صفحه 7 از 7 نخست ... 567
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پاسخ به تحدی قرآن و آوردن سوره ای به نام المشرکون

  1. #61

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    مورد تشکر
    1,613 پست
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برای روشن شدن پاسخ، نکاتی چند ذکر می شود:
    1. با دقت در عبارات سوال به دست می آید که:
    اولاً: قرآن مثل ندارد و کسی نتوانسته مانند آن را بیاورد و ثانیاً: قرآن تغییر نکرده و الفاظ و عباراتش به همان صورت اولیه اش باقی مانده است. ولی پرسش مورد نظر این دو امر را مختص به قرآن ندانسته و اظهار داشته است که هر کتابی این دو ویژگی را دارد ـ مثل ندارد و تغییر هم نمی کند ـ و بعد بیان داشته است که آن دو خصوصیت دلیل بر معجزه بودن قرآن نیست. بنابراین لازم است این دو مسأله مورد بررسی قرارگیرد تا روشن شود که آیا واقعاً مثل نداشتن و تغییر ناپذیر بودن، مخصوص قرآن است، یا سایر کتب مانند دیوان حافظ و ... هم آن دو ویژگی را دارند.
    مثل نداشتن ویژگی منحصر به فرد قرآن:
    قرآن کریم خود را بی مثل معرفی می کند و همه علما و دانشمندان تمام عصرها را تا قیامت به صورت های مختلف و با جدیت تمام به مبارزه و هماوردی دعوت می کند:
    1. در آیه ای تمام جنیان و انسان ها را از آوردن کتابی مثل قرآن عاجز معرفی می کند و مدعی است که حتی اگر همه آنها دست به دست هم دهند و هم فکری کنند تا کتابی مثل قرآن را بیاورند نمی توانند چنین کاری کنند، آن آیه چنین است: «قل لئن اجتمعت الانس و الجن علی ان یأتوا بمثل هذا القران لا یأتون بمثله و لو کان بعضهم لبعض ظهیراً»
    [1] یعنی: « (ای پیامبر!) بگو: اگر جن و انس اتفاق کنند که همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد؛ هر چند یکدیگر را کمک کنند.»
    2. در آیه ای دیگر خواسته شده فقط ده سوره مثل سوره های قرآن بیاورند: «ام یقولون افتریه قل فأتوا بعشر سور مثله مفتریات و ادعوا من استطعتم من دون الله ان کنتم صادقین»
    [2] یعنی: «آیا می گویند: او به دروغ این (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (و ساختگی است)؟! بگو: اگر راست می گویید، شما هم ده سوره ساختگی همانند این قرآن بیاورید؛ و تمام کسانی را که می توانید ـ غیر خدا ـ (برای این کار) دعوت کنید!»
    3. در آیه 23 سوره بقره و آیه 38 سوره یونس به آوردن یک سوره مثل سوره های قرآن تحدی (هماورد طلبی) شده است، برای اختصار به ذکر آیه اول بسنده می شود: «و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فأتوا بسورة من مثله و ادعوم شهداء کم من دون الله ان کنتم صادقین» یعنی: «اگر درباره آنچه بر بنده ما (پیامبر) نازل کرده ایم، شک و تردید دارید، (دست کم) یک سوره همانند آن بیاورید؛ و گواهان خود را ـ غیر خدا ـ (برای این کار) فرا خوانید اگر راست می گویید.»
    با توجه به آیات فوق نه تنها مجموع قرآن بی نظیر است بلکه تک تک سوره های آن هم مثل ندارند که ظاهراً در متن شبهه فوق این مطلب دست کم درباره کل قرآن (به صورت مجموعی) پذیرفته شده است منتهی ادعا شده است که این ویژگی اختصاص به قرآن ندارد و سایر کتاب ها مانند دیوان حافظ و ... نیز مثل ندارند.
    آری: اگر مقصود از «مثل» شباهت و همانندی در جمیع جهات اعم از زبان، مکان و زمان تألیف و قرار گرفتن، نوع کاغذ، مؤلف، اندازه، الفاظ، معانی، نظم یا نثر بودن و ... باشد این ادعا درست خواهد بود؛ و اصلاً هیچ چیزی که مثل (شبیه کامل از جمیع جهات) به چیز دیگری در جهان وجود نخواهد داشت: حتی نسخه های مختلف از یک کتاب، هر چند از جهت مؤلف، لفظ، محتوا، نوع خط و ... یکسان باشند باز مثل هم (به معنی ذکر شده) نخواهند بود زیرا از جهات متعدد دیگری مثل مکان و وضع قرار گرفتن و ... باز هم متفاوت خواهند بود و با این حساب اصلاً هیچ چیزی که با چیز دیگر شباهت کامل و از جمیع جهات داشته باشد، در جهان وجود نخواهد داشت، اما روشن است که چنین معنایی برای «مثل» نادرست است؛ توضیح اینکه واژه مثل یک کلمه عربی است و قرآن نیز به زبان عربی نازل شده است بنابراین وقتی قرآن مدعی می شود که «مثل» ندارد و نخواهد داشت، باید دید مرادش چیست؟ و مثل به چه معنایی است؟
    معنی واژه «مثل»:
    در کتاب «التحقیق فی کلمات القرآن»، پس از ذکر عبارات چند کتاب لغوی معتبر در زبان عربی چنین نتیجه گرفته است که اصل این ماده به معنی برابری چیزی با چیزی در ویژگی های اصلی و برجستة مورد نظر است.
    [3] بنابراین وقتی گفته می شود قرآن بی «مثل» است، مقصود این است که: هیچ نوشته ای و سخنی در اوصاف اصلی مانند فصاحت و بلاغت، مضمون عالی و ... مانند قرآن نیست. یعنی نمی توان ارزش آن را در جهات مذکور بسان قرآن دانست. حتی نهج البلاغه امیر المؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ نیز با این که بسیار فصیح و بلیغ و خارج از توان بشر عادی است و مضامین بسیار عالی دارد باز توان برابری با قرآن را ندارد. و در واقع معارف آن از قرآن اخذ شده است. و اما سایر کتاب ها هر چقدر هم که زیبا و پر محتوا باشند باز با قرآن قابل مقایسه نیستند و مشابه دارند؛ به عنوان مثال در بین کتاب های ادبی مسلماً دیوان حافظ اگر برجسته ترین نباشد از جملة برجسته ترین ها می باشد؛ اما اصلاً با قرآن قابل مقایسه نیست و مضامین عالی آن از قرآن اقتباس شده است چنانکه خود حافظ این مطلب را گوشزد می کند:
    صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
    [4]
    و در جای دیگر می گوید:
    عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی با چهارده روایت
    [5]
    به علاوه کتاب های دیگری ممکن است وجود داشته باشند که از جهت ارزش ادبی با دیوان حافظ قابل مقایسه باشند و بلکه در بعضی جهات بالاتر از آن باشند، چنان که اشعار و نثر سعدی در باب موعظه قوی تر از حافظ است و مثنوی و معنوی مولوی در بعد عرفانی با دیوان حافظ قابل مقایسه است و به عقیده بعضی از علما اشعار عرفانی ابن فارض که به عربی سروده شده قابل مقایسه با اشعار حافظ و بلکه قوی تر از آن است.
    [6]
    تذکر: ممکن است کتابی در موضوعی نوشته شود و فعلاً نظیر هم نداشته باشد ولی این به جهت عجز دیگران از نوشتن کتابی مثل آن یا بالاتر از آن نیست، بلکه به جهت بی اهمیت بودن آن موضوع، یا به جهت نبودن انگیزه برای کسی در نوشتن آن و یا ... است. ولی با توجه به تحدی (مبارزه طلبی) قرآن، دشمنان انگیزه های بسیار قوی برای مقابله به مثل کردن داشته و دارند و اقداماتی نیز در این باره کرده اند و رسوا شده اند؛ در آینده نیز اگر کل انسان ها جمع شوند تا کتابی مثل قرآن، یا متنی مثل یک سوره از قرآن بیاورند نمی توانند چنین کاری کنند و اگر بر فرض محال چنین کاری انجام شود دیگر هیچ یک از مسلمانان قرآن را معجزه نخواهند دانست.
    تغییر ناپذیری ویژگی قرآن:
    همان طور که اشاره شد، در شبهة مورد بحث با اذعان به تغییر ناپذیری قرآن، سایر کتب نیز تغییر ناپذیر به شمار رفته اند؛ اما حق این است که تغییر ناپذیری قرآن مسلم است و بهترین شاهد آن هم این است که نسخه های مختلف قرآن در هر جا که باشند همه از جهت الفاظ یکسان هستند و حتی در یک حرف نیز با هم اختلاف ندارند. ولی تغییر ناپذیری سایر کتاب ها به مزاح شبیه تر است تا به واقعیت و شاهد آن هم این است که بسیاری از کتاب ها در طول زمان دچار تغییر شده یعنی چیزی از آن کاسته شده یا چیزی به آن افزوده گردیده و یا مطالبش تغییر کرده است. بلکه گاهی چاپ دوم با چاپ اول تفاوت چشم گیری دارد که این تغییرات گاهی توسط مؤلف و گاهی توسط دیگران انجام می شود. و در واقع غیر قرآن شریف، بقیه کتاب ها، کتاب های ویرایشی هستند.
    معجزه بودن قرآن:
    در مباحث قبل روشن شد که اولاً : قرآن مثل ندارد و کسی نمی تواند مثل آن را بیاورد و تغییر ناپذیر است ـ چنان که در متن شبهه نیز به این مطلب اعتراف شده است. ـ ثانیاً: این دو ویژگی مخصوص قرآن است و هیچ کتاب دیگری که نوشته بشر است چنین خصوصیتی ندارد؛ و توجه به این دو مطلب برای تصدیق معجزه بودن قرآن کافی است. چرا که: «معجزه به کار ویژه و خارق العاده ای گفته می شود که تنها فرستادگان الهی توان انجام آن را دارند و بشر عادی حتی اگر تمام قوای خود را به کار گیرد، از آوردن مثل آن عاجز و ناتوان است.»
    [7] و وقتی ثابت شد که قرآن مثل ندارد و بشر عادی توان آوردن حتی مثل سوره ای از آن را ندارد، معجزه بودن آن ثابت می شود. معجزه بودن قرآن در آیة 23 سوره بقره ـ که متن آن گذشت ـ به صورت قیاس استثنایی بیان شده است: «اگر شما در حقانیت قرآن تردید دارید و آن را ساختة فکر بشر می پندارید، پس آوردن همانند آن باید برای شما ممکن باشد؛ در صورتی که اگر همه شما توان خود را به کار گیرید قطعاً نمی توانید مانند آن را بیاورید و همین ناتوانی شما نشانة کلام الله بودن قرآن است.»[8]
    و تغییر ناپذیر بودن قرآن، معجزه بودن آن را بیش تر تأکید می کند. هر چند این وصف یکی از اوصافی است که قرآن را بی مثل می کند.
    لازم به ذکر است که اعجاز قرآن، محدود به یک بعد نیست بلکه در ابعاد مختلف مانند ابعاد زیر معجزه است: 1ـ درس نخوانده بودن پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ 2ـ فصاحت و بلاغت 3ـ آموزه ها و معارف عالی 4ـ هماهنگی و عدم وجود اختلاف در کل آیات قرآن 5ـ وجود خبرهای غیبی در قرآن 6ـ طرح مسائل دقیق علمی 7ـ آفرینش های هنری و ... که تفصیل این ابعاد اعجازی قرآن در این مختصر نمی گنجد و در منابعی که معرفی خواهد شد می توان مطالعه کرد.
    برخی از اندیشمندان غیر مسلمان نیز وقتی با دیده انصاف به قرآن نظر کرده اند به عظمت، بلکه به اعجاز قرآن اقرار کرده اند
    [9] که برای نمونه یک مورد ذکر می شود:
    بانو دکتر «لورا واکیا واگلیری» استاد دانشگاه «ناپل» در کتاب «پیشرفت سریع اسلام» می نویسد: «کتاب آسمانی اسلام نمونه ای از اعجاز است ... قرآن کتابی است که نمی توان از آن تقلید کرد، نمونه سبک و اسلوب قرآن در ادبیات، سابقه ندارد، تأثیری که این سبک در روح انسان ایجاد می کند ناشی از امتیازات و برتری های آن است ... چطور ممکن است این کتاب اعجاز آمیز ساختة محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ باشد در صورتی که او یک عرب درس نخوانده ای بود ... ما در این کتاب گنجینه ها و ذخائری از علوم می بینیم که فوق استعداد و ظرفیت با هوش ترین اشخاص و بزرگ ترین فیلسوفان و قوی ترین رجال سیاست و قانون است. به دلیل این جهات است که قرآن نمی توان کار یک مرد تحصیل کرده و دانشمندی باشد.»
    [10]
    معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
    1. آیت الله محمد هادی معرفت، التمهید، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، جلدهای 4، 5 و 6.
    2. همان، علوم قرآنی، ناشر: مؤسسه فرهنگی انتشاراتی التهمید و سازمان مطالعه و تدوین کتب، علوم انسانی دانشگاه ها (سمت)، چ دوم، 1379، ص 203 ـ 270.
    3. آیت الله عبدالله جوادی آملی، قرآن در قرآن، قم: مرکز نشر اسراء، چ دوم، 1378، ص 85 ـ 177.
    4. همان، تسنیم، قم: مزکز نشر اسراء، چ اول، 1378، ج 2، ص 409 ـ 443.
    5. شهید آیت الله مرتضی مطهری، مجموعه آثار، تهران: صدرا، چ چهارم، 1377، ج 4، ص 426 ـ 617.

    [1] . اسراء/ 88 و در آیه 34 سوره طور از مخالفان خواسته شده تا سخنی مانند قرآن بیاورند.
    [2] . هود/ 13.
    [3] . حسن المصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، بی جا، وزارة الثقافة و الارشاد الاسلامی، چاپ اول، 1369، ج 11، ص 25.
    [4] . بیتی از غزل 319 دیوان حافظ.
    [5] . بیتی از غزل 94 دیوان حافظ.
    [6] . مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، چاپ چهارم، 1377، ج 13، ص 221؛ و حسینی تهرانی، محمد حسین، روح مجرد، تهران، انتشارات حکمت، چاپ سوم، 1416 ه‍ ق، ص 628.
    [7] . جوادی آملی، عبدالله، قرآن در قرآن، قم، انتشارات اسراء، چاپ دوم، 1378، ص 89.
    [8] . جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، قم، انتشارات اسراء، چاپ اول، 1378، ج 2، ص 413 ـ 414.
    [9] . ر.ک: معرفت، محمد هادی، التمهید، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ اول، 1411 ه‍ ق، ج 4، ص 191 ـ 202؛ و مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ بیست و دوم، 1366، ج 1، ص 135 ـ 138.
    [10] . تفسیر نمونه، همان، ص 138.


  2. #62

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    مورد تشکر
    1,613 پست
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مراحل و اقسام تحدّی
    در قرآن يكي ازدلايل اعجاز قرآن كريم تحدّي است كه دانشمندان علوم قرآن در ضمن مبحث اعجاز به آن پرداخته‎اند. مبارزه طلبي قرآن، به دو صورت كلي و جزيي بيان شده است و ما در اين نوشتار با عنايت به ترتيب نزول آيات تحدي، تلاش مي‎كنيم به اين جمع بندي برسيم كه آيا تحدي در قرآن داراي سير مشخصي است و آيا با توجه به آيات قرآن، تحدي اختصاص به زمان يا قوم خاصي دارد، يا آن كه گستره‎ي آن فراتر از زمان و مكان و ملت خاصي است؟
    مفهوم تحدي در قرآن
    تحدي، در لغت يعني مبارزه طلبي و معارضه كردن، و در اصطلاح يك واقعيت تاريخي قرآني است كه عبارت است از امر خداوند به مخالفان و منكران وحي قرآن و صدق نبوت حضرت محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه اگر طبق ادعاي خود، قرآن را مجعول و پيش خود ساخته و اساطير الاولين مي‎دانند، نظير آن را بياورند.
    [1]
    آيات تحدي در قرآن
    آيات تحدي در قرآن به دو صورت مطرح گرديده‎اند:
    [2] الف. تحدي به صورت عام و كلي؛ ب. تحدي به صورت خاص و جزئي؛
    آياتي كه تحدي به صورت كلي در آن ها مطرح شده است به ترتيب نزول از اين قرارند:
    1. «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلي أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً»
    [3]
    «بگو اگر جن و انس اتفاق كنند كه همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد، هرچند يكديگر را در اين كار كمك كنند».
    [4]
    2. «أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ».
    [5]
    «آيا آن‎ها مي‎گويند: «او قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده است»؟ بگو: «اگر راست مي‎گوييد، يك سوره همانند آن بياوريد، و غير از خدا هر كس را مي‎توانيد (به ياري) طلبيد!»
    3. «أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ»
    «آيا مي‎گويند: «او به دروغ اين قرآن را به خدا نسبت داده و ساختگي است؟» بگو: «اگرراست مي‎گوييد، شما هم ده سوره‎ي ساختگي همانند اين قرآن را بياوريد؛ و تمام كساني را كه مي‎توانيد، ـ غير از خدا ـ براي اين كار دعوت كنيد!».
    4. «أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ»
    [6].
    «يا مي‎گويند: قرآن را به خدا افترا بسته؟ ولي آنان ايمان ندارند، اگر راست مي‎‏گويند سخني همانند آن بياورند.»
    5. «وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلي عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ»
    [7]
    «و اگر درباره آن چه بر بنده خود (پيامبر) نازل كرده‎ايم شك و ترديد داريد، (دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد، و گواهان خود را ـ غير خدا ـ فرا خوانيد اگر راست مي‎گوييد. پس اگر چنين نكرديد ـ كه نخواهيد كرد ـ از آتشي بترسيد كه هيزم آن، (بدن‎هاي مردم (گنهكار) و سنگها (بتها) است، و براي كافران آماده شده است!».
    در آيات قرآن كريم، گاه تحدي به كل قرآن، گاه به ده سوره و گاه به يك سوره از آن صورت گرفته است. اين گونه تحدّي زمينه ساز اين سؤال شده است كه راز اين درخواست‎ها و همانند خواهي‎هاي متفاوت چيست؟
    پاسخي كه معمولا داده مي‎شود اين است كه قرآن با اين شيوه، تحدي از اشد به اخف نموده است تا اعجاز قرآن بهتر به كرسي نشيند. در آغاز درخواست كرده تا همانند كل قرآن را بياورند. پس از آن كه تلاش براي همانندآوري كل قرآن صورت گرفت و ناتواني بشر از آوردن همانند آن روشن شد، ده سوره همانند سور قرآن را مي‎طلبد و پس از تلاش و اثبات عجز آنان از آوردن ده سوره، قرآن از آنان مي‎خواهد كه يك سوره همانند قرآن بياورند. به اين ترتيب قرآن مجيد سه بار با فاصله‎ي زماني انگيزه‎هاي مردم را به سوي همانند آوري قرآن سوق داده و عجز آنان از آوردن همانند قرآن را در سه مرحله با سير از دشوارتر به آسان‎تر به اثبات رسانده است.
    اين پاسخ، بر يك پيش فرض استوار است و آن اين كه نزول و به ويژه ابلاغ آيات ياد شده به ترتيبي بوده باشد كه در اين پاسخ مطرح شده است. به اين معني كه اوّل آيات تحدي به كل قرآن، سپس آيات تحدي به ده سوره و در نهايت آيات تحدي به يك سوره نازل شده است. در حالي كه در آيات قرآن هيچ شاهدي بر اين مدّعا وجود ندارد.
    بعلاوه قول مشهور بين مفسران و دانشمندان علوم قرآني آن است كه سوره يونس كه مشتمل بر آيات تحدي به يك سوره است قبل از سوره‎ي هود كه مشتمل بر آيات تحدي به ده سوره مي‎باشد، نازل شده است.
    [8] و به اين دليل پيش فرض ياد شده مورد ترديد قرار گرفته و پاسخ ياد شده را دچار تزلزل ساخته است. اين نكته مفسران را بر آن داشته است كه تبيين و توجيه‎هاي ديگري را به ميان كشند و يا دفاعي ويژه از پيش فرض ياد شده به عمل آورند.[9]
    در اين جا به منظور جلوگيري از اطاله‎ي سخن از پرداختن به نقد و بررسي اقوال ياد شده خودداري كرده و به بيان وجهي كه به نظر ما سازگارترين وجه با آيات است اكتفا مي‎كنيم.
    گرچه اكثر قريب به اتفاق مفسران و دانشمندان علوم قرآني مفاد آيات تحدي به مثل قرآن را به كل قرآن دانسته‎اند ولي اين احتمال كه مقصود از قرآن در اين آيات معناي جنسي باشد و درصدد بيان مقدار معجزه قرآن نباشد به صورت جدّي مطرح است زيرا قرآن از ماده قرائت است و قرائت و تلاوت، هم بر كل قرآن صادق است و هم بر جزء آن. علاوه بر آن هنگام نزول اين آيات، تمام سوره‎هاي قرآن نازل نشده بود. بنابراين نمي‎توان تحدي در اين آيات را تحدي به كل قرآن دانست. در اين صورت بحث از «ترتيب تحدي» در اين مورد رنگ مي‎بازد. ولي با فرض پذيرش قول مفسران در اين خصوص مي‎توان گفت آيات تحدّي در مرحله اوّل ازبشر مي‎خواهد كه اگر در خدايي بودن قرآن ترديد دارد كتابي همانند قرآن كه داراي همه‎ي امتيازات قرآن باشد بياورند و پس از آن كه عجزشان ثابت شد تخفيف داده مي‎فرمايد: يك سوره كه از هر جهت شبيه سور قرآني باشد و همه امتيازات يكي از سور قرآن را دربرداشته باشد بياورند، و پس از آن كه از چنين امري نيز عاجز شدند تخفيف داده از ايشان مي‎خواهد كه ده سوره بسازند كه هر كدام داراي يكي از جهات اعجاز قرآن باشد بطوري كه مجموع آن ده سوره بتواند ويژگي‎هاي يك سوره قرآن را دارا باشد. بديهي است كه ساختن يك سوره كه از هر نظر شبيه يك سوره قرآن باشد، مشكل‎تر از فراهم آوردن چند سوره است كه هر يك در يك جهت شبيه قرآن باشد.پس تحدي از اشد به اخف صورت گرفته و معقول است.
    [10]
    در دسته‎اي ديگر از آيات قرآن، تحدي به صورت خاص مطرح شده است
    [11] كه تنها به عناوين موضوعات اشاره مي‎كنيم:
    1. تحدي به آورنده‎ي قرآن.
    2. تحدي به فصاحت و بلافت.
    3. تحدي به هماهنگي و عدم اختلاف.
    4. تحدي به خبرهاي غيبي.
    دامنه‎ي تحدي
    گسترده‎ترين تحدي از ميان آيات قرآن در آيه‎ي 88 سوره‎ي اسراء انجام گرفته است. مخاطب اين مبارزه طلبي، جن و انس يعني همه جهانيانند. از اين آيه به خوبي استفاده مي‎شود كه ابعاد اعجاز قرآن اختصاص به فصاحت و بلاغت و زبان خاص آن كه زبان عربي است نداشته و از جهات مختلف مطرح است؛ و گرنه دعوت به مقابله غير عرب با يك كتاب عربي بي‎تناسب است.
    [12]
    لازم به توضيح است كه هم آوردي خواستن (تحدي) در آن نيست كه سخني همسان و همانند سخن خدا بياورند به گونه‎اي كه در شيوه‎ي بيان و نحوه‎ي تعبير كاملاً همانند باشد، زيرا اين گونه همانندي جز با تقليد امكان پذير نيست! بلكه مقصود از «تحدي» آوردن سخني است كه هم چون قرآن از نظر معنويت داراي جايگاهي ارجمند و والا بوده و در درجه‎ي اعلاي بلاغت و فصاحت قرار گرفته باشد؛ سخني توانا و قدرتمند، رسا و گويا، با محتوايي بلند و متين و استوار باشد. علماي بيان با معيارهاي مشخصي، درجات رفعت و انحطاط هر كلامي را معين ساخته‎اند و برتري كلامي بر كلام ديگر با همين معيارها مشخص مي‎گردد. در علم «بلاغت» به تفصيل از آن معيارها سخن گفته شده است.
    [13]
    معارضه با آيات تحدي
    برخي از متكلمان مسلمان قايل به اين هستند كه خداوند همت و اراده‎ي مدعيان را براي پاسخ گويي به قرآن و آوردن نظير آن سست مي‎كند و نظر آنان را از اين كار «صرف» مي‎كند يعني برمي‎گرداند. به اين نظريه «صرفه» گفته‎اند.
    [14] قول به صرفه نه تنها از دو جنبه‎ي نظري خدشه پذير است بلكه از حيث عملي نيز بطلانش ثابت شده است. زيرا تاريخ برخي از معارضه‎ها را با قرآن ثبت نموده است كه البته مايه‎ي عبرت و شگفتي است. بنابراين در مقابل تحدّي، معارضه صورت گرفته است،امّا سرانجام جز خسارت و فضاحت براي معارضه كنندگان حاصل نشده است. نمونه‎هايي از اين معارضه‎ها به شرح زير است:
    مسيلمه كذاب كه ادعاي نبوت و پيامبري داشت در مقابل سوره‎ي «فيل» اين جملات را ساخته است: الفيل، ما الفيل، و ما ادراك ما الفيل، له ذنب و بيل و خرطوم طويل....
    [15]
    يكي از نويسندگان مسيحي كه مدعي معارضه با قرآن است در مقابل سوره «حمد» با اقتباسي كه از خود سوره داشته است، سوره خودساخته‎اي عرضه نموده است: الحمد للرحمن، رب الاكوان، الملك الدّيان، لك العبادة و بك المستعان، اهدنا صراط الايمان.
    [16] و در مقابل سوره كوثر گفته است: انا اعطيناك الجواهر، فصلّ لربك وجاهر و لا تعتمد قول ساحر! اين فرد با تقليد كامل از نظم و تركيب آيات قرآني و تغيير برخي از الفاظ آن چنين تلقين مي‎كند كه با قرآن معارضه نموده است. او همين بافته‎هايش را نيز از مسيلمه كذاب به سرقت برده است. مسيلمه در برابر سوره‎ي كوثر گفته است: انا اعطيناك الجماهر، فصل لربك و هاجر و انّ مبغضك رجلٌ كافر.[17]
    نمونه‎هايي ديگر نيز از معارضه‎هاي واهي و بي‎اساس وجود دارد كه براي هميشه به بايگاني تاريخ سپرده شده‎اند.
    [18]


    [1] . خرمشاهي، بهاء الدين: قرآن پژوهي، تهران، دوستان، چ اوّل، 77، ج 1، ص 481.
    [2] . ر.ك: جوان آراسته، درسنامه علوم قرآني، قم، دفتر تبليغات اسلامي، چ اوّل، 77.
    [3] . اسراء، آيه‎ي 88.
    [4] . در ترجمه آيات، از ترجمه آيت الله مكارم شيرازي استفاده شده است.
    [5] . يونس، آيه‎ي 38.
    [6] . طور، آيه‎ي 33 ـ 34.
    [7] . بقره، آيه‎ي 23 ـ 24.
    [8] . ر.ك: زنجاني، ابو عبدالله؛ تاريخ القرآن، تهران، منظمة الاعلام الاسلامي، چ اوّل، 1404، ص 55 ـ 64.
    [9] . ر.ك: مصباح يزدي، محمدتقي، قرآن شناسي، قم، مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(ره)، چ اوّل، 76، ص 127 ـ 133.
    [10] . مصباح يزدي،‌محمد تقي، قرآن شناسي، ص 125 ـ 133. با اندكي تصرف.
    [11] . ر.ك: طباطبايي، محمد حسين، الميزان، ج 1، ص 59 ـ 73.
    [12] . جوان آراسته، حسين؛ درسنامه علوم قرآني، قم،دفتر تبليغات اسلامي، چ اوّل، 77، ص 352.
    [13] . معرفت، محمد هادي، علوم قرآني، قم، التمهيد، چ اوّل، 78، ص 372.
    [14] . خرمشاهي، بهاء الدين، قرآن پژوهي، ج 1، ص 481.
    [15] . ر.ك: الميزان، ج 1، ص 68.
    [16] . ر.ك: البيان، ص 94.
    [17] . همان، ص 94 ـ 99.
    [18] . جوان آراسته، حسين؛ درسنامه علوم قرآني، ص 358.


  3. #63

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    مورد تشکر
    1,613 پست
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سير نزولى يا صعودى آيات تحدى


    بعضى از مفسران و قرآن پژوهان بر اين عقيده اند كه قرآن در اعلام تحدى با يك سير نزولى در سه مرحله دعوت به مبارزه نموده است .
    مـرحله اول : دعوت به آوردن كتابى مانند قرآن است .
    آيه88 سوره اسراء بيانگر اين مرحله از تحدى است .
    مرحله دوم : دعوت به آوردن ده سوره مانند قرآن است .
    (آيه13 سوره هود) مرحله سوم : دعوت به آوردن يك سوره مانند قرآن است .
    (آيه 38 سوره يونس و23 سوره بقره ) بـديـن ترتيب قرآن شرايط مبارزه را مرحله به مرحله كاهش داده است , تا جايى كه به آوردن حتى مثل يك سوره كوچك , از يك صد و چهارده سوره قرآن نيز رضايت مى دهد.
    آيا مى توان نظريه سير نزولى آيات تحدى را پذيرفت ؟ بـه نـظـر مى رسد با توجه به ترتيب نزول اين آيات ـ كه قبلا بيان گرديد ـ اين عقيده قابل خدشه بـاشـد.
    زيـرا ترتيب نزول اين آيات (سه آيه اول ) تحدى را به صورت تحدى به مثل قرآن , تحدى به يـك سـوره و تـحدى به ده سوره بيان مى كند.
    در اين صورت نمى توان چنان برداشتى را از آيات , تحدى صواب انگاشت .
    در مـقـابل نظريه فوق , نظريه سير صعودى آيات تحدى را مى توان مطرح نمود.
    زيرا آنچه در سوره اسـراء عـنـوان شـده است , تحدى به مثل قرآن است .

    مثل قرآن يك آيه را نيز شامل مى شود.
    زيرا بـدون شـك منظور از مثل در اين آيه نمى تواند كل قرآن باشد.
    اين آيه در پنجاهمين سوره نازل شده قرار گرفته است , يعنى هنگامى كه هنوزكل قرآن نازل نگرديده بود.
    در سوره يونس , تحدى بـه يـك سـوره و در سوره هود,تحدى به ده سوره صورت گرفته است .
    بنابراين مراحل سه گانه تحدى چنين است :
    مرحله اول : تحدى به مثل قرآن كه يك آيه را هم شامل مى گردد. (سوره اسراء)
    مرحله دوم : تحدى به يك سوره از قرآن . (سوره يونس )
    مرحله سوم : تحدى به ده سوره از قرآن . سوره هود)
    در مـقـايـسه ميان اين دو نظر, گرچه نظريه دوم به لحاظ انطباق با ترتيب نزول ,موجه تر به نظر مى رسد, نمى توان نظر قاطعى ابراز نمود.
    زيرا به دنبال اين سه آيه ,آيه34 سوره طور مجددا تحدى بـه مـثـل قـرآن و آيـه23 سـوره بـقره , تحدى به يك سوره را عنوان كرده است .
    از اين رو نظريات ابرازشده را بيشتر بايد تفننى و استحسانى قلمداد كرد.

  4. تشکرها 2


  5. #64

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    44
    مورد تشکر
    31 پست
    حضور
    2 روز 21 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام نمایش پست
    سلام "درخواست بنده این است که کمی به این بخش پاسخ خویش فکرکنید .!!!بافرض واحتمال نمیشه پایه استدلال وبرهان راساخت واون رامحکم کرد برای هر استدلالی؛ حداقل های برهان لازمه باحدس وگمان وفرضیات نمیشه به اثبات موضوعی رسید.
    خیلی ببخشید شما یکبار دیگه متن منو بخونید ببینید آیا من خواستم چیزی رو اثبات کنم که بخوام استدلال و برهانی ارائه بدم یا شما.این شما بودید که ادعا کرده بودید و برای ادعاتون هیچ برهانی نیاورده بودید.من داشتم ادعا های شما رو نقد می کردم.مثلا فرض کنید من ادعا کنم که چون امروز آفتابی هست پس فردا بارون میاد.حالا شما برای اینکه این ادعای منو نشون بدید که سسته و ممکنه ادعام درست از آب درنیاد چه کار می کنید؟اول با تاکید بر اینکه ادعام بی دلیله شما میاد مثلا احتمال میدی مثال نقض میارید...می فرمایید مثلا پریروز هوا آفتابی بود ولی امروز بارونی نیومد پس احتمال داره حالا هم که آفتابی هست فردا بارون نیاد پس ادعات می تونه باطل باشه، دلیلی که هم براش نیاوردی.خوب منم داشتم در برابر ادعای تحدی شما همین کارو می کردم.شما می فرمایی اگر قرآن کلام الله نیست پس کلام انسانه،خوب منم می گم به چه دلیل؟احتمال داره که قرآن کلام الله نباشه ولی کلام انسانم نباشه بلکه کلام یک موجود دیگه باشه.شما بودین که ادعا کردید پس باید برهان بیاورید که برهان نیاوردید.من که ادعا ندارم.نمی دونم واقعا منظورتون چیه.بله اگر من بخوام به کل ادعاتونو باطل کنم و بگم محاله ادعاتون صحیح باشه اونوقت باید برهان بیارم.ولی من نمی خواستم که بگم ادعاتون محاله بلکه می خواستم بگم احتمال داره که ادعاتون باطل باشه چون اولا دلیلی براش نیاوردید و دوما من می تونم یک مثال نقض با احتمال برای ادعاتون بیارم.تحدی یک ادعای سسته و بی دلیله و گفتنش از خدا باورکردنی نیست.
    خواهشن یکبار دیگر متن پیشین مرا بخوانید!
    ---------------------------------
    در مورد اینکه توضیح دادید که قرآن یک متن بشری یعنی ساخته انسان نمی تواند باشد من کاملا مخالفم با دلیل و برهان.چون بحث مفصل می شود کاری به آن ندارم.اگر بشود در مورد اینکه قرآن کلامیست بشری در این تاپیک:http://www.askquran.ir/thread43428.html#post665046 مطالبی بیان می کنم.من فرض می گیرم که قرآن نمی تواند ساخته انسان باشد.فرض می گیریم.قبول.اینجا من بحثم با این ادعای شماست.یا به عبارتی ادعای بی دلیل قرآن است که فرموه:
    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام نمایش پست
    «... همین ناتوانی شما نشانة کلام الله بودن قرآن است.»
    من تمام حرفم در این تاپیک این است که به فرض انسان ناتوان است از نوشتن عین قرآن اما چه دلیلی هست که قرآن را کلام خدا بدانیم؟شاید قرآن کلام موجودی مافوق جن است که به پیامبر داده می شد.ببینید این شما هستید که ادعا دارید که اگر قرآن کلام انسان نیست پس کلام خداست.پس شما باید اثبات کنید این ادعاتان را.من که نباید ثابت کنم.من می گویم احتمال دارد قرآن نوشته موجودی دیگر است.من احتمال می دهم،یک مثال نقض برای ادعای شما می آورم.من که لازم نیست چیزی ثابت کنم.شما ادعا کردید شما ثابت کنید.شما باید برهان بیاورید.من که نباید برهان بیاورم.یک انسان که پیامبر باشد به مخالفان ادعا کرده اگر قرآن نوشته انسان نیست پس نوشته خداست.این ادعاست باید برهان برایش آورده شود.شما پست قبلی بنده را ملاحظه بفرمایید دقیق بفرمایید من چه جمله بر خطایی گفته ام.(البته من چون فکر می کردم این تاپیک بسته شده و پس از پستی که جناب کیمیای محبت دادن تاپیک باز نخواهد شد بهتر دیدم این بحث را در تاپیک دیگر با عنوان مناسب مطرح کنم:.http://www.askquran.ir/thread43412.html#post665093)
    ویرایش توسط lordm : ۱۳۹۲/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۰:۰۳
    LORD!
    ________________

  6. #65

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    مورد تشکر
    1,613 پست
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    (من تمام حرفم در این تاپیک این است که به فرض انسان ناتوان است از نوشتن عین قرآن اما چه دلیلی هست که قرآن را کلام خدا بدانیم؟شاید قرآن کلام موجودی مافوق جن است که به پیامبر داده می شد.ببینید این شما هستید که ادعا دارید که اگر قرآن کلام انسان نیست پس کلام خداست.پس شما باید اثبات کنید این ادعاتان را.من که نباید ثابت کنم.من می گویم احتمال دارد قرآن نوشته موجودی دیگر است.من احتمال می دهم،یک مثال نقض برای ادعای شما می آورم.من که لازم نیست چیزی ثابت کنم.شما ادعا کردید شما ثابت کنید.شما باید برهان بیاورید.من که نباید برهان بیاورم.یک انسان که پیامبر باشد به مخالفان ادعا کرده اگر قرآن نوشته انسان نیست پس نوشته خداست.این ادعاست باید برهان برایش آورده شود.شما پست قبلی بنده را ملاحظه بفرمایید دقیق بفرمایید من چه جمله بر خطایی گفته ام.(البته من چون فکر می کردم این تاپیک بسته شده و پس از پستی که جناب کیمیای محبت دادن تاپیک باز نخواهد شد بهتر دیدم این بحث را در تاپیک دیگر با عنوان مناسب مطرح کنم:.http://www.askquran.ir/thread43412.html#post665093)[/QUOTE])

    تشکر ازتوجه شما به اینکه بحث وعنوان سوال تحدی ومانند آوری برای قرآن است نه بحث این که ازکجا بدونیم که قرآن کلام خداست.ادامه بحث خودتون رادرسوال مربوطه ای که طرح نمودید ادامه بدید ازفعال بودن وعلم آموزی شما لذت بردم.
    ویرایش توسط پیام : ۱۳۹۲/۱۲/۲۸ در ساعت ۰۷:۰۷

  7. تشکر


  8. #66

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    مورد تشکر
    1,613 پست
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط cyrus59 نمایش پست
    1 - کتابی اگر مطالب تکراری داشته باشد می توان گفت که کتاب کاملی نیست و عیب دارد ؟!

    2- الزاما هرکس که بخواهد مانند قران بیاورد دشمن قران که نیست ! این گفته شما صحیح نیست !

    3- بفرما منظور چه بوده که در بین تمام بشریت و در تمام زمان ها مشترک است ؟! زبان عربی که نبوده ؟! بوده ؟!

    در مورد جمله قرمز رنگ :
    اینکه در مورد زنان پیامبر بحث می کرده یعنی تازگی؟ الان نه پیامبری نه همسری و ...
    اینکه در مورد مکه یا بادیه های اطارفش بحث می کرده یعنی تازگی ؟

    در مورد این نوشته :
    بله اگر تفسیر باشد نیازی نیست !



    4- تکرار می کنم : اگر تحدی برای همه بشریت در همه زمان ها است غیر منطقی است اگر بگوییم متن که می اورند عربی باشد ! همه که عرب زبان نیستند ! پس اگر در عربی بودن مبارزه طلبی کرده مخصوص عرب زبانان است و بس !




    میزان فصاحت و بلاغت در یک نوشتار، وعجز هم زبانان دلیلی براعجاز آن سخن است.
    چنانکه سعدی‌ می‌گوید: «من گوی بلاغت را از همه رباییده‌ام»:

    زمین به تیغ بلاغت، گرفته‌ای سعدی
    سپاس دار، که جز فیض آسمانی نیست

    همین سعدی، در سخنانش می‌گوید: «یتیمی (محمد) که قرآنش از سوی خدا آمده است (:ناکرده)، بر همه‌ی نوشتارها برتری دارد»:

    یتیمی که ناکرده قرآن دُرست
    کتب‌خانه‌ی چند ملت بشُست





صفحه 7 از 7 نخست ... 567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود