جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علمی که دانستنش واجب است

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    338
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دعوت علمی که دانستنش واجب است




    می‌خواهی کار کنی، پول در بیاوری، ولی توان نداری، بی‌حالی.
    می‌خواهی درس بخوانی، چیز بفهمی، ولی نمی‌فهمی، اصلاً حال درس‌خواندن هم نداری. چند صفحه که می‌خوانی زود خسته می‌شوی.
    می‌خواهی عبادت کنی، حال نداری. دوست داری عبادت طولانی کنی، توان نداری.
    هزار جور بیماری در بدنت هست. مادرت می‌نشیند می‌گوید؛ یادش بخیر. قدیم‌ها این‌همه مریضی نبود که! حالا همه مریض‌ند. همه پادرد و کمردرد دارند.
    می‌خواهی کار فرهنگی کنی، زود می‌برُی!
    می‌خواهی نماز شب بیدار شوی، بین الطلوعین بیدار بمانی، از لحاظ معنوی پیشرفت کنی، حالش را نداری.
    سال‌ها درس خوانده‌ای که به جایی برسی و برای جامعه، برای دیگران مفید باشی، ولی موقع ثمردهی‌ت توانت را از دست داده‌ای. حال جنب و جوش نداری.
    چرا؟

    چون جاهلی! جاهلِ به تمام معنا! دست‌ت خالیِ خالی‌ست! علم نداری بفهمی چرا این‌طور شده‌ای؟ علم نداری بفهمی راه علاج چیست؟
    چرا جاهل ماندی؟
    چون علم نخواستی! علم واقعی را پس زدی! باز هم به خاطر جهالت!
    هزار جور کتاب خواندی، کلاس رفتی. ریاضی، فیزیک، شیمی، ادبیات، مهندسی و دکتری…هزار جور کوفت و زهر مار. خب! چه کاری از دستت بر می‌آید. چرا کاری نمی‌توانی بکنی؟
    به دست‌هایت نگاه کن. چه داری؟…
    وا مانده‌ای! خیلی وضع‌ت خراب است! ببین چه وضع رقّت باری برای خودت دست و پا کرده ای!
    راه چیست؟

    بی‌حالی، ناتوانی، مریضی، این‌ها برای چیست؟ می‌بینی که، هرکاری می‌خواهی انجام بدهی نیاز به یک بدن سالم داری، که حال داشته باشد، توان داشته باشد، این‌قدر مریض نباشد!
    خب، هر ساخته شده‌ای سازنده‌ای دارد. آن سازنده بهتر از هر کس نیاز ساخته شده‌اش را می‌داند.
    مگر تو ساخته نشده‌ای؟ بله. چه کسی تو را ساخت؟ خدا. خب از خدا بپرس چه کار کنم؟
    جناب خدایی که این بدن را ساخته‌ای، بفرما چه بلایی به سر خودم بیاورم این‌قدر از ناتوانی و بی‌حالی و ضعف و مریضی عذاب نکشم؟ که بتوانم خوب حرکت کنم؟ خوب کار کنم؟ خوب فکر کنم؟ مگر روح بر جسم سوار نیست؟ خب چه کار کنم این جسم خوب سواری بدهد؟ تا روح پرواز کند؟
    خب عزیز من، خدا که خیلی وقت پیش گفته باید چه کار کنی. گفته که هر چه می‌خواهید از نماینده‌های من بپرسید به شما بگویند. سؤالات‌ت را از نماینده‌ی خدا روی زمین بپرس. از امام معصوم! علیه‌السّلام!
    ولی نپرسیدی. نخواستی که بپرسی. رفتی سراغ هزار جور کوفت و زهرمار دیگر، به این روز دچار شدی.
    شد کفران نعمت، خدا هم گفت برو دنبال کارت هر غلطی دلت خواست بکن، بی‌شعور!!!
    من نماینده‌ام را فرستاده‌ام پیشت، همه‌ی علم دست اوست، بلند شدی رفتی این‌ور و آن‌ور چه غلطی کردی؟ خاک بر سرت! آدم هم این قدر نفهم؟!
    خب این‌همه کتاب حدیث! کدامش را خواندی؟ مگر حرف‌های نماینده‌های من آن‌جا ننوشته بود؟ چه‌طور رفتی نشستی فلان رمان و فلان شعر و فلان نظریه هگل در باب پیدایش تیر ناحق و کوفت کاری یا کوفت غیر کاری خواندی و در همایش بسان و بهمان حضور به خودتان رساندید، آن‌وقت چلاغ بودی چهار تا برگه‌ی اصول کافی ورق بزنی؟ رساله‌ی ذهبیه‌ی امام رضا بخوانی؟
    هی نشستی ابرو بالا انداختی که؛ سندش درست است؟
    برو بمیر! منتها تدریجی، خب؟ تدریجی بمیر! قشنگ آن موقع دست‌ت می‌آید که سندش درست است یا نه؟
    سندش! سندش!
    آدمِ نفهم! هزار بار رفتی پزشک عمومی برای سرماخوردگی، هزار جور نسخه به‌ت داد، هزار جور قرص خوردی، یک‌بار هم ازش نپرسیدی؛ دکتر جان! این نسخه‌هایی که می‌نویسی، سندش کجاست؟!
    هیچ! آن دکتر بدبخت هم مثل همه رفته فقط چهار تا کتاب پزشکی غربی ترجمه شده خوانده. خب، آقای دکتر، این‌هایی که فلان آدم غربی نوشته، سندش کجاست؟ در کدام آزمایشگاه به اثبات رسیده؟!
    خب، می‌گویند روزانه هشت لیوان آب بخور. بدن لازم دارد. بله، چشم. بدون چون و چرا. چون حضرات دکترها فرموده‌اند! سازمان بهداشت جهانی گفته!
    جدّاً؟!
    معصوم علیه السلام: «لا تُکثِر مِن شُربِ الماءِ؛ فَإِنَّهُ مادَّةٌ لِکُلِّ داءٍ»۱.
    «زیاد آب ننوشید که ماده هر بیماری است».
    خب، حالا زبان‌ت را بچرخان و بگو سندش درست است؟
    بخورد توی سرت! برو بمیر! منتها تدریجی، خب؟ تدریجی بمیر! قشنگ آن موقع دستت می‌آید که سندش درست است یا نه؟
    ای بدبخت! گولت زدند! سرت کلاه رفت! حسابی گولت زدند!
    گفتند هفته‌ای دو بار ماهی بخور. برای بدن لازم است. بله، چشم. بدون چون و چرا. چون حضرات دکترها فرموده‌اند! سازمان بهداشت جهانی گفته!
    جدّاً؟!
    امیرالمؤمنین علیه السلام: «أقِلّوا مِن أکلِ الحیتانِ ؛ فَإِنَّها تُذیبُ البَدَنَ ، وتُکثِرُ البَلغَمَ ، وتُغَلِّظُ النَّفسَ»۲.
    کمتر ماهى بخورید؛ چرا که بدن را ذوب مى‏کند، بلغم را افزون مى‏سازد و نَفَس را سنگین مى‏نماید.
    بنشین بگو سندش درست است؟!
    بخورد توی سرت! برو بمیر! منتها تدریجی، خب؟ تدریجی بمیر! قشنگ آن موقع دستت می آید که سندش درست است یا نه؟
    بدبخت! گولت زدند! سرت کلاه رفت! حسابی گولت زدند!
    - الکافی، ج ۶، ص ۳۸۲، ح ۴
    ۲- الخصال ، صفحه ۶۳۶ ، حدیث








    دردهایی که برای خداست خیلی زیباست
    شهید چمران


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود