صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دخالت استدلالهای شخصی در تفسیر قرآن؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 13 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دخالت استدلالهای شخصی در تفسیر قرآن؟




    با سلام خدمت کارشناسان گرامی
    مدتی پیش در مورد یک حکم فقهی و تناقض ظاهری آن با یکی از آیات قرآن از کارشناس makaremonline سوال کردم. ایشان ر پاسخ سوال بنده به یک روش خاص تفسیر اشاره فرمودند:
    makaremonline: کفار حربی احترامی ندارند
    makaremonline: لذا غیبت و تهمت آنها اشکالی ندارد
    me: آیا این با آیه 4 سوره نور در تضاد نیست؟
    me: وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِینَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً وَ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ
    کساني که زنان پاک‌دامن را متهمّ مي‌کنند، سپس چهار شاهد [بر مدّعاي خود] نمي‌آورند، آنها را هشتاد تازيانه بزنيد و شهادت‌شان را هرگز نپذيريد؛ و آنها همان فاسقان‌اند
    سوره نور، آیه 4
    me: خب در اینجا هیچ گروهی از زنان پاکدامن استثنا نشده اند
    me: آیا آیه ای وجود دارد که این موضوع را استئنا کرده باشد؟
    me: ممنون
    makaremonline: تضاد آیه چگونه است ؟
    me: خب در اینجا گفته شده زنان پاکدامن. و این موضوع منحصر به گروه خاصی از آنها نشده. مثلاً گفته نشده "زنان پاکدامن مسلمان". هیچ استثنایی هم برای این حکم ذکر نشده
    makaremonline: بحث کفار حربی مفروغ عنه است
    makaremonline: زیرا اسلام مسائل خود را برای مسلمانان بیان می کند
    makaremonline: نه اینکه حکمی کلی را بیان نماید
    makaremonline: تا بخواهید از آیه اطلاق گیری نموده
    makaremonline: و بر غیر مسلمانان هم مخصوصا کفار حربی تطبیق کنید
    makaremonline: مثلا شما
    makaremonline: می دانید که پدر شما با فلان همسایه مشکل دارد و اصلا نمی تواند او را ببینید
    makaremonline: بعد پدر به شما می فرماید همسایه ها را برای شما دعوت کن
    makaremonline: شما می دانید این حکم پدر شامل ان همسایه نمی شود
    makaremonline: و بحث اصلا در مورد او نیست
    makaremonline: لذا اطلاق امر پدر شما شامل آن همسایه نمی شود
    makaremonline: چون حکم ان فرد کاملا مشخص است
    makaremonline: و عدم دعوت او
    makaremonline: برای شما
    makaremonline: مفروغ عنه است
    می خواستم بدونم این روش تفسیر به چه صورت هست؟ و مفسر تا چه حد مجاز هست استدلالهای خودش را در تفسیر آیات قرآن دخالت دهد؟ و آیا مفسر مجاز است بر اساس این استدلالها، تبصره هایی را به احکام قرآنی اضافه کند؟

    با تشکر و احترام فراوان

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    604
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    10 روز 13 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    با نام الله

    دخالت استدلالهای شخصی در تفسیر قرآن؟





    کارشناس بحث: استاد میقات



  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود

    ابتدا مطلبی به عنوان مقدمه عرض می کنم:

    راغب اصفهانی در مقدمه تفسیرش، می گوید مجموعه علومى كه براى مفسّر، به منزله ابزار هستند و بدون آن ها كار تفسير انجام نمى ‏پذيرد، عبارتند از ده علم: لغت، اشتقاق، نحو، قراءات، سيره، حديث، اصول فقه، فقه، كلام، موهبت.

    علم لغت؛ شناخت يكايک واژه ‏ها و الفاظ.
    علم اشتقاق؛ شناخت مناسبت الفاظ با يکديگر.
    علم نحو؛ شناخت امورى كه بر لفظ عارض مى ‏شود؛ مانند ساختار كلمات، تصريف در صيغه ‏هاى مختلف و حالات اعراب.
    علم قرائت؛ شناخت قرائات مختلف كه با كيفيت نزول قرآن ارتباط دارد.
    علم آثار و اخبار؛ شناخت امورى كه قرآن درباره آن ها نازل شده.
    علم سنن؛ ذكر سنن منقول از پيامبر صلّى اللّه عليه وآله و كسانى كه شاهد نزول وحى بوده ‏اند و آن چه مورد اتفاق يا اختلاف آن ها است.
    علم اصول؛ شناخت ناسخ و منسوخ، عموم و خصوص، اجماع و اختلاف، مجمل و مبيّن، انواع قياس شرعى و مواردى كه قياس در آن ها جايز است.
    علم فقه و زهد؛ احكام شرعى، مستحبات و آداب مربوط به سياست ‏هاى سه گانه (فرد، خانواده و جامعه) همراه با رعايت عدالت در هر سه مورد.
    علم كلام؛ شناخت ادله عقل، استدلال ‏هاى واقعى، تقسيم، تعريف، بيان فرق ميان معقولات و مظنونات.
    علم موهبت؛ دانشى را كه خداوند از رهگذر عمل شخص به دانسته‏ هايش نصيب او مى‏ سازد.

    كسى كه اين ده علم در او به سر حد كمال برسد و توان به كار بردن آن را دارا باشد، ديگر قرآن را به رأى خود تفسير نخواهد كرد.

    __________________
    (ر.ک: مقدمه تفسير راغب، ص 97- 93؛ نقل از کتاب "التفسير و المفسرون" ،معرفت، ج ‏1، ص 52)


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    اما در مورد غیبت کافر



    قرآن کریم می فرماید غیبت کردن حرام است:

    «وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوه‏»؛ و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به يقين) همه شما از اين امر كراهت داريد. (حجرات، 12)

    در جای دیگر آیه ای از قرآن داریم که مؤمنان و کسانی که در زمره ایمان به خدا و نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله هستند را برادر یکدیگر معرفی می کند:

    «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»؛ مؤمنان برادر يكديگرند. (حجرات، 10)

    از طرفی در روایات معصومین علیهم ـ که مفسران حقیقی قرآن هستند ـ نیز در مورد حرام بودن غیبت، می بینیم ایشان به برادر دینی و برادر ایمانی بودن، تکیه دارند:

    «قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الْغِيبَةُ قَالَ ذِكْرُكَ أَخَاكَ بِمَا يَكْرَهُ»؛ سؤال کردم از رسول خدا صلی الله علیه وآله، غیبت چیست؟ حضرت فرمودند: آن است كه ياد كنی برادر خود را به چيزی كه او ناخوش آيد.(مكارم الأخلاق، طبرسی، ص 470)

    «الْغِيبَةُ أَنْ تَقُولَ فِي أَخِيكَ مَا سَتَرَهُ اللَّهُ عَلَيْه‏»، غیبت آن است که در غیاب برادرت (برادر دینی) چیزی را بگویی که خداوند آن را پوشانده است.(الكافي، ج ‏2، ص 358، ح 7)

    بنابر این یک مفسر و مجتهد، با توجه به اخوت و برادری که هم در آیات قرآن و هم در روایات، مطرح شده است می تواند نتیجه بگیرد که قید ایمان، در حرام بودن غیبت، لحاظ است و این انسان مؤمن است که غیبتش حرام و ممنوع است؛ لذا غیر مؤمن، حرمت غیبت ندارد.


    نکته:

    حرمت غیبت نداشتن و یا به عبارتی جواز غیبت، اصلا به معنای توصیه به غیبت کردن نیست، بلکه صرف بیان حکم فقهی است. یعنی چه بسا از لحاظ اخلاقی، هر نوع غیبتی ـ غیر از استثنائات ـ مذموم و ناپسند است ولو غیبت کافر.


    و یک مؤمن و مسلمان بهتر است علاوه بر رعایت مسائل فقهی، اخلاقیات را هم رعایت کند؛ رعایت اخلاقیات موجب تعالی و کمال بیشتر است.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۳/۰۱/۲۷ در ساعت ۰۲:۳۰

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  8. تشکرها 3


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 13 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما
    میقات گرامی، ممنونم از پاسخ خوبتون.
    بله، همون طور که فرمودید، در آیات قرآن در مورد غیبت قید اخوت و برادری ذکر شده. حتی گاهی اوقات غیبت می تونه از نظر اخلاقی هم پسندیده باشه.

    اما در مورد تهمت چطور؟ چه قیدی در آیه 4 سوره نور وجود داره که حکم رو منحصر به مسلمانان کنه؟
    وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِینَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً وَ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ
    کساني که زنان پاک‌دامن را متهمّ مي‌کنند، سپس چهار شاهد [بر مدّعاي خود] نمي‌آورند، آنها را هشتاد تازيانه بزنيد و شهادت‌شان را هرگز نپذيريد؛ و آنها همان فاسقان‌اند
    سوره نور، آیه 4
    ممنون

  10. تشکرها 3


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Mostafa4 نمایش پست
    با سلام خدمت شما
    میقات گرامی، ممنونم از پاسخ خوبتون.
    بله، همون طور که فرمودید، در آیات قرآن در مورد غیبت قید اخوت و برادری ذکر شده. حتی گاهی اوقات غیبت می تونه از نظر اخلاقی هم پسندیده باشه.

    اما در مورد تهمت چطور؟ چه قیدی در آیه 4 سوره نور وجود داره که حکم رو منحصر به مسلمانان کنه؟

    ممنون


    با سلام و درود

    تهمت از غیبت، سنگین تر است و تهمت یعنی به دروغ به کسی نسبت دادن؛ و در اسلام چنین اجازه ای داده نشده است.

    البته در روایات مربوط به تهمت، قید برادر دینی داریم ولی اصلا این به معنای حلال بودن تهمت بر غیر مسلمان نیست.

    همان طور که شما هم بیان نموده اید، آیه شریفه اطلاق دارد و قید مسلمان بودن ندارد:

    «وَ الَّذينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانينَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً وَ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ»؛ و كسانى كه آنان پاكدامن را متّهم مى‏كنند، سپس چهار شاهد (بر مدّعاى خود) نمى‏آورند، آنها را هشتاد تازيانه بزنيد و شهادتشان را هرگز نپذيريد و آنها همان فاسقانند! (نور، 4)

    البته در همین سوره، آیه ای مشابه داریم که همراه قید مؤمن بودن آمده است، ولی کسی این آیه را تخصیص برای آیه قبل قرار نداده است:

    «إِنَّ الَّذينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ»؛ كسانى كه زنان پاكدامن و بى‏ خبر (از هر گونه آلودگى) و مؤمن را متهم مى ‏سازند، در دنيا و آخرت از رحمت الهى بدورند و عذاب بزرگى براى آنهاست. (نور، 23)

    بنابر این، این که بگوییم کفار حرمت ندارند پس غیبت و تهمت آن ها جایز است، غلط و ناصحیح است.

    تهمت به کافر ـ بما هو هو ـ حرام نیست؛ ولی این معنایش جواز و حلال بودن نیست، چرا که به عناوین دیگر می تواند حرام باشد.

    در هر صورت، تهمت زدن ـ به دروغ نسبت دادن ـ از نظر اخلاقی نیز ناپسند و مذموم است؛ و این در سیره معصومین علیهم السلام و بزرگان دین، اصلا نبوده است.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 13 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    ممنون از پاسخ شما
    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست

    ...
    تهمت به کافر ـ بما هو هو ـ حرام نیست؛ ولی این معنایش جواز و حلال بودن نیست، چرا که به عناوین دیگر می تواند حرام باشد.
    ...
    منظور از "بما هو هو" چیست؟
    و اینکه به چه عناوینی می تواند حرام باشد؟

    ممنون

  13. تشکرها 2


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Mostafa4 نمایش پست
    سلام
    ممنون از پاسخ شما

    منظور از "بما هو هو" چیست؟
    و اینکه به چه عناوینی می تواند حرام باشد؟

    ممنون

    با سلام و درود

    "بما هو هو" یعنی به خودی خود و بدون در نظر گرفتن جهات و چیزهای دیگر. به عبارت دیگر، کافر به جهت کافر بودنش، حرمت تهمت ندارد.

    اما مواردی که مثلا موجب کینه می شود و یا بی انصافی و ناجوانمردی است و یا تضییع حق است و ...، حرام می شود.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 13 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    چطور نتیجه گیری می شود که کافر به خودی خود حرمت تهمت ندارد؟ چه آیه ای این موضوع را تایید می کند؟

    ممنون

  16. تشکر


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Mostafa4 نمایش پست
    سلام
    چطور نتیجه گیری می شود که کافر به خودی خود حرمت تهمت ندارد؟ چه آیه ای این موضوع را تایید می کند؟

    ممنون


    با سلام و درود

    با مراجعه به قرآن کریم، به وضوح روشن می شود ایمان بر کفر و مؤمن بر کافر، برتری و فضیلت دارد. از جمله به این آیات توجه فرمایید:

    «وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ ... وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِك‏»؛ كنيز باايمان، از زن آزاد بت ‏پرست، ... و يک غلام باايمان، از يک مرد آزاد بت‏ پرست، بهتر است‏. (بقره، 221)

    «وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإيمانَ وَ زَيَّنَهُ في‏ قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ»؛ ولى خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهايتان زينت بخشيده، و (به عكس) كفر و فسق و گناه را منفورتان قرار داده است كسانى كه داراى اين صفاتند هدايت يافتگانند. (حجرات، 7)

    «وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإيمانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُون‏»؛ و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد، بسيار بد است كه بر كسى پس از ايمان نام كفرآميز بگذاريد و آنها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند! (حجرات، 11)

    «ما كُنْتَ تَدْري مَا الْكِتابُ وَ لاَ الْإيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّكَ لَتَهْدي إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ»؛ تو پيش از اين نمى‏دانستى كتاب و ايمان چيست (و از محتواى قرآن آگاه نبودى) ولى ما آن را نورى قرار داديم كه بوسيله آن هر كس از بندگان خويش را بخواهيم هدايت مى ‏كنيم و تو مسلّماً به سوى راه راست هدايت مى ‏كنى. (شوری، 52)

    «وَ مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَإِنَّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرينَ سَعيراً»؛ آن كس كه به خدا و پيامبرش ايمان نياورده (سرنوشتش دوزخ است)، چرا كه ما براى كافران آتش فروزان آماده كرده ‏ايم‏. (فتح، 13)

    و ....

    بنابر این، انسان مؤمن، حرمت و احترام مضاعفی نسبت به دیگران دارد، و به جهت این ایمان، غیبت او و تهمت به او حرام است.

    کافر، به جهت نداشتن ایمان، این درجه از احترام و حرمت را ندارد، لذا این تحریم غیبت و تهمت را هم ندارد.

    لذا کافر، به جهت کافر بودن (بما هو هو)، و بدون در نظر گرفتن جهات دیگر، حرمت تهمت ندارد؛ ولی می تواند از جهات دیگر، تهمت به او حرام باشد.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  18. تشکر


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود