صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دعای پنجاه و سوم صحیفه سجادیه(دعا به هنگام اظهار خاکساری در درگاه خدا)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دعای پنجاه و سوم صحیفه سجادیه(دعا به هنگام اظهار خاکساری در درگاه خدا)




    باسمه تعالی
    اگر شان خداوند متعال، عزت و عظمت و اظهار غنا و بی نیازی است، شان بنده اظهار خاک ساری، بندگی و خواری و کوچکی می باشد و این مسئله آن گاه که از سوی امام معصوم علیه السلام اظهار می شود دل پذیرتر است زیرا امام معصوم که به قله کمالات رسیده از هر کس دیگر خود را نیازمندتر به خدا می بیند و از این رو خاک سارتر از همه است.

    فراز اول:
    رَبِ‏أَفْحَمَتْنِي‏ ذُنُوبِي، وَ انْقَطَعَتْ مَقَالَتِي، فَلَا حُجَّةَ لِي، فَأَنَا الْأَسِيرُ بِبَلِيَّتِي، الْمُرْتَهَنُ بِعَمَلِي، الْمُتَرَدِّدُ فِي خَطِيئَتِي، الْمُتَحَيِّرُ عَنْ قَصْدِي، الْمُنْقَطَعُ بِي.


    خدایا گناهان وامانده ام کرده و سخنم گسیخته و حجت و دلیلی برایم نمانده است و اسیر گرفتاری های خویشتنم و در گرو کردارهایم هستم و در گناهانم سرگشته و در مقاصدم سرگردان و در راه زندگی ام درمانده ام.

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۱۹ در ساعت ۰۲:۳۲

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آثار گناه در قیامت:

    در این دعا امام سجاد علی السلام به برخی از آثار گناهان که در قیامت آشکار می شود اشاره نموده و می فرماید: گناهان آن چنان واماندگی را با خود به همراه می آورد که شخص تبه کار در قیامت سخنی برای گفتن و توانی برای دفاع ندارد و زبان او برای عذرخواهی کُند می گردد و حیرت و افسوس او آن چنان گرفتارش می سازد که در تنگنای آن راهی جزپذیرش جرم خود ندارد بلکه عذاب جهنم را راهی برای فرار از عذاب وجدان می بیند.


    آری آن جا که پیامبران علیهم السلام لرزان و اولیا گریان اند گناه کار بینوا که در ورطه گرفتاری افتاده و خود را در محور هلاکت می بیندچه کند؟ راستی چه قدر سخت است که انسان بداند قطعا معذب خواهد شد و از سوی دیگر تنها خود را مقصر ببیند و با این حال بداند که هیچ گریزی وجود ندارد و فریاد رسی جز خدا نیست در حالی که در تمام عمر هرگز به یاد خدا نبوده و هیچ گاه جانب او را رعایت نکرده است.

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۱۹ در ساعت ۰۲:۳۳

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    انسان در گرو اعمال و اسیر نفس خود

    در بخش دیگر از این دعا امام علیه السلام خود را اسیر و در گرو عمل خود می بیند. این همان مضمون آیه کریمه است که می فرماید:
    «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَ»[1]؛ «هر کس در گرو عمل خود می باشد.»


    نیز در آیه دیگر می فرماید: «وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ في‏ عُنُقِ»[2]؛ «پرونده رفتار هر کسی بر گردن او آویخته است.


    در گرو عمل بودن و به اسارت شیطان گرفتار آمدن اسارتی است که زنجیر آن به دست و پا نهاده نمی شود بلکه چشم دل را بسته و نور عقل را خاموش می کند و نمی گذارد انسان در تعالی خود گام بردارد و از این رو رهایی از آن بسیار مشکل است زیرا رهایی همیشه به وسیله عقل و فهم و درایت بشری صورت می گیرد که همگی در این فرض به دست شیطان عقیم مانده است .

    بدین ترتیب این گونه اسارت از جنگ های فیزیکی بسیار مشکل تر است در پیکارهای ظاهری عقل فرد اسیر آزاد است و سرانجام بند و زنجیر را از دست و پا باز می کند و می تواند با تدبیر عقل آزاد شود ولی کسی که اسیر نفس گردیده عقل او به گرو رفته و چشم دل او کور شده و تمام وجود انسانی در اسارت است از این رو رهایی از آن بسیار مشکل بوده و در توان هر کسی نیست مگر ان که رحمت خاصه الهی شامل حال انسان شود و او را از این ورطه هولناک نجات بدهد.


    پی نوشت:
    [1].مدثر، 38
    [2].اسراء، 13

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۱۹ در ساعت ۰۲:۳۵

  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز دوم:

    قَدْ أَوْقَفْتُ نَفْسِي مَوْقِفَ الْأَذِلَّاءِ الْمُذْنِبِينَ، مَوْقِفَ الْأَشْقِيَاءِ الْمُتَجَرِّينَ عَلَيْكَ، الْمُسْتَخِفِّينَ بِوَعْدِك‏

    خدایا نفس من به دلیل گناهان در موطن خواری قرار گرفته است و در جایگاه تیره بختان گستاخ که به وعده های تو توجه نمی کنند جای دارد.

    ذلت و خواری از آثار گناه:
    در این بخش از امام علیه السلام خاری و بدبختی را از اثار گناه دانسته و در شمار بازتاب های پلید گناه آورده است زیرا گناه را شناخته و می داند که گناه خروج از زی انسانیت و حرکتی بر خلاف نظم طبیعی و نظام تکوینی و چینش حساب شده نظام موجودات است

    در نظام هستی همه چیز متناسب و بر اساس حساب و قاعده منظمی می باشد که گویی هر یک مهره ای است که تخلف از آن جایز نیست و راستی چه ذلت و شقاوتی روشن تر از تنهایی در نهاد هستی ، در حالی که همه موجودات در اختیار محض حضرت ربوبی جل و جلاله و سر در خط فرمان او دارند چنانکه قرآن کریم می فرماید:


    «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثيرٌ مِنَ النَّا»[1]؛ «آیا ندانستی که خدا است که هر کس در آسمان ها و هر کس در زمین است و خورشید و ماه و تمام ستارگان و کوه ها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم برای او سجده می کنند.»

    بنابراین کسی که بر خلاف سیر هستی حرکت کند مورد ریشخند ذره ذره هستی قرار خواهد گرفت چنانکه در قرآن کریم می فرماید: «وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِم»[2]، «کسی که خداوند متعال را پست شمرده هرگز کسی او را گرامی نخواهد داشت.»

    پی نوشت:
    [1].حج، 18
    [2].همان

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۱۹ در ساعت ۰۲:۳۶

  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز سوم:

    سُبْحَانَكَ! أَيَّ جُرْأَةٍ اجْتَرَأْتُ عَلَيْكَ، وَ أَيَّ تَغْرِيرٍ غَرَّرْتُ بِنَفْسِي‏

    خدایا تو منزهی ، من در حال خود حیرانم که چگونه بر تو جرات پیدا کرده ام و چگونه توانستم خود را گول زده و دچار غفلت گردم.


    حالت غفلت و پیامدهای سوء آن

    غفلت حالت بسیار خطرناکی است گاه انسان در اثر غفلت زدگی به کارهایی دست می زند که در حال آگاهی هرگز عملی نیست، زیرا در حال بی خبری ادراک آدمی به دقت کار نمی کند و به پیامدهای مسئله آگاهی و توجه ندارد و درباره لوازم آن نمی اندیشد و در نتیجه مقام حضور کسی را که عظیم ترین شخصیت عالم است احساس نمی کند و بدون آنکه جانب او را رعایت نماید مرتکب زشت ترین کردارها و بی ادبی در محضر ربوبی می شود اما وقتی به خود باز می گردد زشتی و قباحت کار خود را در می یابد که دیگر کار از کار گذشته و چه بسا با پایان یافتن زندگی او تمام شود.

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۱۹ در ساعت ۰۲:۳۸

  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آری اگر غافلان می دانستند که روی کرد این حالت چه بازتاب هایی خواهد داشت قطعا دست نگاه داشته و گستاخانه مبادرت به کردارهای نا معقول و خارج از شعور نمی زدند تا در اثر آن به لطمه های روحی و تهدیدهای جدی دچار گردند ولی متاسفانه آدمی از این خواب عمیق بیدار نمی شود و صدها هزار نسل در این چاه عمیق فرو رفته اند و با وضع بسیار رقت بار به بدترین زندگی خاتمه داده اند ولی نسل بعد همواره بدون آنکه کم ترین عبرتی بگیرد به دنبال نسل قبلی در همان چاه عمیق سقوط می کند.

    چه خوش سروده است خواجه شیراز آن جا که می فرماید:
    ای که دایم به خویش مغروری / گر تو را عشق نیست معذوری
    مستی عشق نیست در سر تو / رو که تو مست آب انگوری


    از دید این شاعر عارف غفلت و غرور و بی خبری خود نوعی مستی است که هر گونه خطا و ناهنجاری را در پی دارد بنابراین انسان باید پیوسته تلاش کند که این دیو وحشت آور بر صحیفه قلب او جای نگیرد و استعدادهای روشن و زنده او را خاموش نگرداند.


    از این رو در این فراز امام معصوم علیه السلام یادآوری می کند که گوهر عمر را هدر ندهیم و خود را از چنگال غفلت نجات دهیم که راستی تنها داروی نجات بخش از این هلاکت فقط یاد خدا است چنان که فرمود:

    «
    أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[1]؛ «هان، دل ها تنها با یاد خدا آرام می گیرند.»

    پی نوشت:
    [1].رعد، 28

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۱۹ در ساعت ۰۲:۳۹

  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز چهارم:

    موْلَايَ ارْحَمْ كَبْوَتِي لِحُرِّ وَجْهِي وَ زَلَّةَ قَدَمِي، وَ عُدْ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِي وَ بِإِحْسَانِكَ عَلَى إِسَاءَتِي، فَأَنَا الْمُقِرُّ بِذَنْبِي، الْمُعْتَرِفُ بِخَطِيئَتِي، وَ هَذِهِ يَدِي وَ نَاصِيَتِي، أَسْتَكِينُ بِالْقَوَدِ مِنْ نَفْسِي، ارْحَمْ شَيْبَتِي، وَ نَفَادَ أَيَّامِي، وَ اقْتِرَابَ أَجَلِي وَ ضَعْفِي وَ مَسْكَنَتِي وَ قِلَّةَ حِيلَتِي.

    مولای من زمین خوردن من با تمام قامت و به رو افتادن من و نیز لغزش پایم را ببخشای و با حلم خود جهلم را و با احسانت بدی هایم را عفو فرما که من به گناهان و خطاهای خود اعتراف می کنم و این دست من و این موی جلو سر من است که در اختیار تو است و با تمام بیچارگی آماده مجازاتم به پیری و گذشت روزگار و نزدیکی اجل و ضعف و مسکنت و ناتوانی من ترحم بفرما.

    آثار حیرت انگیز گناه
    حضرت سجاد علیه السلام در این دعا آثار غم بار و حیرت بر انگیز گناهان را بیان داشته که هر فرد آگاه به ویژه کسی که به شخصیت خود علاقه مند است از این گونه بازتاب ها به شدت نگران و گریزان می گرددزیرا روح لطیف انسانی از گناه گریزان بوده و به سرعت از اعمال ناهنچار متاثر می شود درست همانند آیینه ای که در کنار وزش بادها و عبور خس و خاشاک قرار گیرد که روی آن به تدریج متاثر شده و روشنی خود را از دست داده و به تیرگی می گراید.

    تعبیرهایی که امام سجاد علیه السلام در این دعا بیان فرموده بسیار تکان دهنده و گویای آن است که انسان در اثر گناه با تمام وجود به زمین می خورد و هر دو پای اش می لغزد نیز امام علیه السلام از گذران ایام و گردش سریع روزگار و پیچیده شدن طومار عمر سخن به میان آورده تا کسی نپندارد در این جهان ماندگار می باشد بلکه شتاب روزگار کودک را جوان و جوان را به پیری می کشاند و لحظه به لحظه به مرگ نزدیک می کند و با این همه نوید می دهد که از رحمتش مایوس نباشیم تا این که دست پربرکت قدرت الهی دستگیر ما گردد.

    مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو / یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
    گفتم ای نفس بخسبیدی و خورشید دمید /گفت با این همه از سابقه نومید مشو[1]


    پی نوشت:
    [1].دیوان حافظ، تصحیح قدسی، غزل501

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۱۹ در ساعت ۰۲:۴۱

  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز پنجم:

    مَوْلَايَ وَ ارْحَمْنِي إِذَا انْقَطَعَ مِنَ الدُّنْيَا أَثَرِي، وَ امَّحَى مِنَ الْمَخْلُوقِينَ ذِكْرِي، وَ كُنْتُ مِنَ الْمَنْسِيِّينَ كَمَنْ قَدْ نُسِيَ

    خدایا آن گاه که نام و نشانی از من در دنیا نماند و هیچ آفریده ای از من یاد نکند و در گروه فراموش شدگان قرار گرفتم به من ترحم بفرما.


    لزوم بیداری پیش از پایان یافتن سیر پرشتاب جهان مادی

    حرکت حاکم بر مجموعه جهان مادی پیوسته بنا بر کهنه کردن دگرگونی و سپس فراموش نمودن است به گونه ای هیچ امر ثابتی در این مرتبه از هستی به چشم نمی خورد و هر چه هست تکاپو، جنبش ، نا آرامی و سپس نابودی و مرگ است و بشر امید ابدیت و بقا را در این عالم همیشه به گور برده است و گویی تابلویی بلند بر سر در این عالم مکتوب است که «کل مَن علیها فانٍ»[1]

    آری حرکت در این عالم فقط در ظواهر و اعراض کائنات نیست تا اصلی ثابت برقرار بماند بلکه حرکت نهادی این عالم پس از مدتی ذات اشیا را به فراموشی سپرده و اثری از آنها باقی نمی گذارد و نا آرامی در ذات اشیا بسیار شتابنده تر از حرکات مکانی و کمی و کیفی است زیرا حرکات ظاهری و کمی و کیفی فقط در ظاهر اثر می گذارد ولی حرکت در ذات جوهر را کاسته و سپس به دست نیستی می دهد و راستی این جهان مجموعه ای از اسرار است.

    کس ندانست که منزلگه مقصود کجا است / آن قدر هست که بانک جرسی می آید.

    پی نوشت:
    [1].الرحمان، 26
    [2].دیوان حافظ، تصحیح قدسی، غزل 243
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۱۹ در ساعت ۰۲:۴۳

  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در رمز پر راز این عالم انسان بیچاره که گوش هوش به وحی نداده و هم چنان سرگردان است تا عاقبت سر به تیره تراب برد آن گاه بیدار می شود که عین و اثری از زندگی 70-80 ساله او نمانده و به سرعت به فراموشی گراییده شده و هیچ کس سراغی از او نمی گیرد و نمی داند که عالم دنیا چه بود و کجا بود؟

    امام علی علیه السلام فرمودند:
    «مردم خوابند به هنگام مرگ بیدار می شوند.»[1]


    از این رو وحی پیوسته آدمی را به آینده هشدار می دهد که بیدار باش و برای آن روز خود فکری کن که جز خدا کسی تو را به یاد نمی آورد

    بلکه در آن روز «لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْني»[2]؛ «در آن روز هر کسی از آنان را کاری است که او را به خود مشغول می دارد.»


    و نیز «يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخيه وَ أُمِّهِ وَ أَبيهِ»[3]؛ «روزی که انسان از برادر و مادر و پدر خود گریزان است.»

    در آنجا فقط خدا مددکار تو خواهد بود پس امروز جانب او را رعایت کن و او را فراموش مکن ، زیرا اگر در آن روز خدا تو را فراموش کند کسی نمی داند که کار تو به کجا می انجامد؟

    «وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُم»[4]؛ «هرگز همانند آنان نباشید که خدا را فراموش کردند و خداوند نیز آنان را به فراموشی سپرد.

    پی نوشت:
    [1].بحارالانوار، ج4، ص43
    [2].عبس، 37
    [3].همان 34-35
    [4].حشر، 19

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۱۹ در ساعت ۰۲:۴۵

  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز ششم:

    مَوْلَايَ‏وَارْحَمْنِي‏ عِنْدَ تَغَيُّرِ صُورَتِي وَ حَالِي إِذَا بَلِيَ جِسْمِي، وَ تَفَرَّقَتْ أَعْضَائِي، وَ تَقَطَّعَتْ أَوْصَالِي، يَا غَفْلَتِي عَمَّا يُرَادُ بِي‏


    خدایا آن گاه که دگرگونی در صورت و حالم پیدا می شود و جسم من به پوسیدگی می گراید و اعضا و بند بند بدنم جدا می گردد به من رحم کن. وای بر من که از وظایف خود غفلت دارم.

    انسان حقیقی فراتر از جسم

    با دقت در این کلام حضرت امام الساجدین علیه السلام روشن می شود که حقیقت انسان مکلف است زیرا بعد از پوسیدن و قطعه قطعه شدن بدن ثابت و زنده و باشعور است به طوری که قابلیت سوال و جواب را دارد و درباره کردارها و رفتارهایش بازخواست می شود

    همچنین معلوم می شود که بازتاب اعمال در این بعد از وجود انسان پیدا می شود چرا که تاثیر و تاثر و عکس العمل اعمال در ارتباط با جسم نیست و سنخیتی با بدن ندارد بلکه بدن کارگزار و قوه عامله ای بیش نیست و فرماندهی کارهای زشت و زیبا حتما باید از موطن دیگر هدایت شود تا عضله ها متحرک شود و به هر صورت که او فرمان می دهد عمل کند خواه به سوی رشد و هدایت و یا به سوی ضلالت و گمراهی . از این رو باید در تهذیب نفس کوشید.


    نیز بدین لحاظ حضرت علیه السلام در ادامه می فرماید: وای بر من که نمی دانم در همان حالی که بدنم پوسیده و قطعه قطعه می شود از من چه می خواهند؟ اگر در این عبارت«یا غَفلتی عمّا یُرادُ بی» یعنی ای وای از غفلت من از این که چه چیز متوجه من است دقت کنیم پی می بریم آن چه انسان از آن غفلت ورزیده بدن نیست.

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۱۹ در ساعت ۰۲:۴۷

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود