده در سند لوح پادشاهان سومری را از حیث جابجایی سلطه ی سیاسی در جنوب عراق قدیم و در میان ان شهرها ثابت می کند. []
    انگاه سرلئونارد وولی همین توفان مورد بحث را چنان بزرگ می داند که پس از ان در هیچ روزگاری عراق باستان شاهد چنان توفانی نبوده است و می گوید درست است که در «اور» و در دیگر سرزمین های بین النهرین می توان نشانه هایی دال بر وقوع سیلابهای موقت و محلی در ادوار مختلف تاریخ عراق باستان یافت ؛ تا انجا که در برخی موارد پی ایندی بیشتر از باران های فرو بارید در گستره ای محدود ندارد. این نیز درست است توفانی که نقطه پایان تمدن «عبید» بود از حیث زمان با تاریخ سومری که از طریق سنت ها به ما رسیده همخوانی دارد و خود همان توفانی است که لوح پادشاهان سومری از ان سخن می گوید یعنی همان توفانی که تورات در سفر پیدایش از ان یاد می کند همچنین نباید چنین پنداشته شود که این قصه سراسر درست است . همچنین نباید غافل بود که موضوع جانشنینی حقیقی تاریخی است اما تفاصیلی را که مولف سومری یا عربی برای روشنگری ها و ذکر اوصاف بر ان افزوده است ؛ هدفی که هر کس از انها در نگارش انها داشته اند همخوانی دارد. به عنوان نمونه توارت می گوید که اب بیست و شش گام بالا امد و چنانکه قراین بر می اید تا حد زیادی این سخن درست است چنانکه قصه سومریی این واقعه را ببان میکند که انسان پیش از توفان در کلبه هایی ساخته شده از «نی» می زیست و این امری است که درستی ان با حفاری های باستانشناسانه ی شهرهای «عبید» و «اور» ثابت شده است . همچنین نوح کشتی اش را از چوب سبکی ساخته بود که اب در ان راه نمی یافت و دران اثر نمی کرد چنانکه از دو سو ، انرا اندود کرده بود و این امر نیز در حفاری ها به ثبوت رسیده است. []
    همچنین سرلئونارد وولی بهمراه گروه تحقیق میگوید که در «اور» فرودین طبقه بناهای سومری را یک طبقه گلین سرشار از کوزه های سفالی رنگارنگ همراه با ادواتی از سنگ اتش زنه و بلور اتشفشانی یافته است که درازی این طبقه دود شانزده پا (نزدیک به 3 متر) است فرودین طبقه سازه های گلین که شاید بتوان قدمت انرا به سال 2700 ق.م برگرداند. وچه بسا شهر «اور» در روزگار پیش از توفان در فروتر از این طبقه برپا بود که تا کنون در گستره ای فراخ از این منطقه کاوشهای فراگیر صورت نپذیرفته است و تنها چیزی که می توان به اثبات رساند این است که پیش از توفان شهری وجود داشته است ..دیگر انکه ان سفال های رنگارنگ که در جنوب سرزمین رافدین پراکنده بود و برای یکبار به طور کامل پیش از توفان پنهان شده بود، ان بود که توفان کار ساکنان ان سرزمین را یکسره کرد و حتی انان که زنده ماندند قدرت تولید تولید سفال را از دست دادند، انگاه ملتی دیگر (سومریان) به انجا (یعنی سرزمینی تهی از سکنه) امدند و تمدنی تازه بنیاد نهادند و سفال هایشان را به جای دست (که در روزگار پیش از توفان رایج بود) باچرخ می ساختند ، همچنانکه از افزارهای ساخته شده از سنگ های معدنی نیز به جای سنگ های اتشفشانی استفاده میکردند.[]

    وولی درباره منطقه طوفان میگوید « ناحیه فرودست رودهای دجله و فرات بود که منطقه مسکونی ان دیار را فرو گرفت» p34-46
    یعنی در مناطقی چون
    اور+ کیش (خود چند منطقه است) + فاره + نینوا . وولی درباره طول و عرض این منطقه میگوید 450 میل و 100 میل یعنی حدود 650 کیلومتر درازی به پنهای 150 کیلومتر ،
    this deluge was not universal, but a local disaster confined to the lower valley of the tigris and euphrates, affecting an area perhaps 400 miles long and 100 miles wide; but for the occupants of the valley that was the whole world! (woolley, 1929:31).


    ن.ک :محمدبیومی مهران 4/200

    و طوفان نوح نیز طوفانی منطقه ای بوده است که در بین النهرین روی داده است


    همچنین بنگرید به سایت کتاب مقدس و نکات باستنشاسی به تقریری دیگر
    http://www.farsicrc.org/index.php?option=com_content&view=article&id=1554:9----&catid=131:about-us&Itemid=148

    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۹/۰۴/۳۰ در ساعت ۲۱:۱۱
    بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن

  13. تشکر


  14. #28

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    49
    مورد تشکر
    75 پست
    حضور
    20 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    توفان نوح




    سلام

    از مطلب جالب شما که راجع به تاریخ توفان نوح است متشکرم و واقعا استفاده کردم چون ذاتا خیلی علاقمند به مطالب تاریخی هستم. ضمن تایید فرمایش شما چند نکته ای من باب تذکر به خودم بیان می شود:

    1. همان طور که قبلا عرض کردم دو مقوله "ایمان" و "علم" را نباید با هم خلط کرد. مطالب شما از دید "مومن به قرآن" بدون شک تایید کننده توفانی است که می تواند توفان نوح باشد. "مومن" با خواندن این مطالب پی می برد که قول خداوند در قرآن و دیگر کتب مقدس لااقل در این مورد که "توفان عظیمی" وجود داشته درست بوده است. از دید کسی که سلاح او ایمان است، این واقعه تاریخی که توسط علم تایید شده، تاییدی علاوه بر هزاران تایید دیگری است که بر قرآن کریم و مطالب نغز آن صحه گذاشته اند. او از این مطلب تاریخی درس ایمان می گیرد و مصداق "زادتهم ایمانا" و "یزیدهم خشوعا" می شود.

    2. اما یک لحظه خودتان را جای کسی بگذارید که سلاح او تنها علم است و با این سلاح به دنبال حقیقت می گردد. لطفا توجه بفرمایید که "سلاح موثر ایمان" در این شخص وجود ندارد و یا هنوز وجود پیدا نکرده است. فرض را بر این بگذاریم که این شخص با سلاح علم واقعا در پی حقیقت باشد و از موضع الحاد و انکار وارد قضیه نشده باشد. از دید چنین ناظری مطلبی که شما در تایید توفان نوح آورده اید، صرفا مطلبی است که در تایید "یک توفان" آمده است. همانطور که خودتان در متن فرموده اید توفان فوق صرفا یک توفان منطقه ای بوده است که در منطقه بین النهرین رخ داده است. در حالیکه به نص قرآن (سوره مبارکه صافات آیه 77 : و جعلنا ذریه هم الباقین) که تقریبا تمام تفاسیر معتیر اجماع دارند که منظور از آیه این است که پس از توفان نوح فقط از نسل او باقی ماند و بقیه نابود شدند. این آیه نشان می دهد که توفان نوح به هیچ وجه منطقه ای نبوده است و کاملا عالمگیر بوده است.

    3. ناظر بی طرفی که سلاح او "علم" باشد و هنوز به درجه والای "ایمان" نرسیده باشد، چاره ای ندارد که از خواندن مطالب شما و جمع آن با حقایقی که گفته آمد نتیجه گیری کند که یا توفان مورد نظر شما توفان نوح نبوده است و یا نعوذ بالله قول خداوند مبنی بر اینکه پس از توفان تنها ذریه نوح در زمین باقی ماند اشتباه بوده است. چون در زمان مورد اشاره شما اقوام دیگری خارج از بین النهرین زیست می کرده اند. (زمان مورد اشاره شما 2000 سال قبل از میلاد است و حال آنکه مثلا در چین یا ایران یا مصر ما منابع تاریخی از 10000 سال قبل از میلاد داریم )

    4. فرض کنیم توفان مورد بحث شما همان توفان نوح بوده باشد (شخصی که به طور "علمی" به مساله نگاه می کند اگر واقعا ناظر بیطرفی باشد هیچ گاه روی نظر خود تعصب ندارد و صرفا مشاهدات خود را در نظر می گیرد. در علم گفته می شود که حتی اگر آدم صد درصد به موردی اعتقاد داشته باشد باز هم باید یک درصد احتمال خطا را در نظر خود بدهد). در این صورت از نظر ناظر بیطرف صرفا کتب مقدس مطلبی تاریخی را بیان کرده اند و این حقانیت ایشان را ثابت نمی کند. وقوع یک توفان - هر قدر هم سهمناک و مهیب- در تاریخ 4 میلیارد ساله ی زمین چیزی نیست که بتوان از دید یک ناظر بی طرف که تنها دارای سلاح "علم" است ، معجزه تلقی شود. اگر اینطور حساب کنیم قطعا انفجاری که باعث از بین رفتن دایناسورها روی کره زمین شد، معجزه ی والاتری بوده است که متاسفانه در کتب مقدس به آن اشاره ای نشده است.

    5. به حرف اول خودم باز می گردم. "اثبات علمی" طوفان نوح و کلیه معجزات الهی کاری لغو است و به همین طریق "نفی علمی" معجزات الهی نیز به همین منوال کاری لغوتر است. تاکنون حتی یک معجزه الهی از طریق علمی ثابت نشده است و حتی یک معجزه الهی نیز از طریق علمی نفی نشده است. علت آن نیز واضح است : " علم بر تجربیات تکیه دارد و معجزه به هیچ وجه قابل تجربه نمی باشد". اصولا اگر معجزه قابل تجربه شدن و بررسی علمی بود دیگر "معجزه" نبود و یک پدیده یا Phenomenon یا Fact میبود.

    والسلام علی من اتبع الهدی
    کوچک دوستان و اساتید محترم


  15. تشکر


  16. #29

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    1,390 پست
    حضور
    12 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    همان طور که قبلا عرض کردم دو مقوله "ایمان" و "علم" را نباید با هم خلط کرد. مطالب شما از دید "مومن به قرآن" بدون شک تایید کننده توفانی است که می تواند توفان نوح باشد. "مومن" با خواندن این مطالب پی می برد که قول خداوند در قرآن و دیگر کتب مقدس لااقل در این مورد که "توفان عظیمی" وجود داشته درست بوده است. از دید کسی که سلاح او ایمان است، این واقعه تاریخی که توسط علم تایید شده، علاوه بر هزاران تایید دیگری است که بر قرآن کریم و مطالب نغز آن صحه گذاشته اند
    بادرود
    اما گویا شما مطلب ایمان و تاریخ را با هم خلط کرده اید ما درباره ی بعد تاریخی داستان صحبت میکنیم و نه بعد ایمانی داستان. اگر از خارج گود بنگریم میبینیم که بعد تاریخی و ونگاه باستانشاسی بما نشان میدهد که روایت کتب مقدس درباره ی این داستان بطور کلی صیحیح است اما ممکن است تضادهای با برخی جزییات وجود داشته باشد. هدف از این تایپیک بررسی بعد تاریخی انست که ایا اصولا چنین واقعه ای بطور کلی روی داده است ؟! در کل جواب از بعد تاریخی مثبت است . بنابراین در اینجا ما فقط از بعد تاریخی مینگریم نه با سلاح ایمان که تکیه و تاکید شما برانست . از طرفی ما نکات اموزنده داستان را بازگو نکرده ایم هدف دوستان نیز بازگو کردن نکات پنداموز و عبرت اموز داستان نبوده است هدف بررسی تاریخی این داستان بوده است

    خودتان را جای کسی بگذارید که سلاح او تنها علم است و با این سلاح به دنبال حقیقت می گردد. لطفا توجه بفرمایید که "سلاح موثر ایمان" در این شخص وجود ندارد و یا هنوز وجود پیدا نکرده است. فرض را بر این بگذاریم که این شخص با سلاح علم واقعا در پی حقیقت باشد و از موضع الحاد و انکار وارد قضیه نشده باشد. از دید چنین ناظری مطلبی که .... همانطور که خودتان در متن فرموده اید توفان فوق صرفا یک توفان منطقه ای بوده است که در منطقه بین النهرین رخ داده است. در حالیکه به نص قرآن (سوره صافات آیه 77 : و جعلنا ذریه هم الباقین) که تقریبا تمام تفاسیر معتیر اجماع دارند که منظور از آیه این است که پس از توفان نوح فقط از نسل او باقی ماند و بقیه نابود شدند. آیه نشان می دهد که توفان نوح به هیچ وجه منطقه ای نبوده است و کاملا عالمگیر بوده است
    درباه سلاح و ابزارالات جنگی گفته ای هرچند کوتاه امد و فکر میکنم کاملا بیربط با تایپیک مورد بحث ماست
    اما توفان منطقه ای مساحت عظیمی را تشکیل میدهد (= 650*150 کیلومتر) عمق اب انچنان بوده است که نوح را بران دارد که کشتی برسازد و اثار این توفان همچنان پابرجا باشد

    اگر از خارج از گود بنگریم و نظر برخی از مفسرین را ملاک قرار دهیم انگاه میتوان گفت که روایت توفان از دید قران اینچنین بوده است . درباره ارا مفسرین پیش از این در این سایت گفتگویی داشته ام
    معنای صحیح ایه ی 77 سوره صافات میتواند اینچنین « ذريه او را جزو باقى ماندگان قرار داديم»
    استناد به این ایه مبنی بر عالمگیر بودن طوفان براستی چندین مغالطه دربردارد

    تفسیر نمونه
    آيا مردم روى زمين همه از دودمان نوحند؟
    جمعى از بزرگان مفسرين از جمله و جعلنا ذريته هم الباقين (ما فرزندان نوح را بازماندگان در زمين قرار داديم ) چنين استفاده كرده اند كه تمام نسل بشر بعد از نوح از دودمان او به وجود آمدند و هم اكنون همه از فرزندان نوحند.
    اين سخن را بسيارى از مورخان نقل كرده اند كه از نوح سه فرزند باقى ماند به نام : سام و حام و يافث و تمام نژادهاى امروز كره زمين به آنها منتهى مى شوند، نژاد عرب و فارس و روم را نژاد سامى مى دانند، و نژاد ترك و گروهى ديگر را از اولاد يافث ، و نژاد سودان و سند و هند و نوبه و حبشه و قبط و بربر را از اولاد حام مى شمرند.
    بحث در اين مساءله نيست كه اين نژاد از كدامين فرزند نوح است چرا كه در اين مساءله در ميان مورخان و مفسران تعبيرهاى مختلفى ديده مى شود، بحث در اين است كه آيا همه نژادهاى انسانى به اين سه بازمى گردد؟
    در اينجا اين سؤ ال پيش مى آيد كه مگر مؤ منان ديگرى با نوح در كشتى سوار نشدند سرنوشت آنها چه شد؟ آيا آنها همگى از دنيا رفتند بى آنكه فرزندى از آنها باقى بماند؟ و يا اگر فرزندانى داشتند فرزند دختر بود كه با اولاد نوح ازدواج كردند؟ اين مساءله از نظر تاريخى چندان روشن نيست ، بلكه از بعضىروايات پاره اى اشارات در آيات قرآن ممكن است استفاده كرد كه از آنها نيز فرزندانى در روى زمين مانده ، و اقوامى از اولاد آنها هستند.
    در حديثى كه در تفسير على بن ابراهيم از امام باقر در توضيح آيه فوق نقل شده چنين مى خوانيم : الحق و النبوة و الكتاب و الايمان فى عقبه ، و ليس كل من فى الارض من بنى آدم من ولد نوح قال الله فى كتابه احمل فيها من كل زوجين اثنين و اهلك الا من سبق عليهالقول منهم و من آمن و ما آمن معه الا قليل ، و قال الله عز وجل ايضا: ذرية من حملنا مع نوح
    منظور خداوند از اين آيه (و جعلنا ذريته هم الباقين ) اين است كه حق و نبوت و كتابآسمانى و ايمان در دودمان نوح باقيماند، ولى تمام كسانى كه از فرزندان آدم در روىزمين زندگى مى كنند از اولاد نوح نيستند، چرا كه خداوندمتعال در كتابش مى گويد: ما به نوح دستور داديم كه از هر جفتى از حيوانات يك زوج بركشتى سوار كن ، و همچنين اهل خانواده ات را، مگر آنها كه قبلا وعده هلاكشان داده شده (اشارهبه همسر نوح و يكى از فرزندانش ) و همچنين مؤمنان را، جز گروه اندكى به نوح ايماننياوردند - و نيز (خطاب به بنى اسرائيل كرده مى گويد اى فرزندان كسانى كه بانوح بر كشتى سوار كرديم .
    در ادامه مبحث فوق ایت الله مکارم مینویسند «و به اين ترتيب آنچه در باره منتهى شدن تمام نژادهاى روى زمين به فرزندان نوح مشهور است ثابت نيست.»


    هرچند اکثر متقدمین چنین گفته اند ولی اگر مبنا فقط نظر انها باشد مغالطه شایع توسل بهاکثریت و.. اشکار خواهد بود
    در اکثر روایات نیز گفته شده است که کشتی نوح و قومش در منطقه ای در بین النهرین فرود امد
    در احسن تقاسیم درباره شهر اقور امده است «كشتى نوح در آنجا بر كوه جودى نشست، و سوارانش شهر ثمانين را در آنجا ساختند و بماندند. در آنجا بود كه خدا توبه قوم يونس را پذيرفت و چشمه را در آن جوشانيد.» و اقور در میان رودان بوده است


    دکتر بیومی مهران در رد این نظر 18 دلیل می اورد که چند مورد ان به اختصار بیان میشود :
    1- از نص تمامی ایات قران برمی اید که نوح بسوی قوم خود برانگیخته شد
    ایات 59-63 سوره اعراف ، توبه 70 - قوم نوح- ، یونس 71 ، هود25 -30 ، هود 36 ، ابراهیم 29، مومنون 23-24، شعرا 194-106، عنکبوت 14، ذاریات 46، نجم 52 ، ، قمر 9 ، و....

    2- دانشمندان در اینباره اتفاق نظر دارند که همگی پیامبران جز پیامبر اسلام تنها به سوی قوم خود مبعوث شدند ازاینروی قران از پیامبران از ان حضرت همواره قرین قوم ویژه انا تعبیر میکند. چنانکه از ایات سور های : ص12-14، اعراف 80 ، اعراف103-104، ابراهیم5-6، ال عمران 49 ، بر می اید.

    3- تنها پیامبر اسلام است که برای جهانیان فرستاده شده است این هم از ایات قران بر می اید و هم احادیث ، بنگرید به : انبیا107 ،سبا28 ، ابراهیم 1، فرقان 1، اعراف158 ، حج 49، ابراهیم 52 ، ص 87 ، ابراهیم 31-33.
    پیامبر فرمود « پنج چیز به من ارازنی شده که پیش از من خداوند متعال انهارا به هیچکس از پیامبران نداده است ، .... پنجم انکه هر پیامبری سوی قوم خود برانگیخته شد و من به سوی تمامی مردم برانگیخته شدم»
    در حدیث شفاعت نیز امده که « تو نخستین فرستاده به سوی زمینان هستی» تفسیر المنار7/503
    4- قران می فرماید « هرگز قومی را تا زمانی که پیامبری درمیان انان برنیانگته ایم کیفر نخواهیم داد» اسرا 15
    و نوح بنا به اکثر روایات در عراق مبعوث شد و قوم او نیز در انجا بودند.
    حال انکه خداوند می فرماید « به کیفر گناهان خویش غرق شدند و سپس به دوزخ درامدند و برای خویش دربرابر خداوند یاوری نیافتند» نوح25
    یعنی انانکه هلاک شدند به کیفر گناهان خویش هلاک شدند که نوح را انکار کرده بودند چنانکه قران می فرمایدـ گفت : پروردگاراانان از فرمان من سر پیچیدند» انان بت پرستی و دوگانه پرستی را رها نکردند
    « به نوح وحی شد که هرگز از قوم تو کسی دیگر ایمان نخواهد اورد» هود36
    «ونوح کشتی میساخت و هرگاه که گروهی از قومش بر او میگذشتند اورا به ریشخند می گرفتند میگفت اگر مارا به ریشخند میگیرید ماهم شمارا به ریشخند خواهیم گرفت »
    دعای نوح نیز چین است « خدوندا از ان روی که مرا دروغزن انگاشتند یاریم کن» مومنو26 « چون خود و همراهانت به كشتى نشستيد، بگو: سپاس خدايى را كه ما را از مردم ستمكاره رهايى بخشيد. »28 «پس اورا دروغ انگاشتند و او و کسانی را که با او بودند در کستی نجات دادیم و انان را جانشین پیشینیان گردانیدیم و کسانی را که ایات مارا دروغ انگاشتند غرق کردیم پس بنگر سرانجام هشدار یافتگان چگونه است» یونس 73
    تمامی این ایات براین حقیقت گواهد که غرق شدگان تکذیب کنندگان نوح بودند و ایه اخیر اشارت دارد که این رویداد پس از ان اتفاق افتاد که هشدار یافتند و این نیز تصدیق دیگری بر ان ایه الهی که می فرماید « ما هيچ قومى را عذاب نمى‏كنيم تا آن گاه كه پيامبرى بفرستيم. »اسرا15

    5- درباره فراگیر بودن توفان نیز در قران نص صریحی در دست نداریم و اینکه می فرماید «قبل یا ارض ابلعی ماءک» هرگز نصی بر تمامی بخش های زمین نیست چنانکه در موارد بسیاری در عین فصاحت بر یک سوی ز جهت های زمین دلالت می کند مانند انچه درسوره یوسف امده است که « مرا بر گنجینه های زمین بگمار که من نگاهبان دانایی هستم » « بدینسان به یوسف در ان سرزمین تمکن بخشیدیم »
    چنانکه ملاحظه میشود در هردو مورد مراد از «ارض» سرزمین مصر است نه سراسر زمین.
    صاحبان تفسیر جلالین نیز در تفسیر ایه «ان فرعون لعال فی الارض/ بی گمان فرعون در این سرزمین به سرکشی روی اورده است» معتقدند که مراد از ارض همان سرزمین مصر است.
    در سخن پیامبران و اقوام معمول ات که در اخبار خویش از «الارض» به عنوان سرزمین و وطن یاد میکنند چنانکه خدا درباره سخن فرعون به موسی و هارون بفرمود» برایتان در زمین برگی خواهد بود» یونس78 که مراد از ارض در این ایه سرزمین مصر است همچنین در اسرا76 مراد از ارض مکه مکرمه است و در اسرا 4 مراد منطقه ای است که بنی اسرائیل می زیستند
    بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن

  17. تشکرها 2


  18. #30

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    1,390 پست
    حضور
    12 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    ناظر بی طرفی که سلاح او "علم" باشد و هنوز به درجه والای "ایمان" نرسیده باشد، چاره ای ندارد که از خواندن مطالب شما و جمع آن با حقایقی که گفته آمد نتیجه گیری کند که یا توفان مورد نظر شما توفان نوح نبوده است و یا نعوذ بالله قول خداوند مبنی بر اینکه پس از توفان تنها ذریه نوح در زمین باقی ماند اشتباه بوده است. چون در زمان مورد اشاره شما اقوام دیگری خارج از بین النهرین زیست می کرده اند. (زمان مورد اشاره شما 2000 سال قبل از میلاد است و حال آنکه مثلا در چین یا ایران یا مصر ما منابع تاریخی از 10000 سال قبل از میلاد داریم )
    پیش از این چنین گفته امد که از دید یک ناظر بی طرف کلیت داستان صحیح است و مابقی استنادات نیز نص صریحی از قران بدست نمیدهد از اینرو ان تفسیر پذیر است و چون تفسیر پذیر است هرگز نص و نوشته ای برای نتیجه گیری خاص نیست ونمیتواند پایه و مبنای استدلال باشد
    اما درمورد زمان زمان توفان نوح حدود 2700تا 2800 سال پیش از میلاد بوده است بله در بین النهرین نیز هم از پیش از توفان و هم پس از توفان اثار تاریخی وجود دارد اثاری که با هم متفاوت ند و گواهی بروجود طوفانند!


    فرض کنیم توفان مورد بحث شما همان توفان نوح بوده باشد (شخصی که به طور "علمی" به مساله نگاه می کند اگر واقعا ناظر بیطرفی باشد هیچ گاه روی نظر خود تعصب ندارد و صرفا مشاهدات خود را در نظر می گیرد. در علم گفته می شود که حتی اگر آدم صد درصد به موردی اعتقاد داشته باشد باز هم باید یک درصد احتمال خطا را در نظر خود بدهد). در این صورت از نظر ناظر بیطرف صرفا کتب مقدس مطلبی تاریخی را بیان کرده اند و این حقانیت ایشان را ثابت نمی کند. وقوع یک توفان - هر قدر هم سهمناک و مهیب- در تاریخ 4 میلیارد ساله ی زمین چیزی نیست که بتوان از دید یک ناظر بی طرف که تنها دارای سلاح "علم" است ، معجزه تلقی شود. اگر اینطور حساب کنیم قطعا انفجاری که باعث از بین رفتن دایناسورها روی کره زمین شد، معجزه ی والاتری بوده است که متاسفانه در کتب مقدس به آن اشاره ای نشده است
    ماو دیگر دوستان شرکت کننده در بحث هرگز در پی اثبات معجزه برای این سخن یا ان سخن نبوده اند فقط بعد تاریخی داستان را مورد بحث و بررسی قرار داده اند
    شما به یکباره وارد بحث شده و سخن از معجزه و سلاح علم و ایمان گفتید و افزودید که معجزه اصولا قابل تجربه نیست! بی انکه بخواهید نظری را نقد کنید

    همچنین هدف از بیان داستانهای قرانی بیان معجزات پیامبران نبوده است بلکه هدف پند اموزی و عبرت اموزی بوده است چنانکه میخوانیم :
    « واز اخبار رسولان برتو میخوانیم اخباری که با ان دلت استوار می داریم در این قران حق و پندی و یاد کردی برایت امده است»هود120
    «به راستی که در داستانشان عبرتی برای خردمندان است»یوسف111 و ایات دیگر



    به حرف اول خودم باز می گردم. "اثبات علمی" طوفان نوح و کلیه معجزات الهی کاری لغو است و به همین طریق "نفی علمی" معجزات الهی نیز به همین منوال کاری لغوتر است. تاکنون حتی یک معجزه الهی از طریق علمی ثابت نشده است و حتی یک معجزه الهی نیز از طریق علمی نفی نشده است. علت آن نیز واضح است : " علم بر تجربیات تکیه دارد و معجزه به هیچ وجه قابل تجربه نمی باشد". اصولا اگر معجزه قابل تجربه شدن و بررسی علمی بود دیگر "معجزه" نبود و یک پدیده یا phenomenon یا fact میبود.
    ببینید شما در یک دگم خاص گیر کرده اید از اینرو مطالبتان را بدون استدلال جدید تکرار میکنید (مغالطه تکرار) چنانکه گفتیم معجزه بمعنای خرق عدت است نه بمعنای تجربه نشدن و ازانجا که ان در زمان و مکان محدود و طبیعی رخ میدهد دارای اثاری و عوارضی است که بحسب چگونگی ان قابل بررسی است

    البته این اصراری نیست که ما توفان نوح را معجزه بنامیم ولی اگر چنین کنیم ایا باران زیاد باریدن انهم انچنان بزرگ که رودها و نهرها را خروشان کند و شهرهایی را بزیر اب ببرد قابل تجربه نیست ؟! خود شما نوشته اید : « شما در تایید توفان نوح آورده اید، صرفا مطلبی است که در تایید "یک توفان" آمده است» خب همینگونه که میبنید که این توفان روی داده است و قابل بررسی علمی عوارض ان بوده است حال اگر ما این توفان را معجزه نوح بنامیم و بگوییم نوح از انرو که سالها مردم را به عذاب هشدار میداد و ان عذاب بوسیله عوامل طبیعی فرار رسید انگاه بنظر متقن و بسیار علمی و فلسفی شما بررسی ان از لحاظ علمی غیر ممکن است ؟!!!!!

    اینکه من صاحب علمی ورای مردمان روزگارم هستم و میتوانم با ان کوری را بینا کنم علیلی را روان کنم اگر قابل بررسی علمی نباشد یعنی در دنیا ی ما دی روی نداده یا
    بمعنای اینست که سحر و جادویی روی داده است سحر و جادو از انجا که مبتنی بر خطای دیدانسان است واقعیت ندارد اما اگر حادثه ای شگفت و غیرعادی روی میدهد الزاما علل و سببی دارد همچنین عوارضی و پیامدهایی ، که هگی بخصوص عوارض و پیامدهای ان قابل بررسی علمی است فرامین خداوند نیز با علل و سبب روی میدهند
    بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن

  19. تشکرها 2


صفحه 3 از 6 نخست 12345 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود