صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نیایش از دیدگاه عقل و نقل

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نیایش از دیدگاه عقل و نقل




    باسمه تعالی

    ضرورت دعا


    آیا دعا امری ضروری و لازم است؟


    پاسخ این است که آیه کریمه «قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُ»[1]، «ای رسول ما به امت بگو که اگر دعای شما نبود خدا به شما توجه نمی کرد.» ناظر به همین معناست.

    یعنی دعا یگانه راه ارتباط بندگان با مبدا بوده و تنها وسیله ای است که خداوند متعال برای ارتباط با خود مقرر فرموده است. به عبارت دیگر مجموعه دعاهای ماثوره و نقل شده از معصومین علیهم السلام رابطه ای میان خلق و خالق برقرار می کند که اگر این ارتباط و توجه به مبدا نباشد، خدای منان عناین خاص خود را قطع خواهد کرد و در این صورت بندگان استعداد پذیرش این عنایت را از دست داده و مقتضای رحمت الهی را از کف می دهند. قرآن کریم این حالت را نوعی استکبار می داند، آن هم از موجودی که تکوینا هیچ حیثیتی جز حیثیت ربط و بندگی ندارد آنجا که می فرماید:


    «وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي‏ سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ»[2]؛ «و پروردگار شما فرمود که مرا بخوانید تا دعای شما را مستجاب کنم. کسانی که از پرستش من گردن کشی می کنند به زودی با خواری داخل جهنم خواهند گردید.»

    البته از چنین موجودی این حالت آن چنان قبیح و زشت است که قابل وصف نمی باشد به طوری که حضرت ربوبی جل و علا با صراحت اعلام فرموده که چنین افرادی مورد بی اعتنایی و قطع مراحم خداوندند.


    از مجموعه این آیات می توان فهمید که چرا قرآن کریم با تعبیرهای مختلف انسان را به دعا دعوت نموده است. به طور مثال آیه «إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي‏ سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ»[3]؛ و آیات دیگر به عاقبت ناگوار ترک دعا پرداخته اند از جمله آیات زیر که خداوند می فرماید

    «وَ أَنيبُوا إِلى‏ رَبِّكُمْ وَ أَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ ثُمَّ لا تُنْصَرُون»[4]؛ «به سوی پروردگارتان باز گردید و تسلیم او شوید پیش از آنکه عذاب فرود آید و آن گاه یاری نشوید مگر انان که دایما رو به خدا دارند.»


    «ُ وَ يَهْدي إِلَيْهِ مَنْ يُنيب»[5]؛ «و خداوند هر که را که به تضرع و دعا به بارگاه او باز آید هدایت می نماید.


    «ً وَ ما يَتَذَكَّرُ إِلاَّ مَنْ يُنيبُ»[6]؛ «و متذکر نشوند مگر انان که دایما رو به خدا دارند.

    پی نوشت:
    [1].فرقان،77
    [2].غافر،60
    [3].همان
    [4].زمر، 54
    [5].شوری، 13
    [6].غافر،13


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۷ در ساعت ۲۰:۳۲

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    این آیات بیانگر دو مسئله است یکی حلول عذاب و و وعیدهای سخت برای ترک دعا و دیگری هدایت و رشد و عنایت فوق العاده حضرت حق به دعا کنندگان.


    هم چنین در این زمینه روایات بسیاری در کتاب های روایی وارد شده است که همه جوانب و نکات مسئله را روشن ساخته و برای هیچ گرفتار و درمانده ای عذری باقی نگذاشته است

    از جمله در حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود:
    «در نزد خداوند عز و جل مقامی هست که فقط به واسطه دعا می توان به آن رسید.»[1]


    نیز از امام علی علیه السلام نقل شده است که فرمود: «امواج بلا را با دعا از خود دور کنید.»[2]

    پی نوشت:
    [1].کافی، ج2، ص466
    [2].نهج البلاغه، حکمت 146

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۷ در ساعت ۲۰:۳۴

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ضرورت عقلی نیایش

    اگر از دلایل نقل شده از معصومان علیهم السلام قطع نظر کرده و صرفا متوجه دلایل عقلانی گردیم به طور قطع این نکته را در می یابیم که هیچ چاره ای جز ارتباط و نیایش با خدای خویش نداریمو باید به طور دایم به او توجه نموده و دل را به سوی او روانه کنیم. علامه طباطبایی در ذیل آیه شریفه الحمدلله رب العالمین، ستایش خدا را که پروردگار جهانیان است. به این نکته اشاره دارد که مقصود از ملکیتی که به خداوند سبحان نسبت داده می شود ملکیت واقعی است نه قراردادی و وضعی و ملکیت واقعی از تدبیر جدایی ندارد و در نتیجه تمامی موجودات در اصل وجود و آثار آن استقلال ندارند و خداوند مالک و مدبر آنها است.[1]


    بر این اساس انسان فقط بعد عبودیت و بندگی دارد و این حقیقتی است که بستگی به آگاهی ما از آن نداردچه این واقعیت را بدانیم و چه ندانیمزیرا این ربط قهری و فطری است این واقعیت انسان است و سایر موجودات نیز همین گونه اند.علامه طباطبایی در ذیل آیه شریفه «و لله یسجد من فی السموات و الارض»[2]؛ «تمامی کسانی که در اسمان ها و زمین هستند در برابر خدا سجده می کنند.»

    می فرماید: تذلل و خضوع موجودات در برابر خداوند ذاتی است که هرگز از آنها جدا نمی شود.[3]

    بنابراین انسان نسبت به حضرت حق جل و علا هیچ گونه شانی جز رابطه عبودیت ندارد و همه موجودات به جز انسان نیز دارای همین ویژگی ذاتی است اکنون برای ما چه چاره ای باقی می ماند جز آنکه در ارتباطی مستقیم با خدای خود قرار گیریم و نیازهای خود را از درگاه او طلب نماییم؟


    پی نوشت:
    [1].ر.ک. تامیزان، ج1ذیل سوره حمد
    [2].رعد، 15
    [3].المیزان، ج11، ص321

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۷ در ساعت ۲۰:۳۵

  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به راستی اگر عقل بشری این واقعیت را درک می کرد جز با خدای خود با هیچ موجود دیگری در ارتباط نبود البته تاثیر و تاثر در آفریده ها قابل انکار نیست ولی همه این تاثیرها به اذن و اراده رب الارباب و یک سره در خط اراده عظمای او است.

    حق تعالی کاین سماوات آفرید / ار برای رفع حاجات آفرید
    هر کجا دردی دوا آن جا رود / هر کجا فقری نوا آن جا رود
    آب کم جو تشنگی آور به دست / تا بجوشد ابت ار بالا و پست[1]


    این استدلال عقلی برای اثبات این مطلب کافی است که انسان ملزم به توجه تام به مبدا متعالی عالم است. چنانکه آیه کریمه«ْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُ»[2]؛ «اگر دعای شما نبود پروردگارتان اعتنایی به شما نداشت.»اشاره به همین ناچاری عقلی دارد.

    تاسیس مکتب دعا در آیین مقدس اسلام و توصیه اکید آیات و روایات بر نیایش به درگاه ایزدی مجموعا نشان از رازی دارد که در این مکتب وجود دارد و دلیل بر ضرورت حضور آن در نهاد زندگی بشر است و این خود از ابتدایی ترینو مهم ترین مسائل در زمینه ارتباط میان خالق و مخلوق است که در صورت توجه به آن، قهرا حرکت و عمل را در پی خواهد داشت.


    پی نوشت:
    [1].مثنوی معنوی
    [2].فرقان، 77

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۷ در ساعت ۲۰:۳۶

  9. تشکرها 2


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    طبیعت انسان که پیوسته در صدد جلب منافع بوده و هست به محض توجه به خود و واقعیات خارج از خود به انبوهی از نیازهای پیوسته و دایمی می رسد که رسیدن به آنها تلاش فوق العاده ای را می طلبد و به هر وسیله ای تمسک جسته و از هیچ اقدامی برای رسیدن به مقاصد خود خودداری نمی کند با این حال هر چه انسان بیشتر کوشش می کند خود را در میان یک سلسله آمال و آرزوها که دامنه آنها از گذشته تا آینده امتداد دارد می بیند در این حالت است که حرکت انسان به یکی از دو راه منتهی خواهد شد: یاس، سرخوردگی و ناامیدی و یا تهی شدن از خود و تلاش دیوانه وار به این معنا که انسان برای رسیدن به اهداف خود مرز انسانیت را رها کرده و در پی خواسته هایش چنان تلاش می کند که گویی به هیچ امر خوب و بدی توجه ندارد.


    این جا است که به رمز و راز توصیه های اکید آیین مقدس پی می بریم که چگونه خلا معنوی و روحی انسان ها را پر کرده و دستاویزی بس قوی به آنها داده است تا در میان امواج سهمگین گذشته ها و پیدایش نیازهای متراکم و سنگین خویش را نبازند و به دور از هر گونه ناتوانی و ضعف در مقابل مشکلات بایستند.

    آری انسان با دعا نیروی بازوان ناتوان خود را به مبدا نامتناهی عالم پیوند می زند از این رو در برابر هر گونه مشکلی ایستاده و با این قدرت روحی تازه توانایی خود را برتر از همه نیازمندی ها می بیند زیرا نیروی نامتناهی حضرت حق را به یاری طلبیده و در رسیدن به اهداف خود به دلیل موقعیت تضمین شده ای که دارد مصمم است.


    از این گذشته فرزانگی انسانی اجازه نمی دهد که انسان با انبوه نیازها و لحظات ناملایم زندگی به تنهایی به مبارزه برخیزد و از کنار قدرت عظیم دعا بی تفاوت بگذرد، چه دعا نزدیک ترین وسیله، مطمئن ترین راه، مددکاری خالی از شائبه، پشتوانه ای به دور از انزجار های فطرت و طبیعت و الهامی منطبق با همه الوهیت وجودی انسان است.

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۷ در ساعت ۲۰:۳۷

  11. تشکرها 2


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پیشینه دعا:

    تاریخ دعا را می توان با پیدایش انسان قرین دانست زیرا انسان هرگز از نیازمندی ها جدا نبوده و در درون و بیرون خود این احساس را داشته است که باید در پناه قدرتی آرام بگیرد بنابراین هرگز تاریخ بشر از توجه به مبدا عالم تهی نبوده است. کاوش ها نشان می دهد که حتی در دورترین زمان ها معبد و مسجد جزء واقعیت های غیر قابل انفکاک زندگی بشری بوده اند حتی آن زمان که بشر توان تصور یک مبدا نامتناهی و قدرت مطلق را نداشته و به اشتباه به بت ها پناه می برده و از آنها یاری می جسته و زندگی پرماجرای خود را با امیدواری به مبدا ناشناخته چیره بر همه قدرت ها توام می ساخته است.

    آری راز نهاد هستی ارتباط محض با خالق هستی است گویی سر حضور زبان نیز در درخواست از مبدا متعال بر استمرار فیض است. بدین معنا که وجههخاص هر موجود ارتباط با غنی مطلق است که لحظه به لحظه هستی او در گرو عطا و فضل وی می باشد بنابراین هستی با تمام حقیقتش زبانی است که درخواست بقای خود را می نماید. چه اگر کمتر از آنی عطای خود را دریغ کند همه چیز هیچ خواهد گردید. از این رو فرمود:

    «وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ»[1].؛ «هیچ چیزی در عالم نیست جز آنکه گنجینه های آن نزد ما است ولی ما از آن بر عالم خلق به جز به قدر معینی که مصلحت است فرو نمی فرستیم.


    و نیز فرمود: «إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَديدٍ»[2]؛ «اگر بخواهد نسل شما آدمیان را در زمین نابود می کند و خلقی دیگر می آورد.»


    پی نوشت:
    [1].حجر، 21
    [2].ابراهیم، 19

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۷ در ساعت ۲۰:۳۸

  13. تشکرها 2


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    محققان از این درخواست باطنی به دعای تکوینی یاد کرده اند البته هم چنان که سوال در طلب اصل وجود تکوینی است در احوال طبیعی موجودات نیز مسئله از همین قرار است. کودکی که از مادر متولد می شود با زبان حال از خدای مهربانش غذای متناسب با لب و دهان و حلقوم و دستگاه گوارش کودکانه خود طلب می کند چنان که هر کس دیگر نیز متناسب با سیستم خلقت خود تکوینا غذا و لباس و دوا و احتیاجات دیگر را درخواست می کند و خداوند در پاسخ همین دعا و سوال تکوینی،

    در قرآن کریم می فرماید
    وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ»، [1]؛ «از هر چه درخواست کنید به شما ارزانی داشته است.»

    بنابراین نهاد هستی در اصل وجود خود و در جمیع حالت ها و حاجت هایش لحظه ای از دعا جدا نیست و وجود دعا از لوازم حتمی و ضروری است که همه مخلوقات از آن برخوردار و به آن مفتخرند.


    پی نوشت:
    [1].ابراهیم، 34

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۷ در ساعت ۲۰:۳۹

  15. تشکرها 2


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    البته گاه از این ارتباط به معلولیت تعبیر شده است آن گاه که بحث در اصل ایجاد و صدور هستی است و گاه به معلولیت یاد شده است از آن نظر که صحیفه هستی در محضر حق جل و علا حضور دارد و گاه نیز این ارتباط به مخلوق و مقدور بودن موصوف گشته است بدان جهت که منتخب دعا کننده در اختیار تام حضرت باری تعالی قرار دارد در هر حال هر یک از اصطلاحات فوق در افق خاصی از مباحث فلسفس قرار دارند و باید با حفظ مراتب خود در نظر گرفته شوند


    با این حال متاسفانه انسان از این ارتباط تنگاتنگ سخت غافل مانده و به توهم آنکه یاد خدا در گرو ارتباط اختیاری او است و به انتخاب و عملکرد او وابسته است از کلمه دعا جز همین حرکت معمول چیزی درک نکرده است.


    جایگاه ما کجا و مقام آن بزرگ مردانی که با زبان راستین هستی آشنایند و راز آفرینش را در خرد و کلان نظام وجود یافته اند و به تسبیح و تمجید آنها گوش جان سپرده اند و تمامی مراتب را یک دل و یک زبان یافته اند و هم راز با آنها دل به جانان بسته و از همه گسسته اندکجا؟


    صلاح کار کجا و من خراب کجا/ ببین تفاوت راه کجاست تا به کجا[1]


    آری از کمال های انسانی همین است که حاکمیت مطلق خداوند متعال را در گستره نظام هستی دریافته و اطلاق«ان الحکم الا للل،فرمان تنها از آن خدا است.»[2]آگاه گردیده و بداند که از کران ازلی تا کران ابدی جز یک حکم واحد کارگر نیست و هر حرکت و سکونی در افق اراده ازلی او بوده و خارج از حکم ابدی و لایزالی او نخواهد بود این رشته خود سلسله ای بس دراز دارد که تفصیل آن مجالی دیگر می طلبد و باید آن را به زمان مناسب خود واگذار نمود.


    این شرح بی نهایت کز زلف یار گفتند/ حرفی است از هزاران کاندر عبارت آمد.[3]


    پی نوشت:
    [1].حافظ
    [2].یوسف، 40
    [3].حافظ
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۸ در ساعت ۱۸:۴۳


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اقسام دعا

    دعا به اعتبارهای گوناگون اقسام مختلفی دارد :


    1-دعای لفظی:

    به درخواست زبانی که با درخواست قلبی همراهی ندارد دعای زبانی گفته می شود تطابق در مفهوم به تنهایی برای ترتب آثار کافی نیست چنانکه اگر آتش را در ذهن خود تصور کنیم با آن که مفهوم آتش بر این تصور صادق است اما هرگز تصور ما دارای اثار آتش یعنی حرارت و روشنایی نخواهد بود از این رو اطلاق واژه دعا بر درخواست زبانی فقط به لحاظ تطابق مفهومی است که در اصطلاح علم منطق و فلسفه از آن به «دعا به حمل اوّلی» یاد می کنند زیرا هر چیز آن گاه فرد راستین ماهیت خود است که علاوه بر تطابق مفهومی در مصداق نیز با ماهیت منطبق باشد.

    از این رو به لحاظ این که در مصداق خارجی ماهیت دعا بر لقلقه زبانی صادق نیست فرد راستین دعا محسوب نمی شود و چنین کسی فقط در حد زبان به دعا مبادرت ئرزیده است و نباید به اجابت دعای خود دل ببندد:


    با کدامین روی چون دل مرده ای / رو به سوی آسمان ها کرده ای؟


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۸ در ساعت ۱۸:۴۵


  18. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2-دعای مصداقی یا دعای زبانی و قلبی

    دعایی است که در آن زبان با قلب همراه بوده و ترجمان آن است این نوع دعا مصداق راستین و حقیقی دعا بوده و به اجابت بسیار نزدیک است البته گاهی ممکن است ظاهرا اجابت نشود با این همه عبادتی است که اجر قطعی بر آن مترتب است و تاخیر در اجابت فقط از مصلحتی برخاسته که خداوند متعال بر اسرار آن آگاه است چنانکه امام امام علی علیه السلام در سفارش خود به امام حسن علیه السلام می فرماید:

    «چه بسا از خداوند متعال چیزی را درخواست می کنی که به تو عطا نمی کند ولی در عوض آن خیر دنیایی یا آخرتی دیگری به تو می رساند آن چیز از تو منع شده زیرا خیر تو در آن نبوده چه بسا امری را طلب می کنی ولی نمی دانی که اگر بدان برسی هلاک دین نصیب تو خواهد شد.[1]


    پی نوشت:
    [1].نهج البلاغه، نامه 31

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۲۸ در ساعت ۱۸:۴۶

صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود