جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مراحل رشد قاری قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    15
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مراحل رشد قاری قرآن




    بسم الله الرحمن الرحیم


    قاری قرآن جهت رشد می بایست مراحل حساس و مهمی را طی کند

    اول اینکه باید قرآن را از طریق مطالعه علوم دینی و احادیث و روایات معصومین علیهم السلام بشناسد . ظرف وجود خود را از علوم و معارف دینی پر کند . علم الیقینی که قرآن کریم از آن سخن به میان می آورد و اولین مرتبه یقین است از راه جهد در علوم و معارف دین حاصل می شود .متأسفانه برخی قاریان حاضرند برای مسافرت رفتن هزاران تحقیق در مورد محل سفر بکنند تا شناختشان بیشتر شود اما حاضر نیستند درباره این مسیرخطیری که قدم در آن نهاده اند تحقیق کنند و به شناخت و معرفت برسند صد البته این غفلت و سستی منجر به گناهان خواهد شد .


    سؤال اینجاست ما قاریان قرآن شیعه که نعمت ائمه معصومین علیهم السلام را که قرآن ناطق هستند داریم چرا سراغ سیره آنها نمی رویم و اینقدر سستی و غفلت می کنیم ؟


    البتهقفلهای دل همانگونه که مانع فهم قرآن صامت و علمی یعنی کتاب خدا است مانع شناخت و درک و فهم واقعی قرآن ناطق و عینی یعنی امام هم هست.

    علماء اخلاق برای قاریان قرآن مراتبی مشخص کرده اند . قاریان قرآن بر اساس خلوص ، تدبّر ، تأثیر پذیری و خضوعشان نسبت به قرآن کریم در مراتب و درجات متفاوتی قرار دارند . بزرگان علم اخلاق و عرفان از جمله ملا محسن فیض کاشانی و ملا احمد نراقی برای تلاوت کنندگان قرآن سه درجه و مرتبه در نظر گرفته و متذکر شده اند که شایسته است قاری قرآن در جهت رسیدن به مراتب بالاتر سعی کند .


    مرتبه ی اول : قاری خود را در حالتی تصور کند که گویا در برابر پروردگار ایستاده و به تلاوت قرآن مشغول است و خدای تعالی به او نظر می کند و تلاوت او را می شنود . بدیهی است حال چنین بنده ای که خود را در محضر مولا ببیند حال تضرع و زاری است .


    مرتبه ی دوم : قاری چنان در خود فرو رود و به قلب خود بنگرد که گویا خداوند بزرگ او را مورد الطاف بی انتهای خویش قرار داده و به او امر و نهی می کند . مسلما بنده در چنین وضعیتی حالت خوف ، شرمساری و سراپا گوش شدن دارد .


    مرتبه ی سوم : قاری حتی ذره ای متوجه خود و تلاوت خود نباشد و تمام هوش و حواس او متوجه صاحب کلام باشد به طوری که گویا غرق در مشاهده جمال بی همتای حضرت حق می باشد . بنا بر قول بزرگان یاد شده ، مرتبه ی اول و دوم درجه ی اصحاب یمین و مرتبه ی سوم درجه ی مقربین و صدّیقین است و خارج از این مراتب درجه ی غافلین است .


    در مرحله بعد قاری قرآن باید به سراغ حفظ قرآن کریم برود .. در ایران حافظ داریم اما قاری حافظ خیلی کم داریم . حتی قاریان حفظ موضوعی هم نمی کنند که در مجالس از همان محفوظات موضوعی تلاوت کنند که خیلی هم می تواند اثرگذار باشد هم برای خودقاری و هم مستمع .

    مرحله بعد که می بایست همزمان با حفظ باشد وقف و ابتداست که نه فقط مستلزم آشنایی با معنای ظاهری قرآن بلکه آشنایی با معنای باطنی قرآن را هم می طلبد همانگونه که مسّ ظاهری قرآن با وضو میسر است مسّ باطنی و دریافت حقایق و حکمت الهی از قرآن هم با تطهیر دل میسّر است و برای بهره گیری از باطن قرآن باز باید به سراغ کسانی رفت که به مسّ باطنی قرآن رسیده اند و دور از هرگونه رجس و گناه هستند انمایریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا



    مرحله بعد تجوید است البته تجوید به قدری اهمیت دارد که می بایست همزمان با همه مراحل باشد چون قاری قرآن باید همواره به اصول و قوانین ظاهری تلاوت هم مقیّد و پایبند باشد .. تجوید متشکل از یک سری قوائد تعریف شده است که تنها با تمرین و تکرار حاصل می شود .



    مرحله بعد صوت است . صوت اهرم اصلی تلاوت برای یک قاری است . نحوه خروج صوت ، علمی است که در بین قاریان قرآن ایرانی ناآشناست .

    در مبحث صوت ابتدا قاری باید نحوه صحیح خروج صوت را بشناسد و بعد آن را تثبیت کند . استفاده از صوت فقط به بم خوانی ، توسط خوانی و اوج خوانی خلاصه نمی شود . نحوه استفاده و خارج کردن صحیح صوت طوریکه هیچ گونهفشاری روی صوت نباشد مهمترین مقوله در مبحث صوت است .


    اگر قاری صوت سازی کرد تجویدش نرم می شود و از حالت خشک بیرون می آید . استاد حصری با همه دقتی که در تجوید داشت تجویدش نرم بود .

    دوم باید نحوه توزیع متبحرانه و عالمانه صوت در طول مسیر تلاوت را یاد بگیرد . آیا منطقیست یک کارمند همه حقوقش را در یک هفته اول ماه خرج کند ؟

    سوم باید خودش را در طبقات بم و توسط هم تقویت کند تا همه هدف و توانش متمرکز روی اوج نباشد . به عنوان یک مثال ملموس استاد مصطفی اسماعیل و استاد شحات محمد انور همینگونه بودند حتی شیخ مصطفی اسماعیل چون بم قوی نداشت به جایش در توسط خوانی جبران می کرد گاهی علی رغم اینکه توان فوق العاده ای در اوج خوانی داشت اما بسیار متبحرانه دقایق زیادی فقط توسط می خواند ( قاریانی که اوج ضعیفی دارند به این نکته توجه کنند)


    یکی از وجوه تفاوت تلاوت استاد مصطفی اسماعیل با مقلدینشان حتی در مصر همین است ... و شیخ شحات محمد انور هم که نمونه کامل استفاده به اندازه از همه طبقات صوتی است حتی استفاده بیش از حد از بم و توسط و تأکید روی آن بدون اینکه خستگی در مستمع ایجاد شود ( واقعا این خیلی هنر می خواهد . قاریان فراوانی که در ایران و مصر از ایشان تقلید می کنند از این نکته غافلند )

    و چهارم باید به تطبیق صوت با معنا و مفهوم هم اهمیت دهد . تطبیق معنا فقط مربوط به لحن نیست . تطبیق صوت با معنا را علم مواکبه می گویند یعنی اینکه می بایست طبقه صوتی با مفهوم و معنای عبارت مطابقت داشته باشد . به عنوان مثال : کلماتی مانند الله ، رسول الله ، شهدآء ، سمآء و کلماتی اینچنین بهتر است در درجات بالای صوتی تلاوت شود و در مقابل کلماتی مانند : شیطان ، جاهلون ، کافرون و ... نمی بایست در درجات بالای صوتی تلاوت شود .



    مرحله بعد لحن است که وسیله تزئین ساختمان تلاوت است .

    این تزئینات باید اصولی و هر یک در جاهای مناسبی از این ساختمان به کار گرفته شود . اگر کسی از دوران غارنشینی آمده باشد نمی داند برخی وسایل و تزئینات خانه در کجا قرار می گیرند و ممکن است هر اشتباهی مرتکب شود . برخی قاریان از الحان که به منزله تزئینات و وسایل منزل هستند به دلیل ناآشنایی در هر جایی استفاده می کنند . پس الحان باید اصولی و در جای خود باشند .

    همچنین تزئینات باید به اندازه نیز باشد اگر یک ساختمانی پر از تزئینات رنگارنگ و شلوغ باشد. آیا وزین به نظر می رسد ؟ آیا آرامبخش است ؟ آیا ستون و دیوارهای ساختمان مخفی نمی ماند ؟ آیا انسان را به خود مشغول نمی کند و غفلت از بدنه و دیوارهای ساختمان که در زیر این نقوش مخفی مانده اند را به دنبال ندارد ؟ تلاوتی که پر از ترکیبات لحنی و تحریرهای بیش از حد و شلوغ باشد نه وزین است نه آرام بخش است و نه اصل تلاوت که همان ستون و دیوارها و بدنه ساختمان هستند دیگر به چشم خود قاری و مستمع می آید .

    هنر و هنرمندی در زیاد نشان دادن هنر وتواناییها نیست در بجا و به اندازه نشان دادن هنر است .

    آری ای عزیز اساتیدی همچون محمد رفعت ، عبدالفتاح شعشاعی ، مصطفی اسماعیل ، عبدالعزیز حصان ، محمدصدیق منشاوی ، کامل یوسف بهتیمی ، ابوالعینین شعیشع ، محمود علی البناء ، عبدالباسط محمد عبدالصمد ، شحات محمد انور ، محمد اللیثی و دیگر اساتید هم هنرمند بودند اما هنرمندی در خدمت اصول قرآن .

    تلاوت زیباتر به معنای تلاوت آهنگین تر نیست . وقتی قاری ، قرآن را نشناخته باشد و اندیشه قوی در ابتکار نداشته باشد به کوتاه ترین و ساده ترین راهها برای تلاوت زیباتر بسنده می کند یعنی نغمات و ترکیبات
    بیشتر و بیشتر تا جایی که به قدری در الحان فرو می رود که حتی ساده ترین تطابقات معنا با آیه و کلمه مبارکه را نادیده می گیرد . گاهی این عدم توجه و تطابق حتی قبیح است اما برای چنین قاری مهم آهنگی است که باید مورد پسند خودش باشد نه مورد رضایت خدا . کار به جایی می رسد که پای تطاول را فراتر می نهد و از نغماتی که درموسیقی لهو و لعب خوانده می شود هم در قرائت استفاده می کند هر چند صدقِ غنا نکند البته چنین قاری در آینده آرام آرام گرفتار غنا هم خواهد شد . قاری قرآن باید با اصول زیادی حرکت کند نه فقط اصل آهنگ . اگر اینطور عمل کرد قاری قرآن است وگرنه نیست. همه گرفتاریهای انسان ناشی از غفلت از خداوند متعال و عدم خشوع و خضوع در برابر ذات اقدس باری تعالی است .


    فکرم همه جا هست ، ولی پیش خدا نیست
    سجاده زَردوز که محراب دعا نیست
    گفتند سر سجده کجا رفته حواست ؟
    اندیشه سیّال من ای دوست ، کجا نیست ؟


    ابوالفضل بخشنده
    قاری و حافظ قرآن کریم



  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود