صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دعای سی و دوم صحیفه سجادیه (دعای اعتراف به گناه بعد از نماز شب)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دعای سی و دوم صحیفه سجادیه (دعای اعتراف به گناه بعد از نماز شب)




    این دعا که امام سجاد علیه السلام بعد از فراغت از نماز شب می خواندند از دو جهت بسیار قابل اهمیت است:

    یکی از لحاظ معارف و اسرار بسیار بلند توحیدی که در فرازهای آغازین آن بیان شده است، که حقیقتا به بهترین وجه به معرفی حضرت پرداخته است به گونه ای که جز از مخلصین بر نمی آید و دیگری از لحاظ انواع پوزش طلبی های بسیار لطیف و عطوفت برانگیز که در جلب رحمت ویژه حضرت حق بسیار موثر است.


    فراز اول:

    اللّهُمّ يَا ذَا الْمُلْكِ الْمُتَأَبّدِ بِالْخُلُودِ



    خداوندگارا ای آن که اقتدار و سلطه تو ابدی و جاودانه است.



    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۰۸ در ساعت ۱۴:۴۹

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    منظر عقلانی برتر معصوم علیه السلام به خداوند

    در این فراز اعجاز علمی امام معصوم علیه السلام که بر کرسی آفریدگاری عقل محض نشسته و بر افلاطون و ارسطو و همه رهروان طریق عقل و عرفان درس تحقیق و حکمت آموخته و می آموزد، چشمگیر است زیرا این نکته را به ما می آموزد که چیزی در اثر گذر ایام کهنه و سپس معدوم می گردد که در افق زمان قرار گیرد و در تنگنای آنها و ثانیه های خاص محدود و از قبل و بعد خود محجوب و از هر لحظه دیگر غایب و به بسیاری از آثار و خواص حوادث جاهل باشد اما آن که خالق زمان و کمیت ها است قطعا خالی از بعد زمان و عرض و طول می باشد بلکه او واقعیتی است نامتناهی و ثابت و مرور ایام تنها در پست ترین مرتبه نظام مخلوقات و معلول های او که همان مرتبه عالم ماده و اجسام است تاثیر گذار است.

    و چون ذهن و فکر ما با عالم حرکت و امتداد نظام جسمانی انس دارد نمی تواند واقعیتی را که نامتناهی و ازلی و ابدی است بدون زمان و مکان تصور کند بلکه توهم می کند که نامتناهی آن است که هیچ مکانی از آن خالی نیست و نیز خیال می کند که ازلی و ابدی موجودی است که هیچ زمانی از او تهی نمی باشد غافل از آنکه زمان و مکانی که برای ما شناخته شده است و دارای تدریج و بعد است در افق مجردات و عوالم دیگر به صورت یک لحظه بیش نیست

    مثلا استادی که در کرسی درس نشسته و برای شاگردان خود مسئله ای علمی را بیان می کند زمان درس گفتن او یک ساعت طول می کشد تا درس را به تمامی بیان کند ولی آنچه به صورت ممتد و در طول 60 دقیقه به وجود آمده همگی در عقل و فکر شخص استاد در یک آن و لحظه موجود است و هیچ گونه تدریجی در عالم عقل استاد وجود ندارد. و یا اگر مورچه ای را فرض کنیم که در حال حرکت بر روی صفحه ای رنگارنگ است. چون توان و قدرت دید مورچه کم است وجود رنگ های آن صفحه برای او تدریجی است یعنی مورچه نمی تواند همه رنگ های موجود در آن صفحه را در یک لحظه ببیند بلکه به هر مقدار از آن صفحه که می رسد مثلا یک سانتی متر فقط آن مقدار را می بیند و بقیه آن صفحه را حتما باید در زمان دیگری طی کند و به تدریج به آن برسد و آن گاه ببیند اما چون ما از جای بالا ناظر آن صفحه هستیم در یک آن تمام رنگ ها را می بینیم و هیچ گونه تدریجی برای دریافت آن صفحه مورد نیاز ما نیست.

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۰۸ در ساعت ۱۴:۵۱

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بنابراین هر چیز که زمان و تدریج بر آن حاکم باشد قطعا در یک زمانی نبوده و پس از گذشت زمانی نیز نخواهد بود، بلکه اگر حرکت و زمان در ذات او باشد


    چنان که صدر المتالهین با اثبات حرکت جوهری در طبیعت جهان ما به این راز بزرگ آفرینش دست یافته است وجود آن شی دم به دم و لحظه به لحظه در خارج پیدا می شوداگر چه ما آن موجود تدریجی را به صورت ثابت انگاشته و توهم کنیم که موجودی برقرار است ولی موجودی که ازل و ابد آن یکی است امتداد ندارد و توهمی نابجاست اگر بگوییم او از ازل تا ابد باقی است بلکه او در عین ازلیت ابدی و در عین ابدیت ازلی است.


    از این رو در آیه کریمه فرمود: « هو الول و الاخر و الظاهر و الباطن»؛ «آغاز و پایان و آشکار و نهان اوست.»[1]


    عبارت آغازین این دعا که با جمله «اللهم یا ذا المُلکُ» شروع می شود بیانگر آن است که امام معصوم علیه السلام با حضور و آگاهی تمام در پیشگاه و محضر حضرت حق قرار دارد و خداوند متعال را حاظر و ناظر بر ظاهر و باطن خود می داند و او را در حضورش می خواند نه مانند دیگران که از دور خدا را صدا می زنند این منظر عقلانی به طور چشم گیر در بسیاری از ادعیه حضرات معصومین علیهم السلام هویدا است و خود حاکی از عصمت آن بزرگواران است که لحظه ای از محضر حق غفلت ندارند و پیوسته خدای خود را حاضر و بر حال خود ناظر دیده و می دانند که ظاهر و باطن بنده در معرض دید دقیق اواست و هر کس به این راز عظیم پی برده باشد یک لحظه غفلت را در صحیفه جان جرمی بزرگ می داند و با مراقبت فراوان حضور خود را در محضر خلاق عالمیان ثابت و برقرار می دارد.


    پی نوشت:
    [1].حدید، 3
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۰۸ در ساعت ۱۴:۵۳

  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مفهوم و مراتب عصمت:

    این شدت قرب و دوام حضور و کشف تام مقامات عالی عبارت دیگر از مقام عصمت است که از ویژگی های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امامان معصوم علیهم السلام و صدیقه طاهره سلام الله علیه است و سایر انبیا و فرستادگان الهی صلوات الله علیهم اجمعین نیز از همین ویژگی برخوردارند

    هر چند مقام عصمت خود مراتب بسیاری دارد زیرا انبیا علیهم السلام همگی معصوم اند و از جانب خداوند به سوی خلائق گسیل داشته و مردم مامور به فرمان برداری از آنان شده اند و بدون تردید کسی را که خداوند متعال به رسالت خود برگزیده است باید معصوم باشد با این وجود پیامبران اوالعزم برتر از پیامبران غیر اوالعزم هستند و نیز همه انبیا اگر چه معصوم اند اما قطعا مرتبه عصمت آنان در مرتبه پایین تر از حضرات معصومین چهارده گانه علیهم السلام است و هر یک از معصومین با مراقبت تمام در محضر حضرت حق حضور دارند ولی هر کدام در حد ظرفیت خاص خود از اقیانوس نامتناهی کمالات حضرت حق برخوردارند.


    فراز دوم:

    وَ السّلْطَانِ الْمُمْتَنِعِ بِغَيْرِ جُنُودٍ وَ لَا أَعْوَانٍ.

    و ای خدایی که دارای سلطنت بلا منازع هستی و ذات مقدسی ات در نهایت قدرت به هیچ لشکر و پشتیبانی محتاج نیست

    جواز تفکر در اسما و صفات الهی:

    اگر چه آیات و روایات از تفکر و اندیشیدن در ذات ربوبی نهی شده و گفته اند: در این باره فکر نکنید زیرا آنچه را که شما در می یابید ساخته ذهن خود شما بوده و از واقعیت بسیار دور است اما این سخن مانع تفکر در صفات و اسمای خداوندی نیست زیرا در روایت آمده است:

    «برترین عبادات پیوسته اندیشیدن درباره خدا و قدرت اوست.»[1]


    پی نوشت:

    [1].کافی، ج2، ص55

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۰۸ در ساعت ۱۴:۵۵

  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خداوند متعال قدرت بلا منازع:

    حضرت رب العزه جل جلاله یگانه ای است نامتناهی که هیچ چیز نمی تواند با آن سر ستیز و منازعه داشته باشد بلکه به بیان دقیق هر چیز خواه ناخواه در مسیری حرکت می کند که خداوند متعال برای آنان ترسیم کرده و سرپیچی از آن محال است و بدین ترتیب سراسر نظام هستی در یک حرکت هماهنگ سر به خط فرمان فرمانده کل یعنی خداوند جهان دارد و در حقیقت همه چیز آن چنان است که خدا می خواهد زیرا هیچ چیز از خود با قطع نظر از خواست الهی استقلال وجودی ندارد و اگر کسی به غیر این معتقد باشد به شرک خفی گراییده است.

    بنابراین هیچ چیز قدرت آن را ندارد که با قدرت و سلطنت خداوند نزاع و جدالی بکند زیرا فقط خدا است که همه چیز به خواست و مشیت مطلقه و ازلی و ابدی او برمی گردد. از این رو امام معصوم علیهم السلام سلطنت خداوند متعال را بلا منازع و در نهایت اقتدار می داند چرا که هیچ نیازی به پشتیبان و لشکری ندارد و همه موجودات آفریده او و در تسخیر قدرت او هستند و در ادامه بقای خود نیز به افاضه دم به دم و لحظه به لحظه او نیازمندند.


    مفهوم سلطنت خداوند بر نظام هستی

    مفهوم این سخن که سلطنت او بر تمام نظام هستی چیره است بدین معنا است که قوانین جاری در قلمرو هستی عبارت از روابط وجودی میان اشیا است که هر یک بدون تخلف به کار خود مشغول می باشد و از ریزترین ذره اتمی گرفته تا کهن ترین اجرام آسمانی سر در خط فرمان او دارند و نهایت کاوش علوم بشری دست یابی به همین قاون مندی است که خداوند برای موجودات و روابط آنان با یکدیگرقرار داده است خداوند سبحان در قرآن کریم می فرماید:

    «فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ »[1]
    «به آسمان و زمین حکم کرد همگی با کمال مدیریت پذیرفته و به فرمان او در حرکت اند. »

    پی نوشت:
    [1].فصلت، 11


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۰۸ در ساعت ۱۴:۵۹

  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز سوم:

    وَ الْعِزّ الْبَاقِي عَلَى مَرّ الدّهُورِ وَ خَوَالِي الْأَعْوَامِ وَ مَوَاضِي الْأَزمَانِ وَ الْأَيّامِ‏

    و ای کسی که عزت و عظمت تو همیشه برقرار است و هرگز دستخوش گذشت روزگار و سپری شدن سال ها و گردش شب و روز نخواهد بود.


    مفهوم ازلیت و ابدیت خداوند


    ازلیت و ابدیت خداوند متعال چنانکه در فرازهای گذشته بدان اشاره گردید از مسائل بسیار بغرنجی است که تصور آن مشکل و در نتیجه حل مسائل وابسته به آن بسیار پیچیده و مشکل است زیرا ازلیت خدا زمانی نیست که امتداد داشته باشد و مانند زمان اجزا ندارد تا بعضی از آن اجزا مقدم و برخی دیگر موخر باشند بلکه زمان از ویژگی های عالم اجسام است و از این رو سوال «چه وقت»، «کی؟»؛ و «چه زمان» در مورد خداوند متعال غلط است زیرا زمان از اجزای این جهان است و خداوند خلاق زمان و همه زمانیات است و اگر عالم را حادث زمانی می دانیم بدین معنا است که همراه با زمان افریده شده است نه آنکه خداوند قبلا زمان را ساخته باشد و سپس جهان در آن ظرف از زمان پدیدار شده باشد بنابراین آنچه مربوط به قبل از عالم و ورای خلقت است همیشگی و ازلیت و ابدیت است از این روی در قرآن کریم می فرماید: «والسموات مطویات بیمینه»[1]،«آسمانها در دست قدرت حضرت رب العالمین است.»


    نیز در جای دیگر می فرماید: «ماخلقُکُم و لا بعثُکُم الّا کَنَفسٍ واحدةٍ»[2]؛ «آفرینش و انگیزش شما [در قیامت] همانند آفرینش یک فرد واحد است.


    یعنی در واقع کثرت و وحدت و آن واحد و زمان طولانی در برابر قدرت حضرت ربانی یکی است بنابراین هر کثرتی در کنار قدرت او واحد است و هر متغیری در مقابل اراده او ثابت و هر تقدم و تاخری در برابر او عین حضور و هر ممتد بی انتهایی نسبت به علم او یک آن بیش نیست و هر تقدم و تاخر و پدید آمدن و نیست شدن و حدوث و زوال که در این جهان صورت می گیرد همگی مربوط به نسبت های اجزای این عالم با یکدیگر است که یکی قبل از دیگری و دیگری بعد از آن می باشد اما ذات پاک حضرت حق از هر گونه نقص و نسبت و کم و بیش و هر گونه دگرگونی مبراست و به طور کل می توان گفت: در هر مرتبه از وجود که نسبت رخ ننماید در آن جا ثبات و دوام و ابدیت و ازلیت ثابت است البته ازلی و ابدی بودن برای خدا ذاتی است و برای غیر خدا ممکن و به سبب فضل الهی تحقق یافته است


    سر آنکه امام سجاد علیه السلام عزت باقی جناب حق جل و علا را بر حسب دهر بیان داشته آن است که عالم ثابت را اگر با متغیرات بسنجیم آن را دهر می نامیم چنانکه در اصطلاح فلسفه نسبت ثابت به متغیرات را دهر و نسبت ثابت به ثابت را سرمد می نامند.

    پی نوشت:
    [1].زمر، 67
    [2].لقمان، 28

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۰۸ در ساعت ۱۵:۰۴

  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز چهارم:

    عَزّ سُلْطَانُكَ عِزّاً لَا حَدّ لَهُ بِأَوّلِيّةٍ، وَ لَا مُنْتَهَى لَهُ بِ‏آخِرِيّةٍ

    سلطنت تو آن چنان از عزت برخوردار است که هرگز محدود به آغاز و پایان نخواهد بود.


    نامتناهی بودن ذات و صفات الهی


    در ذات و صفت خداوند متعال حد و انتها معنا ندارد و چنان که ذات مقدس او محدود نیست صفات او نیز هیچ گونه مرزی ندارد و عزت ، سلطنت، علم و قدرت او هرگز مرزی نمی شناسد. او خدایی است که بندگان خاص او صفات افعالش را این چنین می ستایند:


    تو خدایی هستی که آنچه را بخواهی می کنی و هر کس را که بخواهی به هر گونه که بخواهی با هر چه بخواهی عذاب و یا بر او رحم می کنی و هرگز کسی نمی تواند نسبت به چگونگی افعالت از تو پرس و جو کند.[1]

    آری در مشیت مطلقه حضرت حق هیچ کس را راه نیست بلکه فقط او است که از این چنین توانایی برخوردار است. هم او که درباره خود می فرماید: « وَ هو الذی فی السّماء اله و فی الارض اله»[2]؛ «معبود آسمانیان و معبود زمینیان است.»


    نیز در جای دیگر می فرماید:

    «يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُّسَمًّى ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ"»

    «شب را با روز و روز را بواسطه شب در هم می پیچد و خورشید و ماه را تسخیر فرمان او و برای سرآمدی مشخص در جریان اند این است خدایی که پروردگار شماست و فرمانروایی از آن اواست و کسانی را که شما می خوانید و می پرستید حتی اختیار پوست هسته خرما را ندارند.»[3]

    پی نوشت:
    [1].بحارالانوار، ج95، ص85
    [2].زخرف، 84
    [3].فاطر، 13


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۰۸ در ساعت ۱۵:۱۰

  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آری همه موجودات به سوی او روان اند و آیات زیر به این حقیقت اشاره دارد که می فرماید:


    «وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصيرُ»؛ «بازگشت همه به سوی خداست.»[1]

    «وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الأَمْرُ كُلُّهُ»؛ «همه امور فقط به سوی خدا باز می گردد.»[2]

    «کُلٌّ إِلَیْنَا رَاجِعُونَ »؛«همه به سوی ما باز می گردند.»[3]

    «إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ »؛ «بازگشت شما به سوی من است.»[4]


    «أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الأمُورُ »؛«همه امور به سوی خدا باز می گردند.»[5]


    «إِنْ کُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلاَّ آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً»؛«همه کسانی که در آسمان و زمین هستند بنده خدایند.»[6]


    «وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ»؛ «همه در نزد ما حاضر خواهند شد.»[7]


    معنا و مفهوم مجموعه این آیات آن است که بیگانه راهی را که نظام عالم می پیماید حرکت به سوی خدا است و همگان در آینده نزدیک نزد خداوند حاضر خواهند شد.


    بنابراین سلطنت خداوند از سنخ سلطنت هایی که دیده و یا شنیده ایم نیست بلکه مالکیت او در هسته اصلی وجود جاری است و تخلف از آن تکوینا محال است.


    پی نوشت:
    [1].آل عمران، 28
    [2].هود، 123
    [3].انبیا، 93
    [4].آل عمران، 55
    [5].شوری، 53
    [6].مریم، 93
    [7].یس،32

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۰۸ در ساعت ۱۵:۱۸

  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مفهوم سلطنت سرفرازانه خداوند:


    حضرت سجاد علیه السلام در این فراز خداوند متعال را به عزت در سلطنت ستوده است. عزت به چند معنا آمده است:
    عزت به معنای بی نظیر است و فرد عزیز یعنی فردی که همانند او یافت نشود بر این اساس عزت در سلطنت خداوند یعنی سلطنت او بی نظیر و بی مانند است از این رو به اشیای بسیار قیمتی عزیز الوجود گفته می شود یعنی چیزی که همانندی ندارد.


    عزت به معنای غلبه است و سلطنت عزیز یعنی سلطنت تو بر همه چیز غالب و چیره است و همه موجودات در مقابل عظمت تو ذلیل و خوارند.[1]


    پی نوشت:
    [1].ر.ک. لسان العرب، ج5، ص 374

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۰۸ در ساعت ۱۵:۱۹

  19. تشکر


  20. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز پنجم:

    وَ اسْتَعْلَى مُلْكُكَ عَلُوّاً سَقَطَتِ الْأَشْيَاءُ دُونَ بُلُوغِ أَمَدِهِ‏

    بلندپایگی اقتدار تو چنان است که هر موجودی پیشتر از آنکه توهم رسیدن به مقام عظمت تو در خاطرش بگذرد از پا افتاده و فرو می ماند.



    عنقا شکار کس نشود، دام باز چین

    امام سجاد علیه السلام در این دعا در صدد بیان بی پایان بودن ذات و صفات خداوند متعال است و به از پا افتادگی سالکان راه اشاره فرموده است، تا مبادا رهروی بدان خیال خام افتد که به مقصد بی نهایت سفر کند و به نقطه بی نام و نشان برسد زهی خیال باطل و بسی اندیشه خام که خداوند سبحان فرمود:

    «و یحذرکم الله نفسه»[1]؛ «خداوند شما را از رسیدن به خود بیم می دهد »


    برخی از مفسران گفته اند معنای این آیه شریفه آن است که مبادا ذهن و فکر شما به سوی ذات خدا بشتابد زیرا خداوند متعال شما را از این عزم و تصمیم نهی فرموده و گفته است سعی شما باطل است.

    نیز در جای دیگر می فرماید: «سبحان الله عما یصفون* الا عباداللهِ المخلصین»؛ «خداوند متعال منزه تر از آن است که مردم بتوانند او را توصیف کنند مگر بزرگانی که از مرز اخلاص گذشته اند و مخلص شده اند.»[2]

    از این رو امام سجاد علیه السلام در این فراز می فرماید: هر کس خدا را وصف کند قبل از رسیدن به آن ساقط است و وصف او کوتاه و غلط است و هیچ گونه پرواز عقلانی بدان سو پر نمی کشد و هیچ کمالی بدان سو راه نمی یابد به همین دلیل حضرت رضا علیه السلام نیز پس از آنکه مقام امام را معرفی نموده و می فرماید: «الامام واحد دَهرِه»[3]؛ «امام یگانه روزگار است.»



    در ادامه چنین بیان می دارد: «پس چه کسی می تواند به معرفت امام و کنه وصف او برسد. هرگز، هرگز عقول در این زمینه گم و ذهن ها متحیر و سرگردانند و شاعران ناگویا و ادیبان ناتوان و سخن سرایان درمانده و دانشمندان درمانده اند از اینکه بتوانند یکی از شئون و مقام های امام را بیان کند.»[4]




    پی نوشت:


    [1].آل عمران، 30

    [2].صافات، 159و 160

    [3].کافی، ج1، ص201

    [4].همان


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۱۰ در ساعت ۱۲:۱۶

  21. تشکر


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود