جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: استیلای مرد بر زن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب استیلای مرد بر زن




    با سلام
    در کتاب عین الحیات علامه مجلسی یه داستانی رو دیدم که قسمتی از اون برام سوال برانگیز شد.
    شیخ طوسی در کتاب امالی از حضرت موسی بن جعفر (ع) از آبای گرامی او روایت کرده: روزی حضرت رسول در مسجد نشسته بودند...و ابی سوره ابراهیم را خواند تا به این آیه رسید: و ذکرهم بایام الله ان فی ذلک لآیات لکل صبار شکور. حضرت فرمود مراد از ایام الهی که مرا امر فرموده که به یاد مردم بیاورم نعمتها و احسان ها و امثال و حکمت ها و بلاهای اوست.
    پس متوجه صحابه شد و فرمود: بگویید که کدام است اول نعمت از نعمتهایی که حداوند عالمیان شما را به تذکر آنها امر فرموده. هر یک از اصحاب جوابی دادند. سپس به جانب امیرالمومنین التفات فرمود که ای ابولحسن تو نیز بگو...حضرت علی علیه السلام پاسخ دادند که اول نعمتها نعمت ایجاد است. که من هیچ نبودم و مرا از کتم عدم به وجود آورد. فرمود که راست گفتی. دوم کدام است؟ فرمود دوم آن است که احسان فرمود. و مرا از جمله صاحبان حیات و زندگانی مقرر فرمود..... ( حضرت علی علیه السلام به ترتیب نعمت ها را برشمردند تا رسیدن به نعمت دهم) دهم آن که ما را مرد آفریده و بر زنان استیلا و زیادتی داده. فرمود که راست گفتی. ...
    برای من سواله که آیا مرد بودن بر زن بودن برتری داره؟؟؟ خیلی برام سواله. متوجه این روایت نمیشم. ممنون میشم اگه کسی پاسخی برای شبهه من داشته باشه.
    پی نوشت: قبلا این سوال رو در تالار مطرح کرده بودم ولی جواب ها به ایمیلم نیومده بود. الان که اومدم تا پاسخ ها رو ببینم دیگه تاپیک بسته شده. آقای صدیق لطف کرده بودن و پاسخ من رو داده بودن، ولی متاسفانه سوالهای دیگه ای هم برام مطرحه که الان نمیتونم توی تاپیک مطرح کنم.
    ایشون در پاسخ من مساوی بودن مرد و زن رو در آیات قرآن توضیح دادن ولی برای من سواله که در صورت مساوی بودن مرد و زن، و اینکه در مقابل برتری جسمانی مرد برتری عاطفی زن وجود داره، چه دلیلی وجود داره که حضرت علی علیه السلام در کنار 9 نعمت دیگر که شامل نعمت ایجاد، نعمت انسان بودن، نعمت قوه عقلانی، نعمت هدایت و ... باشه، نعمت مرد بودن رو نام ببرن و بفرمایند که دهم آنگه من را مرد خلق کرد و بر زنان استیلا و زیادتی داد؟

    لینک پست قبلی:
    http://www.askquran.ir/thread42555.html

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    604
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    10 روز 13 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با نام الله




    استیلای مرد بر زن

    کارشناس بحث: استاد صدیق


  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام
    همانطور که در تاپیک آیا مردها بر زن ها برتری دارند؟ توضیح داده شد، از نگاه اسلام، جنس زن و مرد هیچ برتری وفضیلتی بر یکدیگر ندارند و همانقدر که مردان توان رسیدن به کمال وقرب الهی و علم و معنویت را دارند، زنان نیز دارند.
    اما تفاوتهای روحی و جسمی که میان زن و مرد وجود دارد، باعث شده است که هر یک کارکرد خاصی در اجتماع داشته باشد و به همین جهت، برخی وظایف و محدودیتها برای هر کدام ایجاد میشود.
    به عنوان مثال به جهت حساسیت روحی و لطافت روانی زنان، آنان عهده دار تربیت فرزندان و اداره امور داخل خانه شده اند و به جهت روحیه خشن و با انعطاف کمتر مردان، انان موظف شده اند عهده دار تامین نیازهای مالی و تامین امنیت خانواده و اجتماع باشند.
    این مسئله، یک اصل اساسی در بررسی مسائل مربوط به جنس زن و مرد است و بی توجهی منشأ بسیاری از سوالات و ابهامات در زمینه نگاه دین به حقوق زن و مرد شده و می شود.
    روایاتی که به مسئله استیلای مردان بر زنان پرداخته است، نیز به این نکته توجه می دهد که مردان به جهت خشونت رفتاری و لطافت روحی کمتر نسبت به زنان، ریاست خانواده را برعهده دارند و وظایف زیادی را برعهده دارد. وظایفی از جمله تامین هزینه های مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت و درمان، دفاع از خانواده در برابر حوادث و تعرض دیگران، و تنظیم روابط اجتماعی و خانوادگی اعضای خانواده در جهت رشد و تعالی معنوی و اخلاقی را بر عهده آنان قرار داده است. دلیل این مسئله نیز اختلافات روحی و جسمی مردان نسبت به زنان است.
    مردان از نظر توانایی و تحمل جسمی و قدرت مدیریت و سامان دهی امور کلان خانواده و قدرت تدبیر و برنامه ریزی، برای این مسئله شایستگی بیشتری دارد. چنانکه تصمیم های مرد بیشتر عقلانی و با تامل است و برخلاف زنان، تصمیم گیری های او کمتر تحت تاثیر احساسات است. [1]
    با توجه به این مسائل، مشخص میشود که خداوند متعال هر یک از زنان و مردان را به صورت خاصی افریده است. یکی را ظریف و دیگری را با روحیه سخت کوش و خشن تا هر یک بتواند نقش خود را در پیشرفت و تکامل مادی و معنوی خود و خانواده و اجتماع ایفا کنند.

    مراد از برتری مرد بر زن و استیلایی که مطرح شده نیز همین است که وقتی روحیه زن با مدیریت کلان خانواده و اجتماع سازگار نیست، خداوند مردان را بر زنان برتری داد و یکی را رئیس دیگری قرار داد. و این نظام، نظامی احسن است که هر کس بر اساس شایستگی ای که دارد در جایگاه خود قرار میگیرد.

    حال بیایم تصور کنیم، مدل کنونی که در برخی کشورهای زن سالار که فمینیسم بر انها و روابط اجتماعی شان حاکم است، اجرا شود، چه پیش می آید. یا همین خانواده قرار است ادامه بیابد ولی با تعویض نقش زن و مرد، یا ادامه آن غیر ممکن یا سخت خواهد شد.
    در ابتدا، مطالبه حقوق در حد مشارکت در اجتماع و آزادی خواهد بود. زنان به جای مردان به تصمیم گیری اجتماعی وارد میشوند و نقش آنان در بازار کار و سرمایه را میگیرند. وقتی مسئولیت زن با مرد عوض میشود، زنان تحمل سختی های بازار کار و درگیری های آن را ندارند، قدرت ان را ندارند که بار مسئولیت تامین هزینه های خانواده را بر عهده بگیرند. خب اعتراض ها شروع میشود. توان تصمیم گیری غیر قابل انعطاف در شرایط بحرانی اجتماعی را ندارند و درمواقعی که بین عقل و عاطفه تعارض ایجاد میشود، به سمت عاطفه و احساسات خود میروند. نظام خانواده از هم گسست می یابد. وقتی قرار است زن نقش مادی و همسری خود را ایفا کند از نقش اجتماعی جدید خود می ماند و اگر قرار باشد به نقش اجتماعی خود بپردازد از خانواده و نقش هایی که دیگر در توان مردان نیست(همانند تولید نسل و زایمان و تربیت فرزندان و ...) میمانند. در نهایت این اجتماع است که به مشکل می افتد. بنابراین، راه حل جدید این می شود که زنان و مردان از هم جدا شوند و مسئله طلاق رونق می یابد و در وهله بعد وقتی دوباره احساس تنهایی میکند و تجربه اشتباه بودن با جنس مخالف را داشته، به سمت جنس موافق تمایل مییابد. مشکلی که در حال حاضر، گریبان کشورهای غربی را گرفته است و راه بازگشتی نیز ندارند و هر روز بیشتر در این مشکلات فرو میروند.


    اما نکته مهم
    هر آنچه گفته شد، مربوط به بُعد مادی و دنیوی مسئله است، اما نباید از این مسئله غفلت شود که این دنیا دار گذر است و هر کس که به این دنیا وارد میشود، 60-70 سال زندگی میکند و بعد بر اساس کارهایی که کرده، در ان دنیا متنعم یا معذب میشود. مقام و موقعیت دنیا نیز هیچ ملازمه ای با سعادت یا بدبختی آن دنیا ندارد. این مسائل فقط و تنها مربوط به همین دنیاست. این روابط و این تقسیم کارها، چه دینی در کار باشد و برنامه ای ارائه بدهد و چه ندهد در اجتماع ها انجام می شود و مدل پیشنهادی ادیان نیز حداقل یک مدل در کنار سایر مدلها قابل ارزیابی است.
    اما مسئله آن دنیا و سعادت و شقات آن دنیا، هیچ ربطی به این مسائل ندارد. اتفاقا کسی که رئیس است، مسئولیت و احتمال لغزش بیشتری دارد و بیشتر باید مراقب باشد. کس که پول بیشتری دارد مسئولیت بیشتری نیز دارد.




    [1] . ر.ک: محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج 4، ص343( نرم افزار جامع التفاسیر)






  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست
    باسلام
    همانطور که در تاپیک آیا مردها بر زن ها برتری دارند؟ توضیح داده شد، از نگاه اسلام، جنس زن و مرد هیچ برتری وفضیلتی بر یکدیگر ندارند و همانقدر که مردان توان رسیدن به کمال وقرب الهی و علم و معنویت را دارند، زنان نیز دارند.
    اما تفاوتهای روحی و جسمی که میان زن و مرد وجود دارد، باعث شده است که هر یک کارکرد خاصی در اجتماع داشته باشد و به همین جهت، برخی وظایف و محدودیتها برای هر کدام ایجاد میشود.
    به عنوان مثال به جهت حساسیت روحی و لطافت روانی زنان، آنان عهده دار تربیت فرزندان و اداره امور داخل خانه شده اند و به جهت روحیه خشن و با انعطاف کمتر مردان، انان موظف شده اند عهده دار تامین نیازهای مالی و تامین امنیت خانواده و اجتماع باشند.
    این مسئله، یک اصل اساسی در بررسی مسائل مربوط به جنس زن و مرد است و بی توجهی منشأ بسیاری از سوالات و ابهامات در زمینه نگاه دین به حقوق زن و مرد شده و می شود.
    روایاتی که به مسئله استیلای مردان بر زنان پرداخته است، نیز به این نکته توجه می دهد که مردان به جهت خشونت رفتاری و لطافت روحی کمتر نسبت به زنان، ریاست خانواده را برعهده دارند و وظایف زیادی را برعهده دارد. وظایفی از جمله تامین هزینه های مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت و درمان، دفاع از خانواده در برابر حوادث و تعرض دیگران، و تنظیم روابط اجتماعی و خانوادگی اعضای خانواده در جهت رشد و تعالی معنوی و اخلاقی را بر عهده آنان قرار داده است. دلیل این مسئله نیز اختلافات روحی و جسمی مردان نسبت به زنان است.
    مردان از نظر توانایی و تحمل جسمی و قدرت مدیریت و سامان دهی امور کلان خانواده و قدرت تدبیر و برنامه ریزی، برای این مسئله شایستگی بیشتری دارد. چنانکه تصمیم های مرد بیشتر عقلانی و با تامل است و برخلاف زنان، تصمیم گیری های او کمتر تحت تاثیر احساسات است. [1]
    با توجه به این مسائل، مشخص میشود که خداوند متعال هر یک از زنان و مردان را به صورت خاصی افریده است. یکی را ظریف و دیگری را با روحیه سخت کوش و خشن تا هر یک بتواند نقش خود را در پیشرفت و تکامل مادی و معنوی خود و خانواده و اجتماع ایفا کنند.

    مراد از برتری مرد بر زن و استیلایی که مطرح شده نیز همین است که وقتی روحیه زن با مدیریت کلان خانواده و اجتماع سازگار نیست، خداوند مردان را بر زنان برتری داد و یکی را رئیس دیگری قرار داد. و این نظام، نظامی احسن است که هر کس بر اساس شایستگی ای که دارد در جایگاه خود قرار میگیرد.

    حال بیایم تصور کنیم، مدل کنونی که در برخی کشورهای زن سالار که فمینیسم بر انها و روابط اجتماعی شان حاکم است، اجرا شود، چه پیش می آید. یا همین خانواده قرار است ادامه بیابد ولی با تعویض نقش زن و مرد، یا ادامه آن غیر ممکن یا سخت خواهد شد.
    در ابتدا، مطالبه حقوق در حد مشارکت در اجتماع و آزادی خواهد بود. زنان به جای مردان به تصمیم گیری اجتماعی وارد میشوند و نقش آنان در بازار کار و سرمایه را میگیرند. وقتی مسئولیت زن با مرد عوض میشود، زنان تحمل سختی های بازار کار و درگیری های آن را ندارند، قدرت ان را ندارند که بار مسئولیت تامین هزینه های خانواده را بر عهده بگیرند. خب اعتراض ها شروع میشود. توان تصمیم گیری غیر قابل انعطاف در شرایط بحرانی اجتماعی را ندارند و درمواقعی که بین عقل و عاطفه تعارض ایجاد میشود، به سمت عاطفه و احساسات خود میروند. نظام خانواده از هم گسست می یابد. وقتی قرار است زن نقش مادی و همسری خود را ایفا کند از نقش اجتماعی جدید خود می ماند و اگر قرار باشد به نقش اجتماعی خود بپردازد از خانواده و نقش هایی که دیگر در توان مردان نیست(همانند تولید نسل و زایمان و تربیت فرزندان و ...) میمانند. در نهایت این اجتماع است که به مشکل می افتد. بنابراین، راه حل جدید این می شود که زنان و مردان از هم جدا شوند و مسئله طلاق رونق می یابد و در وهله بعد وقتی دوباره احساس تنهایی میکند و تجربه اشتباه بودن با جنس مخالف را داشته، به سمت جنس موافق تمایل مییابد. مشکلی که در حال حاضر، گریبان کشورهای غربی را گرفته است و راه بازگشتی نیز ندارند و هر روز بیشتر در این مشکلات فرو میروند.


    اما نکته مهم
    هر آنچه گفته شد، مربوط به بُعد مادی و دنیوی مسئله است، اما نباید از این مسئله غفلت شود که این دنیا دار گذر است و هر کس که به این دنیا وارد میشود، 60-70 سال زندگی میکند و بعد بر اساس کارهایی که کرده، در ان دنیا متنعم یا معذب میشود. مقام و موقعیت دنیا نیز هیچ ملازمه ای با سعادت یا بدبختی آن دنیا ندارد. این مسائل فقط و تنها مربوط به همین دنیاست. این روابط و این تقسیم کارها، چه دینی در کار باشد و برنامه ای ارائه بدهد و چه ندهد در اجتماع ها انجام می شود و مدل پیشنهادی ادیان نیز حداقل یک مدل در کنار سایر مدلها قابل ارزیابی است.
    اما مسئله آن دنیا و سعادت و شقات آن دنیا، هیچ ربطی به این مسائل ندارد. اتفاقا کسی که رئیس است، مسئولیت و احتمال لغزش بیشتری دارد و بیشتر باید مراقب باشد. کس که پول بیشتری دارد مسئولیت بیشتری نیز دارد.




    [1] . ر.ک: محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج 4، ص343( نرم افزار جامع التفاسیر)



    با سلام
    ممنون به خاطر توضیحاتتون. ولی متاسفانه هنوز هم این سوال برای من مطرحه که چرا مرد بودن باید بین 10 نعمت الهی باشه که حضرت علی علیه السلام نام بردن؟ آیا اهیمت مرد بودن مانند ایجاد می باشد؟؟ اگر فقط مراد برتری عقلانی باشه ( عقلانی به این معنا که مرد کمتر احساسیه و فرض کنیم که این مورد صحیح باشه که به شخصه زیاد قبول ندارم) چه لزومی داره که مرد بودن در این لیست مهم قرار بگیره؟

  8. تشکرها 3


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط atena_2019 نمایش پست
    ممنون به خاطر توضیحاتتون. ولی متاسفانه هنوز هم این سوال برای من مطرحه که چرا مرد بودن باید بین 10 نعمت الهی باشه که حضرت علی علیه السلام نام بردن؟ آیا اهیمت مرد بودن مانند ایجاد می باشد؟؟ اگر فقط مراد برتری عقلانی باشه ( عقلانی به این معنا که مرد کمتر احساسیه و فرض کنیم که این مورد صحیح باشه که به شخصه زیاد قبول ندارم) چه لزومی داره که مرد بودن در این لیست مهم قرار بگیره؟
    خوب است آدرس روایتی که مد نظرتان است را بیان کنید تا سند و محتوای آن را بهتر بررسی کنیم تا شبهه شما نیز برطرف شود.
    باتشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست
    خوب است آدرس روایتی که مد نظرتان است را بیان کنید تا سند و محتوای آن را بهتر بررسی کنیم تا شبهه شما نیز برطرف شود.
    باتشکر
    من از کتاب عین الحیات علامه مجلسی جلد اول صفحه 61 این روایت رو دیدم. مربوط به بخش شرایط اعمال میباشد. خود علامه مجلسی هم به نقل از امالی شیخ طوسی این روایت را نقل کرده اند.


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    در کتاب عین الحیات علامه مجلسی داستانی از کتاب امالی شیخ طوسی نقل شده که امام کاظم (علیه السلام) از پدران گرامی خود نقل می‌کند: روزی حضرت رسول از نعمت هایی که خداوند در ایه شریفه: «
    و ذَكِّرهُم بِاَيامِ اللّهِ اِنَّ فى ذلِكَ لاَيات لِكُلِّ صَبّار‌ شَكور» از صحابه خود سوال پرسید. هر یک از صحابه مطلبی عرضه داشتند. آنگاه رسول الله از امیرالمومنین (علیه السلام) خواست که پاسخ این سوال را بدهد. ایشان عرضه داشت: اول نعمت ها نعمت ایجاد است. که من هیچ نبودم و مرا از نیستی به وجود آورد. فرمود که راست گفتی. دوم کدام است؟ فرمود دوم آن است که احسان فرمود. و مرا از جمله صاحبان حیات و زندگانی مقرر فرمود. حضرت علی (علیه السلام) به ترتیب نعمت ها را برشمردند تا رسیدن به نعمت دهم. دهم آن که ما را مرد آفریده و بر زنان استیلا و زیادتی داده. فرمود که راست گفتی. ...
    حال سوال من این است که آیا مرد بودن بر زن بودن برتری دارد یا نه؟


    پاسخ:
    از دید اسلام، جنس زن و مرد هیچ برتری و فضیلتی بر یکدیگر ندارند و همانقدر که مردان توان رسیدن به کمال وقرب الهی و علم و معنویت را دارند، زنان نیز دارند.
    اما تفاوت های روحی و جسمی که میان زن و مرد وجود دارد، باعث شده است که هر یک کارکرد خاصی در اجتماع داشته باشد و به همین جهت، برخی وظایف و محدودیت ها برای هر کدام ایجاد می شود.
    به عنوان مثال به جهت حساسیت روحی و لطافت روانی زنان، آنان عهده دار تربیت فرزندان و اداره امور داخل خانه شده اند و به جهت روحیه خشن و با انعطاف کمتر مردان، آنان موظف شده اند عهده دار تامین نیازهای مالی و تامین امنیت خانواده و اجتماع باشند.
    این مسئله، یک اصل اساسی در بررسی مسائل مربوط به جنس زن و مرد است و بی توجهی منشأ بسیاری از سوالات و ابهامات در زمینه نگاه دین به حقوق زن و مرد شده و می شود.

    روایاتی که به مسئله استیلای مردان بر زنان پرداخته است، نیز به این نکته توجه می دهد که مردان به جهت خشونت رفتاری و لطافت روحی کمتر نسبت به زنان، ریاست خانواده را بر عهده دارند و وظایف زیادی را بر عهده دارد. وظایفی از جمله تامین هزینه های مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت و درمان، دفاع از خانواده در برابر حوادث و تعرض دیگران، و تنظیم روابط اجتماعی و خانوادگی اعضای خانواده در جهت رشد و تعالی معنوی و اخلاقی را بر عهده آنان قرار داده است. دلیل این مسئله نیز اختلافات روحی و جسمی مردان نسبت به زنان است.
    مردان از نظر توانایی و تحمل جسمی و قدرت مدیریت و سامان دهی امور کلان خانواده و قدرت تدبیر و برنامه ریزی، برای این مسئله شایستگی بیشتری دارد. چنانکه تصمیم های مرد بیشتر عقلانی و با تامل است و برخلاف زنان، تصمیم گیری های او کمتر تحت تاثیر احساسات است.(1)

    با توجه به این مسائل، مشخص می شود که خداوند متعال هر یک از زنان و مردان را به صورت خاصی آفریده است. یکی را ظریف و دیگری را با روحیه سخت کوش و خشن تا هر یک بتواند نقش خود را در پیشرفت و تکامل مادی و معنوی خود و خانواده و اجتماع ایفا کنند.
    مراد از برتری مرد بر زن و استیلایی که مطرح شده نیز همین است که وقتی روحیه زن با مدیریت کلان خانواده و اجتماع سازگار نیست، خداوند مردان را بر زنان برتری داد و یکی را رئیس دیگری قرار داد. و این نظام، نظامی احسن است که هر کس بر اساس شایستگی ای که دارد در جایگاه خود قرار می گیرد.

    حال بیایم تصور کنیم، مدل کنونی که در برخی کشورهای زن سالار که فمینیسم بر آنها و روابط اجتماعی شان حاکم است، اجرا شود، چه پیش می آید. یا همین خانواده قرار است ادامه بیابد ولی با تعویض نقش زن و مرد، یا ادامه آن غیر ممکن یا سخت خواهد شد.
    در ابتدا، مطالبه حقوق در حد مشارکت در اجتماع و آزادی خواهد بود. زنان به جای مردان به تصمیم گیری اجتماعی وارد می شوند و نقش آنان در بازار کار و سرمایه را می گیرند. وقتی مسئولیت زن با مرد عوض می شود، زنان تحمل سختی های بازار کار و درگیری های آن را ندارند، قدرت آن را ندارند که بار مسئولیت تامین هزینه های خانواده را بر عهده بگیرند. خب اعتراض ها شروع می شود. توان تصمیم گیری غیر قابل انعطاف در شرایط بحرانی اجتماعی را ندارند و در مواقعی که بین عقل و عاطفه تعارض ایجاد می شود، به سمت عاطفه و احساسات خود میروند. نظام خانواده از هم گسست می یابد.

    وقتی قرار است زن نقش مادری و همسری خود را ایفا کند از نقش اجتماعی جدید خود می ماند و اگر قرار باشد به نقش اجتماعی خود بپردازد از خانواده و نقش هایی که دیگر در توان مردان نیست (همانند تولید نسل و زایمان و تربیت فرزندان و ...) می مانند. در نهایت این اجتماع است که به مشکل می افتد. بنابراین، راه حل جدید این می شود که زنان و مردان از هم جدا شوند و مسئله طلاق رونق می یابد و در وهله بعد وقتی دوباره احساس تنهایی می کند و تجربه اشتباه بودن با جنس مخالف را داشته، به سمت جنس موافق تمایل می یابد. مشکلی که در حال حاضر، گریبان کشورهای غربی را گرفته است و راه بازگشتی نیز ندارند و هر روز بیشتر در این مشکلات فرو میروند.

    اما نکته مهم:
    هر آنچه گفته شد، مربوط به بُعد مادی و دنیوی مسئله است، اما نباید از این مسئله غفلت شود که این دنیا دار گذر است و هر کس که به این دنیا وارد می شود، 60-70 سال زندگی می کند و بعد بر اساس کارهایی که کرده، در آن دنیا متنعم یا معذب می شود. مقام و موقعیت دنیا نیز هیچ ملازمه ای با سعادت یا بدبختی آن دنیا ندارد. این مسائل فقط و تنها مربوط به همین دنیاست. این روابط و این تقسیم کارها، چه دینی در کار باشد و برنامه ای ارائه بدهد و چه ندهد در اجتماع ها انجام می شود و مدل پیشنهادی ادیان نیز حداقل یک مدل در کنار سایر مدلها قابل ارزیابی است.

    اما مسئله آن دنیا و سعادت و شقات آن دنیا، هیچ ربطی به این مسائل ندارد. اتفاقا کسی که رئیس است، مسئولیت و احتمال لغزش بیشتری دارد و بیشتر باید مراقب باشد. کس که پول بیشتری دارد مسئولیت بیشتری نیز دارد.

    __________
    (1) ر.ک: محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج 4، ص343( نرم افزار جامع التفاسیر).

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۱۰/۱۹ در ساعت ۱۹:۵۹ دلیل: همکار ویراستار تدوین


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود