جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی توهین به بانوی دو عالم و شجره طیبه در یک بازی رایانه ای

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    338
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بررسی توهین به بانوی دو عالم و شجره طیبه در یک بازی رایانه ای




    بررسی توهین به بانوی دو عالم و شجره طیبه در یک بازی رایانه ای

    بازی undead knights در سال 2009 توسط دو شرکت بازی سازی team tachyon وnow production برای کنسول دستی psp و در ژانر اکشن- ماجراجویی، ساخته و توسط شرکت ناشر tecmo koei به بازار عرضه شد.

    داستان بازی

    داستان بازی روایتگر ماجرای زندگی سه شوالیه برجسته عضو انجمنی به نام house of blood است. مهمترین عضو این انجمن، رومولوس بلاد (romulus blood) نام داشت؛ شوالیه رده بالایی که موسس انجمن house of blood بود و آن را با بستن پیمان با جنی نامرئی، معروف به دیو (the beast) به وجود آورده بود. در این انجمن افراد دیگری نظیر برادر کوچک رومولوس، روموس (remus ) و همسر وی، پرنسس سیلویا گرادیس (sylvia gradis) نیز عضو بودند.

    درحالیکه به نظر می رسید اوضاع برای اعضای انجمن house of blood به خوبی درحال سپری شدن بود و روزهای خوبی برای آن ها پیش بینی می شد، ناگهان اتفاق غیرمنتظره ای رخ داد. در یکی از روز ها، پادشاه کرک گالدیز (kirk gladys) به تحریک همسر ظالمش فاطمه (fatima)، مبنی بر کشف اسنادی از خیانت اعضای انجمن house of blood و احتمال شورش آن ها علیه پادشاه، دستور قتل همه اعضای انجمن را صادر نمود.


    بررسی توهین به بانوی دو عالم و شجره طیبه در یک بازی رایانه ای

    پس از این تصمیم افراد گارد ویژه پادشاه در اقدامی غافلگیرانه، با حمله به انجمن، همه اعضای آن را به قتل رسانده و انجمن را منحل کردند. درحالیکه پادشاه گمان می برد همه اعضای رده بالای انجمن در این حمله غافلگیرانه کشته شده اند، پیش از مرگ سه عضو اصلی انجمن، دیو (جنی که عضو انجمن بود) به هر یک از آن ها فرصتی دوباره می دهد تا به زندگی بازگردند و بتوانند با تبدیل دشمنان خود به مرده های متحرک، انتقام خود را از پادشاه و همسر ظالم او بگیرند.

    در ابتدای ماجرای انتقام گیری، هر سه شوالیه به سراغ دوک گلاسستر (duke gloucester)، قهرمان قدیمی جنگ ها که حالا به فردی فاسد و شکم پرست تغییر ماهیت داده بود می روند و با او وارد جنگ می شوند.

    بررسی توهین به بانوی دو عالم و شجره طیبه در یک بازی رایانه ای
    گلاسستر تصمیم می گیرد که با آزاد کردن هیولایی که در بند داشت، آن ها را نابود کند. اما پیش از موفقیت در انجام این کار توسط شوالیه ها کشته می شود.

    در ادامه ماجرا، سه شوالیه متوجه می شوند که در اثر معامله ای که با دیو انجام داده اند، روز به روز ماهیت انسانی خود را از دست داده و به موجوداتی شیطانی تغییر ماهیت می دهند.

    از این رو آن ها تصمیم می گیرند تا پیش از تغییر ماهیت کامل، انتقام خود را بگیرند. به این ترتیب هر یک از شوالیه ها مسیری جداگانه برای خود انتخاب می کند و با افرادی که به نحوی در مرگ آن ها نقش داشته اند درگیر شده و آن ها را نابود می کنند.

    بررسی توهین به بانوی دو عالم و شجره طیبه در یک بازی رایانه ای

    آن ها در طول این ماجرا به میوه عجیب و مرموزی به نام میوه درخت مقدس (fruit of the holy tree ) برخورد می کنند. میوه ای شیطانی، که مصرف کنندگانش را به شیطان تبدیل می کند.

    کاپیتان گرارد (gerrard)، فرمانده سه شوالیه و فردی که فاطمه را همچون انسانی مقدس ستایش می کرد، پس از این که دختر خود را در درگیری علیه اعضای انجمن از دست داد، اقدام به خوردن میوه درخت مقدس می کند و تبدیل به هیولایی به نام نفیلیم (nephilim) می شود. او متوجه شده بود که فاطمه کنترل بخش اعظم لشکر مردگان متحرک را بر عهده دارد تا از آن ها برای رسیدن به خواسته های خودخواهانه و شوم خود بهره برداری نماید. سپس او تصمیم به نابودی فاطمه می گیرد، اما در مبارزه با او شکست خورده و نابود می شود و شوالیه ها هم نمی توانند او را یاری کنند.

    بررسی توهین به بانوی دو عالم و شجره طیبه در یک بازی رایانه ای


    پس از این ماجرا شوالیه ها با سربازانی به نام اوروبوروس (ouroboros) مواجه می شوند که توسط جادوگر دیوانه ای به نام فولیس (follis ) خلق شده اند. او در ابتدا سعی می کند تا شوالیه ها را برای پیوستن به خود متقاعد نماید، اما موفق به این کار نمی شود. سرانجام فولیس برای مقابله با شوالیه ها از میوه درخت مقدس می خورد و به هیولایی به نام venom angel تغییر ماهیت می دهد و در آخر به دست شوالیه ها کشته می شود.

    بررسی توهین به بانوی دو عالم و شجره طیبه در یک بازی رایانه ای


    پس از پایان نبرد، جستر (jester )، برادر کوچک فاطمه فاش می کند که رومولوس (romulus) کسی است که به طور غیر عمدی در قتل سیلویا (sylvia) و روموس (remus) دست داشته است. در زمان حمله به انجمن، رومولوس سعی داشت تا دو همراه خود را در میدان نبرد پیدا کند، اما پیش از موفقیت توسط ماموران پادشاه دستگیر شد. پس از دستگیری، رومولوس خشم و نفرت خود را آزاد نمود و در اقدامی جنون آمیز اقدام به کشتن مهاجمان کرد. اما در این بین، خشم او دامنگیر سیلویا و روموس هم شد و آن ها سهوا به قتل رسیدند.

    پس از افشای این ماجرا، سیلویا و روموس، رومولوس را می بخشند و برای رویارویی با جستر که مامور اجرای نقشه نهایی فاطمه شده بود آماده می شوند.

    نبرد دیگری در می گیرد و سرانجام سه شوالیه موفق می شوند جستر را از پای درآورند. آن ها متوجه می شوند که همه افرادی را کشته اند دوباره توسط فاطمه به صورت مرده های متحرک زنده می شوند و برای مقابله با آن ها فرستاده می شوند.

    در این زمان است که ماهیت واقعی فاطمه آشکار می شود و قدرت تاریکی که او از آن بهره می برد نمایان می شود:
    بررسی توهین به بانوی دو عالم و شجره طیبه در یک بازی رایانه ای

    درواقع فاطمه کسی است که سال ها پیش در دنیای دیگری به نام وید (void) با دیو (همان جن عضو انجمن) پیمانی مخفیانه بسته بوده و قدرت های شیطانی ویژه ای از او دریافت کرده بوده. همچنین آن ها متوجه می شوند که قدرت شیطانی ای که دیو به آن ها داده بود هم جادویی واقعی و موثر برای نجات آن ها از مرگ و جاودانگی نبوده و تنها در حکم عفونتی بی ارزش بوده که از بدن دیو به بیرون سرایت کرده است.
    بررسی توهین به بانوی دو عالم و شجره طیبه در یک بازی رایانه ای


    پس از اطلاع از این موضوع، فاطمه برای شوالیه ها آشکار می کند که او کسی است که درخت مقدس را از خون دیو خلق کرده و منظورش از این کار رهانیدن نسل بشر از ترس مرگ، و به وجود آوردن جهانی ایده آل بوده. جهانی که در آن انسان ها جاودان باشند و دیگر متحمل سختی های زندگی مادی نشوند.


    شوالیه ها که حرف های او را دروغ و پوچ می پندارند، علیه اهداف او برای ساخت دنیای شیاطین undead (از نظر آن ها دنیایی که فاطمه قصد ساخت آن را دارد اینگونه است) بر می خیزند و با او وارد جنگ می شوند. در این هنگام فاطمه خودش را با درخت مقدس ترکیب کرده و تبدیل به هیولایی به نام ایگدراسیل (yggdrasil) می شود، اما در نهایت به دست شوالیه ها کشته می شود.




    در آخرین نفس ها، فاطمه کریستالی ساخته شده از خون شیطان (او کریستال را به گردن خود آویخته است) را به شوالیه ها می دهد تا آن ها بتوانند خود را از مسمومیت جادوی دیو حفظ کنند، زیرا ترس داشت که دیو از آن ها به عنوان سلاحی برای انتقام گیری از نسل بشر استفاده نماید.

    آن ها متوجه می شوند که بر خلاف گفته های دیو که به آن ها وعده رستگاری داده بود، از همان ابتدا از آن ها به عنوان قاتلی برای دستیابی به اهداف خود استفاده کرده است.

    در ادامه داستان دیو آن ها را ترقیب به نابودی کریستالی که فاطمه به آن ها داده بود می کند، زیرا امید داشت که بتواند همچنان از آن ها به عنوان برده بهره برداری کند.

    در ابتدا شوالیه ها تصمیم به نبرد با دیو می گیرند، اما دیو به آن ها هشدار می دهد که درصورت کشته شدن در این نبرد، حتما به جهنم خواهند رفت و در عذابی سخت گرفتار خواهند شد. از این رو شوالیه ها که خود را گرفتار مکر دیو می بینند به ناچار پیشنهاد او را می پذیرند و از آن پس به عنوان شوالیه هایی که مرده متحرک شده اند، به حیات خود ادامه می دهند.
    بررسی توهین به بانوی دو عالم و شجره طیبه در یک بازی رایانه ای


    نکاتی چند درمورد داستان بازی:

    داستان بازی به افسانه ای ساختگی و کولاژ گونه (برگرفته از چندین افسانه محلی) از کشور اسکاندیناوی اشاره دارد و ماجرای سه شوالیه قسم خورده عضو انجمنی سری به نام house of blood را بیان می کند.

    در این داستان (که از ساختار روایی بسیار ضعیف و پیش پا افتاده ای برخوردار است) ماشاهد نکات قابل تاملی درمورد ماهیت انجمن های سری در اروپا و نوع نگاه آن ها به مقدسات هستیم.

    طبق روایت موجود، موسس انجمن سری، برای ساخت شاکله انجمن و تثبیت آن اقدام به بستن پیمانی خونی با جنی به نام the beast می کند.

    پیش از بررسی نکات مختلف داستان، به علت اهمیت موضوع بحث پیمان با شیطان و ارتباط خاص آن با شوژه داستان بازی، لازم است تا کمی با ماهیت این نوع پیمان ها آشنا شویم:

    بررسی توهین به بانوی دو عالم و شجره طیبه در یک بازی رایانه ای


    بررسی توهین به بانوی دو عالم و شجره طیبه در یک بازی رایانه ای


    شخصیت فاطمه (fatima) در بازی

    همانطور که قبلا هم اشاره کردم، داستان بازی ملقمه ای از اساطیر اروپای شرقی، و به طور خاص کشور اسکاندیناوی است. به همین دلیل هم تمامی اسامی به کار رفته در این داستان ، اسامی اروپایی (اسکاندیناویایی) هستند. اما در میان این اسامی یک نام غیر اروپایی به شدت خودنمایی می کند، و آن نام ملکه آن سرزمین یعنی فاطمه است.

    شایهد در ابتدا شنیدن این نام خواننده را به یاد نام شخصیت فاطیما که در سال 1917 چند کودک مدعی تماس با او بودند بیندازد، و عده ای مدعی شوند که منظور از فاطیما در این داستان، همان فاطیما است. در پاسخ باید گفت که فاطیمای مورد بحث در کشور پرتغال دیده شده و هیچ ارتباطی به اسکاندیناوی ندارد. درضمن درمورد این که چرا حضرت مریم خود را در این دیدارها فاطیما (فاطمه) معرفی کرده و مباحث پیشگویی های او درمورد آینده جهان هم جای بحث و تحقیق مفصلی دارد که از حوصله بحث ما خارج است.

    اما نام فاطیما، یادآور نام دختر بزرگوار پیامبر اسلام، فاطمه زهرا (س) نیز هست. بانوی پاک و والا مقامی که درخت ولایت از طریق او بارور گردید و رشد پیدا کرد. حال از کجا باید فهمید که منظور سازندگان بازی از آوردن نام فاطمه در این بازی کدامیک از این دو بانوی بزرگوار (حضرت مریم و حضرت فاطمه) است؟

    برای پی بردن به پاسخ این سوال لازم است تا به توضیحات و توصیفات موجود در داستان بازی توجه کنیم.

    طبق داستان، فاطمه پس از بستن قرارداد با شیطان، با استفاده از خون او اقدام به خلق درختی مقدس می نماید. درختی که میوه های آن باعث جاودانگی و سعادت نسل بشر و رهایی آن ها از همه درد ها و سختی ها می شود. اما در انتها مشخص می شود که نه تنها نیت فاطمه از این کار خیر نبوده، بلکه درخت مقدس او و میوه های آن هم مایه گسترش شر و پلیدی در میان بشریت هستند.

    به نظر شما این داستان به چه موضوعی اشاره دارد؟ آیا غیر از این است که در تفکر شیعه آمده است که فاطمه زهرا (س) در حکم درختی است که میوه های آن امامان معصوم و ناجیان واقعی بشریت از تمامی گناهان و سختی های دنیوی هستند؟ آیا این بازی در غالب داستان خود به این ارزش نتاخته و آن را مورد تمسخر و هجو قرار نداده؟ درختی که از خون شیطان به وجود آمده و میوه هایی شیطانی دارد، اشاره به چه چیز دارند؟

    توجه داشته باشید که در این داستان بارها از فاطمه با عنوان "فاطمه مقدس" (saint fatima) و از درخت و میوه های آن با عناوین درخت مقدس (holy tree) و میوه درخت مقدس (fruit of the holy tree) یادشده است. آیا این نام (درخت مقدس) و تعداد میوه های آن شما را به یاد "شجره طیبه" نمی اندازد؟ در این صورت میوه های این درخت اشاره به چه کسانی دارد؟

    سازندگان بازی به شکل بسیار ناشیانه ای اهداف کثیف خود را در قالب داستان یک بازی اساطیری اروپایی جای داده اند. به نظر شما چرا در میان این همه اسامی اروپایی به یکباره با نام فاطمه مواجه می شویم؟

    فاطمه ای که ملکه و عزیز پادشاه است و او را تمام و کمال مسخ خود ساخته است، طوری که پادشاه همه حرف های او را می پذیرد و به نوعی شیفته اوست!

    فاطمه ای که به مقدس بودن شهره شده بود، حال آنکه در خفا پیمانی با شیطان امضاء کرده و در لوای نیت خیرخواهانه خود قصد نابودی و تباهی نسل بشر را داشت.

    اما ماجرا زمانی جالب تر می شود که می بینیم انجمنی که ماهیتا شیطانی هستند، برای رهایی بشریت از دست فتنه های فاطمه دست به کار شده و باز هم با بستن پیمانی جدید با شیطان، اقدام به نابودی او می کنند!!

    آیا توهینی از این آشکار تر به مقدسات یک دین وجود دارد؟ اما دامنه توهین ها در این بازی به همینجا ختم نمی شود و ابعاد دیگری نیز دارد.

    بررسی توهین به بانوی دو عالم و شجره طیبه در یک بازی رایانه ای

    ملیجک (jester) پادشاه!

    طبق داستان بازی، فاطمه برادری دارد که مامور اجرای اهداف او در این سرزمین است. نام این شخصیت جستر ذکر شده است. حال ببینیم که جستر در ادبیات انگلیسی به چه معناست و چه کاربردی دارد؟

    jester از کلمه لاتین jestour و آن نیز از gestour که آن هم از gesten به معنای بازگویی یا قرائت یک داستان است گرفته شده و اشاره ای به کار اصلی یک دلقک در دربار شاه یا شاهزاده در گذشته دارد.

    درواقع کلماتی نظیر jester، joker، jokester، fool،wit-cracker ، pranksterو buffonهمگی به شخصی اطلاق می گردند که برای گفتن جوک و چیستان و سرگرم کردن و دلقک بازی و ایجاد تفریح و شادی و آواز خواندن و شعبده بازی، توسط پادشاه استخدام می شوند، که این موضوع سابقا در اروپا بیشتر رایج بوده است.

    در ابتدا لباس مرسوم دلقک دربار، لباسی روشن به همراه کلاهی رنگارنگ از پارچه بود که در انتهای خود سه دنباله دارشت و به هر کدام از آن ها منگوله ای وصل بود. ظاهرا سه تایی بودن دنباله های کلاه، اشاره و نمادی از دو گوش خر و یک دم آن بوده است. از دیگر صفات ممیزه ملیجک ها می توان به خنده های بلند و داشتن عصایی مسخره اشاره کرد. (نمونه این گونه افراد را می توان در قسمت سوم بازی devil may cry هم مشاهده نمود)

    تمایز اصلی بین clown و جستر در ظاهر آنهاست. جستر معمولاً شخصی با لباس تنگ و کلاه منگوله دار به تصویر کشیده می شود و معمولا در دربار دیده می شود، اما کلاون شخصی را گویند که شلوار گشاد بند دار می پوشد، صورتش را رنگ می کند و معمولا در سیرک دیده می شود.

    البته کلاون معمولا به خودش می خندد و خود را سوژه خنده قرار می دهد درحالیکه جستر به مخاطب می خندد. او چشمانی تیزبین دارد و این امکان وجود دارد که زبانش تند و تیزش شما را بیازارد. جستر کسی نیست که خود را مضحکه قرار دهد یا بتوان وی را احمق یا ابله فرض نمود.

    حال به داستان بازی برگردیم. در این داستان برادر فاطمه، جستر نام دارد. او دست راست فاطمه و پس از او نزدیک ترین فرد به پادشاه است. اوست که در نزد شاه حقایق را به شکل دیگری جلوه می دهد و راه را برای خلق درخت مقدس و به بار نشستن آن هموار می نماید. پس از مرگ پادشاه و قدرت گرفتن فاطمه، این جستر است که همه مخالفان را از سر راه برمی دارد و زمینه حکومت فاطمه را هموار می کند. حال با این اوصاف به نظر شما جستر اشاره به چه کسی دارد؟


    بررسی توهین به بانوی دو عالم و شجره طیبه در یک بازی رایانه ای


    رد پای یهود در بازی

    حال که با لایه های پنهان داستان بازی و اهداف پشت پرده آن آشنا شدید، لازم است تا کمی درمورد ماهیت سازندگان بازی تحقیق کنیم. برای این منظور از داستان خود بازی کمک می گیریم.

    در طول داستان با اسامی مختلفی برخورد می کنیم که بیشتر آن ها از قبیل ایگدراسیل، اشاراتی به اساطیر خاص اسکاندیناوی دارند، اما در میان این نام ها، نامی وجود دارد که از این قاعده مستثنی شده است.


    "کاپیتان گرارد (gerrard)، فرمانده سه شوالیه و فردی که فاطمه را همچون انسانی مقدس ستایش می کرد، پس از این که دختر خود را در درگیری علیه اعضای انجمن از دست داد، اقدام به خوردن میوه درخت مقدس کرد و تبدیل به هیولایی به نام نفیلیم (nephilim) شد."


    حال ببینیم که نفیلیم چیست و از کجا آمده است؟

    نفیلیم در لغت به معنی "کسانی که باعث می‌شوند دیگران فرو افتند" است. نفیلیم در کتاب مقدس یهودیان به موجودات غول پیکری گفته می‌شود که از پیوند فرزندان خدا (الوهیم) با آدمیان به وجود آمدند. در سفر پیدایش بخش 6 آیات 1 تا 4 چنین آمده است:

    "در این زمان که تعداد انسان ها روی زمین زیاد می شد، پسران خدا (منظور از پسران خدا ممکن است نسل خداپرست شیث باشد، زیرا لفظ پسران خدا به مردم خداپرست نیز اطلاق میشد. در این صورت می توان آیات مزبور را چنین تفسیر کرد که پسران نسل شیث با دختران نسل قائن ازدواج کردند و فرزندانی به وجود آوردند که به شرارت روی آوردند. ولی برخی از مفسرین معتقدند که منظور از پسران خدا، فرشتگانی هستند که از فرمان خدا سرپیچی نمودند.) مجذوب دختران زیباروی انسان ها شدند و هر کدام را که پسندیدند، برای خود به زنی گرفتند. آنگاه خداوند فرمود: روح من همیشه در انسان باقی نخواهد ماند، زیرا او موجودی است فانی و نفسانی. پس صد و بیست سال به او فرصت می دهم تا خود را اصلاح کند. پس از آنكه پسران خدا و دختران انسان ها باهم وصلت نمودند، مردانی غول آسا از آنان به وجود آمدند. اینان دلاوران معروف دوران قدیم هستند.

    هنگامی که خداوند دید مردم غرق در گناهند و دائما بسوی زشتی ها و پلیدی ها می روند، از آفرینش

    انسان متأسف و محزون شد.

    پس خداوند فرمود: من انسانی را که آفریده ام از روی زمین محو می کنم. حتی حیوانات و خزندگان و پرندگان را نیز از بین می برم، زیرا از آفریدن آن ها متأسف شدم."

    چنین گفته می‌شود که طوفان نوح همه آن ها را جز دسته کمی از میان برد و پس از آن یوشع بن نون در جنگ با آن ها، همه را از میان بر می‌دارد. در جنگ داود و جالوت، جالوت یکی از نفیلیم ها است. اندازه تخت خواب یکی از آن ها در تثنیه، بخش 3 آیه 11، حدود چهار متر طول و دو متر عر ض ذکر شده است.

    "ناگفته نماند که عوج، پادشاه باشان آخرین بازمانده رفائی های غول پیكر بود. تختخواب آهنی او که در شهر رَبَت، یكی از شهرهای عمونی ها نگهداری می شود حدود چهار متر طول و دو متر عر ض دارد."
    دردهایی که برای خداست خیلی زیباست
    شهید چمران


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود