جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دعای دهم صحیفه سجادیه(دعا هنگام پناه بردن به خدا)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دعای دهم صحیفه سجادیه(دعا هنگام پناه بردن به خدا)




    باسمه تعالی

    درخواست رحمت از خدا را نیز باید از کسانی بیاموزیم که پیوسته مشمول رحمت ویژه حضرت حق هستند و با راه های کسب و دریافت قابلیت رحمت آشنایند و می دانند که برای به دست آوردن فیض الهی و ریزش رحمت حق چگونه با او سخن بگویند. این دعا یکی از دعاهای زیبا در این باره به شمار می آید.


    فراز اول:


    اللَّهُمَّ إِنْ تَشَأْ تَعْفُ عَنَّا فَبِفَضْلِكَ، وَ إِنْ تَشَأْ تُعَذِّبْنَا فَبِعَدْلِك‏


    خدایا اگر اراده کنی و از ما درگذری ، با تفضل عمل کرده ای و اگر اراده کنی و ما را کیفر کنی، به عدل و داد رفتار نموده ای.

    تفضل خداوند، معیار عفو و بخشش و پاداش های روز قیامت

    رشد انسانی معلول فضل خداوند عالم است و خداوند متعال وعده بخشش و فضل به بندگان خود عطا فرموده است.اگر رشد و تعالی از ناحیه فضل او باشد قطعا عفو از گناه هم به طریق اولی از فضل او نشات می گیرد یعنی اگر رشد و تکامل ما به فضل خداوند متعال باشد نه به لیاقت ما، زیرا خداوند لیاقت ما را نیز به رحمت خود افاضه می فرماید با این حال چگونه امکان دارد گذشتن از گناه مربوط به لیاقت ما باشد؟ از این رو در این دعا به گناه کاران نوید داده شده است که ان چه منشا عفو است فقط فضل خدا است.


    بنابراین گناه کاران باید در جلب فضل و رضای او بکوشند و گرنه اگر ملاک لیاقت بود یاس بر گناه کاران غالب می شد. از این گذشته توفیق کسب شایستگی پیش از لیاقت و شایستگی نیز از سرچشمه فضل حضرت الهی نشات می گیرد.

    خداوند متعال می فرماید:
    «وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ»[1]؛ «و خداوند از جانب خود به شما وعده آمرزش و بخشش می دهد و خداوند گشایشگر و دانا است.»


    «ِ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى‏ مِنْكُمْ مِنْ أَحَد»[2]؛ «اگر تفضل و رحمت خدا نبود هیچ یک از شما پاک نمی گردیدید.»

    «إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ»[3]؛ «به راستی که خداوند بر مردم تفضل می کند ولی بیشتر مردم سپاس نمی گذارند.

    پی نوشت:
    [1].بقره، 268
    [2].نور، 21
    [3].بقره، 243

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۲/۰۴ در ساعت ۱۳:۱۶


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چنان که فضل و رحمت خداوند متعال در جزای بندگان نیز جاری است، زیرا اولا خداوند متعال از عذاب کردن گناه کاران بی نیاز است و از این رو هرگز در کیفر طغیان گران انتقام و تلافی و تشفی برای او معنا ندارد چه این گونه حالت دلیل بر انفعال و نقصان است که ساحت حضرت حق منزه از چنین تصورات نادرست می باشد.

    ثانیا: نظام پاداش در جهان آخرت قراردادی نیست بلکه آن گونه است که قرآن می فرماید: وقتی جهنمیان به سرنوشت خود می رسند به آنان خطاب می شود»
    «هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُ»[1]؛ «این همان چیزی است که شما برای خود اندوخته بودید.»

    و می فرماید: «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَة»[2]؛ «نفس انسان در گرو اعمال خویش است.»

    و می فرماید: «ِ وَ وُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ»[3]، «به هر کس آن چه انجام داده داده می شود و به هیچ وجه به کسی ستم نمی شود.»

    هم چنین می فرماید: « لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ»[4]؛ «هر کس هر چه انجام داده به نفع و یا ضرر او است.»

    از این آیات کریمه استفاده می شود که پاداش آنان بازتاب اعمال خود آنها است پس در جزای رفتار بندگان کم ترین ظلمی صورت نمی گیرد چنانکه در قرآن کریم فرموده: «وَ لا يُظْلَمُونَ فَتيلا»[5]

    «به اندازه نخ روی هسته خرما به شما ستم نمی شود.»و اگر عذاب کند محض عدل است و اگر عقاب فرماید متن حکمت است.»

    پی نوشت:
    [1].توبه، 35
    [2].مدثر، 38
    [3].آل عمران، 25
    [4].بقره، 286
    [5].نساء، 49

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۲/۰۴ در ساعت ۱۳:۲۰


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز دوم:

    فَسَهِّلْ لَنَا عَفْوَكَ بِمَنِّكَ، وَ أَجِرْنَا مِنْ عَذَابِكَ بِتَجَاوُزِكَ، فَإِنَّهُ لَا طَاقَةَ لَنَا بِعَدْلِكَ، وَ لَا نَجَاةَ لِأَحَدٍ مِنَّا دُونَ عَفْوِك‏


    خدایا بر ما منت گذارده و عفو خود را نصیب ما گردان و ما را از عذاب خود رهایی بخش زیرا اگر در حسابرسی به عدل معامله کنی هیچ یک از ما نجات نخواهیم یافت گذشته از آن که هیچ کس طاقت عذاب تو را نخواهد داشت.

    لزوم تضرع و انابه به درگاه خداوند:


    اگر کسی در قرآن که عذاب جهنم را توصیف می کنند دقت کند ترس و خشیت ، آرامش او را سلب خواهد کرد و خواهد فهمید که چرا به زاری و التماس به درگاه خداوند متعال و طلب عفو و مغفرت از او مامور شده ایم .

    قرآن کریم می فرماید:
    «ْ إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمينَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها وَ إِنْ يَسْتَغيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقاً»[1]؛ «ما برای ستمگران آتشی آماده کرده ایم که سراپرده های آن آنان را در بر می گیرد و اگر فریاد رسی جویند به آبی مانند مس گداخته که چهره ها را بریان می کندد یاری می شوند و چه بد شرابی و چه زشت جایگاهی است.

    بعضی گفته اند: توقف جهنمیان بر اساس آیه شریفه «لابِثينَ فيها أَحْقاباً»[2]

    دست کم سه تا هشتاد سال است بیچاره انسانی که در این جهان اسیر ـرزوها ، عواطف، احساسات، شکم و شهوت ، خودخواهی، اشتباهات و نسیان ها، شیاطین انسی و جنی و تسلط هواهای نفسانی است و در طول عمر خود کم ترین فرصتی برای رهایی خود نمی یابد در حالی که دو مامور دقیق و بدون اشتباه ناظر بر احوال و اعمال و رفتار انسان ها هستند به گونه ای که در قیامت بسیاری فریاد سر می دهند:

    «َ يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغيرَةً وَ لا كَبيرَةً إِلاَّ أَحْصاها»[3]؛
    «وای بر ما این چه نامه ای است که هیچ کار کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته، جز این که همه را به حساب آورده است.

    پی نوشت:
    [1].کهف، 29
    [2].نبا، 23
    [3].کهف، 49


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۲/۰۴ در ساعت ۱۳:۲۴


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به گونه ای که اگر حسابرسی دقیق شود هیچ کس به جز افراد مخلص نجات نمی یابند گذشته از آن که عبادت ها و نیایش ها همگی پر از نقصان و فقر و آمیخته با غفلت ها است که نه تنها گناهان را برطرف نمی کنند بلکه خود موجب استغفار و طلب آمرزش دیگری است نمازها از حضور قلب خالی است، در اعمال ما مراقبی در کار نیست با آن که در محضری ربوبی قرار داریم و از حضور در محضر او غافلیم و این غفلت محض ما در ایام عمر جز حسرت و شرمساری در روز حساب چیز دیگری ندارد آن هم از کسی که غرق در نعمت خداوندی بوده است. گذشته از آن که آن چه را هم که انجام داده همه به توفیق حضرت ربوبی است چنانکه در دعای ابو حمزه می خوانیم: «به تو تو را شناختم و تو بودی که مرا به سوی خود راهنمایی کردی و فراخواندی و اگر تو نبودی من نمی دانستم که تو کیستی»

    نیز امیرالمومنان علیه السلام در مناجات شعبانیه می فرماید:


    «إِلَهِي ‏لَمْ ‏يَكُنْ‏ لِي حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ إِلَّا فِي وَقْتٍ أَيْقَظْتَنِي لِمَحَبَّتِكَ »
    «معبودا من نیرویی نداشتم تا بتوانم با آن از نافرمانی ات خودداری کنم جز زمانی که تو مرا برای دوستی ات بیدار کردی [1]

    جمله« بحول الله و قوته اقوم و اقعد»[2]؛ «با قدرت و نیروی خدا بر می خیزم و می نشینم» نیز همین را می رساند که در اطاعت ها
    منت از اوست چنانکه در سوره حمد می خوانیم: «ایاک نعبد و ایاک نستعین» ؛ «تنها تو را می پرستیم و فقط از تو یاری می طلبیم.»


    یعنی حتی اگر عبادت تو را می کنیم به استعانت و کمک تو است بنابراین اگر جلب و جذب عطوفت ربوبی نباشد همان خواهد بود که قرآن کریم می فرماید: «ِ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى‏ مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ »[3]؛ «اگر تفضل و رحمت خدا بر شما نبود هیچ یک از شما پاکیزه نمی گردید.»

    پی نوشت:
    [1].اقبال الاعمال، ج2، ص686
    [2].کافی، ج3، ص338
    [3].نور، 21

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۲/۰۴ در ساعت ۱۳:۲۸


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز سوم:


    يَا غَنِيَّ الْأَغْنِيَاءِ، هَا، نَحْنُ عِبَادُكَ بَيْنَ يَدَيْكَ، وَ أَنَا أَفْقَرُ الْفُقَرَاءِ إِلَيْكَ، فَاجْبُرْ فَاقَتَنَا بِوُسْعِكَ، وَ لَا تَقْطَعْ رَجَاءَنَا بِمَنْعِكَ، فَتَكُونَ قَدْ أَشْقَيْتَ مَنِ اسْتَسْعَدَ بِكَ، وَ حَرَمْتَ مَنِ اسْتَرْفَدَ فَضْلَك


    ای بی نیاز بی نیازان. هان! اینک ما بندگانی هستیم که در پیشگاه تو ایستاده ایم و من نیازمندترین نیازمندانم. پس بیچارگی و نیاز ما را به قدرت خود برطرف گردان و هرگز امید ما را به نومیدی مبدل نکن زیرا اگر ما را نومید فرمایی آنان را که از تو طلب نیک بختی کرده اند به شقاوت مبتلا نموده ای و آنان را که از تو طلب فضل و رحمت نموده اند محروم ساخته ای.

    غنای مطلق حضرت حق و نیازمندی آفریده ها به او.


    موضوع بی نیازی خالق و نیاز مخلوق از سنخ غنا و فقر موجود در نظام عقلایی و اجتماعی نیست بلکه به گونه ای است که در دو علم عرفان و فلسفه به طور مبسوط از آن بحث و بررسی شده است.


    کوتاه سخن آن که: فقر مخلوق نسبت به خالق در مرحله اصلی هستی است هم چنان که غنای حضرت ربوبی این گونه است بدین معنا که هستی، ذاتی حضرت حق است و ما سوی الله همگی محض حاجت و ربط به او هستند یعنی حاجت در اصل هستی ماسوی الله حاکم است و خداوند آن را لحظه به لحظه به آنها افاضه می فرماید: و بدین ترتیب جبران فقر و فاقه از طرف مبدا در نظام هستی پیوسته جاری است و گرنه «گر کند نازی به هم ریزند قالب ها»


    یعنی خلق به عدم می پیوندد و اثری از هیچ چیز به جای نمی ماند قرآن کریم نیز به این فقر و غنای وجودی اشاره نموده و می فرماید: «يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ»[1]؛ «ای مردم همه شما به درگاه خدا نیازمندید و تنها خدا بی نیاز و ستوده است.»

    انسان در همه نظام وجودی خود از قبیل سلامتی، ثروت، عزت، مرگ، زندگی، علم، ایمان، رفاه و دوام در زندگی به خداوند محتاج است و هم چنین باید تمام اموری را که در تکامل روحی و اخلاقی او نقش دارند مانند عبادت، رشد فکر، توفیق در فراگیری علوم، کرامت های روحی، و کرامت های اخلاقی را از خداوند متعال درخواست کند چرا که در صورت منع فیض از طرف خداوند متعال سعادت هرگز میسور او نخواهد بود و نتیجه آن حرمان از تمامی فیض ها خواهد بود.

    بر این اساس اگر انسانی شناخت دقیق از نظام هستی داشته باشد به خوبی به این واقعیت می رسد که زیرک ترین و زبده ترین فرد در عالم کسی است که در سلک اطاعت خداوند در آمده و هرگز کوتاهی ننماید که عزت و ذلت صحت و موت و حیات در کف قدرت لایزال او است.


    چشم دل باز کن که جان بینی/ آنچه نادیدنی است آن بینی
    از مضیق جهات درگذری / وسعت ملک لامکان بینی
    آنچه نشنیده گوش آن شنوی / وانچه نادیده چشم آن بینی
    تا به جایی رساندت که یکی / از جهان و جهانیان بینی
    با یکی عشق ورز از دل و جان / تا به عین‌الیقین عیان بینی
    که یکی هست و هیچ نیست / جز او وحده لااله الاهو[2]


    پی نوشت:
    [1].فاطر، 15
    [2].دیوان هاتف اصفهانی



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز چهارم:


    فَإِلَى‏ مَنْ‏ حِينَئِذٍ مُنْقَلَبُنَا عَنْكَ، وَ إِلَى أَيْنَ مَذْهَبُنَا عَنْ بَابِكَ، سُبْحَانَكَ نَحْنُ الْمُضْطَرُّونَ الَّذِينَ أَوْجَبْتَ إِجَابَتَهُمْ، وَ أَهْلُ السُّوءِ الَّذِينَ وَعَدْتَ الْكَشْفَ عَنْهُم‏


    خداوندا از درگاه تو به کجا برویم؟ و به چه کسی روی آوریم؟ تو پاک و منزهی و ما در نهایت اضطراریم و خود وعده دادی که دعای درماندگان را اجابت نمایی و گرفتاریم و تو وعده دادی که اندوه گرفتاران را بگشایی.

    اضطرار پیوسته انسان به مبدا هستی

    این فراز از دعا را کسی می تواند از نهاد جان سر دهد که جایگاه بندگی را بداند و قدرت حضرت احدیت را کاملا بشناسد و معنای قیومیت خداوند را بفهمد و آن گاه بی اختیار اعتراف می کند که جز او پناه گاهی ندارد این جاست که اشک از دیدگان فرو می ریزد و از سوز دل آیه شریفه:

    «أَمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ»[1]؛
    «آیا کسی هست که دعای درمانده را اجابت کند و ناراحتی او را برطرف سازد؟ »

    متوسل می شود توهم استعدادهای خام آن است که اضطرار انسانی فقط در وقت مرض، حال ضعف، دم مرگ و یا در شدت تهی دستی و فقر است و در غیر این صورت به خدای خود محتاج نیست و اگر احیانا نمازی هم می گذارد ستایش فوق العاده ای است که به خالق خود عرضه داشته است و این که انسان به طور مستقل نفس می کشد و زنده است و در تمامی حرکات و سکنات و حالات و صفات خود با استقلال تمام به خویش متکی است این افراد به کانون اضطرار و نقطه مرکزی وابستگی خود به خدا توجه نداشته و با غفلت و بی خبری به زندگی سرگرم اند.

    چندین هزار ذره سراسیمه می دود / در آفتاب و نداند کافتاب چیست

    و نمی دانند که ارتباط خلق با خالق آن چنان پیوسته است که در هیچ لحظه ای از مدد او بی نیاز نیست از این رو حضرت سید الشهدا علیه السلام در دعای عرفه به درگاه خداوند عرض می کند:

    «إِلَهِي ‏أَنَاالْفَقِيرُ فِي غِنَايَ فَكَيْفَ لَا أَكُونُ فَقِيراً فِي فَقْرِي إِلَهِي أَنَا الْجَاهِلُ فِي عِلْمِي فَكَيْفَ لَا أَكُونُ جَهُولًا فِي جَهْلِي »[2]
    «من در حال بی نیازی نیازمندم. پس چگونه در حال نیاز نیازمند نباشم؟ من در حال علم گریبان گیر جهل هستم پس چگونه در حال نادانی جاهل نباشم.»

    بنابراین هر چه علم و غنای بشر بیشتر شود به عطای او محتاج تر و وابسته تر است زیرا پیش از دیگران مرهون عنایات او گردیده است در حقیقت هرگز اضطرار ما از یاری حضرت احدیت جل و علا جداشدنی نیست.

    پی نوشت:
    [1].نمل، 62
    [2].اقبال الاعمال، ص348


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۲/۰۴ در ساعت ۱۳:۳۴


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اثر مضطر دیدن خود به خدا


    کسی که محتاج بودن خود را به خدا می بیند می داند که خداوند متعال برای برآوردن نیازهای او کافی است و هرگز قدرتی را فوق قدرت خدا ندیده و هیچ گاه بر در ارباب بی مروت دنیا نمی رود و هیچ گاه احساس حاجت به غیر او در خویش نمی بیند و نظر او از هر صاحب قدرت پرثروتی بریده و به یگانه عزیز مقتدر وابسته است چنانکه حضرت امام علی علیه السلام در مناجات شعبانیه می فرماید:

    « ومن‏ لاذبك ‏غيرمخذول‏ و من اقبلت عليه غير مملوك الهى انّ من انتهج بك لمستنير و انّ من اعتصم بك لمستجير»[1]

    «خدایا هر کس به تو پناهنده شد بیچاره نیست و هر کس تو به او روکنی در سلطه هیچ کس نیست و هر کس راه را به وسیله تو و به سوی تو جوید همراه نور و روشنایی است و آن که به تو تمسک جوید در پناهگاهی مستحکم خواهد بود.

    بنابراین آن که فقط با خدا است از هر بی نیازی بی نیازتر و از هر صاحب اقتداری آرام تر و مطمئن تر خواهد بود.


    بی سر و پا گدای آن جا را / سر زملک چهان گران بینی
    هم در آن پابرهنه قومی را / پای بر فرق فرقدان بینی[2]


    پی نوشت:
    [1].اقبال الاعمال، ص348
    [2].هاتف اصفهانی




  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز پنجم


    وَ أَشْبَهُ ‏الْأَشْيَاءِ بِمَشِيَّتِكَ، وَ أَوْلَى الْأُمُورِ بِكَ فِي عَظَمَتِكَ رَحْمَةُ مَنِ اسْتَرْحَمَكَ، وَ غَوْثُ مَنِ اسْتَغَاثَ بِكَ، فَارْحَمْ تَضَرُّعَنَا إِلَيْكَ، وَ أَغْنِنَا إِذْ طَرَحْنَا أَنْفُسَنَا بَيْنَ يَدَيْك‏

    خدایا نزدیک ترین چیز به مشیت توو مناسب ترین امر به عظمت تو، نزول رحمت و برکات تو بر هر کسی است که از حضرتت درخواست رحمت نموده و فریاد رسی نسبت به کسی است که با دادخواهی به تو روی آورده است ای مهربان ترین مهربانان ما با تمام تضرع و زاری خود را پیش روی تو افکنده و به تو پناهنده هستیم پس ناله های ما را دریاب.

    رحمت ذاتی حضرت حق و علت عذاب گناه کاران

    نکته قابل توجه در این فراز آن است که امام معصوم نزول رحمت را بر ارباب حاجات به مشیت خدا نزدیک دیده است چه رحمت، تلطف و رافت، ذاتی حضرت خداوندی است ولی نزول عذاب و غضب و خشم درباره گناهانی است که از فرد طغیان گر نشات گرفته و آتش دوزخ را فراهم آورده است

    یعنی اگر ظلم و طغیان نبود هرگز عذاب و جهنمی در کار نبود بلکه همه خلایق در حرم امن الهی راه داشته و کم ترین گزندی بر دامن بشر نمی نشست زیرا مشیت حضرت ربوبی جز به خیر تعلق نمی گیرد و او به مجازات و عذاب هیچ کس محتاج نیست بلکه این نافرمانی ها و طغیان ها است که در نقصان وجودی انسان دخالت تمام دارد از این رو در قیامت به جهنمیان گفته می شود:
    «هذا ما کنزتم لانفسکم»[1]؛ «این جهنم همان چیزی است که برای خود ذخیره کرده بودید.»

    در نظام اجتماعی عقلایی چنان چه کسی را به جرم خاصی تادیب کنند قهرا یک نوع تلافی و تشقی نفس و لذت انتقام در کار است چرا که نظام انفعالی نفس انسان و اثرپذیری آن این گونه ایجاب می کند و چنین مسئله ای در ساحت قدس حضرت ربوبی راه ندارد

    بنابراین اگر مجازاتی در نظام قدس ربوبی در کار است برای انتقام گیری نیست بلکه از آن جهت است که شخص آلوده تطهیر شود تا برای جلب رحمت حضرت ربوبی آماده گردد زیرا گناه آن چنان ظرف دل و قلب را آلوده می کند که عفونت آن مانع هر گونه رحمتی می گردد و یگانه راه تطهیر آن مجازات شخصی گناه کار است درست همانند جراحی که برای سلامت بدن انسان زایده عفونی را به وسیله برق می سوزاند و یا عضو فاسدی را قطع می کند که این قطع و سوزاندن فقط مقدمه سلامتی آن شخص است.


    آری ظلم انسانی فقط متوجه خود او است و هر کس عمل فاسدی را انجام دهد خود را به گروگان داده و در گرو آن عمل خواهد بود و عکس العمل آن را در دنیا و آخرت خواهد چشید و امکان ندارد که بتواند از گرو آن فرار کند.

    از این رو قرآن کریم می فرماید:
    «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْيُكُمْ عَلى‏ أَنْفُسِکم»[2]؛«ای مردم گریبان شما در گرو ظلم های شما است.»

    انسان گناه کار فقط به ریشه خود آتش می زند.از این رو انسان باید همیشه در شروع هر عملی فکر کند که آیا ارتکاب آن را خدا مجاز دانسته است یا نه.


    بر این اساس شارع مقدس همه حرکات و سکنات ما را زیر حساب برده است و ما باید پیوسته تمام امور خود را بر آن نظام قانون الهی عرضه بداریم و گرنه باید منتظر بازتابش باشیم.


    «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ * وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه»[3]؛ «پس هر کسی به اندازه وزن ذره ای کار خیر انجام دهد آن را می بیند و هر کس به اندازه سنگینی ذره ای کار شر انجام دهد آن را می بیند.

    پی نوشت:
    [1].توبه، 35
    [2].یونس 23
    [3].زلزال، 7، 8

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۲/۰۴ در ساعت ۱۳:۴۰


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فراز ششم:

    اللَّهُمَّ إِنَّ الشَّيْطَانَ قَدْ شَمِتَ بِنَا إِذْ شَايَعْنَاهُ عَلَى مَعْصِيَتِكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ لَا تُشْمِتْهُ بِنَا بَعْدَ تَرْكِنَا إِيَّاهُ لَكَ، وَ رَغْبَتِنَا عَنْهُ إِلَيْكَ.


    خدایا شادمانی شیطان در این است که ما از او اطاعت کنیم ، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اکنون که توفیق داده ای تا از او دوری کنیم و به سوی تو شوق پیدا کنیم هرگز وسایل خوشحالی شیطان را برای ما فراهم نفرما و توفیق دوری از او را به ما کرامت گردان.

    شناخت شیطان و ابزارهای او برای منحرف کردن انسان

    شماتت به معنای خوشحالی دشمن از پیدایش بلا و مصیبت است این فراز از دعا پناهندگی به حضرت ربوبی از شر شیطان است که پیوسته به دشمنی با او ادامه داده و در کمین نشسته که با دیدن زمینه های مساعد دست به حمله بزند در هر حال شیطان رقیب سرسختی است که یک لحظه از تصمیم خود منصرف نمی شود.

    خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
    «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني‏ آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ»[1]؛«ای فرزندان آدم آیا با شما پیمان نبستم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شما است؟»

    اگر کسی دشمن را بشناسد و مخصوصا به حیله گری وی پی ببرد هرگز از او غافل نخواهد شد تا مبادا به تیر غیب او مبتلا شود بنابرتاین هر کس از شیطان تیر می خورد آن گاه است که از خداوند و رسولش غافل گردیده است.


    اگر دل ز یاد تو غافل نشیند / خدنگ بلا بر دل دل نشیند


    در روایتی آمده است: «النَّظَرُسَهْمٌ‏ مِنْ سِهَامِ إِبْلِيس‏»[2]؛«نگاه غیر مشروع از تیرهای شیطان است.»


    زیرا فردی که مراقب اعمال خود نیست اعضا و جوارح خود را تحت نظارت دقیق ندارد لذا به تیر شیطان گرفتار می شود.


    پی نوشت:
    [1].یس، 60
    [2].کافی، ج5، ص559

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۲/۰۴ در ساعت ۱۳:۴۳


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شیطان دشمن قهاری است که به سرعت انسان را خلع سلاح می کند و با اسلحه خود او را از پا در می آورد و با نگاه های خود قلبش را چنان نشانه می رود که نورانیت را از دل او جدا می کند و دل او را فتح کرده و در داخل قلب او جای می گیرد و پیوسته وی را بدان جا می کشاند که می خواهد و سرانجام او را راهی جهنم می کند.


    ابزار شیطان اعضا و جوارح خود انسان است که با زبان، چشم، گوش، شکم، شهوت، دست و پای او، او را مهار می کند و اعضا و جوارحی که خداوند متعال به ما عنایت فرموده وسیله رشد ما باشد و خود سلاحی برنده است که می تواند شیطان را از سر راه بردارد به دست دشمن خون خوار می افتد.

    قلبی که عرش الرحمان است و چشمی که انسان می تواند با آن کمالات بسیاری را طی کند، گوشی که می تواند مواعظ بسیار بشنود و بدان وسیله به مقام لایق برسد، زبانی که می تواند همواره به یاد خدا بوده و خیرخواه امت و گمراهان گردد، در خط دشمن مکار قرار می گیرد و عاقبت چنان عمل می کند که مورد ریشخند شیطان واقع می شود.


    شاید هیچ مرارت و تلخی به اندازه شماتت دشمن سخت نباشد از این رو حضرت سجاد علیه السلام از شماتت دشمن قهار (دشمن) به خدا پناه می برد که بار خدایا مبتلایم مکن که در اثر پیروی از او گمراه شوم و او به شماتت و ریشخند من بپردازد.


    البته شناختن چنین دشمنی بسیار دشوار است و انسان تا راه را و دشمن را نشناسد و به دفاع مناسب مجهز نباشد روی صلاح را نخواهد دید به همین مناسبت خداوند متعال به طور مکرر بندگان خود را از شیطان بیم می دهد تا مبادا این راهزن خطرناک راه را بر بندگان ببندد.



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود