جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: 22 اسفند میثاق باشهدا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    584
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    15 روز 13 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    22 اسفند میثاق باشهدا




    نوشته های رتبه اول کنکور سال ۶۴ ،ساعتی قبل از شهادت


    لوله ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه ی خود از فاصله هزار متری شلیک می شود و در مبدا به حلقومی اصابت نموده و آن را سوارخ کرده وگذر می کند ،حالا معلوم نمایید سر کجا افتاده است؟ینها آخرین دست نوشته شهید احمدرضا احدی رتبه اول کنکور پزشکی سال 1364 است که تنها ساعتی قبل از شهادت به رشته تحریر در آمده است . البرز با انتشار این متن در روزهای هفته دفاع مقدس امیدوار است ضمن گرامی داشت یاد این عزیزان تأملی هرچند کوتاه درباره هدف ، انگیزه و چرایی حضور این مردان خدا در عرصه در ذهن همگان شکل گیرد. و ومن دراینجا به مناسبت 22 اسفند گرامیداشت یاد وخاطره شهدای عزیز قرار میدهم بان شالله که شهدا شفیع ما در روز قیامت باشن

    متن این نوشته را با هم میخوانیم:





    چه کسی می تواند این معادله را حل کند؟؟

    چه کسی می داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟ چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن ،یعنی آتش ،یعنی گریز به هر جا ،به هر جا که اینجا نباشد ،یعنی اضطراب که کودکم کجاست ؟ جوانم چه می کند ؟دخترم چه شد ؟

    به راستی ما کجای این سوال ها و جواب ها قرار گرفته ایم ؟ کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکس های جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود ، از قصه دختران معصوم سوسنگرد با خبر است ؟ آن مظاهر شرم و حیا را چه کسی یاد می کند که بی شرمان دامنشان را آلوده کردند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند.

    کدام پسر دانشجویی می داند هویزه کجاست ؟ چه کسی در هویزه جنگیده ؟ کشته شده و د آنجا دفن گردیده؟ چه کسی است که معنی این جمله را درک کند:



    "نبرد تن و تانک؟!" اصلا چه کسی می داند تانک چیست ؟ چگونه سر
    ۱۲۰ دانشجوی مبارز و مظلوم زیر شنی های تانک له می شود ؟ آیا می توانید این مسئله را حل کنید ؟



    گلوله ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه ی خود از فاصله هزار متری شلیک می شود و در مبدا به حلقومی اصابت نموده و آن را سوارخ کرده وگذر می کند ،حالا معلوم نمایید سر کجا افتاده است ؟ کدام گریبان پاره می شود ؟ کدام کودک در انزوا وخلوت اشک می ریزد؟



    وکدام کدام...؟ توانستید؟؟ اگر نمی توانید،این مسئله را با کمی دقت بیشتر حل کنید:



    هواپیمایی با یک ونیم برابر سرععت صوت از ارتفاع ده متری سطح زمین ،ماشین لندکروزی که با سرعت در جاده مهران-دهلران حرکت می نماید،مورد اصابت موشک قرار می دهد،اگر از مقاومت هوا صرف نظر شود. معلوم کنید کدام تن می سوزد؟کدام سر می پرد ؟چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره له شده بیرون کشید ؟چگونه باید آنها را غسل داد ؟چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟



    چگونه می توانیم در شهرمان بمانیم وفقط درس بخوانیم . چگونه می توانیم در ها را به روی خود ببندیم و چون موش در انبار کلمات کهنه کتاب لانه بگیریم ؟ کدام مسئله را حل می کنی؟ برای کدام امتحان درس می خوانی؟ به چه امید نفس می کشی ؟ کیف و کلاسورت را از چه پر می کنی؟ از خیال ، از کتاب ، از لقب شامخ دکتر یا از آدامسی که هر روز مادرت در کیفت می گذارد ؟



    کدام اضطراب جانت را می خورد ؟ دیر رسیدن به اتوبوس ، دیر رسیدن سر کلاس ، نمره گرفتن؟ دلت را به چه چیز بسته ای؟ به مدرک ، به ماشین ، به قبول شدن در حوزه فوق دکترا ؟"صفایی ندارد ارسطو شدن،خوشا پر کشیدن ،پرستو شدن"



    آی پسرک دانشجو ، به تو چه مربوط است که خانواده ای در همسایگی تو داغدار شده است ؟ جوانی به خاک افتاده است؟



    آی دخترک دانشجو ، به تو چه مربوط است که دختران سوسنگرد به اشک نشانده اند ؟ و آنان را زنده به گور کردند ؟هیچ می دانستی؟ حتما نه!...



    هیچ آیا آنجا که کارون و دجله و فرات بهم گره می ورد ، به دنبال آب گشته ای تا اندکی زبان خشکیده کودکی را تر کنی و آنگاه که قطه ای نم یافتی با امید های فراوان به بالین آن کودک رفتی تا سیرابش کنی اما دیدی که کودک دیگر آب نمی خورد!! اما تو اگر قاسم نیستی ، اگرعلی اکبرنیستی ، اگر جعفر و عبدالله نیستی ، لااقل حرمله مباش ! که خدا هدیه حسین را پذیرفت و خون علی اکبر و علی اصغر را به زمین پس نداد. من نمی دانم که فردای قیامت این خون با حرمله چه خواهد کرد....


    شادی ارواح مطهرشهدا صلوات
    هرگز کاری را که در زندگی واقعی انجام نمی‌دین، در اینترنت هم انجام ندین. گاهی به گــناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم
    فضـــای مجـــازی هم محضــــر خداست...
    در روز حســـاب تمام این سایتا، کلیک ها، یاهو مسنجرا، آی دیها
    چت روما به حرف میان و گواهی می دن به کارامـون.
    نکنه که شرمنده شـــیم

    امـــان از لحظه غفلت که خدا شاهد است و بس
    گـاهــــی روی مانیتور کامپیوتـــر بچسبانیم
    ورود شیطان ممـــنوع....


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    584
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    15 روز 13 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا صدای آهنگهای پاپ لس آنجلسی و غرب زده آن قدر بلند است که فریادهای حاج مهدی باکری به گوش نمی رسد!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا همه حاج ابراهیم همت را با اتوبان همت می شناسند!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا بر دیوارهای شهر روی عکس شهید ، پوستر تبلیغاتی می چسبانند!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا نام شهید را برای اینکه بچه ها خشونت طلب و جنگ طلب بار نیایند از کوچه ها برداشته و نام نگین و جاوید می گذارند!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا ستارگان درخشان هالیوود آنقدر زیاد شده اند که دیگر کسی ستارگان پرفروغ کربلای ایران را نمی بیند!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا دیگر شهدا زنده نیستند و در پیچ و خم های عصر ارتباطات، به خاک سپرده شده اند!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا دیگر کسی نمی خواهد گمنام بماند، همه به دنبال کسب نام هستند!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا خرمشهر دیگر خونین شهر نیست، خرمشهر دیگر 36 میلیون جمعیت ندارد!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا کسی نمی داند،مهدی باکری در وصیت نامه خود از خدا خواسته بود جسدش برنگردد و تکه ای از زمین را اشغال نکند!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا دشمن در خانه های ماست، دیگر کسی حاضر به نبرد با دشمن نیست!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا کسی نمی خواهد با صدای الله اکبر، لرزه بر تن دشمن بیاندازد!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا در پناه میز هستیم، دیگر کسی پشت خاکریز پناه نمی گیرد!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا جانباز شیمیایی، به خاطر نداشتن پول، در بیمارستان پذیرش نمی شود و شهید شهادت می نوشد!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا کسی نمی داند، شب عملیات خیبر حاج مهدی باکری، برادرش حمید باکری را جاگذاشت و رفت!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا کسی نمی داند،مهدی زین الدین، رتبه چهار کنکور سراسری را داشت!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا کسی نمی داند، تکه های پیکر شهیدی را درون گونی برای خانواده اش فرستاده بودند!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا روسری ها هر روز کوچکتر می شود و مانتوها هر روز کوتاهتر و تنگتر!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا دخترها پسر شده اند،پسرها دختر شده اندو مردان بی غیرت شده اند، زنان بی حجاب شده اند!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا دیگر کسی احترامی برای چفیه شهدا قایل نیست!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا دعای عهد را فراموش کرده ایم، زمان ندبه وسمات را گم کرده ایم!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!
    اینجا در هر کجای این سرزمین خونین اسلامی،حقیقت به مسلخ مصلحت می رود!!!
    اینجا ایران قرن 21 است!!!!!!!!!!!!!!!

    هرگز کاری را که در زندگی واقعی انجام نمی‌دین، در اینترنت هم انجام ندین. گاهی به گــناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم
    فضـــای مجـــازی هم محضــــر خداست...
    در روز حســـاب تمام این سایتا، کلیک ها، یاهو مسنجرا، آی دیها
    چت روما به حرف میان و گواهی می دن به کارامـون.
    نکنه که شرمنده شـــیم

    امـــان از لحظه غفلت که خدا شاهد است و بس
    گـاهــــی روی مانیتور کامپیوتـــر بچسبانیم
    ورود شیطان ممـــنوع....

  4. تشکرها 3


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    22 اسفند میثاق باشهدا

    22 اسفند میثاق باشهدا



    شهدایی که 22 اسفند جاودانه شدند







    کرمان - ایرنا - اطاعت امر خدا و گردن نهادن به خواست او خصوصیت بارز آنهاست، آنهایی که وصال یار شیرین تر از جان را پذیرفتند و عاشقانه به سویش پر کشیدند و یاد می کنیم شهدایی که 22 اسفند هشت سال دفاع مقدس جان نثار معبود کرده یا به اذن دوست چشم بر این جهان گشوده اند.



    22 اسفند میثاق باشهدا



    به گزارش ایرنا، 86 دلاورمرد دیار کریمان زمان پرکشیدن و لبیک گفتن به ندای پروردگارشان را 22 اسفند هشت سال دفاع مقدس برگزیدند و سرشار از غرور از خود گذشتند.




    دو شهید کرمانی نیز پای نهادن به این دیار خاکی و فانی به اذن پروردگارشان 22 اسفند و در حال حاضر در روز بزرگداشت شهدا بوده است.


  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    شهید ˈحسین شجاعی باغینیˈ در 22 اسفند 1335 و شهید ˈطاهر نبی زادهˈ در 22 اسفند 1341 پای به این دنیا گذاردند و بی صبرانه تا زمان شهادت و پرکشیدنشان خلق خدا را یاری رساندند.


    22 اسفند میثاق باشهدا


    شهید ˈغلامعباس پایندهˈ در 22 اسفند 1363 در جبهه های حق علیه باطل جام شهادت را سرکشید و به سوی حضرت دوست شتافت؛ وی در وصیت نامه خود چنین نگاشته است: ˈسال سوم دبیرستان بودم با آن همه رنج و فقر مالی که داشتیم با این حال پدرم مرا از مدرسه منع نکرد و فرستادم دنبال طلب علم و بعد از اینکه سال سوم رسیدم داشت مدت دو سال و چند ماه از جنگ تحمیلی عراق به سرسپردگی ارباب بزرگش آمریکا به ایران اسلامی می گذشت و می دیدیم و می شنیدیم از رسانه های گروهی که این متجاوز چگونه مردم بی گناه و بی دفاع و طفل های شیرخوار میهنمان را با موشک های ساخت کشورهای شیطانی می زندˈ.



    در ادامه چنین آمده است: در این صورت خود را فرزندی مسوول از این میهن اسلامی دانستم و برای لبیک گفتن به پیام حسینی، حسین زمان یعنی امام بزرگوار راهی جبهه های جنگ شدم و بدون مدرک وارد دانشگاه الهی شدم و خدا را هزار مرتبه شکر کردم که چنین لیاقتی نصیبم کرد گرچه گناهکار بودم ولی همانطوری که خداوند فرموده در قرآنش من توبه پذیر هستم و به این کربلای حسینی روانه شدم که شاید عنایتی فرمایدˈ.




    وی ادامه می دهد: ˈو حال ای پدر و مادر مهربانم این وصیت نامه من پس از شهادت است قبل از اینکه این سعادت نصیبم شود من شروع کرده ام و امیدوارم بتوانم با یک پیروزی کامل یا جزئی برای خدا و اسلام و قرآن جان بی ارزشم را به الله آفریننده خود تسلیم نمایمˈ.




    ˈامیدوارم بتوانم برای شما یک فرزند نیکو و صالح بوده باشم از شما می خواهم پس از شهادتم هیچگونه گریه و زاری نکنید بلکه خوشحال باشید زیرا من پیروز شدم و به آرزوی خود رسیدم و امیدوارم برادران و دوستان بعد از من بتوانند با پایداری، مرز و بوم این کشور اسلامی را از دست دشمنان پلید و کافر پاک گردانندˈ.

    ویرایش توسط *عرفانی* : ۱۳۹۲/۱۲/۲۲ در ساعت ۰۰:۰۱

  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    شهید ˈجان احمد بیدشکیˈ نیز که 22 اسفند 1363 شهادتش ثبت شده است، در وصیت نامه خود می گوید: ˈخواهران مسلمان توصیه من این است شما با حجاب فاطمه گونه تان و زینب گونه تان مشت محکمی به دهان مزدوران داخلی می زنید و به خدا قسم حجاب شما از خون سرخ من رنگین تر است که همین حجاب است عفت و سعادت نیک را می آوردˈ.




    وی ادامه می دهد: ˈچون فاطمه زندگی کنید کارتان برای رضای خدا باشد، غیر رضای خدا برای کس دیگر نباشد بر من گریه نکنید. چون من سرباز حسین (ع) هستم. در کربلا کسی نبود بر حسین گریه کند، بر قبر من زیاد گل نریزید. ای مردم مرا غسل ندهید چون من رهرو راه حسین هستم در کربلا کسی نبود بر قبر حسین گل بریزد و بر او گریه کند و او را غسل دهدˈ.





    وی می گوید: ˈما در زیارت عاشورا با حسین (ع) گفتیم (انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه) و به آن هم الان عمل می کنیم و در هر گوشه ای از این آب و خاک رزمندگان کربلایی درست کرده اند، حسین جان بیاد آن جمله زیبا که در کربلا فرمودی در آن لحظه ای که دشمن کینه توز تو را دور زده بود و تو یارانت را غرق در خون دیدی گفتی هل من ناصر ینصرنی، الان رزمندگان عزیز و مجاهدان اسلام راستین به ندای هل من ناصر ینصرنی تو لبیک گفتند و به سوی جبهه های نور علیه ظلمت آمده اند و دارند هر روز به یاد عاشورای تو عزاداری می کنند و شبها در دعاهای کمیل و توسل و زیارت عاشورا و دعای ندبه و دیگر دعاها و مناجات خود از خدا می خواهند که هرچه زودتر راه کربلا را به روی آنها باز کند تا بیایند از نزدیک قبر شش گوشه ی تو را در آغوش بگیرند و درد دلهای خود را با تو بگویند وای حسین ای سالار شهیدان، ای فرزند زهرا، ای بهترین شهادت طلب از خدا بخواه که هرچه زودتر رزمندگان عزیز را بر کفر جهانی بر صدام و لشکرش پیروز گرداندˈ.

    ویرایش توسط *عرفانی* : ۱۳۹۲/۱۲/۲۲ در ساعت ۰۰:۰۱

  10. تشکرها 2


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    شهید سید ˈعلیرضا تهامی زرندیˈ هم 22 اسفند 1362 به شهادت رسیده است و در وصیت نامه خود آورده است: ˈوصیت این حقیر به مردم این است که ای مردم مسلمان و آزاده مبادا خدای ناکرده مانند کسانی که پیروی از رهبرشان نمی کردند و فریب بوق های تبلیغاتی دشمن را می خوردند باشید، مبادا مانند مردم زمان امام حسن (ع) و دیگر ائمه رهبرتان را رها سازید. از شما می خواهم که پاسدار خون شهیدان باشید و یاوران رهبرˈ.



    وی ادامه می دهد: ˈهمانطوری که اندک یاران حسین (ع) از حسین اطاعت و مدافعت کردند شما نیز تا پای جان پیرو و مدافع رهبرمان باشید، مبادا که خدای ناکرده دنیا و ظواهر فریبنده آن، زن، فرزند، جاه و مقام، ثروت و دارایی و بسیاری از این قبیل شما را به خود مشغول دارد و از عالم آخرت باز بمانید و از فرمان رهبر که فرمان مهدی (عج) و فرمان خداست سر پیچی نماییدˈ.



    وی می نویسد: ˈحال سخنی با پدر و مادر و دوستان و آشنایانم، ای مادر و ای پدر عزیز، اکنون زمان آن است که به یاری اسلام برخاست و باید مانند زمان امام حسین و چون یاران حسین از حق دفاع کرد و من نیز چنین کردم. حال که شهید شدم مبادا بر مرگ من سوگواری کنید و گریه نمایید نه تنها شما بلکه اقوام و خویشان نیز چنین حقی ندارند زیرا من در راه خدا و به محضر خدا خواهم رفت و این برای من سعادت است و شما باید شاد باشید که فرزندتان این قربانی حقیر را که با سختی ها و مرارت ها پرورش داده و بزرگ کرده اید در راه خدا داده ایدˈ.

    این شهید بزرگوار می گوید: ˈواضح است که همه ما خواهیم مرد و برگشتمان به سوی خداست، انا لله و انا الیه راجعون، پس چه بهتر که با عزت و در راه خدا بمیریم و جانمان کالا و مثمن خدا واقع شودˈ.


  12. تشکرها 2


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    شهید ˈمحمدرضا حسنی مقدمˈ که 22 اسفند سال 1363 به شهادت رسیده است، در وصیت نامه خود چنین می گوید: ˈخدایا تو خود می دانی که قلبم در تاریکی گناهانم تیره و تار گشته و کارهایم و اعمالم موجبات خشم و غضب تو گردیده و همیشه عقلم مغلوب هوای نفسانی من بوده است، پیروی از دستورات تو کم و پیروی از معصیت ها و زشتی ها فراوان کرده امˈ.

    وی می افزاید: زبانم پایگاهی برای تهمت ها، بدگویی ها، غیبت ها، ناسزاها، توهین ها، شایعه ها، فحاشی ها و گناهان دیگر بوده است، عمرم را در راه گناه و نافرمانی از دستورات تو به تباهی رفته است و با خود جز کوله باری سنگین از گناه به پیشگاه تو نیاورده ام و در اجتماع خود جز یک موجود مصرف کننده و سربار جامعه و مفسد فی الارض نبوده ام. خدایا بار گناهان بر شانه های من سنگینی کرده و خودم را با اعمالم در ردیف اسفل السافلین قرار داده ام. از خود بیزار شده ام و هیچ کس قادر نیست من را از این منجلابی که خود برای خویشتن ساخته ام بیرون بکشد. خدایا هزاران بار توبه کرده و توبه شکسته ام. روحم از ناپاکی ها و زشتی ها و کثرت گناهان آلوده گشته است. پاهایم به خطا رفته و چشمانم به جهت خلاف نگریسته و دستانم خلاف عمل کرده و عقلم و فکرم به کارهای حرام و گناه اندیشیده استˈ.

    وی در ادامه این راز و نیاز عارفانه می گوید: ˈخدایا هیچ پناهگاهی ندارم و از کثرت گناهان دعاهای من بی اثر گشته و حاجت های من ناروا گردیده و در عوض تو به من انقلاب اسلامی را داده، تو به من امام امت خمینی عزیز و امت حزب الله را داده و با این همه نعمت و لطفی که در حق من کردی باز از تو روی گردانیدم با وجود این خدایا با من چه تدبیر خواهی کرد! ای پوشاننده عیب ها و ای آگاه به همه غیب ها و ای کشف کننده همه پنهانی ها، ای که در خلوت ناظر اعمال زشت و ناپسند من بوده ای با من چگونه رفتار خواهی کردˈ.

    این شهید سوخته دل می افزاید: ˈخدایا گناهان من به قدری مرا در تنگنا و بن بست قرار داده است که قدرت تعقل و اندیشیدن در راه تو را از من سلب کرده است و راهی جز جهاد در راه تو و شستن گناهانم در حمام خون میدان جنگ برایم نمانده است. آخر تو خود گفته ای که (آنانکه از وطن خود هجرت نمودند و از دیار خود بیرون شده و در راه خدا رنج کشیدند و جهاد کرده و کشته شدند هیچ ترس و اندوهی از گذشته خود نداشته باشند) خدایا اکنون غرق در گناه به سوی تو آمده ام دلم شکسته و روحم در زندان تن بی تابی می کندˈ.

    وی ادامه می دهد: تمام درها و راه ها به رویم بسته شده است، خدایا دیگر زندگانی این دنیا را نمی خواهم، خدایا فقط تو را دارم و از تو می خواهم فیض شهادت را نصیبم نمایی و بدینوسیله مرا در پیشگاه رسول اکرم و ائمه اطهار و شهیدان تاریخ بویژه؛ دستغیب، صدوقی، بهشتی، مطهری، رجایی و باهنر و پیشگاه روحانیت رو سفید گردانیˈ.


  14. تشکر


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281




    شهید عبدالمهدی جعفربیگی علم آبادˈ نیز که 22 اسفند 1363 جام وصال را نوشیده است، در وصیت نامه خود چنین آورده است: ˈخدایا درود بی پایان و ستایشی فوق ستایش ستایش کنندگان بر تو که در این برهه از زمان ما را قرار دادی و رهبری از تبار پاک رسول الله برای راهنمایی ما قرار دادی و با درودی بی پایان بر کسانی که با خون مطهر خود صراط مستقیم را به ما نشان داده اند کسانی که از جان خود گذشتند برای احیای دین اسلام و زنده کردن قرآن و درود بر خانواده شهدا که واقعا مصداق این کلام امام هستند که فرمود خانواده شهدا چشم چراغ این مملکت هستند خدایا با تمام اخلاص آمده ایم و شهیدانی تقدیم کرده ایم این عزیزان را از ما بپذیر و با شهدای کربلا محشور گردان و ما را در برابر دشمن پیروز کنˈ.




    وی ادامه می دهد: ˈپروردگارا ما با شهیدان پیمان بسته ایم و راه آنان را ادامه خواهیم داد و ای معبود و ای مولا قربتن الی الله، برای قربانی شدن آمده ام و اسماعیل وار آمده ام و ثابت کرده و کرده ایم که هر کدام شایستگی داریم که اسماعیل باشیم خدایا در این مبارزه و راه راست تو مرا به سوی خود خواندی من هم با همه وجودم بسوی تو آمدم و از هر چه داشتم گذشتم و تمام هستی خود را قربانی پیشگاه مقدست کرده ام خداوندا تو شاهد باش که من در این زمان، زمانی که تمامی ابرقدرت ها و ستم گران بر آن شده اند که صدای مظلومیت و حقانیت شیعه را در گلو خفه کنند من به ندای این سید بزرگوار و نایب بحق امام زمان (عج) این پیر جماران امام خمینی که برای احیای دین اسلام قیام کرده و ندایی که امام حسین (ع) در چند صد قرن پیش گفته بود اینک این سید عزیز آن ندا را تکرار کرده من لبیک گفتم و به جبهه آمده ام پس خدایا تو این خواسته مرا بپذیر: ˈو قتله فی سبیلک فوفق لناˈ خدایا توفیق عنایت کن که در راه تو کشته شوم خدایا اجابت کن چون تو خود فرمودی ˈادعونی استجب لکمˈ.




    وی ادامه می دهد: ˈخود فرمودی بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را ای کسی که هر کس در خانه تو بیاید ناامیدش نمی کنی پس اجابت کن دعای مرا و بمیران مرا همانند اصحاب امام حسین (ع) و ای مظلوم کربلا حسین جان در کربلا تو یکایک شهیدان را در آغوش می گرفتی و می بوسیدی و با آنها وداع می کردی آیا می شود اگر خدا به من، این بنده حقیر و ناتوان خود این سعادت یعنی شهادت را داد در آن موقع که من به خاک می افتم و در خون خود می غلطم بیایید و دست مهربان خود را بر قلب سوزان من بگذاری و عطش عشق مرا به خدا سیراب کنی.ˈ


  16. تشکر


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    شهید ˈمحمود حاج باقری هرمزدآبادیˈ که شهادتش 22 اسفند 1363 ثبت شده است هم در وصیت نامه نوشته است: ˈاین زمان دیگر زمانی نیست که ما بگوییم برادر محیط خراب است اینجور نیست امروز سراسر ایران آزادی و از خدا و قرآن سخن در میان است یا از گوشه جماران این فرزند زهرا این مرد خدا و مرد عمل این معدن تقوا و ایمان که هر سخن او در دنیا تمام منافق ها را به لرزه در می آوردˈ.

    وی ادامه می دهد: ˈو خدا به این رهبر افتخار می کند دیگر جای هیچگونه بهانه ای نیست امروز باید گوش به فرمان رهبر بود که هل من ناصر ینصرنی حسین (ع) در کربلا است. هیچ فرقی نداردˈ.

    این شهید بزرگوار می گوید:

    آوای تو را بگوش جان می شنوم - پیغان تو را از لامکان می شنوم

    خوش نغمه گل یوم عاشورا را - با بانگ رسا ز آسمان می شنوم

    یارب به خودت قسم ز دینا سیرم - دست دامن حضرت محمد گیرم

    در خط علی و نور چشمش مهدی - بین خنده کنان به جمع یاران می رم

    وی ادامه می دهد: ˈآری برادر امروز صدای هل من ناصر حسین را همه می شنوند باید جواب داد. ای دوستان و رفیقان عزیز شما را به خدا بیایید کاری کنید تا مدیون خون شهدایمان نباشیم اگر این جور باشد قیامت وای بر ما جواب این شهدا را ما چه می دهیم آیا چیزی داریم که بگوییم یا باید سر خود را پایین بیاندازیم روانه جایی شویم که آنجا را خدا بر کفار و منافقین قرار داده آیا خوب است ما با یک غیر مسلمان همنشین باشیم خیر برای ما ننگ است بیایید کاری کنیم که قیامت با این شهیدان عزیز و والا مقام همنشین باشیمˈ.

    ˈرفیقان این زمان در خانه ماندن ننگ ماست - عزت قرآن فقط پیروزی این جنگ ماستˈ.



  18. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    584
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    15 روز 13 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برف ریز وسفید مثل نمکی که ازنمکدان بریزد روی حاکریزها میریخت هوا آنقدر سرد بود که وقتی نفس میکشیدی یک ابر خاکستری جلوی چشمهایت ظاهر میشد پرده ای را که ازجنس برزنت بود راکنار زدم و وارد سنگر شدم همراه من نیز سرما وارد سنگر شد که صدای جواد بلند شد پرده رو بنداز آقا خلیل یخ کردیم
    پرده رو انداختم جواد گفت ازحسن خبری نشد گفتم نه آهی کشید وگفت خیلی وقته رفته
    حسن رفته بود ازعقبه چیزی برای گرم کردن بیاوردهرکاری کردم من به جای اوبروم قبول نکرد این جور مواقع وقتی حرفی میزد کسی جلودارش نبود
    من منتظر حسن بودم تازه چشمهایم سنگین شده بود که حسن رسید ازداخل یک گونی پلاستیکی بزرگ چند پتورا آورد از پلاستیک دیگر چندتاکنسرو ونان بیرون آورد پتوهارا بازکرد ویکی یکی روی بچه ها کشید یک پتو دردستش مانده بود که جلوی درب سنگر به میخها آویزون کرد تاباد نفوذ نکندبعد چهارزانو نشست وکتاب دعای کوچکش را ازجیبش درآورد ومشغول خواندن شد چشم هایم پر از اشک شده بود حسن را میدیدم ونمی دیدم
    توی همین فکرها بودم که دیدم دستهایش را زیر سر بالش کرد ودراز کشید وخوابش برد کمی که گذشت جابه جا شدم تا پتویم را با اوقسمت کنم به خودم گفتم عجب روح بزرگی دارد کنارش دراز کشیدم نیمی از پتو را روی او ونیم دیگر را روی خودم انداختم

    خاطره ای ازهمرزم سردار شهید حسن انفرادی فرمانده گردان یدالله
    تاریخ شهادت: 1365/10/21
    محل شهادت شلمچه
    مزار گلزار شهدای بهشت زینب چناران کنار مزار برادر شهیدش حسین انفرادی

    شادی روح این شهید ووبرادرشهیدش صلوات
    هرگز کاری را که در زندگی واقعی انجام نمی‌دین، در اینترنت هم انجام ندین. گاهی به گــناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم
    فضـــای مجـــازی هم محضــــر خداست...
    در روز حســـاب تمام این سایتا، کلیک ها، یاهو مسنجرا، آی دیها
    چت روما به حرف میان و گواهی می دن به کارامـون.
    نکنه که شرمنده شـــیم

    امـــان از لحظه غفلت که خدا شاهد است و بس
    گـاهــــی روی مانیتور کامپیوتـــر بچسبانیم
    ورود شیطان ممـــنوع....


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود