صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دعای هشتم صحیفه سجادیه (پناه بردن به خدا از اخلاق و افعال ناهنجار)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دعای هشتم صحیفه سجادیه (پناه بردن به خدا از اخلاق و افعال ناهنجار)




    باسمه تعالی

    خدا تنها مقصود و تکیه گاه مومن است به گونه ای که از هر کس و هر چیز و حتی خود، بریده و فقط خدا را در نظر دارد از این رو حتی از دست خود به خدا شکوه و گله گذاری می کند و علاج ناهنجاری کرداری و قلبی خود را از درگاه خدا می خواهد.

    فراز اول:



    اللَّهُمَ ‏إِنيِ‏ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَيَجَانِ الْحِرْصِ، وَ سَوْرَةِ الْغَضَبِ، وَ غَلَبَةِ الْحَسَدِ، وَ ضَعْفِ الصَّبْرِ، وَ قِلَّةِ الْقَنَاعَةِ، وَ شَكَاسَةِ الْخُلُقِ، وَ إِلْحَاحِ الشَّهْوَةِ، وَ مَلَكَةِ الْحَمِيَّةِ وَ مُتَابَعَةِ الْهَوَى، وَ مُخَالَفَةِ الْهُدَى، وَ سِنَةِ الْغَفْلَةِ، وَ تَعَاطِي الْكُلْفَةِ، وَ إِيثَارِ الْبَاطِلِ عَلَى الْحَقِّ،


    خدایا به تو پناه می برم از طغیان حرص و تندی غضب و خشم و تسلط حسد و رشک و سستی صبر و شکیبایی و قلت قناعت و کجی خلق و افراط در شهوات و عصبیت شدید و پیروی از هوا و هوس و مخالفت با هدایت و سستی غفلت و روا داشتن تکلف ها و انتخاب باطل در مقابل حق.

    حرص و آزمندی و پیامد آن:

    اولین صفت زشتی که امام علیه السلام در این دعا از آن به درگاه خداوند متعال پناه برده طغیان حرص است، بلایی بی پایان و گرفتاری دایمی ای که همراه انسان است.



    امام صادق علیه السلام به نقل از امام باقر علیه السلام حریص را به کرم ابریشم مانند کرده که پیوسته به دور خود پیله می تند و هر چه بیشتر فعالیت می کند محصورتر می گردد و لذا امید به نجات او کمتر است تا سرانجام در پیله خود جان بسپارد، خصلتی که تنها درمان آن، قناعت و محدود کردن خواسته ها و آرزوها است.


    پی نوشت:
    [1].ر.ک. کافی، ج2، ص316


  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تعریف خلق و مفهوم بدخلقی

    صفت دیگر بدخلقی است خلق عبارت از هیات نفسانی خاصی است که انجام عمل را بسیار ساده می کند مثلا کسی که دارای خلق سخاوت است به راحتی از اموال خود بذل و بخشش می کند یا کسی که دارای خوی شجاعت است به آسانی در جریان های ترس آور اقدام می کند. بر این اساس اگر کسی بدخلق بود پیوسته رفتار او به طور عادی موجب آزار خود او و دیگران است و در نهایت شخص را سزاوار عذاب الهی می گرداند.


    خشم و غضب و اثر سوء آن:

    صفت دیگر طغیان غضب است. فرد غضبناک در هر امری خشن و بدون اندیشه عمل می کند. از این رو باید از شر این صفت خطرناک به خدا پناه برد.

    حسادن و پیامد سوء آن:

    صفت دیگر غلبه حسد است که آن نیز از صفات بسیار پلید بوده و پیوسته خود حسود را آزار می دهد. امام صادق علیه السلام می فرمایند:

    «مومن غبطه می خورد حسد نمی ورزد، ولی منافق حسد می ورزد، غبطه نمی خورد.»[1]


    غبطه صفت خوبی است که انسان را وادار به کسب کمال می کند ولی حسد افراط در شهوت است که همان راحت طلبی و عافیت خواهی دایم است به طوری که انسان را از هر گونه کمال باز می دارد.


    پی نوشت:
    [1].کافی، ج2، ص307


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مفهوم عصبیت و کیفر اخروی

    صفت دیگر عصبیت است که خود نشانی از جاهلیت می باشد. زیرا عصبیت به معنای دفاع بدون قید و شرط و طرفداری غیر معقول باشد. از این رو امام صادق علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل فرموده اند:

    « مَنْ‏ كَانَ ‏فِي ‏قَلْبِهِ‏ حَبَّةٌ مِنْ خَرْدَلٍ مِنْ عَصَبِيَّةٍ، بَعَثَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَعَ أَعْرَابِ الْجَاهِلِيَّةِ».


    «هر کس در قلبش به اندازه یک دانه خردل تعصب باشد، خداوند او را در قیامت با اعراب زمان جاهلیت بر می انگیزد»[1]


    پی نوشت:
    [1].کافی، ج2، ص308


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز دوم:

    وَ الْإِصْرَارِ عَلَى الْمَأْثَمِ، وَ اسْتِصْغَارِ الْمَعْصِيَةِ، وَ اسْتِكْبَارِ الطَّاعَةِ. وَ مُبَاهَاةِ الْمُكْثِرِينَ، وَ الْإِزْرَاءِ بِالْمُقِلِّينَ، وَ سُوءِ الْوِلَايَةِ لِمَنْ تَحْتَ أَيْدِينَا، وَ تَرْكِ الشُّكْرِ لِمَنِ اصْطَنَعَ الْعَارِفَةَ عِنْدَنا


    خدایا به تو پناه می برم از این که بر گناه اصرار ورزم و معصیت را کوچک و طاعت را بزرگ شمارم و نیز به تو پناه می برم از فخرفروشی ثروتمندان و تحقیر نیازمندان و سوء سرپرستی در حق زیردستان و ناسپاسی درباره آنان که به ما نیکی کرده اند.


    تعریف اصرار بر گناه:

    اصرار بر گناه معنای ملازمت بر گناه بدون استغفار از آن است فرق ندارد که انسان پیوسته مشغول گناه باشد یا در تصمیم خود بر گناه قاطع باشد. در هر صورت کسی که دارای چنین حالتی است در گناه کبیره به سر می برد. در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است:

    «لَاصَغِيرَةَمَعَ ‏الْإِصْرَارِ وَ لَا كَبِيرَةَ مَعَ الِاسْتِغْفَارِ.»؛ «با وجود اصرار بر گناه، هیچ گناهی صغیره نیست و با وجود استغفار، هیچ گناه کبیره ای وجود ندارد.[1]


    یکی از مصداق های شوربختی آن است که انسان گناه خود را کوچک و اطاعت خود را بزرگ بداند. مثلا بگوید اگر من این گناه را انجام داده ام عیبی ندارد اگر کسی این کلام را بگوید هرگز خداوند از او نمی گذرد زیرا اگر چه ممکن است در مقایسه با دیگر گناهان کوچک باشد ولی باید بداند که گناه در حق چه کسی کرده است.


    پی نوشت:
    [1].کافی، ج2، ص288


  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    صفت پست فخر فروشی و مباهات:

    یکی دیگر از صفات بسیار پلید فخرفروشی بر دیگران و خود را از دیگران بیشتر و پیشتر دیدن در ثروت یا مقام است. از این رو بعضی از بزرگان فرموده اند:

    «المباهاةبالأشياء الخارجة عن الإنسان نهاية الحمق لمن نظر بعين عقله‏»؛
    «بالیدن به امور خارج از خود، نهایت نادانی است برای کسی که با دیده خرد بنگرد.»

    زیرا کمال آن است که خوراک وجود انسان شود و با ذات او در آمیخته و جدایی ناپذیر باشد. بنابراین آن چه قابل جدا شدن از انسان است کمال نخواهد بود.

    عاقبت شوم تحقیر دیگران و بدرفتاری با زبر دستان:

    یکی دیگر از صفات زشت تحقیر دیگران است. امام صادق علیه السلام فرموده است:

    « مَنِ ‏اسْتَذَلَ‏ مُؤْمِناً وَ اسْتَحْقَرَهُ لِقِلَّةِ ذَاتِ يَدِهِ وَ لِفَقْرِهِ شَهَرَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى رُءُوسِ الْخَلَائِقِ.»؛«هر کس مومنی را به خاطر ااندکی دارایی و فقر، خوار و کوچک بشمارد خداوند در روز قیامت او را در برابر دیدگان مردم رسوا خواهد ساخت.

    از دیگر صفات بد رفتاری با زیر دستان، یعنی عدم رعایت حقوق آنان است. این کار دارای عقوبت بسیار سختی است که خداوند متعال هرگز از آن نمی گذرد زیرا فریاد مظلومی که یاوری جز خدا ندارد سخت دامن گیر است.


    پی نوشت:
    [1].ریاض السالکین، ج2، ص361
    [2].کافی، ج2، ص353

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۲/۰۱ در ساعت ۱۹:۳۳

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ناسپاسی به کسانی که حقی بر انسان دارند و پیامد اجتماعی آن

    از دیگر صفات مذموم بی اعتنایی و کم لطفی نسبت به کسانی است که دارای حقی بر انسان هستند و یا خدمتی به او کرده اند. از این رو در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است:

    «لَعَنَ‏ اللَّهُ‏ قَاطِعِي‏ سَبِيلِ الْمَعْرُوفِ قِيلَ وَ مَا قَاطِعِي سَبِيلِ الْمَعْرُوفِ قَالَ الرَّجُلُ يُصْنَعُ إِلَيْهِ الْمَعْرُوفُ فَيَكْفُرُهُ فَيَمْنَعُ صَاحِبَهُ مِنْ أَنْ يَصْنَعَ ذَلِكَ إِلَى غَيْرِه‏»
    ؛ «خداوند کسانی را که راه نیکی کردن را می بندند لعنت کند عرض شد: اینان کیانند؟ فرمود: کسانی که به آنها نیکی می شود ولی در برابر آن ناسپاسی می کنند و در نتیجه کسانی که به آنها نیکی کرده اند از نیکی کردن به دیگران خودداری می کنند.»[1]

    البته این مسئله منافات با فرموده امیرالمومنان علیه السلام که فرمود:«لَايَحْمَدْحَامِدٌ إِلَّا رَبَّهُ ، هیچ ستایش کننده ای جز پروردگار خود را ستایش نمی کند.»[2]، منافات ندارد زیرا این شکر تشکر از واسطه خیر است و بسیار روشن است که خداوند مبدا همه خیرات می باشد.


    پی نوشت:

    [1].روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج3، ص177

    [2].نهج البلاغه، صفحه 58



    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۲/۰۱ در ساعت ۱۹:۳۶

  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز سوم:

    أَوْ أَنْ نَعْضُدَ ظَالِماً، أَوْ نَخْذُلَ مَلْهُوفاً، أَوْ نَرُومَ مَا لَيْسَ لَنَا بِحَقٍّ، أَوْ نَقُولَ فِي الْعِلْمِ بِغَيْرِ عِلْم‏


    و به تو پناه می بریم از کمک به ظالمان و ظلم به ستمدیدگان و این که آن چه را که حق ما نیست از تو درخواست کنیم یا این که در معارف الهی بدون علم سخن بگوییم.

    تمایل و اتکا به ستمگران از دیدگاه آیات و روایات

    از دیدگاه قران کریم تمایل و اتکا به ستمگران شدیدا حرام و نابایست شمرده شده است چنان که می فرماید:

    «وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ»؛ «و بر ظالمان تمایل و تکیه مکنید تا مبادا آتش جهنم به شما برسد.»[1]


    زمخشری از مفسران بزرگ اهل تسنن می گوید: «این آیه شامل کسانی است که با ظالمان معاشرت و مجالست یا سازش می نمایند و یا از اعمال آنها خشنود هستند یا مانند آنان زندگی می کنند و یا چشم به زخارف دنیوی آنها دوخته اند و یا با نام نیک از آنها یاد می کنند و یا به دلخواه آنان عمل می کنند.[2]


    از این گذشته در آیات بسیاری از تمایل به ستمگران نهی شده است. از جمله می فرماید:

    «ٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ»؛«هر کس از شما آنان را به دوستی بگیرد از آنان محسوب می شود به راستی که خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی کند.»[3]

    در روایات وارد شده از معصومین علیهم السلام نیز پیوسته از کمک به ظالم نهی شده است از جمله امام صادق علیه السلام فرمود: «آنان را یاری مکن هر چند در ساختن مسجد باشد.»[4]

    نیز فرمود:«زمانی که قیامت فرا می رسد منادی ای ندا در می دهد: ظالمان و یاوران ظالمان کجایند؟ حتی کسانی را که بر مرکب آنها لیقه انداخته اند و یا سر کیسه آنان را بسته اند و یا یک بار قلم را برای آنها بر روی نوشته کشیده و نگاشته اند همه را با آنها محشور کنید.»[5]
    در مقابل این موضوع ظلم و اجحاف به مظلوم است که نه تنها حرام است بلکه اگر مظلوم کسی را به کمک بطلبد و او خودداری نماید در نزد خدا مورد عقاب خواهد بود همین مضمون در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است:

    « هرگاه مومنی بتواند برادر دینی خود را یاری کند ولی نکند خداوند در دنیا < آخرت او را کمک و یاری نمی کند.»[6]


    پی نوشت:
    [1].هود، 113
    [2].کشاف
    [3].مائده،51
    [4].وسائل الشیعه، ج12، ص129
    [5].بحارالانوار، ج72، ص380
    [6].وسائل الشیعه، ج12، ص267

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۲/۰۱ در ساعت ۱۹:۳۹

  13. تشکر


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    طلب ناحق و ادعای باطل

    صفت دیگری که حضرت در این فراز اشاره می نماید: این است که انسان آن چه را که حق او نیست طلب و آن چه را که در آن حد نیست ادعا کند این کار از بزرگ ترین صفات رذیله است و نوعی نفاق و دورویی و ادعای باطل است که جرمی نابخشودنی می باشد از این رو امیرالمومنین علیه السلام فرمود:

    «هَلَكَ‏ مَنِ‏ ادَّعَى‏ وَ خابَ مَنِ افْتَرى‏.»

    «هر کس ادعایی بر خلاف حق کند در معرض هلاکت قرار می گیرد و هر کس دروغ ببندد محروم می گردد.[1]

    گفتار بدون آگاهی و پیامد سوء آن:

    صفت دیگری که امام سجاد علیه السلام دوری از آن را از خداوند متعال درخواست نموده گفتار بدون علم و عمل است که موجب هلاکت دیگران و افکندن جهل می گردد.

    امام باقر علیه السلام فرمود: «مَنْ ‏أَفْتَى‏ النَّاسَ‏ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لَا هُدًى لَعَنَتْهُ مَلَائِكَةُ الرَّحْمَةِ وَ مَلَائِكَةُ الْعَذَابِ وَ لَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفُتْيَاهُ.»؛ «هر کس بدون آگاهی و یا هدایت الهی به مردم فتوا بدهد و اظهار نظر کند فرشتگان رحمت و عذاب او را لعنت می کنند و بار گناه تمامی کسانی که به فتوا و نظر او عمل کرده اند بر او بار می شود.»[2]

    پی نوشت:
    [1].کافی، ج1، ص34
    [2].کافی، ج1، ص42


  15. تشکر


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز چهارم:

    وَنَعُوذُبِكَ‏ أَنْ نَنْطَوِيَ عَلَى غِشِّ أَحَدٍ، وَ أَنْ نُعْجِبَ بِأَعْمَالِنَا، وَ نَمُدَّ فِي آمَالِنَا (6) وَنَعُوذُبِكَ‏ مِنْ سُوءِ السَّرِيرَةِ، وَ احْتِقَارِ الصَّغِيرَةِ،


    و به تو پناه می بریم که در باطن جان با کسی نفاق ورزیم یا در اعمال خود با عجب بنگریم و آرزوی دور و دراز داشته باشیم و نیز به تو پناه می بریم از بدی ذات و کوچک شمردن گناه صغیره.


    تعریف نفاق و عاقبت شوم آخرتی آن:

    نفاق و دورویی از صفاتی است که بنای اطمینان را میان دوستان سست می کند و موجب سلب آرامش خاطر و ایجاد اختلال در زندگی اجتماعی می شود دو رویی با برادران ایمانی صورت های گوناگونی دارد گاهی در معاملات رخ می نماید و گاهی در مجالست ها، گاهی موجب زیاد دیدن دیگری می شود، گاهی تنها زبان ظاهر به گونه ای و زبان باطن طوری دیگر است و گاهی با تهمت و غیبت همراه است. گاه موجب لطمه زدن به آبرو و خیانت های غیر قابل بخشش دیگر می شود.

    در این باره ابن عباس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمود:«مَنْ‏ بَاتَ‏ وَ فِی ‏قَلْبِهِ‏ غِشٌّ لِأَخِيهِ الْمُسْلِمِ بَاتَ فِي سَخَطِ اللَّهِ وَ أَصْبَحَ كَذَلِكَ حَتَّى يَتُوبَوَ يُرَاجِعَ وَ إِنْ مَاتَ كَذَلِكَ مَاتَ عَلَى غَيْرِ دِينِ الْإِسْلَام‏»

    «هر کس در دل خود نسبت به برادر مسلمان خود خیانتی بورزد در خشم خدا شب و صبح می کند تا این که توبه کند و بازگردد و اگر به این صورت بمیرد مسلمان نمرده است.»[1]

    پی نوشت:
    [1].اعلام الدین فی صفات المومنین، ص415


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مفهوم عجب و آثار سوء آن:


    یکی دیگر از صفات مذموم دیگر عجب و بالیدن به خود است که نوعی خودپسندی است. یکی از آثار بسیار بد عجب پسندیدن و خشنود بودن به وضع موجود است که موجب می شود انسان قدمی برای تکامل وضع خود بر نداشته و پیوسته در جا بزند. نیز گاهی عجب موجب می شود که انسان اعمال عبادی خود را بزرگ ببیند که دوری از رحمت و درگاه خدا را در پی دارد اما اگر انسان عمل خود را از آن نظر بپسندد که در بندگی خدا بوده و بترسد که در انجام وظیفه کوتاهی کند و در انجام دستورها از خدا تایید و توفیق و بندگی بخواهد موجب دوری از درگاه احدیت نخواهد شد.


    به طور خلاصه اخبار و روایات در نکوهش خودپسندی در انجام اعمال الهی و دستورهای دینی بسیار است. از جمله امام صادق علیه السلام فرمود:

    «إِنَ‏ اللَّهَ ‏عَلِمَ‏ أَنَّ الذَّنْبَ خَيْرٌ لِلْمُؤْمِنِ مِنَ الْعُجْبِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ مَا ابْتُلِيَ مُؤْمِنٌ بِذَنْبٍ أَبَداً.»


    «پشیمانی شخص گناه کار از گناهان بسیار خود در نزد خدا بهتر از خوش آمدن یک عابد از خود و عبادت هایش می باشد وگرنه هیچ مومنی هیچ گاه به گناه دچار نمی شد.»[1]


    پی نوشت:
    [1].کافی، ج2، ص313


  18. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود