صفحه 2 از 7 نخست 1234 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پاسخ به تحدی قرآن و آوردن سوره ای به نام المشرکون

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    4,153
    مورد تشکر
    9,568 پست
    حضور
    62 روز 14 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط cyrus59 نمایش پست
    درود بر شما

    اگر تحدی برای همه بشریت در همه زمان ها است غیر منطقی است اگر بگوییم متن که می اورند عربی باشد ! همه که عرب زبان نیستند ! پس اگر در عربی بودن مبارزه طلبی کرده مخصوص عرب زبانان است و بس !
    با سلام و درود

    مخاطب تحدی قرآن، همه انسانها هستند و فرقی بین عرب و غیر عرب نیست.

    غیر منطقی هم نیست، زیرا غیر عربهای زیادی هستند که قواعد دستور زبان عربی را بیش از خود عربها می دانند و تسلط بر آن دارند. لذا در این مورد هم غیر عربها می توانند زبان عربی را بیاموزند.

    نکته: خداوند می فرماید نمی توانید مثل قرآن، یا مثل چند سوره، و یا مثل یک سوره بیاورید؛ یعنی اصلا انسان چنین قابلیتی ندارد، قرآن کلام خداوند است و آن را جبرئیل وحی آورده است و بر رسول خدا(ص) نازل شده است، و حتی خود پیامبر اکرم (ص) ـ با این کمالات و قابلیتهای والایی دارند ـ هم چنین قابلیتی ندارند که مثل قرآن را بیاورند لذا می بینیم احادیث قدسی با آیات قرآن تفاوت دارند.

    بنابر این خداوند می فرماید نمی توانید مثل قرآن بیاورید.



    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  2. تشکرها 2


  3. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    4,153
    مورد تشکر
    9,568 پست
    حضور
    62 روز 14 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط cyrus59 نمایش پست
    1 - کتابی اگر مطالب تکراری داشته باشد می توان گفت که کتاب کاملی نیست و عیب دارد ؟!

    2- الزاما هرکس که بخواهد مانند قران بیاورد دشمن قران که نیست ! این گفته شما صحیح نیست !

    3- بفرما منظور چه بوده که در بین تمام بشریت و در تمام زمان ها مشترک است ؟! زبان عربی که نبوده ؟! بوده ؟!

    در مورد جمله قرمز رنگ :
    اینکه در مورد زنان پیامبر بحث می کرده یعنی تازگی؟ الان نه پیامبری نه همسری و ...
    اینکه در مورد مکه یا بادیه های اطارفش بحث می کرده یعنی تازگی ؟
    با سلام و درود

    1. هر تکراری عیب محسوب نمی شود. تکرار اگر به جا و مناسب باشد و دارای پیام، هدف، و ... باشد، هیچ عیبی ندارد.

    2. بله لزوما هر کس بخواهد مثلی برای قرآن بیاورد به قصد مقابله و دشمنی نیست، ولی معمولا مخالفان اسلام و یا همین فرقان الحق، ادعای بر هم زدن تحدی قرآن را دارند.

    3. اولا چیزی که می خواهد جواب تحدی قرآن باشد باید از همه جهات (دارا بودن همه ویژگی ها و جنبه های اعجازی و منحصر به فرد بودن قرآن) مانند او باشد.
    ثانیا همان طور که بیان شد تحدی قرآن این است که ای انسان تو اصلا قابلیت آوردن مثلی برای قرآن و حتی قابلیت آوردن مثلی برای یک سوره هم نداری، یعنی نمی توانی که مانندی بیاوری.

    4. قرآن تعالیمی است که باید از آن پند بگیریم، آن نکات و پیامها برای هر زمانی است و در هر دورانی به درد می خورد و فایده و پیامرسانی خود را دارد؛ قرار نیست دقیقا همان اتفاق 1400 سال پیش در عربستان، در این زمان نیز تازه باشد تا بگوییم به درد این زمان هم می خورد.




    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۱۰/۱۴ در ساعت ۱۷:۳۰ دلیل: تصحیح غلط تایپی

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  4. تشکرها 2


  5. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    4,153
    مورد تشکر
    9,568 پست
    حضور
    62 روز 14 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    (فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ)


    امر در (فأتوا، پس بياوريد)، امر تعجيزى است، تا به همه بفهماند كه قرآن معجزه است، و هيچ بشرى نمى‏تواند نظيرش را بياورد، و اين كه اين كتاب از ناحيه خدا نازل شده، و در آن هيچ شكى نيست، معجزه است كه تا زمين و زمان باقى است، آن نيز به اعجاز خود باقى است. (1)

    اگر تحدي هاى قرآن تنها در خصوص بلاغت و عظمت اسلوب آن بود، ديگر نبايد از عرب تجاوز مي كرد، و تنها بايد عرب را تحدى كند، كه اهل زبان قرآنند، آن هم نه كردهاى عرب، كه زبان شكسته‏اى دارند، بلكه عربهاى خالص جاهليت و آن ها كه هم جاهليت و هم اسلام را درك كرده‏اند، آن هم قبل از آن كه زبانشان با زبان ديگر اختلاط پيدا كرده، و فاسد شده باشد، و حال آن كه مى‏بينيم سخنى از عرب آن هم با اين قيد و شرطها به ميان نياورده، و در عوض روى سخن به جن و انس كرده است، پس معلوم مي شود معجزه بودنش تنها از نظر اسلوب كلام نيست. (2)

    ___________
    (1) ترجمه الميزان، ج‏1، ص 91.
    (2) ترجمه الميزان، ج‏1، ص 94.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  6. تشکرها 2


  7. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    157 پست
    حضور
    1 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط لاچینی نمایش پست

    تازه كشف شده است كه بشر با همين اندام صنوبري كه در سينه ها قرار دارد مي انديشد.

    قلب يك پسر 17 ساله سياه پوست آمريكايي را به يك مرد 47 ساله سفيد پوست آمريكايي پيوند زدند. دريافت كننده قلب از عشق و علاقه مفرط خود به موسيقي كلاسيك شگفت زده شد چرا كه اين عشق و علاقه پس از عمل پيوند قلب در او ايجاد شده بود. آن چه وي بعدا بدان پي برد اين بود كه اهدا كننده قلب عاشق موسيقي كلاسيك بود و ويولن مي نواخت و هنگام مرگ كه بر اثر تير خوردن بود ويولن خود را به سينه اش چسبانده بود.

    قلب يك زن 19 ساله گياهخوار و ديوانه مرد ها را به يك زن 29 ساله همجنس باز و عاشق غذاهاي حاضري پيوند زدند. دريافت كننده قلب پس از عمل پيوند قلب گزارش داد كه ديگر نمي تواند غذاهاي گوشتي بخورد چرا كه بر اثر مصرف گوشت بيمار مي شود و اينكه ديگر علاقه اي به زنان ندارد. در فاصله كوتاهي پس از عمل ، وي با يك مرد ازدواج كرد.

    قلب يك دختر 14 ساله ورزشكار و داراي اختلالات گوارشي را به يك مرد 47 ساله پيوند زدند. دريافت كننده قلب و خانواده اش پس از عمل پيوند قلب گزارش دادند كه پس از غذا خوردن حالت تهوع به او دست مي دهد و وي داراي شور و نشاط كودكانه و خنده هايي شده است كه خاص دختران كم سن و سال است.

    براي كسب اطلاعات بيشتر در اين خصوص عبارت زير را جستجو كنيد:
    "Inherited Memories in Organ Transplant Recipients "
    مزخرف محض بود. حتما این هم از اون داستانهای آقای بی آزار شیرازی در مورد شق القمر هست دیگه
    نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک
    غم این خفته چند
    خواب در چشم ترم می شکند...

  8. تشکر


  9. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    15
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    12 ساعت نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط atila360 نمایش پست
    مزخرف محض بود. حتما این هم از اون داستانهای آقای بی آزار شیرازی در مورد شق القمر هست دیگه:cheshmak:
    البته آن چیزی که مسلمانان در مورد قلب به اون اعتقاد دارند آن چیزی است که در زیر آورده شده است. و هر ادعایی در مورد ماورا را نمیتوان به قرآن یا مسلمانان نسبت داد

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 1 نمایش پست
    منظور از "قلب" در آیات قرآن، و در هر كلامی كه از معنویت و گرایش و بینش می گوید، و اشاره به درك دارد، همان وجدان فطری انسان است، و نه این قلب صنوبری در سینه انسان. یکی از قوای روح، وجدان اخلاقی او است، که جایگاه آرامش است.


    بنا بر این قلب در این جا با روح و نفس متفاوت نیست، و اگر چه با عقل دور اندیش، کمی تفاوت دارد، ولی با آن در ارتباط تنگاتنگ است.


    و حتی در كتب لغت عربی ـ و به تبع آن در كتب لغت فارسی ـ یكى از معانى "قلب" همان "عقل" گفته شده است؛ و یا راغب اصفهانی در "مفردات القرآن"، قلب را (در ذیل آیات مربوطه) به علم و فهم تفسیر كرده است.


    درحدیثى از امام موسى بن جعفر(ع) نیز در تفسیر معنای قلب در قرآن، آمده است كه "منظور از قلب عقل است".


    لغت قلب، در اصل به معنى تغییر و تحول، و به اصطلاح قلب و انقلاب است؛ و از آن جا كه فكر و عقل انسان دائما در حال دگرگونى است، به آن "قلب" گفته شده است؛ و به همین دلیل نیز در آیات قرآن، و هم چنین در تعابیر عرفی، اطمینان، سكینه و آرامش به دل و قلب نسبت داده می شود.

    «هو الذى أنزل السكینة فى قلوب المؤمنین»، یعنی او كسى است كه آرامش را در دل مؤمنین نازل كرد.(فتح، 4)

    «ألا بذكر الله تطمئنّ القلوب» یعنی آگاه باشید یاد خدا مایه آرامش دلها است.(رعد، 28)


  10. تشکرها 2


  11. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    1,077 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جناب atila360

    فرموده ايد كه "مزخرف محض بود. حتما این هم از اون داستانهای آقای بی آزار شیرازی در مورد شق القمر هست دیگه "

    اين مطلبي است كه تازه كشف شده است. مي توانيد با عبارت انگليسي كه آوردم در فضاي مجازي جستجو كرده و مطالعه كنيد و پس از حداقل اندكي مطالعه در اين خصوص بفرماييد كه مزخرف و آن هم از نوع محض است و نه اينكه همانند برخي افراد باشيد كه به محض اينكه پي ببرند كه مطلبي بر خلاف وروديهاي قبلي آنهاست فورا آن را محكوم مي كنند.

  12. تشکر


  13. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    1,077 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جناب وارش

    اگر منظور از قلب عقل است پس مكان عقل در سينه هاست پس قلب همان عقل است:

    الحج : 46 أَ فَلَمْ يَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتي‏ فِي الصُّدُور



  14. تشکرها 2


  15. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    157 پست
    حضور
    1 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط لاچینی نمایش پست
    جناب atila360

    فرموده ايد كه "مزخرف محض بود. حتما این هم از اون داستانهای آقای بی آزار شیرازی در مورد شق القمر هست دیگه "

    اين مطلبي است كه تازه كشف شده است. مي توانيد با عبارت انگليسي كه آوردم در فضاي مجازي جستجو كرده و مطالعه كنيد و پس از حداقل اندكي مطالعه در اين خصوص بفرماييد كه مزخرف و آن هم از نوع محض است و نه اينكه همانند برخي افراد باشيد كه به محض اينكه پي ببرند كه مطلبي بر خلاف وروديهاي قبلي آنهاست فورا آن را محكوم مي كنند.
    موضوعات بسیاری وجود دارد که اگر با عبارت انگلیسی در اینترنت بگردیم مطالبی در مورد آن بدست خواهیم آورد! شما ادعا کرده اید و ادعای خود را مستند به یکی از پایگاههای علمی قابل اعتماد کنید.
    نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک
    غم این خفته چند
    خواب در چشم ترم می شکند...

  16. تشکر


  17. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    4,153
    مورد تشکر
    9,568 پست
    حضور
    62 روز 14 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط لاچینی نمایش پست


    اگر منظور از قلب عقل است پس مكان عقل در سينه هاست پس قلب همان عقل است:

    الحج : 46 أَ فَلَمْ يَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتي‏ فِي الصُّدُور

    با سلام و درود

    چند نکته:

    1. اصل قلب در لغت به معنى جسم صنوبرى است كه در طرف چپ سينه قرار داده شده و منشأ روح بخارى در انسان و حيوان است. ولى مراد از قلب در آيات قرآنى، آن جوهر ملكوتى است كه مجرّد از ماده و صورت است كه از آن به عقل و روح انسانى و نفس ناطقه تعبير مي كنند. (أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏1، ص 276)

    2. قلب در قرآن به معانى گوناگونى آمده است، از جمله:
    ـ به معنى عقل و درك؛ مانند آيه شریفه: «إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ"، (ق، 37)
    ـ به معنى روح و جان؛ مانند آیه شریفه: «وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ»، (احزاب، 10)
    ـ به معنى مركز عواطف؛ مانند آيه شریفه: «سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ»، (انفال، 12)
    و نیز آیه شریفه: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ»، (آل عمران، 159)

    3. تعبیر از عقل، اعم است و گاهی به معنای عقل دور اندیش، و نیز گاهی برای عقل وظیفه گرا به کار می رود؛ و قلب معمولا برای عقل وظیفه گرا و وجدان انسانی به کار می رود.
    تعبیر از قلب برای وجدان و روح انسانی، تعبیری رایج و متداول است.
    توجه داشته باشید که مراد از قلب در قرآن، قلب صنوبری در بدن انسان، و نیز مراد از عقل، مغز انسان نیست. عقل و قلب از قوای نفس هستند. لذا اصلا حیث جسمانی این ها مد نظر نیست.

    4. نسبت دادن کوری و نابینایی به قلب در این آیه (حج، 46) خود دلیل بر این است که مراد از قلب، قلب صنوبری در بدن نیست.

    «وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ»؛ در اين جمله سينه‏ها را جايگاه قلب خوانده و اين از باب مجاز در نسبت است و نيز نسبت تعقل به قلب مجاز مى‏باشد. (ترجمه الميزان، ج‏14، ص 550)

    5. يكى از معانى "قلب"، عقل است و يكى از معانى "صدر"، ذات و سرشت انسان‏ است. (تفسير نمونه، ج‏14، ص:131)

    این تعبیر، اشاره به چشم دل و بصیرت باطنی دارد.

    عبارت «الَّتِي فِي الصُّدُورِ» (دلهايى كه در سينه‏ها قرار دارد)، تأكيد براى "قلوب" است، مثل: «يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ» با دهانهايشان مى‏گويند (آل عمران، 167)؛ "افواه" تأكيد "يقولون" است.
    توضيح آن كه جايگاه (اصلى) نابينايى قلب است نه چشم. (تفسير جوامع الجامع، ج‏3، ص 53)


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  18. تشکر


  19. #20

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    127
    مورد تشکر
    80 پست
    حضور
    5 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یک اشکال این است که تلقی ما از رابطه روح و جسم صحیح نیست
    فکر می کنیم اگر امری روحانی بود، به این جسم مربوط نمی شود و اگر قلب به معنای مرکز ادراکات بود و امری روحانی، پس نباید به جسم ربطی داشته باشد.

    در صورتی که پیوند عمیق روح و جسم نشان می دهد هر قسمت از اعمال روح، تجلی بیشتری در یک قسمت از بدن دارد.

    چه کسی می تواند انکار کند که هیجان روحانی، ضربان قلب صنوبری را زیاد می کند؟


    اما درباره این سخن که هیچ کس نمی تواند مانند شاهنامه، بوستان سعدی یا هر نوع کتاب دیگری نیز بیاورد، ناشی از جهل است!
    اگر مطالعه ای درباره حافظ داشته باشید، می بینید که انتساب بعضی غزل ها به حافظ محل تردید است
    بعد از مرگ حافظ جایزه ای برای جمع آوری غزل های حافظ قرار دادند هر کس یک غزل حافظ را می آورد، یک سکه می گرفت! همین شد که بعضی غزل های خود را به اسم حافظ جا زدند!

    پس دیگرانی غزل گفتند و فرقش با غزل حافظ مشخص نشد!
    علاوه بر اینکه یکی از صناعات شعری تضمین است. یعنی بسیاری از شعرا نمونه های شبیه شعرهای دیگران می آورند.

صفحه 2 از 7 نخست 1234 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود