صفحه 5 از 5 نخست ... 345
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دل نوشته های فاطمیه

  1. #41

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,908
    مورد تشکر
    20,014 پست
    حضور
    57 روز 19 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    217
    آپلود
    104
    گالری
    16



    عالمی گفت پَری از پَر پرواز کَم است
    چهارده بار شمردیم و یکی باز کم است
    پیرمردی که در آن گوشه سقایت می کرد
    نزدیک رفت و گفت: عجب! لیک که من میدانم
    شاه بازی که همه ملک جهان در بر اوست
    میدانم:"که به یک بال بر این گنبد دوّار امارت دارد
    ...


    partofar

    ویرایش توسط Partofar : ۱۳۹۳/۰۱/۱۳ در ساعت ۱۵:۰۳
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  2. #42

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,426
    مورد تشکر
    10,540 پست
    حضور
    22 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    4
    گالری
    28



    به نام خدا

    نگاه سرد مردم بود و آتش

    صدا بين صدا گم بود و آتش

    بجاي تسليت با دسته ي گل

    هجوم قوم هيضم بود و آتش


    التماس دعا
    یا علی(ع)

    به نام خدا

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

    (شادی روحشان صلوات)


    آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
    و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

    منو دل کندن از دل بر محاله...

    یا علی


  3. #43

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    584
    مورد تشکر
    3,235 پست
    حضور
    15 روز 13 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امشب گل باغ علی پژمرده گشته ، ماه از خانه مرتضی هجرت كرده و ستارگان عزادارند.
    امشب كهكشان ولایت ، غرق در ماتم است و در سكوت شب ، صدایی جز نوحه علی و فرزندانش شنیده نمی شود.
    حرامیان در اندیشه ظلمی دیگر به خواب رفته اند، و غرق در دنیای آلوده خویشند.
    در این دنیای اسرارآمیز، زمین است كه همه ارزش آن به یك شهر است، و همه بهای آن شهر، به یك خانه است.
    كلبه ای كه باب شهرعلم و خیرة النساء العالمین به آن شرف حضور بخشیده اند.
    هر روز صبح پیامبر اسلام بر اهل خانه ای در مدینه وارد می شدند و دسته گل های سلام را تقدیم اهل آن می نمودند.
    اهل آن خانه ، چه كسانی بودند و چه سـِرّی در آن خانه نهفته بود كه ارزشمندترین انسان های دنیا ، برای آن این همه عظمت قائل بودند؟
    علی( ع) ، او كه باید از باب ولایتش وارد شهر علم نبی شد.
    فاطمه(س) ، هم او كه دلدادگان كویش ، از آتش گمراهی رهایی یافته اند.
    حسنین علیهما السلام ، همانها كه آقا و سید دل های بهشتی مؤمنانند.
    و زینبین علیهما سلام ، همان ستارگان پر فروغ دامان زهرا(س) و ماجرا از اینجا شروع شد كه :
    غم فراق پیامبر، چون ابرهای درهم پیچیده، آسمان دل زهرا را فرا گرفت، و باران اشك، نمود دل طوفانی اش شد.
    او تنها برای جدایی از پدر نمی گریست، بر مظلومیت علی (ع) هم اشك می ریخت.
    دنیا پرستان زرخواه زورگو، همان حسودانی كه به طمع رسیدن به مقام و به طمع عشق های آتشین، چشم دلشان كور شد، و گوش های اندیشه شان ناتوان گشت، و زبان حق گویشان لال شد ؛ نخواستند ارزش وجود اهل بیت را كه درك كنند.
    آنها، خفاشان شب خواهی بودند كه از تابش خورشید حقیقت ، وحشت داشتند.
    و زهرا، نور درخشان آسمان ولایت، خود را موظف دید حق علی را بازپس گیرد . نه اینكه علی شوهرش بود و او باید ، برای رسیدن به تجمل هر طور كه شده حق همسرش را بگیرد ؛ نه ، زهرا، والاتر از دنیاست، او آنقدر جمیل است كه نیازی به تجمل ندارد.
    فاطمه(س) فریاد زد تا قرآن ناطق را خاموش نكنند.
    او سخن گفت تا گوساله سامری نمود پیدا نكند.
    گریست كه دل های زنگار گرفته و دنیا طلب آنها، با زلال اشك های او شستشو شوند.
    اما ، آن« ایمان آوردگان مصلحتی» بر گردن خورشید ریسمان افكندند، و بر صورت چون ماه زهرا، صاعقه سیلی زدند.
    و پهلوی فاطمه را چون دل علی شكستند . شراب خواران مست از می دنیا، باده گساران شهوت و مقام ، یاس خانه علی را پژمرده كردند. و علی ماند و تنهایی و غم ؛ و مهتاب، شاهد ناله های مولا بود.
    اسماء، آب بریز تا طاهره مطهره را غسل دهم . اما نه، دست نگهدار.
    خدای من! كبودی تازیانه بر پهلوی محبوبه ام...
    زن، این قدر با وفا و با حیاء كه نگذاشت بدانم درد وجودش را.
    بار خدایا! آن روز كه گل مهر زهرا(س) را در قلبم رویاندی، حبیبت پاره تنش را در خانه من به امانت نهاد.
    اما، گل یاس من، آن روز، نیلوفری نبود، و آسمان چهره اش نیلی نبود
    .
    این زمزمه های سوزناك علی بود از فراق محبوبه خدا، در شب غم. و فرزندانش چون بلبلان خزان زده بر گل پرپرشان اشك ریختند.
    و ما...
    ما كه خانه زهرا ، دردل های بی قرارمان است، ستاره دعا را از آسمان نیاز می چینیم، و از خدای زهرا می خواهیم كه مهدی اش بیاید و قبر محبوبه مان را بر ما بنماید.
    هرگز کاری را که در زندگی واقعی انجام نمی‌دین، در اینترنت هم انجام ندین. گاهی به گــناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم
    فضـــای مجـــازی هم محضــــر خداست...
    در روز حســـاب تمام این سایتا، کلیک ها، یاهو مسنجرا، آی دیها
    چت روما به حرف میان و گواهی می دن به کارامـون.
    نکنه که شرمنده شـــیم

    امـــان از لحظه غفلت که خدا شاهد است و بس
    گـاهــــی روی مانیتور کامپیوتـــر بچسبانیم
    ورود شیطان ممـــنوع....


  4. #44

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    117
    مورد تشکر
    839 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2



    هيزم آورده كه آتش بزنند اين در را


    پشت در حضرت زهراست خدا رحم كند


    فكر مي كنم آن ميخ ها چه كرد با دل علي


    نامرد ها مي خواستند با يك ميخ به دو دل بزنند...



    ما را پاي سفره ي روضه ها نگهدار مادر



    اين روزها دلم مانند پهلويتان شده مادر



    مي خواهم دست دلم را بگيري و دعايش كني



    آخر مي گويند دعاي مادر معجزه مي كند


    ویرایش توسط *دلتنگ صاحب الزمان* : ۱۳۹۳/۰۱/۱۳ در ساعت ۲۳:۳۵
    یا بقیة الله
    تو خود می دانی که ما با نیم نگاهی هم راضی می شویم
    پس جان مادرت از ما دریغ نکن نور نگاهت را.

    یا بقیة الله... یا بقیة الله...

    توآتیشِ غریبی می سوزه دل ها
    دلم خونِ به یاد داغ
    عاشورا


  5. #45

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    117
    مورد تشکر
    839 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2



    پشت در میزدند مادر را

    بی خبر میزدند مادر را


    یک نفر بود پشت در اما . . .

    چهل نفر میزدند مادر را

    کوچه ی ما پر از اراذل شد


    در گذر میزدند مادر را


    عده ای با قلاف ، با کینه



    انقدر میزدند مادر را

    تا که دستش به مرتضی نرسد


    بیشتر میزدند مادر را



    هر که از ره رسید او را زد



    رهگذر میزدند مادر را


    مرد جنگی یقین سپر دارد


    بی سپر میزدند مادر را


    پیش رویم زدند آفا را


    پشت سر میزدند مادر را




    برگرفته از سایت دل تنگ امام زمان (عج)

    ویرایش توسط *دلتنگ صاحب الزمان* : ۱۳۹۳/۰۱/۱۴ در ساعت ۱۴:۰۶
    یا بقیة الله
    تو خود می دانی که ما با نیم نگاهی هم راضی می شویم
    پس جان مادرت از ما دریغ نکن نور نگاهت را.

    یا بقیة الله... یا بقیة الله...

    توآتیشِ غریبی می سوزه دل ها
    دلم خونِ به یاد داغ
    عاشورا


  6. #46

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    183
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    2 روز 1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دل نوشته های فاطمیه


    در مدینه ماتمی چون ماتم زهرا نبود
    چون به
    گلزار نبی جز یک گل زیبا نبود
    در تمام
    زندگی داغی برای مرتضی
    سخت چون داغ عزیزش حضرت زهرا نبود


    ویرایش توسط ادنیس : ۱۳۹۳/۰۱/۱۴ در ساعت ۱۴:۰۶
    هیچ کس تنهایی ام راحس نکرد
    وسعت ویرانیم را حس نکرد
    د ر میان خنده های تلخ من
    گریه های پنهانی ام راحس نکرد



  7. #47

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    1,488
    مورد تشکر
    6,340 پست
    حضور
    26 روز 2 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    5



    دل نوشته های فاطمیه

    سر فصل كتاب آفرينش زهراست....

    روح ادب و كمال و بينش زهراست....

    روزي كه گشايند در
    باغ بهشت....

    مسول گزينش و پذيرشزهراست....

    صلي الله عليك يا فاطمة الزهرا



    دل نوشته های فاطمیه

    ویرایش توسط Tuberose : ۱۳۹۳/۰۱/۱۴ در ساعت ۱۵:۱۱

    خدایا! به من زیستی عطاکن که درلحظه مرگ،بربی ثمری لحظه ای که برای
    زیستن گذاشته است،حسرت نخورم،ومردنی عطاکن که،بربیهودگیش،سوگوار
    نباشم بگذارتاآنرا من؛ خود؛انتخاب کنم؛اماآنچنان که تو دوست میداری..

    دکترعلی شریعتی








  8. #48

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    1,488
    مورد تشکر
    6,340 پست
    حضور
    26 روز 2 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    5





    دل نوشته های فاطمیه
    حضرت حيدر به نام فاطمه حساس بود

    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود

    اي که
    ره بستي ميان کوچه ها بر فاطمه

    گردنت را مي شکست آنجا اگر
    عباس بود


    دل نوشته های فاطمیه


    ویرایش توسط Tuberose : ۱۳۹۳/۰۱/۱۴ در ساعت ۱۶:۴۰

    خدایا! به من زیستی عطاکن که درلحظه مرگ،بربی ثمری لحظه ای که برای
    زیستن گذاشته است،حسرت نخورم،ومردنی عطاکن که،بربیهودگیش،سوگوار
    نباشم بگذارتاآنرا من؛ خود؛انتخاب کنم؛اماآنچنان که تو دوست میداری..

    دکترعلی شریعتی








صفحه 5 از 5 نخست ... 345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود