جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ║✿*ŏ*✿║ جوانان را دریابیم ║✿*ŏ*✿║

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ║✿*ŏ*✿║ جوانان را دریابیم ║✿*ŏ*✿║




    ║✿*ŏ*✿║ جوانان را دریابیم ║✿*ŏ*✿║

    بنام تو اي قرار هستي

    ║✿*ŏ*✿║ جوانان را دریابیم ║✿*ŏ*✿║

    ║✿*ŏ*✿║ جوانان را دریابیم ║✿*ŏ*✿║

    روز جوانی یا روز جوان ؟
    من جوانم. او جوان است. ما جوانیم. یا: من در میان جوانانم. او در میان
    جوانان است. ما در میان جوانانیم. جوانان در دبیرستان، در دانشگاه. جوانان در بازار، در مسجد. جوانان روی سكوهای استادیوم. جوانان در مطبوعات، جوانان خواننده مطبوعات. جوانان مخاطب پیام ها، جوانان صادر كننده پیام ها. جوانان در شهر، جوانان در روستا. جوانان اینجا، جوانان آنجا، جوانان همه جا.

    بسیاری از والدین و مسئولان و صاحب نظران جوانی را می پسندند كه جوانی نكند. این نگرش محافظه كارانه به جوانی از آنجا ناشی می شود كه مردان جاافتاده و زنان جهان دیده ، حال و حوصله دردسرهای جوانی كردن جوانان را ندارند. دل و دماغ سرعت و عجله جوانان را ندارند. می خواهند آنها را به ثبات و رنگ و بوی خودشان در آورند. پیراهن پاره نكرده، مثل آدم های هزار تا پیراهن پاره كرده زندگی كنند تا هم خیال خودشان از آینده جوان شان راحت شود و هم به وجود چنین جوانان سنگین و جاافتاده ای افتخار كنند.

    امروز روز جوان، فردا روز جوان و هر روز دیگری روز جوان. اعلام یک روز به عنوان روز جوان فقط گریزی است برای خالی نبودن عریضه طولانی عنوان روزها. وگرنه چه روزی را به یاد داری كه روز جوان نباشد. كدام سازمان و نهاد و وزارتخانه ای را سراغ داری كه با جوان سروكار نداشته باشد. از سیاست و اقتصاد گرفته تا فرهنگ و اجتماع، همه چیز در این كشور آكنده از جوانان است.
    در سرزمین جوانی، جوانی كردن و جوان ماندن سخت است وگرنه هركسی پس از نوجوانی ، لاجرم جوانی است برنا. مسئله این است جوانی كردن.
    جوانی كردن واژه ای است لیز. مثل صابون آب خورده. به دست نیامده از دست می رود. تیز است مثل تیغ و در كشور ما خیلی صفات دیگر دارد كه هر كدام را می توان در كنار هم قرار داد و نتیجه گرفت. جوانی كردن پدیده ای است عجیب، پیچیده و تا حدودی ناممكن.
    مسئله امروز جوانان جوان نیست. مسئله همان است كه گفتم، جوانی كردن است. اگر این روز جوان با عنوان روز جوانی كردن نامگذاری می شد، ماجرا كلی از این رو به آن رو می شد. زیرورو می شد و به هم می ریخت، جوانی كردن اولین و مهمترین عامل جوان بودن است. داشتن سن جوانی كه متر و معیار مهمی نیست.
    بیایید به واسطه روز جوان بار دیگر به این موضوع حیاتی نگاه كنیم كه به عنوان جوان ترین جامعه جهان چقدر فرصت و امكان جوانی كردن در شهر و روستا پدید آورده ایم. چقدر روزنه و پنجره برای دیدن. چقدر راه و هدف برای رفتن و رسیدن و چقدر انگیزه و امكان برای ماندن و جوانی كردن به وجود آورده ایم. به خیابان ها و كوچه ها، به معابر و چهارراه ها، به استادیوم ها و سكوها به لابه لای این جمعیت پیاده روها نگاه كنیم و فراموش نكنیم زندگی آن جوانی كه امروز در تنگناهای آگاهانه و ناخودآگاه رنگ عصیان و یا هاشور بی خیالی می خورد، آینده سرزمینی است كه دوستش داریم.
    آن كسی كه از جوان توقع میانسالی و جاافتادگی دارد. آن كسی كه جوان را از جوانی كردن برحذر می دارد، آن كه نمی داند برای جوان امروز مرز تجمل حرف ها به پایان رسیده و زمان زمان عمل جوانانه برای جوانان است.همه و همه در یك سمفونی كشدار می نوازند كه نامش بی توجهی است.
    به مناسبت روز جوان، روز ملی جوان، حداقل این درخواست را می توان كرد كه بیایید برای یك بار هم كه شده تماشا كنیم شهرمان و بگوئیم: كجاست جای جوانی؟
    علیرضا محمودی


    ║✿*ŏ*✿║ جوانان را دریابیم ║✿*ŏ*✿║

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۱/۰۴/۰۶ در ساعت ۱۶:۰۹


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    به مناسبت روز جوان -چگونه استرس و افسردگی جوانان را کاهش دهیم؟




    بنام تو اي قرار هستي


    چگونه استرس و افسردگی جوانان را کاهش دهیم؟


    ║✿*ŏ*✿║ جوانان را دریابیم ║✿*ŏ*✿║

    فشار کاری در پدران و مادران، بی حوصلگی آنان، پخش فیلم ها و سریال های حادثه ای و غمگین و کمبود سرگرمی های مفرح، سبب شده است که برخی از اعضای خانواده ها شاد نباشند.
    ایجاد شادی معقول و منطقی در بین این افراد مانع از افسردگی ، و انواع ناهنجاری های اجتماعی می گردد و در نتیجه باعث افزایش کارآیی می شود.


    تحقیقات نشان داده که بیش از نیمی از افرادی که برای ناراحتی های جسمانی به پزشک مراجعه می کنند، مشکلات روانی و عاطفی دارند، براساس یک نظرسنجی 41 درصد جوانان ایرانی توان مقابله با مشکلات زندگی را ندارند. 38 درصد آنان سرحال و با نشاط از خواب بیدار نمی شوند و همین تعداد از زندگی خود ابراز رضایت نمی کنند. طبق آمار سال 1378، 6درصد از جوانان تهرانی بین سنین 15 تا 24 سال دچار اختلالات روانی هستند و این آمار بین افراد 25 تا 44 سال به 5/8 درصد می رسد.
    صدا و سیما به عنوان یک رسانه فراگیر می تواند در ایجاد شادی میان اعضای خانواده نقش اساسی داشته باشد. برنامه های تلویزیونی در زمینه طنز و ایجاد شادی کمتر موفق هستند.
    سید حسن موسوی، کارشناس مسائل اجتماعی می گوید: نگرانی از آینده سبب یأس و ناامیدی در جوانان می شود و احساس ناامنی اجتماعی و روانی به وجود می آورد و به همین دلیل فرد ممکن است دچار افسردگی شود؛ فرد افسرده جامعه پذیر نیست و گرایش به آسیب های اجتماعی و انحرافاتی نظیر انواع اعتیاد و خودکشی دارد. متأسفانه یکی از داروهایی که بین جوانان به تازگی رواج یافته داروی « اکستازی » معروف به داروی شادی است، بررسی هایی که بر روی این داروی روان گردان جدید انجام شده است نشان می دهد که شدت عوارض این دارو در تخریب مغز شباهت زیادی به مخدرهای خیابانی دارد و تأثیر منفی آن در طولانی مدت بسیار بیشتر از آثار خوشی کوتاه مدت است، این دارو علاوه بر اعتیاد ، گیجی، اختلال بینایی، جوش های صورت ، تهوع، لرز، عرق فراوان، آسیب کبدی ، تخریب بافت مغز، به علت بالا بردن دمای بدن، باعث تخریب عضلات و نارسایی قلب و کلیه می شود. همچنین این ماده باعث آسیب زدن به حافظه، کاهش ترشح هورمون های سروتونین و دوپامین در مغز و مشکلات عاطفی، افسردگی و کاهش قدرت یادگیری می شود.
    ║✿*ŏ*✿║ جوانان را دریابیم ║✿*ŏ*✿║

    کسی که برای فرار از مشکلات زندگی ، استرس های شغلی و استرس های مدرن به خوردن این دارو عادت می کند، احساس وظیفه شناسی را از دست می دهد و حضور منظم او در محل کار یا مدرسه مختل می شود.
    یکی از کارشناسان امور اجتماعی می گوید: شاد بودن را باید از کودکی و در مهدکودک ها به کودکان آموزش داد وی «تشکیل شوراهای ایجاد محیط شاد در مدارس» را ضروری می داند و معتقد است که این مسئله می تواند برای جوان امنیت روانی فراهم کند. دکتر شهرام رفیعی فر سلامت را حالتی می داند که در آن افراد از رفاه کامل جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی برخوردار باشند.
    وی می گوید: مسئله دستیابی به سلامت اکتسابی است و آموزش آن می تواند بسیاری از مشکلات را کاهش دهد و می توان به افراد آموزش داد که با چه نگرشی بر مشکلات خود غلبه کنند.


    وی می افزود: تا زمانی که برنامه مشخصی برای ایجاد سلامت روانی وجود نداشته باشد شادی و نشاط به عنوان یکی از مظاهر سلامت نهادینه نمی شود؛ نیاز به برنامه علمی و تخصصی تر و مشارکت همه اقشار جامعه در تأمین و ارتقای سلامت روانی جامعه ضرورت دارد.
    دکتر محمد تقی یاسمی می گوید: اگرچه استرس در شروع و تشدید اختلالات روانی مؤثر است. اما اگر افراد در شرایط استرس زا بتوانند با انجام برخی فعالیت ها در سرنوشت خود تغییری به وجود آورند، کمتر افسرده می شوند، وی خاطر نشان کرد که باید در جامعه شرایطی فراهم شود که جوانان احساس کنند در سرنوشت خود تأثیر دارند؛ در این صورت افسرده نمی شوند و در نهایت زندگی شادی خواهند داشت. بسیاری از جوان ها در زندگی خود هدف مشخصی ندارند، باید به جوان ها کمک شود که هدف های خود را انتخاب و برای آن کوشش کنند که در این راه آموزش مهارت های زندگی سبب می شود تا جوانان بهتر بتوانند با فشارهای عصبی مقابله کنند. مهارت مقابله با استرس ، تصمیم گیری و حل مسئله، تفکر خلاق، محافظت از خود، قاطعیت در رد برخی تعارفات و مواردی دیگر نیاز به آموزش دارد.
    چنانچه بخواهیم فردای کشور را به دست قشری بسپاریم که از پویایی لازم برخوردار باشد ضرورت دارد از امروز برای نشاط و شادابی آنان برنامه ریزی کنیم.
    منبع : اینترنت
    ║✿*ŏ*✿║ جوانان را دریابیم ║✿*ŏ*✿║

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۸۷/۰۵/۲۳ در ساعت ۱۶:۵۹

  4. تشکرها 4


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    به مناسبت بزرگداشت روز جوان- قدر دوران نوجوانی را بدانید




    بنام تو اي قرار هستي



    قدر دوران نوجوانی را بدانید


    ║✿*ŏ*✿║ جوانان را دریابیم ║✿*ŏ*✿║

    این نظر ظاهراً غیر ممکن و تقریباً نوعی تناقض لفظی به نظر می رسد. من معتقدم که اگر سال های نوجوانی را به طور کامل از نظر بگذرانیم، حقیقتاً عملی (و عاقلانه) است که به جای نزاع با این دوران، از آن تقدیر کنید.
    کلمه کلیدی در این اصل دوران است. اگر شخصی که در حال مطالعه این مطلب است، حداقل بیست ساله باشد و دقیقاً همان آدمی باشد که هنگام نوجوانی بوده است، تعجب خواهم کرد. احتمالاً شما بیش از همه، ارزش ها، دیدگاه ها، ظاهر فیزیکی، اخلاق شغلی، اهداف و اولویت های خود را تغییر داده اید. خود من وقتی به گذشته می نگرم هیچ شباهتی بین نوجوانی و حال خود نمی یابم. هم متفاوت به نظر می رسم و هم متفاوت عمل می کنم و در مجموع همه چیز در زندگی من تغییر کرده است. حالا دیگر هم من و هم شما با گذشته فرق کرده ایم. وقتی به گذشته نظر می کنیم، آن را دورانی سپری شده می یابیم.
    پس چرا، اگر می دانیم که این دوران صرفاً یک مرحله بوده است، این چنین حساس می شویم؟ می توان چنین پاسخ داد که شاید تا اندازه ای فراموش کرده ایم که نوجوانی صرفاً یک دوران است. از آن بیم داریم که رفتار و مسیر زندگی پانزده سالگی ما دائمی، مانند نقشی بر سنگ باشد. نوجوانان فاقد ایمان لازم هستند. جوانان امروز فقدان ایمان را حس می کنند و این مطلب به اعتقاد من در بروز بعضی از مشکلاتی که مشاهده می کنیم، مؤثر است. منظور من آن نیست که اگر نوجوان شما با خود درگیر است شما مقصر هستید. اما مطمئن هستم که ما می توانیم کارهایی برای ایجاد بهترین بازدهی و کاهش احساس ناتوانی و درماندگی در آنها انجام دهیم.
    فکر کنم یکی از دلایلی که من بدون آنکه آسیبی ببینم از این دوران به سلامت جستم، احساس پذیرش والدین و ایمان شخصی ام بوده است. گویا آنها می دانستند که اشکالی در کارم نیست (حتی زمانی که خودم نمی دانستم) و این که هیچ عیب و ایرادی در کار من نبود، زیرا من فقط به عنوان یک نوجوان با خود و دیگران درگیر بودم. علیرغم این واقعیت که رفتار من به هیچوجه کامل نبود، می دانستم که آنان قدر مرا می دانند. اعتماد آنان، قدرت سپری کردن این دوران را به من می داد.

    طی سال ها متوجه چنین رابطه ای در تعدادی از خانه ها شدم که در آن والدین و نوجوانان خوشبخت به نظر می رسیدند و در صلح و آرامش در کنار هم زندگی می کردند. در کلیه مواردی که نوجوانان رفتاری ظاهراً بهتر، از خود بروز می دهند، والدینی را در کنار آنها مشاهده کرد که به آنها ایمان دارند، والدینی که قدرشناسی خود را صراحتاً نسبت به آنها ابراز می دارند. مسلماً گفتن «اگر نوجوان بداند چه می خواهد بکند و هدف خود را بشناسد، آنگاه والدین باید به او ایمان داشته باشند ( و از او قدرشناسی کنند)» احتمالاً حقیقتی را در بر دارد. با وجود آن، من معتقدم که ما بذر ایمان را در نوجوان خود با درک اهمیت گرفتاری های آنان (و صرفنظر از وجود آن) می کاریم.
    شما باید فقط در نظر بگیرید که وقتی اطرافیان به شما معتقد هستند و شما را تقدیر می کنند، خوب رفتار کردن (با هر چیز و هر کس) چقدر ساده تر به نظر می رسد. این مطلب درباره نوجوان، هنگامی که حس کند مورد قدرشناسی قرار گرفته و دارای اعتبار می باشد نیز صادق است. برعکس وقتی نوجوان حس کند که از او تقدیر و تشکر نمی شود و اعتبار او به مرور به فراموشی سپرده می شود، طبیعتاً رفتاری مناسب بروز نخواهد داد. منظور من آن نیست که انجام این کار ساده است، بلکه وارد کردن این عوامل در عکس العمل هایتان مهم و ارزشمند است. اگر به جای آنکه دوران نوجوانی را امری دائمی فرض کنید، آن را مرحله ای گذرا بدانید، بعضی از درگیری های شما با خودتان کاهش می یابد و آسان می گردد. از کاه کوه نسازید

    ║✿*ŏ*✿║ جوانان را دریابیم ║✿*ŏ*✿║

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۸۷/۰۵/۲۳ در ساعت ۱۶:۳۰

  6. تشکرها 4


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    به مناسبت روز جوان- با این همه ، فرزند نوجوانتان شما را دوست دارد!




    بنام تو اي قرار هستي



    با این همه ، فرزند نوجوانتان شما را دوست دارد!


    ║✿*ŏ*✿║ جوانان را دریابیم ║✿*ŏ*✿║

    جشن تولد سیزده سالگی فرزند شما نشان می دهد که کودکتان رسماً وارد سنین نوجوانی شده است. بسیاری از رفتارهایی که با نوعی آزادی خواهی دوران نوجوانی پیوند خورده است، برای شما مشکل ساز هستند. ممکن است این رفتار برای عده ای درست در همین سنین آغاز شود و برای عده ای دیگر دیرتر و حتی امکان دارد برخی از افراد در سنین دهه 20 عمر خود چنین رفتارهایی را نشان دهند. البته از گروه اندکی از جوانان خوشبخت همچنین رفتارهایی سر نمی زند.
    آنها آنقدرها هم بد نیستند
    نوجوانان اغلب به رفتارهای منفی و بیش از همه به بزهکاری و رفتار وحشیانه متهم هستند و بزرگسالان هم به این دو نوع رفتار بیشتر توجه دارند در صورتی که مصرف مواد مخدر، روابط نامناسب و شب ها تا دیروقت بیرون از خانه بودن، تنها بخشی از واقعیت نوجوانی است. تحقیقات نشان می دهند که بسیاری از تصورات کلیشه ای از دوران نوجوانی (مانند بزهکاری و خشونت ) نادرست هستند. ممکن است برخی از نوجوان ها چنین رفتاری داشته باشند اما اکثر قریب به اتفاق آنها اینطور نیستند.


    تغییرات
    همانطور که نوجوان شما به سمت سنین بزرگسالی می رود ممکن است به یکی از روش های زیر رفتارش تغییر کند:
    - برخورد با احساس جنسی و توجه به بدن تازه بالغ شده اش.
    - فرا گرفتن مهارت های زندگی از طریق حل کردن مشکلات ، تصمیم گیری، ارائه مذاکره و گفت و گو و یا درگیری و نزاع با افراد و به کارگیری بخش انتزاعی فکر.
    - ارتباط و دوستی و رابطه با جنس مخالف (رابطه بزرگسالانه و از روی شعور)
    - به کار بردن هویت بزرگسالی خود از طریق مرور یک دوره از تطبیق هویت های مختلف تا ببیند کدامیک از آنها با او تطابق دارد.
    - شکل دادن رابطه ای نو و بزرگسالانه با شما که مبنای ارتباط آینده شما با او خواهد بود. شما باید کودکتان را در سنین نوجوانی به سمت بلوغ و بزرگسالی هدایت کنید. زمانی که به شما نشان داد قابلیت آن را دارد که مسئولیت پذیر باشد و بدون اتکای به شما رفتار کند، به تدریج به او استقلال و مسئولیت بدهید.
    همچنین او نیازمند یک سری حد و مرزها و قوانین واضح و روشن است. این که چه چیز قابل قبول و پذیرفته شده است باید شفاف باشد. حتی زمانی که او از این قواعد سرپیچی می کند و می خواهد از مرزهای تعیین شده بگذرد.
    آنچه برای نوجوانان مفید است
    وقتی کودک شما به یک نوجوان تبدیل می شود، می بینید که یک همنشین و دوست و هم صحبت دارید که می توانید با او گپ بزنید، نظرات خود را با او در میان بگذارید و با او بحث کنید. حتی ممکن است از انرژی و شور و شوق او طعم جدیدی از زندگی را بچشید. مطمئن باشید این خوشبینی و این اشتیاق قابل دریافت است.
    پدر و مادرهای عاقل و آگاه برای فرزند نوجوانشان همانند یک فرد بزرگسال عزت و احترام قائل هستند و می دانند که گاهی اوقات ممکن است برخی از رفتارهایی که که مربوط به کوچکترها است نیز از او سر بزند.
    ممکن است گیج کننده باشد که یک نوجوان گاهی مثل بچه های خردسال عکس العمل نشان می دهد. او که به سرعت با استقلال تازه به دست آمده اش به جلو می تازد بعضی وقت ها مانند یک کودک به امنیت خانواده پناه می برد. فراموش نکنید در درون یک نوجوان رُک و سرکش که سال های پر تنش عمر خود را سپری می کند، یک کودک حساس نهفته است.
    پشت سر پدر و مادر
    فرزند نوجوانتان هنوز به شما احتیاج دارد و نظرات شما باطناً برایش مهم هستند. اگر بپذیرید که بسیاری از اختلافات و تعارضات اجتناب ناپذیر هستند بهتر می توانید خود را برای برخورد با آنها آماده کنید.
    از سوی دیگر به خاطر داشته باشید که برای یک کودک، زندگی با برادر یا خواهر بزرگتری که با نوجوانی دست و پنجه نرم می کند هم مشکل است و برای هر دو آنان چنین چیزی یک بدشانسی است. بنابراین آنچه اهمیت دارد این است که نیازهای فرزند کوچکترتان را هم فراموش نکنید به خصوص نیازهایی که در چالش با یک نوجوان به وجود آمده اند. از این که نوجوان شما مثلاً بعضی وقت ها طوری رفتار می کند که شما را بدترین آدم روی زمین می داند یا این که می خواهد دوستانش با شما روبرو نشوند و یا به عنوان مثال شما را در جریان آنچه در مدرسه اش اتفاق می افتد قرار نمی دهد تا از حضور احتمالی شما در مدرسه جلوگیری کند، دلخور و ناراحت نشوید. بروز چنین رفتارهایی از سوی نوجوانان، عادی بلکه رفتار عمومی آنها است.اما بدانید علیرغم همه اینها دوستتان دارد.
    از طرف دیگر ممکن است با نوجوان شدن کودکتان، اعتماد به نفس شما نیز صدمه ببیند و احساس کنید مطمئن نیستید چگونه مشکلات خود را با او حل کنید. ممکن است عمیقاً دلخور و ناراحت شوید از این که نوجوانتان از شما فاصله گرفته است و از عکس العمل مناسب در این مورد مطمئن نباشید. اگر گمان می کنید که این مسئله واقعاً غیر قابل تحمل شده است پس بیشتر از این که فرزندتان را نادیده بگیرید، با او حرف بزنید و همیشه سعی کنید پشتیبانی عاطفی خود را به او ابراز نمایید. این پشتیبانی در سنین نوجوانی ضروری است و باعث خواهد شد فرزند شما را در این مسیر پر تلاطم به سمت بزرگسالی، حمایت کند.
    ║✿*ŏ*✿║ جوانان را دریابیم ║✿*ŏ*✿║


  8. تشکرها 5


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود