صفحه 2 از 3 نخست 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شعر های فاطمیه

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    7,978
    مورد تشکر
    18,422 پست
    حضور
    34 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    90



    مرا شفاعت این پنج تن بسنده بود
    که روز حشر بدین پنج تن رهانم تن

    بهینِ خلق و برادرْش و دختر و دو پسر
    محمّد و علی و فاطمه، حسین و حسن

    دغدغه روزمره ام ، بودن توست !
    نفس کشیدنت ..
    ایستادنت ..
    خندیدنت ..

    مــــــــــادرم
    تو باشی و خدا ، دنیا برایم بس است ...


  2. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    7,978
    مورد تشکر
    18,422 پست
    حضور
    34 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    90



    زهرا و مصطفی و علی سوخته ز درد
    ماتم‌سرای ساخته بر سدره منتها


    در پیشِ مصطفی شده زهرای تنگدل
    گریان که چیست دردِ حسین مرا دوا


    تا کی ز امّت تو به ما رنج‌ها رسد؟
    دانم که ای پدر ندهی تو بدین رضا


    فرزند من که هست تو را آشنای جان
    در خون همی‌کند به مصاف اندر آشنا


    از تشنگی روانش بی‌صبر و بی‌شکیب
    گرمای کربلا شده بی‌حدّ و منتها


    او در میان آن‌همه تیغ و سنان و تیر
    دانی همی که جان و جگر خون شود مرا

    دغدغه روزمره ام ، بودن توست !
    نفس کشیدنت ..
    ایستادنت ..
    خندیدنت ..

    مــــــــــادرم
    تو باشی و خدا ، دنیا برایم بس است ...


  3. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    7,978
    مورد تشکر
    18,422 پست
    حضور
    34 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    90



    گفت: کم بسته‌ی تو بودم و حالا کمتر
    گفت دنیا به خودش می‌پیچد تا محشر

    گفت: تا در نشکسته‌ست، به جای نیزه
    بر گلویت بنشین تا لب خشک مادر…

    گفت: تا در نشکسته‌ست بیا جای زهر…
    خون دل خورده‌ی من! پاره‌ی تن! پاره جگر!

    گفت: ای غنچه‌ی نشکفته‌ی من خوب بخواب
    خواند: لالا لالا لا… پرپر پرپر پر…

    گفت: ای کاش تو را باز ببیند زهرا
    گفت: ای کاش مرا باز ببینی حیدر!

    آن طرف همهمه‌ی مبهم هیزم‌ها بود
    این طرف زمزمه‌ی خواهش یک پیغمبر:

    إِنَّمَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی*، دیوار!
    إِنَّمَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی، ای در!

    دغدغه روزمره ام ، بودن توست !
    نفس کشیدنت ..
    ایستادنت ..
    خندیدنت ..

    مــــــــــادرم
    تو باشی و خدا ، دنیا برایم بس است ...


  4. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    7,978
    مورد تشکر
    18,422 پست
    حضور
    34 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    90



    پنداشتید شاخه گلی پرپر است این؟
    اهل مدینه! دختر پیغمبر است این
    اهل مدینه! سوره کوثر شنیده‌اید؟
    شان نزول خط به خط کوثر است این
    بعد از پدر چقدر خزان دیده این بهار
    اما هنوز از همه گل‌ها سر است این
    اشک از کویر راه به جایی نمی‌بَرَد
    اما هنوز صاحب چشم تر است این
    آتش زیاد دیده در ِ خانه علی
    اهل مدینه! سوخته معجر است این
    آه از دمی که گفت به دردانه‌اش حسین
    : مهمان رسیده است ، صدای در است این
    از شانه شکسته و گیسوی سوخته
    از هر طرف نگاه کنی مادر است این
    ای اهل خصم ، دست جوانمرد بسته‌اید؟
    آه از شما که خاطره خیبر است این
    ای شاعران شهر‌، از او هر چه گفته‌اید
    دیگر سروده‌اید ولی دیگر است این
    زن‌های پاکدامن بسیار بوده‌اند
    اما میان آن همه زهرا تر است این

    دغدغه روزمره ام ، بودن توست !
    نفس کشیدنت ..
    ایستادنت ..
    خندیدنت ..

    مــــــــــادرم
    تو باشی و خدا ، دنیا برایم بس است ...


  5. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    1,488
    مورد تشکر
    6,342 پست
    حضور
    26 روز 2 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    5



    شعر های فاطمیه

    چه شبی است امشب خدایا!
    این اشک اینقدر مدام نباریده است...
    چه کند علی با این همه تنهایی!
    فاطمه جان!
    چطور بگویم؟!
    فراق تو سخت است...
    سخت ترین است...تاب آوردنی نیست...تحمل کردنی نیست...
    ای اشک! همیشه ببار!
    که بتولِ رسول چون کشتی شکسته ، پهلو گرفته است...
    ای جلوه خدا! زیستن بی تو چه سخت است...
    خدا اگر نبود ، چه میکردیم با این مصیبت عظیمی؟..

    شعر های فاطمیه

    ویرایش توسط Tuberose : ۱۳۹۳/۰۱/۱۴ در ساعت ۱۶:۳۸

    خدایا! به من زیستی عطاکن که درلحظه مرگ،بربی ثمری لحظه ای که برای
    زیستن گذاشته است،حسرت نخورم،ومردنی عطاکن که،بربیهودگیش،سوگوار
    نباشم بگذارتاآنرا من؛ خود؛انتخاب کنم؛اماآنچنان که تو دوست میداری..

    دکترعلی شریعتی








  6. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    7,978
    مورد تشکر
    18,422 پست
    حضور
    34 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    90



    فخر ِزنان ِعالم...
    فاطمه جان ِ نبی ِ خـاتم است
    فاطمه فخر ِزنانِ عالم است
    فاطمه دختِ نبوّت ، مصطفی
    همسر ِ شاهِ ولایت ، مرتضی
    فاطمه الگوی حُسن و رحمت است
    اُسوه ی صبر و وقار و همّت است
    فاطمه هرگز تمنّایی نداشت
    از علی هرگز تقاضایی نداشت
    فاطمه دنباله ی نسل ِ پدر
    بحر ِعصمت را چو او نبوَد گهر
    فاطمه امّ ِ ابیهای رسول
    پاره ی قلب پدر باشد بتول
    فاطمه زهرای حیدر بود و بس
    فاطمه دخـتِ پیمبـر بود و بس
    فاطمه پهلو شکسته، غرقِ خون
    وصفِ شأنش از توان ِمن ، فزون
    دشمنت زد بر تو سیلی، فاطمه
    روی ماهت گشت نیلی ،فاطمه
    آسمان نالان ز ِ دردِ فاطمه
    کوه حیران، از نبردِ فاطمه
    عاقبت ،مرگِ گل ِ یاس ِکبود
    شیعه را جز سوگ و جز ماتم نبود
    مرتضی بر جسم ِاو غسّال شد
    زین سبب ،خون دردلِ اطفال شد
    گنج بوده،جسم ِپاک و اطهرش
    کرد پنهان،گنجِ خود را همسرش
    کاش گردم ، خاکِ پای فاطمه
    هسـتی ام گردد فــدای فاطمه
    ای خداونـدِ بـزرگ و داد رس
    تـو بـه دادِ امّـتِ زهـرا برس
    مهدی،ای امّیدِ این خیل ِعظیم
    کی به دیـدار ِتو نایل می شویم

    دغدغه روزمره ام ، بودن توست !
    نفس کشیدنت ..
    ایستادنت ..
    خندیدنت ..

    مــــــــــادرم
    تو باشی و خدا ، دنیا برایم بس است ...


  7. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    7,978
    مورد تشکر
    18,422 پست
    حضور
    34 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    90



    شعر های فاطمیه



    عمری است که در سوز غم فاطمه هستی
    دلسوخته ی عمر کم فاطمه هستی
    من مطمئنم روز ظهورت اول
    در فکر بنای حرم فاطمه هستی

    دغدغه روزمره ام ، بودن توست !
    نفس کشیدنت ..
    ایستادنت ..
    خندیدنت ..

    مــــــــــادرم
    تو باشی و خدا ، دنیا برایم بس است ...


  8. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    7,978
    مورد تشکر
    18,422 پست
    حضور
    34 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    90



    شعر های فاطمیه

    آمد و شد باز شد آغاز وای
    ندبه گری باز شد ابراز وای



    تا سخن از نعش زمین مانده شد
    فتنه گر از هر طرفی خوانده شد



    اهل مدینه به خود آمد عجب!
    تازه شده داغ محمد (ص) عجب!



    نقشه علیه جسد فاطمه
    زیر لب اما همه در زمزمه



    حیله گران نقشه به سر پرورند
    در صدد توطئه دیگرند



    بیت علی بود پر از ازدحام
    بر لبشان تسلیت است و سلام



    بغض علی وا شد و با اجتماع
    گفت زمان نیست برای وداع



    هر که به یاری علی مدعی است
    این بدن آماده تشییع نیست



    غربت مولا شد از اینجا عیان
    شب شد و رفتند تمسخر کنان



    تا که حرامی متفرق شدند
    اهل حرم تازه به هق هق شدند



    بغض حسن بغض گلوگیر بود
    اشک حسین آیه تطهیر بود



    بود در آن واهمه راستین
    گریه زینب به سر آستین



    کرد نوازش پدر از گریه چند
    ناله مبادا بکند کَس بلند



    نیمه شب خانه غربت رسید
    لحظه اجرای وصیت رسید


    غسل تن فاطمه با چشم تر
    روضه خونابه بماند دگر


    سینه و پهلو شکسته عجیب
    بود غم افزای امام غریب



    گوشه مهتاب که تابیده شد
    یاس کبود عاقبتش دیده شد



    شعله احساس چه بالا گرفت
    گریه امان از دل مولا گرفت



    مرد خدا تا به خدا دل سپرد
    دست به بازوی ورم کرده خورد



    اشک علی طاقتش از دست داد
    از نفسش شدت هق هق فتاد



    چون تن موعود حرم شسته شد
    نعش نحیفش به کفن بسته شد


    گشت به پا تاب و تب نشأتین
    وقت وداع حسن است و حسین



    وای اگر بند کفن وا شود
    مُلک و مَلک در غم زهرا شوند



    ولوله شد بند کفن باز شد
    تازه غم فاطمه آغاز شد


    دست خدا از کفن آمد برون
    فاطمه آغوش گشود از درون

    دغدغه روزمره ام ، بودن توست !
    نفس کشیدنت ..
    ایستادنت ..
    خندیدنت ..

    مــــــــــادرم
    تو باشی و خدا ، دنیا برایم بس است ...


  9. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    7,978
    مورد تشکر
    18,422 پست
    حضور
    34 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    90



    نِشستَم دل شكسته در كنارش

    درآوردم به زاري گوشوارش

    الهي من بميرم زين مصيبت

    كه ديدم رنگ نيلي در عُذارش

    دغدغه روزمره ام ، بودن توست !
    نفس کشیدنت ..
    ایستادنت ..
    خندیدنت ..

    مــــــــــادرم
    تو باشی و خدا ، دنیا برایم بس است ...


  10. #20

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    7,978
    مورد تشکر
    18,422 پست
    حضور
    34 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    90



    شعر های فاطمیه

    يا فاطمه از غصه كبابم كردي


    چون شمع تو قطره قطره آبم كردي

    يك شهر سلام بي جوابم كردند

    از چيست تو اين گونه جوابم كردي

    شعر های فاطمیه

    دغدغه روزمره ام ، بودن توست !
    نفس کشیدنت ..
    ایستادنت ..
    خندیدنت ..

    مــــــــــادرم
    تو باشی و خدا ، دنیا برایم بس است ...


صفحه 2 از 3 نخست 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود