صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پاسخ به تحدی قرآن و آوردن سوره ای به نام المشرکون

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 6 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    پاسخ به تحدي قران




    به نام خدا
    اين تاپيك جهت قرار گيري بخشي از سوالات جناب
    sasan2012 ايجاد گرديده است :
    7- یا اینکه قرآن بارها مرکز تفکر انسان را قلب معرفی می کند و هر چند مفسرین منظور از قلب در قرآن را چیز دیگری دانسته اند ، اما در نهج البلاغه صراحتا می بینیم که امام علی (ع) منظور از قلب را همان قلبی که درون سینه ماست معرفی می کند و این در حالی است که امروزه همه به خوبی می دانند که مرکز تفکر انسان مغز است . در مورد تحدی طلبی قرآن نیز تاکنون اشخاص بسیاری به مقابله برخواسته اند و به ظن بسیاری ، آثار آنها از آیات قرآنی بهتر بوده اند و نمونه آخر همان کتاب فرقان الحق می باشد که از حیث بلاغت و فصاحت و معنا و هماهنگی و عدم تضاد ، ادعای برتری بر قرآن را دارد . بر چه اساسی باید برتری قرآن را بر دیگر آثار اثبات کرد ؟
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۱/۰۳/۰۹ در ساعت ۲۰:۴۹


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    13
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جواب




    سلام
    خلاصه:
    1- قلب یعنی چیزی که قابلیت منقلب شدن دارد(بیشتر از این الان یادم نیست)
    2- من هم می توانم مثلا یک تابلوی زیبا از یک کبوتر بکشم و بگویم که این واقعا زیبا تر از خود کبوتر است اما آیا قابل قیاس با خود کبوتر هست؟
    به نظر شما کدا برتر است؟
    قرآن بطونی دارد و در آیات تحدی می بینیم فرموده شده و ادعو شهادئکم من دون الله یعنی قضاوت این برابری با چه کسی باشد مهم است
    حداقل باید با کسی باشد که عادل باشد و بطون قرآن را بشناسد
    برای این کار بهترین همان ائمه یا خود پیامبر هستند با این شرط که از انها دلیل بخواهیم و بخواهیم به صورتی که در عقل ما بگنجد بطون قرآن را شرح دهند و از صاحب مثلا فرقان الحق هم بخواهیم بگوید در مقابل آن چه چیزی را آورده...
    اجالتا نویسنده فرقان الحق توضیح دهد راجع به همین بطونی که از قرآن ذکر شده چه دارد؟
    اصلا چند تا مطلب علمی را بیان کرده و می تواند اثبات کند؟
    کاری که قرآن مثلاد در ذکر کلمه "نملة" یعنی مورچه ماده کرده است برای معرفی فرمانده یا ملکه مورچه ها در مقابل لشکر حضرت سلیمان و بشر شاید 200 سال نیست که متوجه شده که فرماندهی مورچگان را مورچه ای ماده به عهده دارد
    و یا گردش کرات، جاذبه E=mc2 و ...


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود


    منظور از "قلب" در آیات قرآن، و در هر كلامی كه از معنویت و گرایش و بینش می گوید، و اشاره به درك دارد، همان وجدان فطری انسان است، و نه این قلب صنوبری در سینه انسان. یکی از قوای روح، وجدان اخلاقی او است، که جایگاه آرامش است.


    بنا بر این قلب در این جا با روح و نفس متفاوت نیست، و اگر چه با عقل دور اندیش، کمی تفاوت دارد، ولی با آن در ارتباط تنگاتنگ است.


    و حتی در كتب لغت عربی ـ و به تبع آن در كتب لغت فارسی ـ یكى از معانى "قلب" همان "عقل" گفته شده است؛ و یا راغب اصفهانی در "مفردات القرآن"، قلب را (در ذیل آیات مربوطه) به علم و فهم تفسیر كرده است.


    درحدیثى از امام موسى بن جعفر(ع) نیز در تفسیر معنای قلب در قرآن، آمده است كه "منظور از قلب عقل است".


    لغت قلب، در اصل به معنى تغییر و تحول، و به اصطلاح قلب و انقلاب است؛ و از آن جا كه فكر و عقل انسان دائما در حال دگرگونى است، به آن "قلب" گفته شده است؛ و به همین دلیل نیز در آیات قرآن، و هم چنین در تعابیر عرفی، اطمینان، سكینه و آرامش به دل و قلب نسبت داده می شود.

    «هو الذى أنزل السكینة فى قلوب المؤمنین»، یعنی او كسى است كه آرامش را در دل مؤمنین نازل كرد.(فتح، 4)

    «ألا بذكر الله تطمئنّ القلوب» یعنی آگاه باشید یاد خدا مایه آرامش دلها است.(رعد، 28)
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۲/۲۲ در ساعت ۲۰:۰۰

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود


    در مناسبت دیگری و در مورد قرآن های ساختگی، مطالبی عرض کرده بودم که نقل آن در این جا و در مورد فرقان الحق، نیز خالی از فایده نیست:



    1. اثبات اعجاز لفظی قرآن، یک کار تخصصی است و از عهده ادبای عرب برمی آید.


    2. هر چه به عقب برویم، ادیب بودن ادبای عرب، از قوت و اعتبار بیشتری برخوردار است.


    3. تاکنون کسی نتوانسته مثل قرآن بیاورد که ادبای عرب آن را پذیرفته باشند.


    4. حتی درصدر اسلام هم ادبای عرب نسبت به قرآن و اعجاز لفظی آن، اعجاب می کردند.


    5. درست است که کتابی به نام "فرقان الحق" برای مقابله با قرآن کریم نوشته شده است وشاید بتواند در ظاهر چند جوان کم اطلاع و خام را هم بفریبد، ولی این بدان معنا نیست که واقعا "فرقان الحق" توانسته با قرآن مبارزه کند؛ زهی خیال باطل!


    "ز روی دوستدل دشمنان چه دریابد * چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا"



    6. "فرقان الحق" تنها نمونه این مبارزه مذبوحانه با وحی الهی نیست، بلکه نمونه های دیگری نیز پیش از این ساخته و پرداخته شده است.


    حتی پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) پیامبرانی دروغین همانند "مسیلمة" جملاتی مهمل را به هم بافته و نام وحی الهی بر آن نهادند، که البته گذشت روزگار نشان داد که این جملات هیچ شایستگی برای مقابله با قرآن ندارند.


    7. هر آنچه تاکنون ادعا شده، صرف ادعا بوده و با اعجاز لفظی قرآن، تفاوت و فاصله بسیار داشته، لذا اصلا مورد قبول ادبای عرب واقع نشده است.



    بنابراین؛ بطور قطع و مسلم می توان گفت که تاکنون هیچ کس نتوانسته مانند قرآن را بیاورد.







    ویرایش توسط mohebbe mother : ۱۳۹۰/۰۹/۰۲ در ساعت ۲۱:۲۵

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    13
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرّحمن الرّحیم
    یکی دیگر از ویژگی های اصلی قرآن تربیت نمودن اشخاصی نمونه در مکتب اسلام مانند خود پیامبر اسلام(ص) و ... بوده است که کتابی تا به حال نیامدده است و کسی نیاورده است که شاگردان آن کتاب چنین باشند ( محقق محترم رجوع کند به سیره پیامبر طبق تاریخ های نقل شده شیعه و سنی و یا حتی غیر آنها با توجه به دشمنیشان)(تعرف الاشیاء به اضداد ها- چیزها به ضد هایشان شناخته می شوند)
    قضیه کربلا را اگر نگاه کنیم یک نمونه کاملا روشن از مکتب اسلام است در مقابل اضداد آنها که اتفاقا این تاریخ را حتی گاهی یهودیان هم ذکر کرده اند (تاریخ های نوشته یهودیان هم معتبر و نا معتبر دارد که قدیمی تر ها شاید بیشتر مورد وثوق باشند)
    معجزه قرآن تربیت انسان است که کتابی هم آورد آن نیست مگراینکه خود قرآن بازنویسی شده باشد.
    حتی الفاظ و حروف آن هم درفهم افرادی (مانند علی بن ابی طالب (ع)) با دیگران متفاوت است حتی در برخی از اوقات این الفاظ ایشان را به انجام کاری تا دم آخر زندگی و در سخت ترین شرایط فرا می خواند و ایشان استجابت کردند که بشری پیدا نشده است که این چنین به همان الفاظ لبیک بگوید این را از تفاوت سیره زندگی ایشان بادیگر افرادی که همه آیات قرآن را دیده اند و یا حتی حفظ کرده اند در قدیم و جدید می توان فهمید. (هر دو یک قرآن را خوانده اند!)
    سلام الله علی رسول الله و آل بیته الطاهرین المعصومین (ع).
    ویرایش توسط arman.onci : ۱۳۹۰/۰۶/۲۷ در ساعت ۱۳:۴۲ دلیل: غلط املایی
    یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله
    متن خاتم حضرت آیت الله علامه محمد حسین طباطبایی این بوده:
    الواثق باالله الغنی
    محمد حسین طباطبایی
    خدایا من هم آروز دارم این وثوق رو به تو داشته باشم...

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    95
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    7- یا اینکه قرآن بارها مرکز تفکر انسان را قلب معرفی می کند و هر چند مفسرین منظور از قلب در قرآن را چیز دیگری دانسته اند ، اما در نهج البلاغه صراحتا می بینیم که امام علی (ع) منظور از قلب را همان قلبی که درون سینه ماست معرفی می کند و این در حالی است که امروزه همه به خوبی می دانند که مرکز تفکر انسان مغز است . در مورد تعدی طلبی قرآن نیز تاکنون اشخاص بسیاری به مقابله برخواسته اند و به ظن بسیاری ، آثار آنها از آیات قرآنی بهتر بوده اند و نمونه آخر همان کتاب فرقان الحق می باشد که از حیث بلاغت و فصاحت و معنا و هماهنگی و عدم تضاد ، ادعای برتری بر قرآن را دارد . بر چه اساسی باید برتری قرآن را بر دیگر آثار اثبات کرد ؟
    درود

    اولا فرقان الحق اصلا ادعای مبنی بر جنگ با قران نداشته بلکه موارد غیر منطقی قران رو تصحیح کرده انچنان که بنده دارم میبینم شما بدون اینکه اون کتاب رو بخونی داری قضاوت میکنی،خوبه قبل از اینکه فشار به تعصبت بیاری بشینی کتاب رو بخونی بعد ببینی ایا منطقی درش هست یانه.
    دوما این موضوع تحدی دیگه کلا موضوع خنده داری در الهییات هستش خب اگر اینجوره شما هم بفرما برو کتابی دقیقا عین شاهنامه بیار...مسلما نمیتونی بیاری
    هر کتابی فن نوشتاری خودش رو داره اگر اینجور بود میلیاردها کتاب نوشته نمیشد و این مغلطست اگر ما بگیم شما برو کتابی مثل قران بیار این یعنی مغلطه منم میگم شما برو داستانی مثل دون کیشوت بیار
    پس اینقدر بحث این تحدی نکنید.
    مسلمان ها همه ی ادیان و آیین ها را خرافه میداند اما خرافه ی آشکاری که در اسلام است را نمیبینند.

  8. تشکر


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " یا اینکه قرآن بارها مرکز تفکر انسان را قلب معرفی می کند و هر چند مفسرین منظور از قلب در قرآن را چیز دیگری دانسته اند ، اما در نهج البلاغه صراحتا می بینیم که امام علی (ع) منظور از قلب را همان قلبی که درون سینه ماست معرفی می کند و این در حالی است که امروزه همه به خوبی می دانند که مرکز تفکر انسان مغز است ."

    قبلا در اين خصوص در يكي از تاپيكها مطلبي را مطرح كردم:

    تازه كشف شده است كه بشر با همين اندام صنوبري كه در سينه ها قرار دارد مي انديشد.

    قلب يك پسر 17 ساله سياه پوست آمريكايي را به يك مرد 47 ساله سفيد پوست آمريكايي پيوند زدند. دريافت كننده قلب از عشق و علاقه مفرط خود به موسيقي كلاسيك شگفت زده شد چرا كه اين عشق و علاقه پس از عمل پيوند قلب در او ايجاد شده بود. آن چه وي بعدا بدان پي برد اين بود كه اهدا كننده قلب عاشق موسيقي كلاسيك بود و ويولن مي نواخت و هنگام مرگ كه بر اثر تير خوردن بود ويولن خود را به سينه اش چسبانده بود.

    قلب يك زن 19 ساله گياهخوار و ديوانه مرد ها را به يك زن 29 ساله همجنس باز و عاشق غذاهاي حاضري پيوند زدند. دريافت كننده قلب پس از عمل پيوند قلب گزارش داد كه ديگر نمي تواند غذاهاي گوشتي بخورد چرا كه بر اثر مصرف گوشت بيمار مي شود و اينكه ديگر علاقه اي به زنان ندارد. در فاصله كوتاهي پس از عمل ، وي با يك مرد ازدواج كرد.

    قلب يك دختر 14 ساله ورزشكار و داراي اختلالات گوارشي را به يك مرد 47 ساله پيوند زدند. دريافت كننده قلب و خانواده اش پس از عمل پيوند قلب گزارش دادند كه پس از غذا خوردن حالت تهوع به او دست مي دهد و وي داراي شور و نشاط كودكانه و خنده هايي شده است كه خاص دختران كم سن و سال است.

    براي كسب اطلاعات بيشتر در اين خصوص عبارت زير را جستجو كنيد:
    "Inherited Memories in Organ Transplant Recipients "


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط kherad_gera نمایش پست
    درود

    اولا فرقان الحق اصلا ادعای مبنی بر جنگ با قران نداشته بلکه موارد غیر منطقی قران رو تصحیح کرده انچنان که بنده دارم میبینم شما بدون اینکه اون کتاب رو بخونی داری قضاوت میکنی،خوبه قبل از اینکه فشار به تعصبت بیاری بشینی کتاب رو بخونی بعد ببینی ایا منطقی درش هست یانه.
    دوما این موضوع تحدی دیگه کلا موضوع خنده داری در الهییات هستش خب اگر اینجوره شما هم بفرما برو کتابی دقیقا عین شاهنامه بیار...مسلما نمیتونی بیاری
    هر کتابی فن نوشتاری خودش رو داره اگر اینجور بود میلیاردها کتاب نوشته نمیشد و این مغلطست اگر ما بگیم شما برو کتابی مثل قران بیار این یعنی مغلطه منم میگم شما برو داستانی مثل دون کیشوت بیار:cheshmak:
    پس اینقدر بحث این تحدی نکنید.

    با سلام و درود

    1. قرآن کلام الهی است و از خطا و عیب و ...، منزه است. ضمنا در قدم اول باید منطق را تعریف کرد و مشخص نمود که محور منطقی بودن، بر اساس افراد و نظرات شخصی نیست.

    2. روشن است که "فرقان الحق" ادعا دارد مثل قرآن است، لذا می خواهد به گمان خود، ادعای تحدی قرآن را مخدوش نماید. پس این ادعا که تقابل و جنگی با قرآن ندارد صحیح نیست.

    3. اگر معنای تحدی قرآن، صحیح مفهوم شود روشن می شود که مطلب خنده داری نیست.

    مراد از تحدی و مثل و مانند آوردن برای قرآن، به این معنا نیست یک متن عربی با تعابیری برگرفته و شبیه آیات قرآن و با تقسیم بندی آیه و سوره بیاورم و گمان کنیم برای قرآن مانندی آورده ایم.

    اعجاز قرآن فقط به اعجاز لفظی آن نیست. و اعجاز لفظی قرآن هم فقط به فصاحت و بلاغت نیست، بلکه مجموعه ای از معنا، صادق و راستگو بودن، دارای پیام بودن، اثر تربیتی و هدایت گری داشتن، و ... در اعجاز قرآن مد نظر است.

    ماندگاری و تازه بودن مفاهیم و آموزه های قرآن نیز از جمله ویژگی های خاص قرآن است.
    کدام اثر و نویسنده ای را می توان یافت که این همه ویژگی را یکجا در اثر خود گنجانده باشد و پس از سالیان و قرنهای متمادی، هیچ احساس نیاز به بازنگری و اصلاح در نوشته و نظرات خود نبیند. در حالی که هر کس عقل خویش را از روز گذشته کاملتر و روبه رشد می داند.

    این ویژگی ها را نمی توان در کتب و آثار دیگر یافت و این واضح و روشن است.

    4. اثبات اعجاز لفظی قرآن، یک کار تخصصی است و از عهده ادبای عرب برمی آید. هر آن چه تاکنون ادعا شده، صرف ادعا بوده و با اعجاز لفظی قرآن، تفاوت و فاصله بسیار داشته، لذا اصلا مورد قبول ادبای عرب واقع نشده است.

    بنابراین؛ همان طور که در پستهای قبلی نیز بیان شد:

    بطور قطع و مسلم می توان گفت که تاکنون هیچ کس نتوانسته مانند قرآن را بیاورد.





    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  11. تشکر


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    402
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی نمایش پست
    با سلام و درود
    در مناسبت دیگری و در مورد قرآن های ساختگی، مطالبی عرض کرده بودم که نقل آن در این جا و در مورد فرقان الحق، نیز خالی از فایده نیست:

    1. اثبات اعجاز لفظی قرآن، یک کار تخصصی است و از عهده ادبای عرب برمی آید.


    2. هر چه به عقب برویم، ادیب بودن ادبای عرب، از قوت و اعتبار بیشتری برخوردار است.


    3. تاکنون کسی نتوانسته مثل قرآن بیاورد که ادبای عرب آن را پذیرفته باشند.


    4. حتی درصدر اسلام هم ادبای عرب نسبت به قرآن و اعجاز لفظی آن، اعجاب می کردند.


    5. درست است که کتابی به نام "فرقان الحق" برای مقابله با قرآن کریم نوشته شده است وشاید بتواند در ظاهر چند جوان کم اطلاع و خام را هم بفریبد، ولی این بدان معنا نیست که واقعا "فرقان الحق" توانسته با قرآن مبارزه کند؛




    6. "فرقان الحق" تنها نمونه این مبارزه مذبوحانه با وحی الهی نیست، بلکه نمونه های دیگری نیز پیش از این ساخته و پرداخته شده است.


    حتی پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) پیامبرانی دروغین همانند "مسیلمة" جملاتی مهمل را به هم بافته و نام وحی الهی بر آن نهادند، که البته گذشت روزگار نشان داد که این جملات هیچ شایستگی برای مقابله با قرآن ندارند.


    7. هر آنچه تاکنون ادعا شده، صرف ادعا بوده و با اعجاز لفظی قرآن، تفاوت و فاصله بسیار داشته، لذا اصلا مورد قبول ادبای عرب واقع نشده است.



    بنابراین؛ بطور قطع و مسلم می توان گفت که تاکنون هیچ کس نتوانسته مانند قرآن را بیاورد.

    درود بر شما
    من قبلا در این بحث ها شرکت کردم و نتیجه نگرفتم دوباره امدم شاید نتیجه بخش باشه .

    1- اگر تحدی برای همه بشریت در همه زمان ها است غیر منطقی است اگر بگوییم متن که می اورند عربی باشد ! همه که عرب زبان نیستند ! پس اگر در عربی بودن مبارزه طلبی کرده مخصوص عرب زبانان است و بس !

    2- چگونه ؟ توضیح دهید .

    3- گزینه شماره 1

    4 -این یعنی در ان زمان خوب بوده ! دیگر چه ؟!!

    5- گزینه 1

    تا الان نتوانسته اند از این به بعد هم نمی توانند ؟



    کوروش بزرگ :
    دردا بر حاکمانی که نازایی و نفرت را رقم می زنند دردا بر شهریارانی که تازیانه و تجاوز را رقم می زنند دردا بر کیشبانانی که به مردم دروغ می گویند دردا بر خردمندانی که از دلیری بویی نبرده اند دردا بر دلیرانی که از خرد بویی نبرده اند .
    منشور پاسارگاد

  13. تشکر


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    402
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی نمایش پست
    با سلام و درود

    1. قرآن کلام الهی است و از خطا و عیب و ...، منزه است.

    2. روشن است که "فرقان الحق" ادعا دارد مثل قرآن است، لذا می خواهد به گمان خود، ادعای تحدی قرآن را مخدوش نماید. پس این ادعا که تقابل و جنگی با قرآن ندارد صحیح نیست.

    3. اگر معنای تحدی قرآن، صحیح مفهوم شود روشن می شود که مطلب خنده داری نیست.

    مراد از تحدی و مثل و مانند آوردن برای قرآن، به این معنا نیست یک متن عربی با تعابیری برگرفته و شبیه آیات قرآن و با تقسیم بندی آیه و سوره بیاورم و گمان کنیم برای قرآن مانندی آورده ایم.

    اعجاز قرآن فقط به اعجاز لفظی آن نیست. و اعجاز لفظی قرآن هم فقط به فصاحت و بلاغت نیست، بلکه مجموعه ای از معنا، صادق و راستگو بودن، دارای پیام بودن، اثر تربیتی و هدایت گری داشتن، و ... در اعجاز قرآن مد نظر است.

    ماندگاری و تازه بودن مفاهیم و آموزه های قرآن نیز از جمله ویژگی های خاص قرآن است.
    کدام اثر و نویسنده ای را می توان یافت که این همه ویژگی را یکجا در اثر خود گنجانده باشد و پس از سالیان و قرنهای متمادی، هیچ احساس نیاز به بازنگری و اصلاح در نوشته و نظرات خود نبیند. در حالی که هر کس عقل خویش را از روز گذشته کاملتر و روبه رشد می داند.

    این ویژگی ها را نمی توان در کتب و آثار دیگر یافت و این واضح و روشن است.

    4. اثبات اعجاز لفظی قرآن، یک کار تخصصی است و از عهده ادبای عرب برمی آید. هر آن چه تاکنون ادعا شده، صرف ادعا بوده و با اعجاز لفظی قرآن، تفاوت و فاصله بسیار داشته، لذا اصلا مورد قبول ادبای عرب واقع نشده است.

    بنابراین؛ همان طور که در پستهای قبلی نیز بیان شد:

    بطور قطع و مسلم می توان گفت که تاکنون هیچ کس نتوانسته مانند قرآن را بیاورد.
    1 - کتابی اگر مطالب تکراری داشته باشد می توان گفت که کتاب کاملی نیست و عیب دارد ؟!

    2- الزاما هرکس که بخواهد مانند قران بیاورد دشمن قران که نیست ! این گفته شما صحیح نیست !

    3- بفرما منظور چه بوده که در بین تمام بشریت و در تمام زمان ها مشترک است ؟! زبان عربی که نبوده ؟! بوده ؟!

    در مورد جمله قرمز رنگ :
    اینکه در مورد زنان پیامبر بحث می کرده یعنی تازگی؟ الان نه پیامبری نه همسری و ...
    اینکه در مورد مکه یا بادیه های اطارفش بحث می کرده یعنی تازگی ؟

    در مورد این نوشته :
    بله اگر تفسیر باشد نیازی نیست !



    4- تکرار می کنم : اگر تحدی برای همه بشریت در همه زمان ها است غیر منطقی است اگر بگوییم متن که می اورند عربی باشد ! همه که عرب زبان نیستند ! پس اگر در عربی بودن مبارزه طلبی کرده مخصوص عرب زبانان است و بس !





    کوروش بزرگ :
    دردا بر حاکمانی که نازایی و نفرت را رقم می زنند دردا بر شهریارانی که تازیانه و تجاوز را رقم می زنند دردا بر کیشبانانی که به مردم دروغ می گویند دردا بر خردمندانی که از دلیری بویی نبرده اند دردا بر دلیرانی که از خرد بویی نبرده اند .
    منشور پاسارگاد

صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 3 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 3 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود