جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تکامل علم امام و تکامل عصمت او

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تکامل علم امام و تکامل عصمت او




    سلام بر همه

    طبق نصوص قرآنی و روایی علم امام هر روز و هر هفته زیاد میشود و تکامل مییابد . این یک قاعده عقلی هم هست یعنی اینگونه نیست که امام دانای کل به دنیا آمده باشد و دانای کل هم از دنیا برود ، نبی و امام هم مثل همگان ابتدا جاهل هستند و هیچ نمیداند ( و الله اخرجکم من بطون امهاتکم لاتعلمون شیئا 78 / نحل) .
    عصمت تابعی از علم است یعنی امام و هر فرد دیگر با توجه به علمش معصوم است و اصلا دلیل عصمت ، علم است . هر کس عالم باشد معصوم است . بنده نسبت به علم خودم معصوم هستم و امام هم نسبت به علم خودش معصوم است . علم و عصمت مطلق مخصوص خداست و همه افراد از امام تا رعیت همه به اندازه علمشان معصوم هستند ، عصمت امامان هم مطلق نیست چون علمشان مطلق نیست ، ممکن است امام کاری را امروز انجام دهد و هفته دیگر که علمش افزوده شد بفهمد که کاری را هفته قبل انجام داده اشتباه بوده است درست مثل همه افراد معمولی مثلا یک فقیه فتوا میدهد و فردا روز که علمش بیشتر شد میگوید فتوایی که قبلا دادم اشتباه بود . این قاعده در مورد همگان صادق است حتی انبیاء و امامان مثلا حضرت ابراهیم ابتدا ماه و خورشید و ستاره را رب خود قرار داد و بعدا که علمش تکامل یافت از رای و نظرهای قبلی اش برگشت و گفت اشتباه کردم و رب من فاطر السماوات و الارض است .

    این قاعده عقلانی در باب علم و عصمت انبیاء و امامان است ، آیا آیه و حدیثی وجود دارد که این قاعده را نقض کند ؟



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    538
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    13 روز 11 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط غنی از فقر نمایش پست
    طبق نصوص قرآنی و روایی علم امام هر روز و هر هفته زیاد میشود و تکامل مییابد . این یک قاعده عقلی هم هست یعنی اینگونه نیست که امام دانای کل به دنیا آمده باشد و دانای کل هم از دنیا برود ، نبی و امام هم مثل همگان ابتدا جاهل هستند و هیچ نمیداند ( و الله اخرجکم من بطون امهاتکم لاتعلمون شیئا 78 / نحل) .
    با سلام
    سوال خوب ومفیدی را مطرح کرده اید که جای تشکر دارد.
    علم امام:
    علم امام از دقت در خود کلمه تا حدودی روشن می شود که این علم از باب امامت است فلذا نشان می دهد که با سایر علوم تفاوت دارد. احادیث مربوط به علم امام نیز همین مطلب را ثابت می کنند. اگر به کتاب اصول کافی وسایر کتابهای حدیثی مراجعه کنید وابوابی را که در مورد علم امام آورده اند نگاه کنید متوجه این مساله می شوید. د راینجا خلاصه ای از این ابواب را همراه با بعضی احادیث بنده عرض می کنم.
    از احادیث معتبر استفاده می شود که رسول خدا(ص) علم وکتب سایر انبیاء را به ارث برده است؛ ائمه علیهم السلام نیز وارث علم آنحضرت هستند لذا کتب وعلم جمیع انبیاء به آنها می رسد. وچنانچه در احادیث ما آمده است رسول خدا (ص) هنگام وفات علوم مربوط به امامت را به حضرت علی علیه السلام انتقال داد وایشان نیز هنگام شهادت به امام حسن وتوصیه کردند که هر امامی هنگام ترک دنیا این علوم ومنابع علمی را باید به امام بعدی تحویل دهد.(اصول کافی، ج1، ص297؛ کتاب سلیم بن قیس، ج2، ص924)
    پس یک دست از علوم ائمه علیهم السلام علومی است که نزد انبیاء سابق ورسول خدا(ص) بوده وبا وراثت به آنها می رسد. همچنین احادیث مربوط به وصایت علمی امیرالمومنین از پیامبر صلی الله علیه وآله در منابع اهل سنت نیز آمده است.( المستدرک حاکم نیشابوری، ج3، ص126؛ خصائص نسائی، ص154وص97)
    در اصول کافی کتاب الحجة ابواب مربوط به علوم اهل بیت احادیث مختلفی نقل شده است. از جمله دارد که هر شب جمعه ارواح ائمه به آسمان وعرش میرود ومملو از علم می شود. که تعبیر این است که علمشان زیاد می شود.( اصول کافی، ج1، ص279)
    یا در حدیثی مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام نقل می کند: سلیمان وارث داود بود ومحمد(ص) ا زسلیمان به ارث برد، وما از محمد(ص) به ارث بردیم ونزد ما علم تورات، انجیل، زبور وتمام الواحی که بر انبیاء نازل شده وجود دارد. مفضل گفت: پس این اشرف علوم شماست؟ حضرت فرمود: این افضل علوم نیست بلکه علم آن است که روز به روز وساعت به ساعت در ما حادث می شود.(اصول کافی، ج1، ص251)
    در باب ان الائمة یعلمون جمیع العلوم... چند حدیث نقل شده به این مضمون که علم خداوند دو نوع است: علمی که برای ملائکه، انبیاء ورسولان خود آشکار می کند وما (ائمه) آنرا می دانیم، وعلمی ه برای احدی آشکار نمی کند ومخصوص خودش است.

    این احادیث بنوعی سخن شما را تایید می کند اما باید دید مراد از این احادیث چیست؟
    از احادیث فوق که حدیث به این مضمون در منابع حدیثی کتاب الحجة زیاد است نتیجه ای که بدست می آید سخن ملا صالح مازندانی است:

    علم خداوند سه نوع است: علمی که مختص خداوند متعال است وبرای کسی آشکار نمی کند. 2- علم محتومی که برای انبیاء واوصیاء آشکار می کند وقابل تغییر وتبدیل نیست. 3- علم غیر محتومی که در آن بداء حاصل می شود. وزمانی که این علم را برای خلیفه خود در روی زمین آشکار کند علم محتوم خواهد شد. (شرح اصول کافی ملا صالح مازندانی، ج6، ص24)
    علم جدیدی که برای ائمه آشکار می شود وبه دست می آورند همان نوع سوم است. چون علم محتوم نیست وقابل تغییر است خداوند برای کسی بیان نمی کند وزمانی که اهل بیت را مطلع بر آن کرد می شود علم حتمی که این علم را قبلا برای کسی بیان نداشته بود.
    مراد از تجدید در علم هم همین است البته اینکه بشود اسم اینرا تکامل در علم گذاشت وغیره چون با نوع علمی که ما در ک می کنیم ومراد ماست فرق می کند کمی سخت است. لذا اینطور نیست که علم ائمه به بدی ها وخوبی ها وحقایق در حل تکامل ورشد باشد. مثلا کسی که سوم راهنمایی است شناختش زا ریاضی نسبت به زمانی که دانشجوی ریاضی می شود فرق می کند وعلمش نسبت به ریاضی تکامل پیدا می کند اما مراد از تکامل در اینجا این نوع تکامل نیست.

    آیت الله جوادی آملی(حفظه الله):
    مشکل ما تحریم نیست، بلکه مشکل ما در توحید است.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    538
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    13 روز 11 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط غنی از فقر نمایش پست
    نبی و امام هم مثل همگان ابتدا جاهل هستند و هیچ نمیداند ( و الله اخرجکم من بطون امهاتکم لاتعلمون شیئا 78 / نحل) .
    این آیه شریفه طبق صریح قرآن استثناء دارد فلذا نمی توان گفت این شامل همه حتی تک تک انبیاء نیز می شود. چون حداقل در مورد حضرت عیسی (ع) آمده است که وقتی ایشان بچه ای در گهواره بودند اشاره کردند فمودند از او بپرسید وآنحضرت چنین گفت: قال إنی عبدالله آتانی الکتاب وجعلنی نبیا(مریم/30) من بنده خدا هستم که به من کتاب داده ومرا پیامبر قرار داده است.
    وقتی ایشان در گهواره پیامبر هستند مسلم علم نبوت نیز به ایشان داده شده است.
    اما اینکه ائمه علیهم السلام حین ولادت خالی الذهن هستند یا نه؟ زیاد در بحث ما مهم نیست اما از بعضی دلایل وکلماتی که در روایات است وائمه حین تولد بیان می کنند از شهادت به وحدانیت خداوند ورسالت پیامبر وسایر امور اجمالا استفاده می شود. که ائمه وانبیاء در این قضیه حداقل بعضی از آنها استثناء هستند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط غنی از فقر نمایش پست
    عصمت تابعی از علم است یعنی امام و هر فرد دیگر با توجه به علمش معصوم است و اصلا دلیل عصمت ، علم است . هر کس عالم باشد معصوم است . بنده نسبت به علم خودم معصوم هستم و امام هم نسبت به علم خودش معصوم است . علم و عصمت مطلق مخصوص خداست و همه افراد از امام تا رعیت همه به اندازه علمشان معصوم هستند ، عصمت امامان هم مطلق نیست چون علمشان مطلق نیست ، ممکن است امام کاری را امروز انجام دهد و هفته دیگر که علمش افزوده شد بفهمد که کاری را هفته قبل انجام داده اشتباه بوده است درست مثل همه افراد معمولی مثلا یک فقیه فتوا میدهد و فردا روز که علمش بیشتر شد میگوید فتوایی که قبلا دادم اشتباه بود . این قاعده در مورد همگان صادق است حتی انبیاء و امامان
    با توجه به دلایلی که ذکر شد وبحث انواع علم امام مطرح شد. مشخص شد که علم امام با ما فرق دارد، وامام از باب اینکه امام است عالم به همه علوم وهمه آنچه که بر انبیاء نازل شده می باشد. اما آنچه نسبت به آن جاهل است. علم نامحتومی است که فقط نزد خداست وبرای کسی آشکار نکرده وزمانی که بداء حاصل شود این علم به انبیاء وائمه از طریق فرشته وحی القاء می شود. نه اینکه فرشته را ببینند بلکه از طریق الهام یا گفته فرشته که دیده نمی شود آنها از این علم آگاهی پیدا می کنند. پس مشخص می شود جهلی که در اینجا هست غیر از آن جهل یاست که ما داریم.
    در باب عصمت نیز ادله قرآن شاهد قوی بر این هستند که پیامبران وائمه علیه السلام دارای عصمت از جمیع گناهان هستند واینطور نیست که گناهی انجام دهند وبعد بفهمند گناه بوده است.
    ]یه اولی الامر می فرماید: یا أیها الذین آمنوا أطیعوالله وأطیعوالرسول وأولی الأمر منکم(نساء/59)، ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را اطاعت کنید واز پیامبر خود واولیاء امر خود نیز اطاعت کنید. این از جمله آیاتی است که طبق آن مفسران گفته اند این رسول واولی الامر باید معصوم باشند. مثل علامه طباطبایی در المیزان، فخر رازی در مفاتیح الغیب، طبرسی در مجمع البیان و... چون خداوند قید نزده است که در گناهان اطاعت نکنید بلکه اطاعت مطلق است وشامل تمام حالات وتمام اوامر میشود. واین نمی سازد مگر اینکه این اولی الامر ورسول الهی از اول امر معصوم باشند. واگر لازمه عصمت علم است که همینطور هم می باشد پس باید این علم به حقیقت گناه وخباثت آن از بدو تولد نزد این بزرگواران وجود داشته باشد. اولی المر از نظر ما اهل بیت وامامان هستند. واهل سنت نیز اختلاف دارند. بخشی می گویند علماء وفرماندهان جنگی هستند وبعضی ها نیز مانند فخر رازی می گویند اهل حل وعقد هستند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط غنی از فقر نمایش پست
    این قاعده در مورد همگان صادق است حتی انبیاء و امامان مثلا حضرت ابراهیم ابتدا ماه و خورشید و ستاره را رب خود قرار داد و بعدا که علمش تکامل یافت از رای و نظرهای قبلی اش برگشت و گفت اشتباه کردم و رب من فاطر السماوات و الارض است .
    اینکه دیگر واضح وروشن هست که حضرت ابراهیم در مقام جدل وبطلان دیدگاه آنها این سخنان را گفت تا به این طریق وبا افول آنها اثبات کند که آنها نمی توانند پروردگا رباشند. ومفسران شیعه وسنی به این قضیه اذعان کرده اند. لذا اینکه ما این سخنان را شاهد بر اعتقاد غلط حضرت ابراهیم در برهه ای از زمان بگیریم غلط وخلاف نصوص قرآنی وروایی می باشد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط غنی از فقر نمایش پست
    این قاعده عقلانی در باب علم و عصمت انبیاء و امامان است ، آیا آیه و حدیثی وجود دارد که این قاعده را نقض کند ؟
    علاوه بر دلایل یکه گفته شد. آیه تطهیر که می فرماید: إنما یریدالله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا(احزاب/33) شاهددیگری بر عصمت اهل بیت است واینکه آنها از اول مبرای از گناه بودند. چون می فرماید: خداوند اراه کرده تمام بدیها وپلیدیها را از شما دور کند.

    آیت الله جوادی آملی(حفظه الله):
    مشکل ما تحریم نیست، بلکه مشکل ما در توحید است.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت دوستان باالاخص جناب کریم

    به زعم شما ابراهیم در مقام جدل به ماه و ستاره و خورشید گفته هذا ربی ، سئوال من این است که پیامبر در مقام جدل دروغ میگوید ؟


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    538
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    13 روز 11 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote=غنی از فقر;664520]به زعم شما ابراهیم در مقام جدل به ماه و ستاره و خورشید گفته هذا ربی ، سئوال من این است که پیامبر در مقام جدل دروغ میگوید ؟[/quote
    با سلام
    بحث دروغ نیست بلکه چون آنحضرت در مقام رد اعتقاد کسانی که ماه وخورشید را می پرستیدند بود، در مقام احتجاج ورد اعتقاد آنها فرض را بر این می گیرد که اینها مدبر عالم هستند وخداوند تدبیر عالم را به آنها داده است ولی بعد این فرض را با دلیل عقلی رد می کند که چیزی که افول می کند وخاموش می شود نمی تواند مدبر عالم باشد.
    در واقع اینجا دروغی نیست بلکه یکی از راههای جدل باطل کردن اعتقادت خصم با مشهورات موجود در نزد خود است لذا حضرت ابراهیم فرض را بر این می گیرد که اینها پروردگار باشند اما وقتی افول می کنند چطور می توانند رب عالم باشند.(ترجمه المیزان، ج7، ص249)
    آیت الله جوادی آملی(حفظه الله):
    مشکل ما تحریم نیست، بلکه مشکل ما در توحید است.

  7. تشکر


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    538
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    13 روز 11 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    آیا علم و عصمت امام (که تابع علم است) با توجه به احادیث مربوط به زیاد شدن علم امام در ایام خاص در حال ازدیاد است؟


    پاسخ:
    علم امام از دقت در خود کلمه تا حدودی روشن می شود که این علم از باب امامت است فلذا نشان می دهد که با سایر علوم تفاوت دارد. احادیث مربوط به علم امام نیز همین مطلب را ثابت می کنند.
    و از احادیث معتبر استفاده می شود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) علم و کتب سایر انبیاء را به ارث برده است؛ ائمه (علیهم السلام) نیز وارث علم آن حضرت هستند لذا کتب و علم جمیع انبیاء به آنها می رسد. و چنانچه در احادیث ما آمده است رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هنگام وفات علوم مربوط به امامت را به حضرت علی (علیه السلام) انتقال داد و ایشان نیز هنگام شهادت به امام حسن وتوصیه کردند که هر امامی هنگام ترک دنیا این علوم و منابع علمی را باید به امام بعدی تحویل دهد.(1)

    پس یک دسته از علوم ائمه (علیهم السلام) علومی است که نزد انبیاء سابق و رسول خدا (صلوات الله علیه) بوده و با وراثت به آنها می رسد. همچنین احادیث مربوط به وصایت علمی امیرالمومنین از پیامبر (صلی الله علیه وآله) در منابع اهل سنت نیز آمده است.(2)

    در برخی از احادیث آمده است. که در شب جمعه علم امام بیشترمی شود. و احادیثی از این دست که در جلد اول اصول کافی کتاب الحجة مطرح شده است.(3)
    یا امام صادق (علیه السلام) به مفضل بن عمر در می فرمایند: ... علم آن است که روز به روز و ساعت به ساعت در ما حادث می شود.(4)

    اینها چطور با بحث عصمت مطلقه که مبتنی بر علم به حقایق است. قابل جمع می باشد؟
    در باب "ان الائمة یعلمون جمیع العلوم"، از اصول کافی چند حدیث نقل شده به این مضمون که علم خداوند دو نوع است: علمی که برای ملائکه، انبیاء و رسولان خود آشکار می کند و ما (ائمه) آنرا می دانیم، و علمی که برای احدی آشکار نمی کند و مخصوص خودش است.

    در اینجا ملا صالح مازندرانی در شرح اصول کافی توضیحی دارند که جواب این شبهه است:
    علم خداوند سه نوع است:
    1- علمی که مختص خداوند متعال است و برای کسی آشکار نمی کند.
    2- علم محتومی که برای انبیاء و اوصیاء آشکار می کند و قابل تغییر و تبدیل نیست.
    3- علم غیر محتومی که در آن بداء حاصل می شود. و زمانی که این علم را برای خلیفه خود در روی زمین آشکار کند علم محتوم خواهد شد.(5)


    لذا علم جدیدی که برای ائمه آشکار می شود و به دست می آورند همان نوع سوم است. چون علم محتوم نیست و قابل تغییر است، خداوند برای کسی بیان نمی کند؛ و زمانی که اهل بیت را بر آن مطلع کرد می شود علم حتمی، که این علم را قبلا برای کسی بیان نداشته بود.

    بنابراین علم مربوط به بدی ها و خوبی از بدو تولد در ائمه (علیهم السلام) است، لذا از همان اول معصوم از خطا هستند. و این غیر از علم امامت است. که بعد از این مرحله ولایت تکوینی و تشریعی پیدا می کنند. و آگاه به همه حقایق قرآن شده، و علوم حقیقی که برای به سعادت رساندن خلق در دنیا وآخرت لازم است به آنها اعطاء می شود. و دیگر نا آگاه به چیزی نیستند. مگر طبق توضیحی که داده شد.

    ______________
    (1) اصول کافی، ج1، ص297؛ چ اسلامیه، تهران، 1407ق، چاپ چهارم؛ کتاب سلیم بن قیس، ج2، ص924، ناشر الهادی، قم، 1405ق، چ اول.
    (2) المستدرک حاکم نیشابوری، ج3، ص126، بیروت، دارالکتب العلمیّة، 1411ق، چ اول؛ خصائص نسائی، ص154وص97.
    (3) اصول کافی، ج1، ص279.
    (4)اصول کافی، ج1، ص251.
    (5) شرح اصول کافی ملا صالح مازندانی، ج6، ص24، مکتبة الاسلامیة، تهران، 1382ق، چاپ اول.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۱۲/۰۳ در ساعت ۲۱:۰۴ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    آیت الله جوادی آملی(حفظه الله):
    مشکل ما تحریم نیست، بلکه مشکل ما در توحید است.

  9. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود