جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چه خوش خواهد بود ! آیا نمیشود؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    2,350
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    28 روز 16 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    14

    چه خوش خواهد بود ! آیا نمیشود؟






    فکرش را بکنید! شور و حال عید که اندکی فرو بنشیند، خلایق با خود خلوتی کنند و به خویشتن بگویند: «بالاخره باید از یک جا شروع کنیم. چه چیزی را؟

    بپرسید چه چیزهایی را؟ در یک کلام، اصلاح نابسامانی‌های میراث برده از سال‌های دور به همین امسالی که گذشت؛ پیش از آن که به سال دیگر بپیوندد

    . مثلاً چه چیزهایی؟ رویا و خیال و آرزو، نه بر جوانان، که بر میان‌سالان و سالخوردگان نیز عیب نیست؛ خصوص آن که در آستانه‌ی نوروز باشیم.

    پس آرزوهامان را ردیف کنیم:


    ـ شود آیا در روابط‌ اجتماعی‌مان، همچو روزهای نوروز، اندکی متبسّم‌تر، گره‌ گشوده از ابروان، با نگاهی مهربان‌تر و با حوصله‌ای فراخ‌تر از پیش، سال نو را به تصمیمی سازنده‌ گره بزنیم؟


    ـ آیا نمی‌شود تعارفاتمان در رانندگی‌ کمی به ادبیات تعارفات پیاده‌ها نزدیک شود و همان‌گونه که در مقابل در آسانسور (همان بالابرهای انسانی!)

    گاه بی‌رویه و خارج از حد به هم تعارف می‌کنیم، حق تقدم به یکدیگر بدهیم و باورمان شود این رعایت از پشت فرمان خودرو به مراتب ضروری‌تر است

    تا رعایت حق تقدم در ورود به راهرو یا بالا و پایین شدن از راه‌پلّه.


    ـ چه شود اگر صدای بوق‌ها اندکی کاستی گیرد. راننده‌هامان در سال جدید، در سر چهارراه‌ها به رانندگان خط جلوتر در پشت چراغ قرمز که ناگهان سبز می‌شود،

    مهلت ثانیه‌ای تعویض دنده و یافتن پدال گاز را ارزانی دارند و دست از بوق بی‌جا بردارند.


    ـ عجب رویای زیبایی است اگر خط‌کشی‌های داخل بزرگراه‌ها معنی و مفهوم خود را بازیابند. ظاهراً در همه جای دنیا این خط‌های کف آسفالت بیش از آن که تزیین

    گرافیکی باشند، علامت راندن صحیح و ایمنی‌ ترافیکی‌اند. نمی‌دانم چرا بعضی از دوستان از این خطوط به عنوان تمرین مارپیچ و لابیرنت استفاده می‌کنند!


    ـ آیا فرض محال است، اگر به یک تصمیم در ناخودآگاه جمعی‌مان برسیم که در سال نو آنچه را واقعاً در دل از احساسات واقعی و محبت‌آمیز به یکدیگر داریم

    بیان کنیم و از تعارفات تصنّعی احتراز جوییم و بر میزان حق و انصاف با یکدیگر دور بزنیم؟

    کاسب‌های ما بهتر است به جای آن که در پایان حساب، به مشتری بگویند: قابلی ندارد،

    از همان آغاز حساب و کتاب، ترازو راست کنند و انصاف بیشتر را پیشه، بدون تعارف حق کالا بستانند و

    در لفّافه‌ی تصنّع ـ زبانم لال ـ نا حق نگیرند. این به صواب و نیز ثواب نزدیک‌تر است.


    ـ چه خوش خواهد گذشت اگر همسایگان در این سال جدید باب آشنایی با یکدیگر را باز کنند و لااقل چهره‌ی یکدیگر را در روشنایی روز ببینند

    تا در تاریکی شب ـ خدای نخواسته ـ مرتکب خبط و سهوی نشوند. از قدیم می‌گفتند تا چهل همسایه از همسایه صاحب حق‌اند

    . چهل پیشکش، چهار طبقه‌ی مسکونی را دریابیم.


    ـ چه شیرین‌تر خواهد شد زندگی، اگر قهرهای بر سر هیچ و پوچ راه آشتی گیرند و نهرهای کدر و‌ آلوده، به آب‌های زلال و شفاف گذشت

    و عفو و اغماض بریزند و تُنُک آب‌ها راه اقیانوس بیابند و قطره‌ها دریا شوند!


    و چه شود اگر:


    ـ پدرها و مادرها دوباره برای بچه‌هاشان وقت و فراغتی بیابند و بگذارند.


    ـ فرزندان دوباره به فطرت پاک کودکی و نوجوانی، با والدین خود به عیش و خوشی درآمیزند و از اخلاقشان بیاموزند.



    ـ جوانان، دور دور را برای همیشه دور بزنند و به دور بزرگ‌هایی بزرگ حلقه کنند و هدف زندگی را آن گونه که باید، بیابند.


    ـ رعیّت، پشت در پشت، حصون و حصارهای محکم‌تر از پیش بر وحدت و امنیت مملکت گردند.



    ـ حکّام، تواضع و فروتنی پیشه کنند و صاحب‌نعمتان خود را بیش از نوازش زبانی به پردازش رفتاری، احترام کنند و حقوق حقه‌شان را تأدیه نمایند.


    ـ واعظان، متعّظ‌تر از پیش شوند و مردمان موعظه‌پذیر و قلم‌داران، ادیب و مودّب‌تر از همیشه و رقم داران، سخی و بخشنده‌تر از گذشته و …



    خدایا! نوروزمان را مبارک گردان! میمنت و شومی، هر دو از خود ماست، نوروزها بهانه‌اند تا همچنان فرصت دهند که مبارک گردیم.



    دکترمحمد علی فیاض بخش



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    1,486
    صلوات
    3794
    تعداد دلنوشته
    30
    مورد تشکر
    32 پست
    حضور
    26 روز 1 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    5




    تلنگری براندیشه اعمال
    چه میشداگریادمیگرفتیم وفاداری در دوستی ها پایه واساس ثبات آن است...
    چه میشد اگریادمیگرفتیم داشتن شرف وحفظ آن از همه چیزباارزش تر میباشد....
    چه میشداگریادمیگرفتیم خوبی را با ناسپاسی جبران ننمائیم...
    چه میشداگریادمیگرفتیم این دنیادارفانیست وچیزیکه باقی میماندمعرفت آدمیست...
    چه میشداگر قدرت پاسخگویی لطف کسی را نداشتیم حداقل با بدی پاسخش را نمیدادیم....
    چه میشد اگریادمیگرفتیم این دنیا محل گذراست وما مسافروبرمسافرتعمل و ایستادن جایزنیست...
    چه میشداگر یادمیگرفتیم همه مانند هم هستند وکسی بردیگری برتری نداردمگربه فهم وشعور...
    چه میشداگر قدرت درک دیگران را نداشتیم زود قضاوت نمیکردیم؛وخودرا لحظه ی بجای او میگذاشتیم...
    چه میشداگر کمی با یکدیگرمهربان تر برخورد میکردیم.دنیا واقع زیبامیشد...
    چه میشداگردر برخوردبا یکدیگربهم اعتمادمیکردیم؛وکسی را زیر سوال نمیبردیم....
    چه میشداگریادمیگرفیتم تعهددرکار باعث رونق آن وفراگیری بیشترش میشود....
    وچه میشداگرجوردیگری به زندگی نگاه میکردیم....
    وچه میشدهای دیگر...
    به قول سعدی شیرازی:
    میازارموری که دانه کش است
    که جان دارد وجان شیرین خوشست
    مزن برسرناتوان دست زور
    که روزی بیفتی به پایش چومور
    خدارا برآن بنده بخشایش است
    که خلق ازوجودش درآسایش است

    ویرایش توسط Tuberose : ۱۳۹۳/۰۱/۰۴ در ساعت ۰۱:۲۲

    خدایا! به من زیستی عطاکن که درلحظه مرگ،بربی ثمری لحظه ای که برای
    زیستن گذاشته است،حسرت نخورم،ومردنی عطاکن که،بربیهودگیش،سوگوار
    نباشم بگذارتاآنرا من؛ خود؛انتخاب کنم؛اماآنچنان که تو دوست میداری..

    دکترعلی شریعتی








اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود