جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دعای چهل و نهم صحیفه سجادیه (دعای برای دفع کید و مکر دشمنان)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دعای چهل و نهم صحیفه سجادیه (دعای برای دفع کید و مکر دشمنان)




    باسمه تعالی

    اگر دعا اسلحه و جنگ افراز مومن است هر گاه در معرض حمله دشمنان خارجی و درونی اعم از کافران معاند، شیطان، هوای نفس، و بزرگ ترین دشمن که خود نفس است قرار می گیرد باید به خدا پناه برد و با ابزار دعا که نور آسمان ها و زمین و بهترین وسیله عروج مومن است برای دوری از کید و نیرنگ دشمنان به درگاه خدا روی آورد.


    فراز اول:
    إِلَهِي‏ هَدَيْتَنِي‏ فَلَهَوْتُ، وَ وَعَظْتَ فَقَسَوْتُ، وَ أَبْلَيْتَ الْجَمِيلَ فَعَصَيْتُ، ثُمَّ عَرَفْتُ مَا أَصْدَرْتَ إِذْ عَرَّفْتَنِيهِ، فَاسْتَغْفَرْتُ فَأَقَلْتَ، فَعُدْتُ فَسَتَرْتَ، فَلَكَ- إِلَهِي- الْحَمْدُ. تَقَحَّمْتُ أَوْدِيَةَ الْهَلَاكِ، وَ حَلَلْتُ شِعَابَ تَلَفٍ، تَعَرَّضْتُ فِيهَا لِسَطَوَاتِكَ وَ بِحُلُولِهَا عُقُوبَاتِک وَ وَسِيلَتِي إِلَيْكَ التَّوْحِيدُ، وَ ذَرِيعَتِي أَنِّي لَمْ أُشْرِكْ بِكَ شَيْئاً، وَ لَمْ أَتَّخِذْ مَعَكَ إِلَها

    خدایا مرا هدایت فرمودی و من بیهوده گرایی کردم و تو نصیحتم کردی ولی من به سنگدلی مبتلا شدم و نعمت های بزرگی به من عطا فرمودی و من به عصیان گذراندم آن چه را که انجام داده ام می دانی زیرا تو به خوبی مرا می شناسی و من پشیمان گردیده و استغفار نمودم و تو از لغزشم گذشتی و دوباره پیمان تو را شکستم و تو سر مرا پوشاندی پس ای خدای من ستایش سزاوار تو است من در وادی های هلاکت فرو رفته ام و بر مسیرهای پر آسیب جای گرفته ام و به استقبال قهر و خشم و عقوبت تو رفته ام اینک یگانه وسیله نجاتم توحید است و دست آویزم شرک نورزیدن و هرگز با تو به خدای دیگری اعتقاد نداشته ام.

    کژروی های انسان و هدایت و گذشت حضرت حق:


    در این دعا امام سجاد علیه السلام به تعارض و تضادهایی که ما در انتخاب و اختیار خود درباره هدایت های حضرت ربوبی داریم اشاره فرموده اند که چگونه همواره کودکانه از مسیر صحیح خارج می شویم و خداوند متعال دستگیری کرده و از کج راهه ها به صراط مستقیم رهنمون می گردد و تمرد و گستاخی ما بر عفو و رحمت الهی اثر نمی گذارد و خداوند دست از کرامت و هدایت خود بر نمی دارد.

    نه تنها انسان به حرکت به سوی کژ راهه ها تمایل دارد بلکه به تعارض و تضادهایی دست می زند که مشمول غضب و خشم حضرت حق می گردد آن چنان که به راستی مستحق نزول بلا و عقوبت های سخت الهی می شود چنان که اکنون در جوامع بشری اسلامی و غیر اسلامی مشهود است که بیشتر مردم در انجام دستورهای الهی سستی می ورزند بلکه الحاد و عناد آشکارا و علنی شده و گویی خود را نیازمند خدا نمی دانند و غفلت و خواب عمیق بر آنان چیره شده است غافل از آنکه ذره ذره وجود آنان از غیب استمداد می کند و اگر لحظه ای رابطه آنان با غیب کگم رنگ شود همه قالب های جهان از هم فرو می پاشد چرا که جهان به اراده حضرت حق وابسته است و ضربان قلب انسان و جریان خون ، انقباض عضله ها، شنیدن، دیدن، بوییدن، چشایی، صحت، بیماری، مرگ ، حیات، عزت و ذلت، رشد و انحطاط ، پیدایش خیرها و شرها و... برای انسان به اراده و خواست خدا است.


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۷:۵۸

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از این رو قرآن کریم نتیجه خدافراموشی را خودفراموشی قلمداد کرده و می فرماید: « وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُ»[1]؛ «و چون کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند و او نیز آنان را دچار خودفراموشی کرد.»

    به اطمینان می توان گفت هر کس که دست به طغیان و عصیان می زند و دستورهای حضرت حق را نادیده می گیرد اولین کمبودی که در او احساس می شود خودفراموشی و جهل کامل به خویش است زیرا اگر به خویشتن آگاه بود و شرایط وجودی خود و پیوند تمام عیار خود را با علت و خلاق آفرینش می دانست شرم و حیا مانع هتاکی و بی باکی می شد و در محضر حضرت جرات عصیان به خود راه نداده و به رفتار دیوانه وار دست نمی زد.


    با این حال خداوند منان می فرماید: « إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ»[2]، «مسلما خدا این را که به او شرک ورزیده شود نمی بخشاید و غیر از ان را برای هر که بخواهد می بخشاید.

    این آیه شریفه بیانگر آن است که خداوند کریم و رئوف با شناختی که از ضعف اراده بندگان و غلبه هوای نفس و سلطه شیطان بر آنان دارد جای این امید را باقی می گذارد و در قران کریم می فرماید: اگر شرک نورزید امید مغفرت هنوز باقی است.


    عفو الهی بکند کار خویش / مژده رحمت برساند سروش
    عفو خدا بیشتر از جرم ما است / نکته سربسته چو گویی خموش
    گر چه وصالش نه به کوشش دهند / آن قدر ای دل که توانی بکوش[3]

    پی نوشت:
    [1].حشر ، 19
    [2].نساء، 48
    [3].دیوان حافظ، تصحیح قدسی، غزل 348

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۸:۰۰

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز دوم:

    وَ قَدْ فَرَرْتُ إِلَيْكَ بِنَفْسِي، وَ إِلَيْكَ مَفَرُّ الْمُسي‏ءِ، وَ مَفْزَعُ الْمُضَيِّعِ لِحَظِّ نَفْسِهِ الْمُلْتَجِئِ. فَكَمْ مِنْ عَدُوٍّ انْتَضَى عَلَيَّ سَيْفَ عَدَاوَتِهِ، وَ شَحَذَ لِي ظُبَةَ مُدْيَتِهِ، وَ أَرْهَفَ لِي شَبَا حَدِّهِ، وَ دَافَ لِي قَوَاتِلَ سُمُومِهِ، وَ سَدَّدَ نَحْوِي صَوَائِبَ سِهَامِهِ، وَ لَمْ تَنَمْ عَنِّي عَيْنُ حِرَاسَتِهِ، وَ أَضْمَرَ أَنْ يَسُومَنِي الْمَكْرُوهَ، وَ يُجَرِّعَنِي زُعَاقَ مَرَارَتِهِ. فَنَظَرْتَ- يَا إِلَهِي- إِلَى ضَعْفِي عَنِ احْتِمَالِ الْفَوَادِحِ، وَ عَجْزِي عَنِ الِانْتِصَارِ مِمَّنْ قَصَدَنِي بِمُحَارَبَتِهِ، وَ وَحْدَتِي فِي كَثِيرِ عَدَدِ مَنْ نَاوَانِي، وَ أَرْصَدَ لِي بِالْبَلَاءِ فِيمَا لَمْ أُعْمِلْ فِيهِ فِكْرِي.فَابْتَدَأْتَنِي بِنَصْرِكَ، وَ شَدَدْتَ أَزْرِي بِقُوَّتِك‏


    خدایا به سوی تو گریخته ام و تو پناه گاه گناه کاران و کسانی هستی که خود را تباه کرد و به تو پناهنده شده اند خدایا چه بسیار دشمنی که شمشیر عداوت خود را برهنه کرده و کارد خود را برای من تیز نموده و لبه آن را بران کرده و سموم کشنده را با آب مخلوط نموده و تیرهای اصابت کننده به هدف خود را متوجه من کرده است و چشمان جاسوسانش یک لحظه در خواب نیست و تصمیم دارد عوامل ناراحت کننده ای برای من فراهم آورد و جرعه های شور و تلخ را به گلوی من بریزد پس ای خدا تو از ناتوانی من در دفاع از خود آگاهی و عجز مرا در گزینش کسی که به یاری ام بشتابد می دانی و از تنهایی من در بین گروه بسیاری که به دشمنی با من برخاسته اند اگاهی داری که آن چنان زمینه های عقوبت را برای من فراهم آورده اند که تصور نمی کردم ولی تو ناگهان به یاری ام شتافتی و با قدرت خود نیروی مرا شدت بخشیدی.

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۸:۰۱

  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خداوند متعال، پناه گاه واقعی

    خداوند متعال پناه گاه واقعی است بدین معنا که از خدا نمی توان گریخت بنابراین اگر فرضا از خدا بگریزیم باز به سوی او پناه برده ایم و به هر سوی فرار کنیم خدا است. بخواهیم یا نخواهیم چنانکه پناهگاه راستین نیز خدا می باشد و جز او پناه گاهی در جهان نیست و نه تنها خداوند متعال این صفت را دارد بلکه آن چه او مقدر فرموده گریزی از آن نیست حتی اگر خداوند خیر عظیمی را برای انسان مقدر فرماید چنانچه همه حسودان و دشمنان دست در دست یکدیگر بگذارند و بخواهند از آن جلوگیری کنند نخواهند توانست مانند ماجرای حضرت یوسف علیه السلام که برادران او اتفاق کردند که او را از نظر پدر محو کنند و خود محبوب تر از او باشند از این رو او را در چاه افکندند ولی همان چاه مقدمه به سلطنت رسیدن یوسف علیه السلام شد و سرانجام پدر و مادر و برادران در برابر او کرنش و خضوع کردند

    چنانکه قران کریم می فرماید:
    « وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّد»[1]؛ «و پدر و مادرش را به تخت برنشانید و همه آنان پیش او به سجده در افتادند.

    نیز امیرمومنان علیه السلام در نهج البلاغه درباره مرگ می فرماید:

    «ای مردم انسان در فرار خود به آنجا می رسد که از آن گریخته است و مرگ نقطه ای است که نفس انسان را بدان سو سوق می دهد و گریز از آن رسیدن به آن نقطه است.»[2]

    یعنی تقدیر الهی چنان است که انسان باید بمیرد و فرار از مرگ گریز به سوی مرگ می باشد.


    به یاد دارم چندی پیش اتومبیل سواری با سرعت زیادی در حرکت بود و در بین جاده می خواست از کنار یک تریلی که سنگ بسیار سنگینی را حمل می کرد سبقت بگیردوقتی اتومبیل به موازات تریلی رسید سنگی از روی تریلی افتاد و بر سقف اتومبیل سواری اصابت کرد و همه سرنشین ها در دم جان باختند واقع این قضیه آن است که آن اتومبیل با سرعت به سوی مرگ می شتافت اگر چه در ظاهر راننده می خواست از تریلی سبقت بگیرد و زودتر به مقصد برسد.


    در ادامه امام سجاد علیه السلام به جریانی اشاره فرموده که خود مصداق بارز نکته پیشین است که پناه گاه راستین خدا است و آن این که دشمنان خطرناکی که برای نابودی و زوال انسان نقشه می کشند و با وجود تمام ابزار و وسایل لازم و ضعف و عدم توانایی انسان گمان می کنند که به سادگی می توانند او را از پای در آورند غافل از آنکه قدرت فوق همه قدرت ها بر آن است که انسان هدف انان قرار نگیرد و در یک لحظه به یاری او بشتابد و تمام توطئه های انان را بی اثر کند.

    پی نوشت:
    [1].یوسف، 100
    [2].نهج البلاغه، خطبه 149



    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۸:۰۳

  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز سوم:

    ثُمَّ فَلَلْتَ لِي حَدَّهُ، وَ صَيَّرْتَهُ مِنْ بَعْدِ جَمْعٍ عَدِيدٍ وَحْدَهُ، وَ أَعْلَيْتَ كَعْبِي عَلَيْهِ، وَ جَعَلْتَ مَا سَدَّدَهُ مَرْدُوداً عَلَيْهِ، فَرَدَدْتَهُ لَمْ يَشْفِ غَيْظَهُ، وَ لَمْ يَسْكُنْ غَلِيلُهُ، قَدْ عَضَّ عَلَى شَوَاهُ وَ أَدْبَرَ مُوَلِّياً قَدْ أَخْلَفَتْ سَرَايَاهُ. وَ كَمْ مِنْ بَاغٍ بَغَانِي بِمَكَايِدِهِ، وَ نَصَبَ لِي شَرَكَ مَصَايِدِهِ، وَ وَكَّلَ بِي تَفَقُّدَ رِعَايَتِهِ، وَ أَضْبَأَ إِلَيَّ إِضْبَاءَ السَّبُعِ لِطَرِيدَتِهِ انْتِظَاراً لِانْتِهَازِ الْفُرْصَةِ لِفَرِيسَتِهِ، وَ هُوَ يُظْهِرُ لِي بَشَاشَةَ الْمَلَقِ، وَ يَنْظُرُنِي عَلَى شِدَّةِ الْحَنَقِ. فَلَمَّا رَأَيْتَ- يَا إِلَهِي تَبَاركْتَ وَ تَعَالَيْتَ- دَغَلَ سَرِيرَتِهِ، وَ قُبْحَ مَا انْطَوَى عَلَيهِ، أَرْكَسْتَهُ لِأُمِّ رَأْسِهِ فِي زُبْيَتِهِ، وَ رَدَدْتَهُ فِي مَهْوَى حُفْرَتِهِ، فَانْقَمَعَ بَعْدَ اسْتِطَالَتِهِ ذَلِيلًا فِي رِبَقِ حِبَالَتِهِ الَّتِي كَانَ يُقَدِّرُ أَنْ يَرَانِي فِيهَا، وَ قَدْ كَادَ أَنْ يَحُلَّ بِي لَوْ لَا رَحْمَتُكَ مَا حَلَّ بِسَاحَتِهِ.


    سپس تدبیر و تجمع آنان را شکستی و کثرت آنان را پس از آن که بسیار بودند به تنهایی مبدل ساختی و آنها را زیر پای من قرار دادی و تمام استحکامات آنان را علیه خود آنان برگردانیدی در حالی که خشم آنان در سینه هایشان محبوس شده و حرارت انتقام گیری آنان تسکین یافته و انگشتان خود را می گزیدند، صحنه را رها کرده و از تصمیم خود برگشته و عده و عُده بازمانده خود را به جای گذارده و رفتند.

    چه بسیار ستمکارانی که با کید و کینه خود به من ستم کرده و دام های خود را برای شکار من گسترانیده و تمام همت خود را به مراقبت و خبریابی از من متمرکز کرده اند و همانند درنده ای که برای صید خود آماده می شود به دنبال فرصتی می گردند که نیت شوم خود را پیاده کرده و به سوی من دست اندازی نمایند اگر چه با رخ گشاده و محبت آمیز با من رفتار می کنند ولی در انتظار آن اند که با ستم و بیدادگری خشم شدید خود را از سینه پر کینه شان تهی کنند.

    ای خدای منزه و متعالی، زمانی که من خبث باطن و زشتی پنهان آنان را دیدم آنان را به سوی حفره ای که کید و مکرش کنده بود راندم و حیله شان را به سوی خود آنان و به سوی گودالی که کنده بودند برگرداندم پس از آن همه بلندپروازی های خوار و خرد شده و در بندهای دام خود درمانده گردید اگر فضل و رحمت تو نبود نزدیک بود دامن گیر من شود و مرا در بندهای دام خود ببیند

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۸:۰۴

  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    آموزه های اسلام و ریشه کنی یاس و نومیدی

    امام معصوم علیه السلام در این فراز دشمن را به مجهزترین صورت فرض نموده که فرد ستم دیده کاملا در اختیار او قراردارد به طوری که به صورت ظاهر هیچ مانعی در کار نیست ولی خدا را حاکم دیده و به ما این نکته را یادآوری می کند که شخص با ایمان در هیچ صورتی نباید به خود یاس و نومیدی راه بدهد و توهم بن بست زندگی برای او ناروا می باشد

    و با این دیدگاه در بسیار وسیعی را به روی امت گشوده اند و مشکل عظیمی را که به قیمت خودکشی ها در دیگر جوامع تمام می شود حل کرده اند یاس و خود باختن در مقابل مشکلات عامل ناهنجاری هایی است که به مراتب از اصل آن مشکلات سخت تر و آثارش در جوامع بشری شوم تر است زیرا نا امیدی و خود باختن به معنای محکوم شدن یک انسان و بریده شدن او از هدف ها و مقصدها است

    این حالت آن چنان آزار می دهد که انسان های گرفتار را تا دم مرگ و خودکشی سوق داده و در مواردی که به خودکشی ختم نمی شود انسان را به صورت جنایت پیشه از جان گذشته ای در می آورد که از هیچ اقدامی هراس ندارد و عقده های روحی و باطنی او را به بدترین عمل ها وا می دارد این گونه بیماری به هیچ شکل قابل درمان و جلوگیری نیست بلکه باید در انتظار عکس العمل های تند و تلخ آن نشست و بازتاب های فردی و اجتماعی آن را به طور فراگیر پیش بینی نمود.

    این جا است که مکتب اسلام با آموزه های توحیدی خود بساط این بیماری ناهنجار(یاس و خودباختن) را در نهاد زندگی فردی و اجتماعی ریشه کن کرده و به پیروان خود می اموزد که در هیچ حال و در هیچ شرایطی خود را نبازند و هیچ گاه درها را به روی خود بسته نبینند بلکه همیشه قدرت مطلق و غیر قابل شکست حضرت خداوندی را تصور کنند و در صورت پدیدآمدن مشکلات غیر قابل حل، تقدیر و تدبیر حکیمانه الهی را حاکم بر آنها بدانند و هیچ گاه نظام عالم و پیش آمدهای آن را به صورت گزاف و خالی از حکمت تلقی نکنند، بلکه پیوسته به این حقیقت توجه کنند که دست قدرت حکیمانه و عالمانه الهی همواره بر همه کاینات غالب و قاهر بوده و در این جهان پر کاهی از جایی نمی جنبد جز آن که به تقدیر آن حکیم و علیم که خالق همه جهان و جهانیان است صورت می پذیرد. این گونه تسلیم و رضا نه تنها نگرانی ها را برطرف می سازد بلکه خود آرامش خاطر و رضایت باطنی شگرفی را به همراه دارد.

    هاتف اصفهانی می گوید:

    ای فدای تو هم دل و هم جان / وی نثار رهت هم این و هم آن
    دل فدای تو چون تویی دلبر / جان نثارتو چون تویی جانان
    راه وصل تو راه پر آسیب/ درد عشق تو درد بی درمان
    بندگانیم جان و دل بر کف / چشم بر حکم و گوش بر فرمان
    گر دل صلح داری اینک دل/ ور سر چنگ داری اینک جان

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۸:۰۸

  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز چهارم:
    وَ كَمْ مِنْ‏ حَاسِدٍ قَدْ شَرِقَ بِي بِغُصَّتِهِ، وَ شَجِيَ مِنِّي بِغَيْظِهِ، وَ سَلَقَنِي بِحَدِّ لِسَانِهِ، وَ وَحَرَنِي بِقَرْفِ عُيُوبِهِ، وَ جَعَلَ عِرْضِي غَرَضاً لِمَرَامِيهِ، وَ قَلَّدَنِي خِلَالًا لَمْ تَزَلْ فِيهِ، وَ وَحَرَنِي بِكَيْدِهِ، وَ قَصَدَنِي بِمَكِيدَتِهِ. فَنَادَيْتُكَ- يَا إِلَهِي- مُسْتَغِيثاً بِكَ، وَاثِقاً بِسُرْعَةِ إِجَابَتِكَ، عَالِماً أَنَّهُ لَا يُضْطَهَدُ مَنْ أَوَى إِلَى ظِلِّ كَنَفِكَ، وَ لَا يَفْزَعُ مَنْ لَجَأَ إِلَى مَعْقِلِ انْتِصَارِكَ، فَحَصَّنْتَنِي مِنْ بَأْسِهِ بِقُدْرَتِكَ. وَ كَمْ مِنْ سَحَائِبِ مَكْرُوهٍ جَلَّيْتَهَا عَنِّي، وَ سَحَائِبِ نِعَمٍ أَمْطَرْتَهَا عَلَيَّ، وَ جَدَاوِلِ رَحْمَةٍ نَشَرْتَهَا، وَ عَافِيَةٍ أَلْبَسْتَهَا، وَ أَعْيُنِ أَحْدَاثٍ طَمَسْتَهَا، وَ غَوَاشِي كُرُبَاتٍ كَشَفْتَهَا.

    چه بسیار حسودهایی که من مانند جرعه ای در گلوی آنها گیر کرده و بسان استخوانی در حلق آنها فرو رفته بودم و مرا با زبان تند مخاطب می ساختند و با سینه پر کینه مرا به عیب هایم متهم ساخته و آماج تیرهای خود قرار می دادند و خصلت های غلط و نا به جای خود را به گردن من می انداختند و با کید و مکر خود به من طعنه می زدند و با خدعه و نیرنگ مرا دنبال می کردند

    در این هنگام بود که ای خلاق متعال تو را به کمک طلبیدم و به درگاهت استغتثه نمودم و امید به سرعت اجابت دعایم داشتم و می دانستم که هیچ کس نمی تواند بر کسی که به درگاه تو پناهنده شده غلبه کند و هر کس که به دژ محکم تو جای گرفته است دچار رنج نمی گردد و تو به قدرت خود مرا در دژ استوار خود از ستم مصون داشتی چه ابرهای متراکم مصیبت که از حریم من زدودی و چه بسیار ابرهای کرامت و نعمت که بر من باراندی و چه بسیار رحمت های خود که از جدول ها و راه های گوناگون گستراندی و لباس عافیت را بر من پوشاندی و چه چشم های حوادث ناگوار را که کور کردی و پوشش های بلا و گرفتاری ها را از میان برداشتی.

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۸:۰۹

  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خداوند متعال تنها برطرف کننده حوادث ناگوار

    جهانی که ما در آن زندگی می کنیم درست همانند فضایی است که سنگ های آسمانی بسیار از هر سو پرتاب می شود و هر چه را که در مسیر خود قرار می گیرد هدف قرار می دهد. در چنین میدان ترس ناک جان به سلامت بردن شبه اعجازی است که به ندرت می توان باور کرد از این رو ادامه زندگی بشری نیازمند حفظ و حراست نیرویی است که بر همه حوادث این عالم احاطه داشته و آغاز و پایان هر حرکتی را به خوبی بشناسد و بتواند سلامت و حفاظت همگان را تامین نماید و این گونه حفظ و نگهداری جز از خلاق کاینات ساخته نخواهد بود.

    ما هر چه قدرتمند باشیم توان دفاعی ما در نهایت قصور و محدودیت خواهد بود زیرا فقط از رخ دادهایی می گریزیم که آن را با چشم خود می بینیم و یا احیانا با اطلاع قبلی ذهن ما به آن توجه دارد در حالی که این دید و این اطلاع یک جهت را بیشتر روشن نمی کند زیرا انسان جهت های ظاهری و باطنی گوناگون دارد و همه بلاهایی را که از زیر پا و بالای سر و چپ و راست و پشت سر به سوی او متوجه است نمی تواند ببیند و از آنها پیش گیری کند. گذشته از بلاهای باطنی با کم یا زیاد شدن کم ترین مواد غذایی و یا کوچک ترین به هم خوردگی نظم درونی و یا انفجار یک موی رگ در مغز و یا سایر اعضا حیات ما پایان می یابد.

    آگاهی ما از حوادث تا چه اندازه است؟ و بر فرض آگاهی قدرت دفاعی ما در چه حدی است؟ آگاهی ما با حواس ظاهری فقط در شرایط خاصی مقدور است و آن اینکه اولا در جهت دید و یا سایر حواس باشد، ثانیا: فاصله زیاد با ما نداشته باشد، ثالثا مانعی برای احساس در کار نباشد، رابعا ذهن ما غفلت نکند و توجه ما به جای دیگر معطوف نباشد. با چنینی شرایط و شاید ده ها شرط دیگر می توانیم آگاه شویم و در فرض آگاهی قدرت دفاعی مفید ما چنان که یادآور شدیم چندان موثر نیست.

    بنابراین در همه احوال آفریننده جهان و جهانیان گرداننده چرخ هستی است که می تواند از ما حفظ و حراست کند چنانکه قرآن کریم می فرماید:
    «أَ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّماءِ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ فَإِذا هِيَ تَمُورُ *اَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّماءِ أَنْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حاصِبا»[1]، «آیا از آن کس که در آسمان است ایمن شده اید که شما را در زمین فرو برد پس به ناگاه زمین به تپیدن افتد؟ یا از آن کس که در آسمان است ایمن شده اید که بر سر شما تندبادی از سنگ ریزه فرو ریزد؟


    نیز می فرماید: «وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فيما أَفَضْتُمْ فيهِ عَذابٌ عَظيمٌ»[2]؛ «و اگر فضل خدا و رحمتش در دنیا و آخرت بر شما نبود قطعا به سزای آنچه در آن به دخالت پرداختید به شما عذابی بزرگ می رسید.

    از این گذشته در این فراز امام سجاد علیه السلام ما را به تعمت هایی توجه داده که از آنها غافلیم و به گمان خود آنها را نعمت نمی دانیم مانند این که فرمود: خدایا چه قدر ابرهای غم و عذاب را که مقدر نمودی به من اصابت نکند و چه حوادث تلخ که چشم آنها را بر من دوختی و نتوانستند مرا دچار خود کنند و قدر ابرهای رحمت که به وسیله آن فضل خود را بر من باریدی.

    پی نوشت:
    [1].ملک، 16-17
    [2].
    نور، 14


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۸:۱۲

  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز پنجم:

    وَكَمْ‏مِنْ‏ظَنٍ‏ حَسَنٍ حَقَّقْتَ، وَ عَدَمٍ جَبَرْتَ، وَ صَرْعَةٍ أَنْعَشْتَ، وَ مَسْكَنَةٍ حَوَّلْتَ.كُلُّ ذَلِكَ إِنْعَاماً وَ تَطَوُّلًا مِنْكَ، وَ فِي جَمِيعِهِ انْهِمَاكاً مِنِّي عَلَى مَعَاصِيكَ، لَمْ تَمْنَعْكَ إِسَاءَتِي عَنْ إِتْمَامِ إِحْسَانِكَ، وَ لَا حَجَرَنِي ذَلِكَ عَنِ ارْتِكَابِ مَسَاخِطِكَ، لَا تُسْأَلُ عَمَّا تَفْعَلُ. وَ لَقَدْ سُئِلْتَ فَأَعْطَيْتَ، وَ لَمْ تُسْأَلْ فَابْتَدَأْتَ، وَ اسْتُمِيحَ فَضْلُكَ فَمَا أَكْدَيْتَ، أَبَيْتَ- يَا مَوْلَايَ- إِلَّا إِحْسَاناً وَ امْتِنَاناً وَ تَطَوُّلًا وَ إِنْعَاماً، وَ أَبَيْتُ إِلَّا تَقَحُّماً لِحُرُمَاتِكَ، وَ تَعَدِّياً لِحُدُودِكَ، وَ غَفْلَةً عَنْ وَعِيدِكَ، فَلَكَ الْحَمْدُ- إِلَهِي- مِنْ مُقْتَدِرٍ لَا يُغْلَبُ، وَ ذِي أَنَاةٍ لَا يَعْجَلُ.

    چه بسیار حسن ظن و نیک اندیشی درباره من که محقق ساختی و چه بسیار فقر را (با عدم حسن ظن) که جبران فرمودی و چه لغزش ها که دست مرا گرفتی و به پا خاستم و چه بیچارگی ها که برطرف فرمودی و همه اینها از احسان و تفضل تو بود اگر چه من در همه این گشایش ها که لطف کردی به معصیت روی آورده و غرق در نافرمانی بودم.

    با این حال، بی ادبی ها، و بدی های من هرگز مانع تکمیل احسان تو نشد و من از ارتکاب رفتارهای ناپسندی که تو را به غضب وا می داشت دست نکشیدم کسی نمی تواند از تو درباره آن چه انجام می دهی سوال کند.

    همگان از تو درخواست می کنند و تو عطا می کنی و نیز بدون سوال مبادرت به اکرام بندگان می فرمایی و از تو طلب فضل می کنند و تو آنان را رد نمی کنی. خدایا تو به جز احسان و امتنان و کرم و نعمت به کار دیگری دست نمی زنی و من به جز غرق شدن در گناهان و تجاوز از حدود و غفلت از تهدیدهای تو کاری انجام نمی دهم راستی ستایش بی پایان خداوندگاری را سزا است که مقتدر شکست ناپذیر است و صاحب صبر و مدارا با خلق می باشد بدون آنکه در عقوبت آنان شتاب کند.

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۸:۱۴

  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سوء ظن از گناهان خطرناکی است که خود کلید گناهان بسیار بوده و احیانا موجب گناهان کبیره دیگری همانند غیبت، ظلم، تهمت، دشمنی، نفاق، اختلاف در جامعه، و....می گردد و چه بسا شخصیت مظلوم بی گناهی در اثر بدگمانی به خطر می افتد می شود.

    از این رو قرآن کریم می فرماید:
    «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ»[1]؛ «ای گروه مومنان از بسیاری گمان ها بپرهیزید که بعضی از آنها گناه است.»

    در روایات اهل بیت علیهم السلام با تاکید فراوان از این وسوسه شیطانی منع شده و این صفت زشت و نکوهیده تقبیح شده است:«همیشه کار برادر دینی ات را به بهترین صورت حمل کن.»[2]

    در اثر این گناه گاه فرد بی گناهی در آتش بی اعتمادی دیگران می سوزد از این رو امام سجاد علیه السلام از پیدایش این بلای عظیم به خدای متعال پناه برده و می فرماید: «خدایا سوء ظن صالحان را درباره من به اطمینان و خوش باوری تبدیل فرما.»[3]

    پی نوشت:
    [1].حجرات، 12
    [2].کافی، ج2، ص362
    [3].
    صحیفه سجادیه، دعای 20


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۸:۱۶

  16. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود