صفحه 6 از 6 نخست ... 456
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: توفان نوح، افسانه يا واقعيت؟!!!

  1. #51

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    1,390 پست
    حضور
    12 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    در آغاز اوتناپیش تیم به گیلگمش می گوید ، داستانی را می خواهد تعریف کند :
    " مطلبی نهانی و سری از خدایان است. او خود را مردی اهل شوروپ پاک (shproppak) کهنترین شهر اکد معرفی میکند . اعا ، از راه دیوار کلبه ای نئین او آشکار می کند که خدایان مصمم شده اند بوسیله توفان تخمه حیات را نابود کنند . اما دلیل این تصمیم گفته نمی شود ! اعا به اوتناپیش تیم آموزش می دهد که یک کشتی بسازد و باید "
    قصه جیلجمیش حود تقریبا از قصه قدیمیتری عاریت گرفته شده از قصه زیوسودر
    داستانی دیگر که قدمت داستان مکتوب به 2100 ق.م میرسد لوحی است که در شهر "نیبور" در یکصد میلی جنوب بغداد پیداشد که داستان توفان را نقل میکند باز لوحی دیگر در شهر سیبار یافت شد که به حوالی 1966 ق.م برمیگردد و از پادشاه پرهیزگار در شورباک سخن رفته استو مردمی که توسط کشتی نجات یافتند نام قهرمان"اترخاسیس" دران خاص است و انیز به 2600برمیگردد یعنی 100 سال پس از طوفان ، باستانشناسانی چون وولی قصه نخستین را با کشفیات همخوان یافته اند در اینباره بحث شده اشت که شما هم لازم است به پستهای قبلی مراجعه کنید
    همچنین بنگرید به
    http://en.wikipedia.org/wiki/Sumeria...st#Composition
    که نشان میدهد توفان قبل از گیلگمش بوده است و چگونگی رسیدن داستان به او

    و زویوسودرا بطور خلاصه چنین است :
    نوع نوشتار قصه سومری چنین بر می اید که قدمت ان به حوالی عهد پادشاه شناخته شده بابل حمورابی یا پیش از او برمی گردد، نباید فراموش کرد که پیدایی این قصه بسی دورتر از این زمان بوده چرا ه در زمان نگارش ان لوح سومریان به طور مستقل وجود نداشته اند بلکه انان در گذر زمان جذب قوم سامی شده بودند چنانکه تی زبانشان نیز در ان زمان از زبان های مرده بشمار می اید با اینکه کاهنان و دبیران سامی هنوز ادبیان قدیم و نصوص مقدس مفوظ در دل متون ادبی را تدریس می کردند و انان را دوباره می نوشتند. نیز باید در نظر داشت که کشف روایت قصه سامری توفان منجر به پیدایی این فرضیه شد که قدمت ان بسی پیشتر از زمان اشغال وادی فرات توسط سامیان بوده است و چنین می نماید که سامیان ین قصه را پس از هجرت به وادی فرات از سومریان گرفته باشند که پیش از انان در ان منطقه می زیسته اند....
    ...... از مجموع الواح دربر دارنده قصه تنها یک صفحه برجای مانده است و ختی ان هم ناقص بوده و تنها یک سوم پایانی ان را شامل می شود چنانکه مقدمه و موخره ان از بین رفته است.
    قهرمان این قصه «زیوسودرا/ziusudra» است که ضمن پرهیگاری و پادشاهی است که در مقابل خداوند پروا و فروتنی دارد و...

    در این داستان زیوسودرا ، کشتی سترگی میسازد . در ادامه در اثر شکسته شدن بخش عمده ای از لوح و صفحه سراسر این قسمت کاستی دارد که حدود 40 سطر بالغ میشود.
    در ادامه موضوع هشدار خدا به انسان، و توفان اشاره شده که تند باد و باران سیل اصا را وصف می کند که یکباره خروش در گفت سپس امده« پس از انکه هفت شبانه روز تند باد قرین باران سیل اسا بر زمین فرو بارید خروش اب زمین را به تاراج برد و اسان گام بر اب خروشان نهاد ..... زیوسودرا نور پروردگارش را دید و دانست که انان تا چه مایه نوخته است و از کشتی بیرون امدو گاو و گوسفندی قربانی کرد. باز حدود س و نه سطر از بین رفته
    در ادامه امده « خداوند روح جاودانگی را در زیوسودرا دمید که در سرزمین دلمون در جایی که خورسید میدرخشید مسقر بود ینی انجا که میروی قهار مرگ خیمه افکند ه بود.
    (در داستانهای سومری دلمون همان بهشت جاودانه است) : « سرزمین دلمون جایگاهی پاک است سرزمین دلمون جایگاهی مقدس است» برخی جایگاهش را در بحرین گفته اند
    در این داستان همچنین زیوسودرا فرزندی دارد که بارها بوی سفارش خوبی و خیرخواهی از طرف او شده است که او انها را به کار بندد و از انها گریزان نباشد.
    خلاصه اینکه در قصه سومری زیوسودرا یک پیامبر مینماید کسی که شرایع بزرگ الهی را به تمام و کمال مقرر داشته است. هرچند که در این قصه هم سخن از خدای زیوسودرا است و هم از دیگر خدایان (چنانکه سومریان چندگانه پرست بوده اند)... و در اخر باز لوح شکسته شده و سرنوشت زیوسودرا مشخص نیست.

    خدایان بوی مطبوع قربانی !! را استشمام می کنند و همچون مگسان بر قربانی گرد می آیند و....."

    دزست این چیزی است که در تورات امده است «نوح پس از فرونشست طوفان قربانی ها پیشکش پروردگار کرد و همین بوی کباب بخدا رسید، خشمش فرونشست و خشنودانه نفس راحتی کشید» پیدایش 9:20به بعد

    قران به این یاوه ها پاسخ میدهد چنانکه میخوانیم
    "گوشت قربانی ها و نیز خونهایشان هرگز به خدا نمی رسد انچه بخدا میرسد پارسایی و تقوای شماست"حج37
    در حفاریهایی که در جایگاه مختلف بین النهرین بعمل آمده است به نشانه هایی بر می خوریم که نشانه از سیل های شدیدی در شهر های اور ، کیش و ارخ می دهد ، اما نشانه ای در دست نیست که ثابت کند زمانی سیل همزمان همه این سرزمین را فرا گرفته باشد . این اسطوره بی شک بر سنت سیلی قرار دارد که شدت آن بی سابقه بوده است
    چنانکه گفته شد وولی پس از یافتن ابزارالات تمدن پیش از توفان انرا به 2700سال تخمین میزند رسوبات یکسان اورا و دیگران را به این نتیجه رساند که هردو مربوط به یک طوفانند

    دلیل نبوده است که مشرکان یا یهودیان مدینه به این قبیل داستانها می گفتند :


    "هذا اساطیر الاولین "

    چرا که خود بر سر گذشت و چگونگی پیدایش این داستانها و اساطیر در بین یهود واقف بوده اند !
    اتفاقا در پایان داستان نوح در قران میخوانیم
    « اینهمه از اخبار غیب است که پیش از این نه تو نه قومت انهارا نمیدانستید » هود49

    واگر مشرکان میدانستند درمقابل ادعای قران میایستادند
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۹/۰۵/۰۴ در ساعت ۰۰:۵۳
    بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن


  2. #52

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    49
    مورد تشکر
    75 پست
    حضور
    20 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مساله 26 گام مهم است




    سلام بر دوستان و اساتید محترم

    خیلی خوشحالم که دیدم بحث پیش رفته و خوشبختانه جهت آن نیز مثبت بوده است. اصولا تمام ما انسانها عقل محدودی داریم و هر کس فکر کند که حقیقت نزد اوست و لاغیر در حقیقت اولین قدم را برای دوری از عدل و انصاف برداشته است. بحث و گفتگو راجع به دانسته ها و نادانسته هایمان یکی از بهترین کارهایی است که می توانیم انجام دهیم چون در خلال همین بحث هاست که از هم نکات جدید یاد می گیریم و چه بسا درهایی از معرفت و دانش به رویمان باز می شود.

    پس از این مقدمه کوتاه به سر ادامه بحث شد.

    دوست و استاد گرانقدرمان فرموده اند:

    ....جناب وولی سخنی چنین میگوید " عنوان نمونه توارت می گوید که اب بیست و شش گام بالا امد و چنانکه قراین بر می اید تا حد زیادی این سخن درست است .....

    ....فکر نمیکنم که هرگام تورات مساوی 30 سانت (foot/= پا ) باشد بهرروی در اینباره خیلی جای بحث نیست اما 26 گام مساوی فوت نیست چراکه گام را به فاصله میان دو پای در هنگام راه رافتن گویند ...

    ....میبنیم که شما در اینجا چند مساله را خلط کرده اید اول یک گزاره از تورات اورده اید -که مورد پذیرش وولی است- و انرا مبنا قرار داده اید و سپس از ایه برداشت اشتباه داشته اید که اب بالای کوه رفته است درحالی که 26 گام بالاتر نرفته بود و انرا تناقض نامیده اید تناقضی که وحدت مکان و زمان ندارد!.....

    ......دراینجا شما مبنا را 26 گام گرفته اید پیش از این از یکی از مفسرین نقل شد که این ایه هرگز مبنای صریحی برای گفته شما نیست بهرروی 8 متر در مقیاس 400 میل در 100 میل بسیار زیاد است.......

    ......دراینباره پیش از این سخن گفته ایم و شما بجای اینکه گزاره های روایی و تفسیری نقل شده را با همین شیوه نقد کنید دست به گمانهای ذهنی یازیده اید.....
    1. شاه بیت دلایل شما در رد دلایل اینجانب مبنی بر اینکه "توفان اکس" (توفانی که جناب وولی در تحقیقات باستانشناسانه خود آن را تایید کرده اند) همان "توفان نوح" نبوده است این است که "جناب وولی از تورات نقل کرده که آب 26 گام بالا آمد" و همچنین گام معادل فوت انگلیسی نیست". در حقیقت بنده عرض کردم که طبق تحقیقات وولی آب در توفان اکس حدود 8 متر بالا آمده و شما انکار کردید که اولا وولی چنین حرفی نگفته و از قول تورات گفته است و ثانیا در قول وولی لفظ "گام" وجود دارد که مخالف "فوت" انگلیسی است و چون در نظر خودتان مساله ی 26 گام و گفته ی اینجانب نادرست بود، بقیه ی استدلالها نیز خود بخود نادرست از کار درآمد.

    2. بنده با کار علمی کاملا آشنایی دارم و چون دستی در تاریخ نیز دارم عین کتاب وولی را بدست آوردم. اسکنی از کتاب ایشان که موید گفته من است در زیر آمده است (این قسمت اصلی همان ترجمه ای است که شما در پست های قبلی آورده اید):

    توفان نوح، افسانه يا واقعيت؟!!!

    این تصویر از صفحه 36 کتاب وولی به نام Excavations At Ur گرفته شده است.

    3. من زیر جملاتی که مد نظر من هستند خط کشیده ام. نتیجه ی جملات به شرح زیر خواهد بود:

    الف- برخلاف فرموده شما جناب Woolley از تورات نقل قول علمی نکرده است.

    ب- برخلاف فرموده شما دقیقا منظور جناب وولی 25 فوت (معلوم شد که ترجمه یک فوت به نوشته ی ایشان اضافه کرده است و نوشته 26 گام!!) بوده است. ایشان به طور علمی بیان کرده اند که از حجم رسوبات موجود می توان دریافت که ارتفاع آب 25 فوت (حدود 7 متر و نیم) بوده است. توجه بفرمایید که برخلاف فرموده شما "فوت" یک مقیاس کاملا تعریف شده در دنیای کنونی است و به معنای طول گام و غیره نیست. هر فوت حدود 30 سانتی متر است.

    پ- یک نکته ی بسیار مهم که ظاهرا از دید مترجم به دور مانده است (یا به قصد خواسته که دور بماند) این است که در همان منطقه بین النهرین نیز از نظر وولی تمام اقوام از بین نرفتند بلکه اقوامی که در ارتفاعات زندگی می کردند باقی ماندند و بقیه که در مناطق کم ارتفاع بوده اند جان خود را از دست داده اند.

    بنابراین باز هم اشکالات به قوت خود باقی خواهند ماند و حتی اشکالات جدید نیز پیش خواهند آمد :

    1) آیا یک سیل که ارتفاع 8 متر دارد چطور می تواند تا بالای بلند ترین کوه ها برسد؟ یعنی در آن اطراف حتی تپه ای نیز نبوده است که حداقل 20 متر ارتفاع داشته باشد و پسر نوح و دیگر مردمان بتوانند به ان پناه ببرند؟ یا حتی یک درخت نبوده است که کسی از آن بالا برود؟!! به نظرتان چنین مساله ای با عقل جور در میاید؟ آیا به نظرتان خداوند در قرآن کریم به خاطر یک سیلاب هشت متری می گفت که حتی بلند ترین کوه ها نیز نمی توانند تو را حفظ کنند؟( توجه بفرمایید که با سیلاب 8 متری صحبت از رفتن به قله کوه و حتی دامنه ی کوه هم نیست چون یک تپه یا حتی یک درخت تنومند نیز می توانسته پسر نوح را نجات دهد) دلیل شما در پاسخ به این سوال در زیر آمده است:

    "از اينكه پسر نوح در جواب پدرش گفت: سَآوِي إِلى‏ جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ روشن ميشود كه طوفان از كوهها بالا نرفته بود و گر نه نميگفت بكوهى پناه ميبرم، و اثبات اينكه در موقع گفتگوى آندو هنوز طوفان شدت نيافته بود بعدا از كوهها هم گذشت محتاج بدليل است و اينكه موقع پائين رفتن آب كشتى در كوه جودى نشست نميشود دليل بالا رفتن آب از همه كوهها باشد." قاموس قران جلد 7 صفحه 125 چاپ سیزدهم
    همان طور که عرض کردم صحبت از "کوه" نیست. صحبت از بالا رفتن آب از قله ی کوه نیست. اما حتی یک تپه 20 متری یا یک درخت تنومند هم آن طرفها نبود؟

    2)
    آیا به نظرتان سیلاب در چنین مقیاسی با آیه ی شریفه 44 از سوره هود همخوانی دارد : " -و گفته شد اى زمين آبت را فرو بر ، و اى آسمان خوددارى كن ، و آب فرو نشست و كار پايان يافت ، و ( كشتى ) بر ( دامنه كوه ) جودى پهلو گرفت و ( در اين هنگام ) گفته شد : دور باد قوم ستمگر! "؟! یعنی کشتی نوح پس از نشست یک توفان و سیلاب هشت متری چطور بر دامنه کوه جودی فرود آمد؟ اصولا یک سیلاب 8 متری تا چه اندازه و تا چند روز قابل کشتیرانی هست؟ شما در پست قبلی فرموده اید که کشتی های بزرگ اکنون در عمق های 10 متر و کمتر هم رفت و آمد می کنند، البته فرمایش شما برای کشتی های امروزی صحیح است که با آخرین قوانین و مصالح علمی ساخته می شوند اما از شما در تعجبم که چطور در باره کشتی حضرت نوح نیز چنین چیزی را می گویید؟ آیا آن موقع هم حضرت نوح توانایی بدست آوردن آلیاژهای آلومینیومی داشته است یا از قوانین فیزیکی مطلع بوده است؟ آیا از قانون ارشمیدوس اطلاع داشته است تا بتواند حالت Floating کشتی را ایجاد کند؟
    -خواهید گفت بهرحال خداوند به او آموخته بوده است.
    -در پاسخ شما خواهیم گفت پس درست کردن کشتی طبق اصول صدها سال بعد مسلما یک معجزه ی حضرت نوح بوده است. اما حال که این تناقض را با معجزه نامیدن کشتی حضرت نوح حل می کنیم چرا دیگر تناقظات علمی مثل عالمگیر بودن توفان نوح را با یک کلمه "معجزه" حل نکنیم و اینقدر ژست علمی نیز به خود نگیریم؟ مگر نه این است که ما حضرت نوح را از پیامبر اولوالعزم به پیامبر محله ای تنزل دادیم؟ مگر نه اینکه ما توفان نوح را از توفان عالمگیر به توفان منطقه ای تنزل دادیم تا با علم و کشفیات باستانشناسی همخوانی داشته باشد؟ پس چرا از ابتدا چنین کردیم؟ از همان اول می گفتیم توفان نوح عالمگیر بوده و معجزه هم بوده است و هیچ لزومی هم ندارد که با عقل ناقص بشر و کشفیات باستانشناسی و ژئوپولیتیک و غیره همخوانی داشته باشد یا خیر. و خلاص.

    3) اشکال مهم و جدیدی که از مطالعه کتاب وولی حاصل می شود این است که وی معتقد است تمام اقوام منطقه از بین نرفته اند و صرفا اقوامی از بین رفته اند که در مناطق پست خانه داشته اند. متاسفانه در ترجمه ای که شما از تحقیقات وولی آورده اید این قسمت سهوا و یا عمدا حذف شده است. باقی ماندن برخی اقوام در همان منطقه بین النهرین آیا با آیات الهی همسان است؟ اکنون چگونه می خواهید آیه ای از قرآن مجید را تاویل کنید به گونه ای که با تئوری شما همخوانی داشته باشد؟
    رب لا تذر علي الارض من الكافرين ديارا ، و آيه‏اي كه باز گفتار آن جناب را حكايت نموده مي‏فرمايد : لا عاصم اليوم من امر الله الا من رحم ، و آيه شريفه و جعلنا ذريته هم الباقين را چطور تاویل می فرمایید؟
    مجددا به طور خلاصه:

    "توفان اکس" (توفانی که جناب وولی باستانشناس کشف کرده) در صورتی می تواند "توفان نوح" باشد و با آیات و روایات متناقض نباشد که :

    1. حضرت نوح یک پیامبر منطقه ای بوده باشد. (این نکته که وولی اذعان داشته حتی در منطقه بین النحرین نیز فقط اقوامی که در ارتفاعات پست بوده اند از بین رفته اند و بقیه سالم مانده اند حتی نعوذبالله حضرت نوح را از یک پیامبر منطقه ای هم پایین تر می آورد و ایشان را پیامبر یک دهکده معرفی می کند.)

    2. توفان نوح یک توفان منطقه ای در حدود بین النهرین بوده باشد.

    3. به طور کلی در منطقه قوم نوح (ع) هیچ کوه یا تپه ی حتی درخت لااقل به ارتفاع 8 تا 10 متر هم نبوده است که بتواند کافران و علی الخصوص پسر حضرت نوح (ع) را از سیلاب 8 متری نجات دهد.

    5. اینکه قرآن کریم فرموده است "قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين"، منظور از "کل زوجین الثنین" صرفا چند جفت "گاو و گوسفند و شتر" بوده است و حسب ظاهر و نعوذبالله قرآن کریم ره اغراق پیموده است.

    6. منظور از "جودی" و کوه جودی در تفاسیر صرفا یک تپه بوده است که علی القاعده ارتفاعش از 8 متر هم کمتر بوده است و برخلاف قول مشهور در شمال عراق نیز نبوده است.

    7. بپذیریم که غیر از نوح و همراهانش کسان دیگری نیز در آن منطقه زنده مانده اند که از قضا در کشتی نوح هم نبوده اند.

    یک راه دیگر هم برای فرار از این تناقضات وجود دارد و آن اینکه بپذیریم اصولا "توفان اکس" همان "توفان نوح" نبوده است و ایندو اساسا با هم فرق داشته اند. به نظرتان این فرض آخری منطقی تر نیست؟

    تذکر یک نکته مهم: بنده بحثی روی عالمگیر یا منطقه ای بودن توفان نوح ندارم. استدلال شما استاد گرامی را قبول دارم که از نظر قرآن هر دو نظریه عالمگیر بودن و منطقه ای بودن را را می توان مستفاد کرد و بنابراین بحث روی این موضوع بیفایده است و به نظرم اگر کسی صد درصد قایل به یکی از این دو نظریه هم باشد از راه اعتدال و انصاف و از راه علم خارج شده است. آنچه بنده در حال تحقیق و فهم هستم و قصد دارم پاسخ پرسش های عقل ناقص خود را بیابم این است که آیا واقعا "توفان اکس" که از کشفیات باستانشناسی نوین است همان توفان نوح است یا خیر. یا لااقل آیا این توفان می تواند توفان نوح باشد یا خیر. در راه فهم این معنی با شبهاتی برخورد می کنم که واقعا از نظر من قابل هضم نیستند. مرا ببخشید اگر سوال های این ذهن ناقص را اینگونه بی پروا منتشر می سازم. اما واقعا برایم ثقیل است که چرا ما باید اینقدر آیات قرآن را برخلاف ظاهرشان و برخلاف قول اکثر مفسران قوی تاویل نماییم تا صرفا یک معجزه ی الهی را با علم آشتی دهیم.

    خاک پای همه ی دوستان و اساتید محترم
    سقراط

    ویرایش توسط سقراط حکیم : ۱۳۸۹/۰۵/۰۴ در ساعت ۱۲:۳۶

  3. تشکرها 2


  4. #53

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    1,390 پست
    حضور
    12 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    شاه بیت دلایل شما در رد دلایل اینجانب مبنی بر اینکه "توفان اکس" (توفانی که جناب وولی در تحقیقات باستانشناسانه خود آن را تایید کرده اند) همان "توفان نوح" نبوده است این است که "جناب وولی از تورات نقل کرده که آب 26 گام بالا آمد" و همچنین گام معادل فوت انگلیسی نیست". در حقیقت بنده عرض کردم که طبق تحقیقات وولی آب در توفان اکس حدود 8 متر بالا آمده و شما انکار کردید که اولا وولی چنین حرفی نگفته و از قول تورات گفته است و ثانیا در قول وولی لفظ "گام" وجود دارد که مخالف "فوت" انگلیسی است و چون در نظر خودتان مساله ی 26 گام و گفته ی اینجانب نادرست بود، بقیه ی استدلالها نیز خود بخود نادرست از کار درآمد.
    بادرود و تشکر از شما بابت پیگیری و مباحث علمی تان
    نخست اینکه من تنها مساله مساوی نبودن گام و فوت را در نقد شما مطرح نکردم و انرا پایه بقیه نقدها قرار ندادم که شما بگویید بقیه استدلالها خودبحود نادرست از کار درامد!
    من در ترجمه ای که در اخیتبار دارم برخی از متون نقل شده گام ذکر شده است و گاهی پا = فوت و از اینرو دراینباره ظنیاتی مطرح شد که مثلا عرض کردم "فکر نمیکنم گام مساوی فوت باشد"
    اما هرگز نگفتم وولی چنان نگفته بلکه بارها گفته شد « جناب وولی سخنی چنین میگوید » «که مورد پذیرش وولی است» وتاکید کردکه «بهرروی در اینباره خیلی جای بحث نیست »
    چراکه سیلبابهای امروزین معمولا با 80میلی متر بارندگی اغاز میشوند وبیش از دومتر هم نمیرسند و فضای انچنانی هم ندارند ولی خرابی ها و کشتگانی را از پی می اورند در اینباره بیشتر بحث میکنیم

    آیا یک سیل که ارتفاع 8 متر دارد چطور می تواند تا بالای بلند ترین کوه ها برسد؟ یعنی در آن اطراف حتی تپه ای نیز نبوده است که حداقل 20 متر ارتفاع داشته باشد و پسر نوح و دیگر مردمان بتوانند به ان پناه ببرند؟ یا حتی یک درخت نبوده است که کسی از آن بالا برود؟!! به نظرتان چنین مساله ای با عقل جور در میاید؟ آیا به نظرتان ترین کوه ها نیز نمی توانند تو را حفظ کنند؟( توجه بفرمایید که با سیلاب 8 متری صحبت از رفتن به قله کخداوند در قرآن کریم به خاطر یک سیلاب هشت متری می گفت که حتی بلند وه و حتی دامنه ی کوه هم نیست چون یک تپه یا حتی یک درخت تنومند نیز می توانسته پسر نوح را نجات دهد) دلیل شما در پاسخ به این سوال در زیر آمده است:
    همان طور که عرض کردم صحبت از "کوه" نیست. صحبت از بالا رفتن آب از قله ی کوه نیست. اما حتی یک تپه 20 متری یا یک درخت تنومند هم آن طرفها نبود؟

    وقتی شما مباحث علمی مطرح میکنید من لذت میبرم و ایضا می اموزم ولی وقتی این سخنان را میبینم انگشت بدهان میمانم که براستی این خود شمایید که این مطالب را نوشته اید؟!

    یکم. همانگونه که میداینید اگر سیلی روی دهد در مناطق کوهستانی وضع بسیار وخیم تر خواهد بود چراکه معمولا شدت طوفان در مناطق مرتفع تر بیشتر و عوامل جوی دیگر دران شدیدتر است
    دوم. من شما را کمی اینسو تر می اورم توفانهای اخیر را بنگرید سیلهایی که در مناطق از کشورمان و دیگر جاها در چین امریکا روی میدهد یا از امواج خروشان سونامی که بسوی سواحل جاری شده اند ، و مردمان بسیاری جان داده اند
    تا چند سال پیش بنا به دلایلی هر سلابی که در منطقه شمالی در فصول گرم روی میداد خرابیها و کشته های بسیاری برجای مینهاد ایا این مردم درختی تپه ای نیافتند که بالای ان بروند و خود را از طوفانی که براثر 80 تا 150 میلمیتر در عرض چند ساعت ایجاد شده بود نجات دهند؟! به این خبر توجه کنید «بیش از ۱۳۰ نفر در جریان سیل در ۹ ایالت جنوبی چین کشته شدند »
    «مرکز ملی کنترل سیل چین شمار قربانیان جاری شدن سیل در این کشور را از ابتدای سال جاری میلادی تاکنون 742 کشته و سیصد و 67 ناپدید اعلام کرد»
    «سيلاب شديد در كانادا 4 كشته و مفقود برجاي گذاشت»
    «در استانبول و تکیرداغ، ۳۱ نفر در اثر جاری شدن سیل جان خود را از دست داده، دو تن دیگر نیز مفقود گردیدند
    خب این مردم نمیتوانستند بالای یک درخت یا تپه بروند»
    «سیل در لهستان بیش از 12 قربانی گرفت»
    خب همه ی این کشته شدگان در اثر علم و فن اوری و برج سازی نه تپه ای دیدند و نه کوهی ونه درختی البته این سیلابها گاهان به 2 متر هم نمیرسیدند بلکه اکثر 80 تا 1.5 بوده اند
    حالا من روم نمیشه از کاترینا بگم و تعداد بالای جان دادن مردمانی که حتی درخت 3 تا 4 متری و تپه در نزدیکی شهرشان یافت نمیشده تازه اینان اخبار هوا شناسی هم میشنید و اونایی که تونستند با ماشین فرار کردند ولی ایا اونایی که موندند و مردند نتوانستند یک درخت 3-4متری یا یک تپه یا یک بام خانه بیابند؟!
    ایا در بالای تپه و درخت باد و بارانی نمی وزد و نمی بارد سیل در روزگار ما معمولا تیر برق و گاه دکل برق و بجای خود درختان بیشمار را از جای برمی اورد انهم سیلی که به 1.5 متر نمیرسد

    میبنیم که دوستمون برخلاف چند پاراگراف اولی از هر گونه منطق و انصاف بدور افتاده اند و به چه مباحثی روی اورده اند . بهرروی توفان نوح و منطقه ای که فرا گرفت
    بیش از 94 هزار کیلومتر مربع بود پهنایی به درازی 600 کیلومتر که این مسافت امروزه با پای ماشین با سرعت 100کیومتر حدود 6 ساعت طول میکشد و عرض ان به نزدیکی 150 کیلومتر
    خود وولی میگوید توفان در منطقه فرودست دجله فرات به اندازه (400تا100مایل) روی داد
    حالا ایا با روی دادن توفان،چندساعت طول میکشید که پسر با پای پیاده و یا با اسب و استری از منطقه فرار کند؟!
    از طرف دیگر توفان مطمئنا در مناطق مرتفع شدید تراست اما اب در دامنه مرتفع نمی شود بلکه سرازیر میشود و هرچه را سرراه ببیند و میبرد از اینروست که امروزیان برخلاف پسر نوح هرگز برای فرار از توفان به کوهستان نمیروند!

    فرموده اید که کشتی های بزرگ اکنون در عمق های 10 متر و کمتر هم رفت و آمد می کنند، البته فرمایش شما برای کشتی های امروزی صحیح است که با آخرین قوانین و مصالح علمی ساخته می شوند اما از شما در تعجبم که چطور در باره کشتی حضرت نوح نیز چنین چیزی را می گویید؟ آیا آن موقع هم حضرت نوح توانایی بدست آوردن آلیاژهای آلومینیومی داشته است یا از قوانین فیزیکی مطلع بوده است؟ آیا از قانون ارشمیدوس اطلاع داشته است تا بتواند حالت Floating کشتی را ایجاد کند؟
    باز دوست عزیز دست به پندار بافی زده اند ومن متاسفم که میبنیم منطق ایشان اینهمه سیر نزولی گرفته است و برای دفاع از ادعای خود از چینش ستارگان اسمان هم میخواهد نتیجه بگیرید خب ایا براستی نباید گزاره قابل قبولی ارائه دهید؟!
    و از روی ناچاری گفته اند کشتی های امروزین چنین اند و کشتی های دیروزین چنین نبودند !
    اما باید دانست معمولا هرچقدر کشتی عریض تر و قوس پایینی بیشتری(عریض تر) داشته باشد ابخور کمتری دارد البته این امر در سرعت تاثیر میگذارد که نوح نیز فقط میخواسته برروی اب شناور شود
    بهرروی شما برای ادعایتان که چنین نبوده باید دلیل بیاورید
    لنجهای چوبی همچنان فعالند معمولا درازی انها به 15تا30 متر میرسد انها نیز ابخور بیش از2متر ندارند
    بهرروی اینکه ازشمیدس میدانسته و نوح نمیدانسته اگر از دید دینی بنگریم اشتباه است چون این خدا بود که به چنین دستور داد
    و نوح نیز طبق روایات 40 سال وقت برای ساختن کشتی گذارد

    اشکال مهم و جدیدی که از مطالعه کتاب وولی حاصل می شود این است که وی معتقد است تمام اقوام منطقه از بین نرفته اند و صرفا اقوامی از بین رفته اند که در مناطق پست خانه داشته اند. متاسفانه در ترجمه ای که شما از تحقیقات وولی آورده اید این قسمت سهوا و یا عمدا حذف شده است.
    انچه من در اخیتار دارم نشان میدهد که اولا منطقه به مساحت 94000 کیلومتر مربع در سیلاب غرق اب شد و این منطقه منطقه قوم نوح بوده است و نوح بسوی قومش فرستاده شد و نه بسوی اقوام
    این سیلاب باعث از بین رفتن تمدن عبید شد و بگفته وولی تعداد کمی جان سالم بدربردند
    همچنین از انچه در بار دوم خط کشیده اید برمی اید که همه ی مناطق بین کوهستانِ (...) و صحرای(...) تحت تاثیر قرار گرفت و ادامه And only a few of the old cities , set high on their built-up mounds , would survive the disaster
    منظورتان از اقوام زنده مانده این جمله است؟!
    [QUOTE]
    اکنون چگونه می خواهید آیه ای از قرآن مجید را تاویل کنید به گونه ای که با تئوری شما همخوانی داشته باشد؟ رب لا تذر علي الارض من الكافرين ديارا ، و آيه‏اي كه باز گفتار آن جناب را حكايت نموده مي‏فرمايد : لا عاصم اليوم من امر الله الا من رحم ، و آيه شريفه و جعلنا ذريته هم الباقين را چطور تاویل می فرمایید؟

    [/QUOTE
    درباره ایات فوق همگی نکات مبسوط ذکر شد و چنانکه دیدیم هیچکدام نظر شمارا نمی رساند ما انهارا تاویل نکردیم بلکه با ایات قران تفسیر کردیم انهم بنقل از مفسرین ، بهرروی ایات همگی مربوط به قوم نوح و زمین قوم نوح میشود
    و نه اقوام

    حضرت نوح یک پیامبر منطقه ای بوده باشد. (این نکته که وولی اذعان داشته حتی بین النحرین نیز فقط اقوامی که در ارتفاعات پست بوده اند از بین رفته اند و بقیه سالم مانده اند حتی نعوذبالله نوح را از یک پیامبر منطقه ای هم پایین تر می آورد و ایشان را پیامبر یک دهکده معرفی می کند.)
    در دیار ما دهکده ها معمولا به 10 کیلومتر مربع بزور میرسند البته نمی دانم شاید در شهر و دیار شما دهکده ها طولی 600 کیلومتری و عرضی 150 کیلومتری دارند !
    نوح بسوی قومش فرستاده شد وولی اذعان دارد که تعداد کمی زنده ماندند البته همانگونه که گفتیم این گفته شما بنقل از وولی خود نیاز به اقامه دلیل دارد چراکه مناطق کوهستانی بحسب تجربه بیشتر و بدتر متاثر از طوفان میشوند منتها سیلاب در مناطق پست شکل میگیرد از انچه از ارتقاعات رسیده

    به طور کلی در منطقه قوم نوح هیچ کوه یا تپه ی حتی درخت لااقل به ارتفاع 8 تا 10 متر هم نبوده است که بتواند کافران و علی الخصوص پسر حضرت نوح را از سیلاب 8 متری نجات دهد.

    5. اینکه قرآن کریم فرموده است ، منظور از "کل زوجین الثنین" صرفا چند جفت "گاو و گوسفند و شتر" بوده است و حسب ظاهر و نعوذبالله قرآن کریم ره اغراق پیموده است.

    6. منظور از "جودی" و کوه جودی در تفاسیر صرفا یک تپه بوده است که علی القاعده ارتفاعش از 8 متر هم کمتر بوده است و برخلاف قول مشهور در شمال عراق نیز نبوده است.
    پاسخ داده شده است و نیازی است دوستمون پستهای پیشین را اینبار شمرده شمرده مطالعه نمایند

    اینکه درختی در ان منطقه بوده باشد چنانکه گفته شد نتیجه نمی دهد که فرد با پناه بردن با ان زنده می ماند و بیش ازاینکه مغالطه باشد یک طنز است دوستان تصور بفرمیاند که البته دوستمون میتوانند انرا امتحان کنید و 7 شبانه روز بالای درخت در باد و باران بروید و بمانید البته با فرض اینکه توفان شمارا از ان بالا پرت نکند باد شدتی کمتر از 80 کیلومتر داشته باشد و ان باعث افتادن درخت نشود غذا هم برای هفت روز بالای درخت ببرید؟!!!
    گویا طبق نظر دوستمون بالای تپه باران نمی اید فقط اطراف تپه باران و باد و توفان است

    یا لااقل آیا این توفان می تواند توفان نوح باشد یا خیر. در راه فهم این معنی با شبهاتی برخورد می کنم که واقعا از نظر من قابل هضم نیستند. مرا ببخشید اگر سوال های این ذهن ناقص را اینگونه بی پروا منتشر می سازم
    منظورتان شبهه درخت 8 متری است ؟!! یا تپه ای که اطرافش توفان و سیل است ولی روی ان نه بارانی مبیارد و نه بادی میوزد یا اینکه نوح نمیدانسته قوس پایین کشتی باید عریض باشد ؟!
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۹/۰۵/۰۴ در ساعت ۱۸:۱۴
    بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن


  5. #54

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    49
    مورد تشکر
    75 پست
    حضور
    20 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تشکر از بحث




    دوست و استاد عزیز

    از صحبت های شما لذت بردم و البته مطالب بسیاری آموختم. با توجه به مباحث مطرح شده گمان می کنم که لااقل بحث راجع به "توفان اکس" و اینکه آیا می توانسته "توفان نوح" باشد یا خیر برای منصفین و حقیقت جویان کفایت می کند. من سعی می کنم اهم موارد مطرح شده را یکجا بیاورم تا احیانا برای خوانندگان و محققین بتواند به طور اجمال خلاصه ای به دست دهد. چنانچه خطایی در این اجمال وجود داشته باشد لطفا تذکر دهید تا تصحیح گردد:

    1. هم عالمگیر بودن و هم منطقه ای بودن توفان حضرت نوح (ع) از متن قرآن کریم قابل برداشت هست. اگرچه اکثر مفسرین بر عالمگیر بودن توفان نوح نظر داده اند لیکن آیات و روایاتی وجود دارد که منطقه ای بودن را رد نمی کند.

    2. هم عالمگیر بودن و هم منطقه ای بودن پیام نبوت حضرت نوح(ع) از متن قرآن کریم قابل برداشت است. اگرچه اکثر مفسرین بر عالمگیر بودن رسالت حضرت نوح (ع) نظر داده اند لیکن آیات و روایاتی وجود دارد که منطقه ای بودن رسالت ایشان را رد نمی کند.

    3. اگر عقل ناقص آدمی ملاک باشد باید گفت که فرض منطقه ای بودن توفان نوح بیشتر با علم و منطق آدمی قابل پذیرش است و البته قرآن مجید این فرضیه را رد نمی کند. اکثر اشکال کنندگان به توفان نوح فرض را بر این گرفته اند که توفان نوح حتما عالمگیر بوده است (ظاهرا از تورات و انجیل مستفاد می شود که توفان عالمگیر بوده است) لیکن با نشان دادن اینکه توفان نوح از دید قرآن می توانسته منطقه ای باشد، اختلافات علمی و عقلی و منطقی بین موافقان و مخالفان به حداقل می رسد. در واقع با قبول فرض منطقه ای بودن توفان نوح ما اصل داستان را بسیار به علم و منطق نزدیک کرده ایم اگرچه فرض عالمگیر بودن توفان نیز هنوز کاملا به قوت خود باقی است اگر چه خیلی با علم و منطق امروزی همخوان نباشد.

    4. بقایای توفانی توسط کاوشگر باستانشناسی - آقای وولی - در منطقه بین النهرین کشف شد که خیلی ها معتقدند می توانسته همان توفان حضرت نوح (ع) باشد. در خلال پست های گذشته راجع به اینکه چنین فرضی تا چه حد می تواند درست یا اشتباه باشد بحث کردیم.

    5. امید که این بحث که سعی شد در فضایی دوستانه و علمی و منطقی انجام پذیرد، به مصداق "الف بین قلوبهم" سبب دوستی و علقه گردیده باشد و نوری - هر چند ناچیز - به تاریکی ذهن هایمان انداخته باشد. فکر می کنم میزان بحث بقدر کفایت و آنقدر بوده است که هم نظر موافق و هم نظر مخالف مجال طرح نظرات خود را داشته اند و البته نتیجه گیری ممکن است برای خواننده و محقق علاقمند به موضوع متفاوت باشد.

    6. از تک تک دوستانی که به انحا گوناگون در بحث شرکت کردند و قسمتی از دانش خود را با دیگران تقسیم نمودند صمیمانه تشکر می کنم.

    7. البته باب گفتگو باز است اما بنده در همین سطح مطالب را برای نتیجه گیری منصفانه و بدون غرض - لااقل برای خودم - کافی می دانم.

    مجددا از تمام دوستان و اساتید صمیمانه تشکر می کنم.

    خاک پای دوستان و و اساتید محترم
    سقراط
    ویرایش توسط سقراط حکیم : ۱۳۸۹/۰۵/۰۴ در ساعت ۱۶:۱۱

  6. تشکرها 2


  7. #55

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    1,390 پست
    حضور
    12 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    ضمن تشگر از جناب سقراط حکیم که زحمت نتیجه گیری برای این گفتگو در این مرحله از بحث را کشیده اند
    فکر میکنم در این گفتگو تمام جنبه های این داستان مورد بحث و بررسی کامل قرار گرفته است و طرفین با هرنگاه و سلیقه ای نظرات خود اعم از تفسیری ، تاریخی و اسطورشناسی را بیان کرده اند . لذا این گفتگو پایان یافته تلقی شده و بسته (=قفل) میشود.
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۹/۰۵/۰۴ در ساعت ۱۸:۴۱
    بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن

  8. تشکر


  9. #56

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    مورد تشکر
    1,724 پست
    حضور
    15 روز 13 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اثبات طوفان نوح




    اثبات طوفان نوح بوسیله ژنتیک و معجزه علمی قران







    اثبات طوفان نوح بوسیله ژنتیک و معجزه علمی قرآن
    بر اساس علم ژنتیک تمام مردان امروزی از یک مرد و تمام زنان امروزی از یک زن منشعب شده اند. در ژنتیک به فردی که تمام مردان امروزی از ایشان منشعب شده اند "آدم رنگین تن" (Y-chromosomal Adam ) می گویند. و به زنی که تمام زن های امروزی از ایشان منشعب شده اند "حوای میتوکندریایی" (Mitochondrial Eve)می گویند. در حقیقت پدر تمام مردان امروزی یک فرد و مادر تمام زن های امروزی نیز یک فرد می باشد.
    اثبات وقوع طوفان نوح بوسیله ژنتیک!

    توفان نوح، افسانه يا واقعيت؟!!!
    بر اساس علم ژنتیک تمام مردان امروزی از یک مرد و تمام زنان امروزی از یک زن منشعب شده اند. در ژنتیک به فردی که تمام مردان امروزی از ایشان منشعب شده اند "آدم رنگین تن" (Y-chromosomal Adam ) می گویند. و به زنی که تمام زن های امروزی از ایشان منشعب شده اند "حوای میتوکندریایی" (Mitochondrial Eve)می گویند. در حقیقت پدر تمام مردان امروزی یک فرد و مادر تمام زن های امروزی نیز یک فرد می باشد.
    توفان نوح، افسانه يا واقعيت؟!!!
    Mitochondrial Eve and Y-chromosome Adam lived at different times, were probably separated by thousands of years and quite possibly were in different locations. Thus, a pictorial diagram tracking all men’s Y-chromosome DNA would not trace back to the spouse of Mitochondrial Eve. Although coalescence does not indicate that all humans descended from a single couple, Mitochondrial Eve and Y-chromosome Adam are nonetheless the source of a portion of our DNA, namely the Y-chromosome DNA and the mitochondrial DNA
    اما حوای میتوکندریایی سالها قبل از آدم رنگین تن بوده است! در حقیقت آنها در یک زمان زندگی نمی کرده اند و لذا نمی توانند همسر هم باشند!
    چگونه ممکن است که حوا قبل از حضرت آدم بوده باشد؟
    راز این معما چیست؟
    آیا آدم رنگین تن همان حضرت آدم می باشد؟
    چه اتفاقی می افتد که تمام مردان هم عصر آدم رنگین تن نسلشان منقرض می شود؟
    آدم رنگین تن چه کسی است؟
    به روش بسیار ساده و بر اساس آیات قرآن ثابت می کنیم که آدم رنگین تن حضرت آدم نیست بلکه حضرت نوح می باشد و به همین دلیل است که حوای میتوکندریایی و آدم رنگین تن در یک زمان زندگی نمی کرده اند. به آیه قرآنی زیر دقت کنید:
    و همانا نوح ما را ندا در داد، پس ما نیکو اجابت کننده بودیم. و او وخاندانش را از آن اندوه بزرگ رها ساختیم و تنها اولاد او را باقی ماندگان (روی زمین) قرار دادیم. (صافات ۷۵-۷۷)
    در حقیقت آفریدگار در آیه فوق می فرمایند که تمام فرزندان حضرت آدم و حوا بغیر ازحضرت نوح، نسلشان منقرض می شود و تنها فرزندان حضرت نوح بر روی زمین باقی خواهند ماند.
    به این معنی که فرزندان آدم و حوا را در نظر بگیرید و برای آنها نیز فرزندانی در نظر بگیرید و برای آن فرزندان نیز فرزندان دیگر را در نظر بگیرید. همینطور تا اینکه به حضرت نوح برسید. طبیعتا افراد زیادی هم عصر حضرت نوح زندگی می کرده اند. خداوند می فرمایند که نسل تمام آن انسانها منقرض می شود و فقط فرزندان حضرت نوح بر روی زمین باقی خواهند ماند. به عبارت دیگر همه ما فرزندان حضرت نوح هستیم.
    در حقیقت طوفان نوح علت مرگ تمام مردان هم عصر حضرت نوح می باشد لذا پدر تمام مردان امروزی حضرت نوح می باشد و به همین دلیل است که ایشان را ابوالبشر ثانی می نامند.
    در حقیقت حوای میتوکندریایی همان همسر حضرت آدم می باشد که مادر تمام زن های امروزی می باشد. در طی هزاران سال فرزندان حضرت آدم و حوا افزایش یافته و در زمان حضرت نوح مردان بسیاری هم عصر ایشان زندگی می کرده است و طوفان نوح باعث مرگ تمام مردان هم عصر حضرت نوح می شود و در نتیجه تمام کسانی که باقی میمانند فرزندان و اولاد حضرت نوح می باشند.
    در شکل زیر نشان داده شده است که چگونه یک مرد (مربع سبز) در طی شش نسل پدر تمام مردان نسل آخر شده است.
    توفان نوح، افسانه يا واقعيت؟!!!

    توجه داشته باشید که فاصله بین حوای میتوکندریایی و آدم رنگین تن بسیار زیاد بوده است و در طی این فاصله تعداد انسان ها بسیار زیاد شده است و لذا احتمال این که تنها یک فرد بتواند پدر تمام مردان امروزی باشد بسیار کم می باشد و حتما می بایست اتفاقی باعث مرگ تمام مردان هم عصر آدم رنگین تن شده باشد که این اتفاق همان طوفان نوح می باشد.
    منبع: برگرفته از وبلاگ توهم تکامل به زبان انگلیسی

    منابع علمی معتبر :
    http://biologos.org/questions/the-mitochondrial-eve
    http://en.wikipedia.org/wiki/Spencer_Wells
    http://en.wikipedia.org/wiki/Y-chromosomal_Adam
    http://www.genebase.com/learning/article/55
    http://news.nationalgeographic.com/n...ncerwells.html
    http://press.princeton.edu/chapters/i7442.html
    http://en.wikipedia.org/wiki/Human_Y...NA_haplogroups
    http://en.wikipedia.org/wiki/Mitochondrial_Eve
    http://ghoranvaelm.blogfa.com/
    http://igoro.com/archive/graphs-trees-and-origins-of-humanity
    چطور پیامبری که امی و درس نخوانده بوده در 1400 سال پیش در بیابان های سوزان عربستان که عرب جاهل بدنبال زنده بگور کردن دخترانشان و جنگ وغارت وخونریزی و.. بودند توانسته انچنین مطالبی رو بیان کند . که امروزه بشریت با پیشرفت ها و دستگاه ها و تکنولوژی امروز به این اطلاعات رسیده است .احتمال آنکه انسانی یا هر گونه منبع مادی توانسته باشد این چنین مطالبی را در 1400سال پیش بگوید صفر است .جز آنکه به منبع غیب متصل باشد. پس چیزی را جز حقانیت دین مبین اسلام اثبات نمی کند..کمی فکر کن.


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۶/۰۷ در ساعت ۰۲:۵۷

  10. تشکر


صفحه 6 از 6 نخست ... 456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود