جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نگاه مختصری به نهضت و مسلک وهابیت

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    نگاه مختصری به نهضت و مسلک وهابیت




    مسلک وهابیت



    • مقدمه:

    وهابیت مسلکی است که در سال ۱۱۴۳ هجری قمری در شبه جزیره ی عرب بوجود آمده است و در بسیاری از اصول عقاید و احکام شرعی با مذاهب دیگر تفاوت دارد. پیروان این مسلک را «وهابی» گویند.
    مسئله شیعه و سلفیه(وهابیها) در عربستان، همواره در هنگام حوادث بزرگ در منطقه، مجددا مطرح می شود. هنگام پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در سال ۱۹۷۹م(۱۳۵۷ش) و در اوایل دهه نود هنگام جنگ خلیج فارس و پس از حوادث یازده ستامبر ۲۰۰۱م و سرانجام پس از اشغال عراق توسط آمریکا مسئله شیعه و سلفیه در کانون توجهات قرار گرفت. این حوادث تنها زمینه ای برای بروز مسئله ای است که ریشه آن را باید در پیامدهای تاسیس کشور سعودی و تحولات اقتصادی و اجتماعی آن جستجو کرد.وهابیها خود را مسلمانان حقیقی و دیگر مسلمانان را منحرف و مشرک می دانند، و به آنان به دیده ی حقارت می نگرند. فرقه وهابیت از شیوه ی زور و سنگدلی و قساوت در تحمیل افکار غیرمنطقی خود بر مسلمانان، استفاده می کند. این مسلک به خاطر نسبتش به «محمد بن عبدالوهاب تمیمی» که اولین بار افکار و اندیشه های این فرقه را ساخته و ترویج نموده «وهابیت» نامبرده می شود. محمدبن عبدالوهاب بعضی از عقاید خود را از ابن تیمیه گرفته است، از آنجا که وی تحت تأثیر این عقاید بوده وزارت مستعمرات انگلیس سینه ی او را برای پاشیدن بذر مکتب جدید مساعد و زمینه را آماده یافته و به همین جهت روی این مرد سرمایه گذاری کرده است.
    خلاصه ی عقاید محمد بن عبدالوهاب عبارتست از:
    1) تشبیه خداوند متعال به مخلوقاتش
    2) توحید عبادی و ربوبی
    3) احترام نکردن پیامبر اکرم (ص)
    4) تکفیر مسلمانان: وهابیها خود را مسلمانان حقیقی و دیگر مسلمانان را منحرف و مشرک می دانند. (1)
    ....
    در ادامه



    • پیدایش وهابیت


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    پیدایش

    در قرن دوازدهم هجری قمری، محمدبن عبدالوهاب نجدی (۱۲۰۶ ۱۱۱۵.ق) با طرح مجدد ادعای بازگشت به اسلام اصیل، اندیشه پیروی از سلف صالح را بار دیگر به عرصه منازعات کلامی آورد. او با استناد به «بدأ الاسلام غریبا و سیعود غریبا» معتقد بود که اسلام اصل نخستین را در غربت یافته است.
    این فرقه منسوب به «محمدبن عبدالوهاب » (بن سلیمان بن محمدبن احمدبن راشدبن برید بن محمدبن برید بن مشرف بن عمر بن بعضابن ریس بن زاحزبن محمدبن علی بن وهیب التمیمی ) ازمردم «نجد» (هزارو دویست شش هزار و صدو پانزده قمری ) می باشد. «محمدبن عبدالوهاب » به مکتب «ابن تیمیه » گرایش داشت . نام این فرقه از پدر «محمد» که «عبدالوهاب » بود، گرفته شده است . «عبدالوهاب » که از علمای عینیه از بلاد نجد بود. محمد فقه حنبلی رانزد پدرش «عبدالوهاب » که از علمای حنابله بود، فرا گرفت . آثار «ابن تیمیه » و «قیم جزی » «که شاگرد ابن تیمیه بود» را مطالعه کردو تحت تاثیر قرار گرفت .
    ابن تیمیه : «ابوالعباس احمدبن عبدالحیلم حرانی » از علماء حنبلی قرن هفتم و هشتم هجری است که عقاید وی مخالفت افکار مذهبی معاصر خود تکفیر شد و مدتی زندانی بود مورد آزار مغولان قرار گرفت و از شام به قاهره گریخت .
    در سال ۷۱۲ ق دوباره به «دمشق » بازگشت و در سال ۷۲۸ ق در گذشت .
    محمد بن عبدالوهاب در بصره از «شیخ محمد مجموعی » علم دین آموخت ، در شام و حجاز نیز کسب فیض کرد وکمال یافت و سفرهایی به ایران «اصفهان » نمود. از طرفی دیگر برخی به بهانه ی بازگشت به اسلام سلف، به بیان نظریات و عقاید سخیفی درباره ی مسائل گوناگون اسلامی، به ویژه در باب توحید و شرک پرداختند که بر اساس این نظریات بسیاری از افکار و اعمال مسلمانان زیر سؤال می رفت و شمار زیادی از یکتاپرستان از جرگه ی اسلام بیرون رانده می شدند. از جمله چنین گروه هایی باید «وهابیان» را نام برد.(1)
    ...

    ادامه دارد

    ویرایش توسط Partofar : ۱۳۹۲/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۴:۴۴
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ...
    وی فقه را بر اساس مذهب احمد حنبل فرا گرفت. از همان کودکی سخنانی به زبان می آورد که مسلمانان چیزی از آن نمی فهمیدند. برای تحصیل بیشتر، به مکه سپس به مدینه سفر کرد، و در نزد شیخ عبدالله بن ابراهیم بن سیف مشغول تحصیل شد. در همان جا زبان به انتقاد گشود که: چرا مسلمین، به قبر پیامبر پناه می آوردند و از وی شفاعت می خواهند؟

    سپس به نجد بازگشت و از آن پس به بصره رفت تا از آنجا به شام برود. وقتی وارد بصره شد، مسلمانان، متوجه طرز فکر او شدند و او را از بصره بیرون کردند و او هم از آن حوالی گریخت. مدتی بعد به شهر «حریمله» از قلمرو نجد آمد، که پدرش نیز در آنجا سکونت داشت.

    در آنجا عقاید مسلمین را به دیده ی انکار و انتقاد نگریست. پدرش او را از این کار بازمی داشت.۴ و از اظهارات او سخت رنج می برد و مردم را از او بر حذر می داشت، برادرش عبدالله بر ردّ او کتابی نوشت.۵ عده ای از علمای مذاهب چهارگانه اهل سنت نیز در ردّ عقاید محمدبن عبدالوهاب و پیروان او کتابهای متعددی را به رشته ی تحریر در آوردند. از جمله برادرش سلیمان بن عبدالوهاب کتابی در ردّ او نوشته است و از حنابله ی شام که در ردّ وهابیت کتاب نوشته اند می توان آل الشطی و شیخ عبدالقدّومی نابلسی را نام برد.۶
    پس از درگذشت پدرش، در اظهار عقاید خود و انتقاد از معتقدات مسلمین جری تر شد.

    گروهی از فرومایگان نیز به دنبال وی افتاده، سخنش را پذیرا شدند. کار به آنجا رسید که سر و صدای مردم، از هر سو بلند شد و قصد کردند او را به قتل برسانند. محمدبن عبدالوهاب هم به «عیینه» بازگشت. رئیس شهر در آن اوقات، عثمان بن احمد بن معمّر بود. محمدبن عبدالوهاب، او را به پادشاهی بر نجد انداخت. عثمان بن احمد هم منویات او را مورد توجه قرار داد. به دنبال آن، قبر زید بن خطاب را منهدم کرد، و از این راه کارش بالا گرفت.

    چون این خبر به حاکم احساء و قطیف یعنی سلیمان بن محمدبن عزیز رسید، نامه ای به عثمان نامبرده نوشت که محمدبن عبدالوهاب را به قتل برساند. وقتی نامه به عثمان رسید، محمدبن عبدالوهاب را احضار کرد، و موضوع را به اطلاع او رسانید و دستور داد که از شهر بیرون رود. محمدبن عبدالوهاب هم، روی به «درعیّه» نهاده یعنی همان محلّی که «مسیلمه کذّاب» از آنجا برخاست و دعوی پیغمبری کرد و آن همه سر و صدا و مفاسد براه انداخت.

    حکمران «درعیه» در آن زمان محمدبن سعود از قبیله ی «عنیزه» بود. وی جدّ خاندان سعودی، فرمانروایان کنونی کشور حجاز است.
    محمدبن عبدالوهاب، در صدد برآمد که از قدرت حاکم مزبور بهره برداری کند، به همین جهت او را به اندیشه ی تسلط بر سرزمین نجد انداخت. محمدبن سعود نیز با وی بیعت کرد، بر این اساس که به نام جهاد در راه خدا، مسلمانان را از دم شمشیر بگذراند.

    ابن سعود، برای یاری محمدبن عبدالوهاب و انتشار طریقه ی او، به بسیج سپاه و تأمین سرباز و نفرات پرداخت، تا این که کارش بالا گرفت.
    آنگاه ابن سعود، نامه ای به رؤسای شهرهای نجد و قضات آنجا نوشت که اطاعت او را گردن نهند و تسلیم وی شوند. گروهی فرمان او را پذیرفتند و عده ای به سکوت برگزار نمودند.

    ابن سعود هم با سپاهی از مردم درعیه، آهنگ نجند نمودند و با مردم آنجا جنگ کرد.

    در این جنگ بسیاری از مسلمانان مخالف خود را به قتل رسانید، تا اینکه بعضی با میل و بعضی بی میل، به اطاعت او درآمدند و حکمرانی نجد، به زور شمشیر به وی تعلق گرفت.

    محمدبن عبدالوهاب در سال ۱۲۰۶ هجری درگذشت، ولی دین جدید او باقی ماند و حکومت سعودی به حمایت از ان برخاست. وهابی ها از آن تاریخ، دست به کشتار مسلمین زدند. چه نفوسی را که کشتند و چه خانه ها و قبوری را که منهدم کردند و چه اماکنی را که طعمه ی حریق ساختند و چه فسادی که میان مردم و شهرها، به راه نینداختند، و چه مصائب و دهشت ها که از ناحیه ی آنها به مسلمانان نرسید.

    وهابیها، در این مدت نه تنها افراد خارج از دین خود را به قتل رساندند، بلکه تمام مقتولین به دست آنها، مسلمانان موحدی بودند که گواهی به یگانگی خداوند می دادند، و محمد (ص) را پیامبر او می دانستند. تنها گناه آنها این بود که مذهب تازه ی اختراعی محمد بن عبدالوهاب را نمی پذیرفتند و به آن عقیده نداشتند.۷
    در رابطه با نهضت پاکدینی یا وهابیت «محمدبن عبدالوهاب » چند نکته قابل تامل هست که خواننده تاریخ عقاید و آراء باید به آنها توجه کند: نکته نخست اینکه مقطع زمانی پیدایش این نهضت قابل توجه است . نکته دوم ، تحصیلات محد بن عبدالوهاب و مناطق و مراکزی که در آن تحصیل وتحقیق کرده است ، می باشد.

    در ادامه به
    مکان و فضا و جغرافیای نهضت وهابیت

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    • مکان و فضا و جغرافیای نهضت وهابیت

    مکان و فضا و جغرافیای این مکتب عربستان است و این جغرافیای فرهنگی سخت بر چارچوب معرفتی این مکتب تأثیرگذاشت.
    وهابیت، جنبش سیاسی مذهبی می باشد که از همان بدو کار خود، برای رسیدن به اهداف سیاسی مذهبی خود به خشونت های غیر قانونی و روشهای تروریستی متوسل شده است. وهابیون، پیروان محمد بن عبدالوهاب بن سلیمان تمیمی نجدی (۱۲۰۶ ۱۱۱۵هـ.ق) هستند.(۱) محمد بن عبدالوهاب که در سال ۱۱۱۵ در شهر عینیه از توابع نجد دیده به جهان گشود، فقه حنبلی را در زادگاه خود آموخت. در دوران تحصیل در مدینه، اساتید وی نسبت به آینده اش نگران شده و می گفتند اگر این فرد به تبلیغ بپردازد گروهی را گمراه خواهد کرد. وی از سال ۱۱۵۳ و در پی فوت پدرش پرده از عقاید خود برداشت و شروع به تبلیغات نمود. وی پس از ورود به درعیه با محمد بن سعود (آل سعود) پیمانی بست مبنی بر اینکه رشته دعوت در دست وی و زمام حکومت در دست محمد بن سعود باشد. وی سپس به تکفیر مسلمانان پرداخت. وی مسلمانان را به شرک و بت پرستی متهم می ساخت و اموال و ثروتشان را بر سپاهیانش حلال اعلام کرد.(۲)
    ۱) وهابیت، یعنی تبدیل اهل سنت به یک مکتب، یا به عبارتی سنی ایسم که سعی می کند، براساس آموزه های اهل سنت مکتبی بنا کند که در مسائل درونی و برونی انسان نظریه سازی کند ومثل همه مکاتب، دارای یک سیر تاریخی در مفهوم سازی است که یافتن ریشه های تاریخی و جغرافیای این مکتب بسیار ضروری است.
    ۲) مکان و فضا و جغرافیای این مکتب عربستان است و این جغرافیای فرهنگی سخت بر چارچوب معرفتی این مکتب تأثیرگذاشت. عربستان یک کشور پهناور صحرایی است که فضای انتزاعی در آن راه ندارد و فضای حس گرا و احساس گرا بر آن حاکم است. به همین دلیل دانش حاکم بر شبه جزیره عربستان ادبیات است.
    ۳) روشنفکری قرن نوزدهم عربستان تحت الحمایه انگلستان به باز تولید فرهنگ عربستانی در قالب دین اهل سنت، پرداخته است و روش شناسی این بازتولید در قالب تحویل و تقلیل تسنن به دین یهود انجام پذیرفته (پروستانتیزم اسلامی تسننی) یا قوالب تفسیر بنیادگرایی یهودی برای تفسیر اسلامی سنی به کار برده شده است (مانند تفسیر یهود تشیع در قالب بهائیت در قرن نوزدهم که پروتستانیزم شیعی نام دارد.)
    ۴) به همین دلیل، وهابیت در نقاطی رشد می کند که حالت قبائلی و صحرایی داشته باشد؛ مثل پاکستان و افغانستان، چون فقط در این فضاهای سنتی است که قدرت باز سازی و بازتولید خود را دارد و در فضاهای شهری و یا غیر قبائلی رشدی ندارد.
    ۵) وهابیت چون بیابان گرایی را محور جغرافیای فرهنگی خود قرار می دهد، بر فرهنگ شهری می تازد و این را با شعار زهد و سادگی و غیره عجین می کند که بعد مذهبی به آن می بخشد، ولی در قالب نظریه ابن خلدون که همین کوچ نشینان بریک جانشینان را ترسیم می کند، می گنجد.
    ۶) زمینه ساز حکومت پادشاهی عربستان، همین وهابیت است، چون فضای سیاسی ترسیم شونده توسط وهابیت، همان پادشاهی است که براساس امیری و امرایی بیانگردانی بنا می شود. زیرا تصلب گرفته شده از یهودیت با پادشاهی همگون و همنوا است؛ چنان که در تورات آمده است.
    ۷) وهابیت یک نوع سکولاریسم زهدگرا را در بطن خود دارد؛ پس هرگونه معنای فرامادی حاکم بر زندگی دنیوی را نفی می کند و فقط زهد را ترویج می نماید و یک زهد خشک و مناسکی را حاکم می کند؛ پس با هرگونه ولایت و عرفان مخالفت کرده، نوک مخالفت را متوجه هرگونه معناگرایی غیردنیوی به عنوان شرک کرده، نوعی توحیدگرایی غیرمعناگرا را ترویج می کند.
    ۸) مخالفت با شیعه و تشیع در همین قالب است، چون شیعه یک توحیدی ولایت مدار و معناگرا دارد که تار و پود زندگی دنیوی و اخروی را می پوشاند. وهابیت معناگرایی استدامه یافته از دنیا تا آخرت را نفی می کند و فقط به آخرت عملگرای قیامتی اعتقاد دارد؛ به همین دلیل باید گفت که این مکتب به نوعی خشونت عملگرا و زندگی خصوصی و عمومی معتقد است و اگر شکل حکومتی به خود بگیرد، حکومتی بسیار خشن خواهد بود.

    ۹) پارادایم اسلامی یا الگوی تاریخی آن براساس خلیفه دوم شکل می گیرد که اسلامی مختص به او است. شناخت این نوع تفسیر در تاریخ اسلام می تواند ما را به شناخت معرفتی وهابیت برساند و فرق آن با تفسیر دیگر خلفای راشدین و بطور خاص با امام علی(ع) می تواند نقاط برخورد وهابیت با شیعه را بیان کند.
    ۱۰) وهابیت پس از انقلاب اسلامی ایران بازسازی فکری و معنوی خود را آغاز کرد؛ چرا که نوعی واماندگی فکری و ساختاری را در جهت بخشیدن معنوی و اسلامی به جهان امروز احساس کردند و همان مذهب مورد غضب آنها، موفق به راندن غربی ها از لبنان و دیگر کشورهای اسلامی شد. پس دست به یک سری خشونت های جهانی علیه کشورهای غربی و به طور خاص، امریکا زد که البته آنها نیز از این خشونت گرایی سخت استفاده کردند که روند آن تا حال هم ادامه دارد.
    فرقه وهابیت از شیوه ی زور و سنگدلی و قساوت در تحمیل افکار غیرمنطقی خود بر مسلمانان، استفاده می کند. این مسلک به خاطر نسبتش به «محمد بن عبدالوهاب تمیمی» که اولین بار افکار و اندیشه های این فرقه را ساخته و ترویج نموده «وهابیت» نامبرده می شود. محمدبن عبدالوهاب بعضی از عقاید خود را از ابن تیمیه گرفته است، از آنجا که وی تحت تأثیر این عقاید بوده وزارت مستعمرات انگلیس سینه ی او را برای پاشیدن بذر مکتب جدید مساعد و زمینه را آماده یافته و به همین جهت روی این مرد سرمایه گذاری شده است.

    در ادامه:
    موجودیت تاریخی و جغرافیایی دولت سعودی

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ***موجودیت تاریخی و جغرافیایی دولت سعودی

    هنگامی که دولت کنونی سعودی در اوایل دهه سی قرن بیستم اعلام موجودیت کرد پادشاه وقت سعودی(ملک عبدالعزیز بن سعود) مناطق مختلفی از کشور را که از نظر جمعیت و فرهنگ و تاریخ با یکدیگر تفاوت بسیار داشتند یکپارچه کرد. مهمترین این مناطق عبارت بودند از :
    ۱) منطقه نجد که آل سعود پس از کشمکشهای طولانی با آل رشید بر آن حاکم شده بودند.

    ۲) منطقه احساء و قطیف در شرق عربستان که شیعیان در آن حضوری بارز دارند و دارای ارتباط جغرافیایی و تاریخی و تجاری با خلیج فارس و عراق و ایران و هند می باشند.

    ۳) منطقه حجاز که قرنها تحت حکمرانی اشراف بود و از نظر فرهنگی و فکری و تجاری همواره از تنوع و چندصدایی برخوردار بوده است.

    ۴) منطقه عسیر (ابها، نجران و جیزان در جنوب) که دارای ارتباط جغرافیایی و تاریخی و تجاری با یمن بوده و شیعیان زیدی و اسماعیلی در آن حضور دارند.
    از دهه سی قرن بیستم خانواده سلطنتی آل سعود که از “نجد” برخاسته بودند با سلفیها(وهابیها) متحد شدند و حکومت خود را بر کل عربستان گستردند. با اکتشاف نفت، ثروت بسیاری به منطقه سرازیر شد و اهمیت عربستان در تحولات منطقه و جهان اسلام دوچندان شد و این کشور علاوه بر ایفای نقش سیاسی و اقتصادی بین المللی و منطقه ای به ایفای نقش دینی نیز دست زد و موسسات دینی و فرقه ای وهابی و مساجد و مدارس وابسته به دولت سعودی در سطح جهان اسلام مشغول فعالیت شدند.

    فرهنگ وهابیت بر اساس تکفیر فرق اسلامی، ایجاد تفرقه میان مسلمین و خشن جلوه دادن تعالیم اسلام، محو آثار رسالت وحی،
    سازش با تمام جباران و مستکبران حتی امثال “یزید بن معاویه” استوار است.



    فرقه وهابیت از شیوه ی زور و سنگدلی و قساوت در تحمیل افکار غیرمنطقی خود بر مسلمانان، استفاده می کند. این مسلک به خاطر نسبتش به «محمد بن عبدالوهاب تمیمی» که اولین بار افکار و اندیشه های این فرقه را ساخته و ترویج نموده «وهابیت» نامبرده می شود. محمدبن عبدالوهاب بعضی از عقاید خود را از ابن تیمیه گرفته است، از آنجا که وی تحت تأثیر این عقاید بوده وزارت مستعمرات انگلیس سینه ی او را برای پاشیدن بذر مکتب جدید مساعد و زمینه را آماده یافته و به همین جهت روی این مرد سرمایه گذاری شده است.

    وهابیها خود را مسلمانان حقیقی و دیگر مسلمانان را منحرف و مشرک می دانند.

    ....

    در ادامه




    مبانی فکری وهابیت
    ....
    ویرایش توسط Partofar : ۱۳۹۲/۱۲/۲۶ در ساعت ۰۹:۰۵
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    مبانی فکری وهابیت

    آئین وهابیت در اصل بر اساس افکار ابن تیمیّه بوجود آمده است؛ او اول کسی است که در سرزمین مقدس اسلام بذر آن را پراکند.۸ در نیمه ی دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری مردمی در شام بنام ابوالعباس تقی الدین احمدبن عبدالحلیم حرّانی دمشقی، معروف به ابن تیمیّه، به نام مبارزه با خرافات و بدعتها قیام کرد و کلیه ی مذاهب اسلامی را به لحاظ بدعتهایی که از نظر وی نهاده بودند به باد انتقاد گرفت و در شام و مصر و برخی از بلاد دیگر غوغایی بپا کرد و با پشتکار خستگی ناپذیری با بیان و قلم به نشر افکار خود پرداخت و از میان شاگردانش کسانی شهرت یافتند و در همان زمان کار او را دنبال کردند.۹ با این حال عقاید ابن تیمیّه تا پانصد سال متروک و مدفون بود و کسی از آنها نامی نبرده است و به عبارتی دیگر بذر آن در زیر خاک باقی ماند تا اینکه در حدود پانصد سال بعد محمدبن عبدالوهاب این دفنیه ها را نبش کرد و از زیر خاک بیرون آوده و این جراثیم مرده را آب داده و دوباره زنده گرداند.۱۰ محمدبن عبدالوهاب، رئیس مذهب وهابی، عقیده داشت که تنها خود او خداپرست است و سایر مسلمانان کافر و مشرک می باشند. او معتقد بود که خداوند واقعاً بر عرش جلوس کرده است و دارای دست و پا و ران و پهلو و چشم و صورت و ابرو و زبان و جان است و با حرف و صورت، سخن می گوید و به طور خلاصه عقیده دارد که خدا جسم است، چیزی که عموم مسلمانان آن را کفر می دانند. محمدبن عبدالوهاب درباره ی قبر اعتقادات و احکامی دارد که مختص به خود اوست و بدون دلیل شرعی بر اساس آن فتوی می داد. اعتقاد مذهبی او پیرامون قبور این است که ساختن قبر و ساختمان اطراف آن و دعا و نماز در جنب قبور حرام است، بلکه واجب است آنها را نابود کرده و آثار آن را از میان ببرند، حتی نسبت به قبر مقدّس رسول اکرم (ص)، او و پیروانش عقیده دارند که مشاهده مشرفه و قبوری که در آنجاست، به منزله ی بت هستند.۱۱ یکی دیگر از مواردی که به وسیله وهابی ها مورد انکار قرار می گیرد توسل به عزیزان درگاه الهی است. محمدبن عبدالوهاب در «کشف الشبهات» می گوید: «توسل به مردگان توسل به معدوم است و مرده قدرت بر جواب ندارند.» استدلال وی در این مورد تمثل به آیه ی «و الذین تدعون من دونه ما یملکون من قمطیرٍ۱۲» (اشخاص و اشیایی که غیر از خدا به خدایی گرفته می شوند مالک هیچ چیز نیستند.) بود. و مورد دیگر اینکه وهابیان طلب شفاعت از اولیاء و انبیاء را شرک می دانند و با این آیه استدلال می کنند: «فلا تدعوا مع الله احداً۱۳» (کسی را در اولوهیت با خدا شریک نگیرید) و نیز آیه ی شریفه ی: «من ذالذّی یشفع عنده الّا باذنه۱۴» یکی دیگر از اعتقادات وهابیان این است که پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) نه در حال حیات و نه بعد از وفات علم غیب ندارند و برای اثابت این ادعا به آیاتی از قبیل: «و عنده مفاتح الغیب لایعلمها الا هو۱۵» استدلال می کنند.۱۶ روش استدلال محمدبن عبدالوهاب: از مشخصات بارز وهابیگری دادن نسبت دادن کفر و شرک به همه ی مسلمانان و زدن مارک بی دینی به طرف مقابل می باشد. از واژه های متداول و معمول در رساله های این فرقه کلمات «و جملات» «ایها الکافر» و و «ایها المشرک» و ... نسبت به طرف مورد بحث می باشد. محمدبن عبدالوهاب در رساله ی «کشف الشبهات» که در آن آئین مناظره و بحث را به طرفداران خود می آموزد، می گوید: «ان قال: لک کذا و کذا، فقل له ایّها المشرک ...» (طرف مقابلت اگر گفت چنین یا چنان «خلاصه هرچه گفت» توبه او بگو ای مشرک.)
    دقت در روش مناظره ای که رئیس وهابیان به حامیان خود می آموزد با توجه به روشهای بحث منافقین خلق و توده ای های زمان حاضر، بیانگر رابطه ی مستقیم «چشم بندی» استعمارگران از دویست سال قبل تا امروز می باشد، و نشان می دهد که بر روش «دگماتیسم» جهان خواران در قدیم و جدید نظم فکری خاصی حاکم است.۱۷

    ....
    ادامه دارد

    ویرایش توسط Partofar : ۱۳۹۲/۱۲/۲۷ در ساعت ۱۲:۰۶
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    338
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا وهابیت اصرار دارد سوره انسان مکی است؟




    کارشناسان شبکه‌های وهابی مدعی شدند سوره‌ی مبارکه «انسان» در مکه بر پیامبر گرامی اسلام (ص) نازل شده است.

    کارشناسان شبکه‌های وهابی وصال حق وکلمه در برنامه‌های جداگانه ای کوشیدند تا ثابت کنند که سوره مبارکه‌ی «انسان» مکی است تا به اثبات برسانند که آیات مذکور درباره‌ی فضیلت اهل بیت (علیهم السلام) و مخصوصا فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نازل نشده است. آنها در ادامه مدعی شدند که هیچ یک از بزرگان اهل سنت متذکر مدنی بودن سوره «هل اتی» نشده اند.

    در این خصوص باید گفت بر خلاف این ادعا، تعداد زیادی از بزرگان اهل سنت معتقدند که این سوره در مدینه نازل شده، و این قول در بین اهل سنت مشهور است.

    از جمله «قرطبی» مفسر مشهور اهل سنت در تفسیرش جلد 29 می‌گوید: «قال الجمهور مدنیة؛ بیشتر علما معتقد هستند که در این سوره مدینه نازل شده است.»

    «حاکم ابوالقاسم حسکانی» از «ابن عباس» تعداد آیاتی را که در مکه و در مدینه نازل شده به ترتیب مشروحا نقل کرده است و این سوره را جزء سوره‌های مدنی شمرده که بعد از سوره‌ی «الرحمن» و قبل از سوره‌ی «طلاق» نازل گردیده است.

    در فهرست «ابن ندیم» از «ابن عباس» نقل شده که سوره «انسان» یازدهمین سوره مدنی می‌باشد و در «اتقان سیوطی» از بیهقی در «دلائل النبوة» از عکرمه نقل شده که این سوره در مدینه منوره نازل شده است.

    همچنین در تفسیر «در المنثور» سیوطی نیز همین معنی از ابن عباس به طرق مختلف نقل شده است.

    و از همه گذشته جمع کثیری از بزرگان اهل سنت نزول آیات آغازین این سوره مبارکه را (ان الابرار...) درباره امام علی، حضرت فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) نقل کرده اند و این خود شهادت و گواه صریح بر مدنی بودن آن است، دلیل آن هم تولد امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) در مدینه بوده است.

    و البته «واحدی» در «اسباب النزول» و «بغوی» در «معالم التنزیل» و «سبط ابن جوزی» در «تذکره» و «گنجی شافعی» در «کفایة الطالب» آورده اند که سوره‌ی «انسان» از سوره‌های مدنی می‌باشد و این مسئله به قدری معروف و مشهور است که «محمد بن ادریس شافعی» یکی از ائمه چهارگانه اهل سنت، آن شعر معروف خودش را درباره امام علی (علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) سروده است.

    اکنون عبارت برخی از کسانی که سوره مبارکه «انسان» را مدنی می‌دانند ذکر می‌شود:

    از جمله «شیخ طنطاوی جواهری» در تفسیر «الجواهر فی تفسیر القرآن» می‌گوید: «هی مدینة نزلت بعد سورة الرحمن؛ سوره انسان مدنی است و بعد از سوره الرحمن نازل شده است.»

    «قرطبی» در تفسیر «الجامع الاحکام القرآن» می‌نویسد: «قال الجمهور: مدنیة و قیل فیها مکی من قوله تعالی: انا نحن نزلنا علیک القرآن تنزیلا الی آخر السورة و ما تقدمه مدنی؛ عده کثیری از علما و دانشمندان گفته اند که سوره انسان مدنی است ولی قولی دیگر گفته است که از قول خداوند متعالی (انا نحن) یعنی از آیه 23 تا آخر آن مکی است و در مکه نازل شده است، اما قبل آن از اول سوره تا آیه 22 مدنی است.» «تفسیر الجواهر فی تفسیر القرآن، ج 12، ص 318»

    جلال الدین سیوطی در تفسیر «الدر المنثور» می‌گوید: «و اخرج این الضریس و ابن مردویه و البیهقی عن ابن عباس قال نزلت سورة الانسان بالمدینة؛ ابن ضریس و ابن مردویه و بیهقی هر سه نفر از ابن عباس نقل کرده اند و ابن عباس گفته است که سوره انسان در مدینه نازل شده و مدنی است». «الدر المنثور، جلد 6، صفحه‌ی 297»

    ابوالفضل رشیدالدین میبدی در تفسیر «کشف الاسرار خواجه عبدالله انصاری، جلد 10، صفحه‌ی 316» می‌گوید: «مجاهد و قتاده گفتند: این سوره مدنی است، در مدینه نازل شده است.»

    همچنین احمد مصطفی مراغی در تفسیر «المراغی جلد 10 صفحه‌ی 159» می نویسد: «هی مدنیة نزلت بعد سورة الرحمن؛ سوره انسان مدنی است و در مدینه بعد از سوره الرحمن نازل شده است.»

    مرحوم علامه امینی در کتاب خود نیز از 34 نفر از علمای معروف اهل سنت نام می‌برد که «این حدیث را در کتاب‌های خود آورده اند. به این ترتیب روایت فوق از روایاتی است که در میان اهل سنت مشهور بلکه متواتر است». «الغدیر،ج 3، ص 107 الی 111 و احقاق الحق، ج 3، ص 157 الی 171»

    مناسب است روایتی را که آلوسی مفسر معروف اهل سنت در «روح المعانی» از ابن عباس پیرامون آیه مبارکه 13 که می‌فرماید: «مُتَّکِئِینَ فِیهَا عَلَى الْأَرَائِکِ لَا یَرَوْنَ فِیهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِیرًا؛ بهشتی‌ها در حالی هستند که بر تخت هایی زیبا تکیه کرده اند، نه آفتاب را در آنجا می‌بینند، و نه سرما را» آورده است، یادآور شویم. ابن عباس چنین نقل می‌کند:

    «بینا اهل الجنة اذرؤا ضوئا کضوء الشمس، و قد اشرقت الجنان به فیقول اهل الجنة یا رضوان ما هذا؟ و قد قال ربنا لا یرون فیها شمسا و لا زمهریرا فیقول لهم رضوان لیس هذا بشمس، و لا قمرا، و لکن علی (علیه السلام) و فاطمة (سلام الله علیها) ضحکا، و اشرقت الجنان من نور ثغریهما!؛ هنگامی که بهشتیان در بهشت هستند ناگهان نوری همچون نور آفتاب مشاهده می‌کنند که صحنه بهشت را روشن ساخته است، بهشتیان به رضوان (فرشته مأمور بهشت) می‌گویند: این نور چیست با اینکه پروردگار ما فرموده در بهشت نه آفتاب را می‌بینند و نه سرما را؟ او در پاسخ می‌گوید: این نور خورشید و ماه نیست، حضرت علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) خندان شده اند و بهشت از نور دندانشان روشن گشته است». «روح المعانی، ج 29، ص 159 گرفته شده از تفسیر نمونه، ج 25، ص 364»

    اینها بود اقوال اهل سنت در رابطه با اینکه سوره مبارکه انسان (مگر بعضی آیات آن) در مدینه منوره و در شأن امام علی (علیه السلام)، حضرت زهرا (سلام الله علیها)، امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) نازل شده است.

    دردهایی که برای خداست خیلی زیباست
    شهید چمران


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    سیاستها و عوامل اصلی رشد و تقویت فرقه ی وهابیت

    مستر همفر یکی از جاسوس های عالی رتبه و طراز اول سفارت انگلیس بوده که در سال ۱۷۱۰ میلادی به نمایندگی از طرف وزیر مستعمرات مسؤولیت «کمپانی هند شرقی» را به عهده گرفته است. وی پس از یادگیری زبانهای معمول در کشورهای اسلامی مدت زیادی از عمر خود را در عثمانی (ترکیه)، مصر، عراق، حجاز و ایران گذرانده و در احوالات مختلف مسلمانان و آداب و رسوم و طرز فکر، نقاط ضعف و قوت و مسائل اجتماعی و اخلاقی و فرهنگی کشورهای اسلامی، اطلاعات کاملی کسب نموده است.۱۸ وی طبق برنامه ی استعمار انگلیس همواره به دنبال شخص جسوری می گشت تا در قالب اسلام بتواند اعتقادات مسلمانان را به سخره گرفته و بدعتها و آراء جدید خود را در بین مردم ترویج نماید. تا اینکه با محمدبن عبدالوهاب که گمشده ی وی بود برخورد نمود. همفر به خاطر غرور و هتّاکی فراوانی که در محمدبن عبدالوهاب وجود داشت، او را برای انجام این مأموریت پسندید و با پول و وعده های گزاف او را حاضر به خود فروشی و خیانت به مسلمانان نمود. بعضی از اهداف وزارت مستعمرات انگلیس که توسط همفر از محمدبن عبدالوهاب خواستار اجرای آن شدند عبارتست از: تکفیر تمامی مسلمانان و کشتار آنان و سلب اموال و هتک آبروی آنان و خرید و فروش آنان در بازار به عنوان برده!
    خراب نمودن خانه ی خدا به این عنوان که کعبه بت است و منع نمودن مردم ازحج ۱۹
    لکن محمدبن عبدالوهاب بعید می دانست که قدرت بر این کار پیدا کند هر چند بر کعبه مستولی شده و به آن دست یابد. تخریب گنبدها، ضریح ها و مکانه ایی که در نزد مسلمانان محترم است، در مکه ومدینه و بلاد دیگر درصورت امکان، به این عنوان که آنها بت پرستی و شرک است.۲۰
    انتشار قرآن به صورتی دیگر که در برخی از احادیث به عنوان زیاده و نقصان وجود دارد. البته محمدبن عبدالوهاب بر انجام این کار نیز جرأت پیدا ننمود.۲۱
    بنابراین محمدبن عبدالوهاب توسط برنامه ی استعماری و مأموران وزارت استعمار ساخته و پرداخته شد و ادعای خود را برملا و عقیده ی خود را آشکار نمود.
    نتیجه:
    از دهه سی قرن بیستم خانواده سلطنتی آل سعود که از“ نجد ” برخاسته بودند با سلفیها(وهابیها) متحد شدند و حکومت خود را بر کل عربستان گستردند. بااکتشاف نفت، ثروت بسیاری به منطقه سرازیر شد و اهمیت عربستان درتحولات منطقه و جهان اسلام دو چندان شد و این کشور علاوه بر ایفای نقش سیاسی و اقتصادی بین المللی و منطقه ای به ایفای نقش دینی نیز دست زد و موسسات دینی و فرقه ای وهابی و مساجد و مدارس وابسته به دولت سعودی در سطح جهان اسلام مشغول فعالیت شدند.
    فرهنگ وهابیت بر اساس تکفیر فرق اسلامی، ایجاد تفرقه میان مسلمین و خشن جلوه دادن تعالیم اسلام، محو آثار رسالت وحی،
    سازش با تمام جباران و مستکبران حتی امثال“ یزید بن معاویه” استوار است.
    فرقه وهابیت از شیوه ی زور و سنگدلی و قساوت در تحمیل افکار غیرمنطقی خود بر مسلمانان، استفاده میکند. این مسلک به خاطر نسبت شبه «محمد بن عبد الوهاب تمیمی» که اولین بار افکار و اندیشه های این فرقه را ساخته و ترویج نموده «وهابیت» نامبرده میشود. محمد بن عبدالوهاب بعضی از عقاید خود را از ابن تیمیه گرفته است، از آنجا که وی تحت تأثیر این عقاید بوده وزارت مستعمرات انگلیس او را برای پاشیدن بذر مکتب جدید مساعد و زمینه را آماده یافته وبه همین جهت روی این مرد سرمایه گذاری شده است.
    پایان


    ویرایش توسط Partofar : ۱۳۹۲/۱۲/۲۸ در ساعت ۱۳:۲۵
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    فهرست منابع:

    1ـ آیین وهابیت، جعفر سبحانی، مؤسسه دارالقرآن الکریم، چاپ اول، ۱۳۶۴ ه. ش.
    2ـ برگی از جنایات وهابی ها، سیدمرتضی رضوی، ترجمه علی رضائی، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۸ ه. ش.
    3ـ پیدایش وهابیه و عقاید وهابیان، عزت الله دهقان، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۶۷ ه.ش.
    5ـ تجزیه و تحلیل عقاید فرقه وهابی، سیدمحمدحسن قزوینی، ترجمه ی علی دوانی، نشر قدر، بی تا.
    6ـ فتنه الوهابیه، سیداحمدبن زینی دحلان، بی جا، ۱۴۰۷ه.ش.
    7ـ الفرقه الوهابیه فی خدمه من؟، السیدابوالعلی التقوی، الدراسات للطباعه و النشر، بیتا.
    8ـ کشف الارتیاب فی اتباع محمدبن عبدلوهاب، سیدمحسن عاملی امین، بی جا، بی تا.
    9ـ نقدی بر اندیشه ی وهابیان، سیدحسن موسوی قزوینی، ترجمه ی حسن طاری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۶ ه. ش.
    10ـ نگاهی به پندارهای وهابیت، محمدحسین کاشف الغطاء، ترجمه محمدحسین رحیمیان، دفتر نشر الهادی، چاپ اول، ۱۳۷۶ ه.ش.
    11ـ هذی هی الوهابیه، محمدجواد مغنیه، دارالحقیقه، چاپ اول، ۱۴۱۴ ه.ش.
    12ـ وهابیها را اینگونه دیدم، عبدالله محمد، ترجمه ی میثم موسایی، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۰ ه.ش.
    13- انعام،۱۵۳.
    14- نقدی بر اندیشه ی وهابیان، سیدحسن موسوی قزوینی، ص ۱۱.
    15- آیین وهابیت، جعفر سبحانی، ص ۲۵.
    16- تجزیه و تحلیل عقاید فرقه وهابی، سیدمحمدحسن قزوینی، ص ۱۷.
    17- پیدایش وهابیه و عقاید وهابیان، عزت الله دهقان، ص ۳۵.
    18- برگی از جنایات وهابی ها، سیدمرتضی رضوی، ص ۲۰.
    19- تجزیه و تحلیل عقاید فرقه وهابی، سیدمحمدحسن قزوینی، ص۱۹ و همچنین« وهابیها را این گونه دیدم، عبدالله محمد، ص ۱۷.
    20- کشف الارتباب فی اتباع محمدبن عبدالوهاب، سیدمحسن عاملی امین، ص ۱۷.
    21- فتنه الوهابیه، سیداحمد بن زینی دحلان، ص ۷.

    ویرایش توسط Partofar : ۱۳۹۲/۱۲/۲۸ در ساعت ۱۳:۳۰
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    دوستان بزرگوار کانون
    با سلام و عرض ادب و احترام و ضمن عرض تبریک سال جدید


    از پروردگار متعال برای شما و خاندان محترمتان بهترین و بالاترین نعمات و خیرات را خواستارم.

    انشاء الله زیر سایه امام زمان حضرت بقیة الله الاعظم عجّل الله تعالی فرجه الشریف باشید و خداوند قادر مهربان به شما و خاندانتان و زندگی و سلامتی تان و عزّت و سرفرازی و ...
    برکت عطا فرمایید.
    التماس دعا
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود