صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دعای پنجاه و دوم صحیفه سجادیه(دعا به هنگام اصرار و پافشاری به درگاه خدا)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دعای پنجاه و دوم صحیفه سجادیه(دعا به هنگام اصرار و پافشاری به درگاه خدا)




    باسمه تعالی

    به همان اندازه که اصرار در درخواست به آفریده ها کاری نکوهیده است پافشاری و الحاح و دعا به درگاه خداوند سبحان پسندیده و به جا و این دعا، یکی از دعاهایی است که در آن برای درخواست نیاز از خداوند متعال به بهترین نحو به درگاه حضرت حق الحاح و اظهار نیاز شده است.


    فراز اول:


    يَااللَّهُ‏ الَّذِي‏ لا يَخْفى‏ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ، وَ كَيْفَ يَخْفَى عَلَيْكَ- يَا إِلَهِي- مَا أَنْتَ خَلَقْتَهُ، وَ كَيْفَ لَا تُحْصِي مَا أَنْتَ صَنَعْتَهُ، أَوْ كَيْفَ يَغِيبُ عَنْكَ مَا أَنْتَ تُدَبِّرُهُ، أَوْ كَيْفَ يَسْتَطِيعُ أَنْ يَهْرُبَ مِنْكَ مَنْ لَا حَيَاةَ لَهُ إِلَّا بِرِزْقِكَ، أَوْ كَيْفَ يَنْجُو مِنْكَ مَنْ لَا مَذْهَبَ لَهُ فِي غيْرِ مُلْكِك‏


    خدایا هیچ چیز در زمین و آسمان بر تو پوشیده نیست چگونه مخفی باشد در حالی که تو خالق همه آنها هستی؟ و چگونه احاطه نداشته باشی در حالی که تو آنها را استوار کرده ای؟ و چگونه پنهان از تو باشد در صورتی که همه چیز در تدبیر تو است؟ و چگونه از تو بگریزد در صورتی که حیات آنها از تو است و چگونه از تو رهایی دارد آن که جز در ملک تو راهی دیگر ندارد؟

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۲ در ساعت ۱۸:۱۰

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حاکمیت علم و تدبیر الهی بر ذره ذره هستی


    حضرت سجاد الائمه علیه السلام در این دعا به بیان نظام الهی پرداخته و آن را آگاهی محض آگاهی یافته که تدبیر او در خرد و کلان حاکمیت دارد زیرا در عصر علم و دانش اگر چه از به هم پیوستن بسیاری از عناصر، فرآورده های بسیاری را به دست آورده اند و مشکلات فراوانی را حل نموده اند اما در توان هیچ کس نیست که راز همه رابطه ها و تاثی و تاثر های عناصر و یا عدم رابطه همه آنها را با یکدیگر بشناسد.

    دست ساخت های بشری همیشه به بن بست ها و محدودیت ها و ابهام ها پیچیده شده است و آن چه می داند کم و محدود و محصور و محصول تجربه ها است که دریافت کنش و واکنش ها می باشد نه کشف اسرار آنها که پس از ورق خوردن یک صفحه از کتاب هستی امواج عظیم مجهولات رخ می نماید و دانشمند پیر خرد از عظمت نظام ربانی در حیرت فرو می رود؟


    آری ذره ذره هستی وجود و ویژگی هایش را از حضرت حق دریافت کرده و از دایره محاسبه ما خارج و از دسترس علوم، بسیار دور است ولی هستی به کلی در پیش گاه رب العالمین حضور دارد بلکه وجود موجودات عین علم او است.

    از این رو هیچ گونه خفا و ابهام در آن ساحت مقدس نیست و این همان اجمال در عین کشف تفصیلی است که بحث گسترده آن مربوط به تخصصی ترین مراتب علم فلسفه متعالیه می باشد و خود سرچشمه ای جوشان برای برکات بسیار زیاد و ثمرهای فوق العاده علمی است که بر اساس آن پایه های بسیاری از معارف از جمله مسئله علم به جزئیات عالم حل گردیده است.



    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۲ در ساعت ۱۸:۱۲

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز دوم:


    سُبْحَانَكَ! أَخْشَى خَلْقِكَ لَكَ أَعْلَمُهُمْ بِكَ، وَ أَخْضَعُهُمْ لَكَ أَعْمَلُهُمْ بِطَاعَتِكَ، وَ أَهْوَنُهُمْ عَلَيْكَ مَنْ أَنْتَ تَرْزُقُهُ وَ هُوَ يَعْبُدُ غَيْرَك‏


    خدایا تو از هر نقصی منزهی و خشیت و بیم آنکه به تو آگاه تر است بیشتر است و آن که در عمل کوشاتر در بربر تو خاضع تر است و آن که پست ترین است با وجود آنکه پرستش دیگری را می نماید از روزی تو برخوردار است.

    کلید واژه ها در هر علم و فن


    در هر فن و دانشی کلید واژه هایی است که فقط بدان وسیله می توان می توان به رمز و رازهای ریشه ای آن علم پرداخت و کسی اجازه ورود و اظهار نظر در آن فن را دارد که به همان نکته های کلیدی آشنا بوده و از رمز و رازهای آن آگاه باشد، زیرا از ویژگی های هر علمی پیوستگی مسائل و درهم آمیختگی آنه است و با توجه به شاخه ای از آن فن و غافل بودن از ریشه و تنه اصلی نباید به اظهار نظر پرداخت.


    بنابراین اگر غیر متخصص در آن دانش بخواهد نظری بدهد باید بداند که آن نظر فقط درباره یکی از شاخه های کوچک آن علم است و در بساط گسترده اصولی آن دانش سهم زیادی ندارد و مورد اعتنای متخصصان آن علم نمی باشد.


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۲ در ساعت ۱۸:۱۳

  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خداشناس ترین، خدا ترس ترین

    در این فراز امام معصوم علیه السلام به یکی از رمزهایی که در نظام عرفان و معارف بلند الهی و به یک حقیقت قرآنی اشاره می فرماید که قرآن کریم نیز بدان تصریح دارد آن جا که می فرماید:

    «َ إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَما»[1]؛ «فقط بندگان فرزانه از خدای خود می ترسند.»

    حضرت سجاد علیه السلام این آیه کریمه را تحلیل فرموده و نتیجه آن را به این صورت بیان کرده که هر کس علم و آگاهی و درایت بیشتری داشته باشد، خشیت او بیشتر و قلب و دل او خاشع تر خواهد بود و تقریبا به طور عکس نقیض قضیه می توان نتیجه گرفت آنکه خدا را نشناسد و غافل باشد ترس و خشیتی از او در دل نخواهد داشت.

    انکار خدا زاییده تصور نادرست از خدا
    بر اساس بحث گذشته انان که خدا را نمی شناسند نمی دانند که آن چه را انکار کرده اند صورت خیالی خود ساخته ای بیش نیست و هیچ ربطی به خدا ندارد بلکه وهم و پندار آنان صورتی را به نام خدا پرورانده و آن را انکار کرده است نه خدا را ، چرا که صورت تخیلی جاهلانه کجا و ذات اقدس ربوبی کجا، که صاحبان عقل و حکمت جهانی در آن حریم راه ندارند و هزاران روایت و آیه و گفتار محققان به همین نکته تصریح دارند

    چنانکه امام علی علیه السلام می فرماید:
    «بلندترین همت ها و عمیق ترین خردها از ادراک او عاجزند.»[1]

    از همین رو قرآن کریم می فرماید: «ِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمات»[2]؛ «و کسانی که کفر ورزیده اند، سرورانشان همان عصیان گران طاغوت اند که آنان را از روشنایی به سوی تاریکی ها به در می برند.»

    پی نوشت:
    [1].نهج البلاغه، خطبه 1
    [2].بقره، 257


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۲ در ساعت ۱۸:۱۵

  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آری کافران تاریک خانه نادانی خویش بوده و راه به جایی نمی برند و پیوسته با همان ظلمت خود محشوراند. بنابراین انکار خدا در واقع انکار قضیه ای است که از جهل مطلق برخاسته و هیچ اعتباری ندارد این افراد باید تلاش کنند موضوع مسئله را روشن کرده و از خداوند متعال تصوری روشن داشته باشند به آنها فهماند خدایی را که موحدان در برابر او ساجد و راکع اند آن خدایی نیست که شما انکار می کنید و در واقع، در ردّ ادعای انان باید همت را متوجه این مهم کرد که فقط خدا را به خوبی شناساند که اگر شناختند خواهند دید او واجب الوجود است یعنی محال است که دایره هستی از خدا خالی باشد.


    بر این پایه مسئله خداشناسی از اموری است که فقط تصور صحیح از خدا برای تصدیق او کافی خواهد بود و اعتقاد به پروردگار متعال محتاج به هیچ گونه دلیل اثباتی نیست و اگر به ادله اثبات پرداخته اند بدان جهت است که غالب مردم را از رسیدن به معنا و مفهوم و تصور صحیح موضوع بحث ناتوان دیده اند.

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۲ در ساعت ۱۸:۱۶

  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز سوم:

    سُبْحَانَكَ‏! لَايَنْقُصُ‏ سُلْطَانَكَ مَنْ أَشْرَكَ بِكَ، وَ كَذَّبَ رُسُلَكَ، وَ لَيْسَ يَسْتَطِيعُ مَنْ كَرِهَ قَضَاءَكَ أَنْ يَرُدَّ أَمْرَكَ، وَ لَا يَمْتَنِعُ مِنْكَ مَنْ كَذَّبَ بِقُدْرَتِكَ، وَ لَا يَفُوتُكَ مَنْ عَبَدَ غَيْرَكَ، وَ لَا يُعَمَّرُ فِي الدُّنْيَا مَنْ كَرِهَ لِقَاءَكَ.


    خدایا تو منزهی هرگز شرک مشرکان و تکذیب کافران نسبت به پیامبران تو نقصانی در اقتدار تو ایجاد نمی کند و آن که به حکم تو خشنود نیست توان آن را ندارد که فرمان تو را رد کند و آن که قدرت تو را نادیده گرفته از اختیار تو بیرون نیست و کسی که غیر تو را ستایش می کند توان گریز از قدرت تو را ندارد و هر کس از ملاقات تو رنجیده و دل خور باشد عمرش ابدی نیست.

    قدرت فراگیر خدا بر گستره هستی
    در این جا امام علیه السلام به قدرت مطلقه و وجوب نظام مقدس ربوبی اشاره نموده و می فرماید: خدایا حریم نامتناهی و عظمت فوق تصور تو چنان عام و گسترده است که اگر کسی به تو شرک ورزد ندانسته شریک فرضی تو را از بین مخلوقات تو انتخاب کرده است غافل از آنکه حس خداجویی و توحید را تو در نهاد فطرت به او عطا فرموده ای و فطرتا خداخواه می باشد بنابراین شرک به تو سد راهی است که او را در خود گم کرده است و تکذیب فرستادگان معصوم تو جز وبال و بلا بر وجود آنها نمی افزاید و در مرحله سلطنت مطلقه تو هیچ نقصانی راه ندارد.

    نیز می فرماید: آن کس که بر قضای تو دل نمی بندد و از حکم تو سرباز می زند روگردانی اش کم ترین اثری در حقیقت موجود جهان نمی گذارد و نمی داند که اصل وجود او و نیز تفکر و خواسته او و هم چنین انتخاب او همه و همه از تقدیر پروردگار سرچشمه می گیرد و به هر سو که روی آورد خود یکی از مقدرات حضرت ربوبی جل و علا بوده و هرگز از نظام جهان و نظم افرینش بیرون نخواهد بود بدون آن که در نقش تربیتی انسان جبر و حتم پیش آید زیرا انتخاب به اختیار او بوده و هر چه را او برگزیند همان مقدر الهی است.


    سپس امام سجاد علیه السلام می افزاید که نادیده گرفتن قدرت الهی حقیقت ها را تغییر نمی دهد چرا که جهان هستی مخلوق و وابسته به خدا می باشد و تخلف از خواست او محال بوده خود محتاج علت دیگری غیر از خدا است که دیگری در کار نیست و به بیان دیگر وادی وجود، مظهر خدا است چنان که قران کریم می فرماید:

    «فاینما تولوا فَثَم وَجه الله»[1]؛ «هر کجا روی کنید جلوه ای از حضرت او است.»

    سپس در ادامه می فرماید: اگر کسی خود را در مسلک بندگی دیگری در اورد هرگز از خط تقدیر خدا خارج نیست بلکه در ظلمات توهم غلط خود دست و پا می زند و ذهنیت او رابطه ای با خارج ندارد آن چه را که او می بافد حقیقت بر خلاف آن است زیرا هر چه هست همه در خط فرمان خداوند توانا است و آن چه در ذهن این بیچاره می خلد وهمی دور از واقعیت بوده که هیچ سنخیتی با واقعیت ندارد.

    در اخر فراز امام علیه السلام می فرماید: بی زاری از لقای خدا، خطر مرگ را تاخیر نمی اندازد از این رو علی علیه السلام می فرماید: «ای مردم انسان در فراز خود به آن جا می رسد که آز آن جا گریخته است و مرگ نقطه ای است که نفس، انسان را بدان سو سوق می دهد و گریز از آن، عین رسیدن به آن است.»[2]


    پی نوشت:
    [1].بقره، 115
    [2].نهج البلاغه، خطبه 149

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۲ در ساعت ۱۸:۱۹

  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز چهارم:

    سُبْحَانَكَ! مَا أَعْظَمَ شَأْنَكَ، وَ أَقْهَرَ سُلْطَانَكَ، وَ أَشَدَّ قُوَّتَكَ، وَ أَنْفَذَ أَمْرَك‏


    خدایا چه قدر شان تو عظیم و اقتدار تو غالب و نیروی تو شدید و امر تو نافذ است؟


    رابطه های علمی جهان مظهر قدرت خداوند


    در قرآن کریم می خوانیم: «َ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْديلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْويلاً»[1]؛ «و هرگز برای سنت خدا تبدیلی نمی یابی و هرگز برای سنت خدا دگرگونی نخواهی یافت.»

    یعنی اصول ثابت دستگاه خلقت هرگز قابل تغییر و تبدیل نیست و آن چنان مستحکم و پابرجا است که سخت سری و مبارزه با آنها به قیمت نابودی طرف متقابل می انجامد زیرا سنت های الهی در این عالم قواعد علمی و قوانین طبیعی و رابطه های واقعی موجود بین موجودات عالم بوده که هرگز تغییر پذیر نیست بلکه سنت های ثابت و پابرجاییاست که نمی توان به مقابله و منازعه با آنها پرداخت.


    مثلا سنت الهی پیوسته بر آن تعلق گرفته که انسان نیازمند تغذیه باشد و یا باید برای حفظ بقای خود هوا تنفس کند مبارزه با چنین اصولی مساوی با انهدام بشریت است. نیز اگر نور خورشید و تابش آن که در عالم منشا آثار و تحول های درونی و برونی موجودات است اگر کم ترین خللی یابد به ویرانی عالم می انجامد نیز اگر در نظام نجومی جهان اعم از ثوابت و سیارها که بر اساس حرکت و سکون دقیق خود دگرگونی های فراوان را پدید می آورند با کم ترین اختلال بزرگ ترین فاجعه رخ خواهد نمودو این گونه رابطه ها را هیچ قدرتی نمی تواند عوض کند.


    پی نوشت:
    [1].فاطر، 43

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۲ در ساعت ۱۸:۲۰

  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بنابراین اگر علم قانونی را کشف کرد مثلا نیوتن جاذبه عمومی را کشف نمود ولی در زمان انیشتن با کشف نسبیت قانون جاذبه عمومی باطل شد، نباید توهم کرد که یکی از قوانین طبیعت عالم باطل اعلام شده است بلکه آن چه بطلان پذیرفته توهمی بوده ما انسان ها آن را جزو قوانین طبیعت می پنداشتیم.


    در هر حال آن چه در واقع هست و در متن خارج جای دارد با تمام رابطه ها و فعل و انفعال هایی که موجودات با یکدیگر دارند همه و همه به طور مجموع سنت الهی و قابل تغییر و تبدیل نیست و سلطنت حضرت ربوبی جل و علا عبارت از مقهور بودن تمام هستی در مقابل سلطه حضرت حق و به عبارت دقیق تر رابطه های علمی جهان همگی مظهر قدرت حضرت خداوند جل و علا می باشند و همه چیز به واسطه اسمای الهی تحقق می یابد و هر ظرفیتی از اقیانوس عظیم هستی او برداشت کرده و می کند چنانکه امام علی علیه السلام می فرماید:


    «و از تو درخواست می کنم به اسمای تو که ارکان اشیا را پر کرده است.»[1]


    بنابر آنچه گذشت جا دارد حضرت امام الساجدین علیه السلام با تعجب هر چه تمام تر عرض کند:«سبحانک ما اعظم شانک وَ اقهَرَ سُلطانَکَ...»[2]

    پی نوشت:
    [1].اقبال الاعمال، ص706
    [2].البلد الامین، ص188

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۲ در ساعت ۱۸:۲۲

  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز پنجم:

    سُبْحَانَكَ‏! قَضَيْتَ‏ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِكَ الْمَوْتَ: مَنْ وَحَّدَكَ وَ مَنْ كَفَرَ بِكَ، وَ كُلٌّ ذَائِقُ الْمَوْتِ، وَ كُلٌّ صَائِرٌ إِلَيْكَ، فَتَبَارَكْتَ وَ تَعَالَيْتَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَحْدَكَ لَا شَرِيكَ لَكَ.


    تو منزهی و بر تمامی آفریده ها اعم از کافر و مون حکم مرگ را مقدر فرموده و همگان مرگ را می چشند و به سوی تو روان می گردند تو مبارک و متعالی هستی و جر تو خدایی نیست و هرگز شریکی نداری.

    حرکت همه موجودات به سوی مبدا متعالی عالم


    ماندگاری در این جهان ممکن نیست و دنیا سرای دو دری است که هر کس از دری وارد می شود و از در دیگر خارج می گردد حتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که اولین شخصیت آفرینش است از این عالم رحلت فرمود و به او خطاب شد که «انَّگَ مَیِّت وَ انّهم میّتون»[1]؛ «تو از دنیا رحلت خواهی نمود همان گونه که همگان رحلت می کنند.»

    بلکه به یک معنای دقیق عالم حرکت و جسمانیت از شدت حرکت ثابت نما است و به قول فیلسوف صدر المتالهین اسفار مرگ و زندگی در این عالم یا یکدیگر ارتباط تناتنگ دارند

    یعنی لحظه به لحظه این جهان وجودی نو می یابد بر این اساس مرگ و زندگی منحصر به انسان و حیوان نیست بلکه دگرگونی بر گستره جهان مادی حاکم بوده و جغرافیای عالم از گذشته ها تا کنون خرد و کلان این عالم از افلاک و کهکشان ها گرفته تا عالم عناصر هر یک تاریخی دارند؛ دریاها، صحراها، صخره ها، و جنگل ها در تاریخی موجود شده اند و در زمانی محکوم به تغییر و تحول و نابودی هستند.


    پی نوشت:
    [1].زمر، 30

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۲ در ساعت ۱۸:۲۴

  19. تشکر


  20. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امام خمینی در کتاب قیم شرح دعای سحر کلامی ابتکاری دارد که کامل کننده سخن فیض کاشانی است: در نشات های مختلف این عالم پیوسته صورتی از دست می رود و صورتی دیگری جایگزین آن می شود مثلا صورت معدنی به صورت نباتی در می آید و صورت نباتی به صورت غذا و غذا به صورت خون و خون به صورت منی و نطفه و نطفه به صورت اولین مرحله جنین ، صورتی پس از صورت دیگری را می پذیرند تا اینکه در نقطه تکامل خود انسان می شوند و این انتقال صورت ها که مردن از مقامی و زنده شدن در مرتبه دیگری است مربوط به ماموریت عزرائیل و ملائکه پیرو او است که پیوسته صورتی را می گیرند و صورت دیگری را به او می دهند و اینان همان «فالمدبرات امرا»[1]؛ «فرشتگان تدبیر کننده امور »هستندکه قرآن کریم کریم آنان را کارگزاران این جهان معرفی می کند.

    در بخش دیگر از این فراز آمده استهمه موجودات در سفر طبیعی خود به سوی حضرت ذوالجلال جل جلاله در شتاب بوده و یک پارچه روی به سوی او دارند. آیات بسیاری بر این حقیقت دلالت دارند. از جمله:



    إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً»[2]؛ «بازگشت همه به سوی خدا است.»



    «َ إِلَى اللَّهِ الْمَصيرُ»[3]؛ «بازگشت همه فقط به سوی خدا است.»



    «إِلَى اللَّهِ تَصيرُ الْأُمُور»[4]؛ «امور فقط به سوی خدا باز می گردند.»



    « إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»[5]؛ «همه از خداییم و به سوی او بازگشت می کنیم.»




    «إِلى‏ رَبِّكَ الْمُنْتَه»[6]؛ «پروردگار تو منتهای هر چیز است.»


    این آیات و آیات مشابه آنها پایان جاده نظام هستی را مرتبه آغازین عالم می دانند یعنی هم اکنون همگی در حال سفریم ولی به خیال آنکه هر روز بر سر سفره دیروز نشسته ایم به زندگی وهمی خود اشتغال داریم و آگاه نیستیم که حضرت حق هر لحظه سفره نوینی را در این عالم گسترده است و در این عالم پیوسته در بسط و قبض به سر می بریم اما می پنداریم که هر روز ادامه دیروز است.

    پی نوشت:
    [1].نازعات، 5

    [2].یونس، 4

    [3].آل عمران، 28

    [4].شوری، 53

    [5].بقره، 156

    [6].نجم، 42

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۲ در ساعت ۱۸:۲۷

  21. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود