جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مفهوم اسمای خداوند:

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مفهوم اسمای خداوند:




    باسمه تعالی

    امام سجاد علیه السلام در دعای چهل و هفتم صحیفه سجادیه می فرماید:

    الحمدُلله رَبّ العالمین. اللهم لَکَ الحَمدُ بَدیعَ السّماواتِ وَ الارض، ذاالجلال وَالاکرام، رَبَّ الارباب، و اله کُل مالوهٍ، وَ خالقَ کُلِّ مخلوقٍ، وَ وارثَ کل شیءٍ، لَیسَ کَمثله شیءٌ ، وَ لا یعزُبُ عَنهُ علم شیءٍ ، وَ هو بِکُلّ شیءٍ مُحیطٌ، وَ هُوَ علی کُلِّ شیءٍ رَقیب

    ستایش فقط سزاوار پروردگار جهانیان است بار پروردگارا، ستایش سزاوار تو است که پدید آورنده آسمان ها و زمین، صاحب جلال و کرامت ، پروردگار تمامی مالکان، خدای تمامی مخلوقات، افریننده همه موجودات و صاحب اصلی همه چیز هستی و هیچ کس همانند تو نیست و هیچ چیز از حیطه دانش تو خارج نیست و به همه موجودات احاطه داری و مراقب همه چیز می باشی.


    در بخش آغازین این دعا امام سجاد علیه السلام با الف و لام اسغراق یک باره همه ستایش را ویژه حضرت اله دانسته و دلیل این ویژگی را ربانیت تمام هستی می داند یعنی فقط و فقط آن کس که همه جهان از خرد و کلان ، از کوچک ترین مورد تا عظیم ترین کهکشان ها را به قدرت و حکمت خود آفریده سزاوار همه ستایش ها و سپاس همه جهانیان است زیرا هر چیز را مدح کنیم و هر کس را سپاس گزاریم و در برابر هر زیبایی ستایش نماییم مخلوق و معلول ذات اقدس آن واجب الوجود می باشد و به تمام حقیقت و ملکوت وجودی اش در اختیار تام حضرت احدیت است.


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۱۹ در ساعت ۱۹:۴۳


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مفهوم اسم «بدیع السماوات و الارض»


    در ادامه خداوند متعال را با صفت«بدیع السموات و الارض» ستوده است. واژه ابداع به معنای نو آفریدن است، یعنی خداوند متعال مخلوقات را از روی الگویی اقتباس نکرده و هیچ گونه سابقه ای وجود نداشته بلکه آنها را به انشا و ابتکار خود آفریده و هیچ گونه فکر و عقلی را توان تصور کم ترین گوشه ای از این عالم بهت آور نیست تا چه رسد که آن را ایجاد کند بلکه ذره ذره عالم به همین سبک است یعنی شکل و شمایل و رابطه های موجودات و چگونگی ماهیات آنها خود اعجاز عظیمی از دستگاه آفرینش می باشد به طوری که هر موثری در این عالم معلول او بوده و هر موجودی به تمام وجود وابسته به فیض مستمر حضرت خداوندی است نیز به همین لحاظ او را «رب الارباب» خواند.

    مفهوم اسم وارث کل شیء:

    یکی دیگر از اسمای الهی که در این دعا ذکر شده اسم «وارث کل شیء» است یعنی از کران ازلی تا به کران ابدی هیچ چیز از نظام هستی فناپذیر نیست بلکه از خدای متعال شروع شده و به خدای متعال منتهی می شود.

    چنانکه قرآن کریم فرمود: «وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصير»[1]؛ «بازگشت همه به سوی خدا است.»


    «ُ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ»[2]؛ «کارها به سوی خدا باز می گردند.»

    یعنی راه همه موجودات به سوی خدا بوده و بدان سوی در حرکت اند و در کتاب تدوین برای سلسله موجودات عالم راه دیگری جز برگشت به سوی مبدا هستی محال می باشد.


    پی نوشت:
    [1].آل عمران، 28
    [2].بقره، 210


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۱۹ در ساعت ۱۹:۴۶


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مفهوم چند اسم دیگر حضرت حق:


    «لَیسَ کَمِثلِهِ شیءٌ» یعنی هیچ چیز مشابه خداوند متعال نیست، زیرا واجب الوجود و مبدا عالم اگر نظیری همانند خود داشته باشد نظام توحیدی عالم از هم می پاشد و بنا بر گفته قرآن کریم«إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ»[1]یعنی هر خدایی با مخلوق خود به سویی می رود و نظام جهان به سوی فساد و تباهی می گراید.

    «لا یعزُبُ عَنهُ عِلم شیءٍ » یعنی هیچ چیز از نظر او پنهان نیست زیرا ذره ذره عالم را خود او آفریده است. با این حال چگونه از آفریده خود غافل خواهد بود در حالی که اگر لحضه ای نظر التفات او از ذره ای و یا همه عالم قطع شود نه ذره می ماند و نه عالم.

    «وَ هو بکلِّ شَیءٍ عَلیمٌ» یعنی خداوند به همه چیز احاطه دارد زیرا علت نسبت به معلول چنان است که به هیچ وجه رابطه آنان و حضور معلول نزد علت خلل پذیر نیست و غیبت علت از معلول و عدم رابطه معلول با علت به معنای نابودی معلول خواهد بود.

    پی نوشت:
    [1].مومنون، 91


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۱۹ در ساعت ۱۹:۴۸


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مفهوم یگانگی حضرت حق

    یگانگی جناب حق همانند یکتایی و یگانگی ای که ما در نظام موجودات تصور می کنیم نیست زیرا هر گونه «یکی» برای آن «دومی»فرض می شود ولی خداوند متعال یگانه ای است که هرگز دومی برای او قابل فرض و تصور نمی باشد

    خداوند متعال هستی خالص و وجود محض است و هیچ چیز دیگر با آن آمیخته و همراه نیست حتی حد وجود نیز با او همراه نبوده و آن را هم نمی پذیرد بنابراین چگونه برای وجود خالص و نامتناهی و نامحدود دومی فرض کنیم؟

    زیرا وجود دومی ندارد چون آن دوم اگر وجود باشد دوم نیست همان اول است و اگر وجود نباشد عدم محض است و عدم، هیچ است و نیز برای نامتناهی دوم فرض نمی شود، زیرا اگر برای آن دوم قابل فرض باشد برای موجود نامتناهی دوم نیز می توان دوم فرض کرد و در نتیجه هر کدام دارای حد و مرز خواهند بود و هر موجودی که حد و مرز داشته باشد محدود و متناهی نخواهد بود.


    بنابراین وحدانیت خداوند بدین معنا است که برای او دومی نمی توان فرض کرد.

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۱۹ در ساعت ۱۹:۴۹


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    معنای کرامت خداوند:

    خداوند متعال هم چنان که در صفت یگانگی بی همتا است و به هیچ وجه به موجودات دیگر شبیه نیست در همه صفات متعالی خود نیز این چنین است که با سایر موجودات امتیاز کامل دارد

    مثلا اگر او کریم است کرامت او به معنای بخشیدن چیزی از جایی به دیگری نیست بلکه به معنای ایجاد و آفرینش بوده که آن را از عدم خلق نموده و به او وجود عطا می کند و از وادی عدم به مرتبه ظهور می رساند و هر چیز را که ایجاد کرده تمامی نیازهای آنان را نیز آفریده و در اختیار اند قرار می دهد چه آنچه را که آفریده خود می داند به آن محتاج است و یا آن چه را که از آن بی خبر بوده و نمی داند که به آن نیازمند است. آری خداوند همه نیازهای وجود و بقای انسان را آفرید، خواه قدر دانی کند یا کفر بورزد، چه سرکشی کند و یا اطاعت نماید، در تمام این حالت ها خداوند متعال به کرامت خود سفره رنگین خلقت را گستردانیده است.


    بسیط زمین سفره عالم او است / بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۱۹ در ساعت ۱۹:۵۱


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مفهوم عظمت و کبریایی حضرت حق:



    عظمت و کبریایی خداوند نیز همانند بزرگی و بزرگواری اعتباری ما نمی باشد زیرا ان چه در جوامع بشری به نام بزرگی و بزرگ منشی به یاد داریم همگی عبارت از یک سلسله قراردادهایی است که مردم برای گذرانیدن زندگی اعتبار و قرارداد می کنند و فردی را رئیس و فرمانده و دیگری را مامور و فرمان بر قرار می دهندتا چرخ اجتماع بر محور صحیح خود بچرخد، اما ان روزی که همان رئیس آفریده می شود با دیگر مردم هیچ فرقی ندارد

    ولی کبریایی حضرت حق ذاتیِ آن جناب بوده و همه کائنات پهنه هستی به یک دم عنایت او بستگی دارند؛ به گونه ای که اگر به آنی توجه خود را از موجودات هستی بر دارد همه چیزها در یک لحظه نابود می گردند. این است کبریائی راستین، نه آن کس که اگر خواب بر او غالب آید همانند عاجزترین ناتوانان عالم نقش بر زمین است.


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۱۹ در ساعت ۱۹:۵۲


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مفهوم انتقام الهی


    اگر خداوند شدید المحال و شدید الانتقام است، بر پایه ای محکم استوار است که به هیچ وجه خلل پذیر نیست

    یعنی در قیامت جرم انسانی خود عمل مجرمانه بوده که در آن روز تبلور یافته و شخص را به درک اسفل جهنم می کشاند و رفتار صالحانه فرد متقی و صالح او را هم نشین فرشتگان می سازد.

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۱۹ در ساعت ۱۹:۵۳


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    44
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    من هم برام ی سوالی پیش اومده....ممیت ---حی---قیوم به چه معنا هستند؟




  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    3,760
    صلوات
    522
    تعداد دلنوشته
    16
    مورد تشکر
    1,370 پست
    حضور
    166 روز 12 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    6

    اسماء و صفات الهی




    مفهوم اسماء حسنی

    " برای خداست تمامی اسمایی كه بهترین اسماء است پس او را عبادت كنید و با آنها به سویش توجه نمایید."( سوره اعراف، آیه 80)
    توصیف اسماء خدا به وصف " حسنی " دلالت می كند بر این كه مراد به این اسماء، اسمایی است كه در آنها معنای وصفی بوده باشد، مانند آن اسمایی كه جز بر ذات خدای تعالی دلالت ندارد، اگر چنین اسمایی درمیان اسماء خدا وجود داشته باشد، آن هم نه هر اسم دارای معنای وصفی، بلكه اسمی كه در معنای وصفی اش حسنی هم داشته باشد، باز هم نه هر اسمی كه در معنای وصفی اش حسن و كمال خوابیده باشد، بلكه آن اسمایی كه معنای وصفی اش وقتی با ذات خدای تعالی اعتبار شود به غیر خود احسن هم باشد، بنابر این شجاع وعفیف هرچند از اسمایی هستند كه دارای معنای وصفی اند و هر چند در معنای وصفی آنها حسن خوابیده لكن لایق به ساحت قدس خدا نیستند برای این كه از یك خصوصیت جسمانی خبر می دهند.
    لازمه این كه اسمی از اسماء خدا بهترین اسم باشد این است كه بریك معنای كمالی دلالت كند، آن هم كمالی كه مخلوط با نفس و یا عدم نباشد، واگر هم هست تفكیك معنای كمالی از آن معنای نقصی و عدمی ممكن باشد.
    " تنها برای خداست اسماء حسنی"، هر اسمی كه احسن در وجود باشد برای خدا بوده و احدی درآن با خدا شریك نیست. تنها برای خدا بودن آنها معنایش این است كه حقیقت این معانی فقط و فقط برای خداست و كسی در آنها با خدا شركت ندارد، مگر به همان مقداری كه او تملیك به اراده و مشیت خود كند.
    تقسیم بندی صفات الهی

    بعضی از صفات خدا صفاتی است كه معنای ثبوتی را افاده می كند، از قبیل علم و حیات، و اینها صفاتی هستند كه مشتمل برمعنای كمالند، و بعضی دیگرآن صفاتی است كه معنای سلبی را افاده می كند، مانند سبوح و قدوس و سایر صفاتی كه خدای را منزه از نقایص می سازد، پس از این نظر می توان صفات خدا را به دو دسته تقسیم كرد: یكی ثبوتیه و دیگری سلبیه.
    پاره ای از صفات خدا آن صفاتی است كه عین ذات او است نه زاید بر آن . مانند حیات و قدرت و علم به ذات، و اینها صفات ذاتی اند. و پاره ای دیگر صفاتی هستند كه تحقیقشان محتاج به این است كه ذات قبل از تحقق آن صفات محقق فرض شود، مانند خالق ورازق بودن كه صفات فعلی هستند، و اینگونه صفات زاید برذات و متنزع از مقام فعلند.
    همچنین خلق و رحمت ومغفرت و سایر صفات و اسماء فعلی خدا كه برخدا اطلاق می شود، و خدا به آن اسماء نامیده می شود بدون این كه خداوند به معانی آنها متلبس باشد، چنان كه به حیات و قدرت وسایر صفات ذاتی متصف می شود، چه اگر خداوند حقیقتاً متلبس به آنها می بود می بایستی آن صفات، صفات ذاتی خدا باشند نه خارج از ذات، پس از این نظرهم می توان صفات خدا را به دو دسته تقسیم كرد: یكی صفات ذاتیه و دیگری صفات فعلیه.
    تقسیم دیگری كه درصفات خدا هست، تقسیم به نفسیت و اضافت است، آن صفتی كه معنایش هیچ اضافه ای به خارج از ذات ندارد صفات نفسی است مانند حیات، آن صفتی كه اضافه به خارج دارد صفت اضافی است، و این قسم دوم هم دوقسم است، زیرا بعضی از اینگونه صفات نفسی هستند و به خارج اضافه دارند آنها را صفات نفسی ذات اضافه می نمامیم، و بعضی دیگر صرفاً اضافی اند مانند خالقیت و رازقیت كه امثال آن را صفات اضافی محض نام می گذاریم.
    تعداد اسماء حسنی

    در آیات كریمه قرآن دلیلی كه دلالت كند برعدد اسماء حسنی و آن را محدود سازد نیست. هر اسمی درعالم باشد كه ازجهت معنا احسن اسماء بوده باشد آن اسم ازآن خداست، پس نمی توان اسماء حسنی را شمرده و به عدد معینی محدود كرد.
    آن مقداری كه در خود قرآن آمده صد و بیست و هفت اسم است:
    الف – الاه، احد، اول، آخر، اعلی، اكرم، اعلم، ارحم الراحمین، احكم الحاكمین، احسن الخالقین، اهل التقوی، اهل المغفره، اقرب، ابقی.
    ب – باری، باطن، بدیع، بر، بصیر.
    ت – تواب.
    ج – جبار، جامع.
    ح – حكیم، حلیم، حی، حق، حمید، حسیب، حفیظ، حفی.
    خ – خبیر، خالق، خلاق، خیر، خیرالفاصلین، خیرالحاكمین،خیرالفاتحین، خیرالغافرین، خیرالوارثین، خیرالراحمین، خیرالمنزلین.
    ذ – ذوالعرش، ذوالطول، ذوانتقام، ذوالفضل العظیم، ذوالرحمه، ذوالقوه، ذوالجلال و الاكرام، ذوالمعارج.
    ر- رحمن، رحیم، رئوف، رب، رفیع الدرجات، رزاق، رقیب.
    س – سمیع، سلام، سریع الحساب، سریع العقاب.
    ش – شهید، شاكر، شكور، شدید العقاب، شدید المحال .
    ص – صمد.
    ظ – ظاهر.
    ع – علیم، عزیز، عفو، علی، عظیم، علام الغیوب، عالم الغیب و الشهاده.
    غ – غنی، غفور، غالب، غافرالذنب، غفار.
    ف – فالق الاصباح، فالق الحب و النوی، فاطر، فتاح.
    ق – قوی، قدوس، قیوم، قاهر، قهار، قریب، قادر، قدیر، قابل التوب، قائم علی كل نفس بما كسبت.
    ك – كبیر، كریم، كافی.
    ل – لطیف.
    م – ملك، مومن، مهیمن، متكبر، مصور، مجید، مجیب، مبین، مولی، محیط، مصیب، متعال، محیی، متین، مقتدر، مستعان، مبدی، مالك الملك.
    ن – نصیر، نور.
    و – وهاب واحد، ولی، والی، واسع، وكیل، ودود.
    ه – هادی.
    معانی این اسماء را خدای تعالی به نحو اصالت داراست، و دیگران به تبع او دارا هستند، پس مالك حقیقی این اسماء خداست، و دیگران چیزی ازآن را مالك نیستند مگر آنچه را كه خداوند به ایشان تملیك كرده باشد كه بعد از تملیك هم باز مالك است، واز ملكش بیرون نرفته است.
    در قرآن هیچ دلیلی بر توقیفی بودن اسماء خدای تعالی نبوده بلكه دلیل بر عدم آن هست.
    نفی حد دراسماء و صفات الهی

    ما جهات نقص و حاجتی را كه در اجزای عالم مشاهده می كنیم از خدای تعالی نفی می نماییم، مانند مرگ و فقر. وصفات كمال برای او اثبات می كنیم از قبیل حیات، قدرت، علم و امثال آن. این صفات در دار وجود ملازم با جهاتی از نقص و حاجت است وما آن را از خدای تعالی نفی می كنیم. از طرف دیگر وقتی بنا شد تمامی نقایص و حوایج را از او سلب كنیم برمی خوریم به این كه داشتن حد هم از نقایص است، برای این كه، چیزی كه محدود بود به طور مسلم خودش خود را محدود نكرده، و موجود دیگری بزرگتر از آن و مسلط بر آن بوده كه برایش حد تعیین كرده، لذا همه انحاء حد و نهایت را از خدای سبحان نفی می كنیم، و می گوییم: خدای تعالی در ذاتش و همچنین درصفاتش به هیچ حدی محدود نیست، پس او وحدتی را داراست كه آن وحدت برهر چیزی قادر است، و چون قادر است احاطه به آن هم دارد.
    این جاست كه قدم دیگری پیش رفته و حكم می كنیم به این كه صفات خدای تعالی عین ذات اوست، و همچنین هریك از صفاتش عین صفت دیگر اوست، و هیچ تمایزی میان آنها نیست. مگر به حسب مفهوم – معنای كلمه – برای این كه فكر می كنیم اگر علم او مثلاً غیر قدرتش باشد و علم و قدرتش غیر ذاتش بوده باشد، همانطور كه درما آدمیان این طور است، باید صفاتش هریك آن دیگری را تحدید كند و آن دیگری منتهی به آن شود، پس باز پای حد و انتها و تناهی به میان می آید.
    منبع :

    و همین است معنای صفت احدیت او كه از هیچ جهتی ازجهات منقسم نمی شود و نه درخارج و نه در ذهن متكثر نمی گردد.

    معارف قرآن در المیزان، گردآوری و تنظیم: سید مهدی امین

    تمام خنده هایم را نذر کرده ام

    تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا

    عطر دستهایت،

    دلتنگی ام را به باد می سپارد...


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط raz7373 نمایش پست
    سلام
    من هم برام ی سوالی پیش اومده....ممیت ---حی---قیوم به چه معنا هستند؟
    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید
    1-ممیت بودن حق تعالی، به معنای این است که خداوند است که می میراند اگر چه به واسطه عواملی مانند عزرائیل و ملائکه قبض ارواح این کار صورت می‌گیرد: «
    ...ِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيي‏ وَ يُميت...»،[اعراف،158]؛ « اوست که زنده مى‌‏كند و مى‏‌ميراند»
    2-حی بودن خدا به این معناست که مرگ و نیستی بر او روا نیست[1].
    «هُوَ الْحَيُّ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين»،[غافر 65]؛ «اوست زنده [بى‏زوال‏]، هيچ معبودى جز او نيست، پس او را در حالى كه ايمان و عبادت را براى او [از هر گونه شركى‏] خالص مى‏كنيد، بپرستيد. همه ستايش‏ها ويژه خدا پروردگار جهانيان است»
    3- قیوم :قَیُّوم صیغه مبالغه از ماده «قیام» است، به همین دلیل، به وجودى گفته مى شود که قیام او به ذات او است، و قیام همه موجودات به او مى باشد، و علاوه بر این، قائم به تدبیر امور مخلوقات نیز مى باشد. «ا
    للَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْض...»[بقره255]؛ «خداى يكتا كه جز او هيچ معبودى نيست، زنده و قائم به ذات [و مدّبر و برپا دارنده و نگه دارنده همه مخلوقات‏] است، هيچ‏گاه خواب سبك و سنگين او را فرا نمى‏گيرد، آنچه در آسمان‏ها و آنچه در زمين است»
    موفق باشید
    ..........................................
    پی‌نوشت:
    [1].عبدالرحمان بن اسحاق زَجّاجی، اشتقاق اسماءاللّه، ج۱، ص۱۰۲، چاپ عبدالحسین مبارک، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶
    .



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود