صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دعای یازدهم صحیفه سجادیه(دعا برای حسن عاقبت)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دعای یازدهم صحیفه سجادیه(دعا برای حسن عاقبت)




    باسمه تعالی

    حضرت سجاد علیه السلام در این دعا از خداوند متعال فرجام نیک را درخواست نموده است و به همین دلیل این دعا«خواتم الخیر» نامیده شده است.

    بیم از فرجام بد مهم ترین نگرانی است که صاحب دلان، آگاهان و عارفان هیچ گاه از آن غافل نبوده و در هر حال و در هر درجه از معرفت دل آنان از خوف و خشیت خالی نیست و پیوسته در حسرت از دست رفتن عمر و بیم از آینده به سر می برند از این رو اولیای دین این موضوع را دشوارترین مسئله پیش روی تقوا پیشگان دانسته اند و قضایای تاریخی حیرت انگیز گواه این مطلب است.


    سرنوشت «ابن سعد» که در جنگ صفین جزو سربازان امیرمومنان علیهالسلام بود و زخمی شد نمونه عبرت اموزی است اگر او در جنگ صفین به شهادت رسیده بود، از پرافتخارترین مردان تاریخ می شد ولی این سعادت را نیافت و عمر نکبت بارش به درازا انجامید تا عاقبت ننگین ترین واقعه تاریخی به دست او رقم خورد.


    از این رو ما نیز نباید از کردار و رفتار خود لحظه ای غافل شویم زیرا آینده هر فرد را گذشته او می سازد و فرجام هر کار زاییده آغاز آن است.


    در هر حال فرازهای پایانی این دعا به درخواست سرانجام نیکو اختصاص دارد و در فرازهای اغازین این دعا به عنوان مقدمه ای برای فراز های پایانی به مسائلی مانند: لزوم ذکر در تمام مراحل آن، سپاس گزاری از خدا و اطاعت از حضرت حق، و خودداری از نافرمانی و معصیت و گناه پرداخته شده است.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز اول:

    يَامَنْ‏ ذِكْرُهُ‏ شَرَفٌ لِلذَّاكِرِينَ، وَ يَا مَنْ شُكْرُهُ فَوْزٌ لِلشَّاكِرِينَ، وَ يَا مَنْ طَاعَتُهُ نَجَاةٌ لِلْمُطِيعِينَ،

    ای کسی که یاد او مایه برتری ذاکران و سپاس وی سبب پیروزس شاکران و فرمان برداری از او موجب نجات اطاعت کنندگان است.

    آثار یاد خدا:

    امام سجاد علیه السلام در این فراز ذکر خداوند متعال را مایه شرافت و برتری بندگان و سپاس گزاری از پروردگار را سبب پیروزی آنان و طاعت الهی را موجب نجات و سعادت مطیعان بر شمرده است.
    این گونه شناخت چنان راه و روش بندگی را به انسان می آموزد که هرگز پارسایان مبتلای به عجب و خودپسندی نمی توانند بدان نایل گردند چرا که هر کس در ذکر و نیایش و خضوع در عبادت بیشتر بکوشد بایسته است شکرگزاری در حق خدای خود را افزون کند.

    چنانکه قرآن کریم می فرماید:
    «قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلْإيمانِ»[1]؛ «بگو بر من منت نگذارید که اسلام آورده اید بلکه خداوند بر شما منت می گذارد که شما را به ایمان رهنمون گردانید.


    و این به دلیل آن است که فواید ذکر و طاعت به یاد کننده و اطاعت کننده باز می گرددنه به خداوند، زیرا او غنی مطلق و از همه چیز و همه کس بی نیاز است و ما سوای او به او نیازمند و وابسته اند.


    بنابراین اگر خداوند متعال می فرماید«فاذکرونی اذکرکم؛ مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم »[2]؛ از ان رو است که بندگان با یاد خدا استعدادهای فراوان خود را در معرض فعلیت قرار داده و شایسته توجهات ویژه حضرت حق می گرداند.


    پی نوشت:
    [1].حجرات، 17
    [2].بقره، 152


  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مراتب ذکر:

    ذکر چنانکه ارباب قلوب گفته اند سه گونه است:


    الف: ذکر زبانی: یعنی فرد با حرکت زبان تسبیح و تمجید کند و زبان ذاکر پیوسته مترنم به الفاظی باشد که در دستورهای الهی مواظبت بر آنها سفارش شده و از وظایف عبد می باشد.

    ب: ذکر عملی: یعنی که شخص سالک و ذاکر در تمام حرکات و سکنات به مراقبت از خویش پرداخته و با حساسیت تمام به ارزیابی امور بپردازد و از هر چیزی که موجب خشم خداوند متعال است پرهیز کند و در اطاعت از فرمان حضرت حق هیچ گونه درنگ روا ندارد.

    ج: ذکر قلبی: یعنی ذاکر هیچ گاه از تفکر در آیات و نشانه های صنع پروردگار در دستگاه عظیم آفرینش باز نایستد به طوری که حجاب عادت را کنار زده و درباره هر چه همگان با دید عادی بدان می نگرند با نظر عبرت آموز و تعمق فوق العاده بنگرد و از رهگذر این ژرف نگری بهره ای فراوان برد. ذکر قلبی برترین اقسام ذکر و فکر و مصداق راستین آن روایت است که می فرماید:

    «تفكرساعة خير من عبادة ستین سنة.»[1]، «ساعتی اندیشیدن برتر از شصت سال عبادت است.


    هریک از بندگان مطیع خدا به فراخور مقام و حال خود ذکر مخصوص به خود را دارد و هر کس به حسب حد وجود خود مقصدی را می طلبد. مثلا برخی در آن حد از معرفت نسبت به خدای محبوب خود می باشند که فنای مطلق خود و بقای به حق را درخواست نموده و به درگاه خداوند سبحان عرضه می دارند: «ارید ان لا ارید«[2]؛ «می خواهم هیچ چیز [جز خدا] نخواهم

    در بخش اول از اقسام سه گانه ذکر این پرسش مطرح است که آیا ذکر زبانی در صورتی که از قلب سرچشمه نگیرد فضیلتی دارد و اثری بر آن مترتب می شود یا خیر؟

    در جواب گفته اند چون ذاکر با نیت پاک به ذکر زبانی اشتغال یافته است از این رو ترتب ثواب بر آن نیت پاک قطعی است. مانند فرد روزه دازی که در اولین لحظه روز نیت می کند ولی در بین روز از امساک غفلت می ورزد که ادامه همان نیت برای صحت روزه و عدم بطلان روزه کافی است و این امتیاز خود رحمت خاصه ای است که خداوند متعال به بندگان هدیه فرموده است. تا راه رسیدن به خود را بر آنها هموار سازد.


    پی نوشت:
    [1].بحارالانوار، ج66، ص293
    [2].ر.ک. سیر اعلام النبلاء، ج21، ص79


  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آثار اطاعت از خدا:

    آخرین جمله این فراز: «وَ یا مَن طاعته نجاة للمطعین » منطبق بر کریمه قرانی زیر است که می فرماید:

    «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً»[1]؛ «هر کس از خدا و رسول اطاعت کند با کسانی که خداوند نعمت خود بر انان ارزانی داشته یعنی با پیامبران و صدیقان و شهیدان محشور خواهد شد و چه رفبیقان نیکی.»


    عکس آن مفاد آیه زیرا است که می فرماید:

    «وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِدا»[2]؛ « هر کس از فرمان خدا و رسول سرپسچی نموده و از حدو.د و احکام الهی درگذرد خداوند او را در آتش ابدی جهنم وارد خواهد کرد.»


    بنابراین اطاعت از حضرت حق نجات دهنده انسان از هلاکت ها و سوء خاتمه و موجب حشر و نشر با اولیای کمّل الهی است و امر به اطاعت از فرمان الهی تشریفی است که خداوند متعال بر بلندای بنی آدم دوخته است تا آنان را از زشتی ها جدا ساخته و به زیبایی ها و کرامت های خود بیاراید.

    پی نوشت:
    [1].نساء، 69
    [2].همان، 14


  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز دوم:
    صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اشْغَلْ قُلُوبَنَا بِذِكْرِكَ عَنْ كُلِّ ذِكْرٍ، وَ أَلْسِنَتَنَا بِشُكْرِكَ عَنْ كُلِّ شُكْرٍ، وَ جَوَارِحَنَا بِطَاعَتِكَ عَنْ كُلِّ طَاعَة

    خدایا قلب های ما را با ذکر و توجه به خودت از هر گونه فکر و یادی تهی فرما و زبان های ما را با شکر خود از سپاس گویی دیگران باز دار و اعضای ما را با اطاعت خود از سلطه فرمان بری دیگران رها ساز.


    انواع ذکر و پیامدهای آن:

    در جمله نخست این بخش امام علیه السلام بعد از درخواست رحمت ویژه از خداوند برای محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم ذکر قلبی را درخواست کرده است زیرا ذکر قلبی که برترین نوع ذکر الله است همان توجه تمام وجود به محبوب است یعنی انسان در حالی قرار بگیرد که تمامی فضای قلب او از یاد محبوب مالامال گردد و حب و دوستی عامل اصلی چنین حالی است.


    به گفته حافظ شیرازی:


    چنان پر شد فضای سینه از دوست / که فکر خویش گم شد از ضمیرم

    تا آن جا که گاهی از غیر محبوب چنان غافل می شود که گویا فانی در معشوق می گردد زیرا هر گاه حب خداوند منان بر دل مستولی گردد آن دل از ما سوی الله غافل شده و در توجه به خداوند مستغرق می گردد چنانکه شیخ الرئیس ابوعلی سینا می گوید: «عارف چنان در عظمت الهی مستغرق است که همه مقدورات را مقهور عظمت خدا می بیند و به هیچ موجودی توجه نمی کند مگر اینکه آن را چون حرف ربط به مقام حضرتش مرتبط می داند و از عالم کثرت خارج شده و به تدبیر حضرت ربوبی جل و علا اگاه می گردد.»[1]

    امام علیه السلام در جمله بعد ذکر زبانی را درخواست فرموده است. چرا که ذکر زبان اگر به ذکر قلب اضافه گردد سالک یک دل و یک زبان و به صورت هماهنگ عزم سفر می کند و خداوند منان به مقتضای «انا جلیس من ذکرنی؛ هر کس به یاد من باشد من هم نشین او می گردم.» هم نشیندل و زبان بنده خود می گردد و در این حال زبان دل قبل از زبان سر با گفت و گو با حضرت می پردازد و زبان سر را ناگزیر به سوی خود می کشد و آن چه را که دل خواسته زبان تکرار و آشکار می کند و پیوستگی این دو به تدریج ناگسستنی می گردد تا آن جا که زبان با قلب یکی می شود.


    امام علیه السلام در جمله سوم اطاعت جمیع جوارح از خدا و ذکر عملی را خواسته است زیرا در این صورت بنده یک پارچه غرق در بندگی شده و از ما سوی الله غافل و در همه حرکات و سکنات او نشان بندگی نمایان می گردد و افعال ظاهری و باطنی او به صورت هماهنگ در مسیر همه موجودات سائر الی الله حرکت می کند چنان که قرآن کریم مکرر می فرماید: «يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْض»؛ «آن چه در آسمان و زمین است تسبیح گوی خدا است.»

    راستی در جهانی که خرد و کلان آن، ذاکر و تسبیح گوی اند چگونه انسان افضل مخلوقات غافل و بی خبر نشیند؟


    دل از یاد او گر که غافل نشیند / خدنگ بلا بر دل دل نشیند

    این هماهنگی ظاهری و باطنی انسان و هم سویی او با نظام هستی، آثاری عظیم را در پی دارد و سفری است پر ره آورد که در اثنای طریق عاید سالک می گردد از جمله آن که ذکر موجودات را می شنود و زبان هر یک از موجودات را می فهمد از این رو مثلا در تفسیر آیه کریمه «و اسال القریة»[2]هیچ ضرورتی ندارد که بگوییم مراد این است که «وَ اَسالِ القریةَ» یعنی از اهل آبادی بپرسید بلکه اگر انسان زبان فهم باشد و به زبان کاینات آشنا گردد می تواند از خود آبادی سوال نموده و ماجرا بفهمد


    پی نوشت:
    [1].جمعه، 1
    [2].یوسف، 82


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۱/۳۰ در ساعت ۲۰:۵۷

  10. تشکر


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز سوم:

    فَإِنْ قَدَّرْتَ لَنَا فَرَاغاً مِنْ شُغْلٍ فَاجْعَلْهُ فَرَاغَ سَلَامَةٍ لَا تُدْرِكُنَا فِيهِ تَبِعَةٌ، وَ لَا تَلْحَقُنَا فِيهِ سَأْمَةٌ، حَتَّى يَنْصَرِفَ عَنَّا كُتَّابُ السَّيِّئَاتِ بِصَحِيفَةٍ خَالِيَةٍ مِنْ ذِكْرِ سَيِّئَاتِنَا، وَ يَتَوَلَّى كُتَّابُ الْحَسَنَاتِ عَنَّا مَسْرُورِينَ بِمَا كَتَبُوا مِنْ حَسَنَاتِنَا


    خدایا اگر وقت فراغتی برای ما مقدور فرموده ای آن را فراغت توام با سلامت قرار ده به گونه ای که هیچ گونه آفتی به ما نرسد و بلایی دامن گیر ما نشود تا فرشتگان مامور نوشتن گناهان گناهی را در نامه عمل ما ثبت نکنند ولی فرشتگان ثبت اعمال نیک برای ثبت اعمال نیک در نامه عمل ما خشنود از ما، از ما جدا شوند.


    لزوم استفاده از اوقات فراغت:

    حضرت سجاد علیه السلام به دنبال فرمایش پیشین خود که فرمود: خدایا همیشه قلب و زبان و جوارح ما را به ذکر خود مشغول گردان در این فراز از خداوند متعال درخواست می کند که اگر تقدیر فرمودی که قلب و جوارح و زبان من فراغتی داشته باشد ما را از کردار ناپسند در سلامت دار تا از گرفتاری گناه در امان باشیم و صحیفه اعمال ما از گناهان تهی و از حسنات آکنده باشد.


    نقش فراغت در زندگی گاهی آماده سازی انسان برای انجام تکالیف بعدی است که بسیار لازم و مطلوب است و گاهی نقش آن غافل سازی است که امری بسیار خطرناک است زیرا فرد در این حال در تیر رس ابلیس قرار می گیرد همان صیاد ماهری که پیوسته در پی صیدهای سرگردان و غافل است او را به سادگی از پای در آورده و دست و پا و چشم و گوش او را تسخیر می کند بدین ترتیب برای شیطان هیچ راهی از مدخل غفلت ، سر راست تر و نزدیک تر نیست.



  12. تشکر


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    توجه به این نکته نیز بایسته است که هر چند گاهی گذران اوقات فراغت با ارتکاب گناه همراه نیست ولی در موارد بسیار بیکاری ، خسته کننده، اتلاف عمر و بیهوده گرایی را به دنبال می آورد و در نتیجه فرد عمر خود را در بطالت سپری می کند از این رو امام علیه السلام در دوری از آن درخواست می نماید که ایام فراغت با جریان ملال انگیزی سپری نشود که شاید بدترین نوع آن تمام شدن ایام عمر به بطالت و پوچی باشد.


    در این زمینه روایات فراوان از معصومین علیهم السلام وارد شده است که بطالت و بیهوده گرایی را سخت سرزنشمی کند به چند روایت اشاره می کنیم:


    در روایت است که حضرت موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: «خداوند متعال آدم پرخواب بیکار را دوست ندارد.»[1]

    امام صادق علیه السلام فرمود: «خداوند متعال خواب و بیکاری زیاد را دوست نمی دارد.«[2]

    هم چنین امام کاظم علیه السلام نقل است که به بعضی ازفرزندانش فرمود: «بپرهیز از بی حوصلگی و کسالت زیرا با وجود کسالت توانایی کار را نخواهی داشت و با بی حوصلگی حق را از دست خواهی داد.[3]

    پی نوشت:
    [1].کافی، ج5، ص84
    [2].بحارالانوار، ج76، ص180
    [3].کافی، ج5، ص85


  14. تشکر


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تاثیر عزت و خسّت انسان در احوال فرشتگان:

    امام سجاد علیه السلام در پایان این فراز از خداوند متعال درخواست می کند که فرشتگانی که اعمال بد را در صحیفه عمل انسان ثبت می کنند هیچ عمل زشتی ثبت نکنند و در مقابل فرشتگانی که اعمال نیک انسان را می نویسند اعمال نیک در نامه عمل انسان ثبت کنند و از انسان شادمان باشند

    از این درخواست چنین بر می آید که کاتبان اعمال در سرنوشت انسان ها سهیم هستند و عزت و خست در احوال آنان دخیل است به طوری که به هنگام ثبت گناه نگران و به هنگام ثبت حسنات مسرور و شاد می گردند.


  16. تشکر


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز چهارم:

    وَ إِذَا انْقَضَتْ أَيَّامُ حَيَاتِنَا، وَ تَصَرَّمَتْ مُدَدُ أَعْمَارِنَا، وَ اسْتَحْضَرَتْنَا دَعْوَتُكَ الَّتِي لَا بُدَّ مِنْهَا وَ مِنْ إِجَابَتِهَا، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ خِتَامَ مَا تُحْصِي عَلَيْنَا كَتَبَةُ أَعْمَالِنَا تَوْبَةً مَقْبُولَةً لَا تُوقِفُنَا بَعْدَهَا عَلَى ذَنْبٍ اجْتَرَحْنَاهُ، وَ لَا مَعْصِيَةٍ اقْتَرَفْنَاهَا.

    خدایا اگر ایام زندگی و مدت عمر ما سپری شد و تو ما را احضار فرمودی که ما گریزی از اصل احضار و اجابت آن نداریم پس بر محمد و خاندان او درود فرست و آخرین عمل ما را که کاتبان اعمال ما می نویسند پذیرفته قرار ده به گونه ای که پس از آن دیگر ما را در برابر گناه و معصیتی که مرتکب شده ایم برای کیفر و عقوبت باز نداری.



    نقش حسن و قبح عمل در نیک فرجامی و بد فرجامی:


    امام سجاد علیه السلام در این فراز توبه ای را درخواست می نماید که پیش از مرگ انجام پذیرد و مورد قبول واقع شود خداوند سبحان می فرماید:

    «وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَ لاَ الَّذينَ يَمُوتُونَ وَ هُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَليما»[1]؛ «برای کسانی که تا هنگام فرا رسیدن رسیدن مرگ کارهای زشت انجام می دهند و در آن هنگام می گویند: اکنون توبه کردیم ، توبه ای نیست و نیز برای کسانی که در حال کفر می میرند[بلکه] برای اینها عذاب دردناک مهیا ساخته ایم.


    نیز در روایات بسیار وارد شده است که توبه در هنگام مشاهده نشانه های مرگ مورد قبول نخواهد شد.[2]


    اصولا سرانجام اعمال انسانی بسیار کارساز است و فرد در هر حال که بمیرد آن وضع برای او ثابت خواهد بود بنابراین اگر انجام اعمال حسنه و نیک برای شخص عادی و طبیعی باشد در وقت مردن نیز به همان شکل عمل می کند بر عکس آن که پیوسته در پی اعمال ناهنجار بوده و به کردارهای بد و زشت مشغول بوده به هنگام مردن نیز پلید می میرد. امام علی علیه السلام می فرماید: «انسان در هر یک از شب و روز که بمیرد آن حال برای وی دایمی خواهد بود.[3]

    پی نوشت:
    [1].نساء، 18
    [2].ر.ک. من لا یحضره الفقیه، ج1، ص133
    [3].نهج البلاغه، خطبه 221



  18. تشکر


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    این مسئله اختصاص به شب و روز ندارد بلکه همه حالات مختلف انسان چنین است اگر در اطاعت خدا جان دهد به سعادت ابدی می پیوندد و اگر همراه با شیطان دنیا را ترک کند به خذلان همیشگی مبتلا خواهد شد.
    این در واقع همان کیفیت پایان یافتن احوال انسانی است یعنی بدون شک حالات قبلی انسان در چنین حالی نقش سرنوشت سازی بر عهده دارد و آخرین عمل کاشف از اوضاع قبلی انسان است که بر پایه آن عمر فرد یا به نیک بختی ختم می شود و یا به بدفرجامی پایان می پذیرد.


    به همین دلیل آدمی باید در تمامی حرکات و رفتارها تلاش کند که از طریق مستقیم و هدایت انحراف پیدا نکند زیرا چنان که اشاره شد حقیقت هر فرد از مجموعه رفتارها و گفتارها و روش ها و تک تک حرکات و سکنات او تشکیل یافته است و اعمال انسانی که به صورت کَیف انجاممی گیرد به تدریج به جوهر تبدیل شده و با ذات فاعل آن عجین می شود از این رو پر واضح است که اگر عمل نیک باشد طبع صالح آن با عالم پاک و درجه فرشتگان هم سو می گردد و اگر از سنخ گناهان باشد قهرا با عوالم شیطان ها و ابلیس لعین و موجودات شرور دیگر هم جهت خواهد شد و عاقبت انسان به یکی از این دو مقصد منتهی می گردد. بر این اساس و به پیروی از حضرت سیدالساجدین درخواست عاقبت به خیری از حضرت پروردگار جل جلاله باید دعای همیشگی مومنان باشد.


  20. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود