صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دعای پنجاه و یکم صحیفه سجادیه، دعا به هنگام زاری و تضرع

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دعای پنجاه و یکم صحیفه سجادیه، دعا به هنگام زاری و تضرع




    باسمه تعالی

    سخنان امامان علیهم السلام در دعاهای وارده، بهترین مناجات و راز و نیاز و تضرع به درگاه خداست، آن بزرگواران از سویی، به فقر ذاتی و همه جانبه خود و از سوی دیگر، به غنای ذاتی مطلق حضرت حق توجه دارند. از این رو، تمامی نیازهای بنده را گوشزد می کنند و با بهترین تعبیرها، رحمت حضرت حق را جلب می‌کنند.


    امام سجاد علیه السلام در دعای پنجاه و یکم صحیفه سجادیه در این رابطه فرازهای شیرینی را به یادگار گذاشته‌اند که تقدیم می کنیم:


    فراز اول:


    «إِلَهِي أَحْمَدُكَ وَ أَنْتَ لِلْحَمْدِ أَهْلٌ عَلَى حُسْنِ‏ صَنِيعِكَ‏ إِلَيَ‏، وَ سُبُوغِ نَعْمَائِكَ عَلَيَّ، وَ جَزِيلِ عَطَائِكَ عِنْدِي، وَ عَلَى مَا فَضَّلْتَنِي بِهِ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَ أَسْبَغْتَ عَلَيَّ مِنْ نِعْمَتِكَ، فَقَدِ اصْطَنَعْتَ عِنْدِي مَا يَعْجِزُ عَنْهُ شُكْرِي‏»

    «خدایا، تو را ستایش می‌کنم، که تو در برابر احسان‌ها و نعمت‌ههای فراوان و عطاهای بزرگ و کرامت‌هایی که به واسطه آن مرا برتری دادی و نیز در برابر رحمت و نعمت‌های فراوانی که بر من ارزانی داشتی ، سزاواز ستایشی؛اگر چه آن چنان لطفت فراگیر و نعمت‌هایت لحظه به لحظه در فزونی است که من از ادای شکر آنها ناتوانم»

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۳ در ساعت ۱۸:۴۰

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نعمت‌های نامحدود و کوتاهی انسان در ادای شکر

    فطرت انسانی همیشه در مقابل احسان و نعمتی که به او روا می دارند، سپاش گزار و شاکر است. هرچند احسان مردم بسیار محدود بوده و تنها نیازها و ضرورت‌های زود گذر زندگی را برطرف می‌کند، با این حال، نباید آن را نادیده گرفت.


    امام رضا علیه السلام در بیانی می فرمایند:«مَنْ‏ لَمْ‏ يَشْكُرِ الْمُنْعِمَ‏ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ لَمْ يَشْكُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ.»،[1]؛ «هرکس از نیکی کنندگان سپاس گزاری نکند، از خداوند _عزوجل_سپاس گزاری نکرده است.»

    البته تشکر در مقابل احسان، غیر از تملق و چاپلوسی و تحقیر خویشتن است. از این رو باید همیشه حدود را شناخت و مرزها را رعایت نمود، آن چنان که نه بیش از لزوم نسبت به کسی خضوع کرد، که مورد پسند خدا نیست و. نه استکبار و خود بینی بر چهره انسان نقش بندد و در یک کلام، از افراط و تفریط خارج نشود ، که خود، کاری دشوار می باشد، گرچه شرع و عقل حدّ آن را معین نموده است. از این رو، باید بر اساس حکم عقل و شرع و بدون دخالت هوس های نفسانی حرکت کرد، چرا که نفس سرکش انسانی همیشه متمایل به خروج از حد اعتدال بوده و پیوسته یا افراط می کند و یا تفریط.


    ولی آنچه که هیچ حد و مرزی ندارد و شکر و سپاس بی نهایت طلب می کند و مبالغه بر نمی دارد، شکرانه نعمت‌های حضرت ربوبی_جلّ و علا_است، که همه چیز را از عدم برون آورده و آفریده و از خزانه غیب الغیوبی خود بر چهره هیاکل موجودات دمیده و از ظلمت یرای نیستی نجات بخشیده و پس از وجود، همه را به نعمت‌های غیر قابل شمارش مجهز فرموده و در نظام احسن در شایسته ترین درجات وجودی مستقر ساخته و همانند مراتب عدد در نظام هستی نظم بخشیده و به ویژه به انسان‌ها قدرت ادامه زندگی، توان اندیشیدن، قدرت حرف زدن و صلابت و استواری در کارها عنایت فرموده و استعداد حرکت و رشد و برتری از همه کائنات را از ویژگی های او قرار داده و در یک کلمه هیچ چیز را از او دریغ نکرده است.

    از این رو شایسته و بایسته است بگوییم: « فَقَدِ اصْطَنَعْتَ عِنْدِي مَا يَعْجِزُ عَنْهُ شُكْرِي» ؛ یعنی آن چنان با من لطف و کرامت نمودی که از توان شکر آنها بر نخواهم آمد.


    آن چه تاکنون بیان شد، درباره اصل نعمت وجود است که بر همه ارزانی داشته است. بنابراین ، آن چه خداوند منان به هر یک از بندگان اختصاص داده و به هر یک ویژگی‌هایی مرحمت فرموده، خود سپاس و حمد دیگری را می‌طلبد.

    چه زیباست که انسان نعمت‌های حضرت ربوبی را در خط اطاعت و بندگی و وسیله عروج و تعالی خود قرار دهد، نه آنکه کرامت‌ها و الطاف او را وسیله عصیان و سرکشی قرار داده و جانب عنایت‌های حضرت حق را نادیده انگارد.


    پی نوشت:
    [1]. .وسائل الشیعه، ج12،ص313





    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۳ در ساعت ۱۸:۴۳

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز دوم:

    «وَ لَوْ لَا إِحْسَانُكَ إِلَيَّ وَ سُبُوغُ‏ نَعْمَائِكَ‏ عَلَيَّ مَا بَلَغْتُ إِحْرَازَ حَظِّي، وَ لَا إِصْلَاحَ نَفْسِي، وَ لَكِنَّكَ ابْتَدَأْتَنِي بِالْإِحْسَانِ، وَ رَزَقْتَنِي فِي أُمُورِي كُلِّهَا الْكِفَايَةَ، وَ صَرَفْتَ عَنِّي جَهْدَ الْبَلَاءِ، وَ مَنَعْتَ مِنِّي مَحْذُورَ الْقَضَاءِ.»

    «خدایا اگر احسان و نیکویی تو نبود، هرگز به چنین توفیق و نصیبی خیری دست نمی یافتم و به اصلاح حال خود موفق نمی گردیدم . تو بودی که به من احسان فرمودی و در حد کفایت بی نیازم کردی و رنج و گرفتاری ام را بر طرف ساختی و حوادث سنگین و پر خطری که از قلم قضای تو در فضای این جهان جاری است ، محفوظ داشتی.»

    ساده انگاشتن نعمت های الهی و غفلت از سپاسگذاری

    احسان و نعمتهای حضرت حق به یک اعتبار دو گونه است؛


    برخی از آنها قابل دید و در معرض آگاهی ما قرار دارند و ما به آنها توجه داریم و در برابرشان خدا را شکر می گزاریم و می دانیم که چه کرامت‌های بزرگی به ما داده شده استغ مانند: سلامتی، هدایت، علم، مزایای زندگی، تنوع در ویژگی های خلقت، آب و هوا، غذا، انواع میوه ها، زیبایی های جهان، ایمنی و امان، رسیدن به آرزوها ف پیدایش بهره ها ، لذت ‌ها، بی نیازی از دیگران، توانایی فراگیری ، نیرومندی در جسم و تن، و ...همگی در شمارنعمت‌های محسوسی و معقولی است که به یکایک آنها آگاهی داشته و خود را مرهون توجهات حضرتش می دانیم و قدر دان آنهاییم.


    در مقابل ،به یک سلسله از کرامت‌ها و الطافی که از بزرگترین نعمت‌ها و مهم ترین احسان‌های خداوندگاری می‌باشد، هرگز توجه و آگاهی نداریم و آنها را بسیار عادی می انگاریم و ارزش آنها را نادیده می گیریم و بود و یا نبود آنها را در نظر نمی گیریم

    ولی آن گاه که کوچک ترین خللی در آنها پیش می اید ، زندگی ما چنان فلج می شود که قدرت ادامه زندگی را از ما می گیردغ مثلا نور و خورشید ، هوای پاکیزه، منابع زمین برای پرورش انواع مواد غذایی، آمادگی زمین برای کشت و زرع ، تنوع غذاها و میوه ها، پیدایش شب و روز، از جمله مشائلی است که انسان در اثر تکرار، بیشتر آنها را بسیار عادی دیده و از کنارشان چنان می گذرد که گویی اهمیت ندارد و این عادت خود حجاب بسیار بزرگی است که در مقابل دید انسانی قرار دارد


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۳ در ساعت ۱۸:۴۵

  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «قاضی القضاة همدانی»در یکی از نامه های خود می نویسد: اگر خداوند منان در قرآن کریم می فرماید:

    «أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ (17) وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ (18) وَ إِلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ (19) وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَت(20)»[1]؛ «آيا آنها به شتر نمى‏نگرند چگونه آفريده شده؟و به آسمان نگاه نمى‏كنند كه چگونه بر پا شده؟ و به كوه‏ها كه چگونه در جاى خود نصب گرديده؟و به زمين كه چگونه مسطح گشته»


    نباید کسی گمان کند که خداوند متعال مردم را به موضوعی عادی توجه داده است، بلکه توهم سادگی، در اثر تکرار دید ما می باشد و گرنه با دقت در هر یک از مسائل، خواهیم دید که آنها خود عجایب و اسرار بسیار مهمی هستند که تا به حال توانایی تصور آن را هم نداشته ایم.


    بنابراین، نعمت‌هایی که خارج از ذهن و فکر و عقلانیت ما بوده و پیدا است که سپاس گویی درباره آنها محال می باشد و همواره با منت عظیم حضرت خداوند برقرار می باشد.

    نتیجه آن که خداوند متعال نعمت‌های بسیار عظیمی را به ما عطا فرموده که در اثر عادی شدن، می پنداریم مه امور ناچیزند و یا چه بسا از آنها بی خبریم و هریک مستوجب عظیم ترین شکرانه الهی است.

    پی نوشت:
    [1].غاشیه


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۳ در ساعت ۱۸:۴۷

  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز سوم:

    «إِلَهِي فَكَمْ مِنْ بَلَاءٍ جَاهِدٍ قَدْ صَرَفْتَ عَنِّي، وَ كَمْ مِنْ نِعْمَةٍ سَابِغَةٍ أَقْرَرْتَ بِهَا عَيْنِي، وَ كَمْ مِنْ صَنِيعَةٍ كَرِيمَةٍ لَكَ عِنْدِي أَنْتَ الَّذِي أَجَبْتَ عِنْدَ الِاضْطِرَارِ دَعْوَتِي، وَ أَقَلْتَ عِنْدَ الْعِثَارِ زَلَّتِي، وَ أَخَذْتَ لِي مِنَ الْأَعْدَاءِ بِظُلَامَتِي‏»


    «خدایا، چه بلاها که برگرداندی و چه نعمت‌ها که چشم مرا بدان‌ها روشن ساختی و چه لطایف بسیار که برای من انجام دادی و هنگام اضطرار ، دعایم را مستجاب و در لغزش گاه‌ها برقرارم داشتی و حق مرا از دشمنانم باز گرفتی.»

    عنایت ‌های ویژه خداوند به بندگان

    امام معصوم علیه السلام در این دعا به سه نکته اساسی اشاره فرموده است:


    1-بلاها و گرفتاری هایی که خداوند متعال از ما دور ساخته است.


    2-نعمت های فراوانی که به ما عطا کرده و هر یک مایه ارامش و آسایش ما است.


    3-دعاهایی که در حال اضطرار و گرفتاری به اجابت رسیده و خداوند متعال بنده خود را به خود واگذار نفرموده است.


    آری جهانی که ما در ان زندگی می کنیم جهانی مادی بوده که اصطکاک ها و برخوردهای فراوانی دارد که به طور طبیعی بر سر راه تکاملی کوچک ترین موجود بابد هزاران آفت و گرفتاری دور شود و آن موجود آن چنان به دفاع مجهز باشد که بتواند از گزند مانع های حیات در امان باشد. برای تصویر بهتر مسئله باید بگوییم زندگی ما مانند فضایی آسمانی است که سنگ ها و شهاب های فراوان معلق در فضا با سرعت در حرکت اند و ما باید مدت زندگی خود را در این فضا بگذرانیم و خود را از تیر رس آنها دور نگاه داریم.


    زندگی با عافیت انسانی همین طور است و او باید در لابه لای تنش های فراوان زندگی کند و این میسور نیست مگر انکه خداوند منان با الطاف ویژه خود همه بلاها و گرفتاری ها را بدون آنکه از آنها اطلاعی داشته باشیم دور و از هدف واقع شدن ما ممانعت فرماید.
    راستی هر روز شاید ده ها بلکه صدها خطر در کمین باشد که از پیش امد آن جز خدا هیچ کس مانع نیست خواه در خواب باشد یا در بیداری چه بدان توجه داشته باشیم و یا بی خبر باشیم در یک تنفس کافی است ورود چند ویروس در مکانیزم بدن و ساختار نظام بدنی ما اختلال ایجاد کند.

    از این گذشته نعمت های فراوانی که موجب سرفرازی و روشنی دل و جان ما است و چه بسا بدون آن که از خداوند متعال درخواست کرده باشیم به ما عطا فرموده و بدون آن که استحقاق آن نعمت را داشته باشیم ما را مورد لطف خود قرار داده است. اگر دقت کنیم این گونه احسان ها از حد شمارش بیرون است و نعمت هایی که از آنها آگاه نیستیم قابل حساب و کتاب نمی باشد و خداوند متعال بی دریغ همه را در خدمت ما قرار داده است.


    بالاخره کمتر کسی است که در حال اضطرار دست به درگاه خدا بر نداشته و خداوند مشکلات و زندگی او را رفع نکرده و از لغزش ها و دشمنان محافظت ننموده باشد.

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۳ در ساعت ۱۸:۴۸

  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز چهارم:

    إِلَهِي‏مَاوَجَدْتُكَ‏ بَخِيلًا حِينَ سَأَلْتُكَ، وَ لَا مُنْقَبِضاً حِينَ أَرَدْتُكَ، بَلْ وَجَدْتُكَ لِدُعَائِي سَامِعاً، وَ لِمَطَالِبِي مُعْطِياً، وَ وَجَدْتُ نُعْمَاكَ عَلَيَّ سَابِغَةً فِي كُلِّ شَأْنٍ مِنْ شَأْنِي وَ كُلِّ زَمَانٍ مِنْ زَمَانِي، فَأَنْتَ عِنْدِي مَحْمُودٌ، وَ صَنِيعُكَ لَدَيَّ مَبْرُورٌ.


    خدایا هرگز هنگام درخواست از تو خودداری نورزیدی و در رحمت تو را بسته ندیدم بلکه پیوسته دعای مرا شنیدی و خواسته هایم را عطا کردی و نعمت هایت را بر من فرو ریختی و در همه حال و زمان ها ستوده ای و همه کارهایت خیر و کرامت و رحمت است.

    دریافت حضوری، شعوری برتر از آگاهی حصولی

    در این دعا امام علیه السلام به درگاه خدا عرض می کند: خدایا یافتم که تو بخیل و دست بسته نیستی بلکه گوش به درخواست و دست به عطایی و نیز می گوید: یافتم که در همه شئون حالت ها و زمان ها نعمت تو فراگیر است.
    نکته ای که در این سخن حضرت باید مورد توجه قرار گیرد آن است که نفرمود: دیدم و یا شنیدم و یا فهمیدم و یا دانستم، بلکه فرمود: یافتم. «یافتن» خود نوعی شعور مرموز و از سنخ علم حضوری است نه دانش حصولی که ما داریم

    برای روشن گری بیشتر به ذکر مثالی در این زمینه اکتفا می کنیم:


    اگر پزشکی برای فردی که دندان درد نگرفته دندان درد را توضیح دهد و مثلا بگوید: دندان درد التهاب موضعی است و اگر شدت یابد آسایش و اختیار را از انسان می ستاند و توام با سردرد است و بی اشتهایی به دنبال دارد. این قبیل ویژگی ها را شخص از پزشک می شنود و می فهمد و در ذهن خود صورتی از مسئله را تصویر می کند اما از اصل مسئله بسیار دور است ولی همین فرد آن گاه که خود دندان درد می گیرد در می یابد که دندان درد چیست و این بار درک او صورت ذهنی نیست بلکه خود درد است یعنی درد را با ذهن و صورت ذهنی نیافته بلکه با تمام وجودش درک کرده است. این گونه شعور را یافت می گویند.


    پس این که حضرت در این فراز می گوید: خدایا من یافتم که تو بخیل نیستی و در رحمتت بسته نیست و یافتم که آثار رحمت تو در تمام ایام عمر من نمودار است، افق این نوع شعور به مبدا متعالی عالم در دسترس هر کس نیست بلکه امام معصومی چون امام سجاد علیه السلام می تواند سخنی بگوید که قطعا مجازگویی و گزاف و مبالغه نیست

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۳ در ساعت ۱۸:۵۰

  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز پنجم:


    تَحْمَدُكَ نَفْسِي وَ لِسَانِي وَ عَقْلِي ، حَمْداً يَبْلُغُ الْوَفَاءَ وَ حَقِيقَةَ الشُّكْرِ، حَمْداً يَكُونُ مَبْلَغَ رِضَاكَ عَنِّي، فَنَجِّنِي مِنْ سُخْطِكَ.

    خدایا جان و زبان و عقلم تو را سپاس می گوید آن چنان که حق شکر تو را ادا کند و ستایشی که به رضای تو برسد پس مرا از خشم و غضب خود دور و محفوظ بدار.

    ستایش با تمام وجود، کاشف از مقام معصوم علیه السلام

    سخن امام علیه السلام در این قسمت که می فرماید: خدایا، من با جان و تمام حقیقتم و نیز زبان خود تو را ستایش می کنم بیانگر معنای دقیق ستایش است که ظاهر و باطن و عقل هر سه هماهنگ باشند و از یکدیگر جدا نگردند و در واقع اشاره به مراتب ستایش است که گاهی تنها زبانی بوده و عقل شخصی از ادراک لزوم عقلانی آن ناتوان می باشد و ستایش او فقط لقلقله زبان است و زبانش پیوندی با باطن جان ندارد و جز نهادی خیالی پشتوانه آن نیست و هر چه بر خیال او می گذرد به سرعت عکس العمل آن در زبان جاری می شود

    اگر رضایت و خشنودی در خیال شخصی گذشت شکر می گوید و اگر نا رضایتی بود زبان به شکوه و شکایت می گشاید سرّ این که عده ای گاه از خدا خشنود بوده و گاه شکوه دارند آن است که زندگی شان احساسی و حاکم بر وجود و ذهن آنان خیال و اوهام است از این رو بدون معیار حرف می زنند و پایه معقول در اقبال و ادبار آنان نیست مثلا گاهی اقرار به تقصیر می کند ولی لحظه ای نمی گذرد که خود را طلب کار می داند این همان حال عوامانه ای است که اندک نیست و از شمار بسیاری سر می زند.


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۳ در ساعت ۲۰:۰۷

  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    البته آنان که عقلانی عمل می کنند خود بر دو گونه اند:

    1-بعضی در نظام عقل عملی و جزئیات امور زندگی دقیق بوده و به رابطه های معقول در امور ضروری زندگی خود و بایدها و نبایدها توجه دارند و زندگی خود را بر اساس آنها تنظیم می کنند.

    2- کسانی که گذشته از عقل عملی، عقل نظری نیز در زندگی شان دخالت دارد و در عقاید و معارف آن چنان بلند پایه اند که نظام عقلانیت در ساده ترین حرکات و سکنات آنان به خوبی پیدا است و در حقیقت عقل فرمانده کل اعضا و قوای وجود آنان می باشد و حکم عقل بر زبان ، دست، پای، شکم، شهوت و...نظارت دارد و از این رو هر چیز را با معیارهای متناسب می بینند.

    بر این پایه این فراز کاشف از مقام عظیم امام معصوم علیه السلام که خبر می دهد ظاهر و باطن و تمام حقیقت او یکسان و محض عقل است به گونه ای که زبان او هرگز جز به فتوای عقل نمی چرخد و جز به استناد خود حرکت نمی کند و اگر زبان کسی در تسخیر عقل و خرد بود قطعا سایر اعضای او نیز چنین خواهد بود زیرا در روایت آمده است: «انسان در زیر زبانش نهان شده است یعنی زبان بهترین معرف انسان می باشد.»[1]

    بنابراین اگر فرمود: سپاس من از زبان و عقل بلکه از همه جان من بر می خیزد وافی به تمام حقیقت شکر انسانی است که باید در مقابل حضرت رب متعال جل جلاله چنین انجام وظیفه کند یعنی تمام وجودش در مرحله شکر گزاری با خاضعانه ترین حالت به بندگی اقرار و از عطایای حضرت اله سپاس گزاری کند.

    پی نوشت:
    [1].نهج البلاغه، حکمت 148 و 392

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۳ در ساعت ۲۰:۵۲

  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز ششم:

    يَا كَهْفِي حِينَ تُعْيِينِي الْمَذَاهِبُ وَ يَا مُقِيلِي عَثْرَتِي، فَلَوْ لَا سَتْرُكَ عَوْرَتِي لَكُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحِينَ، وَ يَا مُؤَيِّدِي بِالنَّصْرِ، فَلَوْ لَا نَصْرُكَ إِيَّايَ لَكُنْتُ مِنَ الْمَغْلُوبِينَ، وَ يَا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوكُ نِيرَ الْمَذَلَّةِ عَلَى أَعْنَاقِهَا، فَهُمْ مِنْ سَطَوَاتِهِ خَائِفُونَ، وَ يَا أَهْلَ التَّقْوَى، وَ يَا مَنْ‏ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏، أَسْأَلُكَ أَنْ تَعْفُوَ عَنِّي، وَ تَغْفِرَ لِي فَلَسْتُ بَرِيئاً فَأَعْتَذِرَ، وَ لَا بِذِي قُوَّةٍ فَأَنْتَصِرَ، وَ لَا مَفَرَّ لِي فَأَفِرَّ.

    ای خدایی که هنگام رنج از پیش آمدها پناه من هستی و ای نگهدارنده من از لغزش اگر تو عیب های مرا نپوشانی رسوا می گردم و اگر تو یاری ام نکنی مغلوبم و ای کسی که پادشاهان متکبر عالم در برابر تو یوغ مذلت بر گردن دارند و از سطوت تو بیمناک اند و ای کسی که همیشه جانب تو باید رعایت شود و اسمای حسنا فقط از آن تو است. تقاضایم این است که عفو و بخششش خود را نصیبم گردانی زیرا من هرگز از عیب بری نیسنم تا عذر آورم و قدرتی ندارم تا از آن یاری بگیرم و گریزگاهی ندارم تا بدان سو بگریزم.

    خداوند سبحان تنها پشتیبان انسان:

    در انتخاب راه صحیح آن گاه که شبهه و ابهام در انتخاب بسیار و آینده نیز پیچیده و مبهم است، کمک اساسی را خداوند متعال به بندگان ارایه می فرماید، زیرا هر لحظه لحظه زندگی راه نرفته ای است که به طور دقیق قابل پیش بینی نبوده و گاه کم ترین پیش آمد همه چیز را به هم می ریزد و تمامی نقشه های قبل را خنثا و غیر قابل اعتماد می کند. روی این زمینه پیش بینی های به سادگی امکان پذیر نمی شود و نمی توان به هر چیز تکیه نمود.

    امام علی علیه السلام فرمود:
    «خداوند سبحان را با شکسته شدن تصمیم ها و گشوده شدن پیچیدگی ها و عقیم ماندن اراده و عزم ها شناختم.

    بنابراین تنها موجودی که بهتر از همه می توان به او اعتماد نمود و او را برای خود یگانه پشتیبان دانست خدا است که همیشه غالب و به آینده عالم و حاکم مطلق است. گذشته از آنکه لغزش های انسانی نیز در زندگی اندک نیست و در هر صورت باید خدانگهدارنده او از خطرها بوده و از تباهی های بیمناک پیش گیری فرماید.

    پی نوشت:
    [1].نهج البلاغه، حکمت 511


  19. تشکر


  20. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ستاریت حضرت حق، زمینه پایداری زندگی های اجتماعی

    بسیاری از آبرومندی ها و موفقیت ها و پیروزی ها از ستار بودن و یاری حضرت حق نشات می گیرد راستی اگر بنا بود خداوند متعال پرده اسرار مردم را از میان برداشته و اسرار پنهانی را بیرون بریزد و مردم را بر واقعیت های پشت پرده دیگران مطلع سازد دیوار اعتماد از بین رفته و تمام خوش بینی ها تبدیل به نفرت و بی زاری از یکدیگر می گردید بنابراین همه آبروها و موفقیت ها در سایه آن است که خداوند پرده ناموس بندگان را با گناهان فاحش نمی درد و وظیفه روزی خواران را به خطای منکران قطع نمی کند و در نتیجه جامعه تشکل یافته و افراد به یکدیگر رغبت و تمایل می یابند.


    بزرگ ترین قدرت ها، تسلیم حضرت حق

    از بزرگ ترین قدرت مندان جهان گرفته تا کم ترین ذره ناچیز توان مقابله با قضا و قدر الهی را ندارند بلکه در پیش آمدها آن چنان در بن بست قرار می گیرند که همه راه ها را به روی خود بسته می بینند از این رو در همین فراز آمده است:

    «ای خدایی که شاهان بزرگ عالم در مقابل تو یوغ ذلت و بیچارگی بر گردن نهاده اند و از سطوت تو بیم دارند.»

    سپس امام علیه السلام در یک خودنگری خداوند متعال را به اسمای حسنایش سوگند می دهد که مورد عفو و مغفرت قرار گیرد، آن گاه چنین عرض می کند: من کسی نیستم که از عیب بری باشم تا بتوانم به درگاهت عذری آورم و نه قدرتی دارم و نه فرار گاهی، بلکه وابسته به لطف و عنایت های تو می باشم.



صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود