صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خبر دادن از خدا توسط کسی که بر او احاطه ندارد

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خبر دادن از خدا توسط کسی که بر او احاطه ندارد




    با سلام و آرزوی توفیق

    روشن است که کسی میتواند با قاطعیت از خدا و اوصافش خبر دهد که بر خدا احاطه کامل داشته باشد ؛ حال سئوال اینجاست که محمد بن عبدالله بر خداوند احاطه کامل پیدا کرد یا خیر ؟


  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط غنی از فقر نمایش پست
    روشن است که کسی میتواند با قاطعیت از خدا و اوصافش خبر دهد که بر خدا احاطه کامل داشته باشد ؛ حال سئوال اینجاست که محمد بن عبدالله بر خداوند احاطه کامل پیدا کرد یا خیر ؟
    باسلام
    احاطه پیدا کردن شخصی بر یک موجود، به چند صورت می تواند باشد.
    یا آن موجود باید معلول و نتیجه کار آن شخص باشد، یا اینکه قابل مشاهده باشد و تمام خصوصیاتش را بتوان به صورت عیان مشاهده کرد یا اینکه خود ان موجود از خودش و خصوصیاتش خبر بدهد.
    اما در مورد خداوند:
    از آنجا که خداوند هیچ علتی ندارد و نمیتواند داشته باشد، پس از طریق اول نمیتوان بر او احاطه یافت و از خصوصیاتش خبردار شد.
    و چون قابل مشاهده نیست نیز، نمیتوان او را مشاهده کرد.
    «لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هو اللطیف الخبیر»(1)
    بنابراین تنها راه فهم تمام خصوصیات الهی، این است که خود خداوند خصوصاتش را به ما انسانها بگوید.
    البته برخی از خصوصیات و صفات اصلی او را از راه ادله عقلی مستقیم و غیر مستقیم میتوانیم بشناسیم. مثلا اینکه جسم ندارد یا سمیع است و علیم و خبیر و متکلم و مرید، بدون اینکه ویژگی های جسمانی داشته باشد یا برخی صفات دیگر.
    غیر از این موارد که همگی در محدوده مفاهیم می گنجد و معرفت ناشی از انرا به اصطلاح معرفت حصولی می گویند، نوع دیگری از معرفت نیز هست که به معرفت حضوری معروف است.
    در معرفت حضوری، واسطه ای در کار نیست و انسان به خود معلوم دست می یابد و خود آن نزدش حاضر می شود. این نوع شناخت از خداوند نیز ممکن است و هر شخص بر اساس ارتباط وجودی و قلبی ای که با خداوند پیدا میکند ، ازخداوند شناخت می یابد ولی این معرفت در عالیترین مرتبه ان که برای انسان کامل محقق میشود نیز هیچگاه به معنای احاطه کامل بر ذات خداوند نیست و ذات او به احاطه در نمی آید.
    دلیلش نیز این است که احاطه یافتن بر ذات خداوند به این معناست که خداوند محدود باشد و انسان یا هر موجود دیگری بتواند او را در ان قالب و حدود شناسایی کند در حالیکه خداوند محدود نیست و نامتناهی است و سایر موجودات، همگی حد و حدودی دارند و متناهی هستند و احاطه یافتن موجود متناهی بر غیر متناهی محال و غیر ممکن است.(2)




    ــــــــــــــــــ
    1. سوره انعام، ایه 103
    2. ر.ک: اموزش فلسفه، محمد تقی مصباح یزدی، نشر امیر کبیر، 1382، ج2، ص398

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۲/۱۲/۱۲ در ساعت ۰۷:۲۲


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درود بر اولوا الالباب

    در مورد مسائل اعتقادی ملاحظه هیچ کس جا ندارد . محمد بن عبدالله یا صدیق است یا دجال . اگر به منتهای درجه شناخت الله رسید و از او خبر داد میشود صدیق و در غیر این صورت دجال است . می گویند با مرگ او نبوت و رسالت ختم شد . معنای این جمله این است که خداوند کاملا توسط محمد توصیف شد و چیزی از خدا نیست که محمد متذکر آن نشده باشد . شناخت کامل مسلتزم احاطه کامل است . اگر محمد محدود است و خدا نا محدود پس شناخت کامل برای هیچ کس از جمله محمد اتفاق نیفتاده است . سئوال بسیار ساده و بنیادین بنده این است که آیا محمد خدا را کاملا شناخت یا نه ؟ آیا خدا معلوم شد و محمد عالم ؟ آیا خدا محاط شد و محمد محیط ؟ ضمنا این سئوال فقط جواب عقلی دارد و نمیتوان با استفاده از نقل صرف بدان جواب داد .

    عقل نزد ما معتبر است

  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    نقل قول نوشته اصلی توسط غنی از فقر نمایش پست
    درود بر اولوا الالباب

    در مورد مسائل اعتقادی ملاحظه هیچ کس جا ندارد . محمد بن عبدالله یا صدیق است یا دجال . اگر به منتهای درجه شناخت الله رسید و از او خبر داد میشود صدیق و در غیر این صورت دجال است . می گویند با مرگ او نبوت و رسالت ختم شد . معنای این جمله این است که خداوند کاملا توسط محمد توصیف شد و چیزی از خدا نیست که محمد متذکر آن نشده باشد . شناخت کامل مسلتزم احاطه کامل است . اگر محمد محدود است و خدا نا محدود پس شناخت کامل برای هیچ کس از جمله محمد اتفاق نیفتاده است . سئوال بسیار ساده و بنیادین بنده این است که آیا محمد خدا را کاملا شناخت یا نه ؟ آیا خدا معلوم شد و محمد عالم ؟ آیا خدا محاط شد و محمد محیط ؟ ضمنا این سئوال فقط جواب عقلی دارد و نمیتوان با استفاده از نقل صرف بدان جواب داد .

    عقل نزد ما معتبر است
    با سلام و عرض ادب و احترام
    برای من بسیار جالب است که شما از خواتیم بعضی از آیات قرآن کریم( اولوا الالباب) استفاده می کنید و بعد در جای دیگری دنبال چیز دیگری مثل عقل و ... میگردید..؟
    اشتباه ما انسانها در این است که از روی علومی که خود در این دنیا ساخته ایم بدنبال حل مسائل ماوارای این عالم و عوالم بالاتر ... هستیم.
    آقا و مولای ما ما حضرت رسول الله صلوة الله علیه و علی آله الطّیّبین الطاهرین خود عقل محض بودند و باب الله الذی منه یوتی...
    امام صادق صلوة الله علیه که دانشمندان بسیاری را تربیت نموده اند عقل را چنین تعریف می کنند:
    العقل ما عبد به الرّحمن و اکتسب به الجنان

    آیا ما که همه چیز را پروردگار برای ما در اینجا قرار داده تاکنون توانسته ایم یک مورچه را بشناسیم؟ زندگیش را؟ و ...؟؟؟؟ و خیلی موارد دیگر؟؟!!
    متشکرم


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام علیکم

    آنچه من از اسلام فهمیدم این است که هیچ چیز را حتی قرآن و حدیث را تا نفهمیدی قبول نکن . بر اساس این اصل اصیل بنده دربست همه قرآن و احادیث را قبول نمیکنم و البته رد هم نمیکنم بلکه طبق فرمایش خود اسلام معیارم این است که وقتی فهمیدم قبول میکنم برای مثال من به هفت آسمان و مسائل مربوط به معراج و بسیار دیگر از امور دینی معتقد نیستم چون این موارد را نفهمیدم ، البته منکر این امور هم نیستم و سعی میکنم به فهم آنها برسم . این روش بنده است که مبتنی بر عقل و علم و آگاهی است همانگونه که اسلام دین عقل و علم و آگاهی است نه دین اعتقاداتی جاهلانه .

    عقل نزد ما معتبر است


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    606
    تشکر:
    1
    حضور
    20 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط غنی از فقر نمایش پست
    سلام علیکم

    آنچه من از اسلام فهمیدم این است که هیچ چیز را حتی قرآن و حدیث را تا نفهمیدی قبول نکن . بر اساس این اصل اصیل بنده دربست همه قرآن و احادیث را قبول نمیکنم و البته رد هم نمیکنم بلکه طبق فرمایش خود اسلام معیارم این است که وقتی فهمیدم قبول میکنم برای مثال من به هفت آسمان و مسائل مربوط به معراج و بسیار دیگر از امور دینی معتقد نیستم چون این موارد را نفهمیدم ، البته منکر این امور هم نیستم و سعی میکنم به فهم آنها برسم . این روش بنده است که مبتنی بر عقل و علم و آگاهی است همانگونه که اسلام دین عقل و علم و آگاهی است نه دین اعتقاداتی جاهلانه .

    عقل نزد ما معتبر است
    من هم بانظر شما موافقم اما با کمی تفاوت .... من هم تا چیزی را با چشمان خودم نبینم باور و قبول نمیکنم .مثل همون چیزهای که شما گفتید ...هفت اسمان و معراج .... اگر انسان با چشمان خودش ببینه و از نزدیک اونها را لمس کنه قابل قبولتر خواهد بود . در ضمن چون اون عقلی که نزد شما معتبره من نمیبینم اون را هم قبول ندارم چون چشمان من نمیبینه بس عقل نزد شما وجود نداره .
    ۩۩۩... پس بگذارید سرسپردگی به خداوند لباس درونتان باشد نه نمایش بیرون...در پنهان ترین لایه های روحتان باشد، نه آواز آشکار لبهایتان.... بگذارید سرسپردگی به خداوند در میان استخوان دنده هایتان باشد...۩۩۩


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    606
    تشکر:
    1
    حضور
    20 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط غنی از فقر نمایش پست
    با سلام و آرزوی توفیق

    روشن است که کسی میتواند با قاطعیت از خدا و اوصافش خبر دهد که بر خدا احاطه کامل داشته باشد ؛ حال سئوال اینجاست که محمد بن عبدالله بر خداوند احاطه کامل پیدا کرد یا خیر ؟
    اگر محمد بن عبدالله به قول شما نمیتوانسته بر خدا احاطه داشته باشه و در مورد اون حرف بزنه شما دیگه اصلا به خودت زحمت فکر کردن به خدا را نده و تو برو فایلت ننویس کارشناس تفسیر قران چون یقیناشما به تمام قران احاطه نداری و طبق گفته شخص خودتان نباید در این مورد حرف یا بحثی بکنید
    ۩۩۩... پس بگذارید سرسپردگی به خداوند لباس درونتان باشد نه نمایش بیرون...در پنهان ترین لایه های روحتان باشد، نه آواز آشکار لبهایتان.... بگذارید سرسپردگی به خداوند در میان استخوان دنده هایتان باشد...۩۩۩

  12. تشکرها 2


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدمت شما عرض کنم که من هرگز نگفته ام هر چه را که ندیدم قبول ندارم ، یکی از دانشمندان غربی گفته من در آزمایشگاه خدا را زیر میکروسکوپ ندیدم پس خدا وجود ندارد . شما وقتی دستت درد میکند آیا درد را میبینی ؟

  14. تشکرها 2


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    44
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 21 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یک سوال از جناب غنی ار فقر داشتم:شما نوشته اید:«حضرت محمد اگر به منتهای درجه شناخت الله رسید و از او خبر داد میشود صدیق. و در غیر این صورت دجال است.»شما با چه استلالی نتیجه گرفتید که اگر حضرت محمد به منتهای درجه شناخت الله رسید و سپس از خدا خبر داد، آنوقت می شود صدیق؟چه رابطه مستقیمی بین صدیق بودن و احاطه داشتن کامل حضرت محمد بر خدا هست.یعنی اگر حضرت محمد به منتهای درجه شناخت الله نرسیده باشد و با این حال از او خبر داده باشد نمی توان گفت او صدیق است؟چرا که هر آنچه که محمدبن عبدالله می گفت که به ادعای مسلمین حاصل شناخت خود حضرت نبود بلکه سخنانی بود که خود خدا از طریق فرشتگانش بر او نازل می کرده و محمد در اینجا در نقش واسطه عمل می کرده...
    ویرایش توسط lordm : ۱۳۹۲/۱۲/۱۳ در ساعت ۲۰:۲۷


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    نقل قول نوشته اصلی توسط غنی از فقر نمایش پست
    سلام علیکم

    آنچه من از اسلام فهمیدم این است که هیچ چیز را حتی قرآن و حدیث را تا نفهمیدی قبول نکن . بر اساس این اصل اصیل بنده دربست همه قرآن و احادیث را قبول نمیکنم و البته رد هم نمیکنم بلکه طبق فرمایش خود اسلام معیارم این است که وقتی فهمیدم قبول میکنم برای مثال من به هفت آسمان و مسائل مربوط به معراج و بسیار دیگر از امور دینی معتقد نیستم چون این موارد را نفهمیدم ، البته منکر این امور هم نیستم و سعی میکنم به فهم آنها برسم . این روش بنده است که مبتنی بر عقل و علم و آگاهی است همانگونه که اسلام دین عقل و علم و آگاهی است نه دین اعتقاداتی جاهلانه .

    عقل نزد ما معتبر است
    همه چیز در قرآن کریم آمده:
    مثلا کلمات الهی: حضرت عیسی مسیح صلوة الله علیه و علی والدته یک کلمه الهی است
    چگونه با عقل ناقصمان می توانیم تا فضای کلمات بالا برویم و این را با عقلمان درک کنیم و به ایمان بیاوریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!!!!!
    هفت آسمان و هفت زمین را و معراج را و ...
    که قبول نداری آیا شما مسلمان هستید یا خیر؟
    1. اگر نیستید که نیاز به توضیح ندارم و شما را به پروردگار متعال می سپارم.
    2. اگر هستید باید تجدید نظر نموده در مورد دینت و اصول آن می بایست تحقیق نمایید و --
      -- هر وقت نتیجه گرفتید اگر اسلام آوردید
      :

    من در خدمت شما هستم تا ... در آخر عفل را بررسی کنیم و تمام گفتنی ها را با هم بگوییم.
    با احترام
    التماس دعا

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود