جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دعای نهم صحیفه سجادیه(آمرزش خواهی از درگاه خداوند)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دعای نهم صحیفه سجادیه(آمرزش خواهی از درگاه خداوند)




    باسمه تعالی

    بنده خدا در هر چیز و هر زمان و هر مکان و... بنده خداست. از این رو حتی برای بازگشت از امور ناخوشایند و ناهنجاری ها و غفلت ها و.. به سوی خدا از او طلب بازگشت و توبه می کند و می خواهد که خدا او را به سوی خود بازگرداند. امام سجاد علیه السلام در این دعا ضمن اظهار اشتیاق به آمرزش الهی به نکاتی توجه می دهد که هر چه بیشتر و بهتر موجب جلب رحمت الهی می شود تا بنده هر چه زودتر و در همه زمینه ها مورد بخشش الهی قرار گیرد.


    فراز اول:
    اللَّهُمَ ‏صَلِ‏ عَلى‏ مُحَمَّدٍوَالِهِ ‏وَ صَيِّرْنا الى‏ مَحْبُوبِكَ مِنَ التَّوْبَةِ وَ ازِلْنا عَنْ مَكْرُوهِكَ مِنَ الْإصْرارِ اللَّهُمَّ وَ مَتى‏ وَقَفْنا بَيْنَ نَقْصَيْنِ في‏ دينٍ اوْ دُنْيا فَاوْقِعِ النَّقْصَ بِاسْرَعِهِما فَناءً وَ اجْعَلِ التَّوْبَةَ في‏ اطْوَلِهِما بَقاء


    خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و ما را به توبه که محبوب تو است برسان و از اصرار بر گناه که مبغوض تو است برهان. خدایا هر گاه یک از دو نقصان (یکی در دین و دیگری در دنیا) به ما روی کند آن را که زودتر مرتفع می شود نصیب ما بگردان و از بلایی که بقای بیشتری دارد توفیق توبه عنایت بفرما


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تعریف توبه و اهمیت آن

    توبه به معنای بازگشت از گناه ، سرکشی و پشیمان شدن از کردار ناپسند پیشین است که دو شرط اساسی دارد: شرط اول: پشیمانی از عمل و ندامت از کار سابق ناهنجار و شرط دوم تصمیم قطعی بر انجام ندادن دوباره آن عمل غلط و ناصواب در آینده است.

    توبه و بازگشت از گناه بسیار مورد عنایت و رحمت خداست آن چنان که در روایت آمده است: خداوند ناله توبه کنندگان را بیش از مناجات عابدان دوست دارد.



    و درست به عکس آن، خداوند از رفتار تبه کاری که بر رفتار ناپسند خود اصرار می ورزد بیزار است زیرا اصرار در عمل ناپسند نادیده گرفتن عظمت و قدرت حضرت متعال است که لازمه آن بازتاب شدید غضب الهی خواهد بود.



    در قسمت بعد امام سجاد علیه السلام دو قضیه صد در صد عقلانی را ذکر می کند: یکی این که هر گاه امر بین دو چیز قرار گیرد که یک نقصان دارد و تمام شدنی است و دیگری در مدتی نامتناهی ، هیچ گاه عقل نمی پذیرد که نقصان نامتناهی را انتخاب کند و دلگرم انتخابی شود که کاستی ابدی دارد و روشن است که دنیا و آخرت در دو سوی خط مستقیم اند و یکی کوتاه و دیگری ابدی است و عقل به انتخاب اصلح یعنی آخرت حکم می کند.

    از این رو امام سجاد علیه السلام فرمود: « وَ اجْعَلِ التَّوْبَةَ في‏ اطْوَلِهِما بَقاء»؛ یعنی امام علیه السلام بازگشت نمودن و روی آوردن به آن سو که تمام شدنی نیست و اعراض از عاریه ها و پدیده های تمام شدنی را از خداوند متعال درخواست نموده است چه عقل که بنابر تعریف امام صادق علیه السلام که فرمود:


    «عقل نیرویی است که خداوند رحمت گر با آن عبادت شده و بهشت با آن به دست می آید.» همین واقعیت عقلانی و مورد درخواست حضرت سجاد الائمه علیه السلام را بر می گزیند زیرا عقل ابدیت را می پذیرد و از امور ناپایدار گریزان است.

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۲/۰۲ در ساعت ۱۹:۴۵

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز دوم:

    وَإِذَاهَمَمْنَا بِهَمَّيْنِ يُرْضِيكَ أَحَدُهُمَا عَنَّا، وَ يُسْخِطُكَ الْآخَرُ عَلَيْنَا، فَمِلْ بِنَا إِلَى مَا يُرْضِيكَ عَنَّا، وَ أَوْهِنْ قُوَّتَنَا عَمَّا يُسْخِطُكَ عَلَيْنَا وَ لَا تُخَلِّ فِي ذَلِكَ بَيْنَ نُفُوسِنَا وَ اخْتِيَارِهَا، فَإِنَّهَا مُخْتَارَةٌ لِلْبَاطِلِ إِلَّا مَا وَفَّقْتَ، أَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمْت‏


    خدایا هر گاه همت به یکی از دو کار داشته باشیم که یکی موجب ناخشنودی و خشم و دیگری موجب رضای تو است آن را که خشنودیت را جلب می نمایدنصیب ما گردان و اراده و توان ما را نسبت به آن چه غضب تو می باشد سست گردان و ما را به حال خود رها مکن زیرا نفغس چون به خود واگذار شود در باطل می کوشد و میل زیادی به کارهای نکوهیده دارد مگر آن که تو ترحم فرمایی.


    تمایل به طاعت و خطور گناه بر نفس و ذهن


    اساسا تمایل به انجام طاعت موجب می شود که خداوند متعال حسنه ای را که انسان می خواهد انجام دهد و هنوز آن را به جا نیاورده است ثبت فرماید. از این رو امام صادق علیه السلام فرمود: «وقتی مومن تصمیم بر کار نیک می گیرد هنوز عمل نکرده برای او نوشته می شود و اگر عمل کند ده حسنه و کار نیک برای او نوشته می شود و هنگامی که تصمیم بر گناه می گیرد تا زمانی که عمل نکرده برای او نوشته نمی شود.[1]


    از سوی دیگر از این روایت بر می آید که خطور گناه بر نفس و ذهن و عزم بر آن موجب گناه نیست هر چند بعضی از گناهان همانند سوء ظن و بدگمانی که خود عملی باطنی است موجب پستی نفس و کمبود مراتب متعالی انسان و مانع ارتقای نفس می شود اما اگر به آنان ترتیب اثر ندهد موجب گناه و عذاب الهی نخواهد شد.


    پی نوشت:
    [1].کافی، ج2، ص428


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    توفیق ترک گناه:


    گاهی قدرت بر ترک گناه اگر چه موجب ترفیع درجه نیست ولی همین مقدار که انسان از انجام معصیت در امان است خود مطلوب می باشد اگر چه احتمال دارد معنای این جمله که امام سجاد علیه السلام فرمود:« أَوْهِنْ قُوَّتَنَا عَمَّا يُسْخِطُكَ عَلَيْنَا »عبارت از آن باشد که خداوند متعال انسان را به گناه موفق نکند و مانعی بر سر راه گناه ایجاد کند.


    زیرا هر گاه خداوند منان بنده خود را دوست بدارد بر سر راه عصیان و طغیان او مانع ایجاد می کند که به گناه آلوده نگردد چنان که گاهی بنده را نعوذ بالله به خود واگذار می کند و نفس اماره بر او مسلط گردیده و آن چه را نباید به جا آورد انجام می دهد و در مهلکه دشمنی با خدا قرار می گیرد زیرا انسان ترکیبی از طبیعت و فطرت است طبیعت انسان هواخواه شهوات و امیال جسمانی بوده و درصدد طغیان است بر خلاف فطرت او که خداخواه و از گناه بیزار است

    و هدف از آیه شریفه:
    « إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي »؛ «به راستی که نفس بسیار بد فرما است مگر آن که پروذدگارم رحم کند.»[1]؛ همین حال طبیعی انسان است که کهن ترین دامگاه شیطان است و هرگز نباید از آن غافل باشد.


    پی نوشت:
    [1].یوسف، 53


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز سوم:

    اللَّهُمَّ وَ إِنَّكَ مِنَ الضُّعْفِ خَلَقْتَنَا، وَ عَلَى الْوَهْنِ بَنَيْتَنَا، وَ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ ابْتَدَأْتَنَا، فَلَا حَوْلَ لَنَا إِلَّا بِقُوَّتِكَ، وَ لَا قُوَّةَ لَنَا إِلَّا بِعَوْنِكَ فَأَيِّدْنَا بِتَوْفِيقِكَ، وَ سَدِّدْنَا بِتَسْدِيدِكَ،

    خدایا ما را از ضعف آفریدی و از سستی بنیان نهادی و از نقطه بی ارزش بنا نهادی پس هیچ حول و قوه ای جز قوه و کمک تو نداریم بنابراین ما را به توفیق خود موید گردان و استحکام وجودی و ایمانی ما را تشدید فرما

    انسان آماج نیروهای بازدارنده از توکل بر خدا و راه رهایی از آن

    انسان در همه شئون وجودی محدود ، ناتوان و ضعیف است و با کم ترین ناملایم در اصول زندگی از توفیق در امور خود باز می ایستد. خداوند متعال می فرماید:
    «خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعيفاً»؛ «انسان ناتوان آفریده شده است.»[1]


    نیز از سوی دیگر هواهای نفسانی پیوسته در برابر عزم قاطع او بر انجام کارهای نیک مانع ایجاد کرده و نمی گذارد به سوی صراط مستقیم حرکت نماید و هم چنین شیطان بر سر راه او کمین زده و هواهای نفسانی او را تایید می کند و پیوسته او را وادار به شکستن عهد و باز ایستادن از تصمیم می کند.
    گذشته از آن که مقدار قدرت فکری و میزان اراده قطعی او حد و مرز معین دارد که اگر در برابر قدرت معارض برتر قرار گیرد طاقت او طاق شود و خود را می بازد و در کشمکش عقل و نفس جز به عنایت حضرت حق به زمین می خورد


    غره مشو که مرکب مردان مرد را / در سنگلاخ بادیه ها پی بریده اند.


    از این رو انسان هر کس که باشد هرگز نباید به من و منیت تکیه کند بلکه باید با توکل تمام به نیرو و قدرت خداوند متعال تمسک جوید.
    آری محدودیت همه دستگاه آفرینش از آغاز تا انتهای آن را فرا گرفته است و باید در مقابل قواعد عظیم دستگاه خلقت پیش آمدهای غیر مترقبه و جنجال های زندگی از دستگاه گرداننده جهان کمک گرفت و اهرم بازوان را به مبدا قدرت نامتناهی پیوند داد در این صورت هیچ چیز در مقابل حرکت انسان قرار نمی گیرد و با این توجه انسان نباید هیچ گاه توهم عجز نماید بلکه با امیدواری تمام همه درهای بسته در دست او است.

    نومید مشو که رندان خرقه پوش / با یک ترانه به منزل رسیده اند.

    بنابراین مضمون این قسمت دعا بریدن از خود و پیوستن به خدا جبران ضعف خود با قدرت غیر متناهی حضرت حق است زیرا ضمیمه کردن هزاران ضعیف نیروی توانمند نمی سازد بلکه کثرتی غیر مفید خواهد بود از این رو امام سجاد علیه السلام پس از اقرار به ضعف می فرماید: « فَأَيِّدْنَا بِتَوْفِيقِكَ، وَ سَدِّدْنَا بِتَسْدِيدِكَ،»

    پی نوشت:
    [1].نساء، 28

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۲/۰۲ در ساعت ۱۹:۵۱

  7. تشکر


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز چهارم:


    وَ أَعْمِ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا عَمَّا خَالَفَ مَحَبَّتَكَ، وَ لَا تَجْعَلْ لِشَيْ‏ءٍ مِنْ جَوَارِحِنَا نُفُوذاً فِي مَعْصِيَتِك‏

    و چشم دل ما را نسبت به آن چه خلاف محبت تو است کور گردان و اعضا و جوارح ما را در عصیان خود نافذ مگردان.

    خطورهای ناهنجار قلبی و ارتکاب گناهان جوارحی و آثار آنها

    شاید بعضی گمان کنند بینا کسی است که چشم ظاهر او با نظام فیزیکی خاصی بتواند اشیای محسوس و ملموس را مشاهده کرده و تشخیص دهد البته درست است که این نیز نوعی بینایی است ولی این بینایی میان انسان و حیوان مشترک است یعنی حیوانات نیز با استفاده از نور و بازتاب فیزیکی چشم اشیا را می بینند.

    بنابراین بصیرت خاص انسانی درباره دید عقل و حاکمیت عقلی است از این رو به کسانی که آینده های دور را تشخیص می دهند و معماهای علمی و قضایای پیچیده ریاضی و فلسفی را حل می کنند انسان های بینا و دانشمند گفته می شود.


    بنابراین حل معضلات دانش با دید چشم میسور نیست بلکه انسان با دید عقلانی و تجربه های فراوان علمی توان حل این مشکلات را خواهد داشت. چنان که دید الهی و ایمانی همانند دید عقلانی کاری به چشم ظاهر ندارد به همین دلیل خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتي‏ فِي الصُّدُورِ»؛«چشم ها نابینا نیست، بلکه دل هایی که در سینه دارند نابینا است.»[1]

    نیز در آیه دیگر می فرماید:

    « لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»؛«آنان قلب دارند ولی با آن ژرف اندیشی نمی کنند و چشم دارند ولی با آن نمی بینند و گوش دارند ولی با آن نمی شنوند آنان همان چهار پایان، بلکه گمراه ترند.

    یعنی این گونه افراد در ما به الاشتراک حیوان و انسان زندگی می کنند زیرا هدف بینایی فوق حیوانی است که اختصاص به انسان دارد و اینان فاقد آن مرتبه هستند.


    پی نوشت:
    [1].حج، 46
    [2].اعراف، 179

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۲/۰۲ در ساعت ۱۹:۵۴

  9. تشکر


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با این حال گاه دل و چشم انسان به کاری دوخته می شود که خدا از آن راضی نیست و در خاطره انسان خیالاتی به تصویر کشیده می شود که از آنها به خطورهای شهوانی تعبیر می شود که باید به سرعت از این خطورها چشم پوشید و دل را از آن سو برگرداند چرا که بزرگ ترین خطر برای انسان پیدایش خاطرات غلط و ناهنجاری است که بدون اختیار برای انسان حاصل می شود از این رو باید به سرعت از آن صرف نظر نمود تا ذهن از آنها خالی گردد برای این تخلیه ذهنی خواندن دو سوره معوذتین و خواندن آیه «و الا بذکرالله تطمئن القلوب ، دلها فقط با یاد خدا آرام می گیرد.» بسیار سودمند است.


    در ادامه امام سجاد علیه السلام از خداوند متعال حفظ جوارح ظاهری از انواع گناهان را درخواست کرده است یعنی چشم از نگاه حرام، گوش از شنیدنی های حرام، دست از تصرف اموال مردم و پا از رفتن به سوی گناه حفظ گردد.


    البته باید توجه نمود که هر چه در اعضا پدید می آید از خاطره قلبی زشت سرچشمه می گیرد و از این رو بیش از این دوری از خطورهای ناهنجار در کلام امام علیه السلام درخواست شده بود.



  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز پنجم:

    اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ هَمَسَاتِ قُلُوبِنَا، وَ حَرَكَاتِ أَعْضَائِنَا وَ لَمَحَاتِ أَعْيُنِنَا، وَ لَهَجَاتِ أَلْسِنَتِنَا فِي مُوجِبَاتِ ثَوَابِكَ حَتَّى لَا تَفُوتَنَا حَسَنَةٌ نَسْتَحِقُّ بِهَا جَزَاءَكَ، وَ لَا تَبْقَى لَنَا سَيِّئَةٌ نَسْتَوْجِبُ بِهَا عِقَابَكَ.

    خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و تمام خاطرات قلبی و حرکات اعضا و به هم خوردن چشم و حرکات زبان ما را در راهی قرار ده که ثواب تو را جلب کند به طوری که هیچ حسنه و عمل نیکی را که ممکن است بدان برسیم از دست ندهیم و بدان وسیله مستحق جزای خیر تو گردیم و هیچ گناهی را که موجب عقاب و کیفر تو است برای ما باقی مگذار.

    نقش خاطرات قلبی در گمراهی و هدایت انسان


    چنان که در فراز قبل گفتیم خاطرات قلبی، آثار سرنوشت سازی را برای انسان به بار می آورد از این رو باید بسیار مراقب بود که صحیفه شفاف دل که حرم الهی است تاریک نگردد. در روایتی از حضرت عیسی علیه السلام برخی خاطرات ذهنی فاسد به خانه بسیار زیبایی تشبیه شده است که مقدار زیادی دود قیر و نفت در آن متراکم گشته و تمام در و دیوار آن را دود اندود کرده باشد.[1]؛ یعنی این گونه خاطرات، ذهن را تاریک می کنند.

    امام سجاد علیه السلام در این فراز دریافت ثواب ها و دور شدن از تاریکی ها را تنها برای کسی میسر می داند که به کنترل خاطرات قلبی ، حرکات اعضا و نگاه های حرام و لغزش زبان دست یابد و خود را از تهاجم های پی در پی و بیامان شیطان مصون بدارد بلکه بتواند همه خاطرات قلبی و اعضا و اندام های خود را در خدمت دستورهای الهی در آورد به گونه ای که تمامی اعضای او یک باره در راه اطاعت خداوند متعال قرار گیرند زیرا درها و مجاری ورودی که شیطان از راه آن به انسان شبیخون می زند و قلب او را تسخیر می کند راه حواس ظاهری
    است و اگر این درها به روی شیطان بسته شود راه بر او باز نخواهد شد

    از این رو اینکه قرآن کریم می فرماید: جهنم دارای هفت در است؛
    [لها سبعة ابواب]؛ [2] اشاره به همین حواس پنجگانه ظاهر و ششمی خیال و هفتم قوه وهم است.


    و نیز اگر گفته شده است که بهشت هشت در دارد عبارت از همین هفت قوه می باشد اگر در حاکمیت عقل باشد و همگی به پیروی از عقل حرکت نمایند که مجموعا به اضافه نیروی عقل هشت در بهشت را تشکیل می دهند.


    بنابراین وقتی عقل بر کرسی حکومت می نشیند حواس ظاهر و باطنی انسان مجموعا در اختیار او در می آید و نتیجه همان می شود که امام فرمود: « لَا تَبْقَى لَنَا سَيِّئَةٌ نَسْتَوْجِبُ بِهَا عِقَابَكَ.»

    پی نوشت:
    [1].ر.ک. کافی، ج5، ص542
    [2].حجر، 44


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۲/۰۲ در ساعت ۱۹:۵۹


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود